2017 December 15 - جمعه 24 آذر 1396
ناگفته‌هایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
کد مطلب: ١١٦٤٦ تاریخ انتشار: ٠٤ آذر ١٣٩٦ - ١٨:٢٨ تعداد بازدید: 255
سخنراني ها » شبکه ولايت
ناگفته‌هایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)

حبل المتین 96/05/08

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 96/05/08

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

محبوب رضاست هرکه دل ریش‌تر است

از کعبه صفای آن حرم بیشتر است

آنجاست طبیبی که ندارد نوبت

هر دل که شکسته‌تر بود پیش‌تر است

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الإمام التقی النقی و حجتک علی علی من فوق الأرض و من تحت الثری الصدیق الشهید صلاة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفا کأفضل ما صلیت علی أحد من أولیائک

سلام و درود خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند، خانم‌ها و آقایان محترم، همراهان دوست داشتنی «شبکه جهانی ولایت» و بینندگان خاص و ویژه برنامه زنده «حبل المتین».

ان‌شاءالله خوب و خوش و سلامت باشید و دلتان خوش باشد. دهه کرامت ایام بسیار مبارکی است؛ ولادت باسعادت حضرت کریمه اهلبیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) را پشت سر گذاشتیم.

امروز هم روز بزرگداشت حضرت أحمد بن موسی شاه چراغ برادر امام رضا (علیه السلام) فرزند حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) و پایان این هفته هم ولادت باسعادت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة و الثناء) است.

این اعیاد بر همه شما مبارک باشد و ان‌شاءالله در شادی اهلبیت (علیهم السلام) دل‌های همه شما شاد باشد. ان‌شاءالله اگر احیاناً غم و غصه‌ای در زندگیتان هست به برکت این شب‌ها و روزها غم و غصه از زندگیتان برود و شادی به زندگیتان بیاید.

امام عزیزی که ولادتش را پیش رو داریم «علی» نام دارد همنام مولای ما، آقای ما، نور چشم ما حضرت حیدر کرار امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و ان‌شاءالله خداوند به همه ما توفیق زیارت با معرفت امام رضا (علیه السلام) را بدهد.

بینندگان عزیزی که در خارج از کشور هستند من می‌دانم دلشان برای زیارت امام رضای عزیز و مهربان پر می‌زند.

من دو نکته را عرض کنم؛ همین ابتدا عرض می‌کنم که راه‌های ارتباطی برای شما زیرنویس می‌شود. سامانه پیام کوتاه ما «30001203» است که دوستان ما در ایران اسلامی می‌توانند پیامک بفرستند و عشق و ارادت و محبت خود به ساحت امیرالمؤمنین را بیان بکنند. همچنین شماره‌ای که از طریق واتس آپ، تلگرام و وایبر در فضای مجازی در اختیار شما هست. خیلی خوشحال می‌شویم که پیام‌های پر از عشق و ارادتتان به ساحت اهلبیت عصمت (علیهم السلام) به ویژه امیرالمؤمنین را برای ما بفرستید تا در برنامه بخوانم.

نکته دوم اینکه عزیزان دلم، بینندگان خوبمان، غنچه‌های ولایت، خانم‌ها و آقایان محترم و هرکسی که در برنامه ما مشارکت کند و مشروعیت توسل را از منظر قرآن، سنت پیغمبر اکرم و سیره صحابه در 5 دقیقه برای ما ثابت و بیان کند جزو برگزیدگان مسابقه خواهد بود.

از مجموع برگزیدگان به 15 نفر هدایایی به رسم یادبود تقدیم خواهد شد. 5 نفر اول 5 سکه تمام بهار آزادی، 5 نفر دوم 5 نیم سکه تمام بهار آزادی و 5 نفر سوم 5 ربع سکه تمام بهار آزادی دریافت خواهند کرد. شرط این مسابقه این است که دوستان بتوانند مشروعیت توسل را برای ما در کمتر از 5 دقیقه بگویند و زمان را رعایت کنند.

نکته سوم قبل از شروع گفتگویمان با حضرت استاد باید بگویم که این آخرین برنامه‌ای است من که در خدمت شما هستم و همان‌طور که قبلاً هم عرض کردم عازم سفر معنوی حج هستم. ان‌شاءالله مدینه منوره مضجع نورانی و ملکوتی نبی گرامی اسلام و قبور ائمه بقیع و قبر حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که هرچند گمنام است، اما در مدینه و محدوده حرم نبوی است؛ دعاگوی شما هستم و بعد از آن هم به مکه مشرف می‌شویم.

قول دادم عزیزان بیننده و مردم خوبی که در ایران، خارج از کشور و هرجا که هستید برای ساخت استودیوی «شبکه جهانی ولایت» دست کمک و یاری ما را بگیرند و بفشارند را در حج یاد کنم.

عزیزانی که در ساخت استودیوی نجف اشرف کمک کنند تا به زودی بتوانیم برنامه زنده پخش کنیم و حال و هوای حرم و ایوان زیبا و طلای امیرالمؤمنین را نمایش بدهیم طواف مستحبی به نیابتشان انجام می‌دهم.

بنده به هرکدام از دوستانم که در «شبکه جهانی ولایت» مسئول هستند تأکید می‌کنم که ان‌شاءالله در فرصت مناسب تمام این اسامی را جمع‌آوری کنند و از طریق فضای مجازی برای من ارسال کنند که وقتی به مکه مشرف شدم به قول و وعده خود حتماً عمل کنم.

بسم الله، ببینیم امشب اولین چراغ را چه کسی روشن می‌کند تا من ان‌شاءالله طواف مستحبی به نیابت از او انجام دهم. فرقی نمی‌کند هر مقداری که در توانتان هست می‌توانید کمک کنید.

شاید کسی بیش از ده هزار تومان یا پنجاه هزار تومان در توان نداشته باشد، اما کسی دستش باز است و می‌تواند به این استودیو و ساخت این استودیو کمک کند تا بتوانیم از این شبکه از کنار حرم امیرالمؤمنین معارف آن بزرگوار و معارف مکتب اهلبیت را بیان کنیم.

لازمه این کار این است که شما به ما کمک و یاری کنید تا بتوانیم این استودیو را در نجف اشرف راه‌اندازی کنیم.

بنابراین در ذهن شریفتان باشد دوستانی که به ساخت استودیوی «شبکه جهانی ولایت» در نجف اشرف کمک کنند این حقیر سراپا تقصیر به اسم و نام به نیابت از شما طواف مستحبی انجام خواهم داد.

امشب هم توفیق داریم در محضر استادمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم. خدمت این عزیزمان عرض سلام، عرض خوش آمد و تبریک این ایام را دارم:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم این ایام را خدمت حضرتعالی تبریک عرض می‌کنم. همچنین خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون باصفای خانواده خودشان قرار دادند خالصانه‌ترین سلامم را همراه با تبریک دهه کرامت تقدیم می‌کنم.

میلاد کریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و حضرت امام رضا امام رئوف و مهربان را خدمت شما عزیزان تبریک عرض می‌کنم.

خدا را به آبروی محمد و آل محمد و به آبروی امام هشتم و خواهر مکرمه‌اش قسم می‌دهم فرج مولای ما امام زمان (ارواحنا له الفداه) را نزدیک کند و ما را از یاران خاص آن بزرگوار قرار بدهد.

از خداوند متعال می‌خواهیم دغدغه‌های فکری همه ما را برطرف سازد، حوائج همه ما را برآورده کند و دعاهای ما را به اجابت برساند؛ ان‌شاءالله.

مجری:

ان‌شاءالله؛ استاد از شما خیلی ممنونم. ما در برنامه‌های گذشته در برنامه زنده «حبل المتین» که خدمت حضرتعالی بودیم به این موضوع اشاره فرمودید که «ابن تیمیه» با صراحت این مطلب را بیان کرده که بسیاری از صحابه و تابعین بغض امیرالمؤمنین را داشتند.

«ابن تیمیه» در ادامه می‌گوید: بسیاری از صحابه با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) جنگیدند. ما دوست داریم شما خلاصه‌ای از مباحث گذشته بفرمایید به دلیل اینکه ذهن بینندگان عزیز ما آماده شود تا من سؤالات جدید را عرض کنم.

خلاصه مطالب مطرح شده در جلسات گذشته

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول ‌الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر رب أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا

همان‌طور که حضرتعالی اشاره فرمودید «ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنة» جلد 7 صفحه 137 به صراحت می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

بسیاری از صحابه و تابعین بغض علی را در دل داشتند و او را سب می‌کردند و با او به قتال می‌پرداختند.

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 137

ما بحث را از آنجا شروع کردیم که «ابن تیمیه» یا راست می‌گوید و یا دروغ می‌گوید. اگر او دروغ می‌گوید طبق حدیث 33 کتاب «صحیح بخاری» نشانه منافق این است که موقع سخن گفتن دروغ می‌گوید؛ آن هم به «کثیرا من الصحابة و التابعین»!!

و اگر او راست می‌گوید و واقعاً بسیاری از صحابه و تابعین نستجیر بالله بغض امیرالمؤمنین را داشتند ما به صراحت از تمام منابع اهل سنت به ویژه کتاب «صحیح مسلم» حدیث 78 خواندیم که پیغمبر اکرم فرمودند:

«وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبی الْأُمِّی إلی أَنْ لَا یحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 1، ص 86، ح 78

بغض امیرالمؤمنین نشانه نفاق است و به همین خاطر ایشان با این کار خود می‌خواهد ابرو را درست کند، اما چشم را کور می‌کند. «ابن تیمیه» می‌خواهد نسبت به امیرالمؤمنین جسارت کند، اما بسیاری از صحابه و تابعین را زیر سؤال می‌برد.

سب امیرالمؤمنین به منزله سب نبی گرامی اسلام و سب خداوند عالم است. ما این مطالب را به طور مفصل در جلسات گذشته نقل کردیم. در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 130 نقل شده است که پیغمبر اکرم فرمودند:

«من سب علیا فقد سبنی ومن سبنی فقد سب الله تعالی»

هرکسی به علی ناسزا بگوید به من ناسزا گفته و هرکسی به من ناسزا بگوید به خداوند ناسزا گفته است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 130، ح 4616

در رابطه با بحث قتال با امیرالمؤمنین که ادعا شده بسیاری از صحابه و تابعین با امیرالمؤمنین قتال داشتند روایتی در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 161 نقل شده است. روایت چنین است:

«نظر النبی إلی علی وفاطمة والحسن والحسین فقال أنا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم»

نبی مکرم به حضرت علی، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین نظر کرد و فرمود: هر کس با شما بجنگد با من جنگیده است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 161، ح 4713

طبق این روایت جنگ با امیرالمؤمین مساوی با جنگ با خداوند عالم است. ما از «جصاص» نقل کردیم که ایشان می‌گوید: از این روایت استفاده می‌کنیم که هرکسی با علی بجنگد؛

«فاستحق من حاربهم اسم المحارب لله ولرسوله»

چنین فردی استحقاق دشمنی با خدا و رسولش را دارد.

«وإن لم یکن مشرکا»

اگرچه مشرک نباشد.

أحکام القرآن، اسم المؤلف: أحمد بن علی الرازی الجصاص أبو بکر، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - 1405، تحقیق: محمد الصادق قمحاوی، ج 4، ص 51، باب حد المحاربین

ما در جلسه گذشته گفتیم نبی گرامی اسلام به صراحت می‌فرماید: علی با حق است و حق با علی است.

ما این روایت را از مصادر متعدد عزیزان اهل سنت نقل کردیم و گفتیم که اگر علی با حق است و حق با علی است جنگیدن با علی جنگیدن با حق است و شک و شبهه‌ای در آن نیست.

«علی مع القرآن والقرآن مع علی لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»

«حاکم نیشابوری» در مورد سند روایت می‌گوید:

«هذا حدیث صحیح الإسناد»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 134، ح 4628

از این روایت چنین استفاده می‌شود که جنگیدن با علی به منزله جنگیدن با قرآن است. این مطالب خلاصه مباحث گذشته ما بود.

مجری:

استاد از شما خیلی ممنونم، خیلی مختصر و مفید بیان فرمودید. ما می‌خواهیم ببینیم در جنگ جمل و جنگ صفین چه تعداد از صحابه همراه امیرالمؤمنین بودند و چه کسانی همراه با معاویه بودند.

صحابه حاضر در سپاه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در جنگهای سه گانه

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

به نکته زیبایی اشاره فرمودید. من گمان نمی‌کنم هیچ انسان سنی زیر بار برود که صحابه نسبت به امیرالمؤمنین سب می‌کردند و بغض علی را داشتند. حال تعدادی از بنی امیه و طلقا این کار را انجام می‌دادند عددی نیستند که به حساب بیایند.

هیچ شکی نیست که اگر یک انسان سنی متوجه بشود کسی نسبت به امیرالمؤمنین بغض و کینه دارد یا به آن بزرگوار ناسزا می‌گوید قطعاً او را مطرود می‌داند و از او بیزاری و برائت می‌جوید، زیرا امیرالمؤمنین مورد احترام تمام مسلمانان بلکه صاحبان دیگر ادیان است.

در عصر امامت امیرالمؤمنین سه جنگ اتفاق افتاد؛ جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان. جنگ نهروان که اصلاً به حساب نمی‌آید، زیرا شیعه و سنی معتقد هستند که لشکر دشمن همگی خوارج بودند و امیرالمؤمنین را کافر می‌دانستند و ما کاری با جنگ نهروان نداریم. ما در جنگ جمل و صفین می‌خواهیم بگوییم عبارت «ابن تیمیه» که می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

بسیاری از صحابه و تابعین بغض علی را در دل داشتند و او را سب می‌کردند و با او به قتال می‌پرداختند.

ما می‌خواهیم ببینیم در جنگ جمل و صفین چه تعداد با امیرالمؤمنین بودند و چه تعداد با معاویه بودند. آیا واقعاً می‌توانیم این افراد را «کثیرا من الصحابة» خطاب کنیم، یا نه!؟

بنده ابتدا به سراغ آقای «ذهبی» می‌روم. در کتاب «تاریخ الإسلام» جلد سوم با تحقیق «تدمری» صفحه 484 از «سعید بن جبیر» نقل شده است:

«کان مع علی یوم وقعة الجمل ثمانمائة من الأنصار، وأربعمائة ممن شهدوا بیعة الرضوان»

در جنگ جمل هشتصد نفر از انصار و چهارصد نفر از کسانی که در بیعت رضوان بودند در رکاب علی بودند.

تاریخ الإسلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 3، ص 484، باب 5 خلافة علی رضی الله عنه

مشاهده کنید هزار و دویست نفر از صحابه همراه امیرالمؤمنین بودند. همچنین او از «سدی» نقل می‌کند و می‌گوید:

«شهد مع علی یوم الجمل مائة وثلاثون بدریاً»

صد و سی نفر از اصحاب پیغمبر که در جنگ بدر شرکت داشتند در رکاب علی بودند.

آیا این مطالب حقانیت امیرالمؤمنین را به اثبات نمی‌رساند؟! آقای «ابن تیمیه» مشاهده کنید که در مقابل چه تعداد افرادی بودند؛ آیا «کثیرا من الصحابة» در مقابل امیرالمؤمنین ایستادند یا تعداد آن‌ها از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی‌کرد؟!

«وسبعمائة من أصحاب النبی»

و هفتصد نفر هم از اصحاب پیغمبر بودند.

«وقتل بینهما ثلاثون ألفاً»

در جنگ جمل سی هزار نفر کشته شدند.

تاریخ الإسلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 3، ص 484، باب 5 خلافة علی رضی الله عنه

واقعاً نمی‌دانم که این خون‌ها فردای قیامت چه جوابی دارد!؟ همچنین جناب آقای «خلیفه بن خیاط» که از مورخین نامی اهل سنت است در کتاب «تاریخ» خود می‌نویسد:

«عن شعبة عن سعد بن إبراهیم قال حدثنی رجل من أسلم قال کنا مع علی أربعة آلاف من اهل المدینة»

از شعبه و از سعد بن ابراهیم نقل شده است که مردی از قبیله اسلم می‌گوید: ما چهار هزار نفر از اهل مدینه در رکاب علی بودیم.

«کان مع علی یوم الجمل ثمان مائة من الأنصار وأربع مائة ممن شهد بیعة الرضوان»

و در روز جمل هشتصد نفر از انصار و صد و چهل نفر از کسانی که در بیعت رضوان بودند در رکاب علی بودند.

تاریخ خلیفة بن خیاط، اسم المؤلف: خلیفة بن خیاط اللیثی العصفری أبو عمر، دار النشر: دار القلم, مؤسسة الرسالة - دمشق, بیروت - 1397، الطبعة: الثانیة، تحقیق: د. أکرم ضیاء العمری، ج 1، ص 184، باب معرکة الجمل

مرحوم «شیخ طوسی» یکی از علمای شیعه در کتاب «أمالی» می‌نویسد: در جنگ جمل هشتاد نفر از اهل بدر و هزار و صد و پنج نفر از اصحاب رسول الله در رکاب امیرالمؤمنین بودند.

حال ما سؤال می‌پرسیم: آیا «کثیرا من الصحابة» با امیرالمؤمنین بودند یا در طرف مقابل بودند؟! آیا ده درصد از کسانی که با امیرالمؤمنین بودند در طرف مقابل بودند؟! آیا ما واقعاً در اینجا می‌توانیم بگوییم: «فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»؟ قضاوت با بینندگان عزیز!!

در رابطه با جنگ صفین در کتاب «مروج الذهب» جلد اول روایاتی وارد شده است. ما در این مبحث دستمان مقداری بازتر است؛ ایشان می‌گوید: در جنگ صفین هفتاد هزار نفر کشته شدند. او در ادامه می‌گوید:

«وکان ممن شهد صفین مع علی من أصحاب بدر سبعة وثمانون رجلاً: منهم سبعة عشر من المهاجرین، وسبعون من الأنصار»

در جنگ صفین از اصحاب بدر هشتاد و هفت نفر در رکاب علی بودند که هفده نفر این افراد از مهاجرین و هفتاد نفر از انصار بودند.

«وهی بیعة الرضوان من المهاجرین والأنصار من أصحاب رسول الله e تسعمائة»

نود نفر از مهاجرین و انصار اصحاب رسول الله که در بیعت رضوان بودند در رکاب علی بودند.

«وکان جمیع من شهد معه من الصحابة ألفینا وثمانمائة»

تعداد اصحابی که در جنگ صفین در رکاب علی بودند دو هزار و هشتصد نفر بود.

مروج الذهب، اسم المؤلف: أبو الحسن علی بن الحسین بن علی المسعودی (المتوفی: 346 هـ)، ج 1، ص 314، باب ذکر نسبه ولمع من أخباره وسیره نسبه وأخوته وأخواته

حال اگر توانستید تعداد کسانی که در سپاه معاویه بودند را به ده نفر برسانید ما به شما جایزه می‌دهیم. این در حالی است که دو هزار و هشتصد نفر از صحابه در رکاب امیرالمؤمنین بودند. همچنین در کتاب «تاریخ دمشق» جلد 19 صفحه 442 وارد شده است:

«شهد مع علی بن أبی طالب فی حربه من أصحاب بدر سبعون رجلا وشهد معه ممن بایع تحت الشجرة سبع مائة رجل فیما لا یحصی من أصحاب رسول الله ص»

در جنگ جمل از میان اصحاب رسول الله هفتصد نفر از کسانی که در بیعت رضوان بودند و همچنین هفتاد نفر از کسانی که در بدر بودند در رکاب علی بودند.

تاریخ مدینة دمشق، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، 19، ص 442، باب یذکر فیه دعوة رسول الله ص لعبد القیس

آقای «احمد ابن اعثم کوفی» در کتاب «الفتوح» یکی از کتب معتبر اهل سنت می‌نویسد:

«کان مع علی رضی الله عنه یومئذ ثمانمائة رجل من الأنصار وتسعمائة ممن بایع تحت الشجرة»

هشتصد نفر از انصار و نهصد نفر از کسانی که در بیعت رضوان بودند در رکاب علی بودند.

الفتوح، نویسنده: أحمد بن أعثم الکوفی، تحقیق: علی شیری (ماجستر فی التاریخ الإسلامی)، چاپ: الأولی، سال چاپ: 1411، ج 2، ص 544، باب ذکر خروج معاویة من الشام

همچنین در کتاب «تاریخ خلیفه بن خیاط» از «عبد الرحمن بن أبزی» و پدرشان نقل شده است:

«شهدنا مع علی ثمان مائة ممن بایع بیعة الرضوان»

هشتصد نفر از کسانی که در بیعت رضوان بودند در رکاب علی بودند.

«قتل منا ثلاثة وستون»

شصت و سه نفر از ما صحابه در جنگ صفین به شهادت رسید.

تاریخ خلیفة بن خیاط، اسم المؤلف: خلیفة بن خیاط اللیثی العصفری أبو عمر، دار النشر: دار القلم, مؤسسة الرسالة - دمشق, بیروت - 1397، الطبعة: الثانیة، تحقیق: د. أکرم ضیاء العمری، ج 1، ص 196، باب تفصیل خبر صفین

شصت و سه نفر از صحابه که در بیعت رضوان بودند شهید شدند، در حالی که قرآن کریم می‌فرماید:

(لَقَدْ رَضِی اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یبایعُونَک تَحْتَ الشَّجَرَة)

خداوند از مؤمنانی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند راضی و خشنود شد.

سوره فتح (48): آیه 18

عزیزان اهل سنت معتقدند که این آیه دلیل بر این است که تمام این افراد اهل بهشت هستند. کسی که اهل بهشت را بکشد چه حکمی دارد؟! به قول آقایان اهل سنت امیرالمؤمنین از عشره مبشره است؛ کسی که به جنگ عشره مبشره بیاید چه حکمی دارد؟

در رابطه با معاویه ما مطالب زیادی بیان نمی‌کنیم، بنده تنها اشاره می‌کنم و رد می‌شوم. کسانی که با معاویه بودند افرادی مانند: «عمروعاص»، «عبدالله بن عمروعاص»، «عبیدالله بن عمر»، «حبیب بن مسلمة»، «ذوالکلاع حمیری»، «ضحاک بن قیس»، «ولید بن عقبة»، «مروان» و «عتبة» بودند.

تمام این افراد کسانی هستند که به زبان پیغمبر اکرم ملعون یا مطرود شدند. کسانی هستند که جزء طلقا بودند و امیرالمؤمنین جد، پدر یا برادر آن‌ها را کشته بودند. خیلی جالب است که در کتاب «وقعة الصفین» اثر «ابن مزاحم» وارد شده است:

«اجتمع عند معاویة تلک اللیلة عتبة بن أبی سفیان والولید ابن عقبة، ومروان بن الحکم، وعبد الله بن عامر، وابن طلحة الطلحات»

در یکی از شب‌های جنگ صفین افرادی مانند عتبة بن أبی سفیان، ولید بن عقبه، مروان بن حکم، عبدالله بن عامر و ابن طلحة الطلحات نزد معاویه جمع شدند.

«فقال عتبة: إن أمرنا وأمر علی لعجب، لیس منا إلا موتور محاج»

عتبه گفت: کار ما با کار علی شگفت انگیز است، در اینجا از ما کسی نیست مگر اینکه یکی از بستگانمان به شمشیر علی کشته شده است و ما آمدیم تا انتقام بگیریم.

خیلی جالب است که او می‌گوید: هرکدام از ما یکی از بستگانمان به شمشیر علی در رکاب پیغمبر اکرم و به دستور ایشان به درک واصل شده است. ما که بستگانمان به شمشیر علی کشته شده در اینجا جمع شدیم!!

«أما أنا فقتل جدی، واشترک فی دم عمومتی یوم بدر»

أما علی جد مرا کشته است و در خون عموهایم در جنگ بدر هم شریک بوده است.

«وأما أنت یا ولید فقتل أباک یوم الجمل، وأیتم إخوتک»

اما علی پدر تو را در جنگ جمل کشت و برادران تو را یتیم کرد.

«وأما أنت یا مروان فکما قال الأول: وأفلتهن علباء جریضا ولو أدرکنه صفر الوطاب»

سپس؛

«قال معاویة: هذا الإقرار فأین الغیر؟»

معاویه گفت: اینکه شما می‌گویید اقرار است، اما غیرت‌ها کجا رفته است؟!

«قال مروان: أی غیر ترید؟»

مروان گفت: کدام غیرت را می‌گویی؟!

«قال: أرید أن یشجر بالرماح»

معاویه گفت: من می‌خواهم غیرت‌های شما آنطور به جوش بیاید به انتقام عزیزان شما که به دستور پیغمبر به شمشیر علی کشته شده را تیرباران کنید.

وقعة صفین، اسم المؤلف: نصر بن مزاحم بن سیار المنقری (المتوفی: 212 هـ)، ج 1، ص 417

دوستان مشاهده کنید «ابن تیمیه» می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

کسانی که با امیرالمؤمنین می‌جنگند کسانی هستند که بهترین عزیزانشان به دست آن بزرگوار به درک واصل شده است. همچنین در کتاب «بلاغات النساء» اثر «أحمد بن أبی طیفور» متوفای 280 هجری داستان مفصلی دارد که جالب است.

«أم الخیر بنت الحریش البارقیه» کسی بود که در جنگ صفین با اشعار خود شیرمردان رکاب امیرالمؤمنین را تحریک می‌کرد که به سپاه معاویه حمله کنند و آن‌ها را تارومار کنند.

معاویه به والی کوفه نامه نوشت مبنی بر اینکه اگر «أم الخیر بنت الحریش» را نزد ما بفرستید خوب است و او هم «أم الخیر» را فرستاد. جالب اینجاست که وقتی جمع شدند، به اصحابش گفت:

«أیکم حفظ کلام أم الخیر»

کدام شما سخنرانی آتشین أم الخیر را در جنگ صفین به یاد دارید؟

همان‌طور که در هشت سال دفاع مقدس در جنگ ایران و عراق بعضی از شعرا و مداحان اشعار بسیار زیبایی می‌خواندند که واقعاً روح انسان به پرواز درمی‌آمد.

«قال رجل من القوم أنا أحفظه یا أمیر المؤمنین کحفظی سورة الحمد»

مردی از قوم گفت: یا امیر من خطبه أم الخیر را حمد و سوره حفظ هستم.

معاویه رو به «أم الخیر» می‌کند و می‌گوید: نظر شما نسبت به امیرالمؤمنین چیست؟! او می‌گوید:

«رحمکم الله إلی الإمام العادل والوصی الوفی والصدیق الأکبر إنها إحن بدریة وأحقاد جاهلیة وضغائن أحدیة»

خداوند او را رحمت کند؛ او امام عادل، وصی پیغمبر و صدیق اکبر بود. کسانی با او جنگیدند که کینه‌های بدریه داشتند، حقده‌های جاهلیت و نفریت‌های احدیت داشتند.

به بیان بهتر کسانی در برابر امیرالمؤمنین بودند که در جنگ بدر و احد از شمشیر آن بزرگوار ضربه خورده بودند و در دوران جاهلیت از شمشیر آن بزرگوار ضربه خورده بودند.

«وثب بها معاویة حین الغفلة لیدرک بها ثارات بنی عبد شمس»

از طرف دیگر معاویه آمد و خواست در برابر امیرالمؤمنین انتقام خون قریش را که به دست علی به درک واصل شده بودند را بگیرد.

«قاتلوا أئمة الکفر إنهم لا إیمان لهم»

با امامان کفر قتال کنید، زیرا آن‌ها هیچ گونه عهد و پیمانی ندارند.

بلاغات النساء، المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبی طاهر ابن طیفور (المتوفی: 280 هـ)، صححه وشرحه: أحمد الألفی، الناشر: مطبعة مدرسة والدة عباس الأول، القاهرة، عام النشر: 1326 هـ - 1908 م، ج 1، ص 42، باب کلام أم الخیر بنت الحریش البارقیة

دوستان عزیز مشاهده کنید در سپاه امیرالمؤمنین حدود دو هزار و هشتصد نفر از اصحاب پیغمبر اکرم، تعداد زیادی از بدریون، تعداد زیادی از کسانی که در بیعت رضوان بودند حضور داشتند و در مقابل این هم افرادی هستند که در سپاه معاویه بودند.

حال من می‌خواهم ببینم «ابن تیمیه» که می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

بسیاری از صحابه چه کسانی هستند؟! این اسنادی بود که ما از منابع اهل سنت نشان دادیم و حتی یک مورد آن را از منابع شیعه نیاوردیم.

آیا واقعاً جا ندارد که عزیزان اهل سنت ما حداقل از صحابه دفاع کنند؟! اگر از امیرالمؤمنین دفاع نمی‌کنند حداقل از صحابه دفاع کنند!! شبکه‌های وهابی باید روی این زمینه بحث کنند که «فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه» چه معنایی دارد؟! چطور ما یک جمله از «ابن تیمیه» گفته بودیم و کارشناسان شبکه‌های وهابی در آن دخل و تصرف کرده بودند و ادعا کردند که آقای قزوینی عبارت «ابن تیمیه» را اشتباه کرده است.

ما به این ادعا در جای دیگر پاسخ دادیم و آن را آوردیم و توجیه کردیم. چرا کارشناسان وهابی مطلب ما را بیان نکردند؟!

در حال حاضر نزدیک به دو، سه ماه است که روی عبارت «ابن تیمیه» مانور می‌دهیم و باز هم مانور خواهیم داد، زیرا اینجا بهترین جایی است که «ابن تیمیه» را در چاله‌ای قرار دادیم که نه خودش می‌تواند از این چاله بیرون بیاید و نه مدافعین او می‌توانند بیرون بیایند.

در مقابل هم کسی به خود دل و جرئت نمی‌دهد که از «ابن تیمیه» دفاع کند، زیرا آن‌ها به هر طرفی بروند و چه راست بگویند چه دروغ بگویند به بن بست می‌خورند.

«ابن تیمیه» با این سخن خود چاله‌ای کنده است که هزاران متر عمق دارد، خودش در ته این چاله قرار گرفته و پیروانش را به تدریج در داخل این چاله گرفتار کرده است و راه گریز ندارد. من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

استاد از شما خیلی ممنونم. من یک سری سؤالات دیگر هم یادداشت کردم و از صفحه تایپ کردم و ان‌شاءالله از شما می‌پرسم تا دوستان خوب بیننده خیالشان راحت شود که آنچه از «ابن تیمیه» نقل شده پر از دروغ و بهتان است.

ببینید واقعاً وجود نازنین حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در دوران پیامبر گرامی اسلام چه جایگاهی داشتند و بعد از آن بزرگوار چه غربت و مظلومیتی داشتند.

ما به بینندگان عزیز و مردم خوبمان در ایران و خارج از کشور قول دادیم که اگر می‌خواهند ما در حج برایشان طواف مستحبی انجام بدهیم، ان‌شاءالله هرچقدر که در توانشان هست به ساخت استودیوی «شبکه جهانی ولایت» در نجف اشرف کمک کنند.

یک به یک چراغ‌ها روشن می‌شود و تبدیل به چلچراغ می‌شود. من تنها چند پیام بخوانم تا فرصت بعدی که دوستانم در اختیارم قرار می‌دهند بازهم پیام‌های دیگر را عرض می‌کنم.

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

خانم زهرا عزت آبادی گفتند: من بیماری ‌ام اس داشتم و چهار سال است از کار مامایی کنار رفتم. به امید خدا و دعای خیر شما قرار است که همین ماه سرکار بروم. پانصد هزار تومان از اولین حقوقم برای مولا علی جانم خواهم داد.

عظیم وزواری و علی اکبر وزواری استان گلستان شهر بندر گز گفتند: شرمنده هستم دستم خالی است، اما مبلغ کمی واریز کردم. وقتی به حج رفتید یادی از من حقیر و مرحوم پدرم هم کنید.

حتماً عزیزانی که لطف و مهربانی و بزرگواری می‌کنند با کمکی که برای ساخت استودیوی «شبکه جهانی ولایت» انجام می‌دهند برای خودشان خیرات و حسنات و باقیات الصالحات می‌گذارند، اما در کنارش من نالایق و ناچیز یک طواف مستحبی برایشان انجام خواهم داد.

بازهم منتظر می‌مانیم بینندگان عزیزمان هرکسی به ساخت استودیوی «شبکه جهانی ولایت» در نجف کمک کند تا ان‌شاءالله ما بتوانیم صحن و سرای زیبای حضرت مولا را برای شما نمایش بدهیم. ما قول می‌دهیم طواف مستحبی به اسم خودتان داشته باشیم.

استاد مطالبی که گفتید خیلی جالب بود و خیلی استفاده کردیم و حتماً دوستان خوب بیننده هم بهره بردند. به اتاق فرمان سر می‌زنیم، بخشی را ببینیم و برمی‌گردیم تا من سؤالی که یادداشت کردم را از شما بپرسم.

یا علی مدد! ان‌شاءالله همیشه دست امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) مددکار زندگی‌هایتان باشد به ویژه کسانی که با گفتن «یا علی مدد» روحیه زندگیشان عوض می‌شود.

واقعاً توسلشان به حضرت امیرالمؤمنین و توکلشان به خداوند عزیز و بخشنده و مهربان هست. شک نکنید که اگر عشق و ارادت و محبت به ساحت مولا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) داشته باشید آقا دستتان را می‌گیرد.

اگر خدای نکرده غم و غصه‌ای در دلتان هست مخصوصاً در این شب‌ها و روزها که ایام بسیار مبارکی است و دل اهلبیت (علیهم السلام) شاد هست دلتان شاد می‌شود و خداوند شما را حاجت روا می‌کند؛ مخصوصاً کسانی که به «شبکه جهانی ولایت» کمک می‌کنند.

واقعاً این شبکه انعکاس دهنده حق و حقانیت و دفاع از ولایت مولا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است.

من روز گذشته داشتم وارد حرم می‌شدم که دیدم یک زوج جوان که با سختی فارسی صحبت می‌کردند مرا صدا زدند، اسم مرا نمی‌دانستند و یک دفعه گفتند: ببخشید شما مجری «شبکه جهانی ولایت» هستید. من برگشتم و با ایشان سلام و علیک کردم.

این عزیز جوان از ایتالیا آمده بود. او گفت: من در ایران متولد شدم، اما سال‌های سال است که در ایتالیا هستم و آنجا بزرگ شدم و همسرم هم آنجا هستند. الآن مدت کمی است که به ایران آمدیم، یک ماه ایران هستیم و به قم برای زیارت آمدیم.

ایشان از «شبکه جهانی ولایت» و برنامه‌های ما بسیار تشکر کردند. این جوان عزیز و همسر بزرگوارشان چقدر زیبنده و با شخصیت بودند و می‌خواستند با حجاب کامل وارد حرم کریمه اهلبیت شوند.

الحمدلله و خدا را شکر می‌کنیم که بینندگانی داریم که در هرجای این عالم هستند و «شبکه جهانی ولایت» را ملاحظه می‌کنند باعث عزت و افتخار ما هستند.

ما بازهم منتظر شما هستیم که اگر به ساخت استودیوی «شبکه جهانی ولایت» در نجف اشرف کمک کنید این حقیر ناچیز برای شما طواف مستحبی را به زودی انجام خواهم داد که ان‌شاءالله همین هفته عازم حج هستم.

استاد دو سؤال ذهن مرا مشغول کرده است؛ بعد از اینکه مطالبی در مورد جنگ جمل و جنگ صفین بیان فرمودید، گفتید در تاریخ وارد شده آمار کشته‌ها در جنگ جمل سی هزار نفر بوده است.

ما می‌خواهیم ببینیم در جنگ جمل و جنگ صفین تعداد کسانی که در رکاب امیرالمؤمنین به شهادت رسیده و کسانی که در جبهه معاویه کشته شدند چه تعداد بوده است؟

آمار کشته‌های جنگهای جمل و صفین

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

همان‌طور که عرض کردیم آمارها مختلف است، اما آنچه مطرح شده این است که تعداد کشته‌ها سی هزار نفر بوده است.

آقای «قلقشندی» یکی از علمای بزرگ وهابی در کتاب «ماثر الاناقة فى معالم الخلافة» صفحه 101 می‌نویسد: در جنگ جمل هزار و اندی نفر از سپاه امیرالمؤمنین کشته شدند و دیگر کشته‌ها مربوط به جبهه معاویه بود.

همچنین در کتاب «مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول» اثر «محمد بن طلحه شافعی» صفحه 216 وارد شده است: در جنگ جمل هزار و هفتاد نفر از سپاهیان امیرالمؤمنین کشته شدند و نزدیک بیست و نُه هزار نفر هم از سپاه عایشه کشته شدند.

جنگ صفین هجده مال به طول انجامید و مجموع کشته‌ها صد و ده هزار نفر بود که از این تعداد بیست هزار نفر از سپاه امیرالمؤمنین و نود هزار نفر از سپاه معاویه کشته شدند. دوستان می‌توانند به کتاب «مروج الذهب» اثر «مسعودی» جلد دوم صفحه 393 مراجعه کنند.

تعداد کشته‌ها متفاوت است اما گفته شده در جنگ صفین هر کسی از سپاه امیرالمؤمنین کشته می‌شد یک نی بالای قبر او می‌گذاشتند و بر این مبنا آمار کشته‌ها و شهدا را به دست آوردند.

مجری:

استاد شما در رابطه با جنگ جمل و جنگ صفین کسانی که مقابل امیرالمؤمنین ایستادند، جنگی که اتفاق افتاد و افرادی که کشته شدند مطالبی را بیان فرمودید.

وهابی‌ها معتقدند که صحابه اجتهاد کردند. زمانی که به این افراد می‌گوییم چرا این افراد در جنگ جمل و صفین در مقابل امیرالمؤمنین ایستادند ادعا می‌کنند که این افراد اجتهاد کردند و با علی بن أبی طالب جنگیدند. مگر نه اینکه پیامبر گرامی اسلام فرمودند:

«من أطاعنی فقد أطاع الله ومن عصانی فقد عصی الله ومن أطاع علیا فقد أطاعنی ومن عصی علیا فقد عصانی»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 131، ح 4617

و:

«من آذَی عَلِیا فَقَدْ آذانی»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 3، ص 483، ح 16002

این روایتی است که به صراحت از نبی گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) در رابطه با امیرالمؤمنین آمده است. با توجه به این تصریحاتی که در این روایت آمده آیا اصلاً راهی برای اجتهاد وجود داشته است؟!

جنگ در برابر امیرالمؤمنین، «اجتهاد» یا «عداوت»!؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نکته زیبایی است، مخصوصاً برای کسانی که به دنبال تحقیق هستند. ما در رابطه با جنگ با امیرالمؤمنین به مطالبی اشاره کردیم. رسول گرامی اسلام فرمودند: جنگ با علی جنگ با من است. علی با حق است و حق با علی است.

در این روایات جایی برای اجتهاد نیست. حال اگر خداوند به ما توفیق بدهد روایاتی در این خصوص بیان خواهیم کرد، اما بعید می‌دانم امشب فرصت بیان این روایات را داشته باشیم.

ما در غیاب شما در جلسات آینده روایاتی بیان خواهیم کرد مبنی بر اینکه اصلاً رسول گرامی اسلام به امیرالمؤمنین دستور داده که با ناکثین و مارقین و قاسطین بجنگید.

صحابه این روایات را شنیدند و کسانی هم که در جنگ جمل و جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین بودند دلخوشی‌شان این بود که ما داریم به دستور پیغمبر اکرم در رکاب امیرالمؤمنین با مخالفین او می‌جنگیم.

علاوه بر این طبق روایتی که شما به آن اشاره کردید رسول گرامی اسلام می‌فرمایند:

«من أطاعنی فقد أطاع الله ومن عصانی فقد عصی الله ومن أطاع علیا فقد أطاعنی ومن عصی علیا فقد عصانی»

هرکسی از من اطاعت کند از خداوند اطاعت کرده و هرکسی عصیان من کند عصیان خداوند کرده است. هرکسی از علی اطاعت کند از من اطاعت کرده و هرکسی از علی عصیان کند از من عصیان کرده است.

آیا این روایت برای کسی جایی برای اجتهاد می‌گذارد؟! کسانی که با امیرالمؤمنین می‌جنگیدند از امیرالمؤمنین اطاعت می‌کردند یا عصیان می‌کردند؟! در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 139 وارد شده است:

«قال رسول الله لعلی بن أبی طالب رضی الله عنه من أطاعنی فقد أطاع الله ومن عصانی فقد عصی الله ومن أطاعک فقد أطاعنی ومن عصاک فقد عصانی»

رسول اکرم به امیرالمؤمنین فرمود: هرکسی از من اطاعت کند از خداوند اطاعت کرده و هرکسی از من عصیان کند از خداوند عصیان کرده است. هرکسی از علی اطاعت کند از من اطاعت کرده و هرکسی از علی عصیان کند از من عصیان کرده است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 139، ح 4641

آیا کسانی که با امیرالمؤمنین جنگیدند از ایشان اطاعت کردند یا معصیت کردند؟! اگر اطاعت بود به ما بگویند آیا امیرالمؤمنین از ایشان درخواست کرده بود که با من بجنگید و مرا بکشید و به بهشت بفرستید؟!

همچنین اگر این افراد عصیان کردند بدانند که عصیان امیرالمؤمنین به منزله عصیان پیغمبر اکرم و عصیان ایشان به منزله عصیان خداوند متعال است. همان‌طور که «جصاص» می‌گوید: هرکسی با علی بجنگد؛

«فاستحق من حاربهم اسم المحارب لله ولرسوله وإن لم یکن مشرکا»

چنین فردی استحقاق دشمنی با خدا و رسولش را دارد اگرچه مشرک نباشد.

همچنین در کتاب «تاریخ مدینة دمشق» جلد 42 صفحه 270 وارد شده است:

«سمعت رسول الله یقول من أطاع علیا فقد أطاعنی ومن عصی علیا فقد عصانی ومن عصانی فقد عصی الله»

تاریخ مدینة دمشق، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 42، ص 270، ح 4933

دوستان عزیز آیا با وجود این روایت می‌شود اجتهاد کرد؟! اجتهاد یا باید مستند به آیه قرآن باشد یا مستند به سنت نبوی باشد. در آن زمان که قیاس و رأی در کار نبود.

خلیفه دوم هم زمانی که افرادی را برای قضاوت می‌فرستاد معیارشان کتاب خدا و سنت پیغمبر اکرم بود. اگر مورد مذکور در سنت رسول الله نبود ادعا می‌کرد که اجتهاد می‌کنم.

عبارت دومی که حضرتعالی به آن اشاره فرمودید در کتاب «فضائل الصحابه» اثر «احمد بن حنبل» وارد شده است. در این کتاب روایتی از «ابوذر» نقل شده است که نبی گرامی اسلام فرمودند:

«یا علی انه من فارقنی فقد فارق الله ومن فارقک فقد فارقنی»

یا علی! هرکسی از من مفارقت کند از خداوند مفارقت کرده است و هرکسی از تو جدا شود از من جدا شده است.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 570، ح 962

بنابراین جدایی از امیرالمؤمنین به منزله جدایی از پیغمبر اکرم و خداوند متعال است. حال بگویید در این دو سه جنگ اخیر کسانی که در برابر امیرالمؤمنین بودند از آن بزرگوار جدا بودند یا با ایشان بودند؟! دوستان عزیز این روایت جایی برای اجتهاد می‌گذارد؟!

در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 133 وارد شده است:

«یا علی من فارقنی فقد فارق الله ومن فارقک یا علی فقد فارقنی»

یا علی هرکسی از من جدا شود از خداوند جدا شده است و هرکسی از تو جدا شود قطعاً از من جدا شده است.

در مورد سند این روایت وارد شده است:

«صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 133، ح 4624

آیا این روایت جایی برای اجتهاد باقی گذاشته است؟! آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد 9 صفحه 135 همین روایت را می‌آورد و می‌نویسد:

«یا علی من فارقنی فارق الله ومن فارقک یا علی فارقنی»

یا علی هرکسی از من جدا شود از خدا جدا شده است و هرکسی از تو جدا شود از من جدا شده است.

«رواه البزار ورجاله ثقات»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 135، باب الحق مع علی

آیا با توجه به این روایات جایی برای اجتهاد باقی می‌ماند، یا خیر؟! قضاوت با شماست. مسلماً جایی برای اجتهاد باقی نمی‌ماند، الا اینکه بگویید صحابه فوق سنت نبی گرامی اسلام بودند و اجتهاد در برابر نص داشتند.

اگر چنین ادعایی کنید بحث دیگری است و ما کاری با شما نداریم. اگر شما بگویید این افراد در برابر نص اجتهاد فرمودند ما می‌گوییم اصلاً و ابداً با شما کاری نداریم و حرف هم نمی‌زنیم، زیرا صاحب چنین تفکر و اندیشه‌ای حتی ارزش حرف زدن را هم ندارد.

روایت سومی که به آن اشاره کردید روایتی است که پیغمبر اکرم فرمودند:

«من آذی علیا فقد آذانی»

این روایت از «ابن ابی شیبه» استاد «بخاری» نقل شده است. «عمرو بن شاس» بعد از اینکه از یمن برگشت از امیرالمؤمنین گلایه کرد. رسول اکرم خطاب به او فرمودند:

«قد آذیتنی»

تو مرا اذیت کردی.

خیلی عجیب است، زیرا اذیت کردن پیغمبر اکرم گناه کمی نیست. همچنانکه در سوره مبارکه احزاب وارد شده است:

(إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِینا)

آن‌ها که خدا و پیامبرش را ایذاء می‌کنند خداوند آن‌ها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور می‌سازد، و برای آنان عذاب خوار کننده‌ای آماده کرده است.

سوره احزاب (33): آیه 57

«ابن تیمیه» می‌گوید:

«لِأَن مؤذی النَّبِی صلی الله عَلَیهِ وَسلم لَا تقبل تَوْبَته»

دقائق التفسیر الجامع لتفسیر ابن تیمیة، المؤلف: تقی الدین أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی الحنبلی (المتوفی: 728 هـ)، المحقق: د. محمد السید الجلیند، الناشر: مؤسسة علوم القرآن – دمشق، الطبعة: الثانیة، 1404، ج 2، ص 456

او در کتاب «الصارم المسلول» می‌نویسد: هرکسی پیغمبر اکرم را اذیت کند کافر است. پیغمبر اکرم خطاب به «عمرو بن شاس» می‌فرماید:

«قد آذیتنی»

تو مرا اذیت کردی.

«قال قلت یا رسول الله ما أحب أن أوذیک»

او می‌گوید که به پیغمبر اکرم گفتم: یا رسول الله من دوست ندارم شما را اذیت کنم.

«قال من آذی علیا فقد آذانی»

پیغمبر اکرم فرمودند: هرکسی علی را اذیت کند مرا اذیت کرده است.

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 6، ص 371، ح 32108

حال بفرمایید در این سه جنگ که در برابر آن بزرگوار شمشیر کشیدند، امیرالمؤمنین اذیت شد یا خوشحال بودند؟! اگر می‌گویید امیرالمؤمنین خوشحال بودند بازهم ما با شما کاری نداریم؛ شما هستید و عقلتان!

اگر می‌گویید ایذاء علی بن أبی طالب بود دقت داشته باشید که پیغمبر اکرم فرموند: هرکسی علی را اذیت کند مرا اذیت کرده است. به قول «ابن تیمیه» کسی که پیغمبر اکرم را اذیت کند توبه او پذیرفته نیست. در کتاب «مسند احمد بن حنبل» جلد 3 وارد شده است:

«یا عَمْرُو والله لقد آذیتنی»

یا عمرو! به خدا سوگند تو مرا اذیت کردی.

«قلت أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أوذیک یا رَسُولَ اللَّهِ»

عمرو گفت: یا رسول الله! پناه می‌برم به خدا اگر تو را اذیت کرده باشم.

«قال بَلَی من آذَی عَلِیا فَقَدْ آذانی»

پیغمبر اکرم فرمودند: هرکسی علی را اذیت کند مرا اذیت کرده است.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 3، ص 483، ح 16002

در کتاب «مسند ابو یعلی» جلد دوم روایتی نقل شده است که «سعد بن أبی وقاص» به نقل از پدرش می‌گوید: در مسجد نشسته بودیم و نسبت به علی بن أبی طالب حرف نادرستی زدیم. پیغمبر اکرم با حالت غضب به طرف ما برگشت.

«فتعوذت بالله من غضبه»

ما گفتیم: از غضبت پیغمبر اکرم به خدا پناه می‌بریم.

«فقال ما لکم وما لی من آذی علیا فقد آذانی»

پیغمبر فرمودند: با من چکار دارید هرکسی علی را اذیت کند مرا اذیت کرده است.

مسند أبی یعلی، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن المثنی أبو یعلی الموصلی التمیمی، دار النشر: دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984، الطبعة: الأولی، تحقیق: حسین سلیم أسد، ج 2، ص 109، ح 770

در کتاب «مجمع الزوائد» این روایت نقل شده و در مورد سند این روایت وارد شده است:

«رواه أحمد والطبرانی باختصار والبزار أخصر منه ورجال أحمد ثقات»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 129، باب منه جامع فیمن یحبه

دوستان عزیز همین روایت در کتاب «صحیح ابن حبان» وارد شده است. او می‌نویسد:

«قَالَ مَنْ آذَی عَلِیا فَقَدْ آذَانِی»

صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1414 - 1993، الطبعة: الثانیة، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، ج 15، ص 365، ح 6923

در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 131 وارد شده است:

«یا عمرو أما والله لقد آذیتنی فقلت أعوذ بالله أن أؤذیک یا رسول الله قال بلی من آذی علیا فقد آذانی»

کسانی که بغض امیرالمؤمنین را در دل دارند ادعا می‌کنند که این روایت ضعیف است، درحالی‌که «حاکم نیشابوری» می‌نویسد:

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 131، ح 4619

«مجمع الزوائد» اثر «هیثمی» همین روایت را می‌آورد و در مورد سند روایت می‌نویسد:

«ورجال أحمد ثقات»

بنابراین عبارت صددرصد صحیح است و مشکلی هم ندارد. پیغمبر اکرم فرمودند: «مَنْ آذَی عَلِیا فَقَدْ آذَانِی»

آیا واقعاً در جنگ‌هایی که صورت گرفت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) خوشحال بودند یا اذیت شدند؟! دوستان ملاحظه کنید «ابن تیمیه» در کتاب «مجموع الفتاوی» جلد 15 صفحه 362 می‌نویسد:

«لِأَنَّ مُؤْذِی النَّبِی صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ لَا تُقْبَلُ تَوْبَتُهُ»

توبه کسی که پیغمبر اکرم را اذیت کند پذیرفته نیست.

آیا در جنگ‌هایی که علیه امیرالمؤمنین راه افتاد آن بزرگوار اذیت شدند، یا خیر؟! او در ادامه می‌گوید:

«إذَا تَابَ مِنْ الْقَذْفِ حَتَّی یسْلِمَ إسْلَامًا جَدِیدًا»

کسی که بخواهد توبه کند باید اسلام جدیدی بیاورد و از نو مسلمان شود.

مجموع الفتاوی، المؤلف: تقی الدین أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی (المتوفی: 728 هـ)، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الناشر: مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف، المدینة النبویة، المملکة العربیة السعودیة، ج 15، ص 362، باب فِی قَوْله تَعَالَی {إنَّ الَّذِینَ یرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ}

او همچنین در کتاب «الصارم المسلول» جلد 2 صفحه 58 می‌نویسد:

«فیکون المؤذی لرسول الله کافرا عدوا لله ورسوله محاربا لله ورسوله»

کسی که پیغمبر اکرم را اذیت کند کافر است، دشمن خدا و پیغمبر است و اذیت کننده پیغمبر در جنگ با خدا و پیغمبر اکرم است.

الصارم المسلول علی شاتم الرسول، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: دار ابن حزم - بیروت - 1417، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد عبد الله عمر الحلوانی, محمد کبیر أحمد شودری، ج 2، ص 58، فصل واما الایات الدالة علی کفر الشاتم

دوستان عزیز با توجه به این قضایا آقایانی که در این جنگ‌ها بودند امیرالمؤمنین را اذیت کردند، یا خیر؟! اگر می‌گویید آن بزرگوار را اذیت نکردند ما با شما کاری نداریم.

شخصی داشت به توالت می‌رفت که شخص دیگری به او گفت: وقتی به توالت می‌روی کلاه یا چیز دیگری بر سر خود بگذار. شخص علت این کار را پرسید و شخص دیگر به او گفت: گفته شده اگر کسی بدون کلاه به توالت برود عقلش کم می‌شود. شخص گفت: عقل چیست؟! او گفت: برو من با تو هیچ کاری ندارم.

اگر آقایان ادعا می‌کنند که امیرالمؤمنین در این جنگ‌ها ناراحت نشدند ما با آن‌ها هیچ کاری نداریم، اما اگر قبول دارند که امیرالمؤمنین در این جنگ‌ها مورد اذیت قرار گرفتند به آن‌ها می‌گوییم که ایذاء امیرالمؤمنین ایذاء پیغمبر اکرم است و به تعبیر «ابن تیمیه»:

«لِأَنَّ مُؤْذِی النَّبِی صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ لَا تُقْبَلُ تَوْبَتُهُ»

و:

«فیکون المؤذی لرسول الله کافرا عدوا لله ورسوله محاربا لله ورسوله»

مهم‌تر از همه آیا با این روایات جایی برای اجتهاد باقی می‌ماند؟! آیا می‌توانیم ثابت کنیم که خداوند و رسول او جنگ با امیرالمؤمنین را دوست دارد؟! چه دلیل و مدرکی بر این امر می‌توان آورد؟!

اگر خداوند متعال به ما توفیق بدهد در رابطه با بحث اجتهاد و تقلید مخصوصاً از دیدگاه وهابیت توضیحاتی در چندین جلسه بیان خواهیم کرد تا بحث اجتهاد مقداری باز شود و معلوم شود مراد آقایان از اجتهاد چیست.

کار اجتهاد به جایی می‌رسد که «ابن حزم أندلسی» می‌گوید: اگر «عبدالرحمن بن ملجم مرادی» علی بن أبی طالب را کشت اجتهاد کرد!! «خالد بن ولید» که «مالک بن نویره» را کشت و همان شب به همسر او تجاوز کرد اجتهاد کرد!!

اگر اجتهاد این باشد به تعبیر آیت الله مکارم شیرازی سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و هر جنایتکاری به بهانه اجتهاد جنایت می‌کند.

مجری:

بسیار خوب، استاد از لطف شما خیلی ممنونم.

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

از همه دوستان خوب بیننده‌ای که همچنان برای ما پیام می‌دهند خیلی متشکرم.

از آقای سعید شیردل از تهران ممنونم.

آقا هادی از مشهد مقدس برای ما پیام فرستادند.

آقای شریفی از ماسال برای ما پیام فرستادند.

خانم آرزو کایدی فرزند مرحوم عبدالرضا گفتند: ساکن سوسنگرد هستم و تصمیم گرفتم که از این ماه، ماهی 20 هزار تومان به حساب این شبکه واریز کنم. من به اتفاق خانواده بیننده این برنامه هستم و به وجود شما مفتخریم.

ایشان گفتند چون شغل ندارند همین مقدار کمک می‌کنند و وقتی در آینده دستشان باز شد بیشتر کمک خواهند کرد. از شما خواهر بزرگوار و همه بینندگان عزیزی که در این کار خیر کمک می‌کنید ممنونم.

می‌دانم بعضی از شما در چه شرایطی هستید و به سختی زندگی را اداره می‌کنید، اما از عشق و ارادت و محبتی که به ساحت امیرالمؤمنین دارید تلاش می‌کنید کمک‌های خودتان را به «شبکه جهانی ولایت» داشته باشید.

واقعاً کسانی که دستشان باز هست و این امکان برایشان وجود دارد هیچ راهی بهتر از این نیست که امروز در این عالم کسانی هستند که فقر دینی و فقر فرهنگی دارند.

ان‌شاءالله از طریق «شبکه جهانی ولایت» فقر این افراد برطرف شود و مکتب درست، صحیح و حقه اهلبیت (علیهم السلام) را پیدا کنند.

یکی از بهترین کارهایی که در این زمینه می‌شود انجام داد این است که ما استودیوی «شبکه جهانی ولایت» در نجف اشرف را راه‌اندازی کنیم و از آنجا برنامه پخش کنیم. معنویت مکان بسیار مهم است؛ تصاویری که از حرم و ایوان طلای حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) برای شما پخش می‌کنیم و برنامه‌هایی که از آنجا می‌رویم قطعاً تأثیرگذار خواهد بود.

تماس بینندگان برنامه:

به سراغ بینندگان عزیزی برویم که قرار است صدای گرمشان را بشنویم و ان‌شاءالله از فرصتی که در اختیار ما هست بتوانیم حداکثر استفاده را ببریم. می‌خواهیم چند تلفن داشته باشیم تا دوستان خوب بیننده هم بتوانند حرف‌های خودشان را بزنند.

راه‌های ارتباطی برای شما مرتب زیرنویس می‌شود. هم تلفن‌ها و هم پیام کوتاه و پیام از طریق فضای مجازی که همه این مسیرها در اختیار شما قرار دارد.

جناب آقای فطری از افغانستان اولین بیننده برنامه ما هستند. آقای فطری سلام به شما، شب شما بخیر باشد:

بیننده (آقای فطری از افغانستان – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت شما و خدمت استاد محترم حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی عرض سلام و ادب و احترام دارم. می‌خواستم در مسابقه توسل شرکت کنم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم.

مجری:

بسم الله، بفرمایید.

بیننده:

توسل را خدمت شما و بینندگان عزیز شما تعریف می‌کنم. توسل موجود گرانمایه‌ای را جهت نیل به مقام قرب الهی بین خود و خدا وسیله قرار دادن است. خداوند تبارک و تعالی در سوره مائده آیه 35 می‌فرماید:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُون)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید پرهیزگاری پیشه کنید و وسیله‌ای برای تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.

سوره مائده (5): آیه 35

وسیله عبارت است از آنچه با آن به دیگری تقرب می‌جوییم که در صحاح اللغة به همین معنا آمده است.

بنابراین موجود ارزشمندی که به او متوسل می‌شویم گاهی اعمال شایسته و پرستش خالصانه خداوند است که به عنوان وسیله‌ای نیرومندی ما را به پروردگار جهان نزدیک می‌کند و گاهی انسان برومند که نزد خداوند بزرگ از مقام و احترام ویژه‌ای برخوردار است.

توسل را می‌توان به سه قسم تقسیم نمود؛ قسم اول توسل به اعمال صالحه است. چنانکه «سیوطی» ذیل آیه شریفه: (وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ) از «قتاده» روایت کرده که گفت: با اطاعت خداوند و عملی که مورد خونشودی وی باشد به پروردگار نزدیک شوید. قسم دوم توسل به دعای بندگان شایسته است. چنانکه قرآن کریم از زبان برادران حضرت یوسف در سوره یوسف آیه 97 و 98 چنین حکایت می‌کند:

(قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کنَّا خاطِئِینَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم)

گفتند پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم. گفت به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش می‌طلبم که او غفور و رحیم است.

سوره یوسف (12): آیات 97 و 98

از آیه مذکور به روشنی معلوم می‌گردد که فرزندان حضرت یعقوب به دعا و استغفار پدر خویش متوسل گردیدند و آن را وسیله بخشودگی خود دانستند.

حضرت یعقوب پیامبر نیز نه تنها به توسل آن‌ها اعتراض نکرد، بلکه به آن‌ها وعده دعا و استغفار داد و گفت: به زودی از پروردگار خود برای شما طلب مغفرت می‌کنم.

قسم سوم توسل به شخصیت‌های آبرومند معنوی است که در نزد خداوند از مقام و حرمت خاصی برخوردار هستند. به منظور نیل به مقام قرب الهی این نوع توسل از صدر اسلام مورد پذیرش و رفتار صحابه پیامبر بوده است.

«أحمد بن حنبل» در کتاب «مسند» جلد 4 صفحه 138 بخش روایات «عثمان بن حنیف» چنین روایت می‌کند مرد نابینا نزد پیامبر گرامی اسلام آمد و گفت: از خداوند بخواه تا مرا عافیت بخشد. پیامبر فرمود: اگر می‌خواهی دعا نمایم و اگر مایل هستی به تأخیر می‌اندازم و این بهتر می‌باشد. مرد نابینا عرض کرد: دعا بفرمایید. پیامبر گرامی اسلام او را فرمان داد تا وضو بگیرد و در وضوی خود دقت نماید. دو رکعت نماز بگذارد و این چنین دعا کند:

«اللهم اني أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نبي الرَّحْمَةِ يا محمد اني تَوَجَّهْتُ بِكَ إلى ربي في حاجتي هذه فَتُقْضَى لي اللهم شَفِّعْهُ في»

پروردگارا من از تو درخواست می‌کنم به وسیله محمد پیامبر رحمت به تو روی می‌آورم. ای محمد من در مورد نیازم به وسیله تو به پروردگار خویش متوجه می‌شوم تا حاجتم را برآورده نمایی. خدایا او را شفیع من گردان!

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر، ج 4، ص 138، ح 17279

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند، خداوند به شما جزای خیر بدهد، موفق و مؤید باشید.

مجری:

آقای فطری از شما تشکر می‌کنم. البته اگر زمان را مدیریت می‌کردید می‌شد بحث سنت و سیره صحابه را بیشتر مطرح بکنید. اما به همین مقدار که لطف کردید، تماس گرفتید و مطالبتان را بیان کردید از شما ممنون و سپاسگذار هستم. خدانگهدارتان!

اسم شما ثبت می‌شود تا ببینیم سایر افرادی که در مسابقه شرکت می‌کنند در چه حدی هستند. جناب آقای رضایی از آلمان بیننده عزیز بعدی ما هستند که خدمت ایشان عرض سلام، وقت بخیر و تبریک این ایام را دارم:

بیننده (آقای رضایی از آلمان – شیعه):

سلام علیکم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

جناب آقای مجری و آقای دکتر قزوینی خدمت شما سلام عرض می‌کنم. ما دو مطلب برای گفتن داشتیم؛ مطلب اول در مورد وهابیت است. ما در آلمان هستیم و در افغانستان آن‌ها را حدود 30 سال است که می‌شناسیم.

ما بارها در افغانستان دیدیم که این وهابیت حتی بچه سه ساله را سر بریدند و حتی زن شوهردار را به نکاح خود درآوردند. این افراد حتی به حضرت محمد و خداوند توهین می‌کنند.

ما این موارد را بارها شنیدیم و دیدیم، اما اینکه این افراد بیست و چهار ساعته ناراحت هستند از اینکه می‌فهمند این افراد چه کسانی هستند و چکار می‌کنند. این افراد در کشور اسلامی درگیر هستند و هرکسی را که ببینند می‌کشند و به هیچکسی رحم نمی‌کنند.

مطلب دوم این است که «شبکه امام حسین» در روز چندین مرتبه در مورد اخبار شیعیان جهان اعلام می‌کنند، اما زیاد اصرار می‌کنند و در مورد سنی‌ها کلماتی به کار می‌برند.

ما که به این افراد دسترسی نداریم و شماره آن‌ها را نداریم، اما اگر شما می‌توانید به آن‌ها بگویید که نباید این کلام را به کار ببرند.

مطلب سوم این است که ما مبلغ پانصد هزار تومان داریم که می‌خواهیم به شما ارسال کنیم. چطور باید این مبلغ را به شما ارسال کنیم؟!

مجری:

دست شما درد نکند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند. شما از طریق ولایت یاوران شماره تلفن جناب آقای «اصفهانی» را در فرانکفورت بگیرید. شما در کدام شهر آلمان هستید؟!

بیننده:

ما در مونیخ هستیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اگر بزرگواری کنید از طریق جناب آقای «میر سالاری» که مسئول ولایت یاوران هست شماره تلفن جناب آقای «اصفهانی» را بگیرید. بنده الآن شماره ایشان را به اتاق رژه می‌دهم تا برای شما بخوانند.

مجری:

آقای رضایی شما تلفن را قطع نکنید و همین الآن با دوستان اتاق فرمان صحبت کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

من الآن شماره ایشان را می‌دهم و حضرتعالی با ایشان تماس بگیرید. شما از طریق ایشان می‌توانید مبلغ را برای ما ارسال کنید.

مجری:

آقای رضایی از شما ممنونیم، از لطف شما متشکرم، خدانگهدار.

بیننده:

خیلی ممنونم، التماس دعا.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دوستان شماره را برای جناب آقای رضایی بخوانند.

مجری:

خیلی متشکرم، من با شما خداحافظی می‌کنم. دوستان اتاق فرمان شماره را در اختیار آقای رضایی قرار بدهند. بیننده عزیز بعدی ما جناب آقای خوانساری از پایتخت ایران اسلامی تهران هستند. آقای خوانساری سلام علیکم، شب شما بخیر، ایام مبارک باشد:

بیننده (آقای خوانساری از تهران – شیعه):

علیکم السلام. خدمت شما عرض می‌کنم ضمن عرض تبریک ایام میلاد حضرت سلطان امام هشتم امام رضا (علیه السلام) به همه مسلمین و عباد الله الصالحین و عزیزان در «شبکه جهانی ولایت» از این تریبون می‌خواهم جمله‌ای راجع به وحدت عرض کنم.

ان‌شاءالله جمله من به برنامه شما هم ربط داشته باشد، اما واقعاً مظلومیت تشیع را در یکی از شبکه‌ها که اسم نمی‌آورم دیدم. در یکی از شبکه‌ها خرده گرفتند که شما در کتب اربعه خود حدود 44 هزار حدیث آمده است.

این شبکه عددی را بیان کردند که من تعداد آن را عرض نمی‌کنم، زیرا اعتمادی به آن شبکه ندارم و تحقیق نکردم. آن‌ها گفتند که تعدادی از نبی گرامی اسلام آمده و ذکر شده است که بیشتر احادیث از دیگران است.

بنده می‌خواستم پاسخ بدهم که نباید با طعنه این حرف را زد، بلکه با افتخار و سربلندی عرض می‌کنیم که اگر انصاف و تخصص داشته باشید اکثر روایات کتب اربعه به نبی گرامی اسلام متصل است.

علاوه بر نبی مکرم اسلام طهارت افرادی که در سلسله روایت کسانی که با تراجم و رجال و درایه آشنایی دارند. به عنوان مثال ایام میلاد امام رضا (علیه السلام) حدیث سلسلة الذهب که می‌فرماید:

«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی- فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»

صحیفة الإمام الرضا علیه السلام، محقق / مصحح: نجف، محمد مهدی، ص 40، ح 1

امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند: از پدرم از پدرم از پدرم تا نبی مکرم خاتم. اولاً طهارت آباء و پدران راویان حدیثی که در کتب اربعه آمده افتخاری برای ماست و دوما همه متصل به پیامبر اکرم هستند.

برادر عزیز! اگر شما انصاف دارید و می‌خواهید برای وحدت صحبت کنید خرده گرفتن و طعنه زدن چه معنایی دارد؟! شما می‌دانید علمای ما در فقه و اصول چه زحماتی کشیدند و چه زحماتی می‌کشند که قرآن حفظ شود؟!

کدام راوی، کدام مرجع تقلید و کدام فقیه سراغ دارید که در تشیع فتوایی و حرفی زده باشد که برخلاف قرآن کریم باشد؟! انصاف نیست که زحمات علما و بزرگان چنین نادیده گرفته شود. من عرض نمی‌کنم همه علمای تشیع معصوم نیست، بلکه ما ادعای عصمت نداریم.

اجازه بدهید من مظلومیت آقای حسینی را بیان کنم. حضرت آقای قزوینی خودشان نمی‌توانند از خودشان دفاع کنند، اما من می‌خواهم عرض کنم برادران در سرتاسر جهان در برنامه‌های تلویزیونی که ضبط می‌شود هرکسی در هرجایی زحمت می‌کشند.

بنده به یاد دارم قبل از پیروزی انقلاب «شیخ قوام الدین وشنوی» می‌نشست زحمت می‌کشید و کتاب‌هایی را برای دار التقریب قاهره می‌فرستاد.

ایشان بیایند زحمت بکشند برای هدایت مردم تحقیق کنند بعد شما بیایید در گوشه و کنار ببینید حرفی را برای تکرار زده یا نزده و آن را کلیپ درست کنید و با جعل بخواهید خرده بگیرید. آیا این کار سبب وحدت است؟!

بنده تنها می‌خواستم با همین جمله از محدثین بزرگی که علی الخصوص در کتب اربعه دیدم که خرده گرفتند و حرف زدند.

ان‌شاءالله موفق باشید و من دست همه کسانی که در دنیا برای وحدت در این زمان غربت اسلام و عباد الله الصالحین که فریاد «هل من ناصر ینصرنی» سر می‌دهند می‌فشارم و می‌بوسم. بازهم ایام میلاد امام هشتم (علیه السلام) را تبریک عرض می‌کنم.

مجری:

جناب آقای خوانساری از شما متشکرم، خداوند به شما خیر بدهد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند، موفق و مؤید باشید.

مجری:

خدانگهدارتان باشد، التماس دعای خیر. عذرخواهی می‌کنم از بینندگان عزیزی که دیگر فرصت نیست خدمتشان باشیم و صدای گرمشان را بشنویم.

به لحظات پایانی برنامه زنده «حبل المتین» رسیدیم. ان‌شاءالله جناب استاد برای همه کسانی که التماس دعای خیر داشتند. جناب استاد بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را به آبروی محمد و آل محمد، ولای علی، مظلومیت علی، به چشمان پر از اشک امیرالمؤمنین، قلب سوخته حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) قسم می‌دهیم فرج مولای ما بقیة الله الأعظم نزدیک بگردان و قلب نازنینش با ظهورش مسرور بگردان.

خدایا ما را از یاران خاص و سربازان فداکار حضرت بقیة الله الأعظم قرار بده. خدایا رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بنما. خدایا از گرفتاران مورد نظر را به آبروی امیرالمؤمنین رفع گرفتاری بفرما.

خدایا به حق امیرالمؤمنین حوائج حاجت مندان، حوائج ما، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً حوائج ولایت یاوران علی الخصوص یاری کنندگان در راه اندازی استودیوی نجف اشرف را برآورده نما و دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بازهم تشکر می‌کنم از این همه لطف و عنایت و مرحمتی که به «شبکه جهانی ولایت» دارید. برنامه زنده «حبل المتین» هم به پایان رسید.

بنده نزدیک دو ماه خدمت شما نیستم و حتماً دعاگوی شما در جوار مضجع شریف نبوی، قبور ائمه غریب و مظلوم بقیع، مکه مکرمه و کعبه عزیز خواهم بود.

یا علی مدد، خدانگهدار





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها