2018 April 26 - پنج شنبه 06 ارديبهشت 1397
نظر شیعه درباره صحابه (1)
کد مطلب: ١١٨٣٨ تاریخ انتشار: ٢٣ اسفند ١٣٩٦ - ١٢:٤٣ تعداد بازدید: 190
خارج کلام مقارن » عمومی
نظر شیعه درباره صحابه (1)

جلسه هفتاد و دوم 96/12/15

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هفتاد و دوم 96/12/15

آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (38)- مبانی کلامی وهابیت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله

بحث ما در رابطه با شبهه‌ی بین جبرین بود كه می‌گوید شیعه به چهار دلیل كافر است دومین شبهه طعن شیعه در سنت و احادیث صحیحین بود، می‌گویند شیعیان به احادیث صحیحین عمل نمی‌كنند چون از روایت صحابه است كه این‌ها:

«كفار فی اعتقادهم»

ومعتقدند بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم غیر از 3- 4 نفر همه صحابه مرتد و كافر شدند.

دیروز ما بحث:

«ارتد الناس بعد رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إلا ثلاثة»

مستدرك سفينة البحار - الشيخ علي النمازي الشاهرودي - ج 4 ص 116

را مطرح كردیم و هم جواب نقضی و هم جواب حلّي دادیم. اضافه بر اين‌كه عقیده شیعه نسبت به صحابه بر خلاف این حرف آقایان است.

عزیزان اگر خوب دقت كنند، در رابطه با بحث صحابه از دیدگاه شیعه یك نكته‌های ظریفی است كه خیلی به درد ما می‌خورد.

شیخ صدوق در كتاب خصال خودش روایتی را از امام صادق سلام الله علیه نقل می‌كند و می‌گوید: دوازده هزار نفر از اصحاب پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم بودند كه هیچ انحرافی در این‌ها نبود.

اگر واقعا شما مریض نیستید چطور این فرمایش امام صادق علیه السلام را رها می‌كنید ولی:

«ارتد الناس بعد رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إلا ثلاثة»

را با بوق و كرنا مطرح می‌كنید، اگر شما دنبال فتنه نیستید این هم روایتی است كه می‌گوید دوازده هزار صحابه پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم بودند

«كان أصحاب رسول الله صلى الله عليه وآله اثني عشر ألفا ثمانية آلاف من المدينة ، و ألفان من مكة ، وألفان من الطلقاء ، ولم ير فيهم قدري ولا مرجي ولا حروري ولا معتزلي ، ولا صحاب رأي»

هشت هزار در مدینه، دو هزار در مكه، دو هزار نفر از طلقاء آن‌هایی كه در فتح مكه بودند در بین این‌ها نه قدری، نه مرجئه و نه حروریه، نه معتزله و نه صاحب رأی بود.

الخصال - الشيخ الصدوق - ص 640

«كانوا يبكون الليل والنهار...»

اگر واقعا شما راست می‌گویید می‌خواهید بدانید عقیده شیعه نسبت به صحابه چیست؟ این را بیایید مطرح كنید. این یك مورد.

دوستان دقت داشته باشید این بحث‌هایی را كه من از دیروز شروع كردم بحث‌های كلیدی است. در حقیقت بحث‌هایی است كه ما همه جا نیاز داریم.

 این‌ها هركجا در بحث‌ها كم می‌آورند بلافاصله بحث را چرخش می‌دهند كه آقا شما صحابه را كافر می‌دانید، آی مردم، آی شیعه‌ها، آی سنی‌ها و آی وهابی‌ها كشتن شیعه واجب است؛ چون این‌ها صحابه را كافر می‌دانند.

مورد دوم: شیخ طوسی، شیخ الطائفه متوفای 460هـ ق. عقیده شیخ طوسی عقیده‌ی شیعه است، شیخ طوسی كسی بود كه در روز 5 تا حوزه‌ی درسی داشت فقه شیعه، فقه حنفی، فقه حنبلی، فقه شافعی و فقه مالكی را تدریس می‌كرد. ما در میان فقهای خودمان كسی را نداشتیم كه فقها و علمای اهل‌سنت این چنین او را قبول داشته باشند، ولی یك سری شیاطین و خناسان آمدند با تحریكات مغول و غیره بساط  درس شیخ طوسی را در بغداد بهم زدند.  منبری را كه روی آن تدریس می‌كرد آتش زدند، كتابخانه‌ی او را كه 18 هزار جلد كتاب در آن بود همه را سوزاندند شیخ طوسی مجبور شد از بغداد به نجف هجرت كند و حوزه علمیه نجف را سال450 ده سال قبل از رحلت‌شان در آن‌جا تأسیس كرد.

«والشفاعة ثبت عندنا للنبي صلی الله علیه و آله وكثير من أصحابه»

التبيان في تفسير القرآن - الشيخ الطوسي - ج 1 ص 214

این چیست؟! یعنی واقعا شیعه اگر صحابه را كافر می‌داند آیا می‌گوید ما از كفار انتظار شفاعت داریم؟!

«ولجميع الأئمة المعصومين»

شیخ طوسی حتی ائمه علیهم السلام را بعد از صحابه می‌آورد.

مورد سوم: مرحوم سید علی خان از علمای بزرگ شیعه است در كتاب الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه می‌گوید:

«حكم الصحابة عندنا في العدالة حكم غيرهم ، ولا يتحتم الحكم بالأيمان والعدالة بمجرد الصحبة ولا يحصل بها النجاة من عقاب النار وغضب الجبار الا ان يكون مع يقين الايمان وخلوص الجنان ، فمن علمنا عدالته وايمانه وحفظه وصية رسول الله في أهل بيته ، وانه مات على ذلك كسلمان وأبي ذر وعمار واليناه وتقربنا إلى الله تعالى بحبه»

الدرجات الرفيعة في طبقات الشيعة - السيد علي خان المدني الشيرازي - ص 11 

عدالت و ایمانش اگر برای ما محرز شد، ما این صحابه را دوست داریم

«وتقربنا إلى الله تعالى بحبه»

به محبت این صحابه به خدای عالم تقرب می‌جوییم

«ومن علمنا أنه انقلب على عقبه»

(أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ)

سوره آل عمران (3): آیه 144

ببینید:

«ومن علمنا أنه انقلب على عقبه وأظهر العداوة لأهل البيت علیهم السلام عاديناه»

از این بهتر و واضح‌تر وروشن‌تر، این كه آیه قرآن است:

(أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ)

اگر این آیه درباره آن‌ها تحقق پیدا كرد

« وأظهر العداوة لأهل البيت علیهم السلم»

آیا شما آن صحابی كه با اهل‌بیت علیهم السلام عداوت دارد، و دستور سب اهل‌بیت علیهم السلام را می‌دهد، آن صحابی كه در قتل امام حسین علیه السلام در كربلا شركت می‌كند، آن صحابی كه نسبت به امام حسن علیه السلام آن‌طور جسارت می‌كند را دوست دارید؟

پرسش:

استاد! این‌ها ظاهرا تمام حرف‌شان روی آن بخش زیارت عاشورا است كه لعن بر بعضی‌ها را گفته است.

پاسخ:

آن بحث دیگری است که آن را جدا مطرح می‌كنیم ولی ایشان می‌گوید شما شیعه كلّ صحابه را كافر می‌دانید الا سه نفر! الان ما داریم این مورد را جواب می‌دهیم.

مورد چهارم: مرحوم شرف الدین در كتاب أجوبة مسائل جار الله دارد:

«رأي الشيعة في الصحابة أوسط الآراء»

أجوبة مسائل جار الله - السيد شرف الدين - ص 14

دو نظر از گذشته‌، و دو نظر هم از متأخرین آوردیم

« من وقف على رأينا في الصحابة علم أنه أوسط الآراء»

هركس به رأی ما نسبت به صحابه آگاه باشد متوجه می‌شود که این متوسط‌ترین رأی است.

« إذ لم نفرط فيه تفريط الغلاة الذين كفروهم جميعا»

نه ما راه افراط می‌رویم، كه همه صحابه را تکفیر كنیم

«ولا أفرطنا إفراط الجمهور الذين وثقوهم أجمعين»

و نه همه را توثیق می‌كنیم

«وقال أهل السنة : بعدالة كل فرد ... واحتجوا بحديث كل من دب أو درج منهم أجمعين أكتعين أبصعين ، أما نحن فإن الصحبة بمجردها وإن كانت عندنا فضيلة جليلة»

صحبت در نزد ما یك شرف و افتخاری است

« لكنها - بما هي ومن حيث هي - غير عاصمة»

خود صحبت عصمت آور نیست

«فالصحابة كغيرهم من الرجال فيهم العدول ، وهم عظماؤهم وعلماؤهم ، وأولياء هؤلاء وفيهم البغاة ، وفيهم أهل الجرائم من المنافقين ، وفيهم مجهول الحال ، فنحن نحتج بعدولهم ونتولاهم في الدنيا والآخرة ، أما البغاة على الوصي ، وأخي النبي ، وسائر أهل الجرائم والعظائم كابن هند ، وابن النابغة ، وابن الزرقاء وابن عقبة ، وابن أرطاة ، وأمثالهم فلا كرامة لهم ، ولا وزن لحديثهم ، ومجهول الحال نتوقف فيه حتى نتبين أمره»

...آن‌هایی هم كه مجهول هستند ما نسبت به آن‌ها حرفی نمی‌زنیم

شما ببينيد آمار صحابه را که چند نفر بودند. سیوطی می‌گوید 114 هزار صحابه ما داشتیم، ابن حجر زمین و زمان را به هم دوخته ، بچه‌های شیر خواره‌ای كه حیات پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم را درك كرده‌اند را آورده است آن‌هایی كه در رحم مادر بودند را آورده نتوانسته آمار صحابه را به ده هزار برساند.

یعنی از 114 هزار! ده هزار تا آوردند و بقیه صحابه اصلا وجود خارجی ندارند و نمی‌دانیم چه كسانی هستند و اسامی‌شان را هم ما نمی‌دانیم از این ده هزار صحابه هزار نفرشان روایت دارند.

از این هزار نفر صحابه هم نزدیك ششصد تا هفتصد و شاید هم بیشتر تنها یك یا دو روایت از پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم دارند، شما چرا دارید این حرف‌های بی اساس را می‌زنید؟ می‌گویید شیعیان كل صحابه را كافر می‌دانند، كل صحابه‌ای كه حتی اسم بیش از صد هزار نفر آن‌ها را هم نمی‌دانید!

پرسش:

استاد ببخشید! اهل‌سنت قبول دارند كه در زمان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم منافقین بودند و این منافقین هم جزء صحابه بودند یانه؟

پاسخ:

بله، شما همین كتاب قصة الحوار ما را مطالعه كنید ما در این كتاب از بزرگان‌شان آوردیم كه می‌گویند:

«المنافقین من الصحابة»

در صحیح مسلم آمده است كه پیامبر صلی الله علیه واله وسلم می‌ٰفرماید:

«في أَصْحَابِي اثْنَا عَشَرَ مُنَافِقًا»

صحيح مسلم ، ج 4، ص 2143، اسم المؤلف:  مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

 پرسش:

می‌گوید پیامبر صلی الله علیه واله وسلم 33 نفر را در همان مجلس بلند كرد و معرفی كرد كه منافق هستند.

پاسخ:

مهم‌تر از آن در آن جنگ احد هزار نفر داشتند برای جنگ می‌رفتند در این وسط عبدالله اُبی آمد تحریک كرد سیصد نفر برگشتند؛ یعنی سیصد نفر منافق و یا طرفدار نفاق برگشتند این خیلی واضح و روشن است. از هزار نفر سیصد نفر منافق یا طرفدار منافق برگشتند ما قبلا این مطلب را مفصل بحث کردیم.

همچنین از ائمه علیهم السلام داریم به صحابه درود و صلوات می‌فرستند

«اللَّهُمَّ وأَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً الَّذِينَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَةَ »

الصحيفة السجادية - الإمام زين العابدين ( ع ) - ص 42

امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه این را می‌ٰفرماید این دیگر بحار الانوار نیست که آقایان همیشه از آن عقده دارند!

در جای دیگر می‌فرماید:

«اللهم صل على محمد خاتم النبيين وتمام عدة المرسلين، وعلى آله الطيبين الطاهرين وأصحابه المنتجبين»

الصحيفة السجادية ( ابطحي ) - الإمام زين العابدين ( ع ) - ص 548

شيعه اگر کافر می‌داند این عبارت آقا امام سجاد سلام الله علیه است، باز به همین شکل شیخ طوسی در دعای حریق در کتاب مصباح المتهجد دارد:

«اللهم ! صل على محمد وأهل بيته الطيبين وعلى أصحابه المنتجبين وعلى أزواجه المطهرات»

مصباح المتهجد - الشيخ الطوسي - ص 222

اين را شیخ طوسی در کتاب خودش مصباح المتهجد آورده اقای کفعمی در بلد الامین آورده، آقای مجلسی در بحار الانوار آورده است. ببینید دارد:

« وعلى أصحابه المنتجبين وعلى أزواجه المطهرات»

پرسش:

می‌گویند چرا این‌ها را در سخنرانی‌ها و منبرهایتان نمی‌گویید؟

پاسخ:

اين در کتاب‌های ما است ما برای این‌که شیاطین سوء استفاده نکنند نمی‌گوییم ولی ائمه ما که این را گفته‌اند.

پرسش:

استاد! صلوات کامل صلواتی است که بر پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم و آل پیامبر بگوییم.

پاسخ:

آن‌ها هم آل را قبول دارند، آن مسأله‌ای نیست

پرسش:

در کتاب‌هایشان آل را ندارند.

پاسخ:

بعضی‌هایشان دارند اکثرا ندارند.

پرسش:

استاد! در کتاب الرد علی الرافضه که مال یکی از وهابی‌ها است آل را اصلا صلوات نفرستاده صلی الله علیه وسلموا تسلیما گفته است.

پاسخ:

 بعضی از این‌ها خود ابن حجر، سیوطی و... در خیلی از جاها وآله را دارد تقریبا پنج درصد از کتاب‌هایشان و آله را آورده‌اند. حاکم نیشابوری معمولا وآله را می‌آورد.

پرسش:

حاکم اصلا شیعه بوده خودش ادعای شیعه‌گری می‌کند

پاسخ:

نه، حاکم نیشابوری سنی بوده است. دفاعی که از شیخیین کرده کمتر کسی همچنین دفاعی کرده است. ما روایت‌های متعدد با سند صحیح از ائمه علهیم السلام داریم که این‌ها به اصحاب پیامبر صلی الله علیه واله وسلم و ازواج مطهرات درود فرستاده‌اند.

بزرگان ما مانند شهید ثانی که شما (اهل سنت) به جرم دفاع از اهل‌بیت علیهم السلام او را شهید کردید، در رسائل می‌گوید:

 « الحمد للَّه ربّ العالمين ، والصلاة على أشرف المرسلين، وآله الطاهرين وأصحابه المنتجبين»

رسائل الشهيد الثاني ( ط.ج ) - الشهيد الثاني - ج 2 ص 863

آن عبارت ائمه ما، این هم از عبارت‌ علمای ما.

پرسش:

هر چه ما بگوییم آخرش می‌گویند از باب تقیه بوده است!

پاسخ:

تقیه یا هر چه بوده! اگر تقیه بود اصحابی اجمعین می‌گفتیم ولی اصحابه المنتجبین، می‌گوییم اصحاب برگزیده‌اش ما علناً می‌گوییم در مورد آن صحابی که قرآن می‌گوید:

(إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَينُوا)

سوره حجرات (49): آیه 6

ما به هیچ وجه برایش ارزشی قائل نیستیم آن‌هایی که:

(فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا)

سوره توبه (9): آیه 77

برای او ما ارزشی قائل نیستیم، آن صحابه‌ای که در برابر امیر المؤمنین علیه السلام قیام کردند و جنگیدند ما برای آن‌ها احترامی قائل نیستیم آن‌هایی که نسبت به امیر المؤمنین علیه السلام ناسزا گفتند ما برای آن‌ها ارزشی قائل نیستیم، علناً ما داریم می‌گوییم اگر تقیه بود می‌گفتیم همه صحابه را ما قبول داریم. عبارتی که برای امام رضوان الله تعالی علیه در کتاب الإجتهاد والتقلید آمده است البته آن قبل از انقلاب چاپ شده مال بعد از انقلاب هم نیست.

«الحمد لله رب العالمين ، الصلاة والسلام على سيدنا محمد وآله الطاهرين وأصحابه المنتجبين»

الاجتهاد والتقليد - السيد الخميني - ص مقدمة التحقيق 1

اجوبه مقام معظم رهبری دارد:

«واصحابه المنتجبین المتقین»

این عقیده شیعه نسبت به صحابه است، چرا این‌ها را به هیچ وجه نمی‌آیند مطرح بکنند؟ ولی اگر در یک جا علامه مجلسی حرف تندی زده آن را در رسانه‌ها و ماهواره‌ها و کتاب‌هایشان عَلَمْ می‌کنند ببینید علامه مجلسی نسبت به صحابه و سید نعمت‌الله جزایری درباره صحابه چه گفته‌اند؟ این‌ها را عَلَمْ می‌کنند.

پس این شبهه که شیعه‌ها معتقد هستند احادیث صحیحین و سنت پیغمبر صلی الله علیه وآله چون از اصحاب است اصحاب را کافر می‌دانند این‌ها به سنت ما، به سنت پیغمبر صلی الله علیه وآله و به کتاب صحیحین عمل نمی‌کنند. پاسخ داده شد.

بعد ما نسبت به افراد خاصی می‌رسیم فرض کنیم فلان آقا را مستحق لعن می‌دانیم، نهایتش این است ما اجتهاد کردیم و خطا کردیم.

ما با توجه به ادله‌ای که وجود دارد پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله ، علی علیه السلام را به عنوان خلیفه معرفی کرده و در هر مناسبتی و مقطعی از زمان، در غدیر با عبارت‌های مختلف گفته مردم، خلیفه بعد از من علی ابن ابیطالب است ما با توجه به این روایات در مورد افرادی که غصب خلافت کرده‌اند   اجتهاد می‌کنیم. می‌گوییم این‌ها با این‌کارشان، کار نادرست و خلافی انجام داده‌اند در برابر این‌ها قیام کردند پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود:

 «حربُکَ حربی»

 هر کسی با علی بجنگد با من جنگیده

«من سبَّ علیاً فقد سبنی، و من سبنی فقد سب الله»

ما از این روایات استفاده می‌کنیم که این دسته خاص که دعوای اصلی هم سر این افراد است این‌ها از مسیر سنت، منحرف شدند این اجتهاد ما است ظلم کردند، قرآن می‌گوید:

(أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ)

سوره هود (11): آیه 18

اجتهاد کردیم بر مبنای اجتهادمان فتوا و نظر دادیم شما معتقد هستید اشتباه کردیم

«من إجتهد وأخطأ فله أجر»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج 2، ص 108، اسم المؤلف:  العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

بالاتر از این که نیست نهایتش این می‌شود! به این مسئله خوب دقت کنید همان‌طوری که آن‌ها یک چیزهایی دارند و چماق می‌کنند و به سر ماها می‌کوبند این مسئله اجتهاد هم یک بحث ثابتی است شیعه و سنی از رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل کردند

«من إجتهد وأخطأ فله أجر»

پرسش:

شاید این اجتهاد، مخصوص صحابه باشد اجتهاد ما هیچ ارزشی نداشته باشد

پاسخ:

نه اجتهاد علمای‌شان همین است. نمی‌گوید: من اجتهدَ الصحابةُ الذینَّ اجتهدوا، من یعنی کل مسلم اجتهد  فأخطأ، الان این‌ها نسبت به فقهای خودشان چه می‌گویند؟

 ابو حنیفه فلان جا اشتباه و خطا کرده فلهُ اجرٌ واحد، مالک اشتباه کرده فلَهُ اجرٌ واحد این‌ها که جزو صحابه نبودند. در این مورد هم ما خیلی حرف داریم یک بحث بِکر و زیبایی است و قطعاً به کار دوستان می‌آید. اصلاً‌ بحث اجتهاد صحابه چه بوده و اجتهاد یعنی چه؟ من اجتَهدَ یعنی چه؟

«اجتهد من الکتاب والسنه»

قابل قبول است

 اجتهدَ یعنی اجتهد برأیه این را ما قبول نداریم ائمه علیهم السلام هم فرمودند اگر ما بخواهیم به رأی‌مان عمل بکنیم.

 «فقد اهلکنا»

 آراء ما،‌ ما را به هلاک می‌رساند این روایت صریح امام صادق سلام الله علیه است ما هر روایت و عبارتی برای شما می‌آوریم

« کلما حدثنا فقد حدثنی أبی عن ابیه عن جدی عن رسول الله»

این‌که صحابه می‌گویند ما اجتهاد کردیم اگر اجتهادشان از کتاب است! قبول می‌کنیم اشتباه هم کرده باشد گرچه خود عمر، اجتهاد را هم قبول نکرد قدامة ابن مظعون می‌گوید از آیه شریفه حرمت شراب را استفاده کردم و شراب خوردم!! ایشان اجتهاد کرده و بر مبنای اجتهاد خودش شراب خورد عمر قبول نکرد و او شلاق زد.

ما این را چه کار کنیم، ما کدام حرف شما را قبول بکنیم! از آن طرف می‌گویید:

«من اجتهدَ وأخطأ فله اجر واحد»

پرسش:

استاد! یک طرف آن طعن‌هایی که خودشان به صحابه زدند که در جلسه قبل مطرح کردید خودش یک جوابی برای ما است.

آیه شریفه این است:

(لَيسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا)

سوره مائده (5): آیه 93

بر مبنای این

«فقال عمر لِمَ؟»

چرا تو شراب خوردی؟

المصنف، ج 9، ص 242، اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي

«قال قدامه، قال الله عز وجل:

(لَيسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يحِبُّ الْمُحْسِنِينَ)

سوره مائده (5): آیه 93

« فقال عمر أخطأت التأويل»

اجتهادت اشتباه است

 «إنك إذا اتقيت اجتنبت ما حرم الله عليك»

بعد عمر رو به مردم کرد و گفت در رابطه با شلاق زدن قدامه چه می‌گویید؟ گفتند مادامی که مریض است شلاق نزن. صبر کن خوب بشود شلاقش بزن و عمر هم شلاقش زد قدامه اجتهاد هم کرد، اجتهاد از قرآن هم بوده است.

والسلام علیکم ورحمة الله





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English