2017 December 16 - شنبه 25 آذر 1396
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
کد مطلب: ٥٠٠٩ تاریخ انتشار: ٢٩ آبان ١٣٩٦ تعداد بازدید: 142040
پرسش و پاسخ » شيعه
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟

توضيح سؤال :

لطفا جريان حمله به بيت حضرت امير المومنين علي (ع) و ضرب و شتم حضرت فاطمه الزهرا ( س ) از كتب شيعه و سني را به صورت مفصل ( فايل ) برايم بفرستيد

با تشكر

براي ارائه به يكي از برادران سني كه گفته است اگر برايم ثابت كني كه عمر به حضرت فاطمه الزهرا ( س ) جسارت نموده از سني بودن دست بر ميدارم !!!!

پاسخ :

اين كه عمر بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ، از قطعيات تاريخ است .

رواياتي كه در رابطه با هجوم به خانه حضرت صديقه طاهره در كتب اهل سنت آمده به چند دسته مي شود تقسيم كرد .

1. تهديد به سوزاندن خانه:

ذكرالطبري: باسناده عن زياد بن كليب قال: أتي عمر بن الخطاب منزل عليّ وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال: واللّه لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلي البيعة»، فخرج عليه الزبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من بده فوثبوا عليه فأخذوه.

تاريخ الطبري: 2/443.

وابن أبي الحديد: عن سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر اليهم فقال: «والذي نفسي بيده لتخرجنّ إلي البيعة أو لأحرقنّ البيت عليكم .

شرح نهج البلاغه: 1/164 (2/45).

2. آوردن وسائل آتش سوزي و بي توجهي خليفه دوم بر اعتراض مردم:

وابن قتيبة: قال: ... وقال عمر: والذي نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها علي من فيها! فقيل له: يا أباحفص إنّ فيها فاطمة!! فقال: وإن.

الامامة والسياسة: 1/12، أعلام النساء لعمر رضا كحالة: 4/114.

3 . آوردن وسائل آتش سوزي ودرگيري لفظي ميان حضرت صديقه و خليفه دوم:

البلاذري: باسناده عن سليمان التيمي وعن ابن عون: إنّ أبابكر أرسل إلي علي(عليه السلام)يريد البيعة فلم يبايع، فجاء عمر ومعه فتيلة فتلقّته فاطمة علي الباب، فقالت فاطمة: يابن الخطاب! أتراك محرقاً عليّ بابي؟ قال نعم: وذلك أقوي فيما جاء به أبوك.

انساب الاشراف: 1/586.

أبو الفداء: قال: ... فأقبل عمر بشيء من نار علي أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضي اللّه عنها وقالت: إلي أين يابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.

تاريخ أبي الفداء: 1/164.

وابن عبد ربّه: الذين تخلّفوا عن بيعة أبي بكر: عليّ والعباس، والزبير، وسعد بن عبادة، فأمّا علي والعباس والزبير فقعدوا في بيت فاطمة حتّي بعث اليهم أبو بكر عمر بن الخطاب ليخرجوا من بيت فاطمة وقال له: إن أبوا فقاتلهم. فأقبل عمر بقبس من نار علي أن يضرم عليهم الدار فلقيته فاطمة فقالت: يابن الخطاب! أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.

العقد الفريد:5/12، طبعة مكتبة الرياض الحديثة.

4 . حمله خليفه دوم به حضرت صديقه طاهره

الشهرستاني: عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّي ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان في الدار غير عليّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب(عليهم السلام).

الملل والنحل: 1/57. طبعة بيروت، دار المعرفة.

قال المسعودي: فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّي أسقطت محسناً.

اثبات الوصية:143.

قال ابن حجر العسقلاني: إنّ عمر رفس فاطمة حتّي أسقطت بمحسن.

لسان الميزان:1/268.

قال الصفدي: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّي ألقت المحسن من بطنها.

الوافي بالوفيات: 5/347.

روايات فراواني از طريق اهل سنت و شيعه نقل شده است كه غضب فاطمه ، غضب پيامبر و غضب پيامبر غضب خداوند است :

عن علي رضي اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله وسلم لفاطمة: «إنّ اللّه يغضب لغضبك، ويرضي لرضاك . هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .

المستدرك: 3/153، مجمع الزوائد: 9/203، الآحاد والمثاني للضحاك: 5/363، الذرية الطاهرة النبوية للدولابي: 119، المعجم الكبير للطبراني: 1/108، 22/401، نظم درر السمطين للزرندي الحنفي: 178، الكامل لعبداللّه بن عدي: 2/351، تاريخ مدينة دمشق : 3/156، أسد الغابة :5/522، ذيل تاريخ بغداد: 2/140، 2/141 ميزان الاعتدال :2/492، الإصابة: 8/265،266، تهذيب التهذيب: 21/392، سبل الهدي والرشاد للصالحي الشامي: 11/ 44 .

عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّي فمن أغضبها أغضبني .

صحيح البخاري 4/210، (ص 710، ح 3714)، كتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم.

عن المسور بن مخرمة قال قال رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم: «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا .

صحيح مسلم 7/141 ح 6202) كتاب فضائل الصحابة رضي الله تعالي عنهم، ب 15 ـباب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ .

و از قطعيات تاريخ است كه حضرت زهرا سلام الله عليها تا آخر عمر از دست خليفه و دار و دسته اش غضبناك بود و هر گز از آن ها راضي نشد .

محمد بن اسماعيل بخاري مي نويسد :

فغضبت فاطمة بنت رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم فهجرت ابا بكر فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

صحيح البخاري: 4/42، ش 2862.

بنا بر نقل ابن قتيبه دينوري ، وقتي ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت زهرا آمدند ، حضرت زهرا به آن ها گفت كه آن دو را تا آخر عمر پس از هر نمازش نفرين خواهد كرد .

واللّه لأدعونّ اللّه عليك في كلّ صلاة أصلّيها .

الإمامة والسياسة، تحقيق الشيري ج 1، ص 31.

اما از ديدگاه روايات شيعه ، اين كه قاتل حضرت زهرا سلام الله عليها ، عمر بن الخطاب است ، قطعي است . ما فقط به نقل يك روايت اكتفا مي كنيم :

وكان سبب وفاتها : أن قنفذا مولي عمر لكزها بنعل السيف بأمره ، فأسقطت محسنا ومرضت من ذلك مرضا شديدا ، ولم تدع أحدا ممن آذاها يدخل عليها .

سبب شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها اين بوده است كه قنفذ غلام عمر به دستور او ، آن حضرت را با غلاف شمشيرش زد . و اين سبب شد كه محسن سقط شود و حضرت زهرا شديدا مريض شوند . در مدتي كه مريض بودند ، به هيچ يك از آناني را كه او را اذيت كرده بودند ، اجازهء ملاقات نداد .

دلائل الإمامة ج 2 ، عنه بحار الأنوار : 8 / 230 - 232 ( ط الكمپاني ) ، 30 / 290 - 295 . 2 . مثالب النواصب : 371 - 374 ، 418 - 419 . 3 . الصراط المستقيم : 3 / 25 . 4 . مطارح النظر في شرح الباب الحادي عشر : 109 .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)





Share
841 | سيد جواد موسوي | , ایران | ١٦:٤١ - ٠٤ آبان ١٣٩٣ |
12
 
13
پاسخ نظر
باسلام
اگه شما(محمد)ميگى منظور از اهل بيت همين معنى عاميانه (زن وبچه)ميشه پس يه فکرى براى
نمازهايى که تمام اهل سنت از ابتدا تا أ لان خوندن بکن چون معنى (و إ مسحوا)يعنى مسح کنيد
اما اهل تسنن موقع وضو مکانهايى که قران مسح کنيد رو غسل ميکنن.
وضوتون باطله نمازتونم باطل
842 | م ع | , ایران | ١٧:١١ - ٠٨ آبان ١٣٩٣ |
13
 
11
پاسخ نظر
علي مولود کعبه وولي خداست .علي نياز به خلافت نداشت .دققه علي خلافت نبود .عدالت بود که به خاطر عدالتش فرق سرش را شکافتن .علي خلافت رو گذاشت براي کساني که عقده اون را داشتن دنبالش بودن ..خيلي بي عدالتي که بخواي او در کنار کسي مثل عمر که بزرکترين ضربه رو به اسلام و اهل بيت وارد کرد در کنار هم بگذاري..جاي تاسف داره ..دوم اينکه عمر اسلام رو به ايران نياورد .اين بابا بزرکترين جنايتو در حق ايرانيان با فرهنگ و تمدن به اسم اسلام انجام داد . ما ايرانيان اين افتخار رو داريم که هميشه در کل تاريخ يکتا پرست بوديم و دين دار.وهميشه طالب حق و حقيت بودهايم را حقيقت رو خودمون پيدا کرده ايم .اسلامي که عمر پيشواش باشه فاتحشو بايد خواند .. مگه عمر مسلم بود که بخواد اسلام بياره .اونم براي يه ملت بزرگ مثل ايران ...عمر از اسلام يه چهره خشن و خون ريز به دنيا معرفي کرد .اين خدمت عمر به اسلام ناب محمدي بوده ....

843 | عبدالله علوي | , ایران | ١٩:٠٨ - ١٠ آذر ١٣٩٣ |
17
 
11
پاسخ نظر
اگر حضرت عمر(رض) حضرت فاطمه(ع)را ميزد حضرت علي (رض) سر حضرت عمر را مي بريد ما حضرت علي مي شناسيم که شجاع ترين کفار را با يک ضربه در جنگ خيبر سرش را نصف کرد و همچنين صحابي حضرت محمد (ص)سر عمر راجدا مي کردند اگر جوابي داريد به ايميلم بفرستين

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

اولا:ا وقتي ادله فراوان و معتبر نشان مي دهد که زدن حضرت زهراء عليه السلام و هجوم به خانه ايشان اتفاق افتاده است، در اين صورت جا ندارد که کسي بيايد و با سليقه شخصي بخواهد واقعيات را وارونه نشان دهد و سعي در انکار آن باشد در ضمن خوب است بدانيد اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائى نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسى جرأت نمى‌كرد كه اين فكر را حتى از مخيله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل هميشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده است

همچنانکه هيثمي در روايت معتبري چنين نقل کرده است

وعن علي بن أبي طالب قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إنه سيكون اختلاف وأمر فإن استطعت أن تكون السلم فافعل رواه عبدالله ورجاله ثقات

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407 ج 7 ص 234

با اين وجود اگر حضرت طبق دستور پيامبر (ص) عمل نمي کرد خود شما حضرت علي (ع) را متهم به سرپيچي نمي کرديد؟!!

جهت اطلاع بيشتر به اين آدرس رجوع کنيد


ثانيا:شما که از شجاعت حضرت علي عليه السلام حرف مي زنيد مگر پيامبر (ص) از حضرت علي (ع)شجاعتر نبود ؟چرا در مکه وقتي حضرت سميه با وضع فجيعي مي کشتند دفاع نکرد؟ آيا پيامبر در اينجا مي توانيد بگويد حضرت شجاعت نداشت؟!!! چرا پيامبر از اين همه اصحابش که در مکه کتک مي خوردند دفاع نکرد آيا نمي توانست با شجاعتي که داشت از آنها در مقابل دشمنان دفاع کند؟! از اين بالاتر چرا خود خداوند وقتي پيامبرانش را با بدترين جنايت مي کشتند چرا از آنها دفاع نکرد؟!! آيا خدا عاجر بود که از اينکه از رسولانش دفاع کند ؟!

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
844 | علي | , ایران | ٢٤:٥٩ - ٢٥ آذر ١٣٩٣ |
12
 
8
پاسخ نظر
من از شما سوال دارم اگر اين چيزايي كه ميگوييد حقيقت داشت پس چرا حضرت علي رض حضرت عمر رض را دوماد خود كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

اولا: شما اول بياييد اين ازداوج را ثابت کنيد بعد بيايد اشکال کنيد؟ اگر هم تلاش بکنيد که اين ازدواج را ثابت کنيد، باز به ضرر خودتان است چون عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي كند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم . الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180

اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد شما که طرفدار خليفه هستيد پاسخ دهيد كه آيا درست است حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند. تا انجا که سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است دست زدن به دختر نامحرم حرام است ... ( وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟) تذكرة خواص الأمة : 321

رابعا: برفرض هم بگوييم اين ازدواج رخ داده باشد، اين ازدواج با اجبار و خشونت عمر بوده است . هيثمي از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي عليه السلام خطاب به عباس فرمود: خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد (درة عمر أحرجته الي ماتري) . مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.

آيا اين ازدواج اجباري نشان از ظلمي نيست که عمر مرتکب شده است؟ آيا شما حاضر هستيد ثابت کنيد عمر شخص ظالمي بوده است؟! آيا اگر اين اتفاق براي يکي از اقوام شما اتفاق بيفتد مثلا يک پيرمرد که قدرت نظامي هم دارد بيايد و از فاميل شما يک دختر 9 ساله را براي ازدواج خواستگاري کند نگاه شما به اين شخص چگونه است ؟ آيا از کار او ناراحت مي شويد و يا پدر دختر را مذمت مي کنيد که چرا دخترت را به اين شخص دادي؟!

در خصوص افسانه ازدواج ام کلثوم با عمر مقاله مفصلي در سايت موجود است جهت اطلاع بيشتر به آنجا رجوع کنيد

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=140

ثانيا: اگر واقعا داماد بودن عمر براي حضرت علي عليه السلام خيلي برايتان مهم است چرا اين مهم را بخاري و مسلم در صحيحين نياورده اند؟! چرا ساير صحاح روايت ازدواج عمر با ام کلثوم را ترک کرده و نياورده اند؟! چرا ساير مسانيد شما مانند مسند احمد به آن اشاره نکرده است؟! مگر خود احمد و ديگران نگفته اند هر چيزي که در مسند احمد نباشد صحيح نيست

ثالثا: اگر ازدواج دختر حضرت علي عليه السلام با عمر را دليل خوب بودن عمر مي دانيد، خوب است بدانيد پيامبر صلي الله عليه وآله با دختر حي بن اخطب كه پدرش دشمن حضرت و يهودي بود و با ام حبيبه دختر ابوسفيان، ازدواج كرد ، آيا مي توانيد بگوييد چون حي بن اخطب و ابوسفيان آدم خوبي بودند حضرت با دختران آنها ازدواج كرد؟!

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
845 | مهدي سليم بيگي | , ایران | ١٠:٤٩ - ٢٩ آذر ١٣٩٣ |
ميبخشيد ولي ميتونم بپرسم که ايا صحاح سته مربوط به احاديث پيامبر و وقايع مربوط به آنها ميباشد يا وقايع تاريخي بعد از ان ؟!درضمن اگه ميخواهيد در مورد تاريخ تحققيق کنيد بري دنبال کتب معتبر مثل تاريخ طبراني وبيهقي وکتب معتر از نظر علما اهل تشيع و تسنن و از يک طرف موضوع را برسي نکنيد.والسلام

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

صحاح سته روايات زمان پيامبر (ص) و نيز روايات صحابه را نيز نقل کرده اند در ضمن خيلي از مطالب تاريخي در همين روايات نقل شده است لذا نقل آنها که مخصوصا با سند معتبر نقل شده است ، بر اهميت موضوع مي افزايد نکته ديگر اينکه برخي از کتب تاريخي قبلي نيز با سند بوده است اما بخاطر اختصار سند را خذف کرده اند لذا وقتي مطلبي را بخاري و يا مسلم نقل کند در اين صورت کفايت مي کند هر چند از منابع تاريخي نيز نقل مي کنيم

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
1 |سینا||١٩:٤٣ - ٢٤ تير ١٣٩٦ |
1
 
1
عزیزان من سلام
لطفا چیزی را نمیدانید شانسی چیزی نگید..اگه عمر و علی دشمن هم بودند چرا هیچ اختلاف و درگیری وجود نداسته بعدشم هم به حضرت علی وحی نمیومد تا با پیلم الهی صبر کند که خانم فاطمه زهرا رو به شهادت برسانند لطفا حرف های مفت بعضی از علمای بی معتبر رو نگید...
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
خوب این تقصیر شما هست که از از منابع اولیه خودتان نیز خبر ندارید اختلاف بین  حضرت علی علیه السلام با خلفا آنقدر زیاد بود که انها را دروغگو و فریبکار می دانست
مسئله صبر حضرت نیز طبق فرمان پیامبر صلی الله  علیه و آله بوده است که  در منابع خودتان نقل شده است
وعن علي بن أبي طالب قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إنه سيكون اختلاف وأمر فإن استطعت أن تكون السلم فافعل رواه عبدالله ورجاله ثقات
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407 ج 7 ص 234
حال خودتان قضاوت کنید این روایت که خلیفه چهارم و صحابه خودتان از رسول خدا نقل کرده است نعوذا بالله حرف مفتی زده است؟!!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

 
 
846 | الهام | , ایران | ١٤:٠٨ - ٠٩ دي ١٣٩٣ |
8
 
16
پاسخ نظر
فقط حيدر اميرالمومنين است
؟؟؟؟
847 | علي | , ایران | ١٠:٤٥ - ١١ دي ١٣٩٣ |
ايول آقا سيد الحق جوابشونو دادي،ديگه اون دنيا عذري ندارند.(چقدر روايت اشتباه دارند اينها از کجا نشأت گرفته؟)
848 | حسين | , ایران | ١٢:١٧ - ١٤ دي ١٣٩٣ |
18
 
9
پاسخ نظر
پيامبراکرم:هماناخداوندحق رادر زبان عمرجاري ودرقلب او قرارداده است

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

اين روايتي که در کتب شما موجود است، شکي نيست که از جعليات است به چند دليل:

1-چگونه خدا حق را بر زيان عمر جاري کرد درحالي که عمر به پيامبر نسبت هذيان دادند. زماني که حضرت قلم و داوت خواستند اما او مخالفت کرد :قَالَ لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَفِي الْبَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم: «هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ». ...عمر گفت فَقَالَ عُمَرُ إِنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ.

آيا شما اين را قبول مي کنيد که اين حقي بود که بر زبان عمر جاري کرد ؟!! اگر اين کار درست بود چرا اصلا پيامبر از اين کار عمر ناراحت شدند و از خانه خود او را بيرون کردند آيا پيامبر از حق گريزان بود ؟!!!چرا حضرت ناراحت شدند !!

فَاخْتَلَفُوا وَكَثُرَ اللَّغَطُ قال قُومُوا عَنِّي ولا يَنْبَغِي عِنْدِي التَّنَازُعُ.

دعوا كردند و سر و صدا بلند شد؛ پيامبر فرمودند: از نزد من برخيزيد كه سزاوار نيست در نزد پيامبرى دعوا كنند!

صحيح البخاري، ج1، ص54، ح114

مگر قرآن از نزاع در محضر پيامبر نهي نمي کند چرا اين کار عمر به عنوان نزاع بيان شده است !!! خود پيامبر نيز اين کار عمر را از نزاع دانسته است اگر کار عمر مصداق حق بود نبايد پيامبر اين را نزاع مي دانست

فَتَنَازَعُوا ولا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ.

دعوا كردند با اينكه سزاوار نيست در نزد پيامبران دعوا كنند!

صحيح البخاري، ج3، ص1111، ح2888

ثانيا: اين چه نوعي حقي بود که عمر خيلي از احکام را بلد نبودند!!

عمر حکم تيمم را بلد نبود مسلم مي نويسد:

روى مسلم بأَنَّ رَجُلاً، أَتَى عُمَرَ فَقَالَ إِنِّي أَجْنَبْتُ فَلَمْ أَجِدْ مَاءً . فَقَالَ لاَ تُصَلِّ . فَقَالَ عَمَّارٌ أَمَا تَذْكُرُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ أَنَا وَأَنْتَ فِي سَرِيَّة فَأَجْنَبْنَا فَلَمْ نَجِدْ مَاءً فَأَمَّا أَنْتَ فَلَمْ تُصَلِّ وَأَمَّا أَنَا فَتَمَعَّكْتُ فِي التُّرَابِ وَصَلَّيْتُ . فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم «إِنَّمَا كَانَ يَكْفِيكَ أَنْ تَضْرِبَ بِيَدَيْكَ الأَرْضَ ثُمَّ تَنْفُخَ ثُمَّ تَمْسَحَ بِهِمَا وَجْهَكَ وَكَفَّيْكَ» . فَقَالَ عُمَرُ اتَّقِ اللَّهَ يَا عَمَّارُ . قَالَ إِنْ شِئْتَ لَمْ أُحَدِّثْ بِهِ .

مسلم در صحيح خود نقل مى كند كه مردى نزد عمر آمد و گفت: من جُنب شدم و آب نيافتم (تكليف من چيست؟) عمر پاسخ داد: نماز نخوان! عمّار كه آنجا حاضر بود گفت: اى اميرالمؤمنين! آيا به ياد نمى آورى روزى را كه من و تو در يك جنگ (همراه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)) بوديم، جُنب شديم، ولى آب براى غسل پيدا نكرديم، تو نماز نخواندى، امّا من خودم را در خاك غلطاندم و نماز خواندم (پس از آنكه خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)رسيديم و ماجرا را گفتيم) پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: كافى است (در صورت نيافتن آب) دستانت را بر زمين بزنى و پس از آنكه آن را فوت كردى، با دو دست، صورت و (پشت) دو كف دستت را مسح كنى.عمر (پس از شنيدن سخن عمّار، گويا همچنان بر نظر خود اصرار داشته باشد) گفت: اى عمّار! از خدا بترس (و اين سخن را مگو).عمّار گفت: اگر بخواهى من اين حديث را نقل نمى كنم (... فقال عمر: إتّق الله يا عمّار! قال: إن شئت لم اُحدّث به).

صحيح مسلم، ج 1، ص 193، ح 706 باب التيمّم.

اين درحالي است که در قران آمده است :وَإِنْ كُنتُمْ مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَر أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنْكُمْ مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً

اگر بيماريد، يا مسافر، و يا يكى از شما از محل پستى آمده (و قضاى حاجت كرده) و يا با زنان آميزش جنسى داشته ايد و در اين حال، آب (براى وضو يا غسل) نيافتيد، بر زمين پاكى تيمّم كنيد (نساء، آيه 43).

در اينجا اگر اين روايت شما را قبول کنيم بايد قبول کنيم که قرآن نعوذ بالله اشتباه گفته است؟!!!

آيا شما حاضر اين روايت را که بر خلاف قرآن است قبول کنيد؟!!!

عمر خيلي از مسائل را نمي دانست همچنانکه ابن قيم اين موارد را در کتاب خود ذکر کرده است:

وي در كتاب إعلام الموقعين مي‌نويسد:

وَخَفِيَ على عُمَرَ تَيَمُّمُ الْجُنُبِ فقال لو بَقِيَ شَهْرًا لم يُصَلِّ حتى يَغْتَسِلَ.

و بر عمر پوشيده بود، تميم كردن شخص جنب؛ پس گفت: حتي اگر يك ماه آب نيافت، نماز نخواند تا غسل كند.

وَخَفِيَ عليه دِيَةُ الْأَصَابِعِ فَقَضَى في الْإِبْهَامِ وَاَلَّتِي تَلِيهَا بِخَمْسٍ وَعِشْرِينَ حتى أُخْبِرَ أَنَّ في كِتَابِ آلِ عَمْرِو بن حَزْمٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم قَضَى فيها بِعَشْرٍ عَشْرٍ فَتَرَكَ قَوْلَهُ وَرَجَعَ إلَيْهِ .

و بر او پوشيده بود، ديه انگشتان؛ پس قضاوت كرد ك؟؟؟

وَخَفِيَ عليه شَأْنُ الِاسْتِئْذَانِ حتى أخبره بِهِ أبو مُوسَى وأبو سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ.

و بر او پوشيده بود نحوه اجازه گرفتن (اگر كسي اجازه گرفتن و اجازه ورود نداد،‌ چه بايد بكند؟)؛ تا اين كه ابوموسى و ابوسعيد خدري او را آگاه كردند.

وَخَفِيَ عليه تَوْرِيثُ الْمَرْأَةِ من دِيَةِ زَوْجِهَا حتى كَتَبَ إلَيْهِ الضَّحَّاكُ بن سُفْيَانَ الْكِلَابِيُّ وهو أَعْرَابِيٌّ من أَهْلِ الْبَادِيَةِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم أَمَرَهُ أَنْ يُوَرِّثَ امْرَأَةَ أَشْيَمَ الضَّبَابِيِّ من دِيَةِ زَوْجِهَا .

و پوشيده بود بر او ارث بردن زن از ديه شوهرش را ، تا اين كه ضحاك بن سفيان كه از اعراب باديه نشين بود، براي او نامه نوشت كه رسول خدا (ص) به او دستور داده است كه همسر اشيم ضبابي از ديه همسرش ارث ببرد.

وَخَفِيَ عليه حُكْمُ إمْلَاصِ الْمَرْأَةِ حتى سَأَلَ عنه فَوَجَدَهُ عِنْدَ الْمُغِيرَةِ بن شُعْبَةَ .

و پوشيده بود بر او حكم سقط عمدي جنين توسط زن؛ تا اين كه از آن سؤال كرد؛ پس پاسخ آن را در نزد مغيرة بن شعبه يافت.

وَخَفِيَ عليه أَمْرُ الْمَجُوسِ في الْجِزْيَةِ حتى أخبره عبد الرحمن بن عَوْفٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم أَخَذَهَا من مَجُوسِ هَجَرَ.

و بر او پوشيده بود، وضعيت جزيه گرفته از مجوس، تا اين كه عبد الرحمن بن عوف به او خبر داد كه رسول خدا (ص) از مجوس هجر جزيه گرفت.

وَخَفِيَ عليه سُقُوطُ طَوَافِ الْوَدَاعِ عن الْحَائِضِ فَكَانَ يَرُدُّهُنَّ حتى يَطْهُرْنَ ثُمَّ يَطُفْنَ حتى بَلَغَهُ عن النبي صلى اللَّهُ عليه وسلم خِلَافُ ذلك فَرَجَعَ عن قَوْلِهِ.

و پوشيده بود بر عمر، سقوط طواف وداع از زنان حائض؛ پس عمر آن‌‌ها را برگرداند تا پاك شده و سپس طواف كنند، تا اين كه خلاف آن از رسول خدا (ص) برايش رسيد؛ پس از سخنش برگشت.

وَخَفِيَ عليه التَّسْوِيَةُ بين دِيَةِ الْأَصَابِعِ وكان يُفَاضِلُ بَيْنَهَا حتى بَلَغَتْهُ السُّنَّةُ في التَّسْوِيَةِ فَرَجَعَ إلَيْهَا .

و بر او پوشيده بود، مساوي بودن ديه انگشتان و او بين آن‌ها فرق مي‌گذاشت؛ تا اين كه سنت (پيامبر ص) مساوي بودن ديه انگشتان است؛ پس از نظر خود برگشت.

وَخَفِيَ عليه شَأْنُ مُتْعَةِ الْحَجِّ وكان يَنْهَى عنها حتى وَقَفَ على أَنَّ النبي صلى اللَّهُ عليه وسلم أَمَرَ بها فَتَرَكَ قَوْلَهُ وَأَمَرَ بها .

و پوشيده بود بر عمر، قضيه متعه حج و از آن نهي مي‌كرد، تا اين كه متوجه شد كه كرسول خدا به آن دستور داده است؛ پس سخن خود را رها كرد و به آن دستور داد.

الزرعي الدمشقي الحنبلي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أبي بكر أيوب (مشهور به ابن القيم الجوزية ) (متوفاى751هـ)، إعلام الموقعين عن رب العالمين، ج 2 ص 272 ، تحقيق: طه عبد الرؤوف سعد، ناشر: دار الجيل - بيروت - 1973

اين چه حقي است که بر زبان او در اين موارد جاري نشد؟!!

ثالثا: در منابع شما آمده است که عمر در نبوت پيامبر شک داشت، آيا از جمله حقهايي است که بر زبان عمر جاري جاري شد؟!!

ابن حبان در صحيح خود مي نويسد:

فقال عمر بن الخطاب رضوان اللّه عليه واللّه ما شككت منذ أسلمت إلاّ يومئذ ، فأتيت النبي صلى اللّه عليه وسلم فقلت : ألست رسول اللّه حقّاً ؟ قال : بلى ، قلت : ألسنا على الحق ، وعدوّنا على الباطل ؟ قال : بلى ، قلت : فلِمَ نعطي الدنيّة في ديننا ؟ ...

قال: عمر بن الخطاب رضوان اللّه عليه: فعملت في ذلك أعمالاً يعني في نقض الصحيفة.

عمر گفت : قسم به خدا ! از زماني كه اسلام آورده‌ام ، جز امروز ( در نبوت رسول خدا ) شك نكردم . پيش پيامبر آمده و گفتم : اي رسول خدا ! مگر شما پيامبر خدا نيستي ؟ !!! . پيامبر فرمود : بلي هستم . گفتم : مگر ما بر حق و دشمنان ما بر باطل نيستند ؟ پيامبر فرمود : بلي چنين است . گفتم : پس چرا ذلت و حقارت در دينمان نشان‌ دهيم ؟

عمر گفت : براي اين كه اين عمل را از پرونده‌ام پاك كنم ، كارهايي انجام دادم .

صحيح ابن حبان ، ج 11 ،‌ ص224 .

رابعا: در منابع معتبر شما آمده است عمر صحابه را اذيت مي کرد

روايتى كه در صحيح مسلم از رسول خدا صلى الله عليه وآله در مورد خشونت عمر بن خطاب نقل شده قابل تأمل است:

... أُبَيَّ بن كَعْبٍ قال عَدْلٌ قال يا أَبَا الطُّفَيْلِ ما يقول هذا قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول ذلك يا بن الْخَطَّابِ فلا تَكُونَنَّ عَذَابًا على أَصْحَابِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم.

ابى بن كعب مى‌گويد: رسول خدا صلى الله عليه وآله به عمر بن خطاب فرمود: تو بر اصحاب من مايه عذاب نباش.

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحيح مسلم، ج3، ص1696، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

پيامبر به او مي گويد صحابه را اذيت نکن اگر آن روايتي را که شما از پيامبر نقل کرديد درست باشد چرا پيامبر جلوي حق را مي گيرد!!! آيا اين روايت بخاري نشان نمي دهد که آن روايت که مي گويد خدا حق را بر زبان عمر جاري کرد جعلي است؟!! چون اگر پافشاري کنيد که روايت درست است، پيامبر زير سوال مي ورد چون حق را قبول نمي کند !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

849 | محمد حسين | , ایران | ١٣:٥٥ - ١٤ دي ١٣٩٣ |
12
 
15
پاسخ نظر
واقعا ممنون به خاطر اين که تونستيد اسلام واقعي که شيعيان به اون اعتقاد دارن رو با سند و مدرک ثابت کنين.
850 | سيد محمدجواد ذاكر | , ایران | ١٠:٢٣ - ٢٤ دي ١٣٩٣ |
9
 
12
پاسخ نظر
گر خدايي نيست جز رب جلي
لا اميرالمومنين،"""الا علي (ع)"""
851 | محمد | , ایران | ١٣:٢٢ - ١٥ اسفند ١٣٩٣ |
با سلام
یکی از دوستای اهل تسنن میگن،شما شیعه ها ک میگین در سجده اعضای 7 گانه ب روی زمین بخوره و از ی طرفی هم فقط پیشانیتون رو میذارید به مهر
این تناقض نیست؟
ممنون میشم جواب بدین

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
آنچه در روايات آمده و پيامبر (ص) نيز اين کار را مي کردند اين است که پيشاني  که محل سجده گاه است را بر خاک و يا چييزهايي مانند آن مثل خمره ، سنگ، کلوخ و غيره بايد گذاشته شود اما ساير اعضا لزومي ندارد حتما بر خاک باشد وقتي گفته مي شود اعضاي ديگر غير از سجدگاه بر زمين باشد نه اينکه حتما بر خاک و يا کوخ باشد مثل پيشاني
اين مثل اين مي ماند که به کسي که بر روي فرش راه مي رود بگويند بر روي زمين راه مي رود آيا وقتي به اين شخص گفته مي شود بر روي زمين راه مي رود يعني حتما بايد بر روي خاک راه رود تا بگويند بر روي زمين راه مي رود؟!!
شيعه در حقيقت طبق سنت پيامبر صلي الله عليه و آله بر خاک سجده مي کند
اما اينکه امروزه چرا شيعيان بر مهر سجده  مي کنند بخاطر اين است که چون سجده بر خاک در مساجد و در خانه ها با مشکلاتى همراه است، خاک را به صورت مهر در آورده که راحت تر باشد و مشکلى از نظر نظافت نداشته باشد توضيح بيشتر اينکه در زمان پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم ، کف‌ تمام‌ خانه‌هاي‌ مردم‌ و کف‌ مساجد فرش‌ نبود، بلکه‌ کف‌ آنها خاک‌ يا حداکثر حصير بود پس‌ نيازي‌ به‌ گذاشتن‌ چيزي‌ بر روي‌ زمين‌ براي‌ سجده‌ نبود و بر همان‌ خاک‌ يا سنگ‌ و يا حصير کف‌ اتاق، سجده‌ مي‌نمودند و اگر کف‌تمام‌ اتاق فرش‌ بود و يا اطمينان‌ به‌ پاکي‌ زمين‌ نداشتند، مقداري‌ خاک‌ را دردستمالي‌ قرار مي‌دادند و آن‌ را پهن‌ و بر روي‌ آن‌ سجده‌ مي‌کردند. همچنان‌که‌ در روايات‌ شيعه‌ آمده‌ است‌، امام‌ صادق عليه السلام قدري‌ از خاک‌ کربلا را دردستمالي‌ قرار داده‌ بودند و هنگام‌ نماز آن‌ را پهن‌ کرده‌ و بر آن‌ خاک‌ سجده‌مي‌نمودند.با گذشت‌ زمان‌، فرش‌ نمودن‌ کف‌ اطاق ها و مساجد با فرش‌ها زياد شد و از سويي‌ به همراه‌ داشتن‌ خاک‌ به‌ خاطر ريختن‌ و يا خاکي‌ شدن‌ لباس‌ها، قدري‌ مشکل‌ بود بخاطر همين برخي از مسلمانان مقداري‌ خاک‌ پاک‌ را گل‌ کرده‌ و سپس‌ خشک‌ نمودند تا همراه‌ داشتن‌ آن‌ آسانتر باشد و اين کار رايج‌ پيدا کرد  بين فارسي‌زبانان‌ به «مهر» نام گذاري شد و دربين عرب زبانان به «تربت‌» نام گذاري شد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
852 | محمد علیدوست | , ایران | ٢٢:٢٩ - ١٩ اسفند ١٣٩٣ |
11
 
12
پاسخ نظر
برای سلامتی امام خامنه ای صلوات..
و برای این که همه ی سنی ها زیر پرچم و ولایت امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام یرند صلوات
1 |mohsen||١٨:٤٠ - ٠٣ مهر ١٣٩٦ |
0
 
0
همه اهل سنت فدای حضرت علی هستن.و به خداقسم ما نوکر امیرالمومنین هستیم. چرا جوری حرف میزنی که ما دشمن حیدر کرار هستیم؟این شمایید که فکرتون خرابه و حتی به حضرت علی توهین میکنید
853 | مهدي | , ایران | ٠١:١٠ - ٢٢ اسفند ١٣٩٣ |
11
 
2
پاسخ نظر
من شيعه هستم و مطمئنم حق با علي (ع) هست ... ام سنيها اعتقاد دارند حق با جيني هاست چون جمعيتشون زياده لطفا" پاسخ دهيد كي راست ميگه ؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
 اكثريت معيار حقيّت نيست و هيچ تلازمي بين آنها وجود ندارد. همچنانکه در قرآن زيادي معيار نيست و خود خداوند نيز خبر داده است که اکثريت مومن نيستند
وَما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قليل».هود/40
«جز اندكي به همراه او ايمان نياوردند»
در جاي ديگر آمده است
وَقَليلٌ مِنْ عِبادي الشَّكُور».سبأ/13
«اندكي از بندگان من سپاسگزارند»
آيا مي شود گفت چون اکثريت مومن نيستند و يا خدا را عبادت نمي کنند پس حق هستند؟!!
مگر حضرت نوح  عليه السلام در طول (950) سال چند نفر را هدايت کردند در حالي که اکثريت دعوت ايشان را قبول نکردندآيا مي شود گفت حضرت نوح بر حق نبود؟
بزرگترين جمعيت‌ها در جهان در چين با حدود يك ميليارد و سيصد ميليون نفر و هند با بيش از يك ميليارد نفر جمعيت است كه اكثريت مردم آنها را مادي‌گرايان و بت‌پرست‌ها تشكيل مي‌دهند. اگر مجموع جمعيت مسلمانان را كه يك ميليارد و سيصد ميليون تخمين زده مي‌شود نسبت به جمعيت 6ميلياردي كره زمين، بسنجيم، از اكثريت برخوردار نيستند. آيا اينها بر حق هستند؟!
دين اسلام معيار حق را روش کرده است و گفته است که معيار حق علي عليه اسلام است نه کثرت
حتي مشخص شده است که کساني پيرو آن گروهي باشيد که شيعه حضرت علي (ع) هستند که رستگارند
در روايت معتبري در اين خصوص چنين نقل شده است:
حدثنا أحمد بن يحيى الكوفي قال أخبرنا أبو غسان قال أخبرنا عمرو بن حريث عن طارق بن عبد الرحمن عن زيد بن وهب قال بينما نحن حول حذيفة إذ قال كيف أنتم وقد خرج أهل بيت نبيكم في فئتين يضرب بعضكم وجوه بعض بالسيف فقلنا يا أبا عبد الله وإن ذلك لكائن قال أي والذي بعث محمدا بالحق أن ذلك لكائن فقال بعض أصحابه يا أبا عبد الله فكيف نصنع إن أدركنا ذلك الزمان قال انظروا الفرقة التي تدعو إلى أمر علي رضي الله عنه فالزموها فإنها على الهدى
از حذيفه نقل شده است که در هنگام بروز فتنه با فرقه‌اي باشيد که به امر علي دعوت مي‌کنند اين اينها بر هدايت هستند
مسند البزار (4/329) : 2810ـ
روايت مي‌گويد پيرو اينها باشيد نيامده است که از اکثريت پيروي کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
 
854 | اديك | , ایران | ٠١:٢٨ - ٢٢ اسفند ١٣٩٣ |
12
 
13
پاسخ نظر
يك جمله از زبان هموطن ايراني مسيحي به هموطنان سني مذهب دارم ... من بدون اغراق ميگم وقتي بحثهاي شما سني ها را با شيعه ها ميخونم واقعا" حرفهاي شما بي دليل و بي پايه و اساس است و همش با بغض و كينه و بي ادبي است و همين جوري شما محكوم هستيد من فكر ميكنم بخاطر اين است كه شيعه ها خيلي قران را مطالعه ميكنند و از شماها بيشتر ميدانند از هموطنان سني مذهب كشورم ايران ميخواهم بهتره شما هم قران را مطالعه كنيد اين درمانده شدن شما در مقابل شيعه ها بخاطر همين قران نخواندن شماست بنده بعنوان هموطن مسيحي شما خواهش ميكنم بيشتر مطالعه كنيد تا بيشتر بفهميد .. ايزد نگهدار هموطنان
855 | فقط الله | , آمریکا | ١٤:٠٦ - ٢٢ اسفند ١٣٩٣ |
8
 
10
پاسخ نظر
درمورد سجده ..پس چرا بعضی از روحانیون شیعه دوتا مهرمیذارن؟یکی واسه پیشانی ودیگری واسه ی بینی ..جواب بدین ...خداکنه همتون الله پرست بشین ...فقط الله یاالله ...راستی حضرت وقتی میخواست بلند شه چی میگفت ؟میگفت یاخودم یا محمد یاحسین یاحسن ..یا نه ،میگفت یا الله ؟جواب بدین ...

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اتفاقا برعکس ما بايد از شما شوال کنيم که چرا شما پيشاني بر خاک و مانند آن که (مهر نيز همان خاک است) نمي گذاريد؛ مگر شما ادعا نمي کنيد بر سنت حضرت پيامبر (ص) هستيد پس چرا در خصوص افعال نماز از جمله سجده کردن بر خاک و يا سنگ به سنت ايشان عمل نمي کنيد با توجه به اينکه در کتب شما نيز آمده است
رأيت النبي ( ص ) إذا سجد وضع جبهته وأنفه علي الأرض .
پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله را ديدم كه وقتي سجده مي كرد ، پيشاني و بيني اش را بر زمين مي نهاد .
أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 3 ، ص 36 ، و مسند احمد ، ج 4 ، ص 315 ، 317 .
از ابن عباس نقل شده است كه مي گفت :
أن النبي صلي الله عليه وآله وسلم سجد علي الحجر .
پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم بر سنگ سجده مي كرد .
اين روايت را حاكم نيشابوري در المستدرك ، ج 3 ، ص473 نقل و آن را تصحيح مي كند و ذهبي نيز در تلخيص المستدرك صحت آن را تأييد مي كند .
جهت اطلاع بيشتر به اين آدرس رجوع کنيد
از نظر شيعه، سجده کردن بر مهر لزومى ندارد، بلکه طبق سنت پيامبر صلي الله عليه و آله بر خاک، سنگ، چوب و هر چيزى که از زمين است، غير از معدنيات و خوردنى ها و نوشيدنى ها و پوشيدنى ها، بر هر چيز ديگر مي‌‌‌‌‌‌‌‌توان سجده کرد. بنابرين اگر کسى در بيابان نماز مي‌‌‌‌‌‌‌‌خواند،مي تواند هنگام سجده پيشانى را بر خاک بگذارد، و نمازش درست است.اما اينکه امروزه چرا شيعيان بر مهر سجده  مي کنند بخاطر اين است که چون سجده بر خاک در مساجد و در خانه ها با مشکلاتى همراه است، خاک را به صورت مهر در آورده که راحت تر باشد و مشکلى از نظر نظافت نداشته باشد توضيح بيشتر اينکه در زمان پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم ، کف‌ تمام‌ خانه‌هاي‌ مردم‌ و کف‌ مساجد فرش‌ نبود، بلکه‌ کف‌ آنها خاک‌ يا حداکثر حصير بود پس‌ نيازي‌ به‌ گذاشتن‌ چيزي‌ بر روي‌ زمين‌ براي‌ سجده‌ نبود و بر همان‌ خاک‌ يا سنگ‌ و يا حصير کف‌ اتاق، سجده‌ مي‌نمودند
و گذاشتن بيني نيز بر خاک از مستحبات سجده است که برخي انجام مي دهند . و دو مهر گذاشتن نيز در صورت که به اندازه چهار انگشتژ بسته از زانو بلند نباشد اشکال ندارد
اما در خصوص اين گفتيد فقط الله، شيطان نيز وقتي که خدا امر کرد بر آدم سجده کند گفت فقط الله آيا او خدا پرست بود ؟!! پس چرا به خاطر اين کارش مطرود شد؟!! و اگر واقعا او خدا پرست بود چون مي گفت فقط الله چرا خدا حرف  و کردار او را تاييد نکرد ؟! البته اين امکان وجود دارد که شما بگوييد خدا نيز اشتباه کرده است!!
شما با اين حرفتان در حقيقت خليفه خود ابوبکر را نيز زير سوال برديد؛ چون او بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و اله خودش را روى بدن حضرت انداخت و خطاب به آن حضرت گفت : اذكرنا يا محمّد! عند ربّك، سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد  محمد بن يوسف الصالحي الشامي الوفاة: 942هـ ،   12 ص 299
اي كاش به استغاثه عمر بن عبدالله نيز توجه مي كرديد وقتي كه فلج شد و بر زمين نشست، شخصى به او گفت: محبوب‌ترين فرد در نزد خود را بخوان (تا به فريادت برسد). او نيز گفت: يا محمد! به فريادم برس. سپس ايستاد و به راهش ادامه داد . اين جريان در اين آدرس بطور مفصل ذكر شده است
حال آيا اين حرف شما اهانت به صحابه پيامبر (ص) نيست؟ آيا اين کار شما مغايرت با کار بزرگان خود نيست؟! آيا اينها از نظر شما خدا پرست نبودند؟!!
اينها خدا پرست بودند را نمي فهميدند اما شما فهميديد؟!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
856 | عمار | , آمریکا | ١١:٥٠ - ٢٧ اسفند ١٣٩٣ |
آیا قاعده ای در رجال وجود دراد که طی آن اگر افراد موثقی از راویمجهول روایت کنند او از مجهول بودن خارج میشود؟مثل ابراهیم بن هاشم یا احمد بن محمد یحیی العطار تنها راوی کتاب بصایر الدرجات.اگر صحیح باشد و از جهالت بیرون چه میشود آیا وثاقت او ثابت میشود یا ممکن است ضعیف هم باشد.البته به نظر من این قاعده در صورت صحت از روی ناچاری و برای از دست ندادن روایات ایجاد شده چون چه بسیار راویانی که ثقات از آنها نقل کرده اند اما ضعیف اند.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در این خصوص باید به این نکته توجه داشت که نقل هر ثقه ای از یک شخص  ضعیف دلیل بر توثیق نمی شود بلکه باید دید چه کسانی از ضعیف نقل روایت می کنند آیا ناقلان مشایخ الثقات هستند یا  اصحاب اجماع هستند؟ و یا از او زیاد روایت نقل کرده اند؟ و یا افراد مهمی از آنها روایت نقل کرده اند که در این صورت روایت او مورد قبول است
مثلا آمده است این افراد از غیر ثقه نقل روایت نمی کنند
ولأجل ذلك سوت الطائفة بين ما يرويه محمد بن أبي عمير وصفوان بن يحيى ، وأحمد بن محمد بن أبي نصر وغيرهم من الثقات الذين عرفوا بأنهم لا يروون ولا يرسلون إلا عمن يوثق به
الشيخ الطوسي ، العدة في أصول الفقه ( عدة الأصول ) ج 1 ص 154 ، تحقيق : محمد رضا الأنصاري ، قم چاپ : الأولى، سال چاپ : ذوالحجة 1417 - 1376 ش
محدث نوري نيز درباره روايت ابن عمير مي‌نويسد:
ابن أبي عمير الذي لا يروي‏ إلا عن‏ ثقة
ابن ابي عمير روايت نمي‌کند مگر از فرد مورد اطمينان
نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏4، ص11،مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1408ق.
من لايحضره الفقيه ج2 ص598
محدث نوري در خاتمه مستدرک، تضعيف ابن غضائري را رد کرده و از کثرت روايت ابن ابي عمير ، وثاقت حسن بن راشد را ثابت مي کند
 ابن الغضائري مولى المنصور  وفي رجال البرقي: كان وزيرا للمهدي، وهذا هو الجد، ذكره الشبخ في أصحاب الباقر (عليه السلام) ولم يضعفه، وفي رجال ابن داود عن ابن الغضائري: ضعيف جدا  وفيه مضافا ضعف تضعيفاته، كثرة رواية ابن أبي عمير عنه، عن الصادق (عليه السلام). وفي الاحتجاج للطبرسي: بإسناده إلى محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري،
قوله في القسم بن يحيى ضعيف ( اه ) : هذا من كلام غض فلا وثوق به ورواية الأجلّة سيما مثل احمد بن محمد بن عيسى عنه تشير إلى الاعتماد عليه بل والوثاقة وكثرة رواياته والافتاء بمضمونها تؤيده
ویا  در خصوص قاسم آمده است  روايت اجلايي مانند احمد بن محمد بن عيسي که از قاسم نقل روايت کرده است، دليل بر اعتماد بلکه بر وثاقت او مي باشد و کثرت روايات او و اينکه به مضمون روايت او فتوا داده شده است، او را تاييد مي کند 
 تعليقة على منهج المقال ص 284
اما در خصوص ابراهیم بن هاشم باید بگییم سيد بن طاووس ادعاي اتفاق بر وثاقت او کرده است؛ چنانچه در ذکر روايتي که او در سندش ابراهيم بن هاشم وجود دارد گفته: تمام روات آن به اتفاق علماء ثقه هستند.
آیت الله خویی بعد اینکه گفته است در وثاقت او شکی نیست کلام سید بن طاووس را ذکر کرده است
 أن السيد ابن طاووس ادعى الاتفاق على وثاقته
الموسوي الخوئي، السيد أبو القاسم (متوفاى1411هـ)، معجم رجال الحديث وتفصيل طبقات الرواة، ج 1 ، ص 291، الطبعة الخامسة، 1413هـ ـ 1992م
احمد بن یحیی نیز اجلاء از او نقل روایت کرده اند و از مشایخ صدوق است که بر او ترحم و ترضی کرده است  و روایت او صحیح دانسته اند
1- أحمد] بن‏ محمد بن‏ يحيى‏ العطار ، من مشايخ الإجازة، و حكم الأصحاب بصحّة حديثه‏ ، يروي عنه الشيخ بتوسّط ابن الغضائري و ابن أبي جيد
مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏ الوجيزه فى الرجال ؛ ص24
 البته لازم به ذکر است احمد بن یحیی تنها راوی کتاب بصائر نیست
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
857 | اسا | , ایران | ١٨:٤٤ - ٠٢ فروردين ١٣٩٤ |
سلام
ببخشید چرا معنی عبارت ها رو نگذاشتید
858 | محسن خدابخش | , ایران | ١٧:٤٩ - ٠٢ ارديبهشت ١٣٩٤ |
والا من سواد اين مداركي كه اوردينو ندارم ولي يه مناظره از ايت ا... قزويني با سه تا عرب از شبكه وصال پخش شد كه در نهايت ايت ا... قزويني به وضوح اعتراف كردند كه مدركي بر اينكه شخص عمر؟؟؟ در اين حمله حضور داشته ودخت نبي را به شهادت رسانده وجود ندارد كه بسيا باعث تعجب ما شد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
مشخص است شما يا مناظره را نديده و يا ناقص مشاهده کرد ايد والا  آيت الله قزويني در همان مناظره روايات فراواني را در خصوص هجوم و تهديد و اعترافات عماي اهل سنت را در خصوص جريان  حمله به خانه حضرت زهرا عليها السلام  و شهادت حضرت ذکر کردند
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
859 | مجتبی دهقانی | , ایران | ١٩:٠٢ - ٢٦ خرداد ١٣٩٤ |
سلام
واللّه لأدعونّ اللّه عليك في كلّ صلاة أصلّيها .
الإمامة والسياسة، تحقيق الشيري ج 1، ص 31.
این روایت از نظر اهل سنت صحیح است ؟
میشه بررسی سندی هم بفرسیذ؟
ممنون

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
روايت در اين خصوص در حد مستفيض است به اين آدرس رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
860 | سجاد | , هلند | ٢٢:١٥ - ١٧ تير ١٣٩٤ |
آقای خویی گفته آزار حضرت فاطمه(ع) به طور مطلق باعث نمیشه کار مباح ترک بشه
بل حتى ولو فرض كونه إيذاءً لها ، فإنّه لا دليل على حرمة الفعل المباح المقتضي لإيذاء المؤمن قهراً ، على ما ذكرنا في محلّه . وحيث إنّ المقام من هذا القبيل لأنّ التزوّج بالثانية أمر مباح في حدّ نفسه ، فمجرد تأذي فاطمة (عليها السلام) لا يقتضي حرمته
مباني العروة (موسوعة الإمام الخوئي) ج32 ص364.
ابوبکر هم در مورد ارث به یه حدیث از پیامبر(ص) که خودش شنیده بود رفتار کرد (اون حدیث از نظر اهل سنت سندش صحیحه) و در نتیجه با توجه به اون حرف آقای خویی از نظر اهل سنت مشکل نداره

پاسخ:

باسلام
دوست گرامي
در خصوص سخني که به آيت الله خويي نسبت داده شده است بايد بگوييم:
اولا: کتاب مباني العروه نوشته پسر آيت الله خويي محمد تقي خوئي است که تقريرات پدر را نوشته است و در تقريرات احتمال نقل خطا وجود دارد لذا در اينجا نيز احتمال نقل اشتباهي وجود  دارد
ثانيا: اگر در متن کلمانت قبل اين کلام دقت کنيد بحث در خصوص  جمع بين زن ديگر در کنار حضرت زهرا عليها السلام است که در اين جا آيت الله خويي مي گويد حرمت جمع اين نوع ازدواج بخاطر اينکه حضرت زهرا عليها السلام مومن هست، نيست يعني اين مباح به اين خاطر که حضرت مومن است و از اين کار اذيت مي شود، نيست، چون کار مباح که ناراحتي ندارد بويژه اينکه حضرت زهرا عليها السلام که معصوم است از مباح که اذيت نمي شود بلکه حرمت اين کار بخاطر اينکه يک اصل اولي است و چون بضعه رسول است حرام است يعني از اول جمع بين حضرت زهرا و شخص ديگر براي حضرت علي عليه السلام ممنوع است اما اين بخاطر اذيت حضرت زهرا نيست بلکه يک حکمي است که خدا گفته و پيامبر صلي الله عليه و آله گفته اند، مي باشد
در خصوص مسئله بعدي به اين آدرس رجوع کنيد
http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=6343
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
861 | محمد | , ایران | ١٢:٤٨ - ١٥ اسفند ١٣٩٤ |
برادر بزرگوار غیرت حضرت علی چه شد که عمر بیادبه خانه زهراحمله بکنه ووسایلاتش سوزی راهم مهیابکنه وعلی رض چیزی نگوید به عقلتون رجوع کنید وبعد از وفات زهرا عمر بیاد از دختر علی خواستگاری بکنه وعلی هم جواب بده

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
مگر پيامبر (ص) از حضرت علي (ع)شجاعتر و با غيرت تر نبود ؟چرا در مکه وقتي حضرت سميه را با وضع فجيعي مي کشتند دفاع نکرد؟ آيا کسي مي‌تواتند بگويد پيامبر شجاعت و غيرت نداشت؟!!! چرا پيامبر از اين همه اصحابش که در مکه کتک مي خوردند دفاع نکرد آيا نمي توانست با شجاعتي که داشت از آنها در مقابل دشمنان دفاع کند؟! از اين بالاتر چرا خود خداوند وقتي پيامبرانش را با بدترين جنايت مي کشتند چرا از آنها دفاع نکرد؟!! آيا خدا عاجر بود که از اينکه از رسولانش دفاع کند ؟!
جهت اطلاع بيشتر به اين آدرس رجوع کنيد
http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5001
در خصوص ازدواج دختر حضرت علي عليه السلام با عمر بايد بگوييم: هر چند در برخي از منابع به ازدواج عمر با ام کلثوم دختر حضرت علي عليه السلام اشاره شده است، اما با دقت در آنها موجب شک در چنين ازدواج آنها ميشود: زيرا:
اولا:برخي معتقد هستند كه امير مؤمنان عليه السلام دخترى به غير از حضرت زينب سلام الله عليها، به نام امّ‌كلثوم از حضرت زهرا سلام الله عليها نداشته است و در حقيقت امّ‌كلثوم، کنيه حضرت زينب سلام الله عليها است
ثانيا: طبق اعتراف برخي از اهل سنت ام کلثومي که با عمر ازدواج کرده دختر ابوبکر بوده که در خانه حضرت علي (ع) به عنوان ربيبه بوده است
ثالثا:اين ازدواج را بخاري و  مسلم در صحيحين نياورده اند همچنين ساير صحاح روايت ازدواج عمر با ام کلثوم را ترک کرده‌اند  ساير مسانيد نيز مانند مسند احمد به آن اشاره نکرده است مگر خود احمد و ديگران نگفته اند هر چيزي که در مسند احمد نباشد صحيح نيست
رابعا:  پيامبر(ص) با ام حبيبه دختر ابوسفيان ازدواج كرده و يا با دختر کافري ديگر که دشمنش بود ازدواج کرد آيا عصمتش لکه دار شد؟! حضرت آسيه با فرعون که کافر بود ازدواج کرد آيا به ايمان او نقصي وارد شد؟!آيا اين نوع ازواجها دلالت بر ارتباط خوب با عمر مي‌کند!!
خامسا:اگر هم تلاش بکنند که اين ازدواج را ثابت کنند، باز به ضرر خودشان است چون عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم، ساق پايش را لمس مي كند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم . الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180
اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد طرفداران خليفه  پاسخ بدهند كه آيا درست است حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند. تا انجا که سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است  دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...    ( وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟)  تذكرة خواص الأمة : 321
سادسا: برفرض هم بگوييم اين ازدواج رخ داده باشد، اين ازدواج با اجبار و خشونت عمر بوده است . هيثمي از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي عليه السلام خطاب به عباس  فرمود: خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد  (درة عمر أحرجته الي ماتري)   . مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.
آيا اين ازدواج اجباري نشان از ظلمي نيست که عمر مرتکب شده است؟
در خصوص افسانه ازدواج ام کلثوم با عمر مقاله مفصلي در سايت موجود است جهت اطلاع بيشتر به آنجا رجوع کنيد.
گروه پاسخ به شبهات
1 |محمدزمانی||١٠:٢٠ - ١٧ اسفند ١٣٩٤ |
6
 
4
آقای عزیز شما میدانید در حمله به خانه عثمان چه توهین جسارت و بی احترامی به زن عثمان شده ؟ عثمان بن عفان ذوالنورین چه کرد ؟؟؟؟؟؟چشم بستید و دهان باز کردید //
862 | احمد | , ایران | ١٢:٠٥ - ٢١ ارديبهشت ١٣٩٥ |
لعنت بر اخوند کذاب که این مزخرفات نگه چی بگه اخوند رسوا دو جهان شدی لعنت خدا بر شما

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
يعني شما رواياتي که در منابع خودتان نقل شده را مي گوييد مزخرف!!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
863 | 2 | , ایران | ١٧:٥٣ - ٢٧ ارديبهشت ١٣٩٥ |
چرا با تقرقه رو می برید، هان که عمر و علی هر دو صحابی و عزیز پیاکبر بودند. بخدا حرف های شما از سر جهل، تعصب و غضب است. خدا بهتر می داند

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اين حرف شما اصلا با مباني خودتان نيز نمي سازد طبق مباني و روايات که نقل شده است امت اسلامي به هفتاده سه فرقه تقسيم مي شود و تنها يک فرقه اهل نجات است
وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً. سنن الترمذي: 4/134 ح 277
وَسَبْعِينَ مِلَّةً كُلُّهُاْ فِي النَّارِ إِلَّا مِلَّةً وَاحِدَةً فَقيِلَ لَهُ: مَا الْواحِدَةُ؟  قَالَ مَا أَنَا عَلَيْهِ اليَوْمَ وَأَصْحَابِي.
الحاكم النيسابوري ، المستدرك  ج 1 ص 129.
با اين وجود آيا مي شود گفت هر فرقه طبق عقيده خود عمل کند او اهل نجات است؟!! آدر حالي که پيامبر  يک فرقه را اهل نجات دانسته است اما اين فرقه کيست خود حضرت معرفي کرده است که نجات در تمسک به اهل بيت در کنار قرآن است در حديث ثقلين آمده است:
«قام رسول اللَّهِ  يَوْمًا فِينَا خَطِيبًا بِمَاءٍ يُدْعَى خُمًّا بين مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عليه وَوَعَظَ وَذَكَّرَ ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ ألا أَيُّهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ يُوشِكُ أَنْ يَأْتِيَ رسول رَبِّي فَأُجِيبَ وأنا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فيه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ على كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فيه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي فقال له حُصَيْنٌ وَمَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ يا زَيْدُ أَلَيْسَ نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ قال نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ وَلَكِنْ أَهْلُ بَيْتِهِ من حُرِمَ الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ قال وَمَنْ هُمْ قال هُمْ آلُ عَلِيٍّ وَآلُ عَقِيلٍ وَآلُ جَعْفَرٍ وَآلُ عَبَّاسٍ قال كُلُّ هَؤُلَاءِ حُرِمَ الصَّدَقَةَ قال نعم»
روزي رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) کنار برکه آبي به نام «خم» بين مکه و مدينه ايستاد و براي جمعيت حاضر خطبه‌اي ايراد فرمود. در آن خطبه بعد از حمد وثناي الهي و موعظه و تذکر چنين فرمود: «اي مردم! همانا من بشري بيش نيستم و نزديک است که پيک الهي بيايد و جان مرا بگيرد و من دعوت او را اجابت کنم. من، ميان شما دو چيز گرانبها مي‌گذارم: اول آن‌ها، کتاب خدا که در آن هدايت و نور است. کتاب خدا را بگيريد و به آن چنگ بزنيد». پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) سفارش زيادي براي کتاب خدا کرده و مردم را بر عمل به آن تشويق فرمود. سپس فرمود: «و اهل بيت من. شما را سفارش مي‌کنم در حق اهل بيتم» و اين جمله را سه بار تکرار فرمود
صحيح مسلم»  ج 4 ، ص 1873
خود علماي اهل سنت طبق اين روايت  اعتراف کرده اند که بايد از اهل بيت که هدايت گر هستند تا روز قيامت وجود داشته باشد
همچنانکه ابن حجر  در خصوص حديث ثقلين گويد:
«وفي أحاديث الحث على التمسك بأهل البيت إشارة إلى عدم انقطاع متأهل منهم للتمسك به إلى يوم القيامة كما أن الكتاب العزيز كذلك ولهذا كانوا أمانا لأهل الأرض كما يأتي ويشهد لذلك الخبر السابق ( في كل خلف من أمتي عدول من أهل بيتي ) إلى آخره ثم أحق من يتمسك به منهم إمامهم وعالمهم علي بن أبي طالب كرم الله وجهه لما قدمناه من مزيد علمه ودقائق مستنبطاته» 
از اين حديث استفاده مى‌شود كه در هر زمان بايد فردى اهل بيت و عترت پاك من كه سزاوار تمسك است، تا روز قيامت موجود باشد، تا امر به تمسك در اين حديث معنا پيدا كند؛‌ همان‌گونه كه كتاب عزيز چنين است. و لذا اهل بيت در رواياتى كه بعداً‌ مى‌آيد، امان زمين معرفى شده اند  که شاهد اين نيز روايتي است که آمده است براي امت من عادلاني از اهل بيت وجود دارد .. سپس مستحق‌ترين اين اهل بيت به تمسک، امامشان و عالمشان علي بن ابي طالب است که داراي علم زياد و دقت در استنباط است
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة»  ج 2 ، ص 442
با اين وجود وقتي تمسک به اهل بيت فقط راه نجات است چرا بايد راه ديگر را رفت؟!!
آيا صرف صحابه بودن دليل بر حق بودن است؟!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
864 | سجاد | , ایران | ٢٣:٥٩ - ١١ مرداد ١٣٩٥ |
سلام.
علت اینکه برخی افراد باور نمیکنند که امام علی دربرابر رفتار عمر دست به شمشیر نبرده است این است که علی (ع) را با خودشان مقایسه میکنند. چون خودشان مابین دین خدا و خانواده شان حتما خانواده را انتخاب میکنند فکر میکنند امام علی هم بین همسرش و پایداری دین خدا همسرش را در نظر میگیرد.
لطفا علی (ع) را با خودتان مقایسه نکنید. شاید شما بودید به گونه دیگر رفتار میکردید اما امام متقیان به خاطر پایداری اسلام سکوت کردند.
1 |محمد||١٨:٣٤ - ٠٣ مهر ١٣٩٦ |
0
 
0
معنی اهل بیت رو برای من شرح بده. اگه منظور اهل خانه است پس حضرت عایشه هم هست.اگر منظور نزدیکان است پس حضرت عمر وابوبکر وعثمان وعلی هم هستند.چون پدر زن و داماد پیامبرند. نمیشه اهل بیت رو یکی در میون تفسیر کرد. مگه قرآن اونها رو تک تک جدا کرده. چرا هنوز معنی اهل بیت رو ندونسته انتخابشون میکنید
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
وقتی خود پیامبر صلی الله علیه و آله اهل بیت را از یکدیگر جدا می کند شما به چه دلیل دارید می گویید اهل بیت همه یکسان هستند و مفهوم آنها یکی است!!!
بله درابتدا اهل بيت الرجل شامل زن فرزند وحتي بستگان وي هم مي شود.اما در مورد اصطلاح ديني ،اصطلاح خاصي براي معني اهل وضع شده است که زنان و بستگان دیگر پيامبر (ص) از اصطلاح خاص خارجند همچنانکه وقتي پيامبر به ام سلمه فرمودند: تنحى عن اهل بيتى «از اهل بيت من دور شو»، اگر زن پيغمبر جزء اهل بيت بود چگونه اين جمله صحيح بود؟ بلكه خود اين عبارت مى رساند كه به زن آن حضرت عنوان اهل بيت باز نمى گردد، اهل بيت افرادى هستند جدا، و زوجه فردى است جدا غير از آنها.
همچنين وقتي پيامبر صلي الله عليه و اله فرمودند :اللهم ان هؤلاء اهل بيتى «خدايا اينان اهل بيت من اند» يعنى اين افراد فقط اهل بيت مرا تشكيل مى دهند، و اگر افراد ديگرى مانند زنهاى پيغمبر يا اقوام و عشيره آن حضرت نيز جزء اهل بيت بودند بايد بفرمايد: هؤلاء من اهل بيتى «خدايا اين افراد زير كساء از جمله اهل بيت من هستند» نه اينكه بگويد: اهل بيت من هستند
آنچه اهميت دارد اين است كه روشن شود منظور از اهل بيت درخصوص آيه تطهير چيست؟  رسول اكرم صلى الله عليه وآله كه از هر كس به اهداف ومعانى قرآن آگاه تر است، آن را مشخص و معين فرموده است. پيامبرصلى الله عليه وآله توضيح داده است كه منظور خصوص اهل كساء هستند و تصريح نموده كه ديگران و خصوصا همسرانش از دايره شمول آن خارج مى باشند
گروه پاسخ به شبهات
 
865 | محمدزمانی | , ایران | ١٣:٤٨ - ٣٠ آذر ١٣٩٥ |
سلام برشما و روایتی ار عمر بن خطاب درمنابع اهل سنت و کنزالعمال را میخواهم که میگوید از من خبری نگویید ولی از یهود داستان نقل کنید.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
این عبارت به این مضمونی که سوال شده در برخی از منابع اهل سنت از جمله کنزالعمال از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است اما در منابع اهل سنت به سند صحیح آمده که عمر بن الخطاب به تمیم داری اجازه داد که در مسجد برای مردم داستان سرایی کند.
(نکته قابل توجه اینکه تمیم داری که قبلا یهودی بوده و داستان هایی که نقل می کرد از تورات تحریف شده ی یهودیان بوده است).
عن الزهری عن السائب بن یزید انه لم یکن یقص علی عهد رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) ولا أبی بکر وکان أول من قص تمیم الداری، استأذن عمر بن الخطاب أن یقص علی الناس قائما فاذن له عمر (مسند أحمد:
سائب بن یزید می گوید: قصه سرایی در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نبود در زمان ابوبکر هم نبود اول کسی که داستان سرایی نمود تمیم داری بود که از عمر بن خطاب اجازه خواست تا ایستاده بر مردم قصه بگوید، عمر نیز به او اجازه داد.
كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال. المؤلف : علي بن حسام الدين المتقي الهندي. ج10 ص 497. الناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت 1989 م. عدد الأجزاء : 16
مسند أحمد بن حنبل. المؤلف : أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني. ج 3 ص 449. المحقق : السيد أبو المعاطي النوري. الناشر : عالم الكتب – بيروت. الطبعة : الأولى ، 1419هـ ـ 1998 م. عدد الأجزاء : 6
و این گونه بود که داستان های یهودیان در میان برخی صحابه رواج یافت و به تبع آن به کتب منتقل شد
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
 
 
866 | محمد | , ایران | ٠٠:١٧ - ١٥ دي ١٣٩٥ |
با سلام. حقیقتا من کلی کتاب تاریخی در مورد این مباحث مطالعه کردم و بطور کلی بیشتر کتابا مبهم و متفاوت هستن. ولی تنها یه بیت از غزل حافظ هست که با منطق من سازگاره.
جنگ هفتاد دو ملت همه را عذر بنه
چون "ندیدند" حقیقت ره افسانه زدند
تاریخ مبهم و گنگ هست لطفا با اطلاعات غیر دقیق افکار عمومی رو بد نکنیم.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
امیداوریم مسئله تعصب باعث نشود که با گزاره های تاریخی که به صورت مشهور و معتبر و متواتر نقل شده است، به میل خود برخورد کنیم. در خصوص تاریخ بلاخره معیار و ملاکی وجود دارد که باید آنها را دانست والا صرف اینکه من بگویم تاریخ مبهم است این علمی نیست روایات در خصوص جسارت عمر هم معتبر و هم فراوان است که قابل انکار نیست
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
867 | محمد | , ایران | ١٦:٣١ - ١٥ دي ١٣٩٥ |
با سلام
من اول خدمتتون باید عرض کنم که اهل سنت نیستم. ولی این کار شما باعث تفرقه در بین ما ایرانیا میشه.
چرا ما باید درخصوص گذشته ای که ما ندیدیم و اطمینان کامل نداریم باید بحث کنیم در حالیکه در حال حاضر ما با کلی مشکل روبرو هستیماز بیکاری قشر جوان تا اختلاس و ...
ایا اءمه ما اینطور رفتار کردن؟
من یک مهندس هستم و چند ساله از فارغ التحصیلیم میگذره ولی بعلت نداشتن پارتی بنده بیکار هستم و دولت هیچ مسولیتی در قبال من نداره.
یادمون باشه مادادیم در زمان "حال" زندگی میکنیم. بهتره به مشکلات حال که میبینیم و میشنویم رسیدگی کنیم نه با نداشتن مستندات عامل تفرقه بشیم
ضمنا بهتره کتاب شاه راه اتحاد و آثار اقای برقعی رو مطالعه کنین.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
ما نیز از اینکه جوانهای با استعداد مثل شما بیکار هستید نارحت هستیم و شکی در کوتاهی برخی نیست و این معضلی است که جامعه ما گرفتار آن است اما باید به این نکته نیز توجه داست که مشکل امروز ما فقط بیکاری نیست بلکه مشکلات دیگری مثل بحران عقیده و مسئله شبهات نیز از مشکلات بشمار می رود که جوان امروزی با این مشکل نیز روبرو هست آیا نباید دین حق را که رستگاری او در آن است بشناسد و از آن پیروی کند آیا غیر این است که مسئله پیروی از اهل بیت و  حضرت زهرا علیها السلام  از مسائل مهم شیعه هست آیا غیر از این است که ملاک رضایت خدا رضایت حضرت زهرا علیها السلام است!!!
بله ما نیز متوجه این قضیه هستیم که نباید به اختلاف دامن زد اما  مسئله حضرت زهرا و رضایت ایشان که همان رضایت خداست چیزی نیست که فقط شیعه آن را قبول داشته باشد
حاکم نیشابوری   محدث بزرگ اهل سنت روايتي را چنين نقل مي‌کند «إنّ اللّه يغضب لغضبك ، ويرضى لرضاك .  «خدا به غضب تو غضباك و به رضايت تو راضى مى‏شود .»
هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه. «اين روايت صحيح است ولى بخارى و مسلم آن را ذكر نكرده‏اند .»
النيسابوري ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم (متوفاي405 هـ) ، المستدرك على الصحيحين ، ج 3   ص 167
 
868 | معین پورصادق | , ایران | ١٦:٣١ - ١٦ بهمن ١٣٩٥ |
خدا ژدر و مادرتان را بیامرزد و موجبات خیرکثیرتان را فراهم نماید انشاءالله که موجبات شادی حضرات زهرا سلام الله علیها را فراهم نمودید
869 | موسوی | , ایران | ١٩:٣٣ - ٠٩ اسفند ١٣٩٥ |
سلام.ایاجریان سیلی زدن عمربه حضرت زهرا(س)درکتب اهل سنت مدرک معتبری دارد؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در خصوص هجوم به خانه حضرت زهرا  علیها السلام  به این آدرس رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
870 | حسین | , ایران | ١٧:٢٠ - ٠٣ مهر ١٣٩٦ |
حتی یک منبع حدیث صحیح ندارید شما بخداقسم. فقط دنبال این هستید که یک شیعه به نام سنی حرفی بزنه وشما اونو به نام سنی تمام کنید. ازخودتون مایه بذارید اگر واقعا دینی دارید.که البته یک حدیث صحیح ومعتبر در مذهبتون وجودنداره. فقط بلدید لعنت بفرستید به همه.حتی خودتون.وگرنه اهل سنت همه امامان رو قبول داره.خلفای راشدین رو قبول داره و اهل بیت رو قبول داره.که شما هنوز معنی اهل بیت رو هم بلد نیستید

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
خوب شما که این همه روایت معتبر در خصوص تهدید و تهاجم به خانه حضرت زهرا علیها السلام دارید، چرا آنها را قبول نمی کنید!!!
این همه روایت معتبر در خصوص خلافت حضرت علی علیه السلام بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله وجود دارد مانند  فَهُوَ أَوْلَي النَّاسِ بِكُمْ بَعْدِي  . « أنت ولي كل مؤمن بعدي ومؤمنة » .
خوب شما که دم از روایت معتبر می زنید در عمل چرا نشان نمی دید!!!!
شما که اهل بیت را خوب می شناسید مگه نبی مکرم نفرموده کتاب الله و عترتی!! چرا دینتان را از اهل بیت نمی گیرید؟!! ایا صرف ادعا کافیه!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
871 | سعید | , ایران | ١٨:٢٧ - ٠٣ مهر ١٣٩٦ |
وقتی حدیث میگه پیامبر پیشانی وبینی خود رابر زمین نهاد منظورش سنگ وکلوخ وکاه گل نیست برادر.ازخودت تفسیر نکن. یعنی هم بینی مبارک و هم پیشانی شان با سجده گاه تماس پیدامیکرد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این خصوص مفصل در آدرس ذیل به این مسئله پرداخته شده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
872 | سجاد | , هلند | ١٢:٢٢ - ٠٦ مهر ١٣٩٦ |
سلام آخوند . من ازت یه سوال دارم آ. تو میگی حضرت فاطمه رضی الله عنه توسط عمربن خطاب به شهادت رسیده . خب چند تا سوال
1-آیا عمربن خطاب اگر چنین فردی بود که به فاطمه ع دختر رسول خدا جسارت بکند رسول خدا چرا او را جزء ده نفری میدانست که به بهشت میروند؟
آیا در کتاب نهج البلاغه واقعی نه اینایی که صد دروغ بهش اضافه کردن چیزی در این مورد هست ؟

آیا حضرت علی بعد از ان که عمر بن خطاب همسرشان فاطمه ی زهرا را به شهادت رساند هیچ عکس عملی نداشت ؟
شما روایت های مشترک بین حضرت و عمربن خطاب را یه نگاه کردی ؟
آیا شما آخوند گرامی حاضری با من تماس بگیری و صحبت هایمان را در سایت بگذاری ؟
یا ن همین الان این همه سوالامو میپاکی؟
ببین دوروز رفتی مطالعه کردی هالا اومدی سایت زدی مثلا مغز متفکری؟
ما اهل سنت آنچنان حضرت علی و فاطمه ی زهرا دختر نبی اکرم را دوست داریم که حا1ریم جانمان را فدای او بکنیم . اما با این همه دروغ هایی که شما آخوند گرامی میگی من زورم میاد که به کسی که پدر شوهر نبی اکرم هست این حرف های نا بجا رو میگی . لعنت خدا بر تو ای آخوند
شمارمو میدم بهم بزنگ و فایل صوتی حرفهایم رو بزار سایت تا همه بشنوند . میدونم نمیذاری اما این شمارمه بزنگ بهم :
؟؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در خصوص اينكه خلفاء را عشره مبشره خوانديد خوب است  درباره حديث عشره مبشره اين را بدانيد:
1-  بخاري و مسلم كه در صدد دفاع از صحابه به ويژه  شيخين بوده اند، هيچ كدام اين احاديث را نقل نكرده اند
2-عجيب تر از همه اين كه از سعد بن ابي وقاص نقل شده كه گفت: من از رسول خداصلي الله عليه وآله نشنيدم كه درباره زنده اي كه بر روي زمين راه مي رود به جز عبداللَّه بن سلام بگويد: او از اهل بهشت است. حال چگونه اين حديث از سعد بن ابي وقاص مخفي شده در حالي كه يكي از آن ده نفري است كه در حديث از او ياد شده است.
3 - چگونه مي توان اين حديث را قبول كرد در حالي كه برخي از اين ده نفر خون برخي ديگر را مباح دانسته و قتل او را حلال شمردند؟ آيا طلحه و زبير مخالف شديد عثمان نبودند؟ و آيا اين دو نفر همراه با عايشه بيشترين تحريك را بر ضدّ عثمان نداشته و مردم را به قتل او وادار نمي كردند؟
4-چگونه عمر بن خطّاب اصحاب شوراي شش نفره را تهديد به قتل كرد در حالي كه همه آن ها از آن ده نفر به حساب مي آيند؟
5 - اين روايات مخالف با عقل نيز مي باشد؛ زيرا هيچ كس خصوصاً پيامبرصلي الله عليه وآله نبايد كساني را به طور قطع بشارت به بهشت و امان از آتش جهنم دهد، كساني كه معصوم نبوده و از اعمال قبيح و گمراهي و ضلالت در امان نيستند، خصوصاً آن كه آن ها را مغرور كرده و بر انجام گناه تشويق مي كند. مگر نه اين است كه وظيفه انبيا آن است كه مردم را بين خوف و رجاء قرار دهند؟
6 - و از جمله عوامل ضعف اين خبر آن است كه هيچ يك از سه خليفه در هيچ يك از موقيعت هاي مناسب به آن احتجاج و استدلال ننمودند. چرا ابوبكر در سقيفه با وجود موقعيّت مناسب و نيز عثمان هنگامي كه محاصره شده بود بر اين حديث استدلال نكردند؟
7 - اگر اين روايت صحيح بود بايد به عفو خداوند و بخشايش او اطمينان پيدا مي كردند؛ زيرا پيامبرصلي الله عليه وآله خبر از بهشتي بودن آن ها داده بود؛ در حالي كه مطابق روايات تاريخي، ابوبكر هنگام احتضارش ترسان و از عاقبت خود خوفناك بود. و نيز عمر هنگام وفاتش از خدا طلب مي كرد كه اي كاش من خاك بودم و مادر مرا نزاييده بود و از اعمال خود نجات يافته بودم. و نيز هنگامي كه عثمان در محاصره قرار گرفت جزع و فزع بسيار از ترس هلاكت خود مي كرد؛ در حالي كه با فرض وجود روايت «عشره مبشره» او به بهشت مي رفته است و اين، جاي جزع و فزع ندارد.
در ضمن مسئله جسارت عمر در منابع خودتان با اسناد معتبر نقل شده حالا با روایات عشره مبشره که با قران و عقل نیز سازگاری ندارد می خواهید روی حقیقت سرپوش بزارید!!
درباره نهج البلاغه خوب شما اگه نهج البلاغه واقعی را می تونید تشخیص بدید و یا دارید لطفا منتشر کنید تا همگان ببینند!!! خوب است بدانید خیلی از مطالب نهج البلاغه در منابع شما وجود دارد خوب اگر این نهج البلاغه واقعی نیست پس منابع و روایات شما نیز واقعی نیست!
در خصوص موضوعی خواستید به این متن توجه کنید
 فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي‏ فَمُسَهَّدٌ إِلَى أَنْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ بِهَا مُقِيمٌ وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ هَذَا وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمَا سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِين‏
نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛   ؛ ص320
درباره دفاع حضرت از ناموسش در مقابل متجاوزان بايد بدانيد كه  اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله عليه وآله صبر پيشه كرد
اگر در روايات ديگر دقت کنيد متوجه خواهيد شد که صحبت حضرت علي عليه السلام با ثابت بعد از اتفاقات بوده است؛ چون ميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائى نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسى جرأت نمى‌كرد كه اين فكر را حتى از مخيله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل هميشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده
فوثب علي ع فأخذ بتلابيبه‏ ثم نتره‏ فصرعه و وجأ أنفه و رقبته و هم بقتله فذكر قول رسول الله ص و ما أوصاه به فقال و الذي كرم محمدا بالنبوة يا ابن صهاك لو لا كتاب من الله سبق و عهد عهده إلي رسول الله‏ص لعلمت أنك لا تدخل بيتي‏
كتاب سليم بن قيس الهلالي ؛ ج‏2 ؛ ص586
در ضمن طبق آن چيزي که در منابع شما آمده است حضرت مامور به صبر بود
وعن علي بن أبي طالب قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إنه سيكون اختلاف وأمر فإن استطعت أن تكون السلم فافعل رواه عبدالله ورجاله ثقات
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407 ج 7 ص 234
اما در خصوص تماس هنگام پخش برنامه شماره ها زیر نویس می شود شما می توانید از طریق برنامه زنده زنگ بزنید و بحث بکنید در ضمن شماره موسسه نیز برای پاسخگویی آماده هست اگر سوالی و یا اشکالی دارید تماس بگیرید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
873 | مرتضي | , ایران | ١٧:١٣ - ٠٨ مهر ١٣٩٦ |
با سلام خدمت تمامي برادران سنی مذهب و شیعیان.
ببینید هر دو طرف قبول دارند که حق، به غیر از یکی نیست، فلذا حق یا با شیعیان است که میگویند خلفاء غاصب بودن و... و یا اینکه حق یا سنی مذهبان است که میگویند که آنچه گذشت مرضی اسلام و خدا بود و حداقل خلفاء راشدین برحق هستند.
نکته ی بعدی اینکه ما؛ چه سنی باشیم و چه شیعه، باید به طرف مقابل حق بدیم که درصورت ناحق بودن، پذیرش نظر مخالف که حق است بسیار بسیار بسیار سخت است.
برای شیعیان هیچ چیزی سختر از این نیست که ابابکر و عمر ین خطاب رو قبول کنند، خیلی سنگینه.
و به همین مقدار برای سنی مذهبان نیز بسیار و بسیار سخت است که نسبت به این دو همانطور که شیعیان میگویند نگاه کنن، واقعا سخت است.
فلذا صاحب حق، چه شیعه و چه سنی باید به ط ف مقابلش فرصت بده، و اگه سخنانش با توهین همراه بشه، مجال تفکر رو ازش میگیره و بعدا دیگه وقت نمیزاره که فکر کنه.
فلذا در بحث باید این مساله رو رعایت کنیم.
خوب به نظر من سنی مذهبان بر حق نیستند و اصول شیعه درست و بر حق است و برای اینکه تبادل نظری مطابق با آنچه که در ابتداء گفتم تقدیمتان کنم باید کمی حوصله کنید.
ای برادر سنی! ای تویی که مصداق آیه شریفه: الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه، هستی، این عبد حقیر به عنوان شخصی که گمان دارد بر حق است میخواهد برادرش را راهنمایی کند، پس نیت خیرم را لحاظ کن که قصد سوء به الله قسم ندارم.
مهمترین اختلاف بین مذهب ما و مذهب شما عزیزان یک مساله هست و آن اینکه ما معتقدیم که به حکم عقل که پیامبر و مسؤل جامعه باید بعد از خود جانشینی برای خودانتخاب کند، همانطور که پیامبر وقتی به خاطر جنگ؛ خیلی از مرکز دولت اسلامی و یا مدت طولانی بیرون میرفت جانشین انتخاب می کرد، مثلا زمانی که به جنگ تبوک رفتن حضرت علی علیه السلام را انتخاب کردند، اساسا به همین خاطر ابابکر برای خود جانشین انتخاب کردند و عمر هم اگر ابوحذیفه بود او را خلیفه می کرد اما به شوری بسنده کرد و خلفای دیگر هم؛ چنین بودند مگر اشخاصی که فرست نکردند مثل عثمان بن عفان.
خوب پس چرا شما میگوئید پیامبر کسی را انتخاب نکرد، این مساله رو شیعه به این راهتی قبول نمیکند که مسؤلي مثل پیامبر که معصوم بود و عقل کل بود جانشین انتخاب نکند برود اما تمام خلفاء بر خلاف او عمل کنند.
تو رو به جان عزیزت آیا پیامبر در آخرین لحظات فرمودند که قلم قرطاس بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید.
ادامه در نظر بعدي
874 | parnia | , آمریکا | ٢١:٠٨ - ١٢ مهر ١٣٩٦ |
اگر مارا تکه تکه کنند وباز زنده کنندو باز بکشند دست از ولایت امیر المومنین علی نخواهیم کشید علی بر حق است وحق باعلی
875 | مریم | , ایران | ٠٠:١٦ - ٠٢ آبان ١٣٩٦ |
سلام من تمام نظرهارو خوندم
شما بد دارید قضاوت میکنید
اصل حرف ما اینه خدا وپیغمبر برحق هستند
خدا براحتی تمام توی قرآن از آینده گذشته و حال پیغمبر حرف زده ،به راحتی تمام هم میتونست اسم نوه های پیامبر هم ببره
حرف شما متین که حضرت علی برحق تر بودن برای جانشینی ولی مردم اونموقه اعتراض کردن و خودشون خلیفشونو انتخاب کردن، ما اینو در حد یه تاریخی که گذشته قبول داریم وگرنه نمیایم خلفای راشدین رو بپرستیم یا رگ خودمونو براشون بزنیم اومدن یه حکومتی کردن تمام
خلیفه ها معصوم بیگناه نبودن اوناهم آدم بودن حق لعنت کسیو نداریم اگرهم گناهی کردن شاید توبه کردن قضاوتشون باما نیست
حضرت علی به این بزرگواری از خون قاتلش میگذره
شما سنگ کیو بسینه میزنید
طوری رفتار میکنید انگار نعوذو ب الله نمازمونو پشت به مکه میخونیم
حرف ما اینه اصلو فراموش کردید چسبیدید به فرع، اصل حرف ذکر اسم خدا و پیامبرشه نه بیشتر
بند بند قرآن اینو تکرار کرده که خدا گفته فقط من پیامبرم و کتابم
درضمن انسانیت نیز بالاتر از این حرفاست فقط نماز خواندنو درست وضو گرفتن نیست به دلتون رجوع کنید من خودم عاشق امام رضام هروقت بتونم میرم مشهد زیارت قبر مبارکش
ولی دلیل بر پرستش نیست اونجا صحنهایی میبینم از هرچی دینه متنفر میشم چنان میچسبن به ضریح انگار نعوذوب الله خداست
حتی بلد نیستن درست امام رضارو واسطه گری بین خودشونو خدا کنن
این اعصاب مارو بهم میریزه چون پرستش خدا و شریک قرار دادن برای خدا فقط به مویی بنده
امیدوارم مطلبو درک کرده باشید و بهم توهین نکنید
اصل فقط خدا و قران و پیامبر
اهل بیت که جانم فدایشان رهرو اسلام بودن و قابل احترام نه قابل پرستش باید الگو ما باشد نه تیزی برای ضربه زدن به تفکرات دیگران
نکته آخر مطمئن باشید تسنن اگر اشتباه بود رهبر بزرگ سید علی که جانم فدایش حکم اجباری میداد تسنن بطور قطع باید تشیع بشن
سیلی زدن به دخت پیامبر الکی نیست
ولی وجدانن انسانیت داشته باشیدتا اینکه بچسبید به این فرعیات

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
این حرف شما در حقیقت بر خلاف قران و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد، چه کسی  گفته فقط قرآن و پیامبر (ص)!!!
مگر طبق روایات اهل سنت از زبان پیامبر (ص) نیامده است امت اسلامي به هفتاده سه فرقه تقسيم مي شود و تنها يک فرقه اهل نجات است
وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً.
 سنن الترمذي: 4/134 ح 277
وَسَبْعِينَ مِلَّةً كُلُّهُاْ فِي النَّارِ إِلَّا مِلَّةً وَاحِدَةً فَقيِلَ لَهُ: مَا الْواحِدَةُ؟  قَالَ مَا أَنَا عَلَيْهِ اليَوْمَ وَأَصْحَابِي.
الحاكم النيسابوري ، المستدرك  ج 1 ص 129.
با اين وجود آيا مي شود گفت هر فرقه طبق عقيده خود عمل کند او اهل نجات است؟!! در حالي که پيامبر  يک فرقه را اهل نجات دانسته است اما اين فرقه کيست خود حضرت معرفي کرده است که نجات در تمسک به اهل بيت در کنار قرآن است در حديث ثقلين آمده است:
«قام رسول اللَّهِ  يَوْمًا فِينَا خَطِيبًا بِمَاءٍ يُدْعَى خُمًّا بين مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عليه وَوَعَظَ وَذَكَّرَ ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ ألا أَيُّهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ يُوشِكُ أَنْ يَأْتِيَ رسول رَبِّي فَأُجِيبَ وأنا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فيه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ على كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فيه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي فقال له حُصَيْنٌ وَمَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ يا زَيْدُ أَلَيْسَ نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ قال نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ وَلَكِنْ أَهْلُ بَيْتِهِ من حُرِمَ الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ قال وَمَنْ هُمْ قال هُمْ آلُ عَلِيٍّ وَآلُ عَقِيلٍ وَآلُ جَعْفَرٍ وَآلُ عَبَّاسٍ قال كُلُّ هَؤُلَاءِ حُرِمَ الصَّدَقَةَ قال نعم»
روزي رسول خدا(صلي‌الله عليه و آله وسلم) کنار برکه آبي به نام «خم» بين مکه و مدينه ايستاد و براي جمعيت حاضر خطبه‌اي ايراد فرمود. در آن خطبه بعد از حمد وثناي الهي و موعظه و تذکر چنين فرمود: «اي مردم! همانا من بشري بيش نيستم و نزديک است که پيک الهي بيايد و جان مرا بگيرد و من دعوت او را اجابت کنم. من، ميان شما دو چيز گرانبها مي‌گذارم: اول آن‌ها، کتاب خدا که در آن هدايت و نور است. کتاب خدا را بگيريد و به آن چنگ بزنيد». پيامبر(صلي‌الله عليه و آله وسلم) سفارش زيادي براي کتاب خدا کرده و مردم را بر عمل به آن تشويق فرمود. سپس فرمود: «و اهل بيت من. شما را سفارش مي‌کنم در حق اهل بيتم» و اين جمله را سه بار تکرار فرمود
صحيح مسلم»  ج 4 ، ص 1873
خود علماي اهل سنت طبق اين روايت  اعتراف کرده اند که بايد از اهل بيت که هدايت گر هستند تا روز قيامت وجود داشته باشد
همچنانکه ابن حجر  در خصوص حديث ثقلين گويد:
«وفي أحاديث الحث على التمسك بأهل البيت إشارة إلى عدم انقطاع متأهل منهم للتمسك به إلى يوم القيامة كما أن الكتاب العزيز كذلك ولهذا كانوا أمانا لأهل الأرض كما يأتي ويشهد لذلك الخبر السابق ( في كل خلف من أمتي عدول من أهل بيتي ) إلى آخره ثم أحق من يتمسك به منهم إمامهم وعالمهم علي بن أبي طالب كرم الله وجهه لما قدمناه من مزيد علمه ودقائق مستنبطاته» 
از اين حديث استفاده مى‌شود كه در هر زمان بايد فردى اهل بيت و عترت پاك من كه سزاوار تمسك است، تا روز قيامت موجود باشد، تا امر به تمسك در اين حديث معنا پيدا كند؛‌ همان‌گونه كه كتاب عزيز چنين است. و لذا اهل بيت در رواياتى كه بعداً‌ مى‌آيد، امان زمين معرفى شده اند  که شاهد اين نيز روايتي است که آمده است براي امت من عادلاني از اهل بيت وجود دارد .. سپس مستحق‌ترين اين اهل بيت به تمسک، امامشان و عالمشان علي بن ابي طالب است که داراي علم زياد و دقت در استنباط است
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة»  ج 2 ، ص 442
با اين وجود وقتي تمسک به اهل بيت فقط راه نجات است چرا بايد راه ديگر که گمراهي است را رفت!
نکته ديگر اينکه وقتي خليفه بعد از پيامبر مشخص هستند و خدا آن را نصب کرده و پيامبر فرموده است «علي خليفه من بعدي» علي خليفه من بعد از من است کسان ديگر چه حقي دارند که بروند و بخاطر هواي نفس خود حق ديگري را غصب کنند؟!!
در خصوص توسل به ائمه علیهم  السلام نیز باید به این نکته توجه داشت بله کسی که ائمه را پرستش کند او کافر است اما شما بجای اینکه مردم را در خصوص توسل مورد انتقاد قرار بدهید ای کای می رفتید از یکی از پیرزنی که می رود و به امام رضا علیه السلام متوسل می شود از او می پرسیدید که شما امام را می پرستید یقینا او با شما برخورد خواهد کرد و خواهد گفت من فقط خدا را می پرستم  اینها همه وسیله هستند!
پس منحصر كردن استعانت به خداوند صحيح است و هرگز منافاتى با استعانت از اسباب ندارد؛ زيرا اگر اين اسباب استقلال در تأثير داشته باشند در اين صورت استعانت از آنها منافات با استعانت از خداى متعال دارد  امّا اگر اين اسباب را مستقل ندانيم و بگوييم لامؤثر فى‏ الوجود الّا اللَّه در اين صورت استعانت از آنها منافاتى با توحيد در استعانت ندارد و قرآن نيز فرموده است: وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ
پس همان خدايي که کمک خواستن را منحصر در خود کرده ، کمک خواستن از غير خدا را نيز بيان کرده است مانند کمک خواستن فرزندان يعقوب در آمرزش از گناهان خود، از پدرشان. در اين صورت اگر استعانت فقط در خدا منحصر بود چرا حضرت يعقوب کار انها را ذم نکرد و رد نکرد؟!!!
با اين بيان امام معصومي که کمک خواستن را در خدا منحصر مي کند، خود توسل کرده و ديگران را نيز امر  به توسل و واسطه قرار ائمه کرده است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
876 | حسین | , آلمان | ١٠:٣٩ - ٠٩ آذر ١٣٩٦ |
سلام..چرا از تقویمهای سال ۷۰به بعد وفات رو تغییر دادید به شهادت؟؟ایا بعد این همه سال این واقعه جزع اثار باستانی بود که شما کشف کردین؟؟و حضرت علی که معروف به اسدالله بود غیرتش در همین حد بود که بزاره کسی بیاد هتک حرمت کنه و انتقام نگیره؟؟؟و اگر اینقد خلیفه دوم بد بود با اهل بیت پیامبر چرا در پهلوی پیامبر دفنش کردن؟؟؟؟اندکی تفکر از برادران تشیع...بهتره بخاطر سیاست در حکومت چیزای من در اوردی رو باور نکنیم

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در این خصوص به این آدرسها رجوع کنید
در خصووص دفن شیخین در کنار قبر پیامیر صلی الله علیه و آله،ما سوال داریم که بدن ابوبکر و عمر با اجازه چه کسی در کنار ایشان قبر حضرت مدفون شدند؟!
مگر خداوند متعال نفرموده است:
(( در خانه رسول وارد نشوید مگر هنگامی که به شما اجازه داده شود))
از چه کسی اجازه گرفتند؟
 عایشه و حفصه طبق احکام ارث حق استفاده از ۳وجب اتاق را داشته اند. و برای استفاده از باقی زمین باید از زنان دیگر رسول خدا و همچنین فرزند ان حضرت اجازه بگیرند.
حال از چه کسي اجازه گرفتند؟
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
 
 [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها