2018 November 19 - دوشنبه 28 آبان 1397
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟
کد مطلب: ٥١٦٣ تاریخ انتشار: ١٥ آبان ١٣٩٧ تعداد بازدید: 15136
پرسش و پاسخ » نبوت
آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟

سؤال كننده : رضانور

پاسخ :

در پاسخ به سئوال فوق بايد توجه داشت كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم اشرف مخلوقات و سرور كائنات عالم و فخر رسل ميباشد تمام ما سوي الله تحت اراده و قدرت آن حضرت مي باشد .

قال رسول الله ( ص ) : ما خلق الله خلقا أفضل مني ، ولا أكرم عليه مني . قال علي : فقلت : يا رسول الله فأنت أفضل أم جبرائيل ؟ فقال : يا علي إن الله - تبارك وتعالي - أفضل أنبياءه المرسلين علي ملائكته المقربين ، وفضلني علي جميع النبيين والمرسلين ، والفضل بعدي لك يا علي ، وللأئمة من ولدك من بعدك ، فان الملائكة من خدامنا وخدام محبينا .

ينابيع الموده ، قندوزي (1294) ،ج3 ، ص 277 .

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند : خداوند هيج خلقي را افضل و برتر از من نيافريد و هيج خلقي را بر من كرامت نبخشيد . حضرت علي عليه السلام عرضه داشت : يا رسول الله ! آيا شما برتريد يا جبرائيل ؟ حضرت فرمودند : يا علي ! خداوند تبارك و تعالي انبياء مرسلينش را بر ملائك مقربينش فضيلت بخشيد و من را بر تمامي انبياء و مرسلين فضيلت بخشيد . و پس از آن فضيلت و برتري از آن تو و فرزندان بعد از توست . و به درستي كه تمام ملائكه و فرشتگان خادمين ما و خادم محبين و دوستداران ما هستند .

لذا نه تنها مطلب فوق هيچ استبعادي ندارد بلكه روايات متعددي بر آن دلالت دارد كه ما تنها به يك روايت از منابع اهل سنّت بسنده مي نماييم .

لما كان قبل وفاة رسول الله صلي الله عليه وسلم بثلاثة أيام أهبط الله جبريل إليه ، فقال : يا أحمد إن الله عز وجل أرسلني إليك إكراما لك ، وتفضيلا لك ، وخاصة لك ، يسألك عما هو أعلم به منك ، يقول : كيف تجدك ؟ قال : أجدني يا جبريل مكروبا ، ثم جاءه اليوم الثاني فقال : يا أحمد إن الله أرسلني إليك إكراما لك ، وتفضيلا لك ، وخاصة لك يسألك عما هو أعلم به منك يقول : كيف تجدك ؟ قال : أجدني يا جبريل مكروبا ، ثم عاد اليوم الثالث فقال : يا أحمد إن الله أرسلني إليك إكراما لك ، وتفضيلا لك ، وخاصة لك يسألك عما هو أعلم به منك يقول : كيف تجدك ؟ قال : أجدني يا جبريل مكروبا ، وأجدني يا جبريل مغموما ، وهبط مع جبريل ملك في الهواء يقال له : إسماعيل علي سبعين ألف ملك ، فقال له جبريل : يا أحمد هذا ملك الموت يستأذن عليك ، ولم يستأذن علي آدمي قبلك ، ولا يستأذن علي آدمي بعدك ، فقال رسول الله صلي الله عليه وسلم : ائذن له ، فأذن له جبريل فدخل ، فقال له ملك الموت : يا أحمد إن الله أرسلني إليك وأمرني أن أطيعك ، إن أمرتني بقبض نفسك قبضتها ، وإن كرهت تركتها ، فقال جبريل : يا أحمد إن الله قد اشتاق إلي لقائك ، قال رسول الله صلي الله عليه وسلم : يا ملك الموت امض لما أمرت به ، فقال جبريل : يا أحمد عليك السلام هذا آخر وطئي الأرض ، إنما كنت أنت حاجتي من الدنيا .

الطبقات الكبري ، ابن سعد (230هـ) ، ج2 ، ص 259 و البداية و النهاية ، ابن كثير (744هـ) ، ج 5 ، ص 297 و المعجم الكبير ، طبراني (360هـ) ، ج 3 ، ص 129 و مجمع الزوائد ، هيثمي (807 هـ) ،ج9 ، ص 35 و كنز العمال ، متّقي هندي (975هـ ) ،ج7 ، ص 251 .

سه روز از عمر رسول اكرم صلّي اللّه عليه و آله باقي مانده بود، «جبرئيل» بر آن حضرت نازل شد و گفت: يا احمد! همانا خداي تعالي بر اثر گرامي داشتن و فضيلت تو و خصوصيتي كه با تو داشته مرا بسوي تو فرستاده است و از موضوعي مي پرسد كه خود او، نسبت به آن از تو، داناتر است. و آن سؤال اينست كه مي فرمايد، چگونه خود را مي يابي؟ در پاسخ گفت: اي جبرئيل! خود را اندوهناك و دلگير مشاهده مي كنم. روز دوم، «جبرئيل» فرود آمد و به ديدار رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله شرفياب شد و همان مطالب روز قبل را گفت و اضافه كرد: يا احمد! خدايتعالي از تو مي پرسد، حال خود را، چگونه احساس مي كني؟ در پاسخ فرمود: احساس غم و اندوه مي كنم. «جبرئيل» بازگشت. و روز سوم، بحضور مبارك شرفياب شد و همان مطالب دو روز پيش را تكرار نمود و افزود: خدايتعالي چگونگي حال تو را جويا مي شود؟ در پاسخ فرمود: خود را اندوهناك و غمناك مشاهده مي كنم. در اين روز، «جبرئيل» به اتفاق «عزرائيل» و فرشته اي به نام «اسماعيل» همراه با هفتاد هزار فرشته ديگر به حضور مبارك شرفياب گرديده بود.

«جبرئيل»،( كه پيش از «عزرائيل» و «اسماعيل» به حضور مبارك رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله شرفياب شده بود ) پس از پرسش و پاسخ روز اول، به عرض رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله تقديم داشت: اينك «عزرائيل»، اجازه ورود بر شما را دارد، با اينكه پيش از شما از احدي اذن ورود نخواسته و پس از شما هم، از كسي اجازه نخواهد خواست! رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله به «جبرئيل» گفت: به وي اجازه ورود بده. «عزرائيل» بحضور مبارك شرفياب شد و در برابر رسول اكرم صلّي اللّه عليه و آله توقف كرد. و گفت: يا رسول الله! يا احمد! خداي تعالي مرا بسوي تو اعزام كرده است و دستور داده، هر چه بفرمائي، اطاعت كنم؛ اگر دستور دهي، جان تو را قبض كنم، قبض مي كنم. و اگر دستور دهي، تو را به حال خود واگذارم، از تو اطاعت كرده و قبض روحت نخواهم كرد. رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله فرمود: هر وظيفه اي كه نسبت به من داري، انجام بده.

«عزرائيل» گفت: وظيفه من بسته به فرمان شماست. «جبرئيل» گفت: يا احمد! خداي تعالي اشتياق ديدار تو را دارد. رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله فرمود: اي عزرائيل! مأموريت خود را بجاي بياور. «جبرئيل» نزديك به قبض روح پيغمبر صلّي اللّه عليه و آله، گفت:

درود خدا بر تو، اي رسول خدا! اينك آخرين گامي است كه بر روي زمين مي گذارم. و از اين پس، به زمين نخواهم آمد؛ زيرا منظور من، از آمدن به زمين، وجود مقدس تو بود. و اكنون كه از اين جهان به جهان ديگر مي خرامي، ديگر نيازي به فرود به زمين ندارم. رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله بدين گونه دار فاني را وداع گفت .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
1 | رضانور | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٥ شهریور ١٣٨٧ |
سلام عليكم.ممنون كه جواب سوالم را داديد.ولي سوال من اينطور نبود.من سوال كردم كه آيا صحيح است كه به هنگام قبض روح كردن رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم . عزراييل از خانم فاطمه زهرا سلام الله عليها اجازه ورود گرفتنتد تا وارد خانه شوند و اين تا 3 مرتبه اتفاق افتاد در مرتبه سوم نبي ص به حضرت فاطمه س گفتند ايشان عزراييل هستند اجازه دهيد وارد خانه شوند.

پاسخ:
دوست گرامي جناب آقاي رضا نور سلام عليكم !

از ارتباط بسيار صميمانه شما سپاسگذاريم .

ما در خصوص سؤال شما تحقيق كرديم و تنها چيزي كه در روايات آمده بود ، همين بود كه ما &zwnjآورده&zwnjايم و آن طوري كه شما اشاره كرده&zwnjايد ، در كتابهاي روائي يافت نشد ، لا اقل ما نتوانستيم پيدا كنيم . به همين خاطر مجبور شديم سؤال شما را ويرايش نماييم .

البته از شما تشكر ويژه داريم ؛ چرا كه سؤال شما باعث شد در اين باره تحقيق نماييم .



موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
2 | رضانور | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ شهریور ١٣٨٧ |
سلام عليك . واقعا دست شما درد نكنه . ضمن عرض تشكر و خسته نباشيد براي اينكه مزاحم نباشم سوال ديگري دارم كه همينجا مطرح ميكنم كه اگر صلاح دانستيد در صفحه اصلي چاپ نماييد . يک دوست دارم که ميگويد من هم موسي هستم هم فرعون . بستگي دارد کدام را اختيار کنم . و در باره وحدت وجودي صحبت مي کند . اما چيزي سر در نمياورم. همش از اولياي خدا ميگويد البته خداي نکرده توهين نميکند بلکه مثلا از شيخ رجبعلي خياط و آقاي ابطحي بسيار تعريف و تمجيد ميکند . ميخواستم راجع به وجدت وجودي کمي صحبت کنيد . چيست آيا در شيعه جايگاهي دارد يا خير ؟ ممنون ميشوم .

پاسخ:
دوست عزيز و گرامي جناب آقاي رضا نور سلام ! وحدت وجود ، نظريه&zwnjاي ثابت شده در فلسفه اسلامي كه نخستين بار توسط صدر المتألهين شيرازي مطرح شده است . وبالطبع نمي&zwnjتوان در چنين مجالي در باره آن صحبت و آن را به صورت كامل توضيح داد ، وظيفه ما نيز فقط پاسخ گويي به شبهات امامت و ولايت است .



موفق باشيد



گروه پاسخ به شبهات
3 | Golmaghani | , آمریکا | ١٢:٠٠ - ١١ فروردين ١٣٨٨ |
سلام باتشكرازمطالب ارزنده تان سوالي دارم اميداست موردالطاف قرارگيرد معناي جان به سرشدن،واحياي بيمارپس ازفوت كه دوباره حيات ميگيردازنظرشرع چگونه است ،سپاسگزارم

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
سوال شما واضح نيست ، آيا مقصود شما رجعت است ؟ يا اينكه سوال در مورد اجل معلق و محتوم است ؟
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
4 | محمد | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٣ بهمن ١٣٨٨ |
سلام جناب رضانور راست مي گويد چون امشب يعني روز رحلت اقا رسول الله مداحي در روضه هايش همين روايت را گفت
5 | هادي | , ایران | ٢٤:٥٤ - ١٦ دي ١٣٨٩ |
با سلام در بعض احاديث وارد شده است که پيامبر صلوات الله عليه در اثر مسموميت از دنيا رفتند، لطفاً توضيح بفرمائيد که اين مسئله با مطلب فوق چگونه قابل جمع است، با تشکر.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

بين اين دو منافاتي نيست ، بهر صورت بايد جان فرد قبض شود ، چه مسموم شده باشد و چه نشده باشد ! فرشته مامور قبض روح هم جان كساني را مي‌گيرد كه مسموم‌شده اند و هم جان كساني كه مسموم نشده‌اند !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

6 | طاهره حبيب لي | , ایران | ٢١:٢٣ - ١١ اسفند ١٣٨٩ |
با عرض سلام-پاسخ شما درباره ي اين سوال که عزرائيل چگونه جان پيامبر را گرفت عالي بود و درست چون پدر خدابيامرز خودم که يکي از روحانيون

بزرگ و عارف اهل تسنن بود هميشه اين جواب را به من ميداد.
7 | سميه از بندرعباس | , ایران | ١٠:٠٤ - ٣٠ خرداد ١٣٩١ |
ممنون از سايت خوبتون
8 | اشكان | , ایران | ٠٥:١٩ - ١١ مهر ١٣٩١ |
واقعا عالي بود
9 | ميلاد دشتي | , ایران | ١٧:٤٤ - ٣٠ فروردين ١٣٩٢ |
سلام درود خداوند بر حضرت محمد مصطفي (ص) و حضرت عزرايل (ع) باد
10 | آرمان | | ٠٩:١٤ - ١٨ دي ١٣٩٢ |
سلام
يعني تعالي روح انسان ميتواند تا کجا باشد ؟ که ملائک براي حضور اجازه ميخواهند ... ما کجاي اين ... هستيم .
لطفا دعاي فرج قرائت گردد /
11 | رامين دلشاد | , ایران | ١٨:٠٣ - ١٢ بهمن ١٣٩٢ |
سلام. ميخواَستم بدونم چرا خداوند بااين همه اخطار دررابطه باشيطان به آدم راجع به آزمايش چيزي نگفتند بااينکه اين همه مقدمه چيني کرد ازراه دادن يک. جن بدسته ملايک تا آفريدن يک گياه درجايي که نبايد باشد آيا معني عدالت دزست کردن زمينه سازي يا معنيش جبره آدم با اون عظمت که خداروديد اون کاررو کرد واي بحال ما که حتي ادم نديديم بعدبياد به حن عاصي اينهمه قدرت بده وتازه دشمن داخلي بنام نفس. قربونش برم. هر موقع کمکها ازش بخواي اگه نده هزاربهونه ميسازيم اگه بده بايدهزارجواب بديم ا روزي هرکسي روبخون آلوده کرده. نه دنياش زيبايي داره نه بهشتش جاي همه انسانهاروتشنه خون کرده سبب ساز خدا جزتو چنداشم نميشه تجليش داد اخرواول مشخص کرده انقدرترسونده که معني من از مادرمهربانترم رو لوس شده ونه اينکه انقدر ستاره که آدم باخودش ميگه نکنه بخشيده. در بخشش اميدواري نيست درعتابش حتم. اونقدردوره که ميشه نفيش کرد وازنبودش دل ادم ميميره نه اثباتش دليل ميخواد نه نفيش سبب. فقط بگيد اسنها چه معني داره
12 | zahra jafari | , ایران | ١٤:٠١ - ٠٣ تير ١٣٩٣ |
با عرض سلام و خسته نباشيد قبض روح پيامبر به چه صوررت بود

پاسخ:
باسلام

خواهر گرامي؛ امام علي عليه السلام در خطبه اول نهج البلاغه اين قبض روح را کريمانه توصيف نموده اند و در خطبه 197 مي فرمايند: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حالى كه سرش بر روى سينه ‏ام بود قبض‏ روح‏ گرديد، و جان او در كف من روان شد آن را بر چهره خويش كشيدم. متصدّى غسل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من بودم، و فرشتگان مرا يارى مى‏ كردند، گويا در و ديوار خانه فرياد مى ‏زد. گروهى از فرشتگان فرود مى‏ آمدند و گروهى ديگر به آسمان پرواز مى ‏كردند. گوش من از صداى آهسته آنان كه بر آن حضرت نماز مى ‏خواندند، پر بود، تا آنگاه كه او را در حجره ‏اش دفن كرديم.

در روايتي که شيخ صدوق در امالي و علامه مجلسي در بحار الانوار و فتال نيشابوري در روضه الاعظين آورده اينگونه مي خوانيم: «چون فرشته مرگ فرود آمد. گفت: اى رسول خدا! سلام و درود بر تو باد.

پيامبر (ص) پاسخ او را داد و فرمود: مرا به تو نيازى است. فرشته مرگ پرسيد: اى رسول خدا! نياز شما چيست؟ فرمود: اينكه جان مرا نستانى تا جبرئيل برسد. من بر او سلام دهم و او بر من سلام دهد. فرشته مرگ در حالى كه مى ‏گفت: آوخ بر از دست دادن محمد بيرون رفت. جبرئيل در هوا به او رسيد و پرسيد: آيا محمد (ص) را قبض‏ روح‏ كردى؟ گفت: نه از من خواست كه او را قبض‏ روح‏ نكنم تا ترا ببيند و تو بر او سلام دهى و او بر تو سلام دهد. جبرئيل گفت: مگر نمى ‏بينى كه دروازه ‏هاى آسمان براى ورود روح محمد (ص) گشوده است و فرشتگان براى رويارويى با روح محمد خويشتن را آراسته ‏اند؟ جبرئيل فرود آمد و گفت: اى ابو القاسم! درود بر تو باد. پيامبر پاسخ سلامش را داد و فرمود: اى حبيب من! به من نزديك شو. جبرئيل نزديك شد. فرشته مرگ باز آمد. جبرئيل بدو گفت: سفارش خداوند را در مورد قبض روح محمد (ص) به جاى آور. در اين حال جبرئيل بر سمت راست و ميكائيل بر سمت چپ رسول خدا بودند و فرشته مرگ شروع به قبض روح رسول خدا كرد.

و هر گاه پارچه از چهره رسول خدا بر كنار مى ‏شد، به جبرئيل مى ‏نگريست و مى ‏فرمود:

به هنگام سختيها مرا رها مكنى و جبريل مى ‏گفت: اى محمد «همانا كه تو مى ‏ميرى و آنان هم مى ‏ميرند، و همه كس چشنده مرگ است.»

در ادامه اين روايت آمده در اين ميان که حال پيامبر سنگين شد حسن و حسين كه درود خداوند بر ايشان باد آمدند. با ناله و فرياد مى‏ گريستند و خود را بر پيكر پاك پيامبر افكندند. على (ع) خواست آن دو را بردارد و كنار برد. پيامبر (ص) به خود آمد و فرمود: اى على! بگذار تا من رايحه آن دو را استشمام كنم و آن دو رايحه مرا و بگذار كه من از ديدار آن دو بهره گيرم و آن دو از ديدار من بهره ببرند. همانا كه به آن دو به زودى پس از من ستم مى ‏شود و با ستم كشته مى ‏شوند و نفرين خداوند بر هر كس كه بر ايشان ستم كند و اين سخن را سه بار تكرار فرمود. سپس دست على (ع) را گرفت و آن را كشيد و على را زير جامه‏ اى (ملافه‏يى) كه بر روى آن حضرت بود وارد كرد و دهان بر دهان على نهاد و مدتى با او همچنان آهسته سخن مى ‏گفت تا جان مقدسش از تن بيرون شد. على (ع) سر از زير آن ملافه بيرون آورد و فرمود: خداوند پاداش شما را در مصيبت از دست دادن پيامبرتان افزون و بزرگ فرمايد و صداى ناله و گريه از حاضران برخاست. به امير المؤمنين على (ع) گفته شد: هنگامى كه سر در زير جامه پيامبر داشتى با تو چه مى‏ فرمود و چه رازى را بيان مى ‏كرد؟ فرمود: هزار باب از علم به من آموخت كه از هر يك هزار باب ديگر گشوده مى ‏شد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English