2018 October 16 - سه شنبه 24 مهر 1397
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
کد مطلب: ٨٦٦٥ تاریخ انتشار: ٢٢ شهریور ١٣٩٤ - ١٠:٠٠ تعداد بازدید: 1454
سخنراني ها » حبل المتین
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)

حبل المتین 94/06/22

 


 

بسم الله الرحمن الرحیم  

تاریخ : 94/06/22

خلاصه مطالب این برنامه

 محکومیت آل سعود توسط اهل سنت ایران!

جناب آقای «هدایت الله میر مراد زهی» عضو فراکسیون اهل سنت مجلس هست که ایشان رسماً اعلام کرد که رژیم آل سعود کفایت لازم برای مدیریت حج را ندارد.

جناب آقای «یعقوب جدگال» باز ایشان هم عضو فراکسیون اهل سنت مجلس هست، می گوید رژیم ال سعود باید فوری و به طور رسمی از کشورهای مسلمان عذرخواهی کند و خرد جمعی نیز باید درباره ی سپردن مدیریت حج تمتع به سازمان کنفرانس اسلامی تصمیم بگیرد. باز هم ما بر ایشان مرحبا می گوییم.

جناب «ماموستا سجادی» هم گفتند من به عنوان روحانی اهل سنت شافعی مذهب، کم کاری در حادثه سقوط جرثقیل در مسجد الحرام را محکوم می کنم و کسانی که متصدی حرمین شریفین هستند مقصر صد در صد این رویداد می دانم.

جناب «ماموستا قادر سهرابی»، امام جمعه محترم مهاباد که ایشان گفته اند کسی که خون مسلمانان را می ریزد لیاقت اداره حرمین شریفین را ندارد.

توصیه ای ناب درباره زیارت امام رضا، از علامه طباطبائی!

من توصیه ی مرحوم علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان را در اینجا متذکر بشوم که یکی از دوستان می گفت من از حرم امام رضا می آمدم بیرون، دیدم علامه طباطبایی وارد حرم می شود. عرض کردم آقا جان ما چکار کنیم که آقا امام رضا ما را دست خالی از حرمش بیرون نکند، حاجت گرفته از اینجا برویم. ایشان با آن صدای لرزانشان فرمود: پسرم وقتی می روید حرم در یک گوشه ی خلوتی بنشینید روضه هایی که بالای منبرها شنیده اید از حضرت زهرا، یک روضه ی حضرت زهرا بخوانید. هم خودتان گریه کنید و هم امام رضا را بگریانید.

نکاتی پیرامون امام جواد(سلام الله علیه)

اما در رابطه با ولادت حضرت جواد، مرحوم شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه ) کتابی دارد به نام «مصباح المتهجد» که یکی از کتاب های معتبر شیعه هست. در آنجا وقتی می رسد نسبت به حضرت جواد، مطرح می کند و می گوید: « وَ ذَكَرَ أَنَّهُ كَانَ يَوْمُ‏ الْعَاشِرِ مَوْلِدَ أَبِي‏ جَعْفَرٍ الثَّانِي‏»: روز دهم ماه رجب المرجب روز میلاد آقا جواد الائمه ( سلام الله علیه) هست.

البته مرحوم شیخ مفید و کفعمی در اینجا بحث دیگری دارد. مرحوم «ابن شهر آشوب»، و علامه ی مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) در رابطه با مدت امامت حضرت می فرماید:

« وَ مُدَّةُ وَلَايَتِهِ سَبْعَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ يُقَالُ أَقَامَ مَعَ أَبِيهِ سَبْعَ سِنِينَ وَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ يَوْمَيْنِ‏ وَ بَعْدَهُ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً إِلَّا عِشْرِينَ يَوْماً»: مدت ولایت امام جواد، هفده سال بود. با پدر بزرگوارشان هفت سال و چهار ماه و دو روز بودند و بعد از آن هم هجده سال منهای بیست روز (یعنی هفده سال و یازده ماه و ده روز دوران امامت حضرت امام جواد (سلام الله علیه) بود.)

در رابطه با خلفای عصرش هم باز مرحوم «علامه مجلسی» می فرماید: « فَكَانَ فِي سِنِي إِمَامَتِهِ بَقِيَّةُ مُلْك‏ الْمَأْمُونِ ثُمَّ مُلْكُ الْمُعْتَصِمِ وَ الْوَاثِقِ وَ فِي مُلْكِ الْوَاثِق‏»: در دو سال از امامت امام جواد، باقیمانده خلافت مأمون بود. و بعد از او خلافت معتصم و بعد از او خلافت واثق بود.

آماری از جنایات وهابیت در عربستان!

9 مرداد 1366 به شهادت رسیدن 257 نفر حجاج ایرانی به دست نیروهای امنیتی و سعودی در مکه در جریان تظاهرات برائت. سال 1990 کشته شدن 1426 نفر در تونل منتهی به مسجد الحرام در اثر ازدحام زیاد و افتادن حاج به زیر و دست و پا. سال 1995 کشته شدن دویست و هفتاد نفر از حجاج به خاطر ازدحام جمعیت در پل جمرات. سال 1997 سیصد و چهل حاجی و مجروح شدن هزار و پانصد نفر در منا به دلیل آتش سوزی در خیمه ها. سال 1998 کشته شدن صد و هشتاد حاجی بر اثر ازدحام هنگام رمی جمرات. سال 2004 کشته شدن دویست و پنجاه ویک نفر و مجروح شدن دویست و چهل و چهار تن به دلیل ازدحام جمعیت در رمی جمرات. سال 2006 فرو ریختن هتل کوچکی در مکه و کشته شدن هفتاد و شش نفر از مهمانان. سال 2006 کشته شدن سیصد و شصت و سه نفر به خاطر ازدحام جمعیت در رمی جمرات.

نظر علمای اهل سنت، درباره امام جواد(سلام الله علیه)

دیدگاه «ابن تیمیه حرانی»: « إن محمد بن علي الجواد كان من أعيان بني هاشم و هو معروف بالسخاء والسؤدد ولهذا سمي الجواد» امام جواد از شخصیت های برجسته ی بنی هاشم بود در سیادت و سخاوت ضرب المثل بود. به همین خاطر او را جواد نامیده اند. منهاج السنة النبوية، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس (متوفای 728)، دار النشر: مؤسسة قرطبة – 1406، الطبعة: الأولى ، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص68

دیدگاه «ابن صباغ مالکی»: «وإن كان صغير السنّ فهو كبير القدر رفيع الذكر، القائم بالإمامة بعد عليّ بن موسى الرضا» امام جواد اگر چه سنش کوچک بود. ولی از نظر قدر و منزلت بزرگ و از نظر یاد و آوازه بلند و کسی هست که بعد از امام هشتم امامت را به عهده گرفت. علي بن محمد أحمد المالكي ( ابن الصباغ ) ( متوفای 855)، الفصول المهمة في معرفة الأئمة، چاپ: الأولى، 1422، دار الحديث للطباعة والنشر، تحقيق: سامي الغريري، ج2، ص1036

و بعد روایتی را از «معمر بن حلاد» نقل می کند که از امام رضا (سلام الله علیه) شنیدم که بحث هایی شد و حضرت فرمود در این بحث ها دنبال چی می گردید: «هذا أبو جعفر قد أجلسته مجلسي و صيّرته مكاني، وقال: إنّا أهل بيت يتوارث أصاغرنا عن أكابرنا القذّة بالقذة.» این امام جواد هست که من در جایگاه خودم نشاندم و موقعیت خودم را به او واگذار کردم و ما اهل بیتی هستیم که کوچکمان از بزرگمان تمام نسل به نسل بزرگواری را ارث می بریم. الفصول المهمة في معرفة الأئمة، ج2، ص1036

دیدگاه «شمس الدین ذهبی»: «كان يلقب بالجواد، وبالقانع، وبالمرتضى كان من سروات آل بيت النبي صلى الله عليه و سلم ... وكان أحدالموصوفين بالسخاء، ولذلك لقب بالجواد» لقب او جواد بود. قانع بود و مرتضی بود. از سروران اهل بیت پیامبر بود. و یکی از کسانی بود که به سخاوت موصوف بود. لذا ملقب به جواد شد. الذهبي (متوفای 748)، تاریخ اسلام، 1407 - 1987م، لبنان/ بيروت - چاپ : الأولى، دار الكتاب العربي، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ج15، ص385.

چرا نام امیرالمؤمنین در قرآن نیامده است؟

در کتاب کافی روایت از ابوبصیر که می گوید از امام صادق (سلام الله علیه) سوال کردم بر اینکه: « إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ فَمَا لَهُ لَمْ‏ يُسَمِ‏ عَلِيّاً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ ع فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فَقَالَ قُولُوا لَهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص نَزَلَتْ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ لَمْ يُسَمِّ اللَّهُ‏ لَهُمْ ثَلَاثاً وَ لَا أَرْبَعاً حَتَّى كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص هُوَ الَّذِي فَسَّرَ ذَلِكَ لَهُم‏» مردم می گویند که چرا خدای عالم نام علی و اهل بیت را در قرآن ذکر نکرده است؟ حضرت فرمود از اینها سوال کنید خدای عالم بحث نماز را مطرح کرده است ولی نگفته نماز سه رکعت یا نماز چهار رکعت. تا اینکه پیامبر آن را برای مردم تبیین کرد. الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص286

 

تفصیل مطالب این برنامه

 

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

عرض سلام و ادب دارم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولایت. تسلیت عرض می کنم خدمتتان فرا رسیدن سالروز شهادت آقا امام جواد، (علیه السلام) را اولاً خدمت قلب داغدیده ی حضرت بقیة الله الاعظم و بعد از آن خدمت شما بینندگان عزیز و شیعیانی که محبت این حضرت هستید. و تمام آزادی خواهان و عدالت جویان جهان.

شما بیننده ی برنامه ی «حبل المتین» هستید برنامه ای که به دور از هر گونه اهانت و توهین، به نقد افکاری می پردازد که ممکن است اشتباهاتی در آنها باشد و به دنبال این هست که آن چیزی را که مدنظر قرآن و نبی مکرم اسلام بوده است بر اساس موازین اسلامی به همگان معرفی بکند. در این برنامه در خدمت استاد عزیز و ارجمند آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی هستیم. استاد عزیز، عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما، و تسلیت عرض می کنم خدمت شما.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. بنده هم خدمت همه ی بینندگان عزیز و گرامی، در هر کجای این گیتی پهناور بیننده ی این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و با صفای خانواده ی خودشان قرار داده اند، خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم.

سالروز شهادت جانسوز و مظلومانه و غریبانه ی امام جوادالائمه و جگرگوشه ی علی بن موسی الرضا را به پیشگاه مقدس آقا بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و به همه ی علاقمندان، دلباختگان و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

خدا را به آبروی این امام همام سوگند می دهم، پاداش ما را در این مصیبت جانگاه، فرج مولایمان بقیة الله الأعظم قرار بدهد و ما را از یاران خاص و ویژه آن بزرگوار قرار بدهد. ان شاءالله. 

مجری:

متشکرم از شما حضرت استاد. ان شاءالله که همه ما، به خصوص جوانها، پیروی بکنیم از سیره عملی امام جواد(علیه السلام).

محکومیت حوادث دردناک مکه!

اما اخباری که در چند روز گذشته به گوش شما بینندگان عزیز رسیده و احیاناً در خبرگزاری ها دیده اید، حادثه ی تلخی هست که در عربستان رخ داد و آن هم سقوط جرثقیلی بود که زائران خانه ی خدا را کشته یا مجروح کرد، حتماً در جریان اخبار قرار گرفته اید. با توجه به این که بسیاری از افکار عمومی جهتشان به سمت این موضوع هست سوال می پرسیم از حضرت استاد و نظر ایشان را در مورد حادثه می پرسیم و همچنین ببینیم که آیا ایشان مطلب و یا تحلیلی بر این قضیه دارند یا خیر؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين و هو خير ناصر و معين. الحمدلله و الصلاة علي رسول الله و علي آله آل الله لاسيما علي مولانا بقية الله و اللعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله الي يوم لقاء الله. أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللهِ إِنَّ اللهَ بَصيرٌ بِالْعِباد.

بنده هم به نوبه ی خودم این مصیبت بزرگ را به خانواده های عزیزانی که در این حادثه ی که در نتیجه بی تدبیری و بی لیاقتی آل سعود انجام شد و منجر به شهادت تعداد زیادی از حجاج بیت الله الحرام و مهمانان خانه ی خدا شد، تسلیت عرض می کنم و از خدای عالم برای این ها در دنیا صبر جمیل و در آخرت اجر جزیل طلب می کنم.

چند نکته را خدمت بینندگان عرض کنم. نکته ی اول همانطور که مرجع عظیم الشأن حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در بحث روز شنبه شان اشاره فرمودند، این کار ثابت کرد که آل سعود لیاقت اداره ی حرمین شریفین را ندارند و ساخت و سازهایی که در این چند سال اخیر در اطراف بیت الله الحرام انجام شده است کاملاً مخالف با موازین اسلامی هست و با مبنای خود وهابیت هست و ساختن ساختمان بلند در اطراف خانه ی خدا، با موازین اسلامی سازگاری ندارد.

حالا ما کاری به دیگر فقها نداریم از دیدگاه خود وهابی ها این کار، خلاف است. ان شالله عزیزانمان فردا برنامه ی «راه و بیراه» عزیزم جناب آقای یزدانی را هم ملاحظه کنند. ایشان مدارک و مستندات در بدو تسلط این دودمان نحس و پلید آل سعود بر حجاز و اینکه تمام خانه هایی که بلندتر از بیت الله الحرمان بود، ویران کردند را، در این برنامه خواهند دید.

الان متاسفانه به قدری این ساختمان های اطراف بیت الله الحرام بلند شده است که از دور انسان نگاه می کند یا تصویرش را می بیند، اصلاً خانه ی خدا، بیت الله الحرام کاملاً محقر و خیلی کوچک جلوه می کند و این خیانتی است بزرگ از این دودمان آل یهود بر بیت الله الحرام.

نکته ی دوم اینکه این قدر اینها عقل ندارند، شعور ندارند، فهم ندارند. همان تعبیر آقای ذهبی که به ابن تیمیه می گوید پیروان تو «ادیم الفهم»، «بلید الفهم» و «بلید الذهن» هستند! عقب مانده اند و بی فکر و نفهم و بی عقل هستند که اینها در یک زمانی که بیش از یک میلیون نفر حجاج بیت الله الحرام وارد مکه مکرمه می شوند این مسائل و این جرثقیل ها را از آنجا بردارند و کنار بگذارند.

متاسفانه این منجر شد به یک حادثه ی دلخراشی که تعداد زیادی از خانواده ها را داغدار کردند بلکه همه ی مسلمان ها را. همه ی ما در این مصیبت، شریک غم این عزیزان داغ دیده هستیم. این ها باید رسماً از همه ی مسلمان ها عذرخواهی کنند.

بلکه فراتر از این، من از همین جا عرض می کنم به همه ی خانواده های عزیزی که عزیزشان را از دست داده اند در داخل و خارج کشور، علیه آل سعود در محاکم حقوقی و قضایی بین المللی باید شکایت کنند. اضافه بر این که ملک سلمان و فرزند ناخلفش باید به عنوان جنایتکار جنگی محاکمه شوند، به خاطر کوتاهی در امر محافظت از امنیت حجاج هم باید محاکمه بشوند. گرچه ما می دانیم محاکم بین المللی کاری از آنها ساخته نیست ولی همین اندازه ان شالله دوستان و عزیزان ما کمپینی در فضای مجازی تشکیل دهند و همگی هجوم بیاورند و اعلام کنند برای شکایت از ال سعود و محاکمه ی این ها.

محکومیت آل سعود توسط اهل سنت ایران!

البته از بعضی از عزیزان اهل سنت داخل کشور هم من تشکر می کنم که اینها چه عزیزان ما که در مجلس شورای اسلامی هستند موضعگیری خیلی خوب، جانانه، زیبا و مقتدرانه داشتند و هم بعضی از علمای اهل سنت آزاد فکر، آنهایی که افتخار نوکری آل سعود ندارند خوب آمدند جلو، من فقط دو سه تا از این ها را برای عزیزان نشان می دهم.

جناب آقای «هدایت الله میر مراد زهی» عضو فراکسیون اهل سنت مجلس هست که ایشان رسماً اعلام کرد که رژیم آل سعود کفایت لازم برای مدیریت حج را ندارد. واقعاً باید احسنت گفت بر این نمایندگان اهل سنت آزاد فکر.

نماینده ی دیگر، جناب آقای «یعقوب جدگال» باز ایشان هم عضو فراکسیون اهل سنت مجلس هست، می گوید رژیم ال سعود باید فوری و به طور رسمی از کشورهای مسلمان عذرخواهی کند و خرد جمعی نیز باید درباره ی سپردن مدیریت حج تمتع به سازمان کنفرانس اسلامی تصمیم بگیرد. باز هم ما بر ایشان مرحبا می گوییم.

از علمای بزرگوار اهل سنت غرب کشور جناب «ماموستا سجادی» هم گفتند من به عنوان روحانی اهل سنت شافعی مذهب، کم کاری در حادثه سقوط جرثقیل در مسجد الحرام را محکوم می کنم و کسانی که متصدی حرمین شریفین هستند مقصر صد در صد این رویداد می دانم.

باز از علمای بزرگ اهل سنت جناب «ماموستا قادر سهرابی»، امام جمعه محترم مهاباد که ایشان گفته اند کسی که خون مسلمانان را می ریزد لیاقت اداره حرمین شریفین را ندارد. جنایت هایی که عربستان سعودی اخیراً مرتکب شده است نشان می دهد شایستگی اداره ی حرمین شریفین را ندارند و بعد ایشان همین قضیه ی بیت الله الحرام را محکوم کرده است و گفته اند به جای این که ساختمان را بر سر مردم یمن خراب کند بر سر اسرائیل غاصب خراب کند. در یمن، تر و خشک با هم می سوزد نه شیعه را باقی می گذارد و نه سنی را، حتی زیربناهای یمن را از بین می برد آنها چیزی را برای یمن باقی نگذاشته اند.

تأسف می خورم از بعضی از افرادی که نمی دانند یا اینها نادان و جاهل هستند و بی خرد؛ یا می خواهند نوکری و جیره خوار بودنشان را به آل سعود نشان بدهند. بعضی از سران کشورهای اسلامی این حادثه را به ملک سلمان تسلیت گفته اند!! یعنی مثل این که آدمی بیاید فردی را بکشد و به قاتل بیایند تسلیت بگویند! باید به عقل اینها فاتحه خواهند! البته اگر عقل داشته باشند.

نکته ی پایانی این است که در بعضی از سایت ها یا در فضای مجازی، مخصوصاً در شرق کشورمان این آقایان سلفی های جیره خوار عربستان سعودی، با این که اینها به قولی مزدور هم نیستند، چیزی هم عاید اینها نمی شوند، در فضای مجازی مرتب دارند می گویند خوشا به حال آن ها؛ واقعاً ای کاش همه ی حجاجی که رفته بودند کشته می شدند به این سعادت می رسیدند!!!

ما باید بگوییم وای بر شما که این چنین ضایعه ی اسفناک و این مصیبت را بر خانواده های حجاج بیت الله الحرام به جای این که تسلیت بگویید به جای این که جنایتکار را محکوم کنید می گویید خوشا به حالشان!!

ای کاش امسال هیچ مسلمانی نرفته بود حج و همین سلفی های مزدور رفته بودند این جرثقیل ها، این سلفی های مزدور را نابود می کرد. مسلمان ها از دست اینها خلاص می شدند. و ای کاش آن روزی که ملک سلمان آمده بود کنار بیت الله الحرام با کفش نماز می خواند! آن روز یکی از این جرثقیل ها می افتاد و ایشان را به درک واصل می کرد و پیش اجدادش در جهنم می رفتند برای شب نشینی!!

واقعاً من تأسف می خورم برای بعضی هایی که اولیات عقل یک انسان را اینها فاقد هستند.

علی ای حال؛ این قضیه واقعاً قضیه ی اسفناک و دردناکی هست. باید مسلمان ها و سران کشورهای اسلامی مخصوصاً کنفرانس کشورهای اسلامی باید بیایند و یک فکر اساسی بکنند و اداره ی حرمین شریفین را از این جانیان بگیرند. این هایی که خائن به حرمین شریفین هستند به دروغ لقب خادم حرمین شریفین را به دست گرفته اند. اینها بگیرند و خود کشورهای اسلامی شیعه، سنی بیایند و حرمین شریفین را اداره کنند و دیگر ما شاهد همچین فاجعه ای نباشیم.

مجری:

متشکرم از شما استاد عزیز. بینندگان عزیز می دانیم که این اتفاق را، اهل سنت هم محکوم کردند و باید هم محکوم بشود به خاطر سهل انگاری هایی که آنجا لحاظ شده است به تعبیر اهل سنت، صد در صد این قضیه بر گردن ال سعود هست و باید پاسخگو باشد.

امشب شب شهادت امام جواد(علیه السلام) است. دوست داریم بیشتر در این خصوص صحبت بشود در این برنامه و سوال بپرسیم و استاد عزیز پاسخ بدهند تا ان شالله بر معرفت ما و شناخت ما نسبت به این امام معصوم افزوده بشود.

استاد عزیز دوست دارم به عنوان سوال اول اینگونه مطرح کنم که در مورد ولادت حضرت و خلفایی که با ایشان هم عصر بودند و در مورد امامت ایشان، مدت زمان امامت ایشان یک توضیحی را لطف کنید بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقا امام جواد، جواد الائمه هست و در قضیه ای که صاحب کتاب «الکلم الطیب» می گوید من خواب حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدم حضرت فرمود هر کس مشکلات مالی دارد یا مشکلات خانوادگی دارد، مشکلات ازدواج دارد، متوسل به فرزندم امام جواد بشود.

من به نیابت از همه ی علاقمندان به آقا امام جواد (سلام الله علیه) شیعه و سنی، آنهایی که گرفتاری دنیوی دارند، گرفتاری خانوادگی دارند، یا مشکل ازدواج دارند، یا دختر و پسر دارند امکان تهیه جهیزیه و یا تهیه ی مقدمات ازدواج ندارند، می خواهند در خانه ی امام جواد (سلام الله علیه) بروند، من یک نکته ای را از قول همه ی بینندگان، خدمت امام جواد عرض کنم:

سلام ما به رخ انور امام جواد،

درود ما به تن اطهر امام جواد،

غریبی بود، غریبانه جان سپرد،

نبود کسی به وادی غم یاور امام جواد.

یا جواد الائمه، جوادی، جوادی، گدایم گدایم

عطا کن، عطا یا جواد الائمه،

عطا کن، عطا یا جواد الائمه

به جان پیمبر، به زهرای اطهر،

به بابت رضا، یا جوادالائمه،

مرا تا ابد از صف دوستانت،

مگردان جدا یا جوادالائمه،

تهی دستم و هستی ام هست تنها،

گناه و رجا یا جوادالائمه.

آقا امام جواد را به مادر بزرگوارشان فاطمه زهرا سوگند می دهم که ان شالله همه ی کسانی که امشب متوسل به ساحت مقدس امام جواد می شوند، دست خالی از درگهشان بر نگرداند.

توصیه ای ناب درباره زیارت امام رضا، از علامه طباطبائی!

من توصیه ی مرحوم علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان را در اینجا متذکر بشوم که یکی از دوستان می گفت من از حرم امام رضا می آمدم بیرون، دیدم علامه طباطبایی وارد حرم می شود. عرض کردم آقا جان ما چکار کنیم که آقا امام رضا ما را دست خالی از حرمش بیرون نکند، حاجت گرفته از اینجا برویم. ایشان با آن صدای لرزانشان فرمود: پسرم وقتی می روید حرم در یک گوشه ی خلوتی بنشینید روضه هایی که بالای منبرها شنیده اید از حضرت زهرا، یک روضه ی حضرت زهرا بخوانید. هم خودتان گریه کنید و هم امام رضا را بگریانید. وقتی این کار را کردید - البته این تعبیر علامه طباطبایی هست من جرأت نمی کنم عرض کنم، - اگر این کار کردید دیگر دست و بال امام رضا را بسته اید. بدانید تا شما را حاجت روا نکند حتما نمی گذارد شما از حرمش بیرون بروید.

آن عزیزانی که می خواهند از امام جواد حاجت بگیرند. یک روضه ی حضرت زهرا را بخوانند هم خودشان گریه کنند و هم اقا امام جواد را بگریانند و حضرت را به مادر بزرگوارش فاطمه زهرا سوگند بدهند و ان شالله حضرت جواد نظر لطف و عنایت و بزرگواری خواهند کرد.

نکاتی پیرامون امام جواد(سلام الله علیه)

اما در رابطه با ولادت حضرت، مرحوم شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه ) کتابی دارد به نام «مصباح المتهجد» که یکی از کتاب های معتبر شیعه هست. در آنجا وقتی می رسد نسبت به حضرت جواد، مطرح می کند و می گوید:

« وَ ذَكَرَ أَنَّهُ كَانَ يَوْمُ‏ الْعَاشِرِ مَوْلِدَ أَبِي‏ جَعْفَرٍ الثَّانِي‏»

روز دهم ماه رجب المرجب روز میلاد آقا جواد الائمه ( سلام الله علیه) هست.

طوسى، محمد بن الحسن (متوفای 460)، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، چاپ اول‏، ناشر مؤسسة فقه الشيعة، بيروت‏، 1411ق‏، ج2، ص805

البته مرحوم شیخ مفید و کفعمی در اینجا بحث دیگری دارد. مرحوم «ابن شهر آشوب»، و علامه ی مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) در رابطه با مدت امامت حضرت می فرماید:

« وَ مُدَّةُ وَلَايَتِهِ سَبْعَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ يُقَالُ أَقَامَ مَعَ أَبِيهِ سَبْعَ سِنِينَ وَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ يَوْمَيْنِ‏ وَ بَعْدَهُ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً إِلَّا عِشْرِينَ يَوْماً»

مدت ولایت امام جواد، هفده سال بود. با پدر بزرگوارشان هفت سال و چهار ماه و دو روز بودند و بعد از آن هم هجده سال منهای بیست روز (یعنی هفده سال و یازده ماه و ده روز دوران امامت حضرت امام جواد (سلام الله علیه) بود.)

ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏،( متوفای 588)، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)، ناشر علامه، قم، 1379، ج4، ص379

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، ( متوفای 1110)، بحار الأنوار، ناشر دار إحياء التراث العربي‏، چاپ بيروت، ‏1403، ج50، ص7‏

در رابطه با خلفای عصرش هم باز مرحوم «علامه مجلسی» می فرماید:

« فَكَانَ فِي سِنِي إِمَامَتِهِ بَقِيَّةُ مُلْك‏ الْمَأْمُونِ ثُمَّ مُلْكُ الْمُعْتَصِمِ وَ الْوَاثِقِ وَ فِي مُلْكِ الْوَاثِق‏»

در دو سال از امامت امام جواد، باقیمانده خلافت مأمون بود. و بعد از او خلافت معتصم و بعد از او خلافت واثق بود.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، ( متوفای 1110)، بحار الأنوار، ج50، ص7‏

و در دوران حکومت واثق هم توسط این خبیث عباسی به شهادت رسید و مظلومانه هم شهید شدند. این در حقیقت خیلی خلاصه نسبت به ولادت و دوران امامت و خلفای هم عصر امام به صورت مستند.

مجری:

متشکرم استاد گرامی. معمولاً در مناسب ها وقتی ما از ائمه یاد می کنیم دیدگاه و نظر علمای اهل سنت را هم مشخص می کنیم و استاد عزیز و کارشناس محترم توضیحاتی می دهند که این هم برای شیعیان مفید هست تا بدانند کسانی که قائل نیستند به امامت و عصمت و سایر مراتبی که شیعیان برای ائمه هدی قائل هستند، چه گفته اند و هم برای اهل سنت که بدانند جایگاه این امام همام نزد علمای خودشان به چه صورت هست. استادعزیز توضیح بفرمایید در مورد جایگاه امام جواد نزد علمای اهل سنت.

آماری از جنایات وهابیت در عربستان!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اجازه بدهید که در تکمیل همان عرایضی که ما داشتیم درباره اتفاقات مکه. الآن من در یکی از این سایت هایی که بعضی از این دوستان برای ما فرستادند. با عنوان «هشت فاجعه ی مرگبار در موسم حج»؛ نسبت به کشته شده ها که صد و هفت نفر از حجاج کشته شده اند و دویست و سی و هشت تن مجروح شده اند و یک آماری داده است که:

9 مرداد 1366 به شهادت رسیدن 257 نفر حجاج ایرانی به دست نیروهای امنیتی و سعودی در مکه در جریان تظاهرات برائت.

سال 1990 کشته شدن 1426 نفر در تونل منتهی به مسجد الحرام در اثر ازدحام زیاد و افتادن حاج به زیر و دست و پا.

سال 1995 کشته شدن دویست و هفتاد نفر از حجاج به خاطر ازدحام جمعیت در پل جمرات.

سال 1997 سیصد و چهل حاجی و مجروح شدن هزار و پانصد نفر در منا به دلیل آتش سوزی در خیمه ها.

سال 1998 کشته شدن صد و هشتاد حاجی بر اثر ازدحام هنگام رمی جمرات.

سال 2004 کشته شدن دویست و پنجاه ویک نفر و مجروح شدن دویست و چهل و چهار تن به دلیل ازدحام جمعیت در رمی جمرات.

سال 2006 فرو ریختن هتل کوچکی در مکه و کشته شدن هفتاد و شش نفر از مهمانان.

سال 2006 کشته شدن سیصد و شصت و سه نفر به خاطر ازدحام جمعیت در رمی جمرات.

امسال هم اضافه می شود و اینها همگی نشان می دهد بر این که این آل سعود یا آل یهود عرضه و لیاقت اداره ی حرمین شریفین را ندارد.

و بر این شما اضافه کنید این ها که در سال 1218به مکه هجوم آوردند و چه جنایت هایی را مرتکب شدند؛ حتی به طوری که مردم مکه از گرسنگی گوشت سگ می خوردند. این طبق گفتار آقایان هست که من تصویرش را هم نشان دادم و جنایتی که واقعاً کلمه ی جنایت برای آن شاید کوتاه باشد در رمی جمرات که یک ستونی بود حجاج می رفتند به آن ستون سنگ پرت می کردند، اینها این ستونی که نماد شیطان بود از منطقه ی منا برداشتند بردند در «عرفات» بالای جبل النور گذاشتند. و الآن شده زیارتگاه مردم!!

و در رمی جمرات و منا آمده اند عین کشتی نوح یک چیزی درست کردند و مردم دارند به همین کشتی نوح رمی جمرات و سنگ را پرت می کنند. این ها در حقیقت یکی از نمونه های بارز جنایات این دودمان هست. اگر کشورهای اسلامی و مسلمان ها هر چه زودتر فکر اساسی نکنند معلوم نیست عاقبت این بیت الله الحرام و مدینه منوره چه سرنوشت تلخی را به دنبال دارند.

نظر علمای اهل سنت، درباره امام جواد(سلام الله علیه)

اما در رابطه با سوالی که حضرتعالی فرمودید نسبت به نظر علمای اهل سنت، در اینجا سخن خیلی زیاد هست.

دیدگاه «ابن تیمیه حرانی»:

من در ابتدا می روم سراغ «ابن تیمیه» حرانی، که ایشان در مورد امام جواد (علیه السلام) می گوید:

« إن محمد بن علي الجواد كان من أعيان بني هاشم و هو معروف بالسخاء والسؤدد ولهذا سمي الجواد»

امام جواد از شخصیت های برجسته ی بنی هاشم بود در سیادت و سخاوت ضرب المثل بود. به همین خاطر او را جواد نامیده اند.

منهاج السنة النبوية، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس (متوفای 728)، دار النشر: مؤسسة قرطبة – 1406، الطبعة: الأولى ، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص68

به قول شاعر، «الفضل ما شهد به العداء»! این ابن تیمیه هست که شهادت به فضل امام جواد می دهد!

دیدگاه «ابن صباغ مالکی»:

«ابن صباغ مالکی» متوفای 858 هجری در کتاب «الفصول المهمه» مطالب زیادی دارد. از علمای مشهور مالکی هست. و خودش هم ساکن مکه مکرمه بوده، یعنی مالکی مکی هست. در کتاب الفصول المهمه در مورد امام جواد (علیه السلام) می گوید:

« وإن كان صغير السنّ فهو كبير القدر رفيع الذكر، القائم بالإمامة بعد عليّ بن موسى الرضا »

امام جواد اگر چه سنش کوچک بود. ولی از نظر قدر و منزلت بزرگ و از نظر یاد و آوازه بلند و کسی هست که بعد از امام هشتم امامت را به عهده گرفت.

علي بن محمد أحمد المالكي ( ابن الصباغ ) ( متوفای 855)، الفصول المهمة في معرفة الأئمة، چاپ: الأولى، 1422، دار الحديث للطباعة والنشر، تحقيق: سامي الغريري، ج2، ص1036

امام جواد سلام (الله علیه) سن کمی داشت. حضرت در ابتدای امامتشان هفت ساله یا نه ساله بود.

و بعد روایتی را از «معمر بن حلاد» نقل می کند که از امام رضا (سلام الله علیه) شنیدم که بحث هایی شد و حضرت فرمود در این بحث ها دنبال چی می گردید:

 « هذا أبو جعفر قد أجلسته مجلسي و صيّرته مكاني، وقال: إنّا أهل بيت يتوارث أصاغرنا عن أكابرنا القذّة بالقذة.»

این امام جواد هست که من در جایگاه خودم نشاندم و موقعیت خودم را به او واگذار کردم و ما اهل بیتی هستیم که کوچکمان از بزرگمان تمام نسل به نسل بزرگواری را ارث می بریم.

الفصول المهمة في معرفة الأئمة، ج2، ص1036

شخص سائل دید که امام جواد چهار پنج سال بیشتر ندارد ولی امام رضا این طور درباره اش سخن بزرگی می گوید. «اجلسته مجلسی» یعنی جایگاه خودم و موقعیت خودم را برای او قرار دادم:

فكأنّ القائل استصغر سنّ أبي جعفر ، فقال الرضا : إنّ الله بعث عيسى بن مريم رسولاً نبياً صاحب شريعة مبتدَأة في أصغر من السنّ الّذي فيه أبو جعفر.»

سؤال کننده، سن امام جواد برای کوچک آمد. حضرت فرمود خدای عالم حضرت عیسی را صاحب شریعت قرار داد و پیغمبر قرار داد با این که سنش از امام جواد کوچکتر بود.

الفصول المهمة في معرفة الأئمة، ج2، ص1036

بعد یک بحث مفصل دیگری هم دارد ان شالله آن را در بخش بعدی عرض خواهم کرد.

دیدگاه «شمس الدین ذهبی»:

«ذهبی» وقتی به امام جواد می رسد، می گوید:

«كان يلقب بالجواد، وبالقانع، وبالمرتضى كان من سروات آل بيت النبي صلى الله عليه و سلم ... وكان أحدالموصوفين بالسخاء، ولذلك لقب بالجواد»

لقب او جواد بود. قانع بود و مرتضی بود. از سروران اهل بیت پیامبر بود. و یکی از کسانی بود که به سخاوت موصوف بود. لذا ملقب به جواد شد.

الذهبي (متوفای 748)، تاریخ اسلام، 1407 - 1987م، لبنان/ بيروت - چاپ : الأولى، دار الكتاب العربي، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ج15، ص385.

ذهبی می گوید که امام جواد، به قول امروزی ها گل سر سبد آل البیت پیغمبر هست. و یکی از کسانی هست که در سخاوت متصف بوده و ضرب المثل بوده است و لذا لقب جواب به حضرت دادند.

دیدگاه «شبراوی شافعی»:

 شبراوی شافعی متوفای ( 111) در کتاب «الاتحاف بحب الاشراف» ایشان هم در اینجا وقتی به آقا امام جواد (سلام الله علیه ) می رسد می گوید:

« و کراماته رضی الله عنه کثیرة و مناقبه شهیرة»

کرامات امام جواد زیاد و منقبت های حضرت هم مشهور هست.

الاتحاف بحب الاشراف، ص 348

دیدگاه «نبهانی»:

آقای نبهانی از دیگر علمای مشهور اهل سنت در کتاب «جامع کرامات الاولیاء» در ج1 درباره ی امام جواد می گوید:

« محمد الجواد بن علی الرضا احد اکابر الائمة و مصابیح الامة مِنْ سادات اهل بیت»

یکی از بزرگان ائمه هست و چراغ امت اسلامی هست. از سادات ما اهل بیت است.

جامع کرامات الاولیاء، ج ١، ص ١۶٨ و ١۶٩

دیدگاه «خیر الدین زرکلی»:

خیرالدین زرکلی وهابی هم، از قافله عقب نمانده است در کتاب «الاعلام» وقتی به آقا امام جواد می رسد می گوید.

«الملقب بالجواد تاسع الائمة الاثنی عشر عند الامامیه کان رفیع القدر کأسلافه ذکیا طلق اللسان قوی البدیهة»

مقلب به امام جواد، نهمین امام شیعیان دوازده امامی است. همانند اجدادش مقام والایی دارد هم در زیرکی و هم آزادی بیان و هم در حاضر جوابی ضرب المثل بوده است.

خیرالدین زرکلی، الاعلام، (متوفای1410)، چاپ الخامسة، دار العلم للملايين - بيروت – لبنان، 1980، ج6، ص272

مطالب خیلی زیاد هست همین چند مورد را با تصاویر برای عزیزان نشان دادیم و اول و آخر کلامش را به هیچ وجه قطع نکردیم. مخصوصاً عبارت ابن تیمیه و ذهبی را عیناً آنچه که در کتاب هایشان آورده بودیم نقل کردیم.

مجری:

متشکرم از شما حضرت استاد. اشاره ای فرمودید در خلال فرمایشاتتان به سن کم آقا امام جواد در هنگامی که به امامت برگزیده شده بودند و امامت را به دست گرفته بود. یکی از ایراداتی که مخالفین دارند مربوط به همین موضوع هست لطفا توضیح بفرمایید شخصی در هفت یا نه سالگی می تواند امام بشود؟

آیا کودک نه ساله، می تواند امام باشد!؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در این زمینه ما سخن زیاد داریم. شما ببینید که در زمینه حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) دو سه ساعت بیشتر از ولادتش نگذشته بود، وقتی حضرت مریم را متهم کردند به ارتباط نادرست:

 (فَأَشارَتْ إِلَيْه قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا)

(مريم) اشاره به او كرد، گفتند ما چگونه با كودكى كه در گاهواره است سخن بگوئيم؟!

سوره مريم(19): آیه 29

یک دفعه دیدند حضرت عیسی بن مریم فرمود:

(قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني‏ نَبِيًّا)

(ناگهان عيسى زبان به سخن گشود) گفت من بنده خدايم به من كتاب (آسمانى) داده و مرا پيامبر قرار داده است.

سوره مريم(19): آیه 30

بچه ای که چند ساعت بیشتر از ولادتش نگذشته بود گفت من بنده ی خدا هستم. خدا به من کتاب داده است. انجیل داده است. خدا من را نبی قرار داده است. نه در آینده، الان نبی قرار داده است. همین الان که چند ساعت بیشتر نیست یا یکی دو روز بیشتر از عمرش نگذشته است، خدای عالم من را پیغمبر قرار داده است:

﴿ وَ جَعَلَني‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا

و مرا وجودى پر بركت قرار داده در هر كجا باشم، و مرا توصيه به نماز و زكات ما دام كه زنده‏ام كرده است.

سوره مريم(19): آیه 31

این کاملا واضح و روشن هست. کسانی که اشکال می کنند مشخص هست که از قرآن بهره ای نبرده اند یا می آیند به صورت گزینشی یک آیه ای را از قرآن می خوانند و دهها آیه ی دیگر را فراموش می کنند.

من به مردم توصیه می کنم که این شیاطینی که می آیند به صورت گزینشی دو تا آیه را می خوانند و دهها آیه ی دیگر را فراموش می کنند و خودشان را موحد معرفی می کنند و می آیند با در شبکه های شیطانی ـ صهیونیستی ـ داعشی، می گویند من موحد هستم و چند نفر را موحد کردم و ملازاده هم تشویقشان می کند.

من همین جا پیام می دهم آقا! مردی بیا به شبکه ی ولایت با هر اسم مستعاری هست به اسم یزید بیا، معاویه بیا، عمروعاص بیا، به هر اسمی می خواهی بیایی، بیا اینجا قدرت نمایی کن!! بله آقا ما اصلاً در قرآن شفاعت نداریم!! اگر واقعاً همه ی قرآن خوان های موحد این هستند خاک بر فرق این موحدینی که از قرآن خبر ندارند.

حداقل آیاتی که ما در رابطه با شفاعت داریم یکی دو تا ده تا بیست تا نیست. اگر راست می گویید، شما که معتقد هستی که من مبلغ توحیدی هستم، رفته ام کنار سی و سه پل اصفهان آنجا چند تا جوان گرفته ام و موحد کردم!

که البته این ها همه دروغ هست لفافی هست. آن بچه شیعه به هیچ وجهی نمی آید فریب شما شیاطین را بخورد. البته بعید هم نیست که بعضی وقت ها شیطان در قالب شماها به عنوان موحد بیاید و خودش را جا بدهد به قول ابن تیمیه که می گوید بعضی وقت ها شیطان می آید و به صورت من ظاهر می شود و مردم را گمراه می کند. اگر حرف این ها صحیح هم باشد جوابشان را ابن تیمیه داده است.

«ابن تیمیه» می گوید:

« و انما ذلک شیطان تصور بصورتی لیضلهم اما اشرکوا بالله، و دعوا غیر الله.»

شیطان به صورت من ظاهر می شود، تا مردم را گمراه کند. یا به خدا شرک بورزند و یا غیر خدا را صدا بزنند.

ابن تیمیه، (متوفای 728) الجواب الصحیح لمن بدل دین المسیح، انتشارات دارالعاصمه، تحقیق علی بن حسن بن ناصر، د. عبدالعزیز بن ابراهیم العسکر، د. حمدان بن محمد الحمدان.، ج2، ص322

البته بعید هم نیست که شیطان به شکل ابن تیمیه در آمده باشد و «منهاج السنه» را نوشته باشد.

علی ای حال؛ من توصیه می کنم به این افرادی که به قولی همانند «خفاش» می روند اینطرف، آن طرف، و مردم را گمراه می کنند توجهی نکنید.

و بعد هم جالب این هست که می ایند و لفافی می کنند یکسری مطالبی را می بافند. که بله من بچه ی چند ساله ام دبستان رفت یک سوالی کرد معلم نفهمید!

هر بچه ی شیعه که تربیت شیعی داشته باشد، این ها همه می دانند که یا علی گفتن، یا حسین گفتن. اختصاص به شیعه ندارد. صحابه در جنگ یمامه شعارشان «یا محمدا» بوده، صحابه، تابعین شعارشان یا محمدا بوده است. یعنی همه ی این ها غیر موحد و مشرک بودند؟

«عبدالله عمر» پایش گیر می کند می گوید «یا محمد شفایم بده». این آقایان توجه ندارند تصور می کنند شیعه را دارند از میدان به دور می کنند و حال با اینکارشان صحابه را مشرک می دانند. شرک صحابه که در رأسشان خلیفه ی دوم هست که می گوید:

« اللهم انا کنا نتوسل الیک بنبینا»

صحیح بخاری، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي (متوفای 256)، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص342، حدیث 964.

نمی گوید من! بلکه می گوید ما صحابه.«انّا»؛ نمی گوید یک بار بلکه همیشه « کنّا». می گوید «نتوسل» نمی گوید «اتوسل».

ما اگر می گوییم یا علی، یا حسین طبق دستور قرآن هست. اگر شما اهل قرآن هستید، قرآن به صراحت می گوید:

﴿ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ  (المائدة 35)

اگر اهل قرآن هستید این هم آیه ی قرآن هست. یا نسبت به ملائکه و انبیاء می گوید:

﴿أُولئِكَ الَّذينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى‏ رَبِّهِمُ الْوَسيلَة  (الإسراء 57) 

یا در رابطه با قضیه ی فرزندان حضرت یعقوب می فرماید:

﴿ قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا  (سوره یوسف، 97)

یا نسبت به نبی مکرم می فرماید:

﴿ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ  (سوره نساء، 64)

مرد هستید بیائید و اینها را جواب بدهید! این که بروید و لفافی کنید و غیره و آن هم بنشیند آنجا و فکاهی خانه باز کند به به و چه چه بگوید، فایده ندارد. بیایید و اینها را جواب بدهید.

در هر صورت...

در رابطه با حضرت امام جواد (سلام الله علیه) این آیات قرآنی هست و همچنین ما در روایات متعدد این قضیه آمده است. به عنوان نمونه در بحار ج50 که روایت خیلی مفصلی هست که می گوید خدمت امام رضا (سلام الله علیه) در طوس بودم، عرض کردم:

« إِنْ حَدَثَ حَدَثٌ فَإِلَى مَنْ قَالَ إِلَى‏ ابْنِي‏ مُحَمَّدٍ وَ كَانَ السَّائِلُ اسْتَصْغَرَ سِنَّ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ع إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع نَبِيّاً ثَابِتاً بِإِقَامَةِ شَرِيعَتِهِ فِي دُونِ السِّنِّ الَّذِي‏ أُقِيمَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ثَابِتاً عَلَى شَرِيعَتِه‏»

اگر برای شما اتفاقی بیفتد ما سراغ چه کسی برویم، فرمود: سراغ فرزندم امام جواد بروید. سؤال کننده سن امام جواد را مطرح کرد. حضرت فرمودند خدای عیسی بن مریم را پیغمبر مبعوث کرد و سنش کمتر از امام جواد بود.

بحارالانوار، محمد باقر مجلسی ( متوفای 1111) دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، چاپ سوم، 1403، 1983، تحقیق محمد باقر بهبودی، ج 50، ص35

این شبهات برای جوجه وهابی های امروز ما نیست. همان زمان هم بعضی ها کوچکی سن امام جواد برایشان مسئله بوده است. و همچنین در کافی شریف نقل شده است:

« قَالَ عَلِيُّ بْنُ حَسَّانَ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع يَا سَيِّدِي إِنَ‏ النَّاسَ‏ يُنْكِرُونَ‏ عَلَيْكَ حَدَاثَةَ سِنِّكَ فَقَالَ وَ مَا يُنْكِرُونَ مِنْ ذَلِكَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ ص- قُلْ هذِهِ سَبِيلِي‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي‏ فَوَ اللَّهِ مَا تَبِعَهُ إِلَّا عَلِيٌّ ع وَ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ وَ أَنَا ابْنُ تِسْعِ سِنِينَ.»

علی بن حسان به امام جواد گفت: آقای من! مردم کوچک بودن سنت شما را ایراد می گیرند. امام فرمود: مردم درباره این کلام خداوند چه می گویند که می فرماید: قل هذه...؛ به خدا قسم، منظور از من اتبعنی، فقط علی بود. در حالی که او نه سال داشت و من هم نه سال دارم.

الکافی، شیخ کلینی (متوفای 329) دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ خامسه، تحقیق و تعلیق علی اکبر الغفاری، ج1، ص384.

وقتی که پیغمبر اکرم می گوید من و آن کسانی که از من تبعیت کردند داریم مردم را به دین دعوت می کنیم. می گوییم مراد از «من اتبعنی» علی بن ابی طالب هست که نه ساله بوده و من هم نه سالم هست. قرآن از قول نبی مکرم ﴿قُلْ هذِهِ سَبيلي‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني‏  (سوره يوسف، 108) من مردم را به خدا دعوت می کنم و علی بن ابی طالب هم که تابع من هست مردم را به خدا دعوت می کند.

باز هم در کتاب «کافی» آمده است:

« قُلْتُ لَهُ إِنَّهُمْ يَقُولُونَ فِي حَدَاثَةِ سِنِّكَ‏ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى دَاوُدَ أَنْ يَسْتَخْلِفَ سُلَيْمَانَ وَ هُوَ صَبِيٌّ يَرْعَى الْغَنَمَ فَأَنْكَرَ ذَلِكَ عُبَّادُ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ عُلَمَاؤُهُمْ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ ع أَنْ خُذْ عَصَا الْمُتَكَلِّمِينَ وَ عَصَا سُلَيْمَانَ وَ اجْعَلْهَا فِي بَيْتٍ وَ اخْتِمْ عَلَيْهَا بِخَوَاتِيمِ الْقَوْمِ فَإِذَا كَانَ مِنَ الْغَدِ فَمَنْ كَانَتْ عَصَاهُ قَدْ أَوْرَقَتْ وَ أَثْمَرَتْ فَهُوَ الْخَلِيفَةُ فَأَخْبَرَهُمْ دَاوُدُ فَقَالُوا قَدْ رَضِينَا وَ سَلَّمْنَا.»

به امام جواد گفتم سن کوچک شما برای بعضی ها شبهه شده است. حضرت فرمود خدای عالم به داوود وحی فرمود که حضرت سلیمان را وصیّ خودش قرار بدهد در حالی که بچه ی کوچکی بوده و حیوانات را در صحرا می چرانده است. این کار برای علما و عابدان بنی اسرائیل گران آمد و آنها این مسئله را انکار کردند. خدای عالم به داوود وحی کرد عصای این آقایان و عصای سلیمان، را بگیر و در یک خانه ای قرار بده و ببینید فردا صبح کدام یک از این عصاها سبز می شود و میوه می دهد. هر کدام سبز شد و میوه داد، او خلیفه است. فردا حضرت داود خبر داد که عصای حضرت سلیمان سبز شده و میوه داده است. بنی اسرائیل گفتند که راضی شدیم و قبول کردیم.

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص383

ما در این زمینه روایات متعدد زیادی داریم که در همان زمان امام هشتم (سلام الله علیه) و زمان امام جواد (سلام الله علیه) موضوع کمی سن حضرت مطرح بوده است و هم امام رضا و هم خود امام جواد (سلام الله علیهما) پاسخ داده اند و به آیات قرآن هم استناد فرمودند.

مجری:

متشکرم از شما حضرت استاد. فقط یک سؤال دیگر از محضرتان می پرسم و آن اینکه جایگاه امام جواد (سلام الله علیه) از دیدگاه سایر ائمه عصمت و طهارت (سلام الله علیهم) چگونه بوده است؟ این را نیز توضیحی بفرمایید.

ادب و معرفت «علی بن جعفر»، در برخورد با امام جواد(علیه السلام)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در این رابطه، حرف زیاد هست. ولی اجازه بدهید یک جمله ای از «علی بن جعفر» که از محدثین نامی شیعه هم هست و فرزند امام صادق و برادر امام کاظم و عموی امام رضا و عموی امام جواد هست و یک پیرمردی هست فقیه و مجتهد نقل بکنم.

یک عبارت قشنگی از ایشان هست که من هر گاه این را خواندم لذت بردم، نهایت ادب و معرفت است. وقتی خواندم به یاد مرحوم نوبختی که از تکلمین شیعه است، افتادم که به ایشان گفتند با این که شما جایگاه خیلی وسیع علمی دارید و متکلم هستید و چنین و چنان، چطور آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) تو را از نواب خاصش قرار نداد و حسین بن روح نوبختی که برادر یا پسر عمویش بود، او را قرار داد؟ ایشان گفت:

اولاً: ﴿اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه‏﴾ ( سوره انعام، آیه 124)

ثانیاً: من اهل بحث و مناظره هستم، وقتی من با یک سنی و مخالفی بحث می کنم در رابطه با وجود مقدس حضرت مهدی، می بینم یک مقداری دارد کله شقی می کند، قشنگ می برم جایگاه امام زمان را نشان می دهم و می گویم امام زمانی که انکار می کنی این هست. و قطعاً این به صلاح نیست.

ولی این پسر عموی من، اگر امام زمان زیر عبایش مخفی شده باشد، قطعه قطعه کنند جایگاه او را نشان نمی دهد. و لذا آنها لیاقت در او دیدند و نیابت خاصه دادند، در من لیاقت ندیدند و نیابت ندادند.

در اینجا هم در رابطه با «علی بن جعفر»، راوی می گوید:

«كُنْتُ‏ عِنْدَ عَلِيِ‏ بْنِ‏ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ جَالِساً بِالْمَدِينَةِ وَ كُنْتُ أَقَمْتُ عِنْدَهُ سَنَتَيْنِ أَكْتُبُ عَنْهُ مَا يَسْمَعُ مِنْ أَخِيهِ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ

 إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا ع الْمَسْجِدَ- مَسْجِدَ الرَّسُولِ ص فَوَثَبَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ بِلَا حِذَاءٍ وَ لَا رِدَاءٍ فَقَبَّلَ يَدَهُ وَ عَظَّمَهُ

فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا عَمِّ اجْلِسْ رَحِمَكَ اللَّهُ فَقَالَ يَا سَيِّدِي كَيْفَ أَجْلِسُ وَ أَنْتَ قَائِمٌ فَلَمَّا رَجَعَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ إِلَى مَجْلِسِهِ جَعَلَ أَصْحَابُهُ يُوَبِّخُونَهُ وَ يَقُولُونَ أَنْتَ عَمُّ أَبِيهِ وَ أَنْتَ تَفْعَلُ بِهِ هَذَا الْفِعْلَ

فَقَالَ اسْكُتُوا إِذَا كَانَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَبَضَ عَلَى لِحْيَتِهِ لَمْ يُؤَهِّلْ هَذِهِ الشَّيْبَةَ وَ أَهَّلَ هَذَا الْفَتَى وَ وَضَعَهُ حَيْثُ وَضَعَهُ أُنْكِرُ فَضْلَهُ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِمَّا تَقُولُونَ بَلْ أَنَا لَهُ عَبْد.»

من آن زمان که علی بن جعفر در مدینه ساکن بود، نزد او بودم و در دو سالی که پیش او بودم هر چه را که از برادرش امام کاظم شنیده بود را من می نوشتم. یک روز ما در مسجد بودیم آقا امام جواد (سلام الله علیه) [هفت هشت سال بیشتر نداشت.] وارد مسجد شد. علی بن جعفر [یک پیرمرد هشتاد نود ساله] همین که چشمش به امام جواد هفت هشت ساله افتاد، بلند شد بدون عبا و قبا پرید دست امام جواد را گرفت و بوسید و او را تعظیم کرد. امام جواد به او گفت: عمو جان بنشین خدا رحمتت کند.

گفت چطوری من بنشینم و حال که شما ایستاده هستید. وقتی که آقا امام جواد رفت شاگردان علی بن جعفر شروع کردند به مذمت کردن او. شما هشتاد نود سالت هست، یک بچه ی کوچکی را اینطور دستش را می بوسی، احترام می گذاری برایش!

علی بن جعفر گفت: ساکت باشید. سپس دست گرفت به این ریشش و گفت: این ریش سفید من لیافت امامت نداشت. ولکن این جوان هشت نه ساله لیاقت نداشت. من با این ریش سفیدم لیاقت نداشتم خدای عالم همچین جایگاهی به من نداد ولی این جوان هفت هشت ساله لیاقت داشت و او را امام قرار داد. من به خدا پناه می برم از آنچه که می گوئید. من بنده ی امام جواد هستم، غلام امام جواد هستم. 

الکافی(ط- الاسلامیه)، ج1، ص322، ح12

خدای عالم روحش را شاد کند با این ادبش و با این معرفتش. می گوید: خدای عالم می داند امامت را در کجا قرار بدهد. من چگونه فضل او را انکار کنم علی بن جعفر به شاگردهایش گفت جایگاه بزرگی که امام جواد و امامتی که او دارد من بیایم فضل او را انکار کنم پناه می برم به خدا از گفتار شما. «بل انا له عبد» من بنده ی امام جواد هستم، غلام امام جواد هستم.

این را می گوید معرفت، این را می گویند ادب. ادب را نگاه کنید دوستان عزیز! خیلی برای من لذت بخش بود. یک علی بن جعفر هشتاد نود ساله یک آقا زاده ی هفت هشت ساله را چگونه کرامت می کند.

امیدواریم که ان شالله خداوند همچین ادبی نسبت به ائمه بزرگوار مخصوصا نسبت به ساحت مقدس مولایمان و صاحب نعمتمان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) به همه ی ما کرم و عنایت کند ان شالله.

مجری:

متشکرم از شما حضرت استاد. مطالب آنقدر لذت بخش بود که من اگر می دانستم در مقابل سؤال من این روایت خوانده می شد، پشیمان می شدم اگر این سؤال را نمی پرسیدم. خداوند به ما این ادب را بدهد تا در محضر همه ائمه اینگونه باشیم. چه در زیارات اماکن مقدسه، و چه اگر درک کردیم ظهور حضرت ولیعصر را.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در بیان ادب علی بن جعفر، من یک نکته ای را فراموش کردم که بگویم. و آن اینکه در این عبارتی که ما نقل کردیم در آخر می فرماید «بل انا له عبد» آقایان می دانند که در مبتدا و خبر وقتی که خبر جار و مجرور هست و مقدم می شود، یک نوع حصر را می رساند. نمی گوییم نعبدک می گویم «ایاک نعبد» وقتی مقدم می شود می گوییم «فقط».

در اینجا هم علی بن جعفر (رضوان الله تعالی علیه) می گوید من فقط عبد او هستم و نه عبد دیگری! و این خیلی جالب هست.

البته من همه ی عزیزان را مخصوصاً عزیزان قم نشین را توصیه می کنم از زیارت مرقد مطهر و قبر علی بن جعفر غفلت نکنند. واقعا باب الحوائج است. بنده خودم بعضی از موارد شاید چندین موردی بوده است که مشکلاتی در زندگیمان، در کارهایمان بوده است می رویم کنار قبر ایشان و یک دو رکعت نماز و یک سوره ی یاسین می خوانیم و متوسل می شویم به این بزرگوار.

من یادم نمی آید که یکبار متوسل شده باشم به این بزرگوار و حاجت نگرفته باشم. یعنی واقعاً از آنهایی هست که مجرب هست و آخر چهارمردان و بعد از گلزار شهدا هست.

ان شالله عزیزانی هم که از شهرستان ها می آیند قم، یکی از جاهایی که بروند برای زیارت و حداقل برای حاجت خواستن هم نه، برای این ادبی که در برابر امام جواد داشته است ما هم بتوانیم به عنوان یک شیعه ی امام جواد ادب ایشان را هم تشکر کرده باشیم، به محضر ایشان مشرف بشوید.

تماس بینندگان:

بيننده : آقاي جواد از تهران ـ شیعه

شهادت امام جواد را تسلیت عرض می کنم. دو سه هفته پیش در مورد این که قنداقه امام علی را به پیامبر گرامی دادند و آیات اول سوره ی مومنون را خواندند حاج آقا گفتند که سندی را ندیدم فقط مرحوم کافی در سخنرانی خود اشاره کردند. سند این مطلب، در «مدینه المعاجز» سید هاشم بحرانی ج1، ص 45 است. ایشان بعد از باب میلاد امیرالمومنین، آنجا آورده اند و سند اصلی اش را هم ارجاع دادند کتاب المجالس شیخ طوسی. یکی این بود که تذکر بدهم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کتاب «مدینة المعاجز» شاید  نود درصد روایت ایشان سند ندارد. وقتی که سند نداشته باشد یک مقداری مشکل هست که ما بخواهیم مطرح کنیم.

مجری:

اگر سوال دیگری دارید بفرمایید ان شالله به این مورد هم پرداخته خواهد شد.

بیننده:

سؤال دوم هم این است که آیا امام رضا (علیه السلام) آیا داماد مأمون بوده است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله امام جواد داماد مأمون بوده است.

بيننده: آقاي ولی پور از کرج ـ شیعه

سلام علیکم. حاج آقا سوالی داشتم خدمتتان، می خواستم ببینم چطور می شود که هم امام رضا داماد مأمون باشد و هم امام جواد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

چه اشکالی دارد؟ فرض کنید یک مادر و یک دختر است. مادر را پدر می گیرد و دختر را پسر می گیرد. فرض کنید دو خواهر هست. یک خواهر را پدر می گیرد و یک خواهر را پسر می گیرد.

اولاً: امام رضا قطعاً داماد مأمون نبود. این برادر عزیزمان ظاهراً اشتباه کرد. هیچ وقت امام رضا داماد مأمون نبود، آقا امام جواد داماد مأمون بود. آن هم یک داستان مفصلی دارد که اگر فرصت داشتیم من قضیه ی این که چطور شد مأمون دخترش را به امام جواد داد، عرض خواهم کرد. که این  را هم از علمای بزرگ اهل سنت و ابن حجر هیثمی در کتاب الصواعق المحرقه دارد و هم ابن صباغ مالکی در فصول المهمه دارد اگر لازم شد من داستانش را عرض کنم خدمتتان.

بیننده:

یک نکته ی دیگری هم می خواهم بگویم. در این که وهابی ها کافر هستند شکی نیست و می خواستم بگویم محاربه با آنها بر ما واجب هست یا نه و اگر واجب هست تا کی باید صبر کنیم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما وهابی ها را مسلمان می دانیم! کافر نمی دانیم. وهابی که شمشیر به دست گرفته است، اسلحه به دست گرفته است برای کشتن ما، ما کشتن او را واجب می دانیم، از باب دفاع. ولی بعد از آنکه کشتیم. او را مثل مسلمان ها غسل می دهیم، کفنش می کنیم در قبرستان هم دفن می کنیم. عقیده مان نسبت به وهابیت این هست.

در رابطه با نواصب یعنی کسانی که به ائمه ناسزا می گویند، اینها را دقت کنید نه اهل سنت و نه وهابیت، آنهایی که نسبت به ائمه (سلام الله علیه) ناسزا می گویند، اینها را ما از یهود و نصارا هم بدتر می دانیم، و آنها را نجس می دانیم. و اگر ناسزا گفتن آنها را به خدا یا پیغمبر یا ائمه ما بشنویم اگر ناسزا بگویند و این ناسزاگویی هم از روی غضب و عصبانیت و اشتباه نباشد، شرایط زیادی دارد. آنجا قتلش اگر برای شنونده ضرر داشته باشد باز آنجا قتلش حرام هست جایز نیست. اگر ضرر نداشته باشد اشکالی ندارد.

بیننده:

بساط آل یهود تا کی باید به پا باشد که اینگونه مسلمانها را قتل عام بکنند، مخصوصاً شیعه ها را؟ تشکر می کنم از شما.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصاد» (الفجر 14)

بيننده : آقاي محمد از تهران ـ اهل سنت

السلام علیکم و رحمة الله. این روز را خدمت استاد تسلیت می گویم. من یک افغانی هستم از ایران تماس می گیرم. واقعا مسلمان ها باید با همدیگر برادر باشند شبکه های وهابی ها را نگاه می کردم تو را خدا شما یک کارهایی بکنید که دست اینها از تاجیکستان و افغانستان و ایران کوتاه شود این ها شیطان بزرگ هستند.

من شبکه ها را نگاه می کنم گریه ام می گیرد، اصلاً شیعه سنی شود هیچ ایرادی ندارد به دین محمد (رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی تاج سر ماست، امام حسین تاج سر ماست از کوچک و بزرگ ما خاک پای آنها هستیم. اگر شیعه به سنی برود هنوز در اسلام است اگر سنی به شیعه برود هنوز در اسلام است. هیچ فرق نمی کند شما مواظبت داشته باشید که این مسیحی ها کشور افغانستان و تاجیکستان و ایران را غارت کردند. من پیشانی استاد را می بوسم. من همیشه شبکه شما را نگاه می کنم. لطفا یک برنامه ای در مورد مسیحیت داشته باشید.

مجری:

ان شالله استاد در این مورد توضیح می دهند البته شبکه جهانی ولایت، برنامه ی خاصی پیرامون مسیحیت داشت.

بيننده : آقاي علی حیدر از کرمانشاه ـ شیعه

سلام دارم خدمت آقای حسینی قزوینی. به نظر من اتفاقاتی که در مکه مکرمه افتاده است روی صفحه ی کاغذ نوشته ام که در عرض دو دقیقه می خوانم.

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام جواد (علیه السلام) و به شهادت رسیدن جمعی از حجاج عزیز ایرانی و زائرین خانه حضرت دوست حق تعالی به شما و خانواده های این عزیزان.

دیشب در برنامه ی سراب وهابیت گلچینی از سخنان وهابی سیاه رو با جمعی از حجاج ایرانی بیت الله الحرام پخش کردید به قول و گفته های این وهابی خانه ی کعبه چون در زمان مشرکین ساخته شده است باید خراب بشود. تخریب قبلگاه مسلمین جهان آرزوی دیرینه در جریان ابرهه و وهابیان پلیدی سیاه رو و آل سعود بوده و هست.

اما سقوط بزرگترین جرثقیلی که در نزدیکی مسجدالحرام و کعبه ی معظمه اتفاق افتاد و سرنگون شد یک سناریویی عمدی و از پیش تهیه شده بود. تنها منظور و مقصود وهابیان کور دل تخریب خانه ی کعبه بود که به دست مشرکان و پیروان شیطانی ابن تیمیه و آل سقوط حاکم بر عربستان صورت گرفته بود با سست کردن پایه ها و بریدن سیم بکسل های این جرثقیل عظیم دهها تنی، قصد تخریب خانه ی خدا را داشتند و بعد شبکه های ضاله ی وهابی با صحنه سازی مقصر اصلی این فاجعه را طوفان بدانند و تقصیر را به گردن بدی شرایط جوی هوا بیاندازند.

 در گذشته هم مکه و مدینه شاهد طوفان و بادهای شدید بوده است چرا یکی از این جرثقیل ها سقوط نکرده بود؟ چرا از هفتاد جرثقیل یکی بر اثر به اصطلاح طوفان فرو ریزد؟ و این جرثقیل هم باید نزدیک کعبه باشد و فرو بریزد در اینجا خداوند یکبار دیگر معجزه اش را به همگان به ویژه وهابیان خرافاتی و جانی نشان داد و خانه ی خود را همچون سال عام الفیل که در برابر لشکر ابرهه حفظ کرد این بار هم خداوند خانه ی خود را در برابر لشکریان ابرهه زمان با سلاح جرثقیل ابن تیمیه محمد بن عبدالوهاب و آل سقوط سیاه رو حفظ کرد. «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»

مجری:

ممنونیم از شما.

بيننده : آقاي میرحسینی از نکا ـ شیعه

سلام عرض می کنم خدمت شما. ان شالله روز قیامت حضرت علی بیاید و دست شما را بگیرد و بگوید این آقا سید با من هست و شما را از روی پل صراط رد کند و شما را از حوض کوثر سیراب کند. من از شما خیلی استفاده می کنم و خیلی چیزها یاد گرفتم.

مناظره ی آقای ابوالقاسمی با آن شیخ وهابی را نگاه کردم و خیلی چیزی یاد گرفتم به اندازه ی خودم کم و بیش مطالعه دارم حاج اقا سوالی دارم، این جواب های امروزی چقدر زرنگ هستند یک سوالاتی می کنند یک حرف هایی می زنند که آدم می مانند. یک سوال مهم دارم به دوستانم گفتم بنشینید و برنامه ی شما را نگاه کنند و شما جواب بدهید. من نتوانستم جواب بدهم چون هیچ وقت علمم به شما نمی رسد. این ها از ما سوال می کنند من تفسیر دارم، نهج البلاغه را می خوانم نتوانستم جواب بدهم.

 سوال من این هست که این ها می گویند شما کتاب اصلی تان چی هست؟ می گویم قرآن، بچه ی همین شهر هستند و شیعه هستند و سوال می کنند. می گوید توی قرآن چرا دقیقاً ننوشته است یعنی آیه نیامده است که حضرت علی جانشین حضرت محمد (صلی الله علیه و اله و سلم ) هست و بعد یازده تا جانشین را بیان نکرده است می گویم مثلا آیه « اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ...» منظورش حضرت علی هست می گوید نه، می گوید چطور سوره نساء در رابطه با شیر دادن بچه و غیره خیلی قشنگ اسم برده است یا می گویند در رابطه با گوشت خوک حرام هست اسم برده است ولی آن مهم تر است یا خلافت و جانشینی حضرت محمد (صلی الله علیه و اله و سلم)؟

می گویم جانشینی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خیلی مهم تر است می گوید نه، چرا اینجا اسم نبرده است؟ ولی در رابطه با گوشت خوک اسم برده است درباره ی شراب اسم برده است؟ من اینجا نتوانستم جواب بدهم.

بيننده : آقاي امید از شاهین شهر ـ شیعه

خدمت شما و حاج آقای قزوینی سلام عرض می کنم. ما بسیار افتخار می کنیم به این حاج آقای قزوینی. ما اگر این شبکه را نبینیم حتما شب هایی که حاج آقا قزوینی هستند حتما می بینیم. دفاع از مولا امیرالمومنین و حقانیت شیعه می کنند.

زنگ زدم تا تشکری بکنیم. ما چند وقت پیش آمدیم قم که حاج آقا را زیارت کنیم و از نردیک دست شما را ببوسیم اما موفق نشدیم. بعضی وقتها که این شبکه های وهابی را نگاه می کنیم می بینیم که این ها فقط یک چیز را دنبال می کنند فقط دشمنی با علی و هیچ کار و هدف دیگری ندارند. وقتی شبکه ی شما را می بینیم که این همه زحمت و این همه تلاش را، نمی دانم چی بگویم. ما افتخار می کنیم به شما و این شبکه.

بيننده : آقاي محمد از مشهد مقدس ـ شیعه

سلام علیکم. تسلیت عرض می کنم شهادت حضرت امام جواد (علیه و السلام) را خدمت شما و آقای قزوینی. ما از بیننده های شبکه ی شما هستیم و خیلی هم علاقمند هستیم. لطفا برنامه های اعتقادی را بیشتر پخش کنید. خیلی ها تشنه ی این مسائل هستند سوالات اعتقادی و مباحث پیرامون آن.

برنامه هایی مثل آقای طبسی و غیره شاید خیلی بین مردم طرفدار نداشته باشد. این برنامه ای که شما دارید خیلی طرفدار است. خیلی نیاز هست و شبهات زیاد شده و وهابی ها فعالیتشان خیلی شدید شده است. در ضمن یک گلایه هم داشتم اجازه می دهید گلایه کنم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بفرمایید. ما ممنون می شویم.

بیننده:

در مورد بعضی از کتاب ها مثل «مدینة المعاجز» سید هاشم بحرانی که فرمودید سند ندارد، خدمتتان عرض کنم که جسارت نباشد و من احترام خاصی به حضرتعالی دارم. ولی گلایه این هست که از زمان حضرت علی (علیه السلام) که به ایشان ظلم می شد، تحریفات صورت می گرفت در امر بیعت کردن و... احادیثی جعل می شد. و بعد در زمان امیرالمومنین از سال41 تا 132 یکسره بنی امیه حکومت کردند. و این ها تمام قوا را بسیج کردند تا نام علی بن ابی طالب را محو کنند. معاویه در مورد حضرت علی آشکارا می گفت که نسل ها را بر ضد علی تربیت می کنم که همینطوری از دنیا برود جوان ها پیرو بشوند و پیرها از دنیا بروند و بعد از بنی امیه متاسفانه ما باز دچار بنی عباس شدیم حدود پانصد سال حکومت بنی عباس.

این روایاتی هم که آمده است معجزه هست. این روایات ولو اینکه سند نداشته باشد، اگر در حد غلو نباشد و با مضامین آیات و شئون اهلبیت ناسازگاری نداشته باشد، گلایه من این هست که دنبال سندش نباشید مشخص هست پانصد سال، شش صد سال تبلیغات بر ضد اهل بیت، این روایاتی که به دست ما رسیده است احتمال زیاد می دهیم که نود درصدش درست باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

محمد آقای بزرگوار! ببینید الان ما در یک عصری زندگی می کنیم که دشمنان پلید ما و وهابیت دنبال نقطه ضعف گرفتن از ما هستند، نمی دانم شما پریشب برنامه ی بنده را دیده اید یا نه؟ اگر ندیدید نگاه کنید. من در رابطه با فضایل حضرت علی (سلام الله علیه) آنچه که گفتنی بود گفتم. همه هم از کتب اهل سنت گفتم. حتی تعبیر از منابع اهل سنت را با  تصویر کتاب هم نشان دادم. که پیغمبر می فرماید یا علی اگر من بیم آن نداشتم که غلوی که مسیحی ها درباره ی حضرت عیسی داشتند، در مورد تو نکنند جمله ای می گفتم تمام مردم خاک زیر پای تو را توتیای چشمشان می کردند.

یا احمد بن حنبل دارد می گوید فضایل علی با سندهای صحیح به قدری زیاد هست برای احدی از صحابه همچین چیزی نیست یا از قول عایشه ما ده تا سند آوردیم که قسم می خورد به والله که من یقین دارم علی از من و پدرم در نزد تو ای پیغمبر، گرامی تر هست. ما این روایت های محکم و صحیح، آن هم از کتب عزیزان اهل سنت داریم که اوقع در نفوس هست.

بچه شیعه های ما الحمدلله رب العالمین پای منبرها نشسته اند. و در آن مستغنی هستند گر چه ما از نظر تقویت بنای اعتقادیشان نهایت تلاش را می کنیم یک همچین روایتی ما بخوانیم فردا این خوراکی می شود برای شبکه های وهابی. یکی دو ماه این روایت ها را خوراک خودشان را قرار می دهند و شروع می کنند دهها فضایل قطعی ائمه (سلام الله علیهم) را زیر سوال بردن.

 روایت های که از خلیفه ی اول و دوم هست:

«لَوِ اجْتَمَعَ النَّاسُ عَلَى حُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لَمَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّوَ جَلَّ النَّارَ»

اگر مردم بر محبت علی اجتماع می کردند خدا آتش جهنم را نمی آفرید.

وقتی با یک سندهایی که مورد تأیید مخالفین نیست، ما بیائیم مطرح بکنیم اینها می آیند و خوراک ضد دینی خودمان قرار می دهند. دیشب در یکی از شبکه های شیطانی برادر عزیزمان جناب آقای ملکی در حرم، یک بحثی در مورد حضرت ولی عصر داشتند یک بحث خیلی قشنگی بود. همین را این آدم بی حیا نقل کرد و دهها فحش رکیک به حضرت ولی عصر داد!!

 وقتی من بیایم و یک جمله ای بگویم، این مخالفین ما نه دین دارند و نه عقل دارند و نه شعور دارند و نه از خدا می ترسند. نه برای وجدان و ناموس خودشان ارزش قائل هستند، شروع می کنند به فحاشی کردن.

اگر ما بدانیم این ها آدم های درست و حسابی هستند و در گوشه ی ذهنشان یک جو عقل دارند ما هیچ مشکلی نمی داشتیم و لذا من توصیه می کنم به دوستان بیایند و آن روایاتی که ما سند محکم داریم نقل بکنند.

مگر کم داریم از روایات. شما همین روایت ولادت حضرت علی در کعبه را خوب بتوانید بپروانید که خود حاکم نیشابوری می گوید:

«قد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة »

المستدرك على الصحيحين، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري (متوفای405)، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص550، ح6044

اینهایی که با سندهای متواتر نقل می شود، مطرح کنیم، مخالفین نمی توانند اعتراض بکنند.  خیلی از وقت ها هم دوستان از من سوال می کنند حتی سر درس، مطالبی را سوال می کنند که این ها همچین عبارت هایی در کتاب های ما هست. ولی من می گویم درسش را نخوانده ام! و آقایان هم می دانند که رمزش چی هست.

و لذا برادر بزرگوارم ما اگر بعضی جاها خودمان را به تجاهل بزنیم دنبال این هستیم که آبروی شیعه و ائمه (علیهم السلام) از این دشمنان هتاکمان بگیریم. بعضی از عبارتهای این آدم پست گفتنی نیست که اگر گفتی بود من نقل می کردم یعنی من واقعاً قلبم به درد آمد عبارت هایی رکیک و فحش های که این آدم بی حیا گفت. البته مشخص هست کسی اگر کسی نسب صحیحی داشته باشد به اهل بیت همچین توهینی و فحاشی نمی کند.

باز هم توصیه می کنم که ما با سندهای صحیح در فضایل امیرالمومنین کم روایت نداریم. حالا در جلسات خصوصی خودمان داریم مطرح می کنیم، بحث دیگری هست ولی در رسانه ها بنده عقیده ام این هست که نقل بعضی از مطالب، نه تنها صحیح نیست بلکه خلاف شرع است.

بيننده : آقاي حیدری از کرج ـ شیعه

سلام علیکم. من شهادت امام جواد را به شما و حضرت استاد تسلیت عرض می کنم. چند روز پیش در شبکه های مذهبی دیگر، داشتم در مورد فضایل و مناقب محمد بن ابی بکر پسر خلیفه ی اول می شنیدم و تماشا می کردم.

ایشان می گفتند که اسما بنت عمیس خواهر عایشه هست و وقتی که «جعفر طیار» به شهادت می رسند خلیفه ی ایشان را به همسری خودشان قبول می کنند. بعد از این که خلیفه ی اول از دنیا می روند حضرت علی (علیه السلام) ایشان را به ازدواج خودشان در می آورند که محمد بن ابی بکر یکی از حواریون حضرت علی (علیه السلام) است که به قول ایشان در آن جهان جایگاه والایی دارد.

من می خواستم ببینم که واقعا چطور می شود «اسماء بنت عمیس» که خواهر عایشه هست چرا ابوبکر با ایشان ازدواج کرده است. مسئله ی دیگر این که متاسفانه بعضی از کانال های شیعه می آیند حالت توهین آمیز برخورد می کنند.

مجری:

ما آن روش را نمی پسندیم و بارها دیده اید که اساتید ما در این خصوص توضیح داده اند. آن بحثتان که علمی هست ان شالله که استاد عزیز توضیح خواهند داد. سوال دیگری ندارید؟

بیننده:

سوال دیگری که خدمتتان عرض کردم که من خواهشمند هستم که ببینید الان هجمه ی وهابیون که واقعاً معلوم الحال هستند و بدا به حال آنها که حرف های این وهابیان را به عنوان مستند قرار بدهند.

چون کسانی هستند که اصلاً بنیه علمی ندارند و ما بچه شیعه ها، ما کسانی که محب حضرت علی هستیم فقط روزانه که نماز می خوانم می گویم «هذا من فضل ربی» که من را خدا شیعه حضرت علی (علیه السلام) قرار داده است و منت بر سر من گذاشته است.

 خداوند متعال که من را از شیعیان حضرت علی (علیه السلام) هستم من به این شبهات توجه نمی کنم. چون سعی می کنم که آن بنیه علمی خودم را آنقدر بالا ببرم و از اساتید مختلف استفاده کنم و حرف های این شبکه ها  برای من واقعاً خنده دار هست. خورشید را که آدم نمی تواند کتمان کند.

مجری:

در این بخش، ما دوست داریم که سؤالاتی که از محضر استاد پرسیده شد را مطرح بکنیم و پاسخش را بشنویم.  آقا جواد از تهران تماس اول بودند در مورد سوره ی مومنون و قرائتش توسط امیرالمومنین توضیح فرمودید و سوال بعدیشان این بود که آیا آقا امام جواد داماد مأمون بوده است یا خیر؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

امام جواد (سلام الله علیه) داماد مأمون بود و در آن هیچ شک و شبهه ای نیست و داستانش هم خیلی مفصل هست. من خیلی خلاصه اش را عرض کنم. همین عبارت را از کتاب «الفصول المهمه» ج2، ص1040 عرض کنم.

اگر بخواهم کلش را بخوانم خیلی مفصل هست. در این جا می گوید مأمون یک روزی داشت می رفت برای صید با لشکریانش. بچه ها که دیدند مأمون دارد می آید همه فرار کردند ولی دید که یک آقا پسر هفت هشت ساله فرار نکرد و همانجا ایستاده، آمد و گفت:

«یا غلام ما منعک ان لا تفر»

ای پسر! تو چرا فرار نکردی؟

گفت: من اولاً کوچه را که تنگ نکرده بودم برای شما. از آن طرف هم در حق تو بدی نکردم که بخواهی از من انتقام بگیری. مأمون دید که یک بچه ی هفت هشت ساله خیلی مودب. برگشت به او گفت شما کی هستی؟ گفت من محمد بن علی بن موسی الرضا هستم.

رفت و صید کرد. یک باز شکاری فرستاد صید کند یک ماهی ریز لاغری را از دریا صید کرد، گرفته بود دستش، خیلی برایش جالب بود!!

برگشت دید که بچه ها فرار کردند آقا امام جواد فرار نکرد، جلو آمد و گفت چرا فرار نکردی؟ همان جواب را داد، گفت در داخل دست من چی هست؟ بعد حضرت فرمود خدایا عالم عوالمی را خلق کرده است در داخل دریا، حیواناتی هست خلفا و سلاطین می روند شکار و باز شکاری را می فرستند و می روند که این حیوان زبان بسته ای که نه گوشت برای خوردن دارد و نه چیزی، این را صید می کنند و می خواهند حجت خدا را امتحان کنند.

بعد از آن بود که دیگر مأمون خیلی برایش هم رفتن و هم آمدن جالب بود. تصمیم گرفت دخترش ام فضل را به امام جواد بدهد و این را مطرح کرد همه ی بنی العباس اعتراض کردند و گفتند اگر همچین کاری را بکنی این خلافتی که ما به زور گرفتیم این خلافت از دودمان بنی العباس به بنی هاشم منتقل می شود.

مأمون زیر بالا نرفت و گفت که ایشان از نظر علم مقام رفیعی دارد تا این که قرار شد یک جلسه ی مناظره ای بگذارند اگر چنانچه امام جواد به سوالات علمای اهل سنت نتوانست جواب بدهد مأمون دختر ندهد. اگر جواب داد همه تسلیم بشوند.

قرار شد «یحیی بن اکثم» را انتخاب کنند که  سوال بکند. او از امام جواد پرسید حکم کسی که در حال احرام صید کرده باشد چی هست؟

حضرت او را سوال پیچ کرد که آیا محرم به احرام تمتع بوده یا واجب بود؟ در خارج حرم بود یا خارج حرم؟ وسیله ی شکار چی بوده است و ... پنجاه شصت تا صورت مسئله درست کرده است و یحیی بن اکثم نتوانست جواب بدهد.

بعد از خود حضرت سوال کردند، یکی یکی اینها را حضرت جواب دادند. بعد همانجا مأمون به بنی العباس گفت: نگفتم اینها علمشان از سرچشمه ی وحی گرفته اند!؟ و لذا همه تسلیم شدند.

این قضیه به این شکل بود و یک نکته ی خیلی جالب که من واقعاً خیلی برایم جالب بود که یک روزی «ام الفضل» نامه نوشت به پدرش که حضرت جواد برای من هوو آورده است و من ناراحت هستم. شما این قضیه را برای من حل کن.

مأمون جواب نوشت به دخترش ام الفضل که زن گرفتن برای مرد تا چهارتا اشکالی ندارد. ما شما را به امام جواد ندادیم که حلال خدا را حرام کنیم. حرام خدا را حلال کنیم. بعد از این دیگر حق نداری همچین نامه ای برای من بنویسی در این رابطه با من حق نداری حرف بزنی.

ببینید مأمون وقتی می شنود دخترش همچین کاری کرده است. می گوید امام جواد حق مسلمش هست ولی این «مسور بن مخرمه» جیره خوار دودمان آل امیه قضیه ی خِطبه ی ابی جهل را برای امیرالمومنین مطرح می کند و در این شبکه های وهابی هم این را مفصل به عنوان یک نقیصه ای برای امیرالمومنین (سلام الله علیه) و زیر سوال بردن فضایل حضرت زهرا مطرح می کند.

مجری:

آقای علی حیدر از کرمانشاه فرمودند که آل سعود سپاه ابرهه هستند که می خواهند خانه ی کعبه را تخریب کنند.

چرا نام امیرالمؤمنین در قرآن نیامده است؟

آقای میرحسینی از نکا یک سوالی را پرسیدند که چرا نام امیرالمومنین به این عنوان که ایشان خلیفه بعد از پیامبر هست و بعد از آن یازده امام خواهند و این عبارت در قرآن کریم نیامده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در اینجا چند تا جواب هست: اولاً: این سؤال را از خود امام صادق (سلام  الله علیه) سوال کردند. در کتاب کافی روایت از ابوبصیر که می گوید از امام صادق (سلام الله علیه) سوال کردم بر اینکه:

« إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ فَمَا لَهُ لَمْ‏ يُسَمِ‏ عَلِيّاً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ ع فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فَقَالَ قُولُوا لَهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص نَزَلَتْ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ لَمْ يُسَمِّ اللَّهُ‏ لَهُمْ ثَلَاثاً وَ لَا أَرْبَعاً حَتَّى كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص هُوَ الَّذِي فَسَّرَ ذَلِكَ لَهُم‏»

مردم می گویند که چرا خدای عالم نام علی و اهل بیت را در قرآن ذکر نکرده است؟ حضرت فرمود از اینها سوال کنید خدای عالم بحث نماز را مطرح کرده است ولی نگفته نماز سه رکعت یا نماز چهار رکعت. تا اینکه پیامبر آن را برای مردم تبیین کرد.

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص286

این آقایان امامت را از فروع دین می دانند امام صادق (سلام الله علیه) می گوید در کجای قرآن آمده است که نماز صبح دو رکعت است؟ نماز ظهر چهار رکعت است؟ نماز مغرب سه رکعت هست؟ نماز که مهمتر است. همانطوری که خدای عالم می فرماید:

« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ »

و ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها تبيين كنى، شايد انديشه كنند.

سوره ی نحل(16): آیه 44

قرآن را ما نازل کردیم تا برای مردم تبیین کنی! نمی گوید قرائت کنی! یعنی قرآن منهای سنت، قرآن نیست یک چیز دیگری هست. به قول آقایان می گویند ضال و مضل هست یا خلیفه ی دوم می گوید اگر هر کسی از قرآن و سنت برای من بیاورد احمق هست. در آن عبارتی که آقایان نقل می کنند.

ثانیاً: برادر بزرگوارم نبی مکرم در آخرین لحظاتی عمرشان فرمود قلمی و کاغذی بیاورید من بنویسم چیزی را که برای همیشه گمراه نشوید.

«ابن حجر عسقلانی»، «قسطلانی»، «بدرالدین عینی» همه صراحت دارند پیغمبر می خواست نام ائمه را بنویسند. نام خلفای بعد از خودشان را بنویسند. به پیغمبر چه گفتند:

«ان الرجل ليهجر؛ إِنَّ النَّبِيَّ غَلَبَهُ الوَجَعُ»

این مرد هزیان می گوید. همانا بیماری بر پیغمبر غلبه کرده است.

صحیح بخاری ج1 ص 54 ح 114؛ ج 4 ص 1612 ح 4169؛ ج6 ص 2680 ح 6932»

به قول امام راحل اگر چنانچه جبرئیل هم می آمد و نام علی هم در قرآن می آمد اولاً می گفتند اسم علی زیاد است. علی بن ابی طالب هم آمده بود می گفتند پنجاه تا صد تا علی بن ابی طالب درست می کردند و مهم تر از همه این هایی که به پیغمبر گفتند دارد هذیان می گوید فردا نمی گفتند جبرییل اینجا هذیان گفته است؟؟

چه بسا در اینجا نمی گویند خدای عالم اجتهاد کرده است وقتی به پیغمبر می گویند اجتهاد می کند؟؟!! خداوند فرمود:

﴿ِانَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

 ما ذکر را نازل کردیم و ما خودمان محافظ آن هستیم.

سوره حجر(15)، آیه 9

بنا نیست حفاظت قرآن با معجزه باشد. اگر بنا باشد حفاظت قرآن با معجزه باشد. هدایت مردم اولی هست.

﴿ وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً 

اگر خدا اراده کند تمام مردم روی زمین مومن خواهند شد.

سوره یونس(10)، آیه 99

«أَبَيَ اللهُ أَنْ يُجْرِيَ الأُمُورَ اِلاّ بِأَسْبابِها»

اضافه ما صدها حدیث داریم نبی مکرم، ائمه (علیهم السلام) با سندهای صحیح گفته اند اولی الامر علی بن ابی طالب هست. « انما ولیکم الله و رسوله» علی بن ابی طالب هست. این دیگر جوابی هست که آقایان تا به حال نتوانسته اند از عهده اش بر بیایند.

آلوسی در روح المعانی از آقای عبدالله بن مسعود نقل می کند که می گوید ما زمان پیغمبر این آیه ی 55 سوره ی مائده را اینطوری می خواندیم:

﴿ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي (متوفای 1270)، دار النشر : دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج6، ص193

پس معلوم است که آمده است. آقایان باید جواب بدهد کی تغییر داده است و کی حذف کرده است و ربطی هم به شیعه ندارد.

مجری:

متشکرم از شما حضرت استاد. دعا بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسمت می دهیم به آبروی محمد و آل محمد، خدایا سوگندت می دهیم به آبروی آقا امام جواد (سلام الله علیه)، امشب عزیزان ما که آمین می گویند به هر حاجتی دارند و هر دعایی دارند به قلب سوزان امام جواد همه ی دعاها و حاجت های ما را امشب به اجابت برسان و همه را حاجت روا بگردان.

خدایا به آبروی امام جواد، فرج مولای ما ولی عصر هر چه سریع تر نزدیک بگردان و ما را از یاران ویژه ی آن بزرگوار قرار بده، رفع گرفتاری از گرفتاران بنما. شرّ اشرار به ویژه شرّ وهابیت تکفیری و آل سعود را از سر مسلمانان کم و کوتاه بگردان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

دعا کنید برای تعجیل در ظهور حضرت، امشب و روزی که در پیش داریم ایام شهادت امام جواد (علیه السلام).

التماس دعا

یا علی مدد

 






Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English