نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
ويژگي هاي اخلاقي اجتماعي امام سجاد عليه السلام
کد مطلب: 12909 تاریخ انتشار: 02 مهر 1398 - 10:39 تعداد بازدید: 163
مقالات » امامت ائمه
جدید
ويژگي هاي اخلاقي اجتماعي امام سجاد عليه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم


 

مقدمه

کمک رساني به فقرا

حلم حضرت

بخشش حضرت

صبر

عزت امام

خوف امام

عبادت امام

گريه هاي امام

شجاعت

نتيجه:

 

مقدمه

سيره شناسي و آنچه که اهل بيت عليهم السلام در زندگي خود به کار مي گرفتند، سرمشقي نيکو براي الگوي گيري است، حال يا به صورت عملي و يا گفتاري. امام سجاد سلام الله عليه که يادگار کربلا بوده و مسير امامت و هدايت بشري از عصر عاشورا و بعد از شهادت امام حسين عليه السلام به ايشان سپرده شد، همواره تا زمان شهادت با غم و اندوه عزيزان خود همراه بودند و مصايب کربلا را ياد آوري مي کردند و حتي گريه هاي آن حضرت باعث شده بود تا به حضرت خرده بگيرند که امام عليه السلام مصائب را متذکر مي شدند چنان چه بسياري از محدثين و مورخين در منابع خود چنين بيان کرده اند:

عن جعفر بن محمد قال سئل علي بن الحسين عن كثرة بكائه فقال لا تلوموني فإن يعقوب عليه السلام فقد سبطا من ولده فبكا حتى ابيضت عيناه من الحزن ولم يعلم أنه مات وقد نظرت إلى أربعة عشر رجلا من أهل بيتي يذبحون في غداة واحد فترون حزنهم يذهب من قلبي أبدا.

الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاى430هـ)، حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، ج3، ص138، ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة، 1405هـ.

از جعفر بن محمد [امام صادق عليه السلام] نقل است که از علي بن الحسين [امام سجاد عليه السلام] از زيادي گريه شان سوال شد. در پاسخ فرمود: مرا ملامت نکنيد، يعقوب عليه السلام يکي از فرزندانش گم شد، آن قدر گريه کرد تا چشمانش از شدت غم، سفيد [نابينا] شد و نمي دانست [فقط به او خبر داده بودند] که فرزندش فوت کرده است، در حالي که من ديدم چهارده نفر از اهل بيتم در يک روز، سرشان بريده شد، [مردم] گمان مي کنند که غم آنان به طور کلي از قلب من مي رود [که چنين نيست].

بررسي سيره اجتماعي امام سجاد سلام الله عليه و راهبرد مورد استفاده حضرت در رويارويي با بني اميه و بازماندگان کربلا داراي اهميت بوده و نقش اجتماعي آن حضرت را به خوبي به اثبات مي رساند.

عمده فعاليت هاي اجتماعي آن حضرت بعد از جريان کربلا بوده تاثير گذاري آن حضرت در جامعه ملتهب و پر اضطراب بعد از کربلا که متاثر از نوعي خشم عمومي مردم بوده است، نقشه راهبردي امامت سجاد عليه را تثبيت مي کند.

در اين نوشته به نحو اختصار، برخي از رفتار هاي اخلاقي اجتماعي امام سجاد عليه السلام مورد بيان قرار گرفته است.

کمک رساني به فقرا

سيد العابدين سلام الله عليه يکي از مصاديق کمک به فقرا بوده و مصداقِ عملي تاکيد دين مبين اسلام مبني بر کمک و امداد رساني به بي بضاعتنان جامعه بوده اند.

آن حضرت با تأسي به سيره اجداد گرامي خود، سرپرستي و رسيدگي به امور خانواده هاي زيادي در مدينه را بر عهده داشتند که اين عمل، در گمنامي کامل بوده و آنان نمي دانستند که نان آور شبانه شان چه کسي بوده است تا اينکه آن حضرت به شهادت رسيدند چنان چه ابن کثير دمشقي به نقل از ابن اسحاق چنين نقل کرده است:

وقال محمد بن إسحاق كان ناس بالمدينة يعيشون لا يدرون من أين يعيشون ومن يعطيهم فلما مات علي بن الحسين فقدوا ذلك فعرفوا أنه هو الذي كان يأتيهم في الليل بما يأتيهم به ولما مات وجدوا في ظهره وأكتافه أثر حمل الجراب إلى بيوت الأرامل والمساكين في الليل وقيل إنه كان يعول مائة أهل بيت بالمدينة ولا يدرون بذلك حتى مات.

الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاى430هـ)، حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، ج3، ص136، ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة، 1405هـ.

ابن كثير الدمشقي، إسماعيل بن عمر القرشي _المتوفى774 ق_، البداية والنهاية، ج9، ص105، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت، بي‌تا.

محمد بن اسحاق نقل کرده است که مردمي در مدينه بودند که به آنان روزي مي رسيد و نمي دانستند اين روزي از طرف چه کسي است که به آنان داده مي شود، هنگامي که علي بن الحسين [امام سجاد سلام الله عليه] از دنيا رفت، روزيشان را از دست دادند و ديگر به آنان نرسيد، آن موقع بود که فهميدند آن کسي که در شب برايشان روزي مي آورد، آن حضرت بود. هنگامي که ايشان [امام سجاد سلام الله عليه] از دنيا رفت، بر روي پشت [کمر] و کتف هاي ايشان، اثر کيسه هايي را ديدند که شب ها به خانه بيوه ها و فقرا مي بردند. گفته شده است که آن حضرت عهده دار يک صد خانه در مدينه بودند و آنان از اين مساله خبر نداشتند تا آن حضرت از دنيا رفت.

ابونعيم اصفهاني نيز از قول ابن عايشه نيز پيرامون صدقه ها و رسيدگي هاي شبانه امام سجاد سلام الله عليه نسبت به فقراي مدينه چنين نقل کرده است:

محمد بن زكريا قال سمعت ابن عائشة يقول قال أبي سمعت أهل المدينة يقولون ما فقدنا صدقة السر حتى مات علي بن الحسين.

الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاى430هـ)، حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، ج3، ص106، ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة، 1405هـ.

محمد بن زکريا مي گويد از ابن عايشه شنيدم که گفت: پدرم از اهالي مدينه شنيد که مي گفتند: ما صدقه پنهاني [در دل شب] را از دست نداديم مگر زماني که علي بن الحسين عليهما السلام از دنيا رفت.

حلم حضرت

شكيبائى و بردبارى و آرامش نيز يکي ديگر از ويژگي هاي اخلاقي امام سجاد سلام الله عليه بوده است که نمود اجتماعي آن در جامعه مورد توجه قرار گرفته است. رفتار آن حضرت با ديگران به عنوان الگويي نيکو زبانزد خاص و عام بوده است چنان چه درباره کنيز امام سجاد عليه السلام و آزادي او توسط ايشان چنين آمده است:

سَمِعْتُ عَبْدَ الرَّزَّاقِ يَقُولُ جَعَلَتْ جَارِيَةٌ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عليهما السلام تَسْكُبُ الْمَاءَ عَلَيْهِ وَ هُوَ يَتَوَضَّأُ لِلصَّلَاةِ فَسَقَطَ الْإِبْرِيقُ مِنْ يَدِ الْجَارِيَةِ عَلَى وَجْهِهِ فَشَجَّهُ فَرَفَعَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهما السلام رَأْسَهُ إِلَيْهَا فَقَالَتِ الْجَارِيَةُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ فَقَالَ لَهَا قَدْ كَظَمْتُ غَيْظِي قَالَتْ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ قَالَ قَدْ عَفَى اللَّهُ عَنْكِ قَالَتْ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ قَالَ اذْهَبِي فَأَنْتِ حُرَّةٌ.

الصدوق، محمد بن علي بن الحسين (المتوفى381 ق)، الأمالي، ص268، تحقيق و نشر: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة - قم، الطبعة: الأولى، 1417هـ.

از عبدالرزاق شنيدم که گفت:کنيز علي بن الحسين براي آن حضرت آب مي ريخت و ايشان در حال وضو گرفتن بود که آفتابه آب از دستش افتاد و با صورت امام برخورد کرد و سر ايشان زخمي شد. حضرت سر خود را بلند کردند و به کنيز نگاه کردند، کنيز سريع عرض کرد: خداوند متعال مي فرمايد: «و کساني که خشم خود را فرو مي برند». حضرت به او فرمود: خشم خود را فرو بردم، آن کنيز دوباره ادامه آيه را خواند: «[کساني که خشم خود را فرو مي برند] از مردم نيز مي گذرند»، حضرت فرمود: خداوند از تو بگذرد، کنيز ادامه آيه را نيز خواند: «و خداوند احسان کنندگان را دوست مي دارد»، حضرت فرمود: برو که تو آزاد شدي.

حلم و بردباري حضرت تا جائي بوده است که برخورد با فردي که به ايشان بي احترامي کرده است را اجازه ندادند و خود آن حضرت با وي مشغول صحبت شدند و او، از اين عمل خود در مقابل صبر امام شرمنده شد:

وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهما السلام خَارِجاً مِنَ الْمَسْجِدِ فَلَقِيَهُ رَجُلٌ فَسَبَّهُ فَثَارَتْ إِلَيْهِ الْعَبِيدُ وَ الْمَوَالِي فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ مَهْلًا عَنِ الرَّجُلِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْهِ فَقَالَ مَا سُتِرَ عَنْكَ مِنْ أَمْرِنَا أَكْثَرُ أَ لَكَ حَاجَةٌ نُعِينُكَ عَلَيْهَا فَاسْتَحْيَا الرَّجُلُ وَ رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ فَأَلْقَى عَلَيْهِ خَمِيصَةً كَانَتْ عَلَيْهِ وَ أَمَرَ لَهُ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ قَالَ فَكَانَ الرَّجُلُ يَقُولُ بَعْدَ ذَلِكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ أَوْلَادِ الرُّسُلِ.

الإربلي، أبي الحسن علي بن عيسي بن أبي الفتح (المتوفى693هـ)،كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج2، ص293و312، ناشر:دار الأضواءـ بيروت، الطبعة الثانية، 1405هـ ـ 1985م.

امام سجاد عليه السلام از مسجد خارج شدند که با مردي برخورد کردند، آن مرد به امام فحش داد، غلامان و ارادتمندان آن حضرت به سمت مرد رفتند [تا او را ادب کنند] اما امام سجاد عليه السلام فرمود: از آن مرد دست بکشيد و به او مهلت دهيد، سپس حضرت رو کردند به آن فرد و فرمودند: چه چيزي باعث شده تا امر [و جايگاه] ما [اهل بيت] نزد تو پوشيده باشد؟ آيا درخواستي داري که ما به تو کمک کنيم؟ آن مرد خجالت کشيد، به خودش مراجعه کرد [و فکر کرد]. امام عليه السلام لباس سياهي که همراهشان بود را به او پوشاندند و دستور دادند تا به او هزار درهم بدهند. آن مرد بعد از اين قضيه گفت: شهادت مي دهم که تو از فرزندان پيامبران هستي.

برخورد شايسته آن امام با افراد مختلف و حتي کساني که با بي ادبي با ايشان برخورد مي کردند، حاکي از حلم آن امام مظلوم بوده که حتي دشمنان نيز به اين مساله معترف بوده اند چنان چه ابوالفرج، از نويسندگان سني پيرامون برخورد تند فردي با امام عليه السلام را چنين بيان کرده است:

وكان إذا أتاه السائل رحب به وقال مرحبا بمن يحمل زادي إلى الآخرة وكلمة رجل فافترى عليه فقال إن كنا كما قلت فنستغفر الله وإن لم نكن كما قلت فغفر الله لك فقام إليه الرجل فقبل رأسه وقال جعلت فداك ليس كما قلت أنا فاغفر لي قال غفر الله لك فقال الرجل الله أعلم حيث يجعل رسالته.

ابن الجوزي الحنبلي، ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاى 597 هـ)، صفة الصفوة، ج2، ص95، تحقيق: محمود فاخوري - د.محمد رواس قلعه جي، ناشر: دار المعرفة - بيروت، الطبعة: الثانية، 1399هـ – 1979م.

اگر درخواست کننده اي نزد ايشان مي آمد، به او خوش آمديد مي گفت و مي فرمود: اي کسي که توشه مرا به آخرت مي بري، خوش آمدي [کنايه از اينکه تو باعث خير مي شوي] آن مرد سخني گفت و به امام تهمت زد. آن حضرت در پاسخ فرمود: اگر ما اين چنين که مي گوئي هستيم، از خدا طلب بخشش مي کنيم و و اگر اين چنين نيستيم که گفتي، براي تو از خدا طلب آمرزش مي کنم. آن مرد [بعد از شنيدن صحبت امام] بلند شد و سر امام را بوسيد و عرض کرد: فدايتان شوم، چيزي که گفتم چنين نيست، مرا ببخش، امام فرمود: خداوند تو را ببخشد، آن مرد گفت: خداوند بهتر مي داند که رسالت خود را کجا [و در بين چه خانواده اي] قرار دهد.

امام با اخلاق خوش و با هبچ گونه تندي و پرخاش با آن فرد برخورد کردند و هيچ موضع تدافعي اتخاذ نکردند و آن فرد شرمنده شد و به خطاي سخن خود پي برد.

اخلاق و رفتار امام به عنوان الگويي نيکو، موجب تعجب همگان بوده است چنان چه در بي ادبي فردي که به امام عليه السلام سخن نا روايي گفت، حضرت پاسخش را ندادند:

وقال رجل لرجل من آل الزبير كلاماً أقذع فيه ، فأعرض الزبيري عنه ، ثم دار كلام فسب الزبيري علي بن الحسين فلم يجبه ، فقال له الزبيري : ما يمنعك من جوابي ؟ فقال علي : ما منعك من جواب الرجل.

ابن حمدون، محمد بن الحسن بن محمد بن علي (متوفاى 608هـ)، التذكرة الحمدونية، ج2، ص123، تحقيق: إحسان عباس، بكر عباس، ناشر:دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1996م.

مردي به فردي از آل زبير کلامي زشت گفت، آن فرد زبيري پاسخش را نداد، اما آن سخن منجر شد که آن زبيري به امام سجاد عليه السلام فحش بدهد ولي امام پاسخ او را نداد. فرد زبيري به امام عرض کرد: چرا [در مقابل فحشي که به شما دادم] به من جواب ندادي؟ امام عليه السلام فرمود: همان طوري که تو به آن فرد پاسخ ندادي.

امام در واقع با اين سخن خود، علاوه بر نشان دادن صبر بي نظير خود، فرمودند قرار نيست هر بدي را با بدي جواب داد و اين مطلب در زندگي روزمره ما نيز مهم است که در بسياري از مواقع بايد بگذريم تا از شروع بسياري از درگيري ها و فتنه ها جلو گيري شود.

بخشش حضرت

سخاوت و بخشش در وجود تک تک اهل بيت عليهم السلام مساله اي مسلم و قطعي بوده است چرا که آن بزرگواران معدن جود و بخشش هستند چنان چه در زيات جامعه کبيره خطاب به اهل بيت عليهم السلام عرض مي کنيم: «وَ عادَتُكُمُ الإحْسانُ وَ سَجيّتُكُمُ الْكَرَمُ؛ شيوه شما، احسان است و سرشت شما، بزرگوارى است» که در واقع کرم و بخشش با روح و جسم آن بزرگواران عجين شده است که امام سجاد عليه السلام نيز در اين صفت زبانزد بوده اند که به يک مورد اشاره مي شود هر چند بخشش هاي امام نسبت به فقرا و نيازمندان مدينه به نحو مبسوط در ابتداي اين نوشته اشاره شد:

عن شيبة بن نعامة قال كان علي بن حسين يبخل فلما مات وجدوه يقوت مائة أهل بيت بالمدينة في السر.

البصري الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله (متوفاي230 هـ)، الطبقات الكبرى، ج1، ص225، دار النشر : دار صادر - بيروت ، طبق برنامه الجامع الكبير

راوي نقل مي کند که علي بن الحسين [نزد مردم] بخيل شمرده مي شد، هنگامي که از دنيا رفت، دريافتند که خوراک صد خانه در مدينه را مخفيانه تامين مي کرده است.

اين تفکر مردم به اين علت بوده است که امام سجاد سلام الله عليه عمل خير خود را مخفيانه و به دور از چشم ديگران انجام مي دادند اما کساني که به شخصيت و مقام آن حضرت آشنايي نداشتند، در اين انديشه بودند که امام به هيچ عنوان به ديگران کمک نکرده و بخل مي ورزند. نعوذا بالله. اين عمل امام يک درس عملي مهمي براي همه ما دارد و آن اينکه براي انجام کار خير، حرف مردم و ديدن آنان اهميت ندارد و از طرفي رسيدگي و بخشش هاي مخفيانه، چون ريا در آن کمتر است، بيشتر مورد رضايت خدا قرار گرفته و از طرفي حفظ آبروي آن فرد محتاج نيز مي شود.

صبر

از آنجائي که بين صبر و حلم تفاوت وجود دارد، در اين بخشي به مواردي از صبر امام سجاد عليه السلام اشاره مي شود.

 عتبي پيرامون توصيه امام سجاد عليه السلام درباره صبر چنين نقل کرده است:

قَالَ الْعُتْبِيُّ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهما السلام وَ كَانَ مِنْ أَفْضَلِ بَنِي هَاشِمٍ لِابْنِهِ يَا بُنَيَّ اصْبِرْ عَلَى النَّوَائِبِ وَ لَا تَتَعَرَّضْ لِلْحُقُوقِ وَ لَا تُجِبْ أَخَاكَ إِلَى الْأَمْرِ الَّذِي مَضَرَّتُهُ عَلَيْكَ أَكْثَرُ مِنْ مَنْفَعَتِهِ لَهُ.

ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏ (متوفاي 588 ق‏)، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)، ج4، ص165، دار النشر: علامه‏، الطبعة: الاولي، قم المقدسة، 1379 ق‏.

علي بن الحسين عليهما السلام که از برترين افراد بني هاشم بود، به فرزندش فرمود: اي پسرم، نسبت به سختي ها صبر پيشه کن و نسبت به حقوق ديگران تعرض و دست درازي نکن و درخواست برادرت را بر کاري که ضررش بر تو زياد و منفعتش براي او کم است، قبول نکن.

صبر امام سجاد عليه السلام تا جائي بوده است که صحابه ايشان نيز تعجب کرده اند چنان چه در باره فوت يکي از اهل خانه امام سجاد عليه السلام به ايشان تسليت گفتند و حضرت بي تابي نکردند:

 إِبْرَاهِيمُ بْنُ سَعْدٍ سَمِعَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهما السلام وَاعِيَةً فِي بَيْتِهِ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ فَنَهَضَ إِلَى مَنْزِلِهِ ثُمَّ رَجَعَ إِلَى مَجْلِسِهِ فَقِيلَ لَهُ أَ مِنْ حَدَثٍ كَانَتِ الْوَاعِيَةُ قَالَ نَعَمْ فَعَزَّوْهُ وَ تَعَجَّبُوا مِنْ صَبْرِهِ فَقَالَ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نُطِيعُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا يُحِبُّ وَ نَحْمَدُهُ فِيمَا نَكْرَهُ.

ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏ (متوفاي 588 ق‏)، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)، ج4، ص165، دار النشر: علامه‏، الطبعة: الاولي، قم المقدسة، 1379 ق‏.

ابراهيم بن سعد نقل کرده است: امام سجاد عليه السلام، صداى شيون از خانه شنيد در حالي که گروهى از اصحاب خدمت ايشان بودند، حضرت از جاى خود حركت كرد و داخل منزل شدند سپس بازگشتند و در جاى خود نشستند. به ايشان عرض کردند: اين شيون، بواسطه پيش آمدى بود؟ حضرت فرمود: آرى، به ايشان تعزيت و تسليت گفتند و از صبرشان تعجب کردند. امام عليه السلام فرمود: ما خانواده اى هستيم كه مطيع خدا هستيم، در مورد چيزهائى كه دوست داريم و در باره آنچه دوست نداشته باشيم، او را ستايش مي كنيم [يعني در هر پيش آمدي، شاکريم].

هشام بن اسماعيل که خود از دشمنان امام سجاد سلام الله عليه بوده است، در مقابل صبر امام اعتراف به برتري آن حضرت کرده است چنان چه سالم چنين نقل کرده است:

عن سالم مولى أبي جعفر قال كان هشام بن إسماعيل يؤذي علي بن حسين وأهل بيته يخطب بذلك على المنبر وينال من علي رحمه الله فلما ولي الوليد بن عبد الملك عزله وأمر به أن يوقف للناس قال فكان يقول لا والله ما كان أحد من الناس أهم إلي من علي بن حسين كنت أقول رجل صالح يسمع قوله فوقف للناس قال فجمع علي بن حسين ولده وحامته ونهاهم عن التعرض قال وغدا علي بن حسين مارا لحاجة فما عرض له قال فناداه هشام بن إسماعيل الله أعلم حيث يجعل رسالاته.

البصري الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله (متوفاي230 هـ)، الطبقات الكبرى، ج5، ص220، دار النشر : دار صادر - بيروت ، طبق برنامه الجامع الكبير

سالم نقل کرده است: هشام بن اسماعيل، علي بن الحسين را اذيت مي کرد و روي منبر هنگامي که خطبه مي خواند، از علي [بن الحسين] بد گويي مي کرد. وليد بن عبد الملک هنگامي که به ولايت [و خلافت] رسيد، هشام را عزل کرد و دستور داد تا در مقابل مردم بايستد. سالم مي گويد: هشام گفت: به خدا قسم هيچ يک مردم نزد مردم داراي اهميت نيست مگر علي بن الحسين، من او را مردي شايسته اي مي دانم . راوي مي گويد: هنگامي که مردم جمع شدند، علي بن الحسين فرزندان و طرفداران خود را از تهاجم به او نهي فرمود. سالم مي گويد: فردا [ي همان روز] علي بن الحسين براي انجام درخواستي در حال حرکت بود که هشام ايشان را ديد و او چنين گفت: خداوند بهتر مي داند که رسالت خود را در کجا قرار دهد.

در اين گزارش نيز امام سجاد عليه السلام بدون هر گرنه تعرض و تند خوئي، در مقابل بد گوئي هاي هشام صبر کرده و خود هشام بعدا شرمنده و به فضل امام عليه السلام اعتراف کرد.

عزت امام

عزت يکي از ويژگي هاي مؤمن بوده و در روايات فراواني که از اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است، در باره اين صفت اخلاقي، بسيار تاکيد داشته اند.

امام سجاد عليه السلام نيز يکي از مصاديق عزت واقعي در اين دنيا بوده است چنان چه هشام بن حکم از آن حضرت چنين بيان کرده است:

عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهما السلام يَقُولُ مَا أُحِبُّ أَنَّ لِي بِذُلِّ نَفْسِي حُمْرَ النَّعَمِ.

الكليني الرازي، محمد بن يعقوب بن إسحاق (المتوفى329 ق)، الكافي، ج2، ص109، صححه وعلق عليه علي أكبر الغفاري، ناشر: دار الكتب الاسلامية ‏، تهران‏، الطبعة الثالثة، 1388هـ.

هشام از امام صادق عليه السلام نقل کرده است که امام سجاد عليه السلام مى ‏فرمود: دوست ندارم كه خود را ذليل و خوار گردانم، گرچه در عوض آن خوارى، شتران سرخ مو را به دست آورم.

امام عليه السلام عزت خود را با هيچ چيز حتي شتران سرخ مو که داراي قيمتي زيادي مباشند، عوض نکردند.

بايد توجه کرد که آن حضرت فرزند کسي است که پدرش خطاب به لشگر عمر بن سعد، پس از گفتگويي که با افرادي همچون شبث، حجار و قيس و... داشتند، فرمودند:

لَا وَ اللَّهِ لَا أُعْطِيكُمْ بِيَدِي إِعْطَاءَ الذَّلِيلِ وَ لَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِيد.

الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان، (المتوفي 413 ق)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج2، ص98، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، سال چاپ : 1414هـ..

نه به خدا، نه دست خوارى به شما خواهم داد و نه مانند بندگان فرار خواهم نمود.

همچنين در سخني ديگر، امام سجاد عليه السلام نتيجه کرامت نفس و عزت آدمي را بي اعتنايي به دنيا شمردند:

مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا.

کسي که کرامت نفس داشته باشد، دنيا نزد او کوچک و خوار مي شود.

در جريان بگو مگويي که بين محمد حنفيه و امام سجاد عليه السلام رخ داده بود، وقتي که امام با پيشنهاد زهري مبني رفتن به نزد وليد بن عبد الملک جهت پايان دادن به اين مساله بروند، امام عليه السلام با بي اعتنايي به دنيا، پيشنهاد او را رد کردند:

عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ قَالَ: قِيلَ لِلزُّهْرِيِّ مَنْ أَزْهَدُ النَّاسِ فِي الدُّنْيَا قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهما السلام حَيْثُ كَانَ وَ قَدْ قِيلَ لَهُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مُحَمَّدِ ابْنِ الْحَنَفِيَّةِ مِنَ الْمُنَازَعَةِ فِي صَدَقَاتِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليهما السلام لَوْ رَكِبْتَ إِلَى الْوَلِيدِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ رَكْبَةً لَكَشَفَ عَنْكَ مِنْ غَرَرِ شَرِّهِ وَ مَيْلِهِ عَلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ فَإِنَّ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ خُلَّةً قَالَ وَ كَانَ هُوَ بِمَكَّةَ وَ الْوَلِيدُ بِهَا فَقَالَ وَيْحَكَ أَ فِي حَرَمِ اللَّهِ أَسْأَلُ غَيْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنِّي آنَفُ أَنْ أَسْأَلَ الدُّنْيَا خَالِقَهَا فَكَيْفَ أَسْأَلُهَا مَخْلُوقاً مِثْلِي.

الصدوق، محمد بن علي بن الحسين (المتوفي 381هـ)، علل الشرائع، تحقيق وتقديم : السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف، الطبع: 1385 ق- 1966 م.

به زهرى گفته شد: چه كسى در دنيا زاهدترين مردم مى‏باشد؟ او گفت: على بن الحسين عليهما السلام زيرا در وقتى كه بين آن حضرت و محمد بن حنفيه راجع به صدقات امير المؤمنين على عليه السلام منازعه بود، به ايشان عرض شد اگر نزد وليد بن عبد الملك كه بين او و محمد دوستى است و با شما كدورت دارد، برويد، شر او و كدورتش با شما برطرف مى ‏شود.

راوى مي گويد: اين پيشنهاد را من زمانى به امام عليه السلام دادم كه هم حضرت و هم وليد در مكه بودند، امام عليه السلام به من فرمودند: واى بر تو، آيا در حرم خدا از غير خدا چيزى بخواهم؟ من خوش ندارم كه از خالق دنيا، دنيا را بخواهم، چه رسد به آن كه آن را از مخلوقى مثل خود بخواهم.

در اين گزارش نيز امام عليه السلام، با رد پيشنهاد زهري مبني بر رفتن به نزد وليد، بي اعتنايي به دنيا و عزت نفس خود را به اثبات رساندند. 

خوف امام

خدا ترسي و مطيع امر الهي بودن از ويژگي هاي خاص امام العابدين، حضرت سجاد عليه السلام بوده است.

عبد الله بن ابي سليمان پيرامون راه رفتن و عبادت امام سجاد عليه السلام چنين نقل کرده است:

عن عبد الله بن أبي سليمان قال كان علي بن الحسين إذا مشى لا تجاوز يده فخذه ولا يخطر بيده قال وكان إذا قام إلى الصلاة أخذته رعدة فقيل له ما لك فقال ما تدرون بين يدي من أقوم ومن أناجي.

البصري الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله (متوفاي230 هـ)، الطبقات الكبرى، ج5، ص216، دار النشر: دار صادر - بيروت، طبق برنامه الجامع الكبير.

عبد الله بن ابي سليمان نقل کرده است: علي بن الحسين هنگامي که راه مي رفت، دستانش از مقابل ران پايش عبور نمي کرد [کنايه از راه رفتن آرام] و با دستش [به چيزي و يا کسي] اشاره نمي کرد و هنگامي که براي نماز مي ايستاد، لرزشي ايشان را فرا مي گرفت. به ايشان گفته شد: شما را چه شده؟ شما نمي دانيد که من نزد چه کسي ايستادم و با چه کسي نجوا مي کنم؟!

وضوي امام سجاد سلام الله عليه نيز مصداق روشني از عبادت بي مثال آن حضرت است چنان چه احمد بن حنبل به سند خود در اوصاف آن حضرت نقل کرده است:

كان علي بن حسين عليه السلام اذا توضأ اصفر فيقول له اهله ما هذا الذي يعتادك فيقول اتدرون بين يدي من اريد ان اقوم.

أحمد بن عمرو بن أبي عاصم الشيباني أبو بكر (متوفاي 287هـ)، الزهد، ص367، دار النشر: دار الريان للتراث، القاهرة ، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد العلي عبد الحميد حامد، 1408ق.

علي بن الحسين عليهما السلام هنگامي که وضو مي گرفت، رنگش زرد مي شد. خانواده ايشان سوال کردند: اين چه حالت دائمي است که براي شما رخ مي دهد؟ حضرت فرمود: آيا مي دانيد در مقابل چه کسي ايستاده ام؟

عبادت امام

خداپرستي و اطاعت بي چون و چرا از خداوند متعال نيز از ويژگي هاي مهم امام سجاد عليه السلام بوده و لقب «زين العابدين» نيز از اين باب به آن حضرت داده شده است.

طاووس، جريان عبادت امام سجاد عليه السلام نزد خانه خدا را چنين گزارش کرده است:

عن طاووس قال: إني لفي الحجر ذات ليلة إذ دخل علي بن الحسين، فقلت: رجل صالح من أهل بيت الخير، لأستمعن إلى دعائه الليلة، فصلي ثم سجد، فأصغيت بسمعي إليه فسمعته يقول في سجوده: عبيدك بفنائك، مسكينك بفنائك، فقيرك بفنائك، سائلك بفنائك قال طاووس: فحفظتهن فما دعوت بهن في كرب إلا فرج عني.

أبو بكر عبد الله بن محمد بن عبيد بن أبي الدنيا (متوفاي 281هـ)، الفرج بعد الشدة، ج1، ص71، طبق نرم افزار الجامع الکبير.

طاووس مي گويد: من در حجر بودم که ديدم علي بن الحسين وارد شد. گفتم: او فرد شايسته اي است که از اهل خانه اي خير مي باشد. در ان شب به دعاي ايشان گوش مي دادم که ديدم نماز خواند و به سجده رفت و گوشم را به سمت ايشان تيز کردم که ديدم در سجده مي گويد: بنده ي كوچك به در خانه تو آمده، مستمندت به در خانه تو آمده، نيازمند تو به در خانه ‏ات آمده، درخواست‏كننده ‏ات به در خانه تو آمده است. طاوس نقل کرده است: در هيچ اندوه و گرفتارى، اين دعا را نخواندم جز اينكه آن گرفتارى برطرف شد.

زيد بن اسلم نيز دعاي امام سجاد عليه السلام را چنين بيان کرده است:

عن زيد بن أسلم قال كان من دعاء علي بن الحسين اللهم لا تكلني إلى نفسي فأعجز عنها ولا تكلني إلى المخلوقين فيضيعوني.

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، علي بن الحسن إبن هبة الله، (المتوفى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج41، ص382، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1995ق.

از جمله دعا هاي امام سجاد عليه السلام: خدايا مرا به خودم وانگذار که عاجز مي شوم و مرا به مخلوقين وا نگذار که مرا خوار مي کنند.

ابو حمزه ثمالي نيز هدف از صدقه هاي شبانه امام سجاد عليه السلام را از قول حضرت چنين نقل کرده است:

عن أبي حمزة الثمالي أن علي بن الحسين كان يحمل الخبز بالليل على ظهره يتبع به المساكين في ظلمة الليل ويقول إن الصدقة في سواد الليل تطفيء غضب الرب.

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، علي بن الحسن إبن هبة الله، (المتوفى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج41، ص383، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1995ق.

ابو حمزه ثمالي مي گويد: علي بن الحسين عليهما السلام شب ها نان را بر پشت خود مي برد تا در تاريکي شب، به فقرا بدهد و در اين مورد مي فرمود: صدقه در تاريکي شب، خشم خداوند را فرو مي نشاند.

گريه هاي امام

گريه هاي امام سجاد سلام الله عليه که بعد از جريان کربلا بوده است، حکايت از جانسوز بودن آن واقعه دارد:

عن جعفر بن محمد قال سئل علي بن الحسين عن كثرة بكائه فقال لا تلوموني فإن يعقوب عليه السلام فقد سبطا من ولده فبكا حتى ابيضت عيناه من الحزن ولم يعلم أنه مات وقد نظرت إلى أربعة عشر رجلا من أهل بيتي يذبحون في غداة واحد فترون حزنهم يذهب من قلبي أبدا.

الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاى430هـ)، حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، ج3، ص138، ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة، 1405هـ.

از جعفر بن محمد [امام صادق عليه السلام] نقل است که از علي بن الحسين [امام سجاد عليه السلام] از زيادي گريه شان سوال شد. در پاسخ فرمود: مرا ملامت نکنيد، يعقوب عليه السلام يکي از فرزندانش گم شد، آن قدر گريه کرد تا چشمانش از شدت غم، سفيد [نابينا] شد و نمي دانست [فقط به او خبر داده بودند] که فرزندش فوت کرده است، در حالي که من ديدم چهارده نفر از اهل بيتم در يک روز، سرشان بريده شد، [مردم] گمان مي کنند که غم آنان به طور کلي از قلب من مي رود [که چنين نيست].

شجاعت

شجاعت نيز يکي از عناصر مهم در وجود اهل بيت عليهم السلام بوده است که امام سجاد سلام الله عليه نيز در اين زمينه در زمان خود الگويي بوده اند چنان چه حضرت در مقابل ابن زياد ايستاده و با پاسخکي محکم، علاوه بر اثبات روش اهل بيت عليهم السلام، شجاعت خود را به رخ او کشيدند:

فَقَالَ أَ بِالْقَتْلِ تُهَدِّدُنِي يَا ابْنَ زِيَادٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنَا عَادَةٌ وَ كَرَامَتَنَا الشَّهَادَةُ.

اى پسر زياد مرا از مرگ مي ترسانى؟ مگر نمي داني كه كشته شدن عادت ما است و شهادت موجب سر بلندى ما مي باشد؟

و اين چنين امام سجاد سلام الله عليه شجاعت خود را گوشزد و عدم ترسشان از دشمنان را يادآوري کردند.

نتيجه:

رهاورد گزارشات و روياتي که در منابع شيعه و سني پيرامون امام سجاد عليه السلام نقل و ذره اي کوچک در مقابل اقيانوس پهناور امامت در ساحل حضرت سجاد سلام الله عليه بيان شد، ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري آن حضرت در جامعه آن روز علاوه بر تاثير گذاري، زبانزد بوده است که در زمانه ما نيز مي تواند راهشگاي زندگي امروزه همه افراد، فارغ از هرگونه دين و مذهب باشد.

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف

 

 



مطالب مرتبط:
معجزات امام سجاد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنتامام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنتامام کاظم (عليه السلام) در بينش اهل سنتپژوهشي پيرامون سند غديريه امام هادي عليه السلام


Share