نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
23 ربيع الاول سالروز ورود حضرت فاطمه معصومه(س)
کد مطلب: 5856 تاریخ انتشار: 06 آبان 1398 تعداد بازدید: 2020
يادداشت » عمومي
23 ربيع الاول سالروز ورود حضرت فاطمه معصومه(س)

حضرت معصومه(س) با كارواني از بستگان و خويشانِ خويش راهي ايران شدند. چون به ساوه رسيدند دچار جنگ سختي با دشمنان اهل بيت شدند و همه برادران و برادرزادگان وي به شهادت رسيدند. فاطمه معصومه پس از ديدن جنازه هاي غرقه به خون عزيزانش به سختي بيمار شد. وي پس از اين جريان، خادم خود را امر فرمود كه او را به قم ببرد.



حضرت فاطمه معصومه(س) مشهور به كريمه اهل بيت(ع)، دختر امام موسي بن جعفر الكاظم(ع)، از بانوان برجسته و بافضيلت خاندان اهل بيت (ع) و از جمله امامزادگان مدفون در شهر قم است كه زيارت مرقد او نزد شيعيان از جايگاه ويژه اي برخوردار است به طوري كه پاداش زيارتش را بهشت برشمرده اند.

ايشان در مدينه به دنيا آمد و در سال 201 هجري قمري به قصد ديدار برادرش امام رضا (ع) در طوس، وارد ايران شد؛ اما در ميانه راه، به علت بيماري، در شهر قم درگذشت.
بزرگان و عالمان ديني، ويژگي هاي شخصيتي و مذهبي وي را ستوده و از او رواياتي نيز نقل كرده اند.

ولادت و نسب

در منابع متقدم، ذكري از روز ولادت حضرت معصومه (س) نيامده است؛ ولي منابع متأخر ولادت ايشان را در اول ذي القعده سال 173ق. در شهر مدينه مي دانند.[1] در دقت اين تاريخ، ترديد جدي وجود دارد.

شيخ مفيد، در بين فرزندان دختر امام كاظم(ع) دو دختر را به نام هاي فاطمه صغري و فاطمه كبري ذكر مي كند.[2] ابن جوزي، در شمارش فرزندان امام كاظم(ع) علاوه بر اين دو، از فاطمه وُسطي و اُخري نيز نام مي برد.[3] مادر وي نجمه خاتون است كه مادر امام رضا(ع) هم مي باشد.[4]

اسماء و القاب

«معصومه» مشهورترين نام يا لقب اين بانو است . اين نام، از روايتي منتسب به امام علي بن موسي الرضا(ع) اخذ شده است كه فرمود: هر كس معصومه را در قم زيارت كند مانند كسي است كه مرا زيارت كرده است.[5] همچنين نقل شده كه وي خود را معصومه، خواهر امام رضا(ع) معرفي كرده است.[6] از القاب وي مي توان به طاهره، حميده، بِرّه، رشيده، تقيه، نقيه، رضيه، مرضيه، سيده، آخت الرضا اشاره كرد.[7] در زيارتنامه اي، از دو لقب صديقه و سيدة نساءالعالمين نيز ياد شده است.[8] حضرت معصومه امروزه به كريمه اهل بيت(ع) شهرت دارد.

ويژگي هاي شخصيتي

در منابع و متون ديني، اين گونه نقل شده است كه در ميان فرزندان كثير موسي بن جعفر(ع) پس از امام رضا(ع) كسي هم پاي معصومه نمي باشد.[9] شيخ عباس قمي مي گويد: در ميان دختران موسي بن جعفر(ع) افضل آنان سيده جليله معظمه، فاطمه است كه به معصومه شهرت دارد.[10]

امام خميني در قصيده اي كه شامل 44 بيت است او را با حضرت زهرا(س) مقايسه كرده و در بخشي از آن مي گويد:

دختر چون اين دو در مشيمه قدرت نامد و نايد دگر هماره مقدر
آن يك امواج علم را شده مبــدأ ويـن يك افواج حلم را شده مصدر
آن يك در عالم جلالت كعبه وين يك در ملك كبريايـي مشــعر
لم يلدم بسته لب و گرنه بگفتم دخت خدايند اين دو نور مطهر
آن يك خاك مدينه كـرد مزين صفحه قم را نمود اين يك انور
خاك قم اين كرد از شرافت جنت آب مدينه نموده آن يك كوثر[11]

مقام علمي

در باب مكانت علمي حضرت معصومه(س) نقل شده است كه روزي عده اي از شيعيان وارد مدينه شدند و پرسش هايي داشتند كه مي خواستند آنها را از محضر امام كاظم(ع) بپرسند؛ اما ايشان در سفر بود. از اين رو فاطمه معصومه(س) پاسخ آن پرسش ها را نوشت و به آن ها تسليم نمود. آن ها از مدينه خارج شده و در بيرون شهر با امام(ع) مصادف شدند. هنگامي كه امام(ع) پرسش هاي آنان و پاسخ هاي معصومه(س) را مشاهده كرد، سه بار فرمود: «فِداها اَبوها» يعني: پدرش به فدايش باد.[12]

همچنين از فاطمه معصومه(س) در جايگاه راوي، احاديثي نقل شده است كه مي توان به حبّ آل محمد(ص)،[13] مقام امام علي(ع) و شيعيان وي [14] اشاره كرد.

عدم ازدواج

بنابر آن چه يعقوبي نقل مي كند، امام موسي بن جعفر(ع) وصيت فرمود دخترانش ازدواج نكنند[15] اما برخي اين خبر را مجعول دانسته و آن را رد مي كنند.[16]

در وصيت امام كاظم(ع)، تبعيت همه فرزندان از امام رضا(ع) تأكيد شده و آمده است: هيچ يك از دخترانم را نبايد برادران مادري، سلاطين و يا عموهايشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت رضا. اگر بدون اجازه او به چنين كاري اقدام كنند، با خدا و رسول خدا(ص) مخالفت ورزيده اند و در سلطنت خدا منازعه نموده اند؛ زيرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. پس هر كسي را او بخواهد تزويج مي كند و هر كسي را او نخواهد تزويج نمي كند.[17]

اما نظر دقيق تر درباره عدم ازدواج حضرت معصومه(س) اين است كه از آنجا كه در دوران هارون الرشيد و مأمون، شيعيان و علويان و به ويژه امام كاظم(ع) مورد سخت ترين فشارها و آزارها بودند و ارتباطات اجتماعي آنان بشدت محدود بود، كسي جرات نزديك شدن به خاندان اهل بيت(ع) را پيدا نمي كرد؛ چه رسد به آنكه با آنان پيوند نيز برقرار سازد.

هجرت به ايران و ورود به قم

صاحب كتاب تاريخ قم مي گويد: در سال 200 مأمون خليفه عباسي، امام علي بن موسي الرضا(ع) را از مدينه به مرو به جهت وليعهدي آن جناب طلب نمود و خواهر ايشان در سال 201 به قصد ديدار برادر راهي مرو شد.[18] گفته شده حضرت فاطمه معصومه(س) پس از دريافت نامه برادرش، خود را آماده سفر نمود.[19] ايشان با كارواني از بستگان و خويشانِ خويش راهي ايران شد. چون به ساوه رسيدند دچار جنگ سختي با دشمنان اهل بيت شدند و همه برادران و برادرزادگان وي به شهادت رسيدند. فاطمه معصومه پس از ديدن جنازه هاي غرقه به خون عزيزانش به سختي بيمار شد.[20] وي پس از اين جريان، خادم خود را امر فرمود كه او را به قم ببرد.[21]

قول ديگر آن است چون خبر بيماري ايشان به آل سعد رسيد تصميم به آن گرفتند خدمت ايشان رسيده و از وي درخواست كنند تا به قم بيايند. در اين ميان موسي بن خزرج از اصحاب امام رضا(ع) بر اين امر تقدم جست و خدمت فاطمه معصومه رسيد. مهار شتر ايشان را گرفت و ايشان را وارد قم ساخت و در خانه خويش منزل داد.[22]

در بعضي از منابع متأخر روز ورود حضرت معصومه (س) را 23 ربيع الاول دانسته اند.[23] فاطمه معصومه 17 روز در اين خانه ساكن و به عبادت و راز و نياز مشغول بود. اكنون عبادت گاه ايشان در منزل موسي بن خزرج در شهر قم، به «ستيه» يا «بيت النور» مشهور است.[24]

درگذشت

از سالروز وفات حضرت معصومه(س) نيز در منابع متقدم خبري نيست؛ ولي منابع متأخر سالروز وفات ايشان را در روز 10 ربيع الثاني سال 201 هجري قمري در 28 سالگي عنوان كرده اند.[25] برخي نيز روز 12 ربيع الثاني را نقل كرده اند.[26] برخي محققان معتقدند كه هر دو تاريخ، تخميني است.

شيعيان پيكر او را تشييع كرده و در منطقه اي به نام بابلان (حرم كنوني) كه متعلق به موسي بن خزرج بود به خاك سپردند.

نقل شده است هنگامي كه قبر مهيا گرديد در اين كه چه كسي وارد قبر شود به مشورت پرداختند و در پيرمردي پرهيزگار به نام "قادر" به توافق رسيدند. پس كسي را به دنبالش فرستادند كه ناگاه دو سواره با نقاب بر چهره از جانب ريگزار آمدند و به تجهيز وي پرداختند. آن دو پس از پايان مراسم دفن، بدون اين كه با احدي سخن بگويند، بر اسب هاي خود سوار شده و از محل دور شدند.[27]

پس از دفن حضرت(س) موسي بن خزرج سايباني از بوريا بر فراز قبر وي قرار داد تا در سال 256 كه زينب دختر امام جواد(ع) براي زيارت مزار عمه خويش به قم آمد و قبه اي بر فراز آن بنا كرد.[28]

فضيلت زيارت

در فضيلت زيارت حضرت معصومه(س) احاديثي از ناحيه ائمه معصومين(ع) وارد شده است. امام صادق(ع) مي فرمايد: خدا را حرمي است و آن مكه است، رسول خدا(ص) را حرمي است و آن مدينه است، امير مؤمنان(ع) را حرمي است و آن كوفه است، ما اهل بيت(ع) را حرمي است و آن قم است.[29]

روايت ديگري از امام صادق(ع) كه مي فرمايد: در قم، بانويي از فرزندان من كه نامش «فاطمه دُخت موسي» است رحلت مي كند و با شفاعت او همه شيعيانِ ما وارد بهشت مي شوند.[30] و در بياني ديگر زيارت او معادل بهشت نقل شده است.[31]

در حديثي از امام رضا(ع) آمده است كه هر كس او را زيارت كند مرا زيارت كرده است.[32] و در فرمايشي ديگر مي فرمايد: بهشت از آن اوست.[33]

امام جواد(ع)مي فرمايد : هركس قبر عمّه ام حضرت معصومه سلام اللّه عليها را با علاقه و معرفت در قم زيارت كند، أهل بهشت خواهد بود.[34][35]

پانويس

1. مستدرك سفينه البحار، ج 8 ، ص 261 .
2 . الارشاد، ج 2 ، ص 244 .
3. تذكرة الخواص، ص 315 .
4. پرش به بالا ↑ دلائل الامامه، ص 309 .
5. رياحين الشريعة، ج 5 ، ص 35 .
6. دارالسلام، ج 2 ، ص 170 .
7. انوار المشعشعين، ج 1 ، ص 211 .
8. زبدة التصانيف، ج 6 ، ص 159 .
9. تواريخ النبي و الآل، ص 65 .
10. منتهي الآمال، ج 2 ، ص 378 .
11. بنياد انديشه اسلامي.
12.كريمه اهل بيت، ص 63/ و 64 به نقل از كشف اللئالي.
13. العوالم، ج 21 ، ص 354 .
14. بحارالانوار، ج 65 ، ص 76 .
15. تاريخ يعقوبي، ج 3 ، ص 151 .
16. حياة الامام موسي بن جعفر، ج2 ، ص 497 .
17. كافي، ج 1 ، ص 317 .
18. الغدير، ج 1 ، ص 170 .
19. من لايحضره الخطيب، ج 4 ، ص 461 .
20. قيام سادات علوي، ص 160 .
21. تاريخ قم، ص 163 .
22. بحارالانوار، ج 48 ، ص 290 .
23. حضرت معصومه، فاطمه دوم ،ص111
24. منتهي الآمال، ج 2 ، ص 379 .
25. انجم فروزان، ص 58 - گنجينه آثار قم، ج 1 ص 386 .
26. مستدرك سفينة البحار، ص 257 .
27. تاريخ قم، ص 166 . بحارالانوار، ج 48 ، ص 290
28. منتهي الآمال، ج 2 ، ص 379 .
29. بحارالانوار، ج 48 ، ص 317 .
30. مستدرك سفينة البحار، ص 596 . النقض، ص 196 .
31. بحارالانوار، ج 57 ، ص 219 .
32. رياحين الشريعة، ج 5 ، ص 35 .
33. عيون اخبارالرضا(ع)، ج 2 ، ص 271 . مجالس المؤمنين، ج 1 ، ص 83
34. كامل الزيارات، ص 536 ، ح 827
35. بحارالانوار، ج 102 ، ص 266 .

منابع

نمازي شاهرودي، علي، مستدرك سفينه البحار، قم: مؤسسه النشر الاسلامي، 1419 ق.
شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد في معرفه حجج الله علي العباد، بيروت: دار المفيد، 1414 ق.
طبري، محمد بن جرير، دلائل الامامه، قم، 1413 ق.
محلاتي، ذبيح الله ، رياحين الشريعه، تهران، بي تا.
نوري، ميرزا حسين نوري، دارالسلام، قم، بي تا.
كاتوزيان، محمد علي بن حسين، انوار المشعشعين، چاپ سنگي، تهران، بي تا.
خوانساري، مولي حيدر، زبده اتصانيف، قم، 1415 ق.
تستري، محد تقي، تورايخ النبي و الآل، تهران، 1391 ق.
قمي، شيخ عباس، منتهي الآمال في تواريخ النبي و الآل، قم: جامعه مدرسين، 1422 ق.
مهدي پور، علي اكبر، كريمه اهل بيت، قم.
يعقوبي، ابن واضح اخباري، تاريخ يعقوبي، نجف، 1384 ق.
قرشي، باقر شريف، حياة الإمام موسي بن جعفر عليهما السلام، بيروت: دار البلاغة، 1413 ق.
كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران:دار الكتب الاسلاميه، 1363 ش.
اميني، علامه عبدالحسين،الغدير، ترجمه: جمعي از نويسندگان، تهران: بنياد بعثت، بي تا.
بحراني، شيخ عبدالله، عوالم، قم، 1409 ق.
مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت: دار احياء التراث العربي، 1403 ق.
داخل بن سيد، سيد حسين، من لايحضره الخطيب، بيروت، 1412 ق.
تشيد، علي اكبر، قيام سادات علوي، تهران، 1331 ش.
ناصر الشريعه، محمد حسين، تاريخ قم، بي جا: علامه طباطبايي، 1383 ش.
شيخ صدوق، محمد بن علي بن بابويه، عيون اخبار الرضا،بيروت: مؤسسه الاعلمي، 1404 ق.
شوشتري، قاضي نورالله، مجالس المؤمنين، تهران، بي تا.
قزويني رازي، عبدالجليل، النقض، تهران، 1358 ش.





Share