2022 June 26 - يکشنبه 05 تير 1401
نقد تفکر ابن تیمیه در اطاعت از اولی الامر
کد مطلب: ١٤٩٠٥ تاریخ انتشار: ١٤ آذر ١٤٠٠ - ١٥:٣٢ تعداد بازدید: 463
خارج فقه الحکومه » فقه
نقد تفکر ابن تیمیه در اطاعت از اولی الامر

جلسه سی‌ام 1400/09/14

 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی‌ام 14/09/1400

موضوع: نقد تفکر ابن تیمیه در اطاعت از اولی الامر

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

مقدمه

ابن تیمیه مبنای واحد و ثابتی ندارد هرکجا به نفع خودش باشد به اجتهاد عمل می‌کند و مبنایش این می شود که باید براساس اجتهاد باشد و جایی که به نفع او نباشد اجتهاد را قبول نمی کند. یکی از فوائد آشنایی ایشان با علامه حلّی (رضوان الله تعالی علیه) این بود که وقتی فهمید علامه حلّی تمام مباحث را به صورت اجتهادی بیان می کند او نیز اقدام به اجتهاد کرد .

ایشان به این نتیجه رسید که تقلید کردن از گذشتگان زیاد فائده ندارد لذا اجتهاد را از علامه حلّی گرفت و مدّعی شد که باید مجتهد باشیم و از هرگونه تقلیدی از بزرگان گذشته چه ابو حنیفه باشد، چه مالک باشد، چه شافعی باشد، چه احمد بن حنبل باشد بپرهیزیم.

بعضی وقت‌ها که می‌خواهد استدلال کند اقوال گذشتگان را می‌آورد و اجتهاد را کنار می‌گذارد و می‌گوید احمدبن حنبل چنین گفته است، ابو حنیفه چنین گفته است؛ یعنی این‌ها به خاطر مذهبی که انتخاب کرده‌اند یک چیزی را در ذهن‌شان درست کرده‌اند و بجای اینکه معلومات خود رابر قرآن عرضه کرده و عقائدشان را درست بکنند ، تمام آیات و روایات و همه شریعت را براساس آن یافته‌های ذهنی‌شان مطابقت می دهند.

هرچیزی که با یافته‌های ذهنی‌شان مطابقت بکند به عنوان شریعت قبول می‌کنند و هر وقت تطبیق نکند آن را تأویل و تفسیر به رأی می کنند و این بزرگترین گناه است چراکه پیامبر فرمودند (هرکسی تفسیر به رأی بکند جایگاهش جهنم خواهد بود).

بحث مورد نظر ما هم در همین موضوع با مسئله جدائی دین از سیاست بود که بخاطر آن به نبرد علمی با محمد عبده وامثال او قیام کردیم زیرا آنها بر خلاف مبنای مذهب اهل سنت و اجماع آنها می‌گویند: (انتخاب خلیفه به عهده مردم است) لذا در رابطه با انتخاب عمر توسط ابوبکر به بن بست می رسند و می‌خواهند توجیه بکنند و می گویند ابوبکر در انتخاب عمر با مردم مشورت کرد اما هیچ دلیلی حتی دلیل ضعیفی هم بیان نمی کنند که واقعا با مردم مشورت کرده باشد.

فقط ابن مفلح مقدسی می گوید که ابوبکر مشورت کرد. اما واقعیت این است که ابوبکر با هیچ کسی از صحابه مشورت نکرده بلکه برعکس، أغلب صحابه براین عقیده بودند که انتخاب عمر به صلاح مسلمین نیست و نباید حاکم اسلامی باشد به همین دلیل، صحابه از انصار و مهاجرین من جمله اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام ، طلحه، زبیر و دیگران همه به او اعتراض کردند اما ابوبکر به اعتراض هیچ یک از صحابه اهمیت نداد.

به همین جهت در چنین مواقعی نمی توانند حرف سند دار و منطقی بگویند و در جواب این سوال مهم که «آیا خلافت انتخابی است یا انتصابی؟»درمانده می شوند.

و همچنین در قضیه شورای عمر سرگردان هستند که «آیا این شش نفر، منتخب مردم هستند یا خلیفه دوم آنها را انتخاب کرده است؟ آیا انتخاب آن نفرات، نماد دموکراسی است یا نماد دیکتاتوری؟» عمر می گوید: اگر این شش نفر در طول 3 روز نتوانستند خلیفه معین بکنند همه آنها باید کشته شوند! آیا این دموکراسی است؟! یا می گوید: اگر دو نفر مخالف بود و چهار نفر موافق، آن دو نفر باید گردن زده شوند!

در کجای دنیا این طوری است؟ حتی آن کشورهایی که لائیک وبی دین هستند نمی گویند اگر کسی در انتخابات، مخالفت بکند باید کشته شود.

بنابراین حرف عمر با هیچ اصلی از اصول دنیا در طول تاریخ تطبیق نمی‌کند.

پس معلوم است که مبنای اهل سنت از اساس و ریشه اشتباه است.

خشت اول گر نهد معمار کج ** تا ثریا می‌رود دیوار کج

اهل سنت در رابطه با موضوع «حکومت اسلامی» هرکاری بکنند در چاه می‌افتند حتی بعضی از علماء و مفتیان آنها که حدود 12 کتاب در ردّ علی عبدالرزاق نوشته‌اند، نتوانسته اند خوب از عهده شبهات وی برآیند و جواب درستی بدهند.

درجواب شبهات علی عبدالرزاق که می‌گوید درحکومت اسلامی دیانت غیر از سیاست است، نمی‌توانند جواب بدهند بلکه تنها کسی که در این زمینه می‌تواند سینه سپر کند و با استناد به آیات و روایات و سیره نبی مکرم و سیره ائمه علیهم السلام جواب بدهد فقط مذهب شیعه اثنا عشری است.

من قاطعانه می گویم که غیر از مذهب شیعه اگر اهل سنت صد تا هم کتاب بنویسند نمی‌توانند جواب بدهند؛ چون پایه و اساس عقائدشان خراب وباطل است.

ما این بحث در این موضوع را که شروع کردیم با اینکه طول کشید اما ارزش دارد زیرا خیلی از مسائل مهم و کلان دیگری مانند تفسیر آیه اطاعت از اولی الأمر و آیات دیگری که مربوط به حکومت و مسائل مشورتی است را می شود با آن حلّ وفصل کرد.

(وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَینَهُمْ)

و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست

سوره شوری (42): آیه 38

(وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ)

و در کارها، با آنان مشورت کن!

سوره آل‌عمران (3): آیه 159

سوال اینجا است که وظیفه مردم در قبال حاکمی که ظلم و جنایت می کند وحقوق مردم را نابود کرده و دستورات ضد دینی می دهد، چیست؟ آیا وظیفه مردم اطاعت است؟ حتی اگر دستور ضد دینی داد!

«وإن أمرک بأمرٍ ینقص دینک فقل طاعة منی دمی دون دینی ولا تفارق الجماعة»

السنن الواردة فی الفتن وغوائلها والساعة وأشراطها؛ اسم المؤلف: أبو عمرو عثمان بن سعید المقرئ الدانی الوفاة: 444، دار النشر: دار العاصمة - الریاض - 1416، الطبعة: الأولى، تحقیق: د. ضاء الله بن محمد إدریس المبارکفوری، ج2، ص402- 403، ح143

«وإن أراد أمرا ینتقص دینک فقل سمع وطاعة دمی دون دینی فلا تفارق الجماعة»

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی الوفاة: 235، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج6، ص544

اصلا ما با قرآن و سنت نبوی کار نداریم اگر ما به یک لائیک بی دین و یا به یک یهودی یا مسیحی بگوییم دین‌ اسلام می گوید: اگرحاکم اسلامی برخلاف دین دستور به غارت اموال مردم بدهد و مردم را بدون دلیل به قتل برساند یا حاکم در تلویزیون نیم ساعت زنا و لواط کند و یا لواط بدهد، کسی حق اعتراض ندارد و مردم باید از او تبعیت کنند! آیا به دین ما نمی‌خندند؟ العیاذ بالله دین اسلام را مسخره نمی‌کنند؟ آیا این دستورات مایه تنفر دانشجوها واساتید و حتی پیر مردها و پیر زنان از دین اسلام نمی‌شود؟

اما اهل سنت برای این‌که کار سلاطین جور را توجیه کنند چنین بنایی را نهاده‌اند و مادامی که این بناء ویران و خراب نشده و مبنای صحیحی بر اساس فرمایشات معصومین علیهم السلام درست نکنند به هیچ عنوان علمایشان نمی توانند جواب این شبهات را بدهند.

این روایاتی که از رسول اکرم صلّی الله علیه وآله نقل می کنند همه این ها از جعلیات خلفاء بنی امیه و بنی العباس است زیرا دیدند اگراین کارها را انجام ندهند نمی توانند ظلم وستم های خود را مشروع جلوه بدهند .

لذا اگر بگویند حکومت اسلامی الهی است به مشکل برمی خورند چون خداوند مخالف ظلم وستم است و اگر بگویند حکومت مردمی است باز به مشکل دیگری برمی خورند چون حکومت خلفاء بر اساس انتخاب نبوده است و هدف ما از این دو بحث این است که همه اهل سنت و وهابیت در بن بست علمی قرار گرفته و جوان های آنها هدایت شده و جوان های شیعه از مذهب حَقه تشیع دور نشوند.

پس تا مادامی که به این سوال‌ها جواب داده نشود ما به هیچ وجه نمی‌توانیم این اسلامی را که اهل سنت معرفی می‌کنند بعنوان دین بپذیریم.

ما در مرحله اول باید پایه و ریشه را درست کنیم که اگر درست بشود به خودی خود نتیجه می دهد.

اهل سنت سه تا مبنا دارند اول: حکومت، توسط اهل‌ حلّ و عقد انجام می‌شود.

دوم: یا امام قبلی، امام بعدی را انتخاب می‌کند.

سوم: یا بواسطه زور و غلبه حاکم انتخاب می‌شود یعنی با کودتا و شورش!

آقای تفتازانی و غیره در بحث غلبه مانده‌اند که چه کار کنند.

بررسی

آیا اگر کسی با غلبه حکومت را به دست گرفت حکومت درست می‌شود یانه؟ باز همان بحث‌ها پیش می‌آید.

اگر حکومت با غلبه و زور باشد اولا با مبنای خودشان سازگاری ندارد و ثانیا همه توقع دارند که حاکم ، اصل اسلام و عدل را پیاده کرده وبا ظلم مبارزه بکند!

اما وقتی که خود حاکم ظالم باشد چگونه می تواند با ظلم مبارزه کند؟ اهل سنت در جواب می گویند:کسی حق اعتراض ندارد .این عقیده برخلاف قرآن و سنت است.

تذکر

متأسفانه ما یک مقدار کوتاه آمدیم و در طول این 1400 سال عمده‌ ی حوزوی‌های ما روی فقه و اصول رفته اند. شما اگر به کتابخانه‌ها مراجعه بکنید می بینید که کتاب‌های فقهی و اصولی موجود صد برابر بیشتر از نیاز است.

اما در موضوعات کلامی خصوصا در مورد امامت_ که از اهمیت بیشتری برخوردار است طوری که روایات زیادی دراین مورد صادر شده است که فرموده اند:

«وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الإسلامیة ج‏2 ؛ ص18، بَابُ دَعَائِمِ الْإِسْلَام‏، ح1_.

چقدر کتاب نوشته شده است؟ در طول تاریخ چند نفر در این موضوع کار کرده اند؟ آیا از بین هزاران فقیهی که در طول تاریخ بودند ، بیست نفر پیدا می شود که روی مباحث امامت و حکومت کار کرده باشند؟ لذا ما براین شدیم که وقتمان را در این موضوع قرار بدهیم به قول معروف جلوی ضرر را از هرکجا بگیریم به نفع ما است بنابراین آن‌چه ضروری است تربیت نیروهایی مثل هشام ابن حکم، مؤمن الطاق،‌ و قیس ماصر است. ما به این‌نیروها نیاز مبرم داریم.

الحمدلله به اندازه کافی امثال زراره که اهل فتوا در فروع الدین بودند در بین شیعیان بوده و هست اما چند تا کتاب در رابطه با پاسخ به شبهات تألیف و چاپ شده است؟ چند نفر از اساتید ما در این زمینه فعالیت دارند؟

عزیزانی که واقعا در شبهات کار می‌کنند خیلی ارزشمند هستند امام (علیه السلام) می فرماید آ‌نهایی که در موضوع پاسخ به شبهات کار می‌کنند اگر تمام دنیا در اختیار آتها قرار داده بشود کم است.

اگربا این روش ما بتوانیم در این موضوع در طول سال، ده نفر – بیست نفر نیروهایی برای پاسخ به شبهات ان شاء الله تربیت کنیم کافی خواهد بود.

آغاز بحث...

بحث ما در این بود که نظر ابن تیمیه به عنوان نظریه پرداز وهابیت در رابطه با قیام در برابر ستم و ستمگر چیست؟

در این زمینه ایشان از بقیه علمای اهل سنت بیشتر حرف زده است بحث‌هایی که ایشان مطرح کرده است سه، چهار برابر نووی، قرطبی، ابن حجر و دیگران است.

در کتاب «مجموع فتاوی» جلد 35 صفحه 12 – 13 – 14 این مباحث را مطرح می کند.

ابتدا من عبارت «منهاج السنه» ایشان را نقل کنم که خیلی خلاصه است. عزیزان دقت کنند آقایان وهابی از داعش و النصره و دیگر گمراهان که گروه تشکیل داده اند و با حکومت‌ها مبارزه می‌کنند عملا با فتاوای ابن تیمیه مخالفت می‌کنند.

در کتاب «منهاج السنة» جلد اول صفحه 111 یک روایتی از عبدالله ابن عمر نقل می‌کند و می‌گوید:

«من خلع یدا من طاعة لقی الله یوم القیامة لا حجة له ومن مات ولیس فی عنقه بیعة مات میتة جاهلیة»

کسی که از حاکم اطاعت نمی کند در روز قیامت هیچ حجتی ندارد واگر درهمان حال بمیرد وبیعتی در گردنش نباشد به مرگ جاهلیت مرده است.

این روایت را در رابطه با یزید مطرح کرده سپس می‌گوید:

«وهذا حدث به عبد الله بن عمر لعبد الله بن مطیع بن الأسود لما خلعوا طاعة أمیر وقتهم یزید»

مردم مدینه از امیر وقت‌شان یعنی یزید اطاعت نکردند

«مع أنه کان فیه من الظلم ما کان»

بااینکه مرتکب ظلم و ستم های زیادی مرتکب شده بود

«ثم إنه اقتتل هو و هم»

باهم قتال کردند

«وفعل بأهل الحرة أمورا منکرة»

منهاج السنة النبویة؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج1، ص111

ابن کثیر دمشقی می نویسند که هفتصد نفر از صحابه را به قتل رساندند و ناموس مسلمان‌ها را برای سپاه سه شبانه روز مباح کردند! و از این تجاوز جنسی نزدیک 1000 نفر فرزند نامشروع متولد شد.

ابن جوزی در کتاب «المنتظم» می نویسد از زهری سوال کردند:

«کم کانت القتلى یوم الحرة قال سبعمائة من وجوه الناس من قریش والأنصار والمهاجرین»

تعداد کشته شدگان در جریان حرّه چقدر بود؟ گفت: هفتصد نفر مسلمان از قریش وانصار ومهاجرین کشته شد.

المنتظم فی تاریخ الملوک والأمم؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علی بن محمد بن الجوزی أبو الفرج الوفاة: 597، دار النشر: دار صادر - بیروت - 1358، الطبعة: الأولى، ج6، ص16

بدر الدین عینی در «عمدة القاری» می نویسد:

«أباح مسلم بن عقبة المدینة ثلاثة أیام یقتلون الناس ویأخذون الأموال ووقعوا على النساء حتى قیل: إنه حبلت ألف امرأة فی تلک الأیام . وعن هشام بن حسان: ولدت ألف امرأة من أهل المدینة من غیر زوج»

عمدة القاری شرح صحیح البخاری؛ اسم المؤلف: بدر الدین محمود بن أحمد العینی الوفاة: 855هـ، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 17، ص 221

...حتی زن‌هایی که همسر نداشتند _ یعنی دختران باکره_ تعدادشان 1000نفر بود که حامله شدند.

ابن کثیر دمشقی در کتاب «البدایة والنهایة» در جلد 8 صفحه 221 نیز همین مطلب را به صراحت می‌گوید:

«ووقعوا على النساء حتى قیل إنه حبلت ألف امرأة فى تلک الأیام من غیر زوج ... ولدت ألف امرأة من أهل المدینة بعد وقعة الحرة من غیر زوج»

البدایة والنهایة؛ اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 8، ص 221

ابن تیمیه می‌گوید عبدالله ابن عمر به یزید با این همه جنایاتش می‌گوید: «خلعوا طاعة أمیر وقتهم یزید» و فردای قیامت هیچ حجتی ندارند با این‌که با همدیگر قتال کردند «و فعل بأهل الحرة أمورا منکرة»

«فعلم أن هذا الحدیث دل على ما دل علیه سائر الأحادیث الآتیة من أنه لا یخرج على ولاة أمور المسلمین بالسیف وأن من لم یکن مطیعا لولاة الأمور مات میتة جاهلیة»

...اگر کسی مطیع ولات امر نباشد، مرگش مرگ جاهلی است.

یعنی ابن تیمیه و عبدالله بن عمر ، یزیدبن معاویه را بااین همه جنایاتی که دارد امیر و خلیفةالله می داند.

اما این‌که می‌گوید: «وفعل بأهل الحرة أمورا منکرة» خیلی مهم است یعنی عمل منافی عفت را با اهل مدینه انجام دادند.

بعد می‌گوید:

«وهذا ضد قول الرافضة»

این‌که ما می‌گوییم باید تابع حاکم اسلامی باشید این ضد قول رافضه است.

«فإنهم أعظم الناس مخالفة لولاة الأمور وأبعد الناس عن طاعتهم إلا کرها»

این بر خلاف قول شیعه امامیه است، این‌ها اعظم الناس در مخالفت با ولات امور و ابعد الناس از طاعت‌شان هستند.

سوال

اینکه ابن تیمیه می گوید: «أعظم الناس مخالفة لولاة الأمور» _یعنی شیعیان مخالفترین مردم با خلیفه و والیان هستند_ سوال : چه کسانی در قضیه‌ی جنگ جمل و جنگ صفین با ولاة الامر مخالفت و قیام کردند؟ یا در فتنه نهروان چه کسانی با والی امر_یعنی با امیرالومنین علیه السلام_ مخالفت کردند؟

علماء اهل سنت یک جهت را درنظر می گیرند اما دهها جهت را رها می‌کنند، من بارها گفتم هنر این است که ما باید در جواب شبهه تلاش کنیم از خود شبهه، شبهه تولید کنیم!

این آقا به شیعه می‌گوید: «فإنهم أعظم الناس مخالفة لولاة الأمور» درحالی که امیرالمومنین علی (علیه السلام) خلیفه منتخب مردم بود آیا شیعیان در برابر ایشان قیام کردند؟ یا در صفین شیعیان قیام کردند؟ در فتنه خوارج شیعیان قیام کردند؟

بعد می‌گوید:

«ونحن نطالبهم أولا بصحة النقل»

ما از شیعه می‌خواهیم که در برابر مخالفت ولات امر به ما حدیث نشان بدهند

«ثم بتقدیر أن یکون ناقله واحدا»

شاید یک خبر واحد گیر بیاورند به ما نشان بدهند.

«فکیف یجوز أن یثبت أصل الإیمان بخبر مثل هذا الذی لا یعرف له ناقل وإن عرف له ناقل أمکن خطؤه وکذبه وهل یثبت أصل الإیمان إلا بطریق علمی»

منهاج السنة النبویة؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج1، ص111

در هر صورت...

ایشان در منهاج السنة از صفحه 391 تا 395 و در کتاب «مجموع فتاوی» جلد 35 صفحه 12- 13- 14 این مطالب را مفصلا مطرح می‌کند اگرچه بعضی از حرف‌هایش تکراری است؛ ولی در میان سخن های مکرّر بحث‌های اساسی نیز مطرح می کند که قابل توجه است.

امیدواریم که خداوند متعال به همه ما توفیق بدهد تا بتوانیم اسلام راستین و اسلام محمدی (صلی الله علیه واله وسلم) را خوب درک کرده وخوب از آن پاسداری کنیم.

مشکل اصلی ما این است که به آن اسلام راستین آشنایی نداریم فقط به فقه، حدود، دیات، زکات و خمس، طهارت و نجاست، حیض و نفاس و... پرداخته ایم البته این‌ مطالب ضروری است ولی در کنار آن‌ها مباحث سیاسی نیز باید مطرح بشود و الا مباحث احکام بدون آن زیاد قابل طرح نخواهد بود مثل قضیه‌ ی حجاب چون یکی می‌خواهد لخت و عریان به خیابان بیاید و دیگری دنبال بحث شراب و...برود و بگوید من آزادی می‌خواهم.

ان شاء الله امیداریم خدای عالم به همه ما آگاهی از اسلام راستین عنایت کند. از عزیزانی که از فضای مجازی بحث را دنبال می‌کنن تقاضا می‌کنیم که اگر برایشان مقدور است حضوری تشریف بیاورند چون امیر المؤمنین فرمودند:

«العلم لا یحصل الا بخمسة اشیاء»

یک مورد آن:

«بخدمة الرجال»‌

است.

العِلمُ لا یَحصُلُ إلاّ بِخَمسَةِ أشیاءَ : أوَّلُها بِکَثرَةِ السُّؤالِ ، والثّانی بِکَثرَةِ الاِشتِغالِ ، والثّالِثُ بِتَطهیرِ الأَفعالِ ، والرّابِعُ بِخِدمَةِ الرِّجالِ ، والخامِسُ بِاستِعانَةِ ذِی الجَلالِ .

المواعظ العددیّة ، لمحمّد بن الحسن الحسینی ( القرن الحادی عشر الهجری ) ، تحریر : المیرزا علی المشکینی الأردبیلی ، الهادی - قم ، الطبعة الأُولى 1406 ه‍ .

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

 


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها