2021 July 25 - يکشنبه 03 مرداد 1400
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟
کد مطلب: ٥١٣٨ تاریخ انتشار: ١٥ خرداد ١٤٠٠ - ٠٩:٣٠ تعداد بازدید: 28349
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
آياروايت «ولدني ابوبكر مرتين» ازقول امام صادق عليه السلام صحت دارد؟

 

سؤال كنندگان : علي سعيدي و ناصر خوشنويس

پاسخ :

يكي از دلائلي كه علماي اهل تسنن براي اثبات حُسن روابط ميان اهل بيت عليهم السلام و خلفاي سه گانه استدلال مي كنند و با استفاده از آن موضع شيعيان در برابر خلفا را مورد انتقاد قرار مي دهند ، روايتي است معروف به «ولدني ابوبكر مرتين» كه از قول امام جعفر صادق عليه السلام نقل مي كنند . ما در اين جا به صورت مختصر سند و نيز دلالت اين روايت را از مصادر شيعه و سني مورد بررسي قرار داده و در نهايت قضاوت را بر عهده خوانندگان عزيز قرار مي دهيم .

بررسي سند روايت در كتاب هاي شيعه :

اين روايت را هيچيك از علماي شيعه نقل نكرده اند ، تنها مرحوم ابو الفتح اربلي در كتاب كشف الغمه آن را از عبد العزيز بن اخضر جنابذي كه سني حنفي است نقل كرده .

وقال الحافظ عبد العزيز بن الأخضر الجنابذي رحمه الله أبو عبد الله جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب عليهم السلام الصادق وأمه أم فروة واسمها قريبة بنت القاسم بن محمد بن أبي بكر الصديق رضي الله عنه وأمها أسماء بنت عبد الرحمن بن أبي بكر الصديق ولذلك قال جعفر عليه السلام ولقد ولدني أبو بكر مرتين .

كشف الغمة ، ج2 ، ص 374 .

حافظ عبد العزيز جنابذي گفته است: ابو عبد الله جعفر بن محمد ، مادرش ام فروه از طرفي دختر قاسم بن محمد بن ابو بكر است و از طرف ديگر مادرش اسماء، دختر عبد الرحمان بن ابوبكر است و از اين روي امام صادق فرموده: ابوبكر دو بار مرا به دنيا آورده يعني از دو طرف نسب من به ابو بكر مي رسد.

اولاً : حافظ عبد العزيز جنابذي متوفاي 611 است و امام صادق عليه السلام در سال 148 هجري به شهادت رسيده است بين اين دو فاصله زيادي وجود دارد . پس روايت مرسله است و روايت مرسل ارزشي براي استدلال ندارد .

ثانياً : اين شخص سني مذهب است ؛ چنانچه ذهبي در سير اعلام النبلاء در باره وي مي نويسد :

ابن الأخضر * الامام العالم المحدث الحافظ ... قال ابن النجار : ... وما رأيت في شيوخنا مثله في كثيرة مسموعاته ، وحسن أصوله ... .

سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج 22 - ص 31 .

بهترين شاهد بر سني بودن اين شخص ، استفاده از كلمه «صديق» براي ابوبكر است ؛ در حالي كه همه شيعيان مي دانند كه اين لقب از القاب اختصاصي امير المؤمنين عليه السلام بوده است . ما اين مطلب را در اين آدرس به صورت كامل بررسي كرده ايم .

چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟

از اين رو ، اين روايت از نظر شيعيان ارزشي ندارد . اگر اهل سنت بخواهند مطلبي را براي شيعيان بيان كنند، بايد به روايتي استناد كنند كه از طريق روات شيعه به سند صحيح نقل شده باشد.

معني ندارد كه بر اساس روايتي كه شيعهً قبول ندارد ، بخواهند عليه آن ها استدلال كنند . ابن حزم اندلسي كه خود از دانشمندان بنام اهل سنت و از مخالفين سر سخت شيعيان است در اين باره مي نويسد :

لا معني لاحتجاجنا عليهم برواياتنا ، فهم لا يصدّقونها ، ولا معني لاحتجاجهم علينا برواياتهم فنحن لا نصدّقها ، وإنّما يجب أن يحتجّ الخصوم بعضهم علي بعض بما يصدقّه الذي تقام عليه الحجّة به .

الفصل في الأهواء والملل والنحل ، ج4 ، ص159.

معنا ندارد كه ما عليه شيعيان به روايات خودمان استدلال كنيم ؛ در حالي كه آنها قبول ندارند و نيز معنا ندارد كه آن ها به روايات خودشان عليه ما استناد كنند ؛ در حالي كه ما آن روايات را قبول نداريم . از اين رو لازم است كه در برابر خصم به چيزي استناد شود كه او قبول دارد و براي او حجت است .

بررسي سند روايت در كتاب هاي اهل سنت :

اين روايت حتي در كتاب هاي خود اهل سنت نيز سند درستي ندارد و تمام سند هاي آن بدون استثناء طبق قواعد رجالي اهل سنت بي اعتبار هستند ؛ ولي متأسفانه علماي اهل سنت بدون توجه به سند روايت و از آن جايي كه بحث فضائل خلفا در ميان است ، با چشمان بسته روايات را نقل و بعد از آن به تاخت و تاز عليه شيعه مي پردازند .

ذهبي ، رجالي مشهور اهل سنت بعد از نقل اين روايت ، بدون اين كه سندي براي آن ذكر كند ، مي نويسد :

وكان يغضب من الرافضة ، ويمقتهم إذا علم أنهم يتعرضون لجده أبي بكر ظاهرا وباطنا . هذا لا ريب فيه ، ولكن الرافضة قوم جهلة ، قد هوي بهم الهوي في الهاوية فبعدا لهم .

سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج 6 - ص 255 .

امام صادق از دست رافضه ناراحت بود و اگر مي ديد كه آن ها ؛ چه در ظاهر و چه در باطن متعرض جدش ابوبكر مي شوند ، دشمن آن ها مي شد . ولي رافضه قومي جاهل هستند ...

اما وقتي رواياتي در فضائل اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نقل مي كند با اين كه خودش تصريح مي كند سند روايت صحيح است ، قلبش را شاهد مي گيرد كه اين روايت باطل است !

همانند روايتي كه از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله نقل مي كند كه فرمود :

عدوك يا علي عدوي ، وعدوي عدوّ اللّه .

يا علي دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن خداوند است.

ذهبي هيچ دليلي از نظر رجالي بر ضعف اين روايت نمي يابد ولي مي نويسد :

يشهد القلب أنّه باطل .

قلب من شهادت مي دهد كه اين روايت باطل است

ميزان الاعتدال، ج 1، ص 82 ، ترجمة أحمد بن الأزهر النيسابوري .

معلوم مي شود كه يكي از ملاكهاي صحت و سقم روايت، شهادت قلب آقاي ذهبي است

سند اول :

مهمترين سندي كه براي اين روايت مي توان يافت ، سندي است كه مزّي در تهذيب الكمال نقل كرده است :

أخبرنا بذلك أبو الفرج عبد الرحمان بن أبي عمر محمد بن أحمد بن محمد بن قدامة المقدسي بدمشق ، وأبو الذكاء عبد المنعم بن يحيي بن إبراهيم الزهري بالمسجد الأقصي ، وأبو بكر محمد بن إسماعيل بن عبد الله بن الأنماطي الأنصاري بالقاهرة ، وأبو بكر عبد الله بن أحمد بن إسماعيل بن فارس التميمي بالإسكندرية ، قالوا أخبرناأبو البركات داود بن أحمد بن محمد بن ملاعب البغدادي بدمشق ، قال : أخبرنا القاضي أبو الفضل محمد بن عمر بن يوسف الأرموي ببغداد ، قال : أخبرنا الشريف أبو الغنائم عبد الصمد بن علي بن محمد بن الحسن ابن المأمون ، قال  : أخبرنا الحافظ أبو الحسن علي بن عمر بن أحمد ابن مهدي الدارقطني ، قال : حدثنا يعقوب بن إبراهيم البزاز ، قال : حدثنا الحسن بن عرفة ، قال : حدثنا محمد بن فضيل ... .

وبه [الإسناد السابق] قال : أخبرنا الدارقطني ، قال : حدثنا أبو بكر أحمد بن محمد بن إسماعيل الادمي ، قال : حدثنا محمد بن الحسين الحنيني ، قال : حدثنا عبد العزيز بن محمد الأزدي ، قال : حدثنا حفص بن غياث ، قال  : سمعت جعفر بن محمد يقول : ما أرجو من شفاعة علي شيئا إلا وأنا أرجو من شفاعة أبي بكر مثله ، ولقد ولدني مرتين .

تهذيب الكمال - المزي - ج 5 - ص 81 - 82 .

چيزي از شفاعت علي (عليه السلام) اميد ندارم ، مگر اين كه مثل همان را از ابوبكر اميد دارم ، به درستي كه ابوبكر مرا دو بار به دنيا آورده است ! .

اولاً در سلسه سند اين روايت چندين راوي مجهول و ضعيف وجود دارد ؛ از جمله :

1. أبو البركات داود بن أحمد بن محمد بن ملاعب البغدادي : وي مجهول است ؛ چنانچه ذهبي در تاريخ اسلام ، ج 44، ص 287 و صفدي در الوافي بالوفيات ، ج 13 ، ص 286 نام وي را ذكر كرده ؛ اما هيچ گونه جرح و تعديلي نياورده اند .

2 . عبد الصمد بن علي بن محمد . وي نيز مجهول است ؛ چنانچه خطيب بغدادي در تاريخ بغداد ، ج 11 ص 46 نامش را آورده ؛ ولي هيچ مدح و ذمي در باره اش نقل نكرده است .

3 . احمد بن محمد بن إسماعيل الآدمي ، مجهول است .

4 . عبد العزيز بن محمد الأزدي . نمازي در مستدركات علم الرجال ، ج4 ، ص445 ، شماره 7909 نام وي را ذكر و تصريح مي كند كه مجهول است .

5 . حفص بن غياث : سليمان بن خلف الباجي از علماي اهل سنت در باره وي مي نويسد :

قال علي بن المديني: أحاديث حفص وحاتم بن وردان عن جعفر بن محمد منكرة .

التعديل والتجريح - سليمان بن خلف الباجي - ج 1 - ص 513 .

علي بن مديني گفته است : احاديث حفص و حاتم بن وردان از جعفر بن محمد (عليهما السلام) غير قابل قبول است .

و مباركفوري در باره وي مي نويسد :

وحفص بن غياث ساء حفظه في الاخر، صرح به الحافظ في مقدمة الفتح وقال الذهبي في الميزان قال أبو زرعة ساء حفظه بعد ما استقضي .

تحفة الأحوذي - المباركفوري - ج 2 - ص 124 .

حفص بن غياث در اواخر عمرش ، حافظه اش ضعيف شده بود . حافظ (ابن حجر) در مقدمه فتح الباري به آن تصريح كرده است . ذهبي در الميزان گفته كه ابوزرعه گفته : حفص بن غياث بعد از آن كه قاضي شد ، حافظ ه اش ضعيف شد .

و نيز ذهبي در ميزان الإعتدال در باره وي مي نويسد :

وقال داود بن رشيد : حفص بن غياث كثير الغلط .

داود بن رشيد گفته : حفص بن غياث ، اشتباهاتش زياد بود .

و در ادامه مي گويد :

وقال أبو زرعة : ساء حفظه بعد ما استقضي .

ابو زرعه گفته : حفص بن غياث بعد از قاضي شدنش ، حافظه اش ضعيف شد .

وقتي در سلسله سند يك روايت چهار نفر مجهول و شخصي همچون حفص بن غياث وجود داشته باشد ، چگونه مي توان به آن اعتماد كرد .

سند دوم :

أخبرنا أبو القاسم إسماعيل بن محمد بن الفضل أنا أبو منصور بن شكرويه أنا أبو بكر بن مردويه أنا أبو بكر  الشافعي أنا معاذ بن المثني نا مسدد نا يحيي عن جعفر بن محمد قال تالله لحدثني أبي أن عليا دخل علي عمر وهو مسجي بثوبه فأثني عليه وقال ما أحد من أهل الأرض ألقي الله بما في صحيفته أحب إلي من المسجي بثوبه قال يحيي ثم ذكر جعفر أبا بكر وأثني عليه وقال ولدني مرتين .

تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 44 - ص 453 - 454 .

يحيي از جعفر بن محمد (عليهما السلام) نقل كرده است كه فرمود : سوگند به خدا كه پدرم نقل كرد كه علي (عليه السلام) بر عمر وارد شد در حالي كه (عمر) خود را در لباسش پيچيده بود ، امام بر او درود فرستاد و فرمود : احدي از اهل زمين كه خداوند به خاطر آن چه در صحيفه اش گذاشته است ، در نزد من از اين كس كه خود را در لباسش پيچيده است ، محبوب تر نيست . سپس يحيي گفت كه جعفر (عليه السلام) از ابوبكر ياد كرد و بر او درود فرستاد و فرمود : ابوبكر مرا دو بار به دنيا آورده است .

در سند اين روايت اسماعيل بن محمد بن الفضل وجود دارد كه ابن عساكر روايت را از وي نقل مي كند . ذهبي در باره وي مي نويسد :

وكان ابن عساكر لما رأي إسماعيل بن محمد وقد كبر ونقص حفظه .

وقتي ابن عساكر اسماعيل را ديد ، اسماعيل پير شده و حافظه اش خوب كار نمي كرد .

با اين حال چگونه مي توان به نقل ابن عساكر از اين شخص اعتماد كرد .

و نيز نوشته است :

قال أبو سعد : ... ورأيته وقد ضعف ، وساء حفظه .

من در حالي او را ديدم كه از جهت روايي ضعيف شده بود وحافظه اش خوب كار نمي كرد .

سير اعلام النبلاء ، ج20 ، ص86 .

و نيز در سند آن معاذ بن المثني وجود دارد كه محمد بن أبي يعلي در طبقات الحنابلة و ابراهيم بن مصلح در المقصد الأرشد در باره وي مي نويسند :

قال أحمد بن حنبل هو رجل سوء ساقط العدالة .

احمد بن حنبل گفته است: وي آدم بد و فاقد عدالت است .

المقصد الأرشد في ذكر اصحاب الامام احمد ، ابراهم بن مصلح ، ج3 ، ص35 و طبقات الحنابلة ، محمد بن أبي يعلي ، ج1، ص399 .

سند سوم :

وقال حفص بن غياث : سمعت جعفر بن محمد يقول : ما أرجو من شفاعة علي شيئا إلا وأنا أرجو من شفاعة أبي بكر مثله . لقد ولدني مرتين .

حفص بن غياث مي گويد: جعفر بن محمد فرمود: آن چه را از شفاعت جدم علي عليه السلام انتظار دارم، مثل همان را از شفاعت ابوبكر نيز انتظار دارم .

سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج 6 - ص 259 .

اولاً : روايت مرسل است و سلسله سند تا حفص بن غياث نقل نشده است ، شايد سلسله سند همان باشد كه مزي نقل كرده است كه در آن صورت همان اشكالات را خواهد داشت .

ثانياً : همان طور كه نقل كرديم ، حفص بن غياث كثير الغلط و كم حافظه بوده و روايات او از امام صادق منكَر و غير قابل قبول است .

البته برخي از علماي اهل سنت و به ويژه ذهبي و ابن حجر در كتاب هاي مختلف، اين روايت را نقل كرده اند ولي هيچ يك سندي براي آن ذكر نكرده اند .

بنابراين تمامي سند هاي اين روايت ، ارزشي براي استدلال ندارند و نمي توان به آن اعتماد كرد .

تحريف روايت :

ذهبي ، اصل روايت را در سير اعلام النبلاء ، ج 6 - ص 259 اين گونه نقل مي كند : « ... لقد ولدني  مرتين » ؛ در حالي كه در جاهاي ديگر و از جمله چهار صفحه پايين تر از آن ، كلمه «صديق» را اضافه كرده و روايت را اين گونه تحريف مي كند :

فكان يقول : ولدني الصديق مرتين .

الكاشف في معرفة من له رواية في كتب الستة - الذهبي - ج 1 - ص 295 و تذكرة الحفاظ - الذهبي - ج 1 - ص 166 و سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج 6 - ص 255 و تاريخ الإسلام - الذهبي - ج 9 - ص 88 .

چگونه ممكن است امام صادق عليه السلام از كلمه «صديق» براي ابوبكر استفاده كند ؛ در حالي كه همه مي دانند اين لقب از القاب مخصوص امير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام بوده است . ما اين مطلب را در جاي ديگر ثابت كرده ايم .

مناقشه در دلالت روايت :

همان طور كه گذشت ، مزي در تهذيب الكمال و ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسند :

حدثنا حفص بن غياث ، قال : سمعت جعفر بن محمد يقول : ما أرجو من شفاعة علي شيئا إلا وأنا أرجو من شفاعة أبي بكر مثله ، ولقد ولدني مرتين

شهيد نور الله تستري در جواب اين مطلب مي نويسد :

أقول : يدل علي كذب هذا الخبر أن صاحب الشفاعة العظمي هو جده صلي الله عليه وآله فلا يليق به عليه السلام نسيان شفاعة جده صلي الله عليه وآله وإظهار رجاء شفاعة غيره سيما أبو بكر الذي لا شافع له ولا حميم يوم لا ينفع مال ولا بنون ، إلا من أتي الله بقلب سليم ، اللهم إلا أن قصد به مجرد التقية فافهم .

وأما قوله عليه السلام " ولقد ولدني مرتين " فبيان للواقع لا للافتخار به كيف وقد مر الاتفاق علي أن قوم أبي بكر أرذل طوائف قريش وقد وقع التصريح به من أبي سفيان كما مر وقال علي عليه السلام في شأن محمد بن أبي بكر " إنه ولد نجيب من أهل بيت سوء " فتدبر .

الصوارم المهرقة - الشهيد نور الله التستري - ص 241 - 242 .

دليل بر دروغ بودن اين خبر همين بس كه صاحب شفاعت كبري ، جدش رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم است ، پس سزاوار نيست كه آن حضرت شفاعت جدش را فراموش كرده باشد و اظهار اميد به شفاعت غير كرده باشد . به ويژه ابوبكر كه خودش در آن روز كه مال و فرزندان سودي نمي بخشد ، شفاعت كننده و حمايت كننده اي ندارد ؛ مگر كسي كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد ! .

مگر اين كه هدف امام صادق عليه السلام از بيان اين جملات فقط تقيه باشد .

اما اين كه آن حضرت فرموده : " ابوبكر مرا دو بار به دنيا آورده " واقع را بيان مي كند نه اين كه افتخار كند ، زيرا پيش از اين گفتيم كه قبيله ابوبكر ، پست ترين قبيله قريش بوده است ؛ وابو سفيان هم به اين مطلب تصريح كرده است . و نيز علي عليه السلام در شأن محمد بن أبي بكر فرموده : او فرزندي نجيب از خانواده اي بد است كه اين سخنان پستي قبيله ي ابوبكر را اثبات مي كند. بنا بر اين جايي براي افتخار نمي ماند.

آيا انتساب به ابوبكر براي امام صادق افتخار دارد يا به ولايت جدش امير المؤمنين عليهما السلام ؟

چگونه ممكن است امام صادق به چنين مطلبي افتخار كرده باشد ؛ در حالي كه اين مطلب مخالف سيره آن حضرت بوده است . زيرا با مراجعه به سيره آن حضرت مي بينيم كه آن حضرت بالا ترين افتخار برايش قبول ولايت وامامت جدش امير المؤمنين عليه السلام است نه ولادت از او به اين حديث توجه كنيد كه مي فرمايد:

ولايتي لعلي بن أبي طالب أحبّ إليّ من ولادتي منه، لأنّ ولايتي له فرض وولادتي منه فضل .

ولايت علي بن أبي طالب (عليه السلام) براي من محبوب تر از اين است كه او مرا به دنيا آورده است ؛ چرا كه قبول ولايت او براي من واجب و فرزند او بودن امتياز است .

الفضائل ، شاذان بن جبرئيل ، ص 125 و الروضة في فضائل أمير المؤمنين ، شاذان بن جبرئيل ، ص 103 و بحار الأنوار ، علامه مجلسي ، ج29 ، ص299 .

و همچنين نقل شده است كه آن حضرت فرمود :

ولايتي لآبائي أحب إليّ من نفسي ، ولايتي لهم تنفعني من غير نسب ، ونسبي لا ينفعني بغير ولاية .

ولايت پدرانم براي من ، دوست داشتني تر از جان من است ، ولايت آن ها براي من فايده دارد ؛ حتي اگر نسبتي با آن ها نداشته باشم ؛ ولي نسبت با آن ها زماني كه ولايت آن ها را نداشته باشم ، برايم سودي ندارد .

مشكاة الأنوار ، علي الطبرسي ، ص 575 .

حال چگونه ممكن است كه نسبت امام صادق با امير المومنين افتخار نباشد؛ ولي نسبت با ابوبكر افتخار باشد؟

مخالفت با سيره و روش امير المؤمنين و فاطمه زهرا عليهما السلام

چگونه ممكن است امام صادق سيره و روش جدش امير المؤمنين و مادرش فاطمه زهرا عليهما السلام را فراموش كرده باشد ؛ در صورتي كه آن دو بزرگوار در تمام عمرشان لحظه اي با ابوبكر بيعت نكردند و خلافت او را به رسميت نشناختند . كه ذيلا به چند مورد در اين باره اشاره مي كنيم :

غضب فاطمه سلام الله عليها بر ابوبكر

بخاري در صحيح ترين كتاب اهل سنت بعد از قرآن مي نويسد :

فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّي تُوُفِّيَتْ .

صحيح البخاري ، ج4 ، ص42 .

فاطمه دختر رسول خدا صلي الله عليه وسلم در حال خشم و غضب ابو بكر را ترك نموده و بر او همچنان غضبناك ماند تا وفات نمود .

و طبق روايات صحيح السندي كه در كتاب هاي اهل سنت وجود دارد ، ناراحت كردن فاطمه ، ناراحت كردن رسول خدا است و نيز غضب فاطمه ، غضب رسول خدا است . چنانچه بخاري نوشته است :

عَنْ الْمِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي .

صحيح البخاري ، ج 4 ، ص 210 .

از مسور بن مخرمه روايت شده كه رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود : فاطمه پاره تن من است ، هر كس او را به خشم آورد ، مرا به خشم آورده است .

و از طرف ديگر فاطمه زهرا سلام الله عليها به خداوند قسم ياد مي كند كه ابوبكر را بعد از هر نمازي نفرين كند و شكايت او را پيش پدرش رسول خدا (ص) ببرد .

ابن قتيبه دينوري در كتاب الإمامة و السياسة مي نويسد :

فقالت : نشدتكما اللّه ألم تسمعا رسول اللّه يقول : رضا فاطمة من رضاي ، وسخط فاطمة من سخطي ، فمن أحبّ فاطمة ابنتي فقد أحبّني ، ومن أرضي فاطمة فقد أرضاني ، ومن أسخط فاطمة فقد أسخطني ؟

قالا : نعم ، سمعناه من رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم ، قالت : فإنّي أُشهد اللّه وملائكته أنّكما أسخطتماني وما أرضيتماني ، ولئن لقيت النبي لأشكونّكما إليه .

فقال أبو بكر : أنا عائذ باللّه تعالي من سخطه وسخطك يا فاطمة ، ثمّ انتحب أبو بكر يبكي ، حتي كادت نفسه أن تزهق . وهي تقول : واللّه لأدعونّ اللّه عليك في كلّ صلاة أصلّيها ... .

الامامة والسياسة ، تحقيق الشيري ، ج 1، ص 31 .

فاطمه سلام الله عليها فرمود : شما را به خدا ، آيا نشنيديد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود : خشنودي فاطمه ، نشانه خشنودي من است و خشم فاطمه نشانه خشم من است ، پس هر كس فاطمه را دوست داشته باشد ، به درستي كه مرا دوست داشته است ، هر كس فاطمه را راضي كند ، مرا راضي كرده است و هر كس فاطمه را به خشم آورد ، مرا به خشم آورده است .

ابوبكر و عمر گفتند : بلي ، ما از رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) اين مطلب را شنيديم . فاطمه (سلام الله عليها) فرمود : پس من خدا و ملائكه را شاهد مي گيرم كه شما دو نفر مرا ناراحت كرده و مرا خشنود نكرديد ، اگر پيامبر را ملاقات كنم ، از دست شما شكايت خواهم كرد .

ابوبكر گفت : به خدا پناه مي برم از خشم خداوند و خشم شما اي فاطمه . ! سپس ابوبكر به شدت گريه كرد تا جايي كه نزديك بود جان بدهد . فاطمه سلام الله عليها فرمود : سوگند به خدا كه بعد از هر نمازم تو را نفرين خواهم كرد .

چگونه مي شود كه حضرت صديقه طاهره از ابوبكر غضبناك و به دنبال هر نماز بر او نفرين كند ولي فرزندش امام صادق به انتساب به او افتخار نمايد؟

امير المؤمنين عليه السلام ، ابوبكر را خائن و دروغ گو مي داند :

مسلم بن حجاج نيشابوري در صحيح مسلم مي نويسد :

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنْ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا ... .

صحيح مسلم ، ج5 ، ص152 ، كتاب الجهاد و السير ، باب حكم الفيء .

زماني كه رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) از دنيا رفت ، ابوبكر گفت من جانشين رسول خدا هستم ، شما دو نفر آمديد و (تو اي عباس) ميراث پسر بردارت (پيامبر) را طلب كردي و اين (علي عليه السلام) ميراث همسرش از پدرش را طلب مي كرد . ابوبكر گفت كه رسول خدا فرموده است : "ما ارث به جاي نمي گذاريم ، هر آنچه از ما با قي مي ماند صدقه است " شما دو نفر ابوبكر را دروغ گو ، گناه كار ، پيمان شكن و خائن مي دانستيد .

چگونه ممكن است ، امام علي عليه السلام فردي را خائن و دروغگو بداند ولي فرزندش امام صادق عليه السلام بر خلاف جدش امير المؤمنين عليهما السلام ، به نسبتش با ابوبكر افتخار كند !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 



Share
1 | امير نصرتي نيا | | ١٢:٠٠ - ٢٦ اسفند ١٣٨٦ |
با سلام . خداوند متعال حامي تمامي شيعيان مولا علي (ع) مي باشد . در پناه حقيا علي . www.mikrobim.blogfa.com
2 | فريد | | ١٢:٠٠ - ٢٦ اسفند ١٣٨٦ |
با سلامخدا شما را از هر شر و بدي حفظ كند و هميشه در پناه خدا پيروز وسربلند باشيد.(اللهم عجل لوليك الفرج)
3 | حسين اسيري | | ١٢:٠٠ - ٢٨ اسفند ١٣٨٦ |
با عرض سلام .. واقعا دمتون كرم .. عالي بود .. جزاكم الله خير الجزاء .. و نهم ربيع را به شما تبريك عرض ميكنم
4 | مهدي احمدي | | ١٢:٠٠ - ٢٨ اسفند ١٣٨٦ |
با سلام.در پناه توفيقات حق موفق باشيد.
5 | عادل فريحي | | ١٢:٠٠ - ٠٩ فروردين ١٣٨٧ |
سلام عليكم مطلب زيبايي بود اميدوارم موفق باشيد
6 | فرهاد.ف | | ١٢:٠٠ - ١٤ فروردين ١٣٨٧ |
سلام عليكم. خداوند شما را حفظ كند و از گزند متجاوزين تا ظهور منجي عالم بشريت نگاه دارد. التماس دعا
7 | رضا مقيمي | | ١٢:٠٠ - ١٥ فروردين ١٣٨٧ |
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمد واخر تابع له علي ذالك
خداوند طول عمر با عزت به شما ودست اندر كاران شبكه سلام بدهد ان شاالله
8 | جواد | | ١٢:٠٠ - ١٨ ارديبهشت ١٣٨٧ |
واقعا آفرين چندي پيش اين مطلب را با آب و تاب فراوان در سني نيوز ديدم .فکر نمي کردم که اين آقايان اين قدر بي فکر باشند که از کتابهاي اهل تسنن باشد و فکر مي کردم که از کتابهاي شيعيان است .
واقعا خداوند شما و پدر و مادرانتان را رحمت کند
9 | محمدرضا بلبل پور | | ١٢:٠٠ - ١٧ تير ١٣٨٧ |
اين مطلب كه امام صادق از نوادگان دختري ابوبكر است، درست يا اشتباه!!! مهم نيست! چون مشكل شيعه با خود شخص ابوبكر است.
مگر شيعه به محمد بن ابي بكر احترام نمي ذاره!!! مگر محمد بن ابي بكر از شيعيان علي(ع) نبود؟
مگر هم او نبود كه در شعري خطاب به پدرش، گفت كه خلافت را از علي(ع) غصب كردي در حاليكه او بر تو برتري داشت؟
حالا سني ها بر اساس اين ماجرا كه آيا امام صادق از نوادگان ابوبكر است، چيه رو مي خوان ثابت كنند؟
اينكه علي(ع) با ابوبكر مشكل داشته ، چه ربطي به فرزند داره ؟ مگر گناه پدر و پسر باهم جمع مي شه ؟
10 | محمد | | ١٢:٠٠ - ١٧ آذر ١٣٨٧ |
آقا خيلي ممنون، استفاده کرديم ، ان شاالله خداوند بر توفيقاتتان بيفزايد
11 | نجيب | | ١٢:٠٠ - ٢٩ اسفند ١٣٨٧ |
من يك سني محقق هستم.
با اين جواب اين شبهه برايم حل شد.
اميدوارم خداوند مرا به فرقه مهديه هدايت كند
12 | احمد | | ١٢:٠٠ - ٢٢ ارديبهشت ١٣٨٨ |
با سلام از اينكه چنين مطالب مغرضانه و اشتباهي را در اين سايت ميبينم بسيار متاسفم.همچنين از ديدن نظرات ساختگي توسط طرفدارانتان به نام اهل تسنن به خنده اي تمسخر آميز مي افتم.واقعا بايد از راه اندازي اين سايت خجالت كشيد و به حال اسلام ناب محمدي و اهل بيت پيامبر كه قطعا از شما بيزارند گريست.كوتاه و مختصر جواب اين اراجيف را بصورت سطحي ارائه مي كنم شايد كه به راه راست بازگرديد. 1-ابوبكر صديق نيازي به اين بررسي ها ندارد و مقامش در بسياري از احاديث صحيح ديگر و حتي در قرآن هم ذكر شده و به دوست پيامبر(ص) نعرفي شده. 2-اگر حضرت علي و حضرت فاطمه درباره حضرت ابوبكر چنين نظراتي داشتند دخترشان را به عقد ايشان در نمي آوردند و نام خلفاي راشدين را بر فرزندانشان نمي گذاشتند. فكر كنم از توجه بنده بسيار شاد شده باشيد.اگر باز هم وقت اضافه داشتم به اين سايت جك سر ميزنم.خدا همه ما را هدايت خواهد كرد البته اگر بخواهيم و مقلد كوركورانه نباشيم.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- چرا شما نقل مطالب مطرح شده در كتب اهل سنت را غرض ورزي مي دانيد ؟
2- در مورد آيه اي كه ادعا كرده ايد مدح ابوبكر را مي گويد ،‌بهتر است بدانيد در واقع ذم ابوبكر است ؛ و نه مدح ، خداوند مي فرمايد : آنروزي كه پيامبر تنها يك همسفر داشت كه او هم مي ترسيد و پيامبر بايد او را دلداري مي داد ، ما او را ياري كرديم ! آيا اين مدح ابوبكر است ؟
در مورد ساير آيات نيز به صورت مفصل در سايت پاسخ داده ايم .
3- در مورد ازدواج ام كلثوم نيز مي توانيد به آدرس ذيل مراجعه كنيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=83
4-ظاهرا توجهي به آمار بازديد سايت ما به عنوان يك سايت صرفا علمي نداشته ايد !!!
5- ما در سايت قسمتي به نام فتنه وهابيت داريم كه مطالب بسيار براي خنديدن در آنجا ذكر شده است ، مي توانيد به انجا مراجعه كنيد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
13 | حسين سرابندي | | ١٢:٠٠ - ٢٨ تير ١٣٨٨ |
خيلي عالي بود .
14 | كميل | | ١٢:٠٠ - ٢٢ مهر ١٣٨٨ |
لطيف همون مهرانه از خطش فهميدم البته بچگي مهران!!!
15 | مجيد م علي | | ١٢:٠٠ - ٢٢ مهر ١٣٨٨ |
با سلام
جناب لطيف يك مثل خيلي خيلي قديمه كه ميگه : گويند نـــــــــــوه تــــــــــــــو بـشـــــــــــــود صــــــــــــادق از صـــــــــــــــــــــدق پســــــــــــــــــــــــــــــر تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو را چه حـــــــــــــــــــــــــــــــــــا صـــــــــــــــــــــــــــــــــــل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اينهم بفرض اينكه حرفتو قبول كنم .

جناب سعيد حسيني لطفاً تبليغ پفك نكنيد .

يا علي
16 | سعيد حسيني | | ١٢:٠٠ - ٢٢ مهر ١٣٨٨ |
لطيف جون
قاطي کردي داداش؟؟؟؟
عيب نداره عزيزم
بزرگ تر شدي برات قاقا لي لي ميخرم
گريه نکن عزيزم
بزرگ ميشي يادت ميره
دوستان بزرگوار من برادران و خواهران شيعه دقت کنند
با لطيف جون با لطافت صحبت کنند
مگه نمي بينيد توي روحيه طفلک تآثير گذاشته داره هزيون ميگه؟؟!!!
لطيف جون اگه قول بدي شلوغ نکني و در کارهاي خونه به مامانت کمک کني و پدرت و اذيت نکني و هزيون نگي
من برات يه پفک گنده ميخرم
از اونا که خيلي دوست داري
باشه؟؟؟؟
افرين پسر خوب
حالا از پاي کامپيوتر بابا پاشو برو شامت و بخور
مگه نميدوني به وسايل بزرگترا نبايد دست بزني؟؟؟
جيزززه
افرين برو دنبال بازيت
17 | لطيف | | ١٢:٠٠ - ٢٢ مهر ١٣٨٨ |
سلام .درود بر ابوبکر و نوه شير و مومن و پاکش .امام جعفر صادق .درود
18 | مهران | | ١٢:٠٠ - ٢٤ مهر ١٣٨٨ |
سلام عليكم
درود برامام صادق ولد صالح علي مرتضي و ابي بكر صديق خليفه رسول الله درود بر همه اوليا و بزرگان كه همگي خادم درگاه اين سه نفر هستند
ولعنت خدا بر روافض ولد متعه وزنا و بر آخوندهاي ضد اسلام وكينه اي خدايا شر روافض را كم كن خدايا شر روافض را كم كن خدايا شر روافض را كم كن خدايا شر روافض را كم كن خدايا شر روافض را كم كن خدايا شر روافض را كم كن خدايا شر روافض را كم كن خدايا شر روافض را كم كن
خدايا كافر عبدالشيطان و شقي ح سي ني و مجيد م ع لي را به اشد مجازات برسان خدايا در اسفل السافيل جهنم آنها را مقيم الدهر قرار بده خدايا نسلشان را از روي زمين بركن و زمين را از اينگونه مشركان قبر پرست و محاربين اصحاب رسول الله و اوليا الله پاك كن آمين آمين آمين يا رب العالمين بجاه محمد وآله الطيبين الطاهرين
19 | مجيد م علي | | ١٢:٠٠ - ٢٥ مهر ١٣٨٨ |
با سلام
م هران تر و خشك را باهم قاطي نكن .
از دعا گربه سياه بارون نمي باره .
يا علي
20 | فريد | | ١٢:٠٠ - ٢٦ مهر ١٣٨٨ |
اين شبهه براي من هم حل شد وهابي ها دست به همه كار مي زنند تا كارهاي غلط خو دشان را توجيه كنند ولي شيعه هم پشتيباني بنام امام زمان(عج) دارد وجاي هيچ نگراني نيست. از زحمات جناب دكتر حسيني قزويني هم تشكر مي كنم.
21 | محسن | | ١٢:٠٠ - ٢٧ مهر ١٣٨٨ |
جناب مجيد م علي:

به خاطر حرفهاي مهران به شما تبريك مي گويم كه اين گونه مورد غضب دشمنان خدا و اوليا واقع شدن سعادت بزرگي است و همچنين در مورد جناب مهران خداوند مي فرمايد: قد بدت البغضا من افواههم و ما تخفي صدورهم اكبر

جناب مهران:

موتوا بغيظكم ان الله عليم بذات الصدور
22 | سيد حفيظ رهسپار از افغانستان | | ١٢:٠٠ - ٢٨ مهر ١٣٨٨ |
سلام بر محبان و آستان بوسان اهل بيت عصمت و طهارت که مشمول آيه تطهير هستند. با سپاس از گردانندگان محترم سايت (ولي عصر عج) به ويژه جناب دکتر فزويني به خاطر خدمات ارزشمند شان، انشاالله از حوض کوثر بي نصيب نشوند. من يک مطلب را خدمت دوستان ميخواهم به عرض برسانم که چون اکثر بازديد کنندگان اين سايت ايراني هستند و از مذاهب باطل معلومات کافي ندارند، لذا وهابيت را سوا از ساير فرق (بدعت) مي دانند. عزيزانم، من بچه افغانستان هستم و در شهر کابل زندگي ميکنم. من اينها را به تمام معني مي شناسم. تفاوتي بين فرقه حنفي که بيشتر افغانها پيروش هستند و وهابيت نه در اصول و نه در فروع وجود ندارد و همه اهل ضلالت هستند. براي اثبات گفتارم همين بس که هردو از رحمت ايزدي (قبول ولايت امير مومنان و ائمه اطهار عليهم السلام) محروم اند. وقتي با يک سني حنفي صحبت مي کني، فورا نظرياتش را عليه مکتب حقه اهل بيت عليهم السلام بيان مي کند و هنگامي که از يک وهابي راجع به مذهب مشعشع تشيع مي پرسي عين جوابي را بهت مي دهد که برادر حنفي اش گفته است. پس من به اين باور هستم که سني ها چه حنفي، مالکي، شافعي، حنبلي و چه وهابي همه اخوان الشياطين هستند و به روايت از کاشف اسرار حقايق، امام به حق ناطق، امام صادق که درود خدا بر او باد: (هرکه دوستي ما خاندان را در دل دارد، نطفه وي پاک است و هرکه از حب ما بي نصيب است، نطفه اش با نطفه شيطان در هم آميخته است.) لعنت خدا باد بر مبغضين آل پيامبر (ص) يا علي

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
وهابيون ، در ميان بسياري از فرق اهل سنت نفوذ كرده‌اند و عقيده آنان را نسبت به اهل بيت عليهم السلام تغيير داده‌اند ؛ اما اين مطلب سبب نمي‌شود كه حقيقتي را كه ما بالوجدان درك مي‌كنيم و ان محبت قلبي عموم اهل سنت به اهل بيت رسول خدا (ص) است ، منكر شويم ! و در واقع وهابيت در زمان ما ، يك گرايش فكري است كه ممكن است حنبلي و حنفي و شافعي و مالكي گرفتار آن شوند ، اگر چه اين مشكل در دو فرقه اول بيشتر است .
در مورد دشمنان اهل بيت نيز كلام شما طبق مصادر اهل سنت صحيح است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=5695
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
23 | يك مسلمان | | ١٢:٠٠ - ٢٩ مهر ١٣٨٨ |
اگر علماء اهل سنت اين روايات را قبول داشته باشند . چرا تقليد از امام جعفر صادق عليه السلام را جايز نمي دانند ؟؟؟
24 | امير سلطاني راد | | ١٢:٠٠ - ١٨ آبان ١٣٨٨ |
احسنت بر شما و مطالب مفيدتان ، جاي پاسخگويي به چنين شبهاتي در سطح جامعه ما واقعاٌ خالي بود .
25 | سيد حفيظ رهسپار از افغانستان | | ١٢:٠٠ - ١٩ آبان ١٣٨٨ |
با سلام و خسته نباشيد.
ممنون از مسوولان سايت به خاطر پاسخ شان، اما برادران اينقدر جانبداري که شما از سني ها مي کنيد، اگر يک چهارم آن را از جانب آنان مي ديدم، ديگر هيچ مشکلي نبود و به قول ما افغانها "دنيا گل و گلزار ميشد."
آقايان محترم، يک نکته را خدمت تان عرض کنم که ميدانم شما به خاطر وحدت مسلمانان اين حرف را ميزنيد، ولي بايد بدانيد هرچه شما ميدان بدهيد، آنان جري تر ميشوند.
در افغانستان هم عده اي از علماي شيعه براي وحدت مسلمانان خيلي گذشت مي کنند، ولي جوابي که از سني ها دريافت ميکنند کاملا خلاف انتظار شان است.
سني ها فکر ميکنند که شيعيان از آنها ترس دارند که اين همه گذشت ميکنند.
لعنت حق بر منکران ولايت علي بن ابيطالب عليه السلام.
يا علي
26 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٢٠ آبان ١٣٨٨ |
جناب عمر يزيدي نگارنده کامنت بيست و شش
اولا جواب دروغ تاريخي شما در اين صفحه داده شده است:
http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4613&id=33786
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=45
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=139

دوما قرآن را تحريف نکرده اند ولي تفسير آن را بسيار تحريف کرده اند و آيات را به دروغ به اصنام خود نسبت داده اند:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=109

سوما خداوند با همه است ولي آيا همه با خداوند هستند؟

«فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَي السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ
پس سستى نورزيد و [كافران را] به آشتى مخوانيد [كه‏] شما برتريد و خدا با شماست و از [ارزش‏] كارهايتان هرگز نخواهد كاست.
سوره محمد آيه سي و پنج»
اين آيه خطاب به تمامي مسلمانان است. پس امتيازي که شما براي صنم اول مي‌تراشيد يک امتياز خاص نيست.

چهارما چرا ابوبکر کودتاچي دچار ترس شده بود؟ مگر او به نبوت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) شک داشت؟

پنجما چرا باوجودي که پيامبر عظيم الشان فرمودند که خد با آنها است بازهم ابوبکر کودتاچي داراي سکينه قلب نشد؟ علتش اين است که سکينه فقط بر قلوب مومنين نازل مي‌شود نه کودتاچي ها:
«هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ في قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ لِيَزْدادُوا إِيمانًا مَعَ إِيمانِهِمْ »

ششما اگر واقعا ابوبکر صحابه نزديک محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) بوده است بايد از او احاديث کثيري نقل قول شده باشد.
کجا هستند اين احاديث؟ اگر از لحاظ عقلي مشکل داشته است پس چرا ادعاي جانشيني عقل کل را کرده است؟

عليا ولي الله
عليا حجة الله
عليا وصي رسول الله
27 | علي حسيني | | ١٢:٠٠ - ٢٠ آبان ١٣٨٨ |
خدا با ماست...بله درست متوجه شدي اين جمله است كه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم درغاربه حضرت ابوبكرگفت.آن هم دركتابي كه هيچ تحريفي درآن ندارد هست يعني قرآن .خداباماست برادر
نكه اين رو هم تحريف كرديد نعوذبالله... اين هم درقرآن هست
28 | ٌٌٌٌ | | ١٢:٠٠ - ٢٢ آبان ١٣٨٨ |
از زحمات دست و پا و سر اندر کاران اين سايت کمي تا قسمتي عزيز همراه با کمي گله خيلي ممنونم اجرکم عندي يک صلوات اجرکم عنده نزول برکات. امروز جمعه است که اين صفحه رو ديدم. اين بيت تقديم به آقاي قزويني: آمد نماز شام و نيامد نگار من - اي واي بر من و بر دل اميدوار من. حاجي التماس دعا
29 | عبدالله | | ١٢:٠٠ - ٢٢ آبان ١٣٨٨ |
مرحبا عالي بود
30 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٢٤ آبان ١٣٨٨ |
جناب عمر يزيدي
مثل اينکه ما را مشتي بي سواد فرض کرده ايد:
در اين صفحه
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6091
با نام خالد قاسمي دقيقا نظري مانند نظر شماره بيست و شش داديد.
و سپس در آن صفحه با بي‌شرمي خود را شيعه جازديد و مطالبي را نگاشتيد(نظر شماره چهل و شش).
وقتي که خود اسم خود را تغيير مي‌دهيد بر بنده ايراد نگيريد که اسم درخور شما را بيان کنم.

منظور شما از سانسور زندگي امام حسين عليه السلام چيست؟
منظورتان اراجيف سايت بدعت-نيوز است؟:
«پس از صلح بين حسن و معاويه ، روابط آنها حسنه بوده است و معاويه سهم حضرات حسن و حسين را از بيت المال پرداخت مي کرده است .»
براستي حب عايشه با شما چه مي‌کند که چنين دروغ هايي به ذهن شما مي‌ايد؟
مگر امام حسن (عليه السلام) بر عليه معاويه ملعون لشکر نکشيد؟
مگر معاويه ملعون خلافت را از امام حسن (عليه السلام) غضب نکرد؟
مگر معاويه ملعون حجر بن عدي را شهيد نکرد؟؟؟؟
آخر اندکي شعور. تعقل. تفکر.

تعصب بي‌جا و کورکورانه شما داريد که هرچه قدر ما از شما درخواست مي‌کنيم که توضيح دهيد چگونه ممکن است شخصي که حافظ قرآن نبوده است خليفه رسول اکرم(صلي الله عليه و آله) شود، وشما باز طفره مي‌رويد.
تعصب بي جا شما داريد که مي‌دانيد که فساد اداري دستگاه عثمان به بدترين وضع ممکن رسيد و باز او را خليفه خدا مي‌خوانيد.
تعصب بي جا شما داريد که مي‌دانيد عثمان به ظلم يار فداکار نبي اکرم (صلي الله عليه و آله) ابوذر صديق را تبعيد کرد و بازهم عثمان را خليفه خدا مي‌دانيد.
تعصب بي جا شما داريد که مي‌دانيد سراسر زندگي معاويه ملعون برخلاف سنت نبي اکرم (صلي الله عليه و آله) بوده است و بازهم او را دعا و ستايش مي‌کنيد.
تعصب بي جا شما داريد که مي‌دانيد عمر به خانه وحي و حضرت زهرا (سلام الله عليها) حمله کرد و بازهم او را خليفه خدا مي‌دانيد.

عليا ولي الله
عليا حجة الله
عليا وصي رسول الله
31 | علي حسيني | | ١٢:٠٠ - ٢٤ آبان ١٣٨٨ |
من نه به شما ونه به سايت شما اهانت كردم پس چرا مرا يزيدي مي خوانيدو خليفه مارا كودتاچي وصنم ميخوانيد ديگر هيچ وقت به اين سايت سر نخواهم زد چون تعصب بي جايي داريد كانلا مشخص وآشكار است.خداوندحافظ هركسي كه دلش براي اسلام مي تپد.خداحافظ
32 | علي حسيني | | ١٢:٠٠ - ٢٤ آبان ١٣٨٨ |
از اينكه نام مرا عمرخوانديد متشكرم حضرت علي را قبول نداري كه نام مرا عوض مي كني البته حضرت علي ما تقيه نمي كند هرجا كه گير مي افتيد تقيه مي گوييد.... بعدش هم بروتاريخ مطالعه كن تا بدوني زندگي حضرت حسين رضي الله عنه در نزد شيعيان سانسور مي شود......بگذريم.كودتاچي عبدالله بن سبآبود يكم مطالعه كن .... هرچه خوبي درشآن حضرت ابوبكر هست آن راانكار مي كنيد چرا پيامبرچنين دوستي راخود برگزيد لابدمي گوييد برنگزيد پس چرا همراه پيامبر بود مگر نعوذبالله نمي گوييد كودتاچي بود پس چرا درغاركودتا نكرد تا كافران بيايند پيامبر رابگيرند. به نظر شما اگر حضرت ابوبكر رضي الله عنه به جاي حضرت علي رضي الله عنه دربستر پيامبر مي خوابيد چه بهانه اي مي تراشيديد؟ احتمالا نعوذبالله خواهيد گفت چون كافر بود مشركان وكافران با او كاري نداشتند ولي درصورتي كه چنين نيست بهانه هاي ديگري مي تراشيد.به نظر شما حضرت ابوبكر هيچ خوبي نداشتند

پاسخ:
با سلام
جناب علي حسيني (!)
در باره آيه غار و اين كه‌ آيا ابوبكر در آن بوده يا خير به آدرس ذيل مراجعه فرماييد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=158

بر فرض پذيرش اين مطلب كه ابوبكر در غار بوده، اين آيه، جز اين كه ثابت مى‌كند ابوبكر در اين سفر دائم الحزن بوده و با بى‌تابي، اندوه ، گريه و ناله‌هاى پي در پي ، بر زحمت پيامبر مى‌افزود، فضيلتي را براى او به ارمغان نمى‌آورد.

نه تنها اميرمؤمنان عليه السلام كه خود رسول خدا صلي الله عليه وآله ، حتي از اصحاب خود تقيه مي‌كرد . همچنين اصحاب آن حضرت نيز حتي از يكديگر تقيه مي‌كردند ، براي اطلاع بيشتر به آدرس ذيل مراجعه فرماييد:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=136

والسلام علي من اتبع الهدي
گروه پاسخ به شبهات
33 | امير | | ١٢:٠٠ - ٢٦ آبان ١٣٨٨ |
مؤمن جان شما خودشو ناراحت نکن ! اين سني ها اکثرشون همينجوري اند . وقتي کم ميارن ، مي زنن جاده خاکي ! درود بر تو و زنده باد طرز فکرت و به اميد فرج آقامون .
34 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٢٧ آبان ١٣٨٨ |
جناب حاتم رمضاني
اکنون بيش از صد سال است که بزرگترين مفسده جهان اسلام در سرزمين نجد سر و کله اش پيدا شده است.
گروهي دزد و غارتگر که تنها تفاوتشان با اسرائيلي ها به زبان راندن کلمه جلاله الله است.

حال شما خود قضاوت کنيد که ممالک اسلامي در مقابل جنايات اين گروه چه کرده اند؟
جز اين است که صدام با پول و حمايت اينها ميليونها انسان را کشت؟
جز اين است که کريه ترين چهره اسلام در تاريخ را در افغانستان به نمايش گذاشتند؟
جز اين است بيش از يک ميليون انسان را در عراق با بمب گذاري هاي خود قطعه فطعه کرده اند؟
جز اين است که در پاکستان جز کشتار نمي‌کنند؟
حتي در اتفاقات دارفور اينها نقش دارند.

حال چرا ما از علماي اهل سنت در ترکيه و پاکستان و مصر و مراکش و مالزي و .. يک موضع قاطع در برابر اينها نمي‌شنويم؟
براستي که اگر يک صدم تبليغاتي را که بر عليه تشيع مي‌کنيد بر عليه وهابي ها کرده بوديد اکنون اين گروه ياغي سرکوب شده بود.

جناب حاتم
کلمه «متعه» را در اينترنت سرچ کنيد. هزاران سايت حاوي رکيک ترين فحاشي ها به تشيع خواهيد يافت.
کلمه «عاشورا» را سرچ کنيد. هزاران سايت ياوه گوه بر عليه تشيع خواهيد يافت.
سري به کتب درسي ممالک خود بزنيد. جز بدگويي به ايران نمي‌کنند.
هر چند يکبار در يکي از ممالک به اصطلاح اسلامي کنفرانسي مي‌دهند و مشتي جيره خوار جمع مي‌شوند و فتواي کفر شيعيان را مي‌دهند.

نه جناب حاتم
اگر ناراحت نمي‌شويد مي‌خواهم چيزي به شما بگويم. اميدوارم به شما برنخورد:
>>>> من مي‌خواهم زنده بمانم <<<<<

عليا ولي الله
عليا حجة‌ الله
عليا وصي رسول الله
35 | سيد حفيظ رهسپار از افغانستان | | ١٢:٠٠ - ٢٧ آبان ١٣٨٨ |
با سلام و خسته نباشيد خدمت شيعيان مولا اميرالمومنين عليه السلام.
سالروز شهادت يازدهمين معصوم، نهمين آفتاب آسمان ولايت و امامت، جواد الائمه، حضرت امام محمد تقي عليه السلام را به پيشگاه حضرت ولي عصر و الزمان، مهدي موعود، آقا امام زمان و شيعيان جهان تسليت عرض ميدارم.
لعنت خدا و فرشتگانش بر منکران ولايت و امامت.
يا علي
36 | حاتم رمضاني | | ١٢:٠٠ - ٢٧ آبان ١٣٨٨ |
با سلام خدمت تمامي برادران سني وشيعه. بنده هم بنده اي از بندگان خدا هستم و ضرورتي بر اينکه مکتب ومذهب خودم را آشکار کنم نمي بينم. اما از شما برادران و خواهران مسلمان خواهش مي کنم اينقدر با کينه و غرض ورزي باهم مباحثه نکنيد و اينهمه دشمن مشترکمان يعني وهابي ها را که اسلامشان از نوع آمريکايي است خوشحال نسازيد، زيرا که خون و مال و نواميس ما براي آنها بي ارزش است و آنها دشمنيشان با رسول خدا هم آشکار است چه برسد به اهل بيت عليهم السلام و خلفا رضي الله عنهم. شما را به جان رسول الله بياييد به جاي توهين به مقدسات يکديگر دست به دعا برداريم و براي وحدت شيعه و سني دعا کنيم و نابودي وهابيت،بهائيت،غلات و صهيونيست جنايتکار و پشتيبانشان آمريکا و انگليس را از خدا بخواهيم.
شما را به خدا طوري بحث کنيد که آدم را سر حال بياورد نه اينکه باعث تاسف يک مسلمان شود.
يادتان باشد اسلام دين صلح و علم و برادريست وگرنه ما چه تفاوتي با آن وهابي هاي پول پرست و آدمکش خواهيم داشت که انساني را که لا اله الا الله
مي گويد و بي دفاع است سر مي برند.
"واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا" برادر کوچک شما حاتم
التماس دعا
37 | سيدحفيظ رهسپار از افغانستان | | ١٢:٠٠ - ٢٨ آبان ١٣٨٨ |
با سلام و خسته نباشيد خدمت شيعيان مولا امير المومنين عليه السلام.
خدمت آقاي حاتم رمضاني. آقاي محترم، از جانب شيعيان هيچگاه حرفي که باعث اختلاف و افتراق امت رسول الله صلي الله عليه و آله باشد، زده نشده است. اگر کمي دقت کنيد، خواهيد ديد که علما و بزرگان شيعه هميشه بر وحدت مسلمانان تاکيد کرده اند، نمونه اش توصيه هاي امام راحل خميني بزرگ رضوان الله تعالي عليه است که از مسلمانان ميخواست در مبارزه با رژيم صهيونيستي و آزادي بيت المقدس با هم متحد شوند. ترا به خدا آيا در همه عمرت چنين حرفي از زبان بزرگان سني شنيده اي؟
پس آقاي محترم، اين را بايد بدانيد که اين سني ها هستند که خواسته يا ناخواسته در خدمت يهود و نصاري قرار گرفته اند و شيعيان موحد را خارج از اسلام و دشمن اسلام ميدانند.
يک نکته ديگر هم خدمتت عرض کنم که وحدت بين شيعه و سني اصلا امکان پذير نيست. آيا ميشود دو عنصر نا متجانس را با هم جمع کرد؟ نه نه نه.
شيعه داغ زهراي اطهر سلام الله عليها را به دل دارد و سني قاتل بي بي را گرامي ميدارد.
شيعه از محروميت امير مومنان از حقش دل پر خون دارد و سني غاصب حق را پيشواي خود قبول دارد.
شيعه معاويه را به خاطر افتراق امت اسلامي لعن ميکند و سني او را عزيز ميدارد.
پس با اين دو طرز تفکر کاملا جدا از هم، چگونه شما از وحدت شيعه و سني حرف ميزنيد؟
شما خود با تاييد خلفاي جور و ظلم و شجره ملعونه (بني اميه) در ايجاد نفاق ميان مسلمانان با آنها شريک هستيد، پس چطور ادعاي وحدت ميکنيد؟
به اميد جهانگستر شدن حکومت عدل امير مونان به وسيله خلف صالحش، مهدي موعود، حضرت حجه ابن الحسن عليهم السلام.
يا علي

38 | عبد من عبادالله | | ١٢:٠٠ - ٠٢ آذر ١٣٨٨ |
با سلام و تشکر مي خواستم بدانم آيا لقب مادر حقيقي حضرت امام صادق عليه آلاف التحية والثناء هم ام فروه بوده است؟ التماس دعا يا علي مدد

پاسخ:
با سلام
بلي ، درست است ، نام مادر امام صادق عليه السلام ام فروه بود است .

موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
39 | علي صديقي | | ١٢:٠٠ - ٢٤ آذر ١٣٨٨ |
جناب آقاي علي حسيني معکوس
سند افتخار من شيعه اين است که اميرالمومنين علي عليه السلام در فرازي از خطبه هاي نهج البلاغه مي فرمايند:
اگر زمام و ملک هفت آسمان و زمين و زمان را همه يکجا به من واگذار نمايند و در عوض آن بگويند که يک دانه جو از کام مورچه اي بردارم به ولله نمي خواهم و نمي پذيرم .: حالا چرا اشاره به اين نکته نمودم بدليل اين است که قوه استدلالمان درباره دين بسيار اندک است اينجانب به عنوان دلسوز به شما محترمانه توصيه مي نمايم که حتماً کتاب بي طرفانه شبهاي پيشاور را که فقط سئوال و جواب است بين مروجين دو مذهب بررسي فرمائيد.
کتاب الغدير را اشاره مي کنم ولي بلافاصله در ذهنم تداعي مي شود که ذهن شما را شست و شو داده اند و بلا درنگ خاطرات بچگيتان در ذهن به صورت فيلم تآسف انگيز رد مي شود ، شايد هم خاطره پدران بي شمار شما تداعي گردد ؟ چه مي دانم شايد هم ...... بماند
40 | وحيد هژبريان | | ١٢:٠٠ - ٢٦ آذر ١٣٨٨ |
سلام
دوستان ،من ميگم اين همه کتاب و مرجع وحجت عقلي و نقلي هست براي پيدا کردن حقيقت ولايت و زشتي جهالت البته اگر طالبش موجودباشد
اما چه حيف که : خر چه داند قيمت نقل و نبات را -------- کاه و يونجه خواهد و کنج حياط را ، صد افسوس که در نظرات منعکس شده توسط جاهلان ولايت ،حقيقت اين شعر نمايان شده است .
البته اين شعر دليل عدم جواب علامه حلي به شيخ النفاق ابن تيمية بن اباجهل!!! و دليل عدم جواب مولا علي به يکي ديگر از فرزندان فکري ابا جهل
که از مولاپرسيد اگر انقدر عالم هستي که ميگويي پس بگو تعداد موهاي من چقدر است؟!!! بود .
درود خدا بر طالبان و رهجويان علم و حقيقت ،درود خدا بر پيروان راستين رسول خدا و شيعيان او و خاندان پاکش.
والسلام
  بعدی [1] [2]  
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها