2019 May 27 - دوشنبه 06 خرداد 1398
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
کد مطلب: ٥٤٩٣ تاریخ انتشار: ٣٠ مرداد ١٣٨٩ تعداد بازدید: 2998
سخنراني ها » حبل المتین
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)

حبل المتين 89/05/30

 

 

  بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ  : 30 / 05 / 89

 آقاي كاشاني

پيرامون حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)، بحث هاي زيادي در كتب مختلف ذكر شده است؛ شخصيت ايشان را توصيف كرده اند كه چگونه بانويي بوده، وضعيت مالي ايشان و چگونگي گرايش او به اسلام؟، آيا قبل از ازدواج با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ازدواج كرده بود يا خير؟، آيا فرزند داشته است؟ و بحث هاي ديگر.

اما سؤال ما اين است كه جايگاه شخصيتي حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) در مكتب وحي چگونه بود؟

استاد حسيني قزويني

قبل از شروع سخن، سالگرد رحلت جانسوز بانوي بزرگ اسلام، أم المؤمنين حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) را به پيشگاه مقدس آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه مسلمانان و پويندگان راه حق و حقيقت و أهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) تسليت عرض مي كنم و خدا را به آبروي اين بانوي بزرگ سوگند مي دهم كه پاداش ما را فرج مولاي مان حضرت بقية الله الأعظم (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) قرار بدهد إن شاء ا... .

البته در رابطه با حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) ما بايد چندين جلسه بحث كنيم، نه يك يا دو جلسه، تا بتوانيم حق مطلب را نسبت به اين بانوي بزرگ و جايگاه اين بانو را در مكتب وحي و خدمات ارزنده اي كه اين بزرگوار كرده اند و مظلوميت اين بزرگوار را بيان كنيم.

معمولاً در رسانه هاي أهل سنت و وهابيت، اصلاً يادي از اين بزرگوار نمي شود و بايد اعتراف كنيم و عذر تقصير به پيشگاه مقدس فرزند بزرگوارش حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) ببريم كه ما هم نسبت به اين بزرگوار كوتاه آمده ايم. ولي از باب اين كه «ما لا يدرك كله، لا يترك كله»، يك جلسه اي را به اين بانوي بزرگوار اختصاص داده ايم و سؤالاتي پيرامون ايشان مطرح مي شود تا بتوانيم ذره اي از دريا و اقيانوس مسئوليت مان را نسبت به أم المؤمنين حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) أداء كنيم. إن شاء ا... اگر فرصتي شود كه بخواهيم در رابطه با أم المؤمنين يا أمهات المؤمنين صحبت كنيم، نسبت به حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) و ساير أمهات المؤمنين، أم سلمه و أم حبيبه و ديگر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حتي حفصه و عايشه، جلساتي را در محضر بينندگان عزيز باشيم.

روايت اول:

در رابطه با جايگاه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)، روايتي را كه مسلم نيشابوري در صحيح مسلم آورده است بيان مي كنم كه از أبو هريره نقل مي كند كه جبرئيل امين نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آمد و فرمود:

يا رسول الله! هذه خديجة قد أتتك معها إناء فيه إدام أو طعام أو شراب.

يا رسول الله! اينك خديجه نزد تو مي آيد و با خود غذايي و طعامي براي تو مي آورد.

صحيح مسلم لمسلم النيسابوري، ج 7،، ص 133، ح 6167 ـ صحيح البخاري لمحمد بن إسماعيل البخاري، ج 4،، ص 231

آن روزهايي كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در كوه حراء بودند و در همان اوائل بعثت و در آن 3 سال، تنها كسي كه با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مأنوس بود، أم المؤمنين حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بود. حتي نقل كرده اند كه در بعضي از روزها كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) از ترس مشركين، جاي خود را عوض مي كرد، حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) در يك دست كوزه اي از آب و در دست ديگر طعام داشت و در بالاي كوه، در ميان سنگلاخ ها، از اين سنگ به آن سنگ صدا مي زد:

حبيبي محمد! حبيبي محمد!

و وقتي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) صداي حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) را مي شنويد، به ايشان پاسخ مي داد و حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) هم غذا و آب را براي ايشان مي آورد.

طبق نقل صحيح مسلم، روزي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) با جبرئيل امين مشغول صحبت كردن و دريافت وحي بود كه جبرئيل امين فرمود:

يا رسول الله! خديجه براي تو طعام مي آورد.

فإذا هي أتتك، فاقرأ عليها السلام من ربها عز وجل و مني و بشرها ببيت في الجنة من قصب لا صخب فيه و لا نصب.

وقتي آمد، از طرف پروردگارش به او سلام و درود برسان و از طرف منِ جبرئيل هم به او سلام برسان و به او بشارت بده كه خداوند خانه اي در بهشت براي او مهيا كرده است از تارهاي طلايي كه نه سر و صدايي و نه مشكلاتي وجود دارد.

صحيح مسلم لمسلم النيسابوري، ج 7،، ص 133، ح 6167 ـ صحيح البخاري لمحمد بن إسماعيل البخاري، ج 4،، ص 231

روايات متعدد ديگري هم داريم كه إبن حجر عسقلاني در كتاب الإصابة في تمييز الصحابة، جلد 8، صفحه 101 و 102 روي اين قضيه مانور مي دهد كه جبرئيل امين بشارت داد:

حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) مي آيد و وقتي رسيد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود كه اين جبرئيل نزد من است.

در بعضي از روايات آمده است كه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) در وسط راه، جبرئيل را ديد و ترسيد و تصور كرد كه از بعضي از مشركين است كه به قصد اذيت كردن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به كوه حراء آمده است و وقتي خدمت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) آمد، هراسناك بود و قضيه را نقل كرد و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هم فرمود كه نگران نباش:

هو جبريل و قد أمرني أن أقرأ عليك السلام و بشرها ببيت في الجنة.

او جبرئيل بود و به من دستور داد كه به تو سلام برسانم و به تو بشارت خانه اي در بهشت را بدهم.

روايت دوم:

هم چنين در روايت ديگري كه آقاي إبن عبد البر در كتاب الإستيعاب في معرفة الأصحاب، جلد 4، صفحه 1822 نقل مي كند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

أفضل نساء أهل الجنة خديجة بنت خوليد و فاطمة بنت محمد و مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم امرأة فرعون.

بهترين زنان بهشت، 4 نفر هستند: خديجة دختر خوليد و فاطمة دختر محمد و مريم دختر عمران و آسية دختر مزاحم، همسر فرعون.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج 1، ص 293 ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج 2، ص 497 ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج 6، ص 340 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج 9، ص 223 ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج 10، ص 265 ـ السنن الكبري للنسائي، ج 5، ص 93 ـ مسند أبي يعلي، ج 5، ص 110 ـ صحيح إبن حبان، ج 15، ص 470 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج 11، ص 266 ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج 2، ص 68 ـ تفسير القرطبي، ج 4، ص 83 ـ تفسير إبن كثير، ج 4، ص 420 ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج 6، ص 246 ـ فتح القدير للشوكاني، ج 5، ص 257 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 70، ص 108 ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج 35، ص 249 ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج 2، ص 126 ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج 12، ص 391 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج 3، ص 46 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج 2، ص 72

روايت سوم:

يك روايت جالبي هست كه از بينندگان عزيز تقاضا دارم كه به اين روايت توجه كنند. آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند:

قال آدم عليه السلام: مما فضل الله به إبني عليّ أن زوجته خديجة كانت عونا له علي تبليغ أمر الله عز وجل و أن زوجتي كانت عونا لي علي المعصية.

روزي حضرت آدم (عليه السلام) فرمود: يكي از فضيلت هايي كه فرزندم محمد دارد و برتري او را بر من نشان مي دهد، اين است كه همسر او در تبليغ أمر إلهي ياور او بود و همسر من هم ياور من بود در خطا و معصيت.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج 1، ص 63 ـ الذرية الطاهرة للدولابي، ص 62 ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج 1، ص 54 ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج 10، ص 324 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج 11، ص 413 ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج 4، ص 101 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 69، ص 108 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج 4، ص 60 ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج 5، ص 418

البته ما كاري به صحت و سقم اين روايت نداريم و آقايان أهل سنت اين روايات را در معتبرترين كتاب هاي شان نقل كرده اند.

من از بينندگان عزيز تقاضا دارم كه به اين نكته توجه كنند كه بعضي ها با ما تماس مي گيرند كه بعضي از آدرس هايي كه ما مي دهيم را نمي توانند پيدا كنند و حتي بعضي ها تصور مي كنند كه ما به اشتباه و دروغ آدرس مي دهيم. بنده با اين كه الآن تصوير كتابخانه ام را مي بينيد، در اين كتابخانه ام حدود 35 هزار جلد كتاب دارم، ولي از اين كتاب هاي كتابخانه ام آدرس نمي دهم. چون اين كتاب ها در اختيار من هست و شايد عزيزاني كه در كشورها و شهرهاي ديگر هستند، حتي در شهر قم، كتابي را با چاپ ديگر داشته باشند. من مقيد هستم آدرس هايي كه مي دهم، از نرم افزارهاي شيعه و سني آدرس بدهم. معمولاً هم آدرس هايي كه مي دهم، از برنامه نرم افزار مكتبة أهل البيت (عليهم السلام) است كه دفتر حضرت آيت ا... العظمي گلپايگاني (ره) و دفتر حضرت آيت ا... العظمي سيستاني اين برنامه را نوشته اند و به نظر من هم اين نرم افزار، بهترين نرم افزار و سريع ترين نرم افزار در جستجو در حوزه نرم افزارهاي اسلامي است و حدود 5 هزار جلد كتاب از كتاب هاي تاريخي، تفسيري، كلامي، روايي و لغت شيعه و سني را در خود گنجانده است. از نرم افزار هاي أهل سنت هم از 2 برنامه استفاده مي كنم؛ الجامع الكبير و مكتبة الشاملة. لذا اگر آدرس هايي را كه ما داديم و به اين نرم افزارها مراجعه كردند و در آن نيافتند، بنده حاضر هستم جايزه بدهم. اگر آدرسي را شخصاً نديده باشم، در اينجا نقل نمي كنم و از چند آدرسي كه مي دهم، اضافه بر آدرس هايي كه دوستان مان در مؤسسه كار كرده اند، حدأقل 3 ، 4 مورد را شخصاً خودم مي بينم. لذا ما ملتزم هستيم كه مطلبي را به دروغ در اينجا نقل نكنيم. من تقاضا دارم كه عزيزان بروند به آدرس هايي كه بنده مي دهم، مراجعه كنند و اگر خلاف اينها را يافتند، يا بيايند رسماً در برنامه اي كه ما داريم، اعلام كنند و اگر براي ما ثابت شده كه واقعاً اشتباه بوده است، ما معصوم نيستيم و ادعاي عصمت هم نداريم و اصلاح مي كنيم و عذرخواهيم مي كنيم. يا دوستان از طريق ايميل velayattv@yahoo.com كه براي اين برنامه قرار داده ايم، مطالب خود را به اطلاع ما برسانند و ما هم بلافاصله سؤال و پيام تان را دريافت مي كنيم و جداي از سؤالات تلفني، تلاش مي كنيم به سؤالات اينترنتي هم جواب بدهيم. البته عزيزان مي توانند بعداً سؤالات شان را به اين ايميل ارسال كنند و ما در فرصتي كه ميان 2 برنامه داريم، اين سؤالات را نگاه مي كنيم و أهمّ سؤالاتي كه فايده اي براي عموم دارند را در اينجا مطرح مي كنيم.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

برخي فكر مي كنند كه خدمات حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) به اسلام، فقط مالي بوده است. سؤال من اين است كه كمك هاي حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) در پيشبرد و پيشرفت اسلام از چه جنبه هايي بوده است؟ آيا فقط جنبه مادي بود؟

استاد حسيني قزويني

بينندگان عزيز دقت كنند كه خود گذشتن از مال، كار كوچكي نيست و خيلي سخت است. حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) با اين كه يكي از ثروتمند ترين زنان عصر خويش بود و خواستگاران متعددي داشت، ولي به همه جواب ردّ داد و با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) ازدواج كرد. حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) تمام دارايي خودش را براي پيشرفت و پيشبرد اسلام و كمك به مسلمانان، در اختيار نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) قرار داد. به طوري كه مورخين نوشته اند كه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) در هنگام رحلتش، حتي كفن هم براي خودش نداشت!

سيرة إبن هشام، ج 1، ص 426

اين خيلي عجيب و دردآور است! واقعاً اين قدر ايثار و اين همه از خودگذشتگي؟! مضافاً كه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) با قدرت و نفوذ و محبوبيتي كه در ميان مردم داشت، يك ياور صادق و باوفاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود و با رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)، اگر جسارت نباشد، كمر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خم شد. رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) و حضرت أبو طالب (عليه السلام)، واقعاً دو مصيبت جانكاه براي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بود. حتي در بعضي از كتاب ها آمده است و علامه سيد جعفر مرتضي (ره) اين تعبير را نقل مي كند در الصحيح في سيرة النبي الأعظم، جلد 3، صفحه 198 و مي گويد:

إن الإسلام قد قام بسيف علي و بأموال خديجة.

پرچم اسلام به وسيله 2 چيز برافراشته شد: شمشير علي و اموال خديجه.

در آن دوراني كه تمام مردم، جز تعداد انگشت شماري كه اطراف پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را رها كرده بودند، حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) با تمام توان و محبوبيت و قدرتي كه داشت، از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) دفاع كرد. زنان قريش هم حدأكثر شماتت ها را نسبت به حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) داشتند و طعنه ها زدند و اذيت و آزارها كردند و رابطه را به طور كلي با حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) قطع كردند؛ ولي حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) هيچ وجه براي اينها ارزشي قائل نشد. حتي در كتاب هاي متعدد شيعه و سني آمده است كه خداوند به خاطر دلداري حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)، زناني از بهشت را براي وضع حمل حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آورد.

اگر بخواهيم حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) را در يك جمله معرفي كنيم، بايد بگوييم كه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) ياور و همكار مخلص و صديق نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بود در تمام مدتي كه در كنار نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بود؛ با جان و مال و آبرويش.

آنچه كه براي پيشرفت اسلام مطرح بود، حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) كوتاهي نكرد. از ميان زنان، اولين كسي كه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اسلام مي آورد، حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بود. تنها زني كه در بيت الله الحرام پشت سر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نماز خواند، حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بود؛ آن هم با وضع آن چناني آن زمان در ميان قريش كه بردن نام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جرم بود. يعني هم قولاً و هم فعلاً و هم عملاً و مالاً و نفساً، همكار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بوده است.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

آيا حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) قبل از ازدواج با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ازدواج كرده بودند و فرزندي داشتند؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) چند فرزند داشتند؟

استاد حسيني قزويني

ما اين موضوع را در بعضي از ماهواره ها كه برنامه هايي داشتيم، از كتب شيعه و سني ثابت كرده ايم كه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) باكره بود و زماني كه با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ازدواج كرد، دختر بودند و با هيچ مردي ازدواج نكرده بودند و اين كه در بعضي از ماهواره ها مي آورند كه بيوه بوده است، محلي از إعراب ندارند و مي خواهند فضيلتي براي عايشه درست كنند كه تنها زن باكره اي كه با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ازدواج كرد، عايشه بود. اينها همه اش حرف است و اگر لازم باشد، بحث خواهيم كرد.

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) چندين فرزند داشتند از حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)؛ 1 پسر و 4 دختر. نام پسرش قاسم بود. البته برخي طيب و طاهر را هم اضافه كرده اند و برخي هم مي گويند كه طيب و طاهر، لقب قاسم و ابراهيم (فرزند ماريه قبطيه) است. بنده خودم كه به قبرستان حضرت أبو طالب (عليه السلام) رفتم، قبر طاهر و طيب و قاسم از هم جداست و قبر ابراهيم هم در مدينه است. قبرستان حضرت أبو طالب (عليه السلام) تقريباً نزديك قبر حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) است.

ما تقريباً 3 سال قبل كه در نيمه ماه رمضان در مكه بوديم، جناب بن علوي مالكي، رهبر صوفي هاي عربستان سعودي و از شخصيت هاي برجسته ضد وهابي ـ كه بن باز هم حكم اعدام ايشان را صادر كرده بود و ملك فهد لغو كرد ـ از دنيا رفت و همه دوستان هم مصرّ بودند كه چون ايشان يك چهره ضد وهابي است و به شيعه هم نزديك هستند، در تشييع جنازه اش شركت كرديم و شايد بدون مبالغه، بيش از 30 هزار نفر در تشييع جنازه شركت كرده بودند و مي گفتند در اين 200 سال أخير، هم چنين تشييع جنازه اي در عربستان سعودي سابقه نداشت. وقتي به قبرستان حضرت أبو طالب (عليه السلام) رفتيم، ديديم كه درب قبرستان باز است و تعدادي از آقايان أهل سنت كه مي شناختند قبر حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) كجاست، روي قبر رفته اند و با آن حضرت راز و نياز مي كنند. ما هم سريع به آنجا رفتيم و حدود 10 دقيقه كنار قبر آن حضرت بوديم و شايد يكي از بهترين دوران عمرمان را در آنجا گذرانديم و بوي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را از قبر استشمام مي كرديم. مقداري هم از خاك قبر آن حضرت را برداشتم كه الآن هم در منزل دارم و إن شاء ا... اين خاك را در هنگام دفنم، در كفنم بگذارند تا مايه بركت باشد.

خلاصه اين كه قبر حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) در جلو است و مقداري جلوتر، قبر حضرت عبد المطلب (عليه السلام) و حضرت أبو طالب (عليه السلام) بود و در ابتداء اين قبور هم قبر قاسم و طيب و طاهر بود.

از دختران هم رقيه و زينب و أم كلثوم و فاطمه از حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بودند.

البته بعضي از آقايان معتقدند كه رقيه و زينب كه زنان عثمان بودند، دختر هاله، خواهرزاده حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بودند و دخترخوانده حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) مي شدند كه در خانه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بزرگ شدند و ربيبه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند.

آقاي علامه سيد جعفر مرتضي (ره) كتابي نوشته اند به نام بنات النبي أم ربائبه و علامه مامقاني (ره) كه از استوانه هاي رجالي شيعه است، در كتاب تنقيح المقال، جلد 3، صفحه 77 در اين زمينه مطالبي را مطرح كرده اند كه مي توانيد به آنها مراجعه كنيد.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) در هنگام مر گ شان وصيت هايي كردند. توضيح بفرماييد كه چه مطالبي را به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند؟

استاد حسيني قزويني

يكي از چيزهايي كه واقعاً براي من دردآور است و هر وقت آن را مطالعه مي كنم، منقلب مي شوم و اشك چشمم بي اختيار جاري مي شود، همين موضوع است. حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) كه احساس كرد مرگش فرا رسيده است، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را به كنارش فرا خواند و عرضه داشت:

يا رسول الله! من نكته اي را مي خواهم عرض كنم.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند:

بفرماييد.

اولين جمله اي حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) فرمود، اين بود:

يا رسول الله! اگر من در حق تو كوتاهي كرده ام، مرا عفو كن.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم فرمود:

اي خديجه! من از تو كوچك ترين قصوري نديدم و تو تمام تلاش خود را در خدمت به من و اسلام به كار بردي و بسيار خسته شدي و تمام زندگي ات را خرج كردي.

دومين وصيت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) اين بود:

يا رسول الله! من از دنيا مي روم، دخترم فاطمه، كودك است و دشمني قريش با من و تو محرز است و مي ترسم بعد از من، قريش، دخترم فاطمه را اذيت كنند. مراقب اين دختر غريب و يتيم من باش كه مبادا زنان قريش به او آزاري برسانند يا به صورتش سيلي بزنند و بر سرش فرياد بزنند و برخورد تندي نسبت به او داشته باشند.

سومين وصيت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) هم اين بود:

يا رسول الله! من خجالت مي كشم كه بگويم. اگر يك لحظه مرا با دخترم تنها بگذاري، او اين سخن را به شما مي رساند.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم چند لحظه اي بيرون رفت و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمد و حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) به ايشان فرمود:

برو به پدرت بگو: من از قبر هراسانم و از عذاب قبر وحشت دارم. اگر پدرت صلاح بداند، آن لباسي را كه هنگام وحي بر تنش بود را به من بدهد تا من آن را كفن كنم.

من نمي دانم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كه دختري كوچك بود، اين وصيت مادرش را به چه زباني به پدرش گفت؟ نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) خيلي متأثر شد و لباسي را كه در هنگام وحي بر تنش بود را به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) داد تا به مادرش بدهد.

جالب اين كه در كتاب شجرة طوبي، جلد 2، صفحه 235 آمده است:

وقتي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) خواست حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) را غسل بدهد و كفن كند، جبرئيل نازل شد و گفت:

يا رسول الله! خديجه تمام زندگي اش را وقف ما كرده و هستي خودش را براي ما مصرف كرده است. زيبنده است كه كفن او را خودمان متقبل بشويم. اين پارچه از پارچه هاي بهشتي است و خديجه را در اين پارچه ها كفن كن تا ما هم بتوانيم در برابر زحمات خديجه، كوچك ترين چيزي هم داشته باشيم.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

آيا در تاريخ آمده است كه بعد از وفات حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)، عكس العمل حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كه دختري كوچك بود، چگونه بود؟

استاد حسيني قزويني

اين قضيه اي است كه خيلي دردآور است! فاصله قبرستان حضرت أبو طالب (عليه السلام) با منزل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، خيلي زياد است و اگر كسي بخواهد الآن پياده برود، به گمانم حدود نيم ساعت فاصله باشد. چون منزل حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) در كنار مسعيٰ هست و قبرستان حضرت أبو طالب (عليه السلام) نزديك پل جيحون.

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در تشييع جنازه مادرش نبودند. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) را دفن كردند و به خانه آمدند:

جعلت فاطمة (صلوت الله عليها) تلوذ برسول الله (صلي الله عليه و آله) و تدور حوله و تقول: يا أبه! أين أمي؟ قال: فنزل جبرئيل (عليه السلام) فقال له: ربك يأمرك أن تقرئ فاطمة السلام و تقول لها: إن أمك في بيت من قصب، كعابه من ذهب و عمده ياقوت أحمر، بين آسية و مريم بنت عمران، فقالت فاطمة (عليها السلام): إن الله هو السلام و منه السلام و إليه السلام.

فاطمه دامن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را گرفته بود و اطرافش پروانه وار مي چرخيد و مي فرمود: اي پدرم! مادرم كجاست؟ ... جبرئيل بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نازل شد و فرمود: خداوند به تو أمر مي كند كه از طرف من به فاطمه سلام برسان و به او بگو: مادرت در بهشت، در قصري از طلا و ياقوت و مرجان است در كنار حضرت آسيه و مريم قرار گرفته است. فاطمه هم فرمود: ... .

الأمالي للشيخ الطوسي، ص 175 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج 43، ص 28 ـ شجرة طوبي للشيخ محمد مهدي الحائري، ج 2، ص 235 ـ الجواهر السنية للحر العاملي، ص 264 ـ الخرائج و الجرائح لقطب الدين الراوندي، ج 2، ص 529

* * * * * * *

آقاي كاشاني

حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) در چه سالي از دنيا رفتند؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با وفات حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)، آنچه كه مشهور است، روز 10 ماه مبارك رمضان، در سال 10 بعثت و در سن 65 سالگي بوده است. البته خود آقايان أهل سنت در اين مورد اختلافات زيادي دارند. اين را كه من عرض كردم، از آقاي ذهبي كه از استوانه هاي علمي و تاريخي أهل سنت است نقل كردم كه در سير أعلام النبلاء، جلد 2، صفحه 112 اين مطلب را نقل مي كند.

در بعضي از كتاب هاي ديگر هم آمده است كه وقتي شعب أبي طالب 3 سال طول كشيد، از سال 7 تا 10 بعثت، وقتي از شعب بيرون آمدند، تقريباً بعد از چند روز، حضرت أبو طالب (عليه السلام) از دنيا رفت و بعد هم حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) از دنيا رفت. ولي آنچه كه محرز است، اين است كه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) در سال 10 بعثت، 3 سال قبل از هجرت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، در سن 65 سالگي، در روز 10 ماه رمضان از دنيا رفت.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

در كتاب هاي تاريخي زيادي آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هر كجا كه مي نشستند و بلند مي شدند و به هر مناسبتي، يادي از حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) مي كردند؛ به حدّي كه حسادت خيلي ها برانگيخته مي شد. هم چنين در كتاب هاي ديگر آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هميشه مي فرمودند كه اگر حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بود، چنين و چنان مي شد و حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بود كه چنين و چنان كرد. شايد خوش ترين روزهاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، همان روزهايي بود كه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) زنده بودند.

ما در بعضي از منابع تاريخي ديده ايم كه برخي از همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) حسادت و رشك مي ورزيدند كه چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هر جا كه مي نشيند و بلند مي شود، از حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) مي گويد؟

آيا در اين زمينه، مطلبي در منابع أهل سنت آمده است؟ در برخي از مصادر شيعه و تاريخي آمده است كه يكي از كساني كه حسادت مي ورزيد، عايشه بود. آيا در مصادر أهل سنت هم آمده است كه عايشه به مقام حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) حسادت كرده باشد؟

استاد حسيني قزويني

در اين زمينه سخن خيلي زياد است و اگر بخواهيم وارد اين بحث شويم، بايد يك جلسه يك ساعته در مورد برخورد عايشه با حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) و اذيت هايي كه در اين زمينه متوجه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) شد، بحث شود. ولي بينندگان عزيز را توجه مي دهم به كتاب صحيح مسلم، جلد 7، صفحه 134، حديث 6171 كه از قول خود عايشه نقل مي كند و مي گويد:

ما غرت علي إمرأة ما غرت علي خديجة.

بر هيچ زني غيرت به خرج ندادم و حسادت نورزيدم، همانند غيرت و حسادتي كه نسبت به خديجه ورزيدم.

و لقد هلكت قبل أن يتزوجني بثلاث سنين، لما كنت أسمعه يذكرها و لقد أمره ربه عز وجل ان يبشرها ببيت من قصب في الجنة و إن كان ليذبح الشاة ثم يهديها إلي خلائلها.

خديجه هلاك شد 3 سال قبل از اين كه من ازدواج كنم. پيامبر (صلي الله عليه و سلم) همواره از خديجه ذكر خير مي كرد و خداوند به او بشارت داده كه خديجه در بهشت، داراي قصري از طلاست و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) گوسفندي را قرباني مي كرد و به بستگان خديجه هديه مي داد.

كلمه هلكت تعبير زشت و توهين آميزي است.

جالب اين است كه در كتاب الإستيعاب في معرفة الأصحاب إبن عبد البر كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت است و شرح حال صحابه را دارد، عايشه نقل مي كند و مي گويد:

كان رسول الله صلي الله عليه و سلم لا يكاد يخرج من البيت حتي يذكر خديجة فيحسن الثناء عليها.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به خديجه علاقه شديدي داشت و در هر فرصت مناسبي از او تعريف مي كرد.

فذكرها يوما من الأيام، فأدركتني الغيرة فقلت: هل كانت إلا عجوزا؟ فقد أبدلك الله خيرا منها. فغضب حتي إهتز مقدم شعره من الغضب ثم قال: لا والله! ما أبدلني الله خيرا منها! آمنت بي إذ كفر الناس و صدقتني إذ كذبني الناس و واستني في مالها إذ حرمني الناس و رزقني الله منها أولادا إذ حرمني أولاد النساء.

روزي از خديجه سخن گفت و من به او حسادت ورزيدم و گفتم: آيا خديجه، غير از اين كه پيرزني باشد، چيز ديگري بود؟ خداوند من را كه بهتر از او هستم، به جاي او به تو داده است. پيامبر (صلي الله عليه و سلم) غضبناك شد، به طوري كه موهاي جلوي سرش از شدت غضب تكان خورد و سپس فرمود: به خدا قسم! خداوند هرگز همسري بهتر از او را نصيب من نكرده است. روزي كه مردم به من كفر مي ورزيدند، او به من ايمان آورد و روزي كه مردم مرا تكذيب مي كردند، او مرا تصديق مي كرد و وقتي مردم مرا از همه حقوقم محروم كردند، او تمام اموالش را در اختيار من قرار داد و خداوند از ميان زنانم، تنها خديجه را انتخاب كرد كه اولادي نصيب من كند.

الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج 4، ص 1823 ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج 5، ص 438 ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج 8، ص 103 ـ مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج 6، ص 117 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج 3، ص 158

در صحيح مسلم آمده است:

خديجه غير از اين كه پيرزني بود كه دندان نداشت و جاي دندان هايش سفيد شده بود، چيز ديگري نبود.

جالب اين است كه آقاي إبن حجر عسقلاني در كتاب الإصابة في تمييز الصحابة، جلد 8، صفحه 103 مي گويد:

و قد أثني النبي صلي الله عليه و سلم علي خديجة ما لم يثن علي غيرها.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) ثنائي كه در حق خديجه كرده است، در حق أحدي نكرده است.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

آيا از طرف مراجع عظام تقليد، بيانيه اي راجع به سيل زدگان پاكستان صادر شده است؟

استاد حسيني قزويني

چند روز قبل بيانيه اي از طرف حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي به ما ارسال شد كه ما هم إن شاء ا... مفصل اين را در شبكه جهاني ولايت قرار مي دهيم و در اين بيانيه، از تمام مسلمانان جهان تقاضا كرده اند كه كمك كنند و منتظر كمك هاي دولت ها و مجامع بين المللي نشوند. الآن اين سيل ويران گر، بيش از 20 ميليون انسان را آواره كرده است و 2 ميليون كودك هم مبتلا به بيماري وبا شده اند. ايشان هم اظهار داشتند كه ما هم 50 هزار دلار به مسلمانان پاكستان كمك كرده ايم و از همه مسلمانان درخواست كرده اند كه به آنها كمك كنند.

ديشب هم در دفتر حضرت آيت ا... العظمي وحيد خراساني بودم و با تعدادي از مسئولين دفتر ايشان جلسه اي داشتيم كه گفتند خود حضرت آيت ا... العظمي وحيد خراساني فرمودند كه تمام شيعيان و مسلمانان موظف هستند به سيل زدگان پاكستان كمك كنند. آقازاده ايشان هم گفتند كه نظر آقا بر اين است كه اين كمك ها به دست مردم برسد، نه به دست واسطه ها.

چند شب پيش هم جناب سيد افتخار حسين نقوي از پاكستان به من زنگ زده بودند و مي گفت در قسمت شيعه نشين ايالت سند و پنجاب، واقعاً سيل بيداد كرده است و بيش از 50 هزار خانه به طور كلي ويران شده است و مردم به فكر اين نيستند كه خانه براي شان ساخته شود، بلكه به فكر نان و قوت ضروري شان هستند و براي خوراك و پوشاك و دارو زجر مي كشند. ايشان مي گفت كه در بعضي از مناطق سند و پنجاب، بعضي از روستاها كه شيعه هستند، هيچ كمكي از طريق دولت و سازمان هاي بين المللي به آنجا نرسيده است.

جالب اين است كه همين امروز در بعضي از سايت ها مي خواندم كه سخنگوي سازمان ملل متحد رسماً اعلام كرده است كه سيل أخير پاكستان، از رويداد سونامي در شبه قاره هند و زلزله پاكستان در سال 2005 ميلادي و زلزله هائيتي هم بدتر بوده است.

لذا ما بدين وسيله از همه دوستان در سراسر جهان كه صداي بنده را مي شنوند و صداي يا للمسلمين مسلمانان سيل زده پاكستان را مي شنوند، تقاضاي كمك به اين عزيزان را داريم.

جناب آقاي نقوي مي گفت كمك هايي كه به دست مان مي رسد تا به روستاها بدهيم، هم به شيعيان مي دهيم و هم به أهل سنت و هيچ فرقي نمي گذاريم.

روايتي را از امام صادق (عليه السلام) براي بينندگان عزيز بخوانم كه فرمود:

من أصبح لا يهتم بأمور المسلمين فليس بمسلم.

هر كسي كه زندگي كند و توجهي به مشكلات مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نيست.

الكافي للشيخ الكليني، ج 2، ص 163 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج 16، ص 336

هم چنين فرمود:

من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم.

كسي كه صداي مسلماني را بشنود كه از مسلمانان كمك مي طلبد و به او كمك نكند، مسلمان نيست.

الكافي للشيخ الكليني، ج 2، ص 164 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج 15، ص 141

هم چنين فرمود:

أيما مؤمن نفس عن مؤمن كربة، نفس الله عنه سبعين كربة من كرب الدنيا و كرب يوم القيامة.

هر مومني كه يك مشكل و گرفتاري را از مؤمني برطرف كند، خداوند هفتاد گرفتاري دنيوي و هفتاد گرفتاري أخروي او را برطرف مي كند.

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج 16، ص 371 ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج 16، ص 136

برادران شيعه و سني ما در پاكستان، اين را با فرياد يا للمسلمين از همه ما كمك مي طلبند.

اگر هر كسي به اندازه وسعت خودش كمك كند و به همين اندازه، مشكلي از مشكلات برادران ديني ما در پاكستان حلّ كند، مشمول اين روايت مي شود.

آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) هم در نهج البلاغه عبارتي دارد كه در وسائل الشيعة، چاپ آل البيت شيخ حرّ عاملي (ره)، جلد 16، صفحه 373 نقل شده است:

من كفارات الذنوب العظام إغاثة الملهوف و التنفيس عن المكروب.

از كفّاره گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن و آرام كردن مصيبت ديدگان است.

ما كه در پرونده مان هزاران معصيت از غيبت و دروغ ثبت شده است، كمك به سيل زدگان پاكستان مي تواند كفاره گناهان مان باشد. كساني كه به دنبال بخشش گناهان در اين ماه رمضان هستند، اين روايت را مورد توجه داشته باشند.

هم چنين مرحوم شيخ حرّ عاملي (ره) از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند:

لئن أمشي في حاجة أخ لي مسلم أحب إلي من أن أعتق ألف نسمة و أحمل في سبيل الله علي ألف فرس مسرجة ملجمة.

اگر من براي برآوردن حاجت يا رفع گرفتاري يك برادر ديني قدم بردارم، برايم محبوب تر است از اين كه هزار بنده را در راه خدا آزاد كنم و هزار اسب زين شده تقديم جبهه جنگ حق عليه باطل كنم.

الكافي للشيخ الكليني، ج 2، ص 197 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج 16، ص 369

روايتي را خدمت عزيزاني كه مقداري بي تفاوت هستند، تقديم مي كنم كه امام كاظم (عليه السلام) مي فرمايد:

من أتاه أخوه المؤمن في حاجة فإنما هي رحمة من الله تبارك و تعالي ساقها إليه، فان قبل ذلك فقد وصله بولايتنا و هو موصول بولاية الله و إن رده عن حاجته و هو يقدر علي قضائها سلط الله عليه شجاعا من نار ينهشه في قبره إلي يوم القيامة مغفورا له أو معذبا، فان عذره الطالب كان أسوا حالا.

هر كسي كه برادر مؤمنش براي حاجتي نزد او آيد، اين رحمتي است كه خداي تبارك و تعالي به سوي او كشانيده است. پس اگر آن را بپذيرد، به ولايت ما پيوستش داده و ولايت ما به ولايت خدا پيوسته است و اگر با وجود آن كه توانائي بر قضاء حاجت او دارد، او را ردّ كند، خدا در قبرش ماري از آتش بر او مسلط كند كه تا روز قيامت او را بگزد؛ چه آن كه آمرزيده باشد يا معذب (گناه ديگري داشته يا نداشته باشد) و اگر كسي كه كمك خواسته است او را معذور دارد و از او راضي هم بشود، باز هم وضعش بدتر است.

الكافي للشيخ الكليني، ج 2، ص 196 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج 16، ص 360

هم چنين امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد:

و الله! لرسول الله (صلي الله عليه و آله) أسر بقضاء حاجة المؤمن إذا وصلت إليه من صاحب الحاجة.

به خدا قسم! هر كسي كه با رفع گرفتاري مؤمن، او را خوشحال كند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بيشتر از آن مؤمني كه از او رفع گرفتاري شده است خوشحال مي شود.

الكافي للشيخ الكليني، ج 2، ص 195 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج 16، ص 359

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال 1 :

من تازه شيعه شده ام و چند كتاب از شما مي خواستم كه به ما معرفي كنيد. بنده در بندرعباس هستم و در اينجا كتاب الغدير نيست.

جواب 1 :

شما اگر با سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com مرتبط باشيد و ايميل بزنيد، قطعاً منابع و كتاب هايي را به شما معرفي مي كنند كه بتوانيد از طريق اينترنت هم دريافت كنيد. ضمن اين كه اين سايت، آمادگي پاسخ دادن به سؤالاتي كه در ذهن شما هست را دارد.

* * * * * * *

سؤال 2 :

در خصوص عشره مبشره كه مبناي فكري برادران أهل سنت را تشكيل داده است، در 9 نفر همه مشترك هستند كه عبارت اند از: أمير المؤمنين (عليه السلام)، أبو بكر، عمر، عثمان، أبو عبيده جراح، طلحه، زبير، عبد الرحمان بن عوف و سعيد بن أبي وقاص. ولي در نفر دهم، عده اي مي گويند سعيد بن عاص است و عده اي مي گويند سالم غلام يسار و عده اي هم سعد بن عمرو را مطرح كرده اند. واقعاً اگر اين 10 نفر أهل بهشت هستند، چرا در ميان اينها جنگ و درگيري و كشتار رخ داده است و جنگ جمل به پا شد كه طلحه در آن كشته شد؟ نمي شود كه قاتل و مقتول، هر دو بهشتي باشند! در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

جواب 2 :

ما قبلاً در اين مورد توضيحاتي را داده ايم و عرض كرديم كه خود حديث عشره مبشره توهين به صحابه است. چون اين آقايان معتقدند كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت، 120 هزار صحابه داشتند و معناي عشره مبشره اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فقط به 10 نفرشان بشارت بهشت را داده است و ساير اينها معلوم نيست كه وارد بهشت شوند. آيا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) جزء عشره مبشره هست؟ با اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) درباره ايشان فرموده كه سيدة نساء أهل الجنة است.

* * * * * * *

سؤال 3 (علاقي):

اين مسائلي كه امروزه طرح مي شود در شبكه هايي تحت عنوان دعوت و تبليغ، من اعتقاد دارم كه اين مسائل به اين شكل قابل حلّ نيست و فقط مي تواند تأثيرات منفي داشته باشد و تحريك افكار عمومي است. به همين منظور من اعتقاد دارم كه اگر اين جلسات به صورت حضوري بود، بهتر بود. بر فرض مسئله نبيذ مطرح شده بود و يكي مي گفت به معني مشروبات الكلي است. در كتاب صحيح مسلم چند روايت را خدمت تان عرض مي كنم و برخي گفته اند در خود كتب أهل سنت اين به معني مشروبات الكلي ذكر شده است. بنده تحقيق كرده ام كه غير از اين ثابت شده است.

عن جابر بن عبد الله الأنصاري عن رسول الله صلي الله عليه و سلم: أنه نهي أن ينبذ الزبيب و التمر جميعا و نهي أن ينبذ البسر و الرطب.

جابر بن عبد الله انصاري از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نقل مي كند كه آن پيامبر خدا نهي كرد كه آب انگور و خرما با هم قاطي بشوند و نهي كرد ... .

صحيح مسلم لمسلم النيشابوري، ج 6، ص 90

اين كه بعضي ها گفته اند نهي تحريمي است يا تنزيهي، بماند براي بحث كارشناسي.

بايد اين مسائل حضوري باشد و به صورت كارشناسي و خيلي دقيق مطرح شود و واقعاً اين مشكلي را حلّ نمي كند و فقط جوّ عمومي را متشنج مي كند و تضاد را بيشتر مي كند.

عن أبي نضرة عن أبي سعيد: أن النبي صلي الله عليه و سلم نهي عن التمر و الزبيب.

پيامبر خدا نهي كرده از مخلوط شدن آب خرما و آب انگور.

صحيح مسلم لمسلم النيشابوري، ج 6، ص 90

در اين حديث هم نهي روي مسئله مخلوط كردن است.

عن أبي نضرة عن أبي سعيد قال: نهانا رسول الله صلي الله عليه و سلم أن نخلط بين الزبيب و التمر.

صحيح مسلم لمسلم النيشابوري، ج 6، ص 90

در جاهاي ديگر هم مسئله نبيذ تعريف شده است و نبيذ به عنوان يك ماده الكلي ذكر نشده است. نبيذ چيست؟:

أي نقيع التمر غير مسكر. مادام كما تقدم في شرابي.

يعني آبي كه گرفته مي شود بر فرض از آب انگور يا خرما، هم چنين كه در كتاب شراب در ... روي اين مسئله توضيح داده مادام كه غير مسكر باشد.

المراد بالنبيذ نقيع التمر و الزبيب و نحوهما من كل ثمر كالتين سيجوز شربهما ما لم يسكر.

تاج الأصول، ج 3، ص 145

روي تمام مسائل تاريخي، مثلاً در قرآن، آيه اي كه ذكر مي كنيم و مي گوييم:

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ

سوره فتح / آيه 18

يكي مي گويد اين بخشي از مؤمنان است. من سؤال مي كنم: آيا قرينه اي در اين آيه هست كه اثبات كند بخشي از مؤمنان را گرفته است؟ بايستي اثبات كنيم قرينه علمي باشد. و إلا تمامي اينها مي شود تفسير نظري.

جواب 3 :

ظاهراً قبلاً يكي از دوستان شما، در برنامه اي كه جناب آقاي يزداني بودند، اينها را مطرح كرد. آقاي محيي الدين نووي كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، وقتي نبيذ را معني مي كند، مي گويد:

و أما النبيذ فهو نجس؛ لأنه شراب، فيه شدة مطربة فكان نجسا كالخمر.

نبيذ نجس است؛ زيرا شراب است و ... .

المجموع لمحيي الدين النووي، ج 2، ص 563

كتاب المجموع از كتاب هاي مشهور فقهي شافعي هاست و مانند المبسوط سرخسي و المغني إبن قدامه است. اين چيزي نيست كه شيعه گفته باشد يا شيخ طوسي (ره) و علامه حلي (ره) و علامه مجلسي (ره) گفته باشند.

خود آقاي إبن أبي شيبه كه استاد آقاي بخاري است، در كتاب المصنف كه از كتاب هاي معتبر روائي أهل سنت است، در جلد 6، صفحه 502 نقل مي كند:

بلغني أن عمر بن الخطاب سائر رجلا في سفر و كان صائما، فلما أفطر أهوي إلي قربة لعمر معلقة فيها نبيذ قد خضخضها البعير، فشرب منها فسكر، فضربه عمر الحد، فقال له: إنما شربت من قربتك، فقال له عمر: إنما جلدناك لسكرك.

كسي آمد از آن نبيذ و قِرْبِه اي كه جناب خليفه دوم مي خورد، خورد و مست شد. خليفه دوم او را حدّ زد به خاطر خوردن نبيذ. آن مرد به عمر گفت: من از نبيذ تو خوردم. عمر گفت: من تو را به خاطر اين شلاق زدم كه مست شدي.

شما بايد جواب اين را آماده كنيد.

بنده معمولاً اين گونه مباحث را مطرح نمي كنم؛ چون نيازي به مطرح كردن اين گونه قضايا نمي بينم. در اين چند سالي كه بنده در ماهواره ها برنامه داشته ام، اين موضوع را اصلاً مطرح نكردم. شما كه آن روز روي خط آمديد، اين موضوع را مطرح كرديد و جناب آقاي يزداني هم مجبور شد جواب بدهد. آن شبكه هايي كه اين گونه مطالب را مطرح مي كنند، ما با آنها موافق نيستيم. ديشب هم كه در دفتر حضرت آيت ا... العظمي وحيد خراساني بوديم، گفتند كه نظر آقا اين است:

اين مطالب لازم نيست مطرح شود. شما بياييد فضائل و ويژگي هاي أمير المؤمنين (عليه السلام) و أدله خلافت أمير المؤمنين (عليه السلام) را مطرح كنيد تا مردم گمشده خودشان را پيدا كنند.

ادامه بحث (علاقي):

ففي النصوص جواز الإنتباذ و شربه، ولو أياما مادام حلوا. إلا إذا إشتد و تغير و سار مسكرا، فإنه يحرم، لأنه صار خمرا و من هذا ما يسمعه عندنا ... .

در تمامي اين نصوصي كه ذكر شده و واژه نبيذ ذكر شده، اجازه انتباذ و شرب و خوردن اينها در فقه أهل سنت داده شده است، ولو اين كه چند روزي گذاشته باشد، مادامي كه خوردني باشد. مگر زماني كه تغيير كرده باشد و تبديل به مسكر شده باشد. در اين صورت است كه حرام مي شود، زيرا تبديل به خمر شده است. اين از قبيل چيزهايي كه در عصر ماست. اين مسائلي كه مانند آب انگور و سانديس و آب آلبالو گرفته مي شود، مادام كه تبديل به مسكر نشود و تغيير پيدا نكند، در اين شرايط جايز است.

اگر بخواهيم ديالوگي باز شود، حواري باز شود، مناظره اي باز شود، ارتباطي بين أمت اسلام، دوباره ميداني براي بحث و گفت و گو باز شود، اين احتياج است كه اگر مي خواهيم شخصيتي را بحث كنيم و نقد يك شخصيتي را بكنيم، بايستي به نفوس آدميان نفوذ كنيم، به درون انسان ها نفوذ كنيم و شخصيت آنها را به صورت كلي ببينيم. يك مورد، قطعاً شخصيت انسان ها را به دست نمي دهد. من هميشه تكرار مي كنم حيات عمر را، بر فرض بعد از وفات رسول الله (صلي الله عليه و سلم)، اگر كل حيات ايشان را در نظر بگيريم، اگر واقعاً انسان اعتقاد نداشته باشد، كسي كه انگيزه ديني نداشته باشد، در تمامي مراحل زندگي اش، در تمامي مناسبات و رفتارهاي اجتماعي اش بروز و ظهور پيدا مي كند. ما به صورت روانكاوي شخصيت انسان ها را مدّ نظر داشته باشيم.

موقعي كه اسراي بدر را آوردند، عمر بن خطاب به حضرت عباس، عموي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي فرمايد:

اي عباس! اسلام بياور. به خدا قسم! اسلام تو خيلي براي من مهم تر و بزرگ تر از اسلام خطاب، پدر من است. به خاطر اين كه تو عموي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هستي.

ببين چقدر برايش مهم است ايمان عباس! به خاطر اين كه ايشان عموي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است.

من مناظره را بر اين اساس اعتقاد دارم و اصول و عقيده بنده است كه در كتب عقائد آمده و مي فرمايد كه در چه شرايطي مي توانيم كسي را تكفير كنيم؟ مي فرمايد:

من ردّ حكم الكتاب من غير شبهة أو تأويل فقد كفر.

اين را براي حاج آقا توضيح نمي دهم، براي خودم و امثالي مثل خودم توضيح مي دهم.

كسي كه ردّ حكم قرآن را بكند و اين هم بدون شبهه و تاويل باشد، مانند كساني كه منكر خدا و رسولش هستند، يا كساني كه ردّ يك حديث صحيح مي كنند، بدون شبهه و تأويل، كافر هستند. اينها تكفير مي شوند، نه أمت اسلام كه لا إله إلا الله مي گويند. بعد هم ادامه مي دهد و مي فرمايد:

من تأول حكم الكتاب لشبهة عارضة له يبين له صواب ليرجع إليه و لكن من ردّ حكم الكتاب و السنة تأويلا لشبهة ... فمثل هذا لا يحكم بكفره إلا بعد قيام الحجة الشرعية عليها التي تدفع عنصر الجهل عنده.

كسي كه تأويل كند حكم قرآن را، يعني ردّ حكم قرآن را بكند بر اساس تأويل، به خاطر شبهه اي كه بر او عارض شده است، برايش روشن و تبيين مي شود، به خاطر برگشتن اين شخص.

اين مباني فكري بنده است و بايستي با اين نگاه، أمت اسلامي به همديگر نگاه كنند.

مسائل اختلافي كه واقعاً اگر مسئله حب و بغض ها سايه بر اذهان ما بكند، حب و بغض ها اجازه نمي دهند وقايع تاريخي را آن چنان كه حقيقت تاريخ است، تحليل بكنيم.

جواب:

او عباس نبود، بلكه حضرت أبو طالب (عليه السلام) بود.

بنده هم از ادب و متانت شما تشكر مي كنم. ما هم دوست داريم عزيزان أهل سنتي كه مانند جناب عالي مؤدب هستند و بوسه بر پيشاني شماها مي زنيم و از حضور شما و نشستن با شما افتخار مي كنيم و درب اين شبكه جهاني ولايت به سوي أمثال شماها باز است. حضرت عالي اگر قبلاً هماهنگي بفرماييد و شماره تلفن تان را به اتاق فرمان بدهيد تا با شما برنامه و جلسه بگذاريم و مقداري شما صحبت كنيد و مقداري هم بنده يا ديگر دوستان ما مانند جناب آقاي يزداني و أبو القاسمي صحبت كنند تا مطالب كنكاش شود و هم دوستان أهل سنت، مطالبي دست شان بياييد و هم دوستان شيعه، من كاملاً استقبال مي كنم از اين طور بحث ها. من تأثيرگذاري يك جلسه گفت و گوي دوستانه را از هزار جلسه يك طرفه بيشتر مي دانم. اگر شما هم به قم تشريف بياوريد، قدم تان روي چشم ماست. اختلافات وجود دارد؛ چه ميان فقهاء شيعه و چه ميان فقهاء أهل سنت. اين اختلافات نبايد باعث شود كه ما نسبت به همديگر بدبين باشيم و بدگويي كنيم و ناسزا بگوييم. همان طوري كه در روايت آمده است:

اختلاف أمتي رحمة.

اين روايت چه راست باشد و چه دروغ، اين اختلافاتِ مبنايي هست كه موجب مي شود فقه و اقتصاد ما، مباحث اخلاقي و عقيدتي ما رشد كند و به كمال برسد و بالنده شود. من باز هم از حضرت عالي تقاضا مي كنم كه قبلاً هماهنگي بفرماييد و روي خط بياييد و ما براي شما وقت مي گذاريم.

من هم با نظر شما موافق هستم و هر شخصيتي را بخواهيم بررسي كنيم، بايد تمام نقاط مثبت و منفي او را جدا جدا بررسي و جمع بندي كنيم. گلايه ما اين است كه بعضي از عزيزان أهل سنت نسبت به بعضي از صحابه، فقط نقاط مثبت را نگاه مي كنند و نقاط منفي و رواياتي كه در ذمّ آنها آمده را نگاه نمي كنند. بعضي از برادران شيعه ما هم فقط نقاط منفي را نگاه مي كنند. بنده شخصاً با هر دو روش مخالف هستم. مرحوم علامه اميني (ره) در الغدير، جلد 7، ظاهراً صفحه 176 نسبت به أبو بكر و عمر مي گويد كه اينها اين كارها و اين خدمات را كرده اند و در كنارش هم كارهاي نادرست را از روايات أهل سنت نسبت به أبو بكر و عمر مي گويد. اگر ما اين چنين منصفانه برخورد كنيم، قطعاً عزيزان أهل سنت ما هم لذت مي برند. من كاملاً به اين فرمايش حضرت عالي موافق هستم.

* * * * * * *

سؤال 4 :

بعضي شبكه ها هستند كه با خودشان صحبت مي كنند كه شيعيان اين طوري هستند و اين كارها را مي كنند. اين مناظرات و صحبت ها اگر رو در رو باشد، بهتر است. هر كسي كه مي خواهد براي خودش صحبت كند، مشكل است.

جواب 4 :

ما بارها عرض كرده ايم و به همين شبكه اي كه شما نام مي بريد، زنگ زدم و با مدير اين شبكه صحبت كردم و از ايشان درخواست كردم براي گفت و گوي علمي و مناظره، ولي مدير اين شبكه به هيچ وجه زير بار اين مسئله نرفت. الآن هم بنده اعلام مي كنم عزيزان أهل سنتي كه با اين شبكه ارتباط دارند، سلام ما را به اين آقايان برسانند و از قول ما بگويند كه درب شبكه جهاني ولايت به روي كارشناسان آنها باز است و اگر بخواهند به قم و استوديوي ما بيايند، ما آماده هستيم و اگر مي خواهند به صورت رله كردن شبكه جهاني ولايت با شبكه نور باشد، باز هم ما آمادگي داريم و اگر هم مي خواهند به صورت تلفني باشد، باز هم ما آمادگي كامل براي مناظره و گفت و گوي علمي داريم و هيچ قيد و شرطي هم نداريم. غير از آن قيد و شرطي كه در شبكه جهاني ولايت داريم كه وارد بحث هاي سياسي نمي شويم و مناظرات سياسي هم نمي كنيم و در مناظرات هم نهايت ادب را نسبت به همديگر رعايت مي كنيم. هر كسي كه اين دو شاخصه را داشته باشد كه وارد بحث سياسي نشود و ادب را نسبت به طرف مقابل و معتقدات و باورهايش مراعات كند، ما شرط ديگري در مناظره نداريم.

* * * * * * *

سؤال 5 :

در مورد فرقه أهل حق يا علي اللهي ها توضيح خلاصه اي بفرماييد. چون شبهاتي در مورد اين فرقه وجود دارد كه نياز به پاسخ هست؛ مانند ازدواج با آنها.

جواب 5 :

اين موضوع را عزيزان زيادي در شبكه هاي مختلف هم سؤال كرده اند. اينها عده اي هستند از آقايان صوفي ها كه خودشان را أهل حق مي دانند و رياضت هايي براي خودشان دارند. إن شاء ا... اگر فرصت شود، نسبت به صوفي ها در يك جلسه مفصل صحبت خواهيم كرد. صوفي ها دسته هاي مختلفي دارند و تا آنجا كه بنده اطلاع دارم، بيش از 70 فرقه صوفي وجود دارد؛ چه شيعه و چه سني.

در رابطه با آقايان صوفي ها، اگر اينها به واجبات إلهي عمل كنند و نمازشان را بخوانند و روزه شان را بگيرند و منكر ضرورتي از ضروريات دين (مانند نماز و حج و زكات و خمس و روزه) نباشند، پاك هستند و هيچ اشكالي ندارند و برادران ما هستند و رفتن به خانه آنها و دعوت از آنها هيچ اشكالي ندارد.

بعضي از صوفي ها به جاي رفتن به مسجد، به خانقاه مي روند و ما و مراجع عظام تقليد اين را داراي اشكال مي دانيم. ولي اين اشكالي نيست كه خداي ناكرده بگوييم اينها از دين خارج شده اند. اينها محل عبادت شان را آنجا قرار داده اند و مسلمانان هم در مسجد. اين يك اختلافي است كه ميان ما وجود دارد و مراجع عظام تقليد هم در اين زمينه نظر داده اند. ولي من نظرم بر اين است كه اين قضيه باعث نمي شود كه حكم به طرد اينها بكنيم يا با آنها ازدواج نكنيم. ملاك براي ما اين است كه آقاياني كه خودشان را أهل حق مي دانند يا به علي اللهي مشهور هستند، اگر ضرورتي از ضروريات ديني را انكار كنند يا ـ نستجير بالله ـ نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) ادعاي ألوهيت كنند، قطعاً نجس و مرتدّ هستند و رفت و آمد با آنها حرام است و ازدواج با آنها حرام است. در غير اين صورت خير، آنها پاك هستند و هيچ مشكلي ندارند.

بنده با تعدادي از آقاياني كه مشهور به أهل حق هستند، در اطراف قزوين و كرمانشاه و صحنه، مراوده و صحبت هاي زيادي داشته ام و آنچه كه اينها در جلساتي با خود بنده مطرح مي كردند، مي ديدم آنچه را كه ما قبول داريم، آنها هم قبول داريم و برخي از آنها هم مقلد مراجع عظام تقليد هستند و وجوهات شرعيه شان را هم مي دهند. اگر واقعاً اين گونه باشند، اين فقط اختلاف در اسم است. ولي اگر منكر ضرورتي از ضروريات ديني باشند، ما در آنجا تعارفي نداريم و حكم به إرتداد و نجاست شان مي كنيم. اگر هم نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) غلوّ كنند و ادعاي ألوهيت بكنند، قطعاً نجس هستند و هيچ شك و شبهه اي در آن نيست.

* * * * * * *

سؤال 6 :

اين كه مي گويند حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) 40 ساله بودند كه با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ازدواج كرده اند، من در كتاب هاي ديگري ديده ام كه گفته اند 25 تا 28 سال داشته اند. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب 6 :

آنچه كه مشهور است، حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) 40 سال داشتند و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هم 25 سال.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج 16، ص 3

علامه مجلسي (ره) اقوال مختلفي را بيان كرده است و در جلد 16، صفحه 12 هم مي فرمايند حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) 28 سال داشتند.

از علماء أهل سنت هم آقاي ذهبي در كتاب سير أعلام النبلاء، جلد 2، صفحه 111 صراحت دارد كه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) 28 ساله بود كه با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه 25 ساله بود، ازدواج كرد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

 

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»

 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English