2019 November 13 - چهار شنبه 22 آبان 1398
رؤساي مذاهب أهل سنت
کد مطلب: ٥٥٩٨ تاریخ انتشار: ١٤ آذر ١٣٨٧ تعداد بازدید: 4573
سخنراني ها » عمومي
رؤساي مذاهب أهل سنت

جایگاه مالک بن انس نزد علمای زمانش
شبكه سلام 87/09/14

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 14 / 09 / 87

آقاي هدايتي

سؤالاتي از جلسات قبل باقي ماند كه در اين جلسه مطرح خواهيم كرد و در ادامه جلسات، درباره آقاي محمد بن ادريس شافعي بحث خواهيم كرد.

آيا اين گفته صحيح است:

افكار آقاي مالك بن انس، توسط سلسله بني عباس بر مردم تحميل شده است و بني عباس مروج افكار ايشان بوده است و اگر آنها نبودند، شايد اسمي از اين مذهب نمي بود؟

استاد حسيني قزويني

آقاي ذهبي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است، در كتاب سير اعلام النبلاء اين تعبير را نقل مي كند:

سمعت مالكا يقول: لما حج المنصور، دعاني فدخلت عليه، فحادثته، و سألني فأجبته، فقال: عزمت أن آمر بكتبك هذه يعني الموطأ فتنسخ نسخا، ثم أبعث إلي كل مصر من أمصار المسلمين بنسخة، و آمرهم أن يعملوا بما فيها، و يدعوا ما سوي ذلك من العلم المحدث، فإني رأيت أصل العلم رواية أهل المدينة و علمهم. قلت: يا أمير المؤمنين! لا تفعل، فإن الناس قد سيقت إليهم أقاويل و سمعوا أحاديث و رووا روايات و أخذ كل قوم بما سيق إليهم و عملوا به و دانوا به من اختلاف أصحاب رسول الله صلي الله عليه و سلم و غيرهم و إن ردهم عما اعتقدوه شديد، فدع الناس و ما هم عليه و ما اختار أهل كل بلد لأنفسهم. فقال: لعمري، لو طاوعتني لأمرت بذلك.

از آقاي مالك شنيدم كه مي گفت: وقتي منصور دوانيقي به حج رفته بود، در مكه مكرمه با ايشان ديدار و گفتگويي داشتم. منصور دوانيقي گفت: من تصميم دارم كتاب موطأ تو را در تمام شهرها و روستاهاي بلاد اسلامي منتشر كنم و دستور بدهم كه مردم، فقط به محتويات اين كتاب عمل كنند و كتاب هاي ديگر را رها كنند. مالك مي گويد كه به منصور گفتم: اين كار را نكن، چون مردم سخنان و رواياتي از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شنيده اند و اختلاف صحابه در ميان مردم منتشر شده است و اگر اين كار را انجام دهي، شايد در ميان مردم، با استقبال مواجه نشود و با مشكلاتي درگير شوند. منصور گفت: به حان خودم قسم كه اين كار را انجام خواهم داد.

الموطأ للإمام مالك، ج1، ص المقدمة27- سير اعلام النبلاء للذهبي، ج8، ص78 - الإنتقاء في فضائل الثلاثة الأئمة الفقهاء لإبن عبد البر، ص41

همچنين آقاي زرقاني در شرح ديباج مذهب، اين مسئله را مفصل آْورده است. در كتاب الوافي بالوفيات، در ترجمه آقاي مالك، اين مسئله آمده است. آقاي ذهبي هم در كتاب تذكرة الحفاظ صراحت دارد كه منصور دوانيقي گفت:

و الله لئن بقيت لاكتبن قولك كما تكتب المصاحف و لابعثن به إلي الآفاق، فلأحملنهم عليه.

اگر چيزي از عمرم باقي مانده باشد، دستور مي دهم مردم اين كتاب را استنساخ كنند و بنويسند و در خانه هايشان بگذارند، همانگونه كه مردم كتاب خدا را مي نويسند. من كتاب تو را به تمام كشور اسلامي مي فرستم و تحميل مي كنم بر تمام مسلمانان كه به اين كتاب تو عمل كنند.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج1، ص290 - سير اعلام النبلاء للذهبي، ج8، ص61 - كشف الظنون لهادي خليفة، ج2، ص1908

جالب اينكه آقاي هادي خليفه در همان صفحه مي گويد:

أراد هارون أن يعلق الموطأ علي الكعبة.

آقاي هارون اراده كرد تا كتاب مالك را در بيت الله الحرام از كعبه آويزان كند تا به مردم اعلام كند نبايد به غير از اين كتاب عمل شود.

كشف الظنون لهادي خليفة، ج2، ص1908

و نادي منادي الحكومة: ألا لا يفتي الناس إلا مالك بن أنس.

از طرف حكومت، منادي اي ندا داد كه غير از مالك بن أنس، هيچكس حق قضاوت ندارد.

وفيات الأعيان لإبن خلكان، ج3، ج284 - مرآة الجنان لليافعي، ج1، ص375

اين خلاصه اي بود از آنچه كه اهل سنت در تحميل عقائد و افكار و كتاب مالك، توسط دودمان بني عباس نقل كرده اند.

آقاي هدايتي

در كتاب هاي اهل سنت، مطالب نسبتا تندي نسبت به آقاي مالك بن أنس مطرح شده است. چند نمونه از اين مطالب را مطرح بفرمائيد و تحليل خود را هم بيان كنيد.

استاد حسيني قزويني

آقاي مبرّد كه از بنيانگذاران ادبيات عرب است، در كتاب الكامل، ج1، ص159 صراحت دارد بر اينكه آقاي مالك بن أنس نسبت به اميرالمؤمنين (عليه السلام) و طلحه و زبير، نظرات تندي داشت و مي گفت:

و الله ما اقتتلوا إلا علي الثريد الأعفر.

اينها جز براي يك مشت مسائل دنيوي، با همديگر نجنگيدند.

همچنين نقل مي كنند كه آقاي مالك، روايتي را از اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل نكرده است. البته اين مشهور است كه وقتي از طرف حكومت دستور دادند به آقاي مالك تا كتاب موطأ را بنويسد، شرط كردند كه در اين كتاب، چيزي از فضائل اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل نكند. اگر شما هم كتاب موطأ مالك را ببينيد، چيزي از فضائل اميرالمؤمنين (عليه السلام) در اين كتاب نيست. وقتي هارون سؤال كرد كه چرا در اين كتاب، چيزي از فضائل حضرت علي (عليه السلام) را نياورده اي؟ گفت:

اعتذر بأنه لم يكن في بلدي و لم ألق رجاله

او كه همشهري من نبود و شخصيت ها و رجال (صحابه و راويان) او را هم من نديدم.

تنوير الحوالك، ج1، ص7 - شرح موطأ زرقاني، ج1، ص9

با اينكه آقاي مالك در اين كتاب از معاويه و عبدالملك بن مروان و هشام بن عروه - كه مشهور به كذاب است - روايت دارد.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج1، ص323 - هدي الساري لإبن حجر، ج2، ص169

همچنين وقتي آقاي ابن حبان در كتاب المجروحين به شرح حال آقاي مالك مي رسد، مي گويد:

لست أحفظ لمالك و لا للزهري فيما رويا من الحديث شيئا من مناقب علي عليه السلام أصلا فالقلب إلي أنه موضوع أميل.

از آقاي مالك و ابن شهاب زهري، اصلا يك روايت هم از فضائل اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل نشده است.

المجروحين لإبن حبان، ج1، ص258

نكته ديگري كه در بعضي از كتاب هاي اهل سنت، نسبت به آقاي مالك آمده، اين است كه ايشان نسبت به آلات لهو و لعب، أنس خاصي داشته است.

نهاية الإرب، ج4، ص229 - الأغاني لأبو الفرج الإصفهاني، ج2، ص75

همچنين آقاي ذهبي در كتاب سير اعلام النبلاء نقل مي كند بر اينكه هيثم بن جميل مي گويد:

سمعت مالكا سئل عن ثمان و أربعين مسألة، فأجاب في اثنتين و ثلاثين منها ب لا أدري.

از آقاي مالك، 48 سؤال پرسيدند و در 32 مورد گفت: نمي دانم.

سير اعلام النبلاء للذهبي، ج8، ص77

همچنين آقاي خالد بن خداش مي گويد:

قدمت علي مالك بأربعين مسألة، فما أجابني منها إلا في خمس مسائل.

40 سؤال از آقاي مالك پرسيدم و فقط 5 سؤال را جواب داد.

سير اعلام النبلاء للذهبي، ج8، ص77

آقاي ابن صلاح در كتاب فتاوي و مسائل، ج1، ص13 نقل مي كند:

ما 50 سؤال از آقاي مالك پرسيديم، حتي يك مورد هم نتوانست جواب بدهد.

از آقاي احمد بن حنبل سؤال كردند كه نظر شما در مورد آقاي مالك چيست؟ ايشان گفت:

حديث صحيح و رأي ضعيف.

حديث صحيحي دارد، ولي آراء ضعيفي دارد.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج13، ص418

اينها نمونه هايي بود از كتاب هاي اهل سنت كه نسبت به آقاي مالك بن أنس آمده است.

نظر استاد در اين مورد:

اما نظر بنده اين است كه هم دوستان مالك در حق او افراط و غلو كرده اند و مطالبي را به او نسبت داده اند و احاديثي از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در شأن او نقل كرده اند كه به صلاح مالك و مالكي ها نيست و دروغ و افتراء و جعلي است و سخنان بي اساس و بي پايه اي است. همچنين كساني كه در حق مالك، سخنان ناروايي گفته اند، آنها را هم رد مي كنيم و حمل بر تفريط و بدگويي مي كنيم نسبت به شخصيتي كه ميليون ها برادر مسلمان مالكي به او عقيده دارند. اگر كسي بخواهد جفا كند و مطالب ناروائي را مطرح كند، اين را زيبنده يك مسلمان نمي دانيم و به آقاي مالك، به عنوان يك رهبر بخشي از اهل سنت، احترام مي گذاريم.

ضمن اينكه مباحث علمي و مباحثي را كه مربوط به گفتگوي ادبياتي برخاسته از كتاب و سنت را آزاد مي دانيم، هيچگونه تقيه در تبيين حقائق و بازگو كردن حقائق پنهان نداريم و نخواهيم داشت.

آقاي هدايتي

موضعگيري و برخورد آقاي مالك با احاديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) - در قبول يا رد فرمايشات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) - چگونه بوده است؟

استاد حسيني قزويني

آقاي ابن عبد البر كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است، در كتاب جامع بيان العلم و فضله، ج2، ص108 از ليث بن سعد نقل مي كند:

أحصيت علي مالك بن أنس سبعين مسئلة، كلها مخالفة لسنة النبي صلي الله عليه و سلم.

70 مورد از مطالب نقل شده از مالك را ديدم كه مخالف با سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود.

همچنين در ص201 نقل مي كند كه آقاي إبن أبي ذئب - كه از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است و آقاي ابن حبان در مورد او مي گويد:

من فقهاء اهل المدينه و عبادهم و كان من أقول اهل زمانه للحق

از فقهاي بزرگ و عباد اهل مدينه بود و از بهترين كساني بود كه سخن حق مي گفت.

الثقات لإبن حبان، ج7، ص390

- نسبت به مالك، سخنان خيلي خشن و تندي مي گفت و من جرأت نمي كنم آن مطالب را نقل كنم.

آقاي خطيب بغدادي از احمد بن حنبل نقل مي كند:

وقتي سخن مالك به أنس به إبن أبي ذئب، فقيه مدينه رسيد، گفت: ايشان نسبت به حديث«البيعان بالخيار» نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جسارت كرده، مي گويد:

يستتاب و إلا ضربت عنقه

مالك بن أنس بايد از اين جسارتي كه به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و حديث او كرده است، توبه كند و گرنه گردن او را خواهم زد.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج3، ص103 - علل لأحمد بن حنبل، ج1، ص539

نكته جالبي كه از آقاي مالك بن أنس نقل مي كنند، اين است كه آقاي ابن حزم آندلسي در كتاب الإحكام از آقاي قعنبي نقل مي كند:

دخلت علي مالك بن أنس في مرضه الذي مات فيه، فسلمت ثم جلست فرأيته يبكي، فقلت: يا أبا عبد الله! ما الذي يبكيك؟ فقال لي: يا ابن قعنب! و ما لي لا أبكي و من أحق بالبكاء مني، والله! لوددت أني ضربت بكل مسألة أفتيت بها برأيي سوطا سوطا و قد كانت لي السعة فيما قد سبقت إليه و ليتني لم أفت بالرأي.

وقتي مالك در آخرين لحظات زندگيش، در حالت احتضار بود، گريه مي كرد. از او علت گريه را پرسيدم. گفت: چرا گريه نكنم؟! چه كسي سزاوارتر است از من بر گريه كردن؟ قسم به خدا! دوست دارم درباره هر مسئله اي كه به رأي خودم فتوا دادم، شلاق مي خوردم و جرمم را در همين دنيا نسبت به فتاواي خلاف سپري مي كردم و فرداي قيامت، با عذاب خدا مواجه نمي شدم.

الإحكام، ج6، ص790 - شذرات الذهب، ج1، ص292 - وفيات الأعيان لإبن خلكان، ج4، ص137 - جامع بيان العلم و فضله، ج2، ص148 - تهذيب التهذيب لإبن حجر، ج9، ص271 - سير اعلام النبلاء للذهبي، ج7، ص142 - تاريخ بغداد للخطبي البغدادي، ج3، ص103 - تهذيب الكمال للمزي، ج25، ص638

آقاي هدايتي

بطور خلاصه بفرماييد كه آقاي مالك، در ميان اقوال و افكار علماي اهل سنت، چقدر مورد اطمينان بوده است و وثاقت ايشان چگونه بوده است؟

استاد حسيني قزويني

ما فقط نقل قول مي كنيم و اين نظر خود ما نيست:

آقاي خطيب بغدادي در تاريخ بغداد، ج10، ص223 و 239 نقل مي كند:

و قد تكلم في مالك و عابه جماعة من اعلام الائمة ، ... عابه جماعة من أهل العلم في زمانه.

برخي مطالب تندي در تضعيف مالك گفته اند و تعدادي از بزرگان و پيشوايان اهل سنت، درباره مالك عيبجويي كرده اند، ... ، تعدادي از اهل علم در عصر خود مالك هم نسبت به او عيبجويي داشتند.

و در ج9، ص164 از قول يحيي بن معين كه از استوانه هاي رجالي اهل سنت است، مي گويد:

سفيان الثوري أحب إلي من مالك في كل شيء.

ارزش سفيان ثوري از هر جهت، براي من بالاتر است از مالك.

آقاي إبن أبي ذئب هم در حق مالك مطالبي گفته كه آقاي عبد البر مي گويد:

فيه جفاء و خشونة و كرهت ذكره.

در حق مالك جفا كرده و مطالب خشني گفته كه من خوش ندارم كه آنها را ذكر كنم.

جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج2، ص160

آقاي ابن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب، ج3، ص404 مطالبي را نقل مي كند كه بعضي از بزرگان اهل سنت به سخنان مالك عمل نمي كردند و از بعضي نقل مي كند كه:

و انما ترك مالك الرواية عنه لأنه تكلم في نسب مالك، فكان مالك لا يروي عنه و هو ثبت لا شك فيه

بعضي ها مانند - يحيي بن معين - نسبت به مالك سخن تندي گفته اند و روايات او را مورد وثوق قرار نمي دادند و مي گفتند كه درباره نسب او حرف داريم. مالك كسي است كه نبايد از او روايت نقل كنيم.

از اين نمونه ها زياد داريم. برخي در كنار مدح مالك، مطالبي را در مذمت او گفته اند و وثاقت او را زير سؤال برده اند.

نظر استاد:

نظر ما، نظر اعتدال است و معتقديم كه اينها از بزرگان و مورد احترام بخش عظيمي از استوانه هاي علمي هستند و هر گونه اهانت و جسارت در مورد اينها را گناه نابخشودني مي دانيم و افراط و تفريط را محكوم مي كنيم. غلو را جفا مي دانيم، همانطوري كه مطالب تند را هم ظلم مي دانيم. افتخار ما اين است كه قرآن ما را امت وسط معرفي مي كند:

و كذلك جعلناكم أمة وسطا (سوره بقره/آيه143)

ما بايد آدم معتدلي باشيم و آنچه حق است را بيان كنيم و آنچه نا حق است، از آن اجتناب كنيم.

آقاي هدايتي

يكي از مطالب مهم و اساسي كه فصل الخطاب تفاوت عامه مسلمانان با فرقه ضاله وهابيت است، مسئله توسل است. عموم مسلمانان به توسل معتقدند و ريشه قرآني و روائي و عقلي دارد.

گفتگويي ميان آقاي مالك بن أنس و منصور دوانيقي درباره جواز توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) رخ داده است. از شما تقاضا داريم كه اين مطلب را توضيح بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

بزرگان اهل سنت در كتاب هاي فقهي و تاريخي و عقائدي خود، به اين گفتگو و مناظره استناد كرده اند. وهابيت هم در اين موضوع ساكت ننشسته است.

نقل مي كنند كه روزي مالك بن انس در كنار حرم مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود و ديد منصور دوانيقي هم به زيارت قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمده است و با صداي بلند صحبت مي كند. مالك بن انس جلو آمد و به منصور دوانيقي اعتراض كرد و اين آيه را خواند:

يا أيها الذين آمنوا لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النبي و لا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض أن تحبط أعمالكم و أنتم لا تشعرون (سوره حجرات/آيه2)

صداي خود را بالاتر از صداي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نبريد و همانگونه كه بين خودتان بلند حرف مي زنيد، نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) صداي خود را بلند نكنيد، چون اعمالتان حبط مي شود و اين را شما نمي فهميد.

همچنين خداوند عده اي را در قرآن مدح كرده و ستوده است:

إن الذين يغضون أصواتهم عند رسول الله أولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوي لهم مغفرة و أجر عظيم

(سوره حجرات/آيه3)

كساني كه با صداي آرام نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) صحبت مي كنند، خداوند قلبشان را به نور ايمان و تقوا منور كرده است و مشمول مغفرت و عفو خداوند خواهند شد.

خداوند در آيه ديگري، عده اي ديگر را مذمت و سرزنش كرده است:

إن الذين ينادونك من وراء الحجرات أكثرهم لا يعقلون (سوره حجرات/آيه4)

كساني كه از پشت ديوار، تو را صدا مي كنند، اكثرشان عقل و شعور ندارند.

اي منصور دوانيقي! پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) زنده است و زنده و مرده پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) احترام دارد.

از استدلال آقاي مالك بن انس اينگونه نتيجه گيري مي شود: وهابيوني كه مي گويند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از دنيا رفته است و ديگر از اين دنيا هيچ اطلاعي ندارد و صداي مردم را نمي شنود و پاسخ مردم را نمي گويد، با سه آيه، استدلال مي كند بر حيات و سماع نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و اينكه هر گونه بلند سخن گفتن در كنار قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، خلاف تعاليم قرآني است.

جالب اينكه منصور دوانيقي در برابر اين سخنان محكم و قاطع و استدلال به آقاي قرآن توسط مالك بن انس، متواضع شد و آرام گرفت و سؤال كرد:

حالا كه من زيارت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را خوانده ام و مي خواهم دعا كنم، آيا رو به قبله و پشت به ضريح پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دعا كنم؟ يا پشت به قبله و رو به ضريح پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)؟

مالك بن انس جواب داد:

صورتت را از قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) برنگردان، در حاليكه مقابل قبر او ايستاده اي، دعا كن:

إنه وسيلتك و وسيلة أبيك إلي الله

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، وسيله تو و پدرت آدم به خداست.

يعني پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وسيله تقرب تو و پدرت به خداوند است.

در ادامه هم آقاي مالك بن انس استدلال مي كند به آيه 64 سوره نساء كه مربوط به جواز توسل نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است:

و لو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما

كساني كه در حق خودشان ظلم كردند، اگر نزد تو بيايند و استغفار كنند و پيامبر براي آنها طلب مغفرت كند، خداوند آنها را مي بخشد و مورد رحمت قرار مي دهد.

از اين آيه استفاده مي شود كه اين آيه مخصوص حيات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نيست و بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم اين آيه كاربرد خود را دارد.

شرح مواهب، ج9، ص304 - وفاء الوفاء سمهودي، ج4، ص1371 - الشفاء بتعريف حقوق المصطفي قاضي عياض، ج2، ص41 - دفع شبه عن الرسول حصني دمشقي، ص140 - سبل الهدي و الرشاد صالحي شامي، ج11، ص439 - شفاء السقام سبكي، ص164

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

نظر شما در خصوص دراويش و مراسمات خاصي كه دارند چيست؟ مذمت هايي كه امام صادق (عليه السلام) درباره سفيان ثوري و ساير پشمينه پوشان كرده است، آيا تعلق به تمام دراويش دارد كه حتي برخي شيعه 12 امامي هستند و دعاي ندبه و توسل مي خوانند و حلقه هاي ذكر دارند و يا ... ؟

جواب:

زندگي و قول و فعل و تقرير أئمه (عليهم السلام) براي ما حجت است و هر فرقه اي از فِرَق اسلامي، اگر كارشان با فعل و قول أئمه (عليهم السلام) مطابقت كند، مورد تأئيد ماست و اختلاف در اسم نداريم. آنچه كه براي ما مسلّم و محرز است، مطابقت اينها با مباني اسلام و دستورات أئمه (عليهم السلام) و مراجع عظام تقليد است. اگر يك درويشي، معتقدات شيعه را دارد و معتقد به امامت 12 امام است و از مرجعي تقليد مي كند و تمام اعمالش را انجام مي دهد، در حقيقت همان شيعه است و فقط نامش چيز ديگري است. اما اگر خير، به يك اصلي از اصول تشيع، تحت عنوان صوفي يا درويش، ضربه بزند يا منكر باشد و يا عمل نكند يا معتقد باشد كه برخي از اعمال از او برداشته شده است، او گمراه و گمراه گر است.

اما رواياتي كه از أئمه (عليهم السلام) آمده، چه در رابطه با سفيان ثوري و چه ديگران، اينها در زمان خودشان، نقش فعالي داشتند و اين روايات اگر صحيح باشند، حجت هستند و ما به محتوا و مضمون كلام معصوم (عليهم السلام) پاي بند هستيم، به شرط اينكه اين روايات از نظر رجالي، كاملا معتبر باشند.

برخي روايات از امام رضا (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) نسبت به صوفياني كه در عصر آنها بوده، صادر شده كه به بهانه تصوف، مردم را از اهل بيت (عليهم السلام) دور مي كردند و دكاني در برابر مكتب اهل بيت (عليهم السلام) درست كرده بودند و از نظر ما هم مطرود هستند.

* * * * * * *

سؤال:

آقايي به نام ... از يكي از شبكه هاي لندن، صحبت هايي را ادعا مي كند و معتقد است كه وقتي كسي از دنيا رفت، مانند جسم بي جان است كه تمام شده است و منكر توسل مي شود.

جواب:

از كوزه همان برون تراود كه در اوست

ما در مكتب اهل بيت (عليهم السلام)، نه فحشي ياد گرفته ايم و نه حاضريم آن زباني كه يا علي و يا حسين مي گويد را به فحش و ناسزاگويي عادت دهيم. تمام سخناني كه ايشان مي گويد، باطل است و خلاف كتاب و سنت.

ايشان از ابن تيميه اين تعبير را دارد:

اين بزرگ شيرمرد، بعد از قرن هفتم هجري، هيچ مادري همانند او را نزائيده است.

خيلي برايم جالب بود. اين در حقيقت، اهانت به تمام علماي اهل سنت است.

مي گويد: كه نامي از امامت و ولايت در نهج البلاغه نيست.

البته من معتقدم كه ايشان حتي يك صفحه هم از نهج البلاغه نخوانده است. ما در جلسات قبل، عباراتي را كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) در رابطه با امامت و عصمت أئمه (عليهم السلام) و حقانيت خودشان مطرح كردند و مظلوميت خودشان و بطلان مسير خلفاي سه گانه را مطرح كردند، مفصل صحبت كرديم.

* * * * * * *

سؤال:

روايتي شنيده ام كه خداوند فرمود: ما هيچ وقت زمين را از حجت، خالي نمي كنيم. ولي اين آقاي ... مدعي است كه حضرت حجت به دنيا نيامده است. اگر قرار است به دنيا بيايد، از كدام دامن معصوم (عليه السلام) است؟

جواب:

نسبت به امام زمان (عليه السلام)، ما معتقديم:

بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء

به يمن وجود اوست كه تمام خلائق روزي مي خورند و آسمان و زمين پابرجاست.

به كوري تمام دشمنان آقا حضرت ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه)، مي گوييم و ملتزم و معتقد هستيم كه ايشان زنده است و ظهور خواهد كرد و منكر اين را، شيعه و مسلمان نمي دانيم.

حدود 128 تن از علماي بزرگ اهل سنت، اعتراف كرده اند بر ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) از پدري به نام امام عسكري (عليه السلام) و از مادري به نام نرجس خاتون و تاريخ ولادت او را، سال 255 هجري اعلام كرده اند.

آقاي فقيه ايماني در كتاب الإصالة المهدوية، ص81، نام 112 نفر از علماي بزرگ اهل سنت را ذكر مي كند كه معتقد به ولادت حضرت ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) هستند.

آقاي ثامر عميدي در كتاب دفاع عن الكافي، ج1، ص568، نام 128 نفر از علماي بزرگ را ذكر مي كند.

شخصيت هاي مانند ابن اثير جزري در الكامل في التاريخ، ج7، ص274 - ابن خلكان در وفيات الاعيان، ج2، ص176 - ذهبي در العبر في خبر من غبر - ذهبي در تاريخ اسلام در حوادث سال 251 تا 260، ص113 تا 159 مفصل آورده است. آقاي خير الدين زركْلي وهابي در كتاب الاعلام، ج6، ص80 صراحت دارد بر اينكه:

محمد بن الحسن العسكري الخالص بن علي الهادي أبو القاسم، آخر الأئمة الاثني عشر عند الإمامية ... ولد في سامراء و مات أبوه و له من العمر خمس سنين ... و تاريخ مولده: ليلة نصف شعبان سنة 255.

آقا امام زمان (عليه السلام) دوازدهمين امام شيعيان، در سال 255 هجري در نيمه شعبان در شهر سامرا به دنيا آمد ...

خُب، آيا از اين بهتر؟! حالا اين آقا بيايد هر روز آنجا فرياد بزند و داد بزند كه امام زمان (عليه السلام) به دنيا نيامده است؛ غير از خستگي، چيز ديگري برايش نمي ماند.

البته من به بينندگان عزيز توصيه مي كنم كه خيلي زياد حساسيت نشان ندهند، چون:

از كوزه همان برون تراود كه در اوست

همين فحاشي هايي كه ايشان مي كند، يكي از بهترين وسيله تبليغ مذهب شيعه است. كسي كه حرف و منطق داشته باشد، فحش نمي دهد. اين فحاشي ايشان نشان مي دهد كه دست ايشان از هر گونه دليل و برهان خالي است. آدمي است كه نه پاي بند به دين است و نه آبروي خودش و نه به قرآن و سنت.

* * * * * * *

سؤال:

در مورد وضو گرفتن اهل سنت توضيحي بدهيد. بزرگان اهل سنت در مورد وضوي ما شيعيان چه مي گويند؟

جواب:

آيه 6 سوره مائده صراحت دارد:

يا أيها الذين آمنوا إذا قمتم إلي الصلاة فاغسلوا وجوهكم و أيديكم إلي المرافق و امسحوا برءوسكم و أرجلكم إلي الكعبين

شك و شبهه اي نيست كه در كتاب خدا نازل شده است بر مسح پا.

ابن عباس صراحت دارد كه:

الوضوء غسلتان و مسحتان

تفسير ابن كثير،ج2، ص27 - الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص262

وقتي عزيزان اهل سنت قول پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) و حتي ابوبكر و عمر عثمان را نمي پذيرند، ما چه كنيم؟ خود عثمان روايتي دارد كه دلالت مي كند بر مسح پا.

إن شاء الله اگر فرصتي شود، بحثي را آغاز خواهيم كرد در رابطه با شبهات فقهي. البته در قم، سه سال است كه بحث خارج فقه خودمان را اختصاص داديم به اين موضوعات مانند وضو و تكتّف و حي علي خير العمل و شهادت ثالثه و الان هم در رابطه با كلمه آمين بعد از سوره حمد است. اين بحث ها در اينترنت، هم بصورت صوتي و هم بصورت ديتا (Data) قرار مي گيرد.

* * * * * * *

سؤال:

اگر در تكوين كه يك حادثه اي بدون رابطه علت و معلول و بدون اسباب و مسببات نمي تواند واقع شود، آيا در نظام تشريع براي ارتقاي ارزش هاي انساني و مدارج بالاتر كه نوع زندگي انساني انسان را شامل مي شود، به علل و اسباب معنوي احتياج ندارد؟ كه بدون شك دارد. آيه مباركه 255 بقره مي فرمايد:

من ذا الذي يشفع عنده إلا بإذنه

كه بر حقانيت شفاعت مي باشد. سؤال من اين است كه اين آيه به كداميك از شفاعت تكويني يا تشريعي تكيه دارد؟

جواب:

در روايات أئمه (عليهم السلام) است كه اينها مربوط به شفاعت در قيامت است. معنايي كه ما در شفاعت قائليم، در تكوين است نه در تشريع. چون نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مسائل تشريعي رسول خداست و بدون اينكه حكمي از كانال رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گذشته باشد، براي ما مشروعيت ندارد. خداوند نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را اجازه شفاعت داده است و اين شفاعت در مسائل تكوين و قضاي حوائج و شفاي مريضان و بخشش گناهان و امثال آنهاست و لا غير.

* * * * * * *

سؤال:

در جلساتي قبل سؤالي را در مورد بني قريضه پرسيدم و آقاي قزويني گفتند كه دليل محكمي نداريم كه آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) گردن كفار يهود را زده باشد. در كتاب ارشاد شيخ مفيد، ج1، در مبحث بني قريضه، نوشته شده كه:

به دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گودالي كندند و اميرالمؤمنين (عليه السلام) پاپيش نهاد و گردن كفار را زد.

اين كتاب معتبر است. در اين مورد توضيح بدهيد.

جواب:

در ارشاد شيخ مفيد، ج1، ص113 و بحار الانوار، ج20، ص264 اين قضيه مفصل آمده است و مربوط به قضيه كشته شدن افراد بني قريضه است. كساني كه در كنار قلعه بني قريضه كشته شدند، هيچ ارتباطي به آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) ندارد. قضيه جنگ خندق، مربوط به اسراء است و مرحوم شيخ مفيد در كتاب ارشاد، ص113 مي گويد:

فتح الله علي النبي صلي الله عليه و آله بأمير المؤمنين عليه السلام و ما كان من قتله من قتل منهم.

فتح جنگ بني قريضه بدست اميرالمؤمنين (عليه السلام) صورت گرفت. افرادي كه در آنجا كشته شدند، توسط حضرت علي (عليه السلام) كشته نشدند.

من گمان مي كنم كه أمر بر شما مشتبه شده است.

* * * * * * *

سؤال:

فرق صيغه و زنا چيست؟

جواب:

آيه 24 سوره نساء مي فرمايد:

و المحصنات من النساء إلا ما ملكت أيمانكم كتاب الله عليكم وأحل لكم ما وراء ذلكم أن تبتغوا بأموالكم محصنين غير مسافحين فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فريضة و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة إن الله كان عليما حكيما

در اينجا، اين فرق بيان شده است.

زنا عبارت است از نزديكي يك مرد اجنبي با يك زن اجنبي، بدون هيچگونه ارتباط عقد با هم يا اينكه در آن زمان نزديكي، زن در عده باشد يا داراي شوهر باشد. اما صيغه و متعه، يك نكاح قرآني است و قرآن به آن صراحت دارد:

فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فريضة.

آن دسته از زناني را كه متعه مي كنيد، مهريه آنها را به عنوان يك أمر واجب بپردازيد.

آقاي قرطبي در تفسير خود مي گويد:

و قال الجمهور: المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الاسلام.

مراد از اين آيه، نكاح متعه و صيغه است كه در صدر اسلام انجام مي شد.

تفسير القرطبي، ج5، ص130 - فتح القدير للشوكاني، ج1، ص449 - تفسير طبري، ج5، ص18 - تفسير سيوطي، ج4، ص140 - تفسير ابن كثير، ج1، ص486

يعني كساني كه مي گويند صيغه و متعه، نكاح نيست، جزء اهل سنت نيستند.

بزرگان اهل سنت، مفصل نقل كرده اند از قول اميرالمؤمنين (عليه السلام) و ابن عباس و ديگران كه صيغه در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جائز بوده است و جابر بن عبدالله و ديگران گفته اند كه اين جايز بوده است. ابو سعيد خدري و سلمه و معاويه و عبد الله بن مسعود و عمر بن عبد الله معتقد به مشروعيت صيغه بودند. جالب اينكه يكي از علماي بزرگ اهل سنت به نام ابن جُريْجْ، كه متوفاي 150 هجري و ذهبي در مورد او مي گويد:

أحد الاعلام الثقات وهو في نفسه مجمع علي ثقته

اجماع اهل سنت است كه آقاي ابن جُريْجْ مورد ثقه است.

ميزان الاعتدال للذهبي، ج2، ص659

و قاضي القضات مكه در زمان عبد الله بن زبير بوده، درباره او گفته شده:

استمتع ابن جريج بتسعين امرأة

آقاي ابن جريج، 90 زن صيغه اي داشته است.

تهذيب الكمال للمزي، ج4، ص544 - سير اعلام النبلاء للذهبي، ج6، ص333 - تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج7، ص255 - تهذيب التهذيب لإبن حجر، ج6، ص360

وقتي كه مي خواست از دنيا برود، به فرزندانش وصيت كرد كه فلاني و فلاني و فلاني و ... مادر شماست و مبادا با اينها ازدواج كنيد.

اگر اين آقايان از خداوند حياء نمي كنند، از علماي و صحابه حياء كنند و اين تعبير را بكار نبرند.

 

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»

 




Share
1 | سيد محسن زارعي | , ایتالیا | ١٢:٠٠ - ٢٣ دي ١٣٨٧ |
سلام عليکم.
حيف و صد حيف که سخنان آقاي قرضاوي تو بوق است اما پاسخ ها در خفا.
کاش تدبيري بينديشيد (مثل تبليغات در ديگر سايت ها يا...) تا بازديد برود بالا گرچه بعيد است پاي اهل سنت به اين گونه سايت ها باز شود اما همين که شيعيان بر عقيدشون هر چه بيشتر استوار بشوند و زحمات شما هدر نرود خود امري است مهم که همتي والا مي طلبد.
والسلام عليکم.

2 | سيد امير حسين فضل الهي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٦ بهمن ١٣٨٧ |
با تشکر از الطاف بي پايان برادران بزرگواري که اين کار بزرگ را انجام داده اند . برگردان سخنان جناب اقاي دکتر حسيني قزويني وهمت بر نشر اثار شيعه کار اندکي نيست . تمام سخنان ايشان راگوش دادم و از تلاش ايشان ونيز اشراف ايشان بر مطالب وموضوعات انهم به استناد و مستند سازي اثار علماي اهل سنت کاري قابل تقدير و بزرگ است . چه خوب مي شد دولتمردان ما به جاي اينهمه هزينه جهت تکثير وترويج فيلم ها وپوسترها وايجاد وبرگزاري همايش هاي بيهوده ونيز احتساب يارانه براي موارد غير ضرور فرهنگي مثل کارهايي که اکنون صداو سيما انجام ميدهد که متاسفانه همه انها باپول نفت وسرمايه ومنابع اين ملت انجام ميشود به نشر تفکر کلامي شيعه ميپرداختند . پيشنهاد اينجانب اين است که در جهت معرفي اين سايت ونيز ترويج ان از طريق رسانه هاي جمعي ، ديداري وشنيداري خصوصا به جوانان اين مملکت اقدامات لازمي صورت گردد. لطفا ذاريدهمايش هاي برگزارشده در يزد را نيز خلاصه برداري نماييد ودر اين سايت به نمايش بگذاريد
3 | مجيد | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٧ بهمن ١٣٨٧ |
اي برادران مسلمان تشيع من يك اهل تسنن هستم و اهل تسنن را نيز خود انتخاب نمودم.آيا ميدانيد چرا اهل تسنن را انتخاب نمودم؟؟؟ چون من مشاهده نمودم كه اهل تشيع از نظر عقايد فراتر از اهل تسنن نيست.همچنين مشاهده نمودم كه پيروان اهل تشيع برتر از اهل تسنن نيستند. در عقايد عملاً و قطعاً برايم مشهود شد كه اهل تسنن جامع تر و كاملتر و بهتر از اهل تشيع است. مشاهده نمودم كه خرافات و بدعتها در اهل تشيع نسبت به اهل تسنن بيشتر است.هر چند كه معتقدم هر دو مذهب داراي نقاط ضعف هستند ولي نقاط ضعف تشيع بيشتر و اصولي تر است. اصلي ترين ضعف تشيع اصل امامت و عصمت است.امامت و عصمتي كه ركن اصلي تشيع است.چطور ممكن است امامت جزء اصول دين باشد و قرآن و رسول اكرم (ص) در اين باره هيچ اشاره صريح و مستقيمي بيان ننمايند!!!!! چطور ممكن است قبل و بعد مرگ رسول اكرم(ص) هيچ كس اشاره اي به عصمت حضرت علي(رض) و ارتباط خاص آن حضرت با خداوند كه به مانند وحي است اشاره نميشود!!! هميشه براي ضرورت نياز تعيين جانشين بعد مرگ رسول اكرم(ص) حرف ساده لوحانه اي بيان ميشود و آن اين است كه مي گويند چطور ممكن است پيامبر بعد از خود جانشين تعيين نكرده باشد حال آنكه پيامبر هميشه اگر بيرون شهر هم ميرفت جانشين تعيين ميكرد؟؟؟؟ برادران مسلمان جواب اين سوال بستگي به پذيرفتن اصل امامت و عصمت دارد اگر كسي بگويد امامت و عصمت لازم و آن حقيقت است ضرورت تعيين حانشين نيز اثبات ميگردد و اگر كسي امامت و عصمت را نپذيرد ديگر ضرورت تعيين جانشين كمتر احساس ميشود. پيامبر اكرم(ص) 23 سال به مانند يك معلم شاگردان و دانش آموزاني را تربيت كرد بعد از اين مدت به آنها به مانند اعلام يك معلم به دانش آموزان خود اعلام داشت كه چون شما ديگر از ويژگيهاي مناسب يك خليفه و حاكم مطلع شديد بيايد خليفه خود را بعد از من خودتان انتخاب نماييد. و همچنين بيان نمود كه خليفه و حاكم بعد از من يك امر الهي نيست بلكه يك امر اجتماعي است كه شما با توجه به دستورات اسلام بايد خليفه مورد نظر خود را انتخاب نماييد. با كمي تفكر ميتوان متوجه شد كه پذيرفتن اصل امامت و عصمت با اصل ختم نبوت در تضاد است.اهل تشيع دليل نياز امامت و عصمت را ناكافي بودن زمان براي رسول اكرم(ص) در ابلاغ رسالتش به مردم عنوان مي نمايند و مي گويند پيامبر رسالت كامل خود را به اهل بيت منتقل نمود تا آنها در طول زمان كافي رسالت و حقايق را به مردم منتقل نمايند!!!! پذيرفتن چنين موضوعي با اصل ختم نبوت و كامل بودن دين تناقضي آشكار دارد.

پاسخ:
با سلام
برادر گرامي ؛ شما که ادعا مي کنيد با دليل علمي و منطقي مذهب اهل سنت را اختيار کرده ايد ، و سپس مطالبي مانند شبهات فوق را مطرح مي کنيد که همه آنها در سايت ما جواب داده شده است ؛ اين مطلب نشانگر آن است که شما حتي نگاهي اجمالي به ادله شيعه نداشته ايد ، به همين سبب اقرار شما در مورد نقصان و اشکال در عقيده اهل سنت مقبول است اما ادعاي شما در مورد نظر شيعه خير .
اما پاسخ سوالات شما :
1- در مورد عدم ذکر امامت در قرآن مي توانيد به آدرس ذيل مراجعه نماييد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1368
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=500

2- در مورد عصمت ائمه در قرآن :
در همان آدرس اول به اين بحث پرداخته شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1368

3- در مورد اينکه امامت (و يا همان خلافت به نظر شما) به اختيار مردم است و يا به دستور پيامبر ، در اين زمينه مقاله مفصلي تهيه شده است که ان شاء الله به زودي بر روي سايت قرار خواهد گرفت ؛ اما به صورت اجمالي در موارد مختلفي در سايت به آن پاسخ داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=56
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=4
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=6
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=2
4- در مورد تضاد بحث خاتميت با بحث امامت در نظر شما ، چون معني امام را درست نفهميده ايد چنين اشکالي مي کنيد ؛ امام محافظ دين است و نه آورنده آن ؛ و همه مي دانند که دين بدون محافظ مانند دين يهود و نصاري قابل تحريف است ؛ و به همين سبب بود که بعد از نصب امير مومنان به ولايت در غدير خم ، که محافظ دين نيز مشخص گشت ، آيه «اليوم اکملت لکم دينکم» نازل شد ؛ به همين سبب است که امامت نه تنها با خاتميت در تعارض نيست بلکه لازمه خاتميت وجود امام است . در اين زمينه نيز مي توانيد به مقالات و پاسخ هايي که به تازگي بر روي سايت قرار گرفته است مراجعه نماييد .
شما كه مي گوييد پيامبر اكرم (ص) انتخاب خلافت بعد از خويش را به عهده مردم گذاشت آيا تا كنون از خود پرسيده كه پس چرا آقاي ابوبكر بعد از خويش اجازه نداد كه مردم خليفه انتخاب كنند وخودش آقا عمر بن خطاب را بعنوان خليفه منصوب كرد . آيا كار پبامبر گرامي صحيح بود و يا كار ابوبكر مگر قرآن نمي گويد: ولقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة يعني پيامبر الگوي شما مسلمانان است.
و چرا با همه اعتراضي كه صحابه به انتخاب عمر داشتند ولي ابوبكر براي سخنان آنان هيچ ارزشي قايل نشد جهت اطلاع بيشتر از اعتراض صحابه مراجعه كنيد به :

المصنف: 8 / 574 ، بتحقيق سعيد محمد اللحام، ط. دار الفكر ـ بيروت، تاريخ المدينة المنوّرة: 2 / 671، بتحقيق فهيم محمد شلتوت، ط. دار الفكر ـ بيروت، تاريخ مدينة دمشق: 30 / 413، كنز العمال: 5 / 678 الطبقات: 3 / 196 الصواعق الحرقة 53

موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

4 | موحد | , افغانستان | ١٢:٠٠ - ٣١ فروردين ١٣٨٨ |
با عرض سلام آيا سخنان امامان معصوم قابل رد است يا خير؟ اگر امامت و عصمت ركن اصلي تشيع است؟ چرا به صراحت در قرآن ياد آوري نشده در حالي كه نماز كه از اصول تشيع نيست به مراتب به صورت بسيار واضح و روشن تذكر رفته است. شايد بگويد كه به مطالبي كه در بالاي لينك شان هست مراجعه نمايم مراجعه نمودم ولي پاسخ قابل قبول نبود. البته تعابري بود كه در آنجا شما نوشته ايد. در حالي كه اين مسئله ايجاب دليل صريح واضح و روشن دارد. خداوند همه ما و شما را به راه مستقيم هدايت نمايد. آمين وسلام

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
پاسخ شما به صورت مفصل در آدرس ذيل داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=500
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English