2019 November 12 - سه شنبه 21 آبان 1398
مسأله رجعت
کد مطلب: ٥٦٤٧ تاریخ انتشار: ٠٦ دي ١٣٨٦ تعداد بازدید: 5434
سخنراني ها » عمومي
مسأله رجعت

معنی و مفهوم رجعت و حیات دوباره بدترین ها و بهترین ها
پاسخ به شبهات 86/10/06

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 86/10/06  

از چند هفته قبل بحثي را پيرامون شبهاتي كه آقاي عثمان الخميس مطرح كرده بود ادامه مي داديم . همان طور كه مي دانيد آقاي عثمان الخميس از ليدرهاي وهابيت و در مناظرات با شيعه ايشان جلودار وهابيت است ، عزيزان با چهره ايشان آشنا هستند كه در شبكه المستقله در سال 82 طي 24 جلسه مناظره اي ميان شيعه و وهابيت صورت گرفت كه از طرف شيعه جناب آقاي دكتر تيجاني و آقاي ابوزهراء بودند و از طرف وهابيت عبدالرحمان دمشقيه از رياض و عثمان الخميس از كويت حضور داشتند . عثمان الخميس حدود چند ماه قبل در نماز جمعه كويت ضمن سخنرانيي حدود 60 مورد شبهه علیه شيعه مطرح كرد ، سخنراني ايشان را در 20 صفحه پياده كردند و در حدود شايد 200 سايت وهابي ها قرار دادند . عرض كردم كه دوستان ما از كشورهاي مختلف تماس گرفتند و گفتند كه وهابي ها اين مطالب را چاپ و به شكل بسيار گسترده اي منتشر كرده اند و در غالب مساجد و جوامع علمي اين شبهات مطرح است و كسي را هم ما نداريم كه اينجا پاسخ گو باشد . لذا ما تصميم گرفتيم كه به حول و قوه الهي اين كار انجام شود و به صورت صوتي و DATA روي اينترنت قرار بگيرد و بعد از اتمام اين بحث اين كار چاپ بشود . 

در جلسه گذشته در اين باره كه شيعيان فرقه هاي مختلف دارند و اين دليل بر بطلان است ، مفصلاً بحث كرديم و جواب داديم كه اگر فِرَق مختلف داشتن دليل بر بطلان باشد شما اهل سنت فرقه هايتان بيش از شيعه است ؛ علاوه بر آنكه فِرَق شيعه يكديگر را تفسيق و تكفير نمي كنند ولي شما همديگر را تكفير مي كنيد ، يكي مي گويد : من لم يكن حنبليّاً فليس بمسلمٍ ، ديگري مي گويد : هيچ حنبليي مسلمان نيست ، يكي ديگر مي گويد : اگر امكان مي داشت دستور مي دادم كه از حنفي ها جزيه بگيرند چراكه اينها مسلمان نيستند و اهل كتابند و ... اين گونه قضايا در ميان شما اهل سنت بيش از شيعه هست . شما اگر اين را ملاك بر باطل بودن قرار بدهيد ، قطعاً نتيجه سخن شما بيشتر به ضرر خود شما تمام خواهد شد نه به ضرر شيعه . ضمن آنكه شيعه اماميه از زمان رسول اكرم معتقد بود به امامت امير المؤمنين و يازده فرزند آن بزرگوار و در اين زمينه روايات متعددي از كتب شيعه و سني نقل كرديم و گفتيم كه حتي در زمان خود امير مؤمنان و امام حسن مجتبي و امام حسين شيعيان مي دانستند كه ائمه دوازده نفرند ، اولين آنها حضرت امير و آخرينشان آقا ولي عصر حضرت مهدي ارواحنا لتراب مقدمه الفداء است ؛ اين خلاصه جلسه گذشته ما .

ايشان بحث ديگري را پيش مي كشد كه البته اينْ شبهه تازه اي نيست و از قديم مطرح بوده ولي ايشان يك مقداري آب و تاب مي دهد تا بتواند عواطف مردم را عليه شيعه تحريك كند و آن هم عقيده به رجعت است . اگر عزيزان با وهابيت يا اهل سنت سر و كار داشته باشند ، تقريباً يكي از اساسي ترين و عميق ترين شبهه اي كه تصور مي كنند عليه شيعه مي توانند مطرح كنند عقيده رجعت است و مي گويند اين خلاف قرآن و سنت است و آقاي عثمان الخميس مي گويد : اين در حقيقت همان تناسخ است كه روح بعد از آنكه از دنيا مي رود در يك قالب ديگري برمي گردد و به زندگيش ادامه مي دهد و اين با عقائد اسلامي به هيچ وجهي همخواني ندارد و مخالف آيه شريفه قرآن است كه مي فرمايد : وقتي كه فردي از دنيا مي رود به خداوند مي گويد : ربّ ارجعوني لعلي أعملُ صالِحاً في ما تَرَكتُ يعني خدايا مرا برگردان تا اعمال خوب انجام دهم ، قرآن مي فرمايد : كلّا إنها كلمة هو قائلها وَ مِن ورائِهُِم برزخٌ الي يومِ يُبْعَثونَ ؛ عثمان الخميس مي گويد : طبق اين آيه روح كه از دنيا رفت امكان برگشت آن براي هميشه مسدود است ، عقيده شيعه بر رجعت برخلاف اين آيه قرآن است .

در ادامه ايشان روايتي را از كافي ، ج1 ، ص283 مي آورد كه روايت از امام جعفر صادق سلام الله عليه است :

... فأوحي الله إليهم : أن الزموا قبره حتي تروه وقد خرج فانصروه وابكوا عليه وعلي ما فاتكم من نصرته فإنكم قد خصصتم بنصرته وبالبكاء عليه ، فبكت الملائكة تعزيا وحزنا علي ما فاتهم من نصرته ، فإذا خرج يكونون أنصاره .

... خداوند عالم خطاب مي كند به ملائكه كه برويد ملازم قبر حسين باشيد و آن هنگام كه امام حسين عليه السلام زنده مي شود و رجعت مي كند او را ياري كنيد ( شما كه نتوانستيد در كربلا او را ياري كنيد ، اين كارتان را در رجعت جبران كنيد ) ...

اين روايت را مي آورد و بعد شروع مي كند به مسخره و استهزاء كردن سپس مي گويد :

و قال المفيد في اوائل المقالات ، ص51 و هو أحد اكابر علماء الرافضه : و اتفقت الإماميةُ علي وجوب رجعة كثير من الأموات .

شيخ مفيد كه يكي از بزرگان علماء رافضه است اين طور مي گويد : شيعه امامي اتفاق نظر دارند كه تعدادي از ارواح در رجعت برمي گردند .

و قال الحرّ العاملي : إنّا مأمورون بالاقرار بالرجعة و اعتقادها و تشديد الإعتراف بها فالادعية و الزيارات في يوم الجمعة و في كلّ وقتٍ ...

شيخ حر عاملي همد كه از علماء شيعه است گفته كه ما مأمور هستيم كه به رجعت اقرار كنيم و معتقد باشيم .

عزيزان اين را دقت كنند كه اگر در گذشته مثل ابن تيميه يا مثل فضل بن روزبهان عليه شيعه كتاب مي نوشتند يا قاضي عبدالجبار معتزلي كتاب مفصلي عليه شيعه مي نوشت ، غالباً كتاب هاي شيعه در اختيارشان نبود و به حافظه شان يا به آنچه كه از عموم مردم مي شنيدند اكتفاء مي كردند ولي اينها امروزه تمام كتاب هاي شيعه را مطالعه مي كنند تا در جائي ــ به قول خودشان ــ نقطه ضعفي پيدا كنند . الآن بر اساس آنچه كه من شنيدم همين آقاي عثمان الخميس با يك هزينه سنگين 150 طلبه از طلاب وهابي را در مناظره با شيعه آموزش مي دهد و كتاب ههاي شيعه را در اختيار آنها قرار داده كه بخوانند و آن مواردي را كه تصوّر مي كنند نقطه ضعف است و نقاط ضربه پذير شيعه است پيدا مي كنند و هر روز يكي مقدار از اينها را در سايت هاي اينترنتي شان قرار مي دهند كه البته من در اينجا عرض مي كنم كه در مرحله اول ما حوزويان موظفيم در برابر اين سخنان بي اساس و بي پايه قيام كنيم ، به سايت هاي اينها سر بزنيم و به شبهاتي كه مطرح مي كنند پاسخ متين ، محكم و كوبنده ، هم جواب نقضي و هم جواب حَلّي بدهيم و اضافه بر اينكه اگر اينها جند شبهه به حوزه عقائدي شيعه مي كنند ما هم بيائيم بسيج شويم و شبهاتي كه موجود است در فرقه وهابيت اينها را به رُخِشان بكشيم ؛ يعني تنها به دفاع نبايد اكتفاء بكنيم ، ما هم از اين حربه هجمه و هجوم ناگزيريم استفاده كنيم . البته اين نكته را هم به خودمان توصيه مي كنيم و هم به عزيزان توصيه مي كنيم كه چه در دفاع و چه در تهاجم بايد ادبيات ويژه اهل بيت را رعايت كنيم يعني با منطق « قولا له قولاً ليّناً » و در برابر اهانت آنها اهانت نكنيم چون پاسخ اهانت اهانت نيست ، پاسخ سبّ و شتم ، قطعاً سب و شتم نيست « و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً و اذا مرّوا باللغو مرّوا كراماً » ، اگر شما جواب متين و مؤدبانه داديد ، هر كسي كه هجمه آنها را ، عبارت هاي ركيك و زشت آنها را ببيند و عبارات با ادبيات زيبنده و منطبق با قرآن و سيره اهل بيت شما را هم ببيند ، همين ادبيات شما معرف شخصيت و حقانيت شما خواهد بود ؛ ولي اگر يك مقاله اي آنها بنويسند ، به ما فحش بدهند و بعد ما هم جواب آنها را در مقاله اي با چند فحش ديگر بدهيم ، وقتي كسي اين مقاله ها را بخواند هم از او مي بُرَد و هم از اين مي بُرَد . علي أيّ حالٍ اين سخن ايشان است در باب رجعت .

ما جواب اين شبهه را طي چند مسأله مي دهيم ؛ مسأله اول درباره اقوال علماء شيعه است كه بزرگان ما در اين زمينه به رجعت معتقد هستند ولي رجعت يك امر عمومي نيست كه هر كسي برمي گردد ، شيخ مفيد (ره) در كتاب المسائل الثروية ، ص35 مي فرمايد :

و الرجعة إنما هي لمُمَحِضّي الإيمان من اهل الملّة و مُمَحِضّي النفاقِ منه دونَ من سَلَفَ مِن الأمم الخالية .

رجعت براي كساني است كه ايمان محض و بالاترين مرحله ايمان را دارند و افرادي كه در بالاترين مرحله نفاق بودند ...

اين گونه نيست كه هركسي رجعت داشته باشد . مرحوم سيد مرتضي (ره) در وسائل ، ج1 ، ص125 مي فرمايد : آنچه شيعه اماميه بر آن عقيده دارد آن است كه ؛

إنّ الله تعالي يعيد عند ظهور امام الزمان المهدي عجّل الله تعالي فرجه الشريف قوماً مِمّنْ كان قد تقدّم موتُه مِن شيعته ليفوزُوا بثواب نُصرتِه و معونتِه و مشاهَدَةِ دَوْلتِهِ

يعني خداي عالَم هنگام ظهور امام عصر تعدادي از شيعيان را كه از دنيا رفته اند برمي گرداند تا اينها به ثواب ياري حضرت ولي عصر و مشاهده دولت كريمه امام زمان سلام الله عليه مشرّف شوند و شاهد باشند بر اينكه آن حضرت از دشمنان اسلام انتقام مي گيرد .

همين تعبير را مرحوم طبرسي در مجمع البيان ، ج7 ، ص367 نقل مي كند . اين يك نكته كه عقيده شيعه بر اينكه رجعتي هست و ما معتقد به رجعت ايم از ضروريات عقائد شيعه است و هيچ راه گريزي از اين نيست و ما بر اين عقيده افتخار مي كنيم .

مسأله دوم اينكه اين عقيده شيعه از كجا برخاسته ، آيا اين عقيده مخالف قرآن است يا موافق ؟

اولاً شيعه و اهل البيت اين عقيده را از خود قرآن گرفته اند . شما ببينيد در سوره نمل ، آيه 83 ــ ما اين سؤال را از آقاي عثمان الخميس داريم ــ كه مي فرمايد :

وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أمّةٍ فَوْجاً مِمّنْ يُكَذِّبُ بآياتِنا فَهُم يُوزَعُونَ

يعني روزي كه ما از هر ملتي يك دسته اي را محشور مي كنيم و برمي گردانيم ...

آيا اين آيه شريف راجع به روز قيامت است ، آيا در قيامت از هر أمت يك دسته مي آيند يا همه مردم حاضر مي شوند . در سوره كهف ، آيه47 مي فرمايد : وَ حَشَرناهُم فَلَن نغادِر منهم أحداً يعني روز قيامت تمام مردم را محشور مي كنيم و يك نفر را هم جاي نمي گذاريم . معلوم مي شود كه آيه مورد بحث مربوط به قيامت نيست . در سوره نمل ، آيه 87دارد كه و يوم يُنفخ في الصور ففزع من في السماوات و من في الأرض إلا من شاء الله و كلٌّ أتوه داخرين يعني در آسمان و زمين احدي نمي ماند مگر اينكه در قيامت حاضر مي شوند .

پس با توجه به اين دو آيه ، آيه شريفه مورد بحث مربوط به رجعت است و در روايات ائمه عليهم السلام كه در ادامه خواهيم آورد آنها به اين آيه شريفه استناد كرده اند .

آيه دوم كه ائمه عليهم السلام نيز به آن اسدلال كرده اند اين آيه شريفه است كه قرآن در سوره غافر ، آيه11 مي فرمايد :

قالوا ربّنا أمتْنا اثنتين و أحييتنا اثنتين .

خدايا ما را دوبار مي راندي و دوبار زنده كردي .

شما بفرمائيد معناي اين آيه چيست ؟ بشر كه دو مرتبه نمي ميرد و دو مرتبه زنده نمي شود ؟ آيه شريفه چه مي خواهد بگويد غير از آنكه مرگ اول همان مرگي است كه برايمَن مَحّضَ الإيمان صورت گرفته و در حيات بعدي به رجعت برمي گردند و دوباره مرگ دوم براي اينها بعد از رجعت صورت مي گيرد ؟ شما اين آيه را در مورد غير از آنچه كه گفته شد به چه كساني تطبيق مي كنيد ؟

اگر قائل شويم كه رجعت در اين دو آيه تصريح نشده و به طور كلي استفاده مي شود ، در برخي از آيات به رجعت صراحت دارد نظير اين آيه شريفه كه مي فرمايد :

أ لم تَرَ الي الذين خرجوا من ديارهم و هم ألوفٌ حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثمّ أحياهم .

خداوند به اينها كه هزاران نفر بودند ، در برخي روايات دارد كه اينها 70 هزار نفر بودند كه از طاعون فرار مي كردند ولي در وسط راه خداوند به جبرئيل يا به ملك الموت گفت : به اينها بگوئيد : «موتوا» . تمام 70 هزار نفر مُردند سپس خداوند آنان را زنده كرد .

جالب اين است كه آقاي فخر رازي روايتي ذيل اين آيه مي آورد كه شنيدني است و اميدواريم همفكران آقاي عثمان الخميس در اين روايتي كه فخر رازي آورده و در كتاب هاي متعدد اهل سنت نيز آمده دقت كنند كه من عربي آن را نمي خوانم ، اين روايت را فخر رازي در تفسير كبير ، ج6 ، ص173 آورده است كه مي گويد :

در اينجا دو روايت است : يك روايت اين است كه قريه اي بود كه در آن مرض طاعون و وبا آمد ، عده اي از آنها مُردند و عده اي هم فرار كردند ، بعد از مدتها كه برگشتند گفتند : چه خوب شد كه ما فرار كرديم اگر بار ديگر مرض طاعون بيايد دوباره فرار مي كنيم . در مرتبه دوم كه طاعون آمد اينها پا به فرار گذاشتند و تعداد زيادي هم بودند ولي در وسط راه دچار مرگ ناگهاني شدند و تمام اينها بدن هايشان پوسيده شد . حضرت حزقيل كه از آن محل مي گذشت ، ديد كه در اين مكان آثار مرگ جمعيت انبوهي وجود دارد ، همين طور كه در حال تفكر بود كه اينها بندگان خدا بودند و فكر نمي كردند بميرند ... خداوند به او وحي كرد كه اي حزقيل آيا مي خواهي به تو نشان دهم كه چگونه آنان را زنده مي كنم ؟ گفت : آري . ندا آمد كه اين استخوان هاي پوسيده را صدا كن و بگو اي استخوان ها در كنار هم جمع شويد . اين استخوان هاي پوسيده و پراكنده شده كنار هم قرار گرفتند تا اينكه بدن هاي آن افراد به همان حالت اول برگشت ... سپس ندا آمد كه اين بدن ها را مورد خطاب قرار بده و او چنين كرد . همه اين 70 هزار نفر زنده شدند و برخاستند و خداي متعال را مورد حمد و سپاس قرار داده و به قريه خود بازگشتند . روايت دوم فخر رازي هم شبيه به همين است .

اكنون آقاي عثمان الخميس ! آيا اين بازگشت و رجعت اين عده ، خلاف قرآن است يا اينكه عين قرآن است ؟ يا در مورد سوره بقره ، آيه55 چه مي گوئيد كه مي فرمايد :

و إذ قلتم يا موسي لن نؤمن حتي نري الله جهرةً فأخذتكم الصاعقة و أنتم تنظرون ثم بعثناكم من بعد موتكم

ما به تو ايمان نمي آوريم تا اينكه خدا را با چشمان خود ببينيم پس صاعقه آسماني آمد و همه مُردند ...

آيا اين ، رجعت و نمونه اي از قدرت نمائي خداوند نيست ، خداوند كه مي تواند به امر حضرت حزقيل 70هزار انسان را كه پوسيده و متلاشي شده اند همه را زنده كند ؛ همان خداوند قادر است كه در هنگام ظهور حضرت ولي عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء افرادي را زنده كند .

علي أي حالٍ قرآن از نمونه هاي رجعت ، فراوان متذكر شده است پس اعتقاد شيعه به رجعت به هيچ وجه مخالف با قرآن نيست بلكه عين عقيده به قرآن است .

امّا از ديدگاه روايات اهل سنت كه مي گويند از اين قضايا در روايات ما وجود ندارد و حال آنكه براي بالا بردن برخي بزرگانشان يا برخي از صحابه چيزهائي نقل كرده اند ؛ از جمله اينكه اينها بعد از مُردنشان آمده اند و سخن گفته اند يا پيغمبر را زيارت كرده اند يا اينكه هر روز به زيارت خدا مي روند و حدا به زيارت آنها مي آيد و نمونه هائي از اين قبيل مثلاً يكي از اين نمونه ها درباره ربعي بن خِراج است در الخصائص الكبري ، ج2 ، ص253 و البدايه و النهايه ، ج6 ، ص175 كه مي گويد : وقتي برادر من از دنيا رفت ، ما در حال غسل دادن او بوديم كه ناگهان برگشت و اين پارچه اي را كه ما روي او قرار داده بوديم كنار زد و شروع كرد به ما سلام دادن و گفت : من بعد از آنكه مُردم خداوند به من چنان محبت كرد ثُمَّ كَسانِي ثِياباً مِنْ سُندُسٍ اخضر ... راوي مي گوي : من وقتي اين جريان را براي أم المؤمنين عايشه نقل كردم گفت : راست مي گويد چون من خود از پيغمبر شنيدم كه مِنْ أمّتي مَن يَتَكَلَّمُ بعد الموتِ يعني برخي از افراد امت من بعد از مرگ با ديگران سخن مي گويند .

يا در رابطه با آقاي رُفائي روضة الناظر ، ص54 نقل مي كند كه بعد از انكه از دنيا رفته بود و سالها از مرگ او گذشته بود ، از قبر خود بلند شد و به زيارت پيغمبر در مسجد النبي رفت و در آنجا با آن حضرا نيز تكلم مي كرد و همه مردم اين صحنه را مي ديدند ؛ حالا اگر يكي از علماء اهل سنت زنده شود و به زيارت پيغمبر برود اين هيچ اشكالي ندارد و رجعت نيست ولي اگر شيعه بگويد كه آقا اميرالمؤمنين ، آقا سيد الشهداء يا برخي از ائمه در رجعت برمي گردند اين گناه نابخشودني است و بايد عليه شيعه به خاطر اين عقيده فتوا صادر شود .

يا در تاريخ كبير بخاري ، ج3 ، ص383 در مورد زيد بن خارجه آمده كه او در جنگ بدر از دنيا رفته بود اما در زمان خلافت عثمان زنده شد و با مردم هم حرف زد و دوباره برگشت و به عالَم قبر رفت .

و ده ها نمونه از اين قبيل را دارند كه افراد بعد از مردن دوباره زنده شدند و مدتي به حياتشان ادامه دادند و بعد باز هم مُردند . آقاي ابن ابي الدنيا كتاب مستقلي دارد در اين زمينه به نام « مَن عاشَ بعد الموتِ » كه كتابي است خواندني و مطالب جالبي دارد كه هم خستگي خطيب را از بين مي بَرد و هم خستگي شنوندگان را . ايشان بيش از 50 مورد از بزرگان اهل سنت را نام مي بَرَد كه اين آقايان مدتها بعد از مرگ و پوسيدن به قدرت الهي زنده شده اند و مدتي را در اين دنيا زندگي كرده اند و دوباره براي مرتبه دوم مُرده اند . حالا آقايان وهابي ها چه جوابي براي اين موارد دارند ما نمي دانيم .

امّا درباره آيه 99 و 100 سوره مؤمنون كه ايشان مطرح كرد ؛ ... ربّ ارجعوني لعلّي أعملُ صالِحاً في ما تَرَكتُ كلّا إنها كلمة هو قائلها وَ مِن ورائِهُِم برزخٌ الي يومِ يُبْعَثونَ و بعد مي گويد :

فالرجعة قد كذّبها في كتابه و لكن نجد أنّ الشيعة يقولون بالرجعة .

خداوند در قرآن رجعت را تكذيب كرده ولي شيعه برخلاف قرآن معتقد به رجعت است .

شما ببينيد از اين « كَلّا » در آيه شريف مي خواهد استفاده كند كه وقتي اينها كه مي گويند : « ربّ ارجعوني » ، رجعتي براي هيچ كسي امكان پذير نيست . اين آقا توجه نكرده كه كلمه « كلا » به « رب ارجعوني » بر نمي گردد بلكه به « لعلّي أعمل صالحاً » باز مي گردد ؛ اينها مي گويند : خدايا ما را برگردان تا عمل صالح انجام دهيم و خداوند مي فرمايد : هرگز، چنانكه آيه 28 سوره انعام مي فرمايد : و لو رُدّوه لعادوا لما نُهُوا يعني اينها دروغ مي گويند كه اگر ما باز گرديم عمل صالح انجام مي دهيم ، اگر اينها دوباره به اين دنيا برگردند اعمال گذشته شان را تكرار مي كنند . خود آقاي ابن كثير سلفي ــ كه امام آقاي عثمان الخميس است و رهبر فكري وهابيت نيز هست و تمام مباني فكري ابن كثير براي عبدالرحمان دمشقيه و عثمان الخميس قداست دارد كه تفسير او مثل وحي منزل مي دانند و مي گويند در تفسير او اگر يك واو هم آمده از روي حكمت بوده است ــ در تفسيرش ، ج3 ، ص266 مي گويد :

« كلا » لأنها كلمة أي سؤاله الرجوع ليعمل صالحاً و هو كلام منه و هو قول لا عمل له و لو ردّ لما عمل صالحاً .

كلمه « كلا » يعني نه ، اين چنين نيست و اين كلمه به اين برمي گردد كه وقتي مي گويند ما را برگردانيد تا عمل صالح انجام دهيم ، اينها دروغ مي گويند و اگر اينها بازگردند عمل صالحي انجام نمي دهند چنانكه آيه ( و لو ردوه لعادوا لما نهوا عنه ) به اين مطلب اشاره دارد .

امام قرطبي ــ كه تفسير او نزد اهل سنت از جايگاه ويژه اي برخوردار است ــ در تفسيرش ، ج12 ، ص150 مي گويد : و لو أجيب الي ما يطلب لما وفي بما يعود ، اينها كه مي گويند : رب ارجعوني ... اگر خداوند دعاي اينها را اجابت كند و اينها برگردند ، به گفته خودشان وفا نمي كنند چنانكه آيه ( و لو ردوه لعادوا لما نهوا عنه ) به اين مطلب اشاره دارد .

شوكاني هم كه براي وهابي ها بسيار اهميت دارد در كتاب فتح القدير ، ج3 ، ص498 هين همين عبارت ابن كثير و قرطبي را بيان مي كند .

پس آيه اي كه ايشان به آن استدلال كردند بر بطلان عقائد شيعه و اينكه قرآن رجعت را تكذيب مي كند در حالي كه شيعه به آن معتقد است ، گفتيم : اولاً قرآن آيات متعددي دارد كه رجعت را تأييد مي كند و ثانياً اصلاً شما اين آيه را هم نفهميده ايد ، حداقل به كتاب هاي تفسيري خودتان مراجعه مي كرديد به اين آيه استناد نمي كرديد ؛ البته آن رواياتي هم كه ايشان به آنها استدلال كرده از نظر سند ضعيف است و بر عكس روايات فراواني داريم كه صراجت در عقيده رجعت دارند و ما در اين زمينه هيچ شك و شبهه اي نداريم مثلاً مرحوم مجلسي در بحار الانوار ، ج53 ، ص40 حدود 60 روايت مي آورد ، در روايتي ابوبصير از آقا امام باقر سلام الله عليه نقل مي كند :

يُنكر اهل العراق الرجعة قال أما يقرءون القرآن : « و يوم نحشر من كل أمة فوجاً » .

اهل عراق رجعت را انكار مي كنند ، آيا عراقي ها قرآن نمي خوانند ...

از امام صادق نيز سؤال مي كنند و حضرت دوباره به همين آيه استناد مي كند و مي فرمايد :

مردم درباره اين آيه « و يوم نحشر من كل أمة فوجاً » چه مي گويند ؟ راوي مي گويد كه من گفتم : مي گويند اين آيه مربوط به قيامت است . حضرت فرمود : آيا خداوند در قيامت از هر ملت دسته اي را محشور مي كند و مابقي را محشور نمي كند ، همانا اين آيه در مورد رجعت است اما در مورد قيامت « و حشرناهم فلن نغدر منهم أحدا » در قيامت خداوند همه را محشور و كسي را جاي نمي گذارد .

مرحوم شبّر نيز در كتاب « حق اليقين » همه اين روايات را آورده است ، دوستان از اين كتاب غافل نشوند . همچنين آقاي سبحاني در كتاب « أضواء علي عقائد الشيعه » به اين شبهه جواب جالبي داده است .

 

 

 




Share
1 | امير | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ مرداد ١٣٨٧ |
اين مناظره عثمان الخميس با دكتر تيجاني عاقبتش چي شد ؟(بعد از 24 جلسه منا ظره)
چون توسط كاست اين منا ظره در شهر هاي سني نشين پخش شده است.
من باور نمي كنم كه دكتر تيجاني از اين دو نفر كم آورده باشد؟

پاسخ:
به هيچ عنوان اينچنين نيست
وليکن معمولا شبکه المستقله همواره سعي بر برعکس نمايش دادن نتايج مناظرات دارد
بد نيست مناظره دکتر عصام العماد با جناب عثمان الخميس (والبته در اين لينک فايلهاي صوتي مربوطه هست وليکن اگر تصويري آن را ملاحظه کنيد مي بينيد که جناب عثمان الخميس در انتها چگونه فرار را بر قرار ترجيح مي دهد)
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=101
معاونت اطلاع رساني
2 | نوكرمولاعلي(ع) | , ایران | ١٢:١٩ - ٢٧ خرداد ١٣٩٠ |
سلام جانم فداي مولاعلي(ع)وفرزندان به حقشان.شيعه حق است وحقانيتشوازمولاگرفته.معجزه ي شکاف خونه ي خداروببينند بازهم حرفي براگفتن دارند؟چراهرکاري ميکنند13رجب روز تولدمولااين شکاف مياد؟ايااين ازنشانه هايي نيست که خدابشارتشودرقران داده؟خداوندمي فرمايند:وبزودي بينات ونشانه هايمان رابه انها نشان خواهيم داد.تعصب کافييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييست.اللهم عجل لوليک الفرج.ياعلي ياحيدر
3 | مهدي ضيايي | , ایران | ٢٤:٢٠ - ٠٣ آبان ١٣٩٠ |
يا علي ... اگر سگي به محبت و دوستي اصحاب كهف رستگار شد پس من چگونه به محبت و دوستي اهل بيت پيامبر ذليل و خوار گردم ...

از سکوت و گريه سرشارم علي
تا هميشه دوستت دارم علي
4 | محمد حسام | , ایران | ١١:٥٠ - ١٦ شهریور ١٣٩١ |
با سلام و عرض خسته نباشيد

واقعاَ عالي و منطقي منطقي بود!
5 | حق علی | , ایران | ٢٠:٢٢ - ٢٢ تير ١٣٩٤ |
سلام علیکم
اینکه در رجعت شبهه می اندازند که بدن بعد مرگ به کمال می رسد و وقتی که به فعلیت رسید دیگر بالقوه نمی شود پس رجعت محال است جواب این شبهه چه می شود؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در اين خصوص پاسخ علامه طباطبايي را ذکر مي کنيم: ايشان در رد کساني که رجعت را تناسخ مي دانند، به اين مطلب اشاره کرده است:
ترجمه الميزان، ج‏2، ص: 16
«و اما اين‌‏كه گفت: چيزى كه از قوّه به فعليّت درآمده، ديگر محال است بالقوه شود، مطلبى است صحيح، وليكن قبول نداريم كه مسأله مورد بحث ما از اين باب باشد؛ براى‌ ‏اين‏‌كه مورد فرض او با مورد فرض ما مختلف است. مورد فرض او كسى است كه عمر طبيعى خود را كرده و به مرگ طبيعى از دنيا رفته باشد، كه برگشتن او به دنيا مستلزم آن امر محال است. و اما مرگ اخترامى كه عاملى غيرطبيعى از قبيل قتل و يا مرض باعث آن شود، برگشتن انسان بعد از چنين مرگى به دنيا مستلزم هيچ محذور و اشكالى نيست؛ چون ممكن است انسان بعد از آن‌ ‏كه به مرگ غيرطبيعى از دنيا رفته در زمانى ديگر مستعد كمالى شود كه در زمانى غير از زمان زندگی‌اش موجود و فراهم باشد، و بعد از مردن دوباره زنده شود تا آن كمال را به‌‏دست آورد. و يا ممكن است اصل استعدادش مشروط باشد به اين‏‌كه مدتى در برزخ زندگى كرده باشد؛ چنين كسى بعد از مردن و ديدن برزخ، داراى آن استعداد مى‌‏شود و دوباره به دنيا برمى‌‏گردد كه آن كمال را به دست آورد؛ در هر يك از اين دو فرض، مسأله رجعت و برگشتن به دنيا جايز است و مستلزم محذور محال نيست. اين گفتارى خلاصه و فشرده بود درباره مسأله رجعت، و تمام حرف‌‏هاى آن موكول است به مقامى ديگر...».
ترجمه الميزان، ج‏2، ص: 16
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
6 | یک مسلمان | , ایران | ١٦:٠٨ - ٢٩ آذر ١٣٩٤ |
بسم الله الرحمن الرحیم
فقط بگم دمتون گرم،زنده باشی شیعه مولا.
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English