2019 October 22 - سه شنبه 30 مهر 1398
انديشه سياسي كوفيان كه منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) شد + پاورپوینت
کد مطلب: ٨٤٨٥ تاریخ انتشار: ٣١ شهریور ١٣٩٦ - ١١:٢٨ تعداد بازدید: 3765
مقالات » امامت ائمه
انديشه سياسي كوفيان كه منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) شد + پاورپوینت

وجوب بيعت و اطاعت بي چون و چرا از حكام، جبرگرايي، عدم خروج بر حاكم فاسق و مرگ جاهليت دانستن خروج بر حاكم

 
 
 


پنج اصل وپایه اندیشه سیاسی جامعه زمان امام حسين عليه السلام که باعث شهادت امام حسین سلام الله علیه شد

1ـ بیعت کردن با هر حاکمی واجب است.

2ـ اطاعت بی چون و چرا از هر حاکمي واجب است.

 3ـ عدم تفرقه در جامعه ولو اینکه حاکم هر کاری انجام دهد.

4ـ عقیده به جبر.

5ـ خروج بر حاکم مساوی با مرگ جاهلیت و کفر.

بیعت با هر حاکمی واجب است

وحدثني محمد بن سَهْلِ بن عَسْكَرٍ التَّمِيمِيُّ حدثنا يحيى بن حَسَّانَ ح وحدثنا عبد اللَّهِ بن عبد الرحمن الدَّارِمِيُّ أخبرنا يحيى وهو بن حَسَّانَ حدثنا مُعَاوِيَةُ يَعْنِي بن سَلَّامٍ حدثنا زَيْدُ بن سَلَّامٍ عن أبي سَلَّامٍ قال قال حُذَيْفَةُ بن الْيَمَانِ قلت يا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا كنا بِشَرٍّ فَجَاءَ الله بِخَيْرٍ فَنَحْنُ فيه فَهَلْ من وَرَاءِ هذا الْخَيْرِ شَرٌّ قال نعم قلت هل وَرَاءَ ذلك الشَّرِّ خَيْرٌ قال نعم قلت فَهَلْ وَرَاءَ ذلك الْخَيْرِ شَرٌّ قال نعم قلت كَيْفَ قال يَكُونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ لَا يَهْتَدُونَ بِهُدَايَ ولا يَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِي وَسَيَقُومُ فِيهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ في جُثْمَانِ إِنْسٍ قال قلت كَيْفَ أَصْنَعُ يا رَسُولَ اللَّهِ إن أَدْرَكْتُ ذلك قال تَسْمَعُ وَتُطِيعُ لِلْأَمِيرِ وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ وَأُخِذَ مَالُكَ فَاسْمَعْ وَأَطِعْ .

از ابو سلام نقل شده حذیفة بن یمان گفت: ای رسول خدا ما در شر و بدی بودیم سپس خداوند خیر و خوبی را آورد و ما الان در آن هستیم. آیا پس از این خیر، شری خواهد بود؟. فرمود: بله. گفتم: آیا پس از این خیر شری خواهد بود؟ فرمود: بله. عرض کردم: چگونه؟ فرمود: پس از من امامانی خواهند بود که به هدایتم هدایت نشده و به سنتم عمل نمی کنند، در میانشان مردانی سر بلند خواهند کرد که در بدن انسان هستند اما قلب هایشان قلب شیاطین است. گفت: عرض کردم: اگر آن هنگام را درک کردم، چه واکنشی نشان بدهم ای رسول خدا صلی الله علیه و آله؟. فرمود: گوش فرا می دهی و از امیر اطاعت می نمایی و اگر چه بر پشتت شلاق بزند و مالت را بگیرد، گوش کن و اطاعت نما!.

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحيح مسلم، ص772، ح1847، ناشر: بيت الأفكار الدولية- ریاض.

بر اساس اين نظريه:

1ـ اطاعت از هر حاكمي واجب است حتي اگر تمام وجودش شيطاني باشد.

2ـ ظلم ستيزي ممنوع است.

3ـ در مقابل ظلم بايد كرنش نمود و فقط اطاعت كرد.

اطاعت بی چون و چرا از هر حاکمی

54 - أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ، قَالَ: أَنْبَأَ وَكِيعٌ، عَنْ سُفْيَانَ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْأَعْلَى، عَنْ سُوَيْدِ بْنِ غَفَلَةَ، قَالَ: قَالَ لِي عُمَرُ: " يَا أَبَا أُمَيَّةَ، إِنِّي لَا أَدْرِي، لَعَلِّي لَا أَلْقَاكَ بَعْدَ عَامِي هَذَا، فَإِنْ أُمِّرَ عَلَيْكَ عَبْدٌ حَبَشِيٌّ مُجَدَّعٌ فَاسْمَعْ لَهُ وَأَطِعْ، وَإِنْ ضَرَبَكَ فَاصْبِرْ، وَإِنْ حَرَمَكَ فَاصْبِرْ، وَإِنْ أَرَادَ أَمْرًا يُنْقِصُ دِينَكَ، فَقُلْ: سَمْعًا وَطَاعَةً، دَمِي دُونَ دِينِي، وَلَا تُفَارِقِ الْجَمَاعَةَ " .

از سوید بن غفلة نقل شده که عمر به من گفت: ای ابا امیة من نمی دانم، شاید پس از این سال، دیگر تو را نبینم؛ پس اگر برده ای حبشی و بینی بریده به تو دستوری داد، پس به حرفش گوش کن و اطاعتش نما! و اگر تو را زد، صبر کن و اگر محرومت کرد، صبر کن و اگر او چیزی را خواست که به دینت صدمه می زند به او بگو گوش کردم و اطاعت می کنم و به قیمت دینم، خونم را حفظ می کنم! و از جماعت جدا مشو.

سند این روایت از عمر صحیح است.

الخلال، أبو بكر أحمد بن محمد بن هارون بن يزيد (متوفاي311 هـ )، السنة، ص111، تحقيق: د.عطية الزهراني، دار النشر: دار الراية - الرياض ،‌ الطبعة: الأولى،1410هـ - 1989م.

بر اساس نظريه عمر :

1ـ حاكم هركسي ميتواند باشد.

2ـ اطاعت از او بي چون و چرا واجب است هر چند برخلاف دستورات اسلام حكم كند .

عدم تفرقه در جامعه اگر چه حاکم هر کاری بکند هر کسی ایجاد تفرقه کرد گردنش را بزنید

بَاب حُكْمِ من فَرَّقَ أَمْرَ الْمُسْلِمِينَ وهو مُجْتَمِعٌ

1852 حدثني أبو بَكْرِ بن نَافِعٍ وَمُحَمَّدُ بن بَشَّارٍ قال بن نَافِعٍ حدثنا غُنْدَرٌ وقال بن بَشَّارٍ حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا شُعْبَةُ عن زِيَادِ بن عِلَاقَةَ قال سمعت عَرْفَجَةَ قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و سلم يقول إنه سَتَكُونُ هَنَاتٌ وَهَنَاتٌ فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يُفَرِّقَ أَمْرَ هذه الْأُمَّةِ وَهِيَ جَمِيعٌ فَاضْرِبُوهُ بِالسَّيْفِ كَائِنًا من كان.

1852 وحدثني عُثْمَانُ بن أبي شَيْبَةَ حدثنا يُونُسُ بن أبي يَعْفُورٍ عن أبيه عن عَرْفَجَةَ قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و سلم يقول من أَتَاكُمْ وَأَمْرُكُمْ جَمِيعٌ على رَجُلٍ وَاحِدٍ يُرِيدُ أَنْ يَشُقَّ عَصَاكُمْ أو يُفَرِّقَ جَمَاعَتَكُمْ فَاقْتُلُوهُ.

14- باب کسی که کار مسلمانان را به تفرقه بکشاند در حالی که اجتماع نظر داشتند :                                 

از زیاد بن علاقة نقل شده: از عرفجة شنیدم که مي گفت: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم : شرور و فسادهایی خواهد آمد پس [در این هنگام] هر کس را که خواست کار این امت را به تفرقه بکشاند، در حالی که امت متحد است، او را با شمشیر بزنید ، هر کس که می خواهد باشد!.

ابن ابی یعفور از پدرش از عرفجة نقل کرده که گفت: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: در حالی که حکومتتان بر اساس اتحاد است و بر یک مرد مستقر شده است، اگر کسی آمد و خواست که میانتان تفرقه بیندازد یا اتحادتان را به پراکندگی بکشاند، او را بکشید!.

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحيح مسلم، ص773 و 774 ، ح1852، ناشر: بيت الأفكار الدولية- ریاض.

ابن اعثم کوفی در الفتوح می نویسد:

يا عبد الله عهدی بک و أنت تکره الفرقة وتقول: ما أحب أن أبیت لیلة ولیس علی أمیر، وإنی أحذرک أن تشق العصا أو أن تسعی فی الأرض الفساد...و قد حذرتنی الشقاق ولم أکن شاقا لأحد غیر أنی سمعتک تذکر بیعة قد سبقت وعهدا قد أکد ولیس لک عندی خلاف، فإذا اجتمع الناس علی ابنک یزید لم أخالف.

... سپس عبد الرحمن بن ابی بکر با عصبانیت به منزلش رفت و معاویه نزد او فرستاد و دعوتش کرد و گفت: ای عبد الله وصیتم به تو که از تفرقه بدت می آید و می گویی که دوست ندارم شبی بر من بگذرد و امیری نداشته باشم، این است که تو را از ایجاد اختلاف یا این که تلاش کنی در زمین فساد کنی، بر حذر می دارم.

... عبد الله پاسخ داد: مرا از تفرقه بر حذر داشتی و من بر کسی سبب مشقت نشده ام جز این که شنیدم که از بیعتی یاد می کنی که گذشته است و از پیمانی یاد می کنی که محکم شده است و من از تو خلافی سراغ ندارم و اگر مردم بر خلافت پسرت یزید اجتماع کنند، مخالفت نخواهم کرد.

الكوفي، أبي محمد أحمد بن أعثم (متوفاى314هـ)، كتاب الفتوح، ج4، ص340، تحقيق: علي شيري (ماجستر في التاريخ الإسلامي )، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع ـ بيروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ .

بر اساس نظريه :

1ـ حاكم بودن فرد مهم است و مهم نيست چكار مي كند.

2ـ خروج بر او مصداق فساد در زمين است= مفسد في الارض (حتي اگر يزيد خليفه باشد)

3ـ هر كسي بر چنين حاكمي خروج كرد بايد كشته شود حتي اگر امام حسين عليه السلام باشد.

عقیده به جبر و فهم غلط از قضا و قدر

أنت - والله يا أم المؤمنين - العالمة بالله وبرسوله، دللتنا على الحق، وحضضتنا على حظ أنفسنا، وأنت أهل لان يطاع أمرك، ويسمع قولك، وإن أمر يزيد قضاء من القضاء، وليس للعباد الخيرة من أمرهم.

... سپس معاویه گفت: به خدا قسم تو ای ام المومنین آگاه به خداوند و پیامبرش هستی و ما را به حق هدایت کردی و ما را بر گرفتن سهممان تحریک کردید و تو شایستگی داری که دستورت اطاعت و سخنت شنیده شود و حکومت یزید قضای حتمی ومقدر الهی است و مردم نقشی در تعیین امرشان ندارند (اختيار تغييرش را ندارند).

الدينوري، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاى276هـ)، الإمامة والسياسة، تحقيق: علی شیری، ج1، ص205، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع ـ بيروت - 1410هـ - 1990م.

بر اساس نظريه :

1ـ يزيد بر اساس اراده خاص و تغيير ناپذير الهي خليفه شده است.

2ـ مردم به هيچ عنوان حق اعتراض ندارند حتي اگر يزيد هر جرمي مرتكب شده يا بشود و لياقت حكومت نداشته باشد. (شرابخواري،سگ بازي، ميمون بازي،زناي با محارم،ترك نماز)

خروج بر حاکم مساوی با مرگ جاهلیت و کفر

6645 حدثنا مُسَدَّدٌ عن عبد الْوَارِثِ عن الْجَعْدِ عن أبي رَجَاءٍ عن بن عَبَّاسٍ عن النبي صلی الله علیه وسلم قال من كَرِهَ من أَمِيرِهِ شيئا فَلْيَصْبِرْ فإنه من خَرَجَ من السُّلْطَانِ شِبْرًا مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً .

باب فرمایش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که فرمود: پس از من کارهایی را خواهید دید که آن را انکار کرده و نمی شناسید.

از ابن عباس از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: هر کس از کار امیری بدش بیاید، باید صبر کند؛ زیرا هر کسي از اطاعت سلطان، وجبی خارج شود، به مرگ كفر و جاهلیت مرده است!.

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاى256هـ)، صحيح البخاري، تحقيق: أبو صهیب الکرمی، ناشر: بیت الأفکار الدولیة- ریاض.

بر اساس نظريه :

1ـ اگر كسي از سلطان به هر دليلي بدش بيايد (حتي اگر سلطان ظالم باشد) ، بايد صبر كندو حق اعتراض ندارد.

2ـ در همه حال بايد مطيع سلطان باشد.

3ـ عدم اطاعت ازچنين حاكمي، كفر محسوب مي شود (و مستحق مرگ).

و بر اساس همين نظريات بود كه امام حسين عليه السلام را به شهادت رساندند و با قصد تقرب به خدا ايشان را آماج ضربات شميشير و نيزه و تير و سنگ قرار مي داند و اهل بيت عليهم السلام را خارجي خواندند.

ألا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ

[سوره هود، آيه 18]

«وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ».

 [سوره الشعراء، آيه 227]

 

 

 





Share
1 | mohammad | , نروژ | ٠١:٣٠ - ٠٧ بهمن ١٣٩٤ |
سلام خدمت خادمان اهلبیت
واقعا ازشماباید خیلی زیاد باید سپاس گذاری کرد باز هم
اجر تان با مولا مان ولیعصر
بنده یک عرض کوچک داشتم اون هم اینکه ای کاش نسخه pdf همه یادداشتها و مقالات را میتوانیستید ارائه بدهید .علبته همین قدرش هم شاهکار است ولی حیف است همه اش رو ادم نداشته باشه
اگر میشه همهش را نسخهpdf اش ارائه بدهید
با سلام
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English