2019 September 17 - سه شنبه 26 شهرويور 1398
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
کد مطلب: ٨٦٤٧ تاریخ انتشار: ٢٩ شهریور ١٣٩٤ - ٠٩:٢٠ تعداد بازدید: 1534
سخنراني ها » امامت ائمه
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)

حدیث سلسلة الذهب نزد اهل سنت ، امام باقر نزد اهل سنت
حبل المتین 94/06/29

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ  : 94/06/29

خلاصه مطالب این برنامه

تبیین حدیث «سلسلة الذهب»:

احمد بن حنبل روایتی را نقل می کند از امام رضا(سلام الله علیه) و ایشان از امام موسی بن جعفر، آقا موسی بن جعفر از امام صادق او از امام باقر، او از امام سجاد، او از امام حسین (سلام الله علیه) او از امیرالمومنین، او از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) این روایت را نقل کرده اند. سند روایت سند طلایی هست، «سلسلة الذهب» یعنی سند طلایی. احمد بن حنبل می گوید که سند این روایت بر هر دیوانه ای خوانده شود از دیوانگی بهبود حاصل می کند!

«قال لي أحمد بن حنبل: إن قرأت هذا الإسناد على مجنون برئ من جنونه ، و ما عيب هذا الحديث إلا جودة إسناده» احمد بن حنبل به من گفت که اگر این سند را بر دیوانه ای بخوانی به برکت این سند آن دیوانه از دیوانگی بهبودی می یابد. و این حدیث هیچ ایرادی ندارد و سند بسیار خوبی دارد. أخبار أصبهان، أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران الأصبهاني (المتوفى : 430هـ)، ج2، ص147

«قال أبو الصَّلْتِ لو قُرِئَ هذا الْإِسْنَادُ على مَجْنُونٍ لَبَرَأَ» اگر این سند را بر دیوانه خوانده شود آن دیوانه بهبودی حاصل می کند. سنن ابن ماجه، محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني (متوفای 275)، دار النشر: دار الفكر، بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص25

حدیث «سلسلة الذهب»:

«عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ [عن الحسن بن علی] عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَنِ النَّبِيِّ ‏ عَنْ جَبْرَئِيلَ عَنْ مِيكَائِيلَ عَنْ إِسْرَافِيلَ عَنِ اللَّوْحِ عَنِ الْقَلَمِ قَالَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ‏ حِصْنِي‏ أَمِنَ‏ مِنْ‏ عَذَابِي‏.» امام رضا از پدرشان امام کاظم و... از پیامبر نقل کرده اند که جبرائیل از میکائیل و او از اسرافیل و او از عالم لوح و از عالم قلم نقل کرده اند که خداوند فرمود: ولایت علی بن ابیطالب قلعه محکم من است. هر کس وارد این دژ محکم بشود از عذاب من در امان است. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحارالأنوار، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، بيروت، 1403، ج39، ص246، باب 87، ح1

دیدگاه علمای اهل سنت، پیرامون شخصیت امام باقر(سلام الله علیه)

دیدگاه «سبط ابن جوزی»: « ما رأيت العلماء عند أحد أصغر علماً منهم عند أبي جعفر لقد رأيت الحكم عنده كأنه عصفور» من ندیدم علما در نزد کسی احساس کوچکی کنند همانگونه ای که در برابر امام باقر احساس کوچکی می کردند و دیدم حکم بن عیینه را که در برابر امام باقر آنچنان کوچک و محقر بود، مثل اینکه گنجشک بود. تذکرة الخواص، ص631؛ المحقق: الدكتور عامر النجار، الناشر: مكتبة الثقافة الدينية الطبعة : الأولى 1429 هـ - 2008 م

دیدگاه صاحب «شذرات الذهب»: «ما رأيت العلماء عند أحد أصغر منهم علما عنده و له كلام نافع في الحكم و المواعظ » من ندیدم علما در نزد کسی احساس کوچکی کنند همانگونه ای که در برابر امام باقر احساس کوچکی می کردند. کلام امام باقر در حکمت و موعظه، نافع بود. شذرات الذهب في أخبار من ذهب، عبد الحي بن أحمد بن محمد العكري الحنبلي (متوفای1089)، ج1، ص149؛ دار النشر: دار بن كثير- دمشق - 1406هـ ، الطبعة: ط1، تحقيق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط،

دیدگاه «محیی الدین نووی»: «ابو جعفر المعروف بالباقر سمي بذلك لأنه بقر العلم اي شقه فعرف أصله، و علم خفيه... و هو تابعى جليل، إمام، بارع، مجمع على جلالته، معدود فى فقهاء المدينة و أئمتهم،» ابو جعفر معروف به باقر، به این علت به این نام خوانده شد که علم را شکافت. اصل علم را هم شناخت و شناساند و تمام خفایای علم را دانست و به مردم یاد داد. او از تابعین، شخصیت جلیل القدر، امام، بارع، و بر جلالت او همه اجماع کردند و از فقها و ائمه ی مدینه به شمار می رود. تهذيب الأسماء واللغات، محي الدين بن شرف النووي (متوفای  676)، ج1، ص103؛ دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1996، الطبعة : الأولى، تحقيق : مكتب البحوث والدراسات،

دیدگاه «شمس الدین ذهبی»: «أبو جعفر الباقر سيد امام فقيه يصلح للخلافة» ابو جعفر، باقر، سید و بزرگوار و پیشوا و فقیه است، صلاحیت برای خلافت دارد. سير أعلام النبلاء، محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله (متوفای748)، ج13، ص120؛ دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة : التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي

دیدگاه «ابن کثیر دمشقی»: « أَبُو جَعْفَرٍ الْبَاقِرُ... وَ هُوَ تَابِعِيٌّ جَلِيلُ الْقَدْرِ، كَثِيرُ الْعِلْمِ، أَحَدُ أَعْلَامِ هَذِهِ الْأُمَّةِ عِلْمًا وَعَمَلًا وَعِبَادَةً وَنَسَبًا وَشَرَفًا »ابو جعفر الباقر،... او از جمله تابعین جلیل القدر، دارای علم فراوان و یکی از سرشناسان این امت بود در علم و عمل و عبادت و نسب و شرافت. ابن كثير دمشقي، اسماعيل بن عمر (م 774)، البداية والنهاية، ج13، ص72؛ تحقيق: عبد الله بن عبد المحسن التركي، دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان، چاپ اوّل، 1418 هـ.ق.

 

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

عرض سلام دارم خدمت شما بینندگان عزیز شبکه ی جهانی ولایت. فرا رسیدن سالروز شهادت امام محمد باقر (علیه السلام) را خدمتتان تسلیت عرض می کنم.

امیدوارم که هر کجا هستید و در مراسم عزاداری که شرکت می کنید اولاً فراموش نکنیم دعا برای تعجیل در ظهور آقا ولی عصر حضرت حجت الحسن(روحی و ارواح العالمین له الفدا). و ثانیاً دعا برای خادمین آقا امیرالمومنین در هر کجای جهان که هستند.

شما بیننده ی برنامه ی «حبل المتین» هستید برنامه ای که تقدیم حضور شما می شود با رویکردی کاملاً علمی و به دور از هر گونه توهین و یا اهانت به سایر مذاهب و در اثبات عقاید حقه ی شیعه. همانطور که می دانید در این برنامه ما در خدمت استاد عزیز و ارجمند آیت الله دکتر سید محمد حسین قزوینی هستیم. استاد عزیز سلام علیکم و رحمت الله. تسلیت عرض می کنم خدمت شما.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. بنده هم خدمت بینندگان عزیز و گرامی که در هر کجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند، خالصانه ترین سلامم را همراه با تسلیت و تعزیت ایام عزاداری آقا امام باقر(سلام الله علیه) تقدیم می کنم.

خدا را به آبروی این امام همام قسم می دهم که فرج مولای ما را نزدیک کند و ما را از یاران خاص آن بزرگوار قرار بدهد. و همه ما و شما گرامیان را به برکت این بزرگوار حاجت روا نموده و دغدغه های فکری و گرفتاری های ما را به تمامه برطرف سازد. و دعاهای ما را به اجابت برساند. ان شاءالله

مجری:

متشکرم از شما حضرت استاد! و ممنونم از شما بینندگان عزیز که با ما همراه هستید. امشب می خواهیم که مقداری معرفت خودمان را نسبت به این شخصیت تاریخی که امشب قطراتی را از دریای وجودش را استفاده خواهیم کرد و بر معرفتمان افزوده خواهد شد. حضرت استاد! لطف بفرمایید مقداری توضیح بفرمایید در مورد تاریخ ولادت و شهادت و مدت امامت آقا محمد باقر (علیه السلام).

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين و هو خير ناصر و معين. الحمدلله و الصلاة علي رسول الله و علي آله آل الله لاسيما علي مولانا بقية الله و اللعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله الي يوم لقاء الله.

أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللهِ إِنَّ اللهَ بَصيرٌ بِالْعِباد. حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

همانطوری که اشاره شد. امشب، شب شهادت جانسوز و مظلومانه و غریبانه ی آقا امام باقر (سلام الله علیه) هست. و مرقد مطهر آن بزرگوار هم در سال 1344 توسط وهابیت پلید و پست، که امروز بلای جان جهان اسلام شده اند، ویران گردید همراه با حرم مطهر فرزند بزرگوارش امام صادق و پدر بزرگوارش امام سجاد، و جد بزرگوارش امام حسن مجتبی (سلام الله علیهم).

خدا را قسم می دهیم به آبروی این امام بزرگوار، هر چه سریعتر این وهابیت پلید را رسوا کند و ریشه ی اینها را از صفحه گیتی برکند و مسلمان از دست این ها نفس راحتی بکشند. نه تنها مسلمان ها، بلکه کل جهان انسانیت و بشریت، امروز از دست اینها به ستوه آمده اند و جنایاتی که اینها دارند انجام می دهند واقعاً روی سپاه چنگیز و مغول و حتی صهیونیسم را هم این ها سفید کردند با این کارشان.

دعا برای نابودی وهابیت و آل سعود!

ان شالله امیدواریم عزیزان ما هم که در هر کجای این کره ی خاکی بیننده ی این برنامه هستند، از صمیم دل برای نابودی دودمان آل سعود و فرهنگ نحس و پست این وهابیت و برای پیروزی رزمندگان در سوریه، در عراق و در یمن دعا کنند.

البته اینها چوب الهی را می خورند. چند وقت پیش تعدادی از نیروهای اماراتی در یمن کشته شدند و در امارات عزای ملی اعلام کردند. دوباره ظاهراً دیروز پسر خلیفه شان آنجا مُرد. حالا ما از مردنشان راضی نیستیم حتی برای مردن داعشی ها نیز راضی نیستیم و از خدا می خواهیم که آنها به راه مستقیم و به صراط مستقیم هدایت بشوند ولی توجه داشته باشند که:

(إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصاد)

همانا پروردگار تو در کمین گاه است.

سوره فجر(89): آیه 14

یعنی در حقیقت خدای عالم در کمین ظالمین خوابیده است. این ها از این طرف دنیا می روند آنجا برای چه؟ برای آدم کشی و به قصد قتال! خود این آقایان فتوا داده اند اگر کسی برای دزدی مسافرت کند، سفرش، سفر معصیت است. نمازش را باید تمام بخواند و در سفر هم که بمیرد راهی جهنم خواهد شد.

و شکی نیست که اینهایی که امروز از هر کجای دنیا آمده اند در سوریه، در عراق و یا در یمن دارند می جنگند، این ها قصدشان کشتن مؤمن هست. و قرآن به صراحت تکلیف اینها را روشن کرده است:

 (وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيما)

و هر كسى فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است كه جاودانه در آن مى‏ماند و خداوند بر او غضب مى‏كند و از رحمتش او را دور مى‏سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است‏

سوره نساء(4): 93

 این ها نه تنها وارد آتش جهنم می شوند بلکه در جهنم هم، برای همیشه مخلّد و جاودانه، در آتش جهنم خواهند ماند. البته امروز هم سالروز شهادت جانسوز نزدیک به دویست و شصت نفر از حجاج بیت الله الحرام بود که در سال 1366 به دست دژخیمان و وحشی های عربستان سعودی مظلومانه به شهادت رسیدند. و جرمشان این بود که برائت از مشرکین، برائت از کسانی که جهان اسلام و مسلمین را استثمار و استعمار کردند، سر می دادند.

این ها خواستند سرسپردگیشان را به آمریکا اثبات کنند این عزیزان ما را در آنجا به خاک و خون کشاندند. ولی مردم قضاوت خواهند کرد، دنیا قضاوت خواهند کرد، تاریخ اینها را ثبت کرده است و ثبت می کند و آزاد اندیشان و آزاد مردان، اگر امروز از ترس این دژخیمان نمی توانند اظهار نظر کنند، یک روزی خواهد آمد که تمام این جنایات در صفحات تاریخ نقش خواهد بست.

گوشه ای از شخصیت آقا امام باقر(علیه السلام)

اما در رابطه با آقا امام محمد باقر(سلام الله علیه) که امام پنجم شیعیان هست. این بزرگوار در سال پنجاه و هفت هجری به دنیا آمد و در کربلای معلی، سه ساله بودند. و خودشان در همان سن سه سالگی شاهد تمام جنایات این دودمان نحس بنی امیه و شجره ی ملعونه در قرآن، در کربلای معلی بودند و با چشم مبارکشان دیدند که جد بزرگوارشان سید الشهدا و عموجانش قمر بنی هاشم و علی اکبر و دیگر عزیزانشان چگونه مظلومانه و به صورت جانسوز اینها را به شهادت رساندند.

 و همچنین ایشان شاهد اسارت عمه ها و خواهرها و عزیزان خود بودند و در مسیر «کوفه» و در مسیر «شام» و برگشت، این عزیز در آن سن سه سالگی و چهار سالگی شاهد تمام این مصائب بودند و بخشی از مصائب کربلا هم، از زبان آقا امام باقر که خودشان شاهد آن صحنه ها بودند و ناظر آن صحنه ها بودند، نقل شده است.

پس ولادت این بزرگوار، سال پنجاه و هفت هجری و شهادتشان بنا بر مشهور سال صدو چهارده هجری بوده است. در حقیقت عمر مبارکشان هم 57 سال بوده که به شهادت رسیدند و بعد از شهادت پدر بزرگوارشان در سال نود و شش یا نود و چهار به امامت رسیدند و مدت امامتشان هم بنا به مشهور بیست سال بود. حالا یا ربیع الاول یا ذی الحجة بنا به مشهور در همچین روزی به شهادت رسیدند.

چهار سال یا سه سال و اندی حیات بزرگوارشان با امام حسین (سلام الله علیه) بوده است و سی و هفت سال زندگیشان را با آقا امام سجاد (سلام الله علیه) بوده است و مادر بزرگوارشان، «فاطمه بنت حسن سبط بود (حسن بن حسن مثنی). و شاید اولین علوی بود که با علویه ازدواج کرد و این خیلی جالب هست. یعنی آقا امام باقر، هم از نظر پدر به حضرت امیر و حضرت زهرا می رسد، و هم از طرف مادر.

در بعضی از روایات هم داریم که نسبت به حضرت مهدی (ارواحنا فداه) آمده است که ایشان فرزند امام حسن هست و در بعضی از روایات فرزند امام حسین. در حقیقت نقطه ی اتصال بین امام حسن و امام حسین، همین «فاطمه بنت الحسین» و امام باقر (سلام الله علیه) هستند. اگر در بعضی از روایات گفته شده که فرزند امام مجتبی هست یعنی از نظر مادر به امام مجتبی می رسد. اگر می گویند فرزند امام حسین هست یعنی از نظر پدر به امام حسین (سلام الله علیه) می رسد.

این در حقیقت یک خلاصه ای از ولادت و شهادت و مدت امامت آقا امام باقر (سلام الله علیه) بود که خدمت شما عرض شد.

مجری:

متشکرم از شما استاد عزیز. بینندگان ما، از آنجایی که هم عزیزان شیعه هستند و هم اهل سنت، دوست داریم نسبت به آراء اهل سنت در مورد امام باقر، بیشتر اطلاعات داشته باشیم و در جریان قرار بگیریم که این مسئله هم برای شما شیعیان مفید است به خاطر این که می بینند که مخالفین چه چیزی گفته اند راجع به این بزرگوار. و هم اهل سنت که چون نظر علمایشان حجت است، مفید خواهد بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با آرای بزرگان اهل سنت نسبت به امام باقر (سلام الله علیه) سخن زیاد است. که اگر بخواهیم بحث کنیم، باید سه چهار جلسه در رابطه با آرا و اقوال بزرگان اهل سنت نسبت به امام باقر (سلام الله علیه) بحث کنیم.

چون آقا امام باقر، اولین امامی بود که حوزه ی علمیه ی مفصلی را تأسیس کرد و دانشگاه بزرگ اسلامی را در مدینه بنیانگذاری کرد و صدها نفر از بزرگان شیعه و بزرگان اهل سنت پای درس امام باقر می نشستند و افتخار شاگردی و تتلمذ امام باقر (سلام الله علیه) و فرزند بزرگوارش امام صادق (سلام الله علیه) را داشتند.

تبیین حدیث «سلسلة الذهب»:

در رابطه با اقوال علمای اهل سنت، من دو تا نکته را عرض کنم: یکی همان حدیث «سلسلة الذهب» که در رابطه با امام رضا (سلام الله علیه) است که احمد بن حنبل روایتی را نقل می کند از امام رضا(سلام الله علیه) و ایشان از امام موسی بن جعفر، آقا موسی بن جعفر از امام صادق او از امام باقر، او از امام سجاد، او از امام حسین (سلام الله علیه) او از امیرالمومنین، او از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) این روایت را نقل کرده اند. سند روایت سند طلایی هست، «سلسلة الذهب» یعنی سند طلایی. احمد بن حنبل می گوید که سند این روایت بر هر دیوانه ای خوانده شود از دیوانگی بهبود حاصل می کند!

ابونعیم اصفهانی (متوفای 430) روایت سلسلة الذهب را مطرح می کند، روایت مفصلی هست که حضرت فرمود من روایتی را شنیدم از پدرم موسی بن جعفر او از امام صادق، امام باقر تا از رسول اکرم. بعد راوی می گوید:

«قال لي أحمد بن حنبل: إن قرأت هذا الإسناد على مجنون برئ من جنونه ، و ما عيب هذا الحديث إلا جودة إسناده»

احمد بن حنبل به من گفت که اگر این سند را بر دیوانه ای بخوانی به برکت این سند آن دیوانه از دیوانگی بهبودی می یابد. و این حدیث هیچ ایرادی ندارد و سند بسیار خوبی دارد.

أخبار أصبهان، أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران الأصبهاني (المتوفى : 430هـ)، ج2، ص147

«ابن حجر هیثمی» هم، در «الصواعق المحرقة» که کتابی است که در رّد شیعه ها نوشته است در این زمینه می گوید:

«قال أحمد لو قرأت هذا الإسناد على مجنون لبرىء من جنته»

اگر این سند را بر مجنونی بخوانی از دیوانگی اش بهبودی حاصل می کند .

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة: الأولى ، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج2، ص595

همچنین جناب «ابن ماجه قزوینی»، در کتاب السنن خود که تعدادی از بزرگان اهل سنت سنن وی را جزو کتب صحاح می دانند. بعضی ها هم «الموطأ» مالک را از صحاح سته می شمارند، وی نیز این روایت را نقل می کند و در آخر روایت هم از قول «اباصلت هروی» خادم آقا امام هشتم، نقل می کند:

«قال أبو الصَّلْتِ لو قُرِئَ هذا الْإِسْنَادُ على مَجْنُونٍ لَبَرَأَ»

اگر این سند را بر دیوانه خوانده شود آن دیوانه بهبودی حاصل می کند.

سنن ابن ماجه، محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني (متوفای 275)، دار النشر: دار الفكر، بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص25

مطالب زیاد است در این زمینه ما بخواهیم بیاوریم شاید دهها کتاب اهل سنت این واژه را آورده اند که این سند طلایی، اگر بر دیوانه ای خوانده شود. بهبودی حاصل می کند. من خودم هم در اینجا تجربه های زیادی دارم که واقعاً به حق، این سند واقعاً معجزه می کند.

تأثیر فوق العاده حدیث «سلسلة الذهب»!

یک داستانی هم برای دوستان عرض کنم که یکی از این دوستانم که الان هم هستند جناب آقای لطفی، ایشان سال چهل و نه، پنجاه در مدرسه ی فیضیه هم حجره ی ما بودند، یک روزی آمد منزل ما، غروب بود و پسری هم داشت به نام «محمد کاظم» در بیمارستان «نکویی» قم بستری بود. آمد گفت که دکترها جواب کرده اند و ما پارچه ی سفیدی کشیده بودیم و مادرش داشت خیلی بی تابی می کرد. من می ترسم اتفاقی برای مادرش بیفتد. ما آن روز بنّایی داشتیم و لباس هایم همه گچی بود ولی رفتم در بیمارستان و چهل مرتبه این حدیث «سلسلة الذهب» را خواندم. البته آن عبارتی که ما داریم غیر از این عبارتی است که اهل سنت نقل کرده اند:

«عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ [عن الحسن بن علی] عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَنِ النَّبِيِّ ‏ عَنْ جَبْرَئِيلَ عَنْ مِيكَائِيلَ عَنْ إِسْرَافِيلَ عَنِ اللَّوْحِ عَنِ الْقَلَمِ قَالَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ‏ حِصْنِي‏ أَمِنَ‏ مِنْ‏ عَذَابِي‏.»

امام رضا از پدرشان امام کاظم و... از پیامبر نقل کرده اند که جبرائیل از میکائیل و او از اسرافیل و او از عالم لوح و از عالم قلم نقل کرده اند که خداوند فرمود: ولایت علی بن ابیطالب قلعه محکم من است. هر کس وارد این دژ محکم بشود از عذاب من در امان است.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحارالأنوار، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، بيروت، 1403، ج39، ص246، باب 87، ح1

این را ما چهل مرتبه خواندیم این بچه ای که همه ی دکترها جواب کرده بودند یک دفعه یک عطسه ای کرد و بلند شد و گفت: مادر من گرسنه هستم! همه ی پرستارها ریختند و دکترها آمدند و خلاصه یک غوغایی شد در آنجا، الآن هم ایشان مهندس هستند و در صدا و سیمای قم مشغول هستند و تقریباً یکی از بهترین فعالان شبکه ولایت هم هستند و در بخش فنی دارند کار می کنند.

و چند مورد اینطوری ما داشتیم. این را من مخصوصاً برای آن کسانی که واقعاً بیماری صعب العلاج دارند مخصوصاً اگر مادرشان با اخلاص بخواند و قبلش هم یک صدقه ای بدهد و با حضور قلب هم بخواند، اگر یک میلیاردم بنا باشد که این مریض خوب بشود. خلاصه به برکت این دعا قطعاً خوب خواهد شد. این شفا دادن را هم که از عبارت های بزرگان اهل سنت ما آوردیم و شیعه هم نبود و همگی از اهل سنت بودند از احمد بن حنبل و دیگران بود.

حالا بعضی وقت ها هم هست که مصلحت نیست این گرفتاری برطرف بشود، مصلحت نیست این دعا به اجابت برسد. و یقیناً این را بینندگان عزیز توجه داشته باشند. بعضی وقت ها ما اصرار می کنیم که خدای عالم مثلا چرا به ما اولاد نمی دهد!؟ ما در روایت داریم که یک بنده ی خدا عابدی بود که بچه دار نبود و از خدا می خواست که بچه دار بشود. خلاصه خیلی اصرار و اصرار و خداوند به او یک بچه داد. آن بچه بزرگ شد و رفت دنبال عیاشی و غیره و آبرو و حیثیت این عابد را هم برد. آمد و گفت خدایا هر چه سریع تر این بچه ی من را بکش. فردا صبح بچه از دنیا رفت.

بعضی وقت ها ما صلاح خودمان را نمی دانیم. خدای عالم، مهربان و رئوف است یعنی هر چه پدر و مادر به فرزندش رئوف و مهربان باشد، خدای عالم به عدد بی نهایت بیش از او، بر بندگانش مهربان است. خودش هم فرموده است:

(ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ)

بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را

سوره غافر(40): آیه 60

ما از خدای عالم دعا می کنیم و یک حاجتی را می خواهیم بعضی وقت ها این حاجت صلاح نیست امروز به ما داده شود، اگر امروز داده بشود یک فسادی پیش می آید، یک گناهی، یک معصیتی یا یک اتفاقی و یا یک مفاسدی در زندگی ما و دیگران ایجاد بشود.

حضرت موسی پیغمبر است، حضرت هارون پیغمبر است، نفرین می کند برای فرعون، قرآن هم می گوید:

(قالَ قَدْ أُجيبَتْ دَعْوَتُكُما)

خداوند فرمود که دعوت شما را اجابت کردم.

سوره يونس(10): آیه 89

می فرماید که دعوت شما قبول شد، ولی بعد از «چهل سال» فرعون نابود شد. یعنی دعای مستجاب حضرت موسی تا آن روزی که لباس عمل بپوشد، چهل سال طول کشید.

مثلاً بچه اصرار دارد که مریض است و به پدر و مادر می گوید به من ترشی بده. هر چه اصرار کند مادر می داند که ترشی بخورد، تلف می شود. به جای ترشی، مثلاً مربا می دهد. به جای ترشی، پسته می دهد. خدای عالم هم مهربان است بعضی از چیزهایی ما می خواهیم، صلاح نیست به ما بدهد بهتر از آن یا مثل آن را به ما می دهد.

خدا گفت: (ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ) در آن هیچ شک و شبهه ای نیست. دعایی که ما می کنیم قطعاً به استجابت می رسد. دوستان عزیز! دنیا و آخرت ما همه دست خداست. بعضی وقت ها هم هست که صلاح نیست در دنیا این دعای ما اجابت بشود.

خدا این ها را تأخیر می اندازد به قیامت. روایات متعدد داریم از ائمه، از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که مومن در دنیا دعا می کند ولی خداوند عالم دعایش را به اجابت می رساند ولی حاجتش را نمی دهد، تأخیر می اندازد برای قیامت. فردای قیامت خدای عالم می گوید یادت هست فلان روز اصرار کردی، دعا کردی و فلان حاجت را خواستی!؟ گفتی به من بچه بده بهت ندادم. ولی این حاجت را امروز می دهم.

فلان روز گفتی به من ثروت بده. فلان قدر مال بده ندادم. این هم عوضش. فلان روز از من خانه خواستی،... بعد دارد این بنده می گوید خدایا ای کاش هیچ کدام از دعاهای من که در دنیا خواسته بودم، حاجت های من را نمی دادی و امروز می دادی چون در دنیا هر چه بود تمام شد و رفت. مال و ثروت می دادی، فرزندان من تصاحب می کردند مقام بود همه زودگذر. ولی اینجا که وقتی حاجت من برآورده شد برای همیشگی و جاودانه هست.

و لذا عزیزان خیلی سوال می کنند خیلی. بعضی وقت ها من دیده ام یک بنده ی خدایی تلفنی با من صحبت می کرد و می گفت من هر چه دعا می کنم دعایم مستجاب نمی شود. دعایش در مسئله ی ازدواجش بود. دیدم خیلی مضطرب هست یعنی من اصلا از اضطراب ایشان واقعا منقلب شدم.

به ایشان گفتم شما که صلاح خودتان را نمی دانید خدا صلاحتان را می داند. حالا اگر این قضیه اتفاق بیافتد و خدایی نکرده فردا به متارکه کشیده شود، به درگیری کشیده شود، دین شما، تقوای شما، آخرت شما تباه بشود؛ آیا بهتر می شود؟

گفتم کار را واگذار کن به خدا. و لذا ما در روایت داریم وقتی که دعا می کنیم خدای عالم هم اصرار دعا را دوست دارد. امام صادق(سلام الله علیه) فرمود:

« سَلْ حَاجَتَكَ وَ أَلِحَّ فِي الطَّلَبِ فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُ‏ إِلْحَاحَ‏ الْمُلِحِّينَ‏ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ.»

حاجت خود را از خدا بخواه. و در طلبت اصرار بکن. همانا خداوند اصرار اصرار کننده را از عبادت مؤمنین، بیشتر دوست می دارد.

وسائل الشیعه، ج7، ص 60، باب 20، ح 8721

گفتم اینکه بگوئی خدایا فلان حاجت من را بده. فلان دعای من را بده؛ این به درد نمی خورد. همانطوری که بچه دامن مادر را می گیرد و خودش را به این طرف و آن طرف می زند، ما باید اینطوری از خدا حاجت بخواهیم. یعنی با اصرار تمام. ولی همه ی اصراری که کردیم در روایت داریم بعد از این که دعا کردیم بگوییم خدایا همه چیز را واگذار می کنم به خودت. تو گفتی اصرار کن، دوست داری اصرار اصرار کنندگان را، «اِلحاحَ المُلِحّينَ» یعنی اصرار اصرارگران. ولی خدایا واگذار کردم به تو.

بعضی وقت ها دوستان به من می گویند کدام دعا خوب است؟، چه دعایی بکنیم؟ من یک جمله ای در این عمر پنجاه، شصت ساله ام یاد گرفته ام که:

« اَللّهُمَّ اِنّى أَسْئَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ اَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ»

خدایا از تمام خیراتی که علم تو به آن تعلق دارد، من از تو خواهانم. و به تو پناه می برم از تمام شرّی که تو خبر داری و علمت به آن احاطه دارد.

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص577، بَابُ دَعَوَاتٍ مُوجَزَاتٍ لِجَمِيعِ الْحَوَائِجِ لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَة، ح3

الحق و الانصاف بهتر از این دعایی نیافتم. حالا شاید علم قاصر من به اینجا رسیده است و اگر این به اجابت برسد دیگر همه چیز درست می شود. هم دین ما درست است و هم آخرت ما و هم دنیای ما، هم ظاهر ما و هم باطن ما.

دیدگاه علمای اهل سنت، پیرامون شخصیت امام باقر(سلام الله علیه)

اما در رابطه با نظراتی که بزرگان اهل سنت نسبت به امام باقر(سلام الله علیه) دارند، مطالبی را در این زمینه عرض می کنیم.

دیدگاه «سبط ابن جوزی»:

در کتاب «تذکره الخواص»، علامه «سبط ابن جوزی» تعبیری دارد از عطاء که از فقهای به نام اهل سنت هست. می گوید:

« ما رأيت العلماء عند أحد أصغر علماً منهم عند أبي جعفر لقد رأيت الحكم عنده كأنه عصفور»

من ندیدم علما در نزد کسی احساس کوچکی کنند همانگونه ای که در برابر امام باقر احساس کوچکی می کردند و دیدم حکم بن عیینه را که در برابر امام باقر آنچنان کوچک و محقر بود، مثل اینکه گنجشک بود.

تذکرة الخواص، ص631؛ المحقق: الدكتور عامر النجار، الناشر: مكتبة الثقافة الدينية الطبعة : الأولى 1429 هـ - 2008 م

دیدگاه صاحب «شذرات الذهب»:

همچنین در «شذرات الذهب» از عبدالله بن عطا نقل می کند و می گوید:

«ما رأيت العلماء عند أحد أصغر منهم علما عنده و له كلام نافع في الحكم و المواعظ »

من ندیدم علما در نزد کسی احساس کوچکی کنند همانگونه ای که در برابر امام باقر احساس کوچکی می کردند. کلام امام باقر در حکمت و موعظه، نافع بود

شذرات الذهب في أخبار من ذهب، عبد الحي بن أحمد بن محمد العكري الحنبلي (متوفای1089)، ج1، ص149؛ دار النشر: دار بن كثير- دمشق - 1406هـ ، الطبعة: ط1، تحقيق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط،

دیدگاه «محیی الدین نووی»:

همچنین «محیی الدین نووی» که از آن تعبیر می کنند به «فقیه الأمة»؛ وقتی به امام باقر (سلام الله علیه) می رسد می گوید:

«ابو جعفر المعروف بالباقر سمي بذلك لأنه بقر العلم اي شقه فعرف أصله، و علم خفيه... و هو تابعى جليل، إمام، بارع، مجمع على جلالته، معدود فى فقهاء المدينة و أئمتهم،»

ابو جعفر معروف به باقر، به این علت به این نام خوانده شد که علم را شکافت. اصل علم را هم شناخت و شناساند و تمام خفایای علم را دانست و به مردم یاد داد. او از تابعین، شخصیت جلیل القدر، امام، بارع، و بر جلالت او همه اجماع کردند و از فقها و ائمه ی مدینه به شمار می رود.

تهذيب الأسماء واللغات، محي الدين بن شرف النووي (متوفای  676)، ج1، ص103؛ دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1996، الطبعة : الأولى، تحقيق : مكتب البحوث والدراسات،

می گوید: ابوجعفر معروف به باقر سمی بذلک چرا به امام باقر باقر می گویند علم اسلامی را پاره کرد و منشق کرد و برای مردم بیان کرد. اصل علم را هم شناخت و شناساند و تمام خفایای علم را دانست و به مردم یاد داد.

دیدگاه «شمس الدین ذهبی»:

همچنین آقای «ذهبی» که نسبت به ائمه کمی مشکل دارد، وقتی به امام باقر می رسد می گوید:

«أبو جعفر الباقر سيد امام فقيه يصلح للخلافة»

ابو جعفر، باقر، سید و بزرگوار و پیشوا و فقیه است، صلاحیت برای خلافت دارد.

سير أعلام النبلاء، محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله (متوفای748)، ج13، ص120؛ دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة : التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي

ذهبی که وقتی می آید به فضایل علی(علیه السلام) می رسد می گوید:

« یشهد القلب انه باطل»

قلب من شهادت می دهد روایت باطل است.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي (متوفای 748)، ج1، ص213؛ دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995 ، الطبعة : الأولى، تحقيق : الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود

یعنی نمی تواند اشکال سندی کند و نه اشکال دلالی، قلبش شهادت می دهد. ولی به امام باقر می رسد می گوید: « کان اهل للخلافه».

دیدگاه «ابن کثیر دمشقی»:

همچنین ابن کثیر دمشقی سلفی شاگرد خلف یا ناخلف «ابن تیمیه» با تحقیق دکتر عبدالله الترکی، در جلد 13؛ ایشان هم وقتی می آید و به امام باقر می رسد می گوید:

« أَبُو جَعْفَرٍ الْبَاقِرُ... وَ هُوَ تَابِعِيٌّ جَلِيلُ الْقَدْرِ، كَثِيرُ الْعِلْمِ، أَحَدُ أَعْلَامِ هَذِهِ الْأُمَّةِ عِلْمًا وَعَمَلًا وَعِبَادَةً وَنَسَبًا وَشَرَفًا »

ابو جعفر الباقر،... او از جمله تابعین جلیل القدر، دارای علم فراوان و یکی از سرشناسان این امت بود در علم و عمل و عبادت و نسب و شرافت.

ابن كثير دمشقي، اسماعيل بن عمر (م 774)، البداية والنهاية، ج13، ص72؛ تحقيق: عبد الله بن عبد المحسن التركي، دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان، چاپ اوّل، 1418 هـ.ق.

به قول شاعر «الفضل ما شهدت به الأعداء»! اینها مخالفین ما هستند که درباره امام باقر(سلام الله علیه)، اینگونه نظر داده اند. در این زمینه  حرف ما زیاد داریم. فقط من یک عبارتی را هم اجازه بدهید از منابع شیعه نقل بکنم:

«قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ لِسَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ وَ الْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلَا تَجِدَانِ‏ عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ»

امام باقر به سلمة بن کهیل و حکم بن عتیبه که نزد او آمده بودند فرمود: تمام شرق و غرب عالم را بگردید، علم صحیحی جز از نزد ما اهل بیت، نمی توانید به دست بیاورید.

كلينى، محمد بن يعقوب‏، (متوفای 329)، الكافي، انتشارات دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ: چهارم‏، 1407 ق‏، ج1، ص399، ح3

این کلام را می گویند تحدّی. و یا نقل شده است که:

‏«فَلْيُشَرِّقِ الْحَكَمُ وَ لْيُغَرِّبْ أَمَا وَ اللَّهِ لَا يُصِيبُ الْعِلْمَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ نَزَلَ عَلَيْهِمْ جَبْرَئِيلُ.»

شرق و غرب عالم را بگردید. به خدا سوگند علم صحیحی جز از اهلبیت که جبرییل بر آنها نازل شده است نمی توانید پیدا کنید.

كلينى، محمد بن يعقوب‏، الكافي‏، (متوفای 329)، الكافي، انتشارات دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ: چهارم‏، 1407 ق، ج1، ص399، ح4

اما باید بدانیم که «سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ» و «الْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ» چه کسانی هستند؟ مزی در «تهذیب الکمال» در مورد وی می گوید:

«سلمة بن كهيل وكان ركنا من الاركان»

سلمة بن کهیل رکنی از علمای اهل سنت است.

تهذيب الكمال، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي (متوفای742)، ج11، ص316؛ دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. بشار عواد معروف،

و یا می گوید:

«عن يحيى بن مَعِين : ثقة. وَقَال أحمد بن عَبد الله العجلي  كوفي تابعي ثقة ثبت في الحديث»

ابن معین گفته که او ثقه است. عجلی نیز گفته که او کوفی و از تابعین و مورد وثوق است و در نقل حدیث ثابت قدم بود.

تهذيب الكمال، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي (متوفای742)، ج11، ص315؛ دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. بشار عواد معروف،

اما در مورد «حکم بن عتبه» آمده است که:

«رأيت الحكم في مسجد الخيف، وعلماء الناس عيال عليه»

دیدم حکم بن عتیبه در مسجد خیف، علمای اهل سنت عیال کنار سفره ی علم او هستند.

تهذيب التهذيب، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي (متوفای852)، دار النشر: دار الفكر- بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى، ج2، ص373

وی سپس می گوید:

«ما كان بالكوفة بعد إبراهيم والشعبي مثل الحكم وحماد»

بعد از ابراهیم و شعبی شخصیت علمی مثل حکم و حماد در کوفه نداریم.

تهذيب الكمال، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي (متوفای742)، ج7، ص118؛ دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. بشار عواد معروف

امام باقر (سلام الله علیه) به این دو تا شخصیت علمی که رکنی از ارکان هستند و علمای اهل سنت عیال سفره ی این ها هستند. می فرماید:

« شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلَا تَجِدَانِ‏ عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ»

شرق و غرب عالم را زیر پا بگذارید علم صحیحی پیدا نمی کنید جز آن چه که از نزد ما اهل بیت بیرون می آید.

اینها در حقیقت خلاصه ای از اقوال علما و بزرگان اهل سنت هست.

مجری:

شیعیان افتخار می کنند که چنین امامی دارند، تحدی می کند در مورد اهل بیت و در مورد خودشان و اعلام می کنند که هیچ کجا علم صحیح نیست مگر این که نزد اهل بیت باشد. ما هم با قلب یقین پذیرفته ایم، به خاطر همین از شیعیان حضرت هستیم.

اما فرمودید که ایشان تحدی داشتند و عبارت تحدی گونه ای در مقابل دو تن از افراد بارز اهل سنت، آیا از علمای اهل سنت اشخاصی بوده اند که در مکتب امام باقر (علیه السلام) شرکت کرده باشند و افتخار شاگردی ایشان را داشته باشند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

البته همین هایی که خدمتتان گفتیم یعنی حکم بن عتیبه و غیره، اینها افتخار شاگردی او را داشتند حتی ابوحنیفه افتخار شاگردی امام باقر را داشت.

این «سبط ابن جوزی» (متوفای654) هست که در کتاب «تذکرة الخواص» از «ابن سعد» نقل می کند:

«وقال ابن سعد: محمد من الطبقة الثالثة من المدینة کان عالما عابدا ثقة روی عنه الائمة ابوحنیفة و غیره.»

ابن سعد گفته است که امام باقر از طبقه ی سوم تابعین هست. عالم و عابد و ثقه است. امامان ما شاگرد او بوده اند مثل ابوحنیفه و غیره او.

تذکرة الخواص، ص 631؛ المحقق: الدكتور عامر النجار، الناشر: مكتبة الثقافة الدينية، الطبعة: الأولى 1429 هـ - 2008 م

وقتی «ابوحنیفه» که از او به «امام اعظم» تعبیر می کنند، شاگرد امام باقر هست، دیگر کار تمام است.

یا خود آقای «ابن کثیر دمشقی سلفی» شاگرد «ابن تیمیه» وقتی می آید و از امام باقر (سلام الله علیه) حرف می زند می گوید:

«وحدث عنه جماعة من كبار التابعين وغيرهم»

از امام باقر جماعتی از کبائر تابعین از او نقل کرده اند.

 البداية والنهاية، إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء (الوفاة: 774)؛ ج9، ص309؛ دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت،

و بعد ایشان می گوید:

«فمن روى عنه ابنه جعفر الصادق والحكم بن عتيبة وربيعة والاعمش وابو اسحاث السبيعي والاوزاعي والاعرج وهو اسن منه وابن جريح وعطاء وعمرو بن دينار والزهري وقال سفيان بن عييبة عن جعفر الصادق قال حدثني أبي وكان خير محمدي يومئذ على وجه الأرض وقال العجلي هو مدني تابعي ثقة وقال محمد بن سعد كان ثقة كثير الحديث»

فرزندش امام صادق، حکم بن عتیبه، اعمش، ابوسحاب السبیعی، الاوزاعی و اعرج که مسن تر از امام باقر بود، ابن جریج و ... از شاگردان او بودند. جعفر بن محمد می گوید که پدرم برای من حدیث نقل می کرد. و او بهترین فرد از اهلبیت پیامبر برروی زمین بود. عجلی گفته است که امام باقر اهل مدینه و از تابعین و مورد وثوق بوده است. ابن سعد نیز گفته است که امام باقر فرد مورد اطمینان و دارای روایات زیادی بوده است.

البداية والنهاية، إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء (الوفاة: 774)؛ ج9، ص309؛ دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت،

«ابن جريح»، که از علمای بزرگ اهل سنت است، همان کسی بود که نود زن صیغه ای داشته است!!! وقتی می خواست از دنیا برود، به بچه هایش می گفت که اینها همه مادرهای شما هستند. مواظب باشید که با اینها ازدواج نکنید!!!

همچنین «ابن حجر عسقلانی» در «تهذیب التهذیب» می گوید:

«روى عنه ابنه جعفر وإسحاق السبيعي والأعرج والزهري وعمرو بن دينار وأبو جهضم موسى بن سالم والقاسم بن الفضل والأوزاعي وابن جريج والأعمش وشيبة بن نصاح وعبد الله بن أبي بكر بن عمرو بن حزم وعبد الله بن عطاء وبسام الصيرفي وحرب بن سريج وحجاج بن أرطاة ومحمد بن سوقة ومكحول بن راشد ومعمر بن يحيى بن بسام وآخرون.»

امام صادق، سبیعی، اعرج، زهری، عمرو بن دینار، ابوجهضم و ... شاگرد امام باقر بوده اند و از او روایت نقل کرده اند»

تهذيب التهذيب، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي (متوفای852)، ج9، ص312؛ دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى،

مجری:

ما دیدیم که جایگاه علمی حضرت امام باقر، نزد مخالفین به چه صورت بود. لطفاً در مورد شاگردان نمونه ی حضرت که از شیعیان بودند لطفاً مقداری توضیح بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با شاگردان امام باقر از شیعیان، کتاب های زیادی بوده ولی متاسفانه کتاب ها از بین رفته است. در سال 449 یا 450 اهل سنت افراطی، کتابخانه ی بزرگ شیخ طوسی را وقتی که در «بغداد» آتش زدند بنا به نقلی بیست و چهار هزار جلد کتاب بوده است. بیست و چهار هزار جلد کتاب در سال 450 که چاپ خانه ای و دستگاههای پرینتر و غیره نبود و همه دست نویس بود، از بین رفت.

مرحوم «شیخ حر عاملی» در خاتمه ی «وسائل الشیعه» اگر اشتباه نکنم فائده سادسه یا سابعه می گوید از ائمه علیهم السلام ( از شاگردان امیرالمومنین تا شاگردان امام عسکری) بیش از شش هزار و ششصد تألیف و کتاب به یادگار مانده بود. مجموع این ها در کتابخانه ی مرحوم شیخ طوسی بود. کتابخانه را آتش زدند. و آن منبری را که ایشان بر روی آن تدریس می کرد نیز، آتش زدند.

مرحوم شیخ طوسی پنج تا درس خارج داشت، درس خارج به فقه حنفی، به فقه مالکی، به فقه حنبلی، به فقه شافعی و به فقه جعفری! یعنی یک چنین روحانی ای بود ولی برای بعضی هایی که یک مقداری عقل ناقصی داشتند و تحریک شده ی بیگانگان بودند، من نمی دانم در میان بزرگان کسی مثل شیخ طوسی واقعاً وحدت گرا باشد نه تنها منادی وحدت بود، بلکه وحدت را پیاده می کرد.

کتاب «خلاف» ایشان اولین کتاب فقه مقارن است بعد از کتاب «الاستنصار» مرحوم سید مرتضی (رضوان الله تعالی علیه) که استاد ایشان بود. البته آن خیلی کوچک است، خیلی زیاد نیست ولی در اینجا مرحوم شیخ طوسی فقه مقارن داشت. خود شیخ طوسی تا آنجا که من ذهنم هست 462 نفر از شاگردان امام صادق را که نود درصد این ها شیعه بودند در رجالشان نام برده است. یعنی حدود چهارصد و پنجاه نفر از تربیت شدگان مکتب امام باقر (سلام الله علیه) را ایشان ذکر کرده است.

حتی جالب این است که ما تعدادی از ایرانی ها داریم که شاگرد امام باقر بودند مثل «حماد بن ابی سلیمان»، «داود بن ابی هند سرخسی»، «محمد بن اسحاق»، این ها همگی از شاگردان ایرانی امام باقر بودند.

«جابر بن یزید جوفی» که خودش از صاحبان کرامت بوده است، «عمران بن اعین»، «ضرارة بن اعین» همچنین «آمربن عبدالله»، «حجر بن زائده»، «عبدالله بن شریف»، «فضیل بن یسار»، جزء کسانی بود که اهل کرامت بوده است و «حکم بن ابی نعیم»، «محمد بن مسلم ثقفی»، «زیاد بن ابی رجاء» و غیره این ها از شخصیت های برجسته ای بودند که افتخار شاگردی آقا امام باقر را داشتند.

و جالب این هست در کتاب «اختیار معرفة الرجال کشی» در رابطه با یکی از شاگردان امام باقر می گوید:

« عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ، قَالَ: مَا شَجَرَ فِي‏ رَأْيِي شَيْ‏ءٌ قَطُّ إِلَّا سَأَلْتُ عَنْهُ أَبَا جَعْفَرٍ حَتَّى سَأَلْتُهُ عَنْ ثَلَاثِينَ أَلْفَ حَدِيثٍ وَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ سِتَّةَ عَشَرَ أَلْفَ حَدِيثٍ.»

محمد بن مسلم می گوید در هر مسئله ای که به شک و اختلاف می افتادم، از امام باقر می پرسیدم. تا اینکه از حدود سی هزار روایت پرسیدم. و از امام صادق نیز شانزده هزار حدیث پرسیدم.

رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال، ص 163

یعنی هر چیزی که به ذهنم می رسید از احکام، از عقاید، از اخلاق از امام باقر سوال کردم. می گفتم یابن رسول الله حکمش چی هست؟ از سی هزار روایت، از امام باقر (سلام الله علیه) سوال کردم به من جواب داد، یعنی سی هزار روایت. از امام صادق هم شانزده هزار روایت، سوال کردم.

چهل و شش هزار روایت فقط این بزرگوار، از امام باقر و امام صادق (سلام الله علیهما) نقل کرده است. ولی متاسفانه در گذر زمان خیلی از این تراث شیعی از بین رفت، یک زمانی در بغداد، یک زمانی با حمله ی صلیبی ها به کشورهای اسلامی، یک زمانی در زمان «صلاح الدین ایوبی» که یکی از بزرگترین جنایات را در تاریخ انجام داد و تراث شیعه را نابود کرد که متاسفانه از او به عنوان یک اصلاح گر تعبیر می کنند و حکومت فاطمیین را در مصر نابود کرد. چقدر از شیعیان را قتل عام کرد و چقدر شیعه را نابود کرد، کتابخانه های شیعه را آتش زد. از جلد چرمی کتاب ها برای سربازانشان چاروق و کفش درست کردند و همچنین با آمدن مغول چقدر کتابخانه های شیعه دچار آتش سوزی شد.

همین اندازه ای هم که الان تراث اهل بیت مانده است واقعاً معجزه ی اهل بیت است. یکی از علمای اهل سنت که فکر می کنم ابوزهره هست. می گوید فشاری که در تاریخ بر روی مذهب شیعه آمده است، بر هر یک از مذاهب اسلامی آمده بود چندین باره منقرض شده بود. ولی این مذهب شیعه هست که با این همه فشارها و با این همه سختی ها الان به عنوان یک مذهب در عرصه ی بین الملل مطرح است.

مجری:

متشکرم از شما استاد عزیز. باز هم تسلیت عرض می کنم خدمتتان سالروز شهادت آقا امام محمد باقر (علیه السلام) را و انشالله بر معرفت خودمان نسبت به اهل بیت بیفزاییم. و توسل کنیم به حضرت، و از ایشان بخواهیم که مشکلات جوامع اسلامی را رفع بکند. 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English