2018 October 21 - يکشنبه 29 مهر 1397
اصالت اعتقاد به امام مهدي (عج) نزد علماي اهل سنت
کد مطلب: ٦٠١١ تاریخ انتشار: ١٠ ارديبهشت ١٣٩٧ تعداد بازدید: 10055
يادداشت » عمومي
اصالت اعتقاد به امام مهدي (عج) نزد علماي اهل سنت


خداوند متعال مي فرمايد: (وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَْرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ/(الانبياء(105)
" در « زبور » بعد از ذكر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايسته ام وارث (حكومت) زمين خواهند شد» "
مقصود از اين آيه چيست؟ منظور از اينكه زمين را بندگان صالح خدا ارث مي برند، چيست؟ و اين آيه چه زمان تحقق خواهد يافت؟ چه زمان بندگان صالح خدا زمين را به ارث خواهند برد؟ و آيا چنين چيزي محقق خواهد شد؟ حاشا كه سخن خدا دروغ باشد، ممكن نيست خدا قضيه اي را بيان نمايد و محقق نگردد.
پس محققاً زماني خواهد آمد كه تمام كره زمين با توجه به نصّ صريح قرآن از آن عباد صالح خداوند شود. امّا چه زماني اين وعده الهي محقق خواهد شد؟ هر زمان كه باشد، آنچه كه روشن است تحقق اين وعده بدست سيد و مولاي ما امام مهدي (عجل) است.
بايد متذكر شد كه اعتقاد به امام مهدي(عج) تنها يك انديشه شيعي نيست، (آنگونه كه برخي تصور مي كنند)، بلكه مسأله اي است كه همه اديان به آن ايمان دارند، برادران اهل سنت ما نيز به اين انديشه ايمان داشته و كتب متعددي به رشته تحرير در آورده اند كه محتوي اخبار مربوط به امام زمان عجل الله تعالي فرجه مي باشد.
اين افكار زاييده خيال عدّه اي نيست تا جايي كه بعضي مي گويند و ما را متهم به خيال پردازي مي نمايند، زيرا اين اعتقاد با روايتي از رسول گرامي اسلام رسيده كه خداوند در موردش فرموده : لاينطق عن الهوي إن هو إلاّ وحي يوحي، رسول الله (ص) فرموده اند: مهدي با آمدنش زمين را پر از عدل و داد خواهد نمود پس از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد.
آنچه برادران اهل سنت ما در مورد امام منتظر عجل الله فرجه نوشته اند شامل كتابهاي بسياري مي شود كه در ذيل به عناوين برخي از اين كتابها اشاره مي كنيم:
1-ابو نعيم اصفهاني(از بزرگان علماي اهل سنت)، سه كتاب به نام هاي مناقب المهدي، صفات مهدي و كتاب چهل حديث را در مورد امام مهدي(عج) نوشته است.
2-جلال الدين سيوطي (صاحب تأليفات متعدد و تفسير معروف) دو كتاب به نام هاي العرف الوردي في اخبار المهدي و علامات مهدي نوشته است.
3-حماد بن يعقوب الرواجني، اخبار مهدي.
4-ابن حجر هیتمی، القول المختصر في علامات المهدي المنتظر
5-محمد بن يوسف الكنجي الشافعي، البيان في أخبار صاحب الزمان
6-ملا علي المتقي الهندي، صاحب كتاب كنز العمال، كه اين كتاب يكي از مهمترين كتب در بحث مورد نظر است، و نيز البرهان في علامات مهدي آخر الزمان
7-علي بن سلطان الهروي الحنفي، المشرب الوردي في أخبار المهدي
8-برادران اهل سنت ما در جواب ابن خلدون كه اعتقاد به امام مهدي را انكار نموده، كتابهاي زيادي نوشته اند، مثلاً أحمد بن محمد بن صديق المغربي كتاب «إبراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون» را نوشته كه نام ديگر اين كتاب «المرشد المبدي لفساد طعن ابن خلدون في أحاديث المهدي» مي باشد.
9-شهاب الدين الحلاوني الشافعي منظومه اي مشتمل بر پنجاه و پنج بيت حول اوصاف امام مهدي با استفاده از احاديث نبوي شريف به رشته نظم در آورده كه آن را "القطر الشهدي في أوصاف المهدي" ناميده است.
10-محمد البلبيس شافعي محدث معروف، در شرح منظومه شهاب الدين الحلاوي كتابي با عنوان "العطر الوردي بشرح القطر الشهدي" نوشته است.
11-شمس الدين سفاريني نابلسي، كتاب لوائح الأنوار البهية وسواطع الأسرار الأخرية، را در شرح أرجوزه اي در موضوع امام مهدي با نام الدرة المضية في عقيدة الفرقة المرضية لشمس الدين السفاريني، نوشته است.
12-شيخ بهائي قصيده اي معروف با نام وسيلة الفوز والأمان في مدح صاحب الزمان دارد كه أحمد بن علي حنفي يكي از أحد علماي برادران اهل سنت در شرح آن كتابي با نام "فتح المنان في شرح قصيدة الشيخ البهائي المعروفة بوسيلة الفوز والأمان في مدح صاحب الزمان" تحرير نموده است.
احاديث نبي اكرم(ص)، نزد اهل سنت، در موضوع امام مهدي عجل الله فرجه:
رسول الله (ص) فرمود: اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقي مانده باشد، خداوند آن روز را آنچنان طولاني مي كند تا مردي از اهل بيتم را برانگيزد كه همنام من است و او زمين را از قسط و عدل پر خواهد كرد، بعد از اينكه از ظلم و جور پر شده باشد. (1)
هر كدام از كتب حديث يا تفسير يا تاريخ اسلامي شيعه يا سني را باز كنيم احاديث فراواني خواهيم يافت كه در موضوع ظهور مهدي و اشارات امام بقيّة الله عجل الله فرجه وارد شده و در آنها دهها حديث پيرامون: چشم، بيني، مو، قد و قامت و حتّي دندانهاي ايشان و ... در اوصاف امام حجت منتظر عجل الله فرجه با دقتي فوق تصور آمده است. (2) و آنچه كه از حوادث آخر الزمان روي خواهد داد و اينكه چگونه حكم ايشان به عدل و داد جاري خواهد شد و چگونه خداي سبحان او را بر خواهد انگيخت و حق و اهل آن را توسط او ياري خواهد داد، مثلاً نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد: او پول ها را به طور يكسان تقسيم خواهد كرد. (3) و اينها هرگز خيال نيست، بلكه واقعيت است، چرا كه سخن رسول الله صلي الله عليه و آله است، همان پيامبري كه براي امتش اخبار آسماني مي آورد و به ما از اخبار آخرت و ملل گذشته خبر داده، براي ما از آينده نيز خبر داده، همان كه از قضيه امام حسين (ع) (4) و قضاياي مربوط به امام علي (ع) و غصب حق ايشان با دقّت تمام خبر داده(5) و اينكه وي با سه گروه ناكثين و قاسطين و مارقين مي جنگد(6) و چگونه در محراب نماز به شهادت مي رسد(7) همه اين اخبار با همان دقّتي كه روايت شده بود واقع شد، و همين گونه نيز اخباري كه وي از امام حجت عجل الله تعالي فرجه خبر داده، روي خواهد داد.
بزرگان علماي اهل سنت كه درباره امام مهدي (روحي لتراب مقدمه فداء) نوشته اند:
- قديمي ترين مؤلف سني كه به عقيده امام مهدي پرداخته، حفاظ نعيم بن مروزي متوفي سال 2227هـ. است كه كتاب "الفتن و الملاحم" را نوشته و او از شيوخ بخاري و ديگر كتب صحاح است.
- سخني از امام ابي الحسن علي بن اسماعيل اشعري. متوفي سال 324هـ. در كتابش با عنوان مقالات الاسلاميين نقل شده است و اين اشعري مذهب سني كه هيچ ارتباطي با مذهب شيعه دوازده امامي ندارد، (خصوصاً در آن زمان كه ممكن نيست تصور كنيم اين فرد براي كسب قدرت يا پول به نفع شيعه، سخني چاپلوسانه و تملق آميز به زبان آورده باشد)، او در كتابش كه فرهنگنامه اي كوچك و كم حجم است ، از ملل و نحل سخن مي گويد، در مورد طايفه شيعه مي گويد: "همانا علي بن محمد بن علي بن موسي بر امامت فرزندش حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي تصريح نموده است، او در سامرا زندگي مي كرد و حسن بن علي بر امامت فرزندش محمد بن الحسن بن علي كه نزد ايشان غائب منتظر است ادّعا مي كنند روزي ظهور مي كند و زمين را پر از عدل و داد خواهد نمود بعد از اينكه از ظلم و جور پر شده باشد".
- سخن نسب شناس مشهور (ابو نصر سهل بن عبد الله بن داود بن سلمان بن ابان بن عبد الله بخاري) از علماي اعلام قرن چهارم هجري در كتابش با نام "سرّ السلسلة العلويّة" مي گويد: اماميه به اين خاطر نام پسر امام علي النقي الهادي را جعفر كذاب گذاشته اند كه او ادّعا كرد ميراث برادرش حسن (امامت امام حسن عسكري) از آن اوست، نه از قائم حجت (عجل).
- سخن امام الذهبي، امام شمس الدين محمد بن احمد بن عثمان اذهبي در "سير اعلام النبلاء و تاريخ الاسلام" و نيز در "العبر في خبر من غبر الامام الذهبي" در جلد اول اين كتاب، مؤلف وقائع تاريخي260 سال از آغاز سيره نبوي تا سال 772 و وفيات الاعيان و مراتب آنان را بر حسب ترتيب تاريخي بيان مي كند. و در ضمن آن مي آورد: حسن بن علي الجواد بن محمد بن علي بن علي الرضا بن موسي بن الكاظم بن جعفر الصادق العلوي الحسيني، يكي از ائمه دوازده گانه است كه رافضه معتقد به عصمت آنان هستند و او پدر منتظر محمد صاحب سرداب است.
- الذهبي در كتاب خود تاريخ اسلام مي گويد: حسن بن علي بن محمد بن علي الرضا بن موسي بن جعفر الصادق ابو محمد الهاشمي الحسيني يكي از ائمه شيعه كه معتقد به عصمت آنان مي باشند. و به او حسن عسكري گفته مي شود زيرا در سامرّاء ساكن بود، و به آنجا عسكر گفته مي شد، و او پدر منتظر رافضه است و مادرش كنيزي بود و امّا پسرش محمد بن الحسن است كه رافضه ادّعا مي كنند قائم خلف الحجة است، او در سال پنجاه و هشت يا پنجاه و شش هجري متولد شد و بعد از پدرش دو سال زندگي كرد و سپس ناپديد شد و ادّعا مي كنند كه او از چهارصد و پنجاه سال پيش در سرداب باقي است و او صاحب الزمان است و زنده است و علم اولين و آخرين را مي داند و هرگز كسي او را نديده است، ر.ك سير اعلام النبلاء ج12- ص389-391.
- شمس الدين بن خلّكان در "تاريخ ابن خلّكان" و "وفيات الاعيان" مي گويد: ابوالقاسم محمد بن الحسن العسكري بن علي الهادي بن محمد الجواد دوازدهمين امام شيعه دوازده امامي معروف به حجت مي باشد و اوست كه شيعه معتقدند منتظر و قائم و مهدي و ... مي باشد ولادت او در روز جمعه نيمه شعبان سال دويست و پنجاه و پنج اتفاق افتاد، و آنگاه كه پدرش وفات يافت، پنج سال داشت و نام مادرش «نرجس» بود.
- شيخ عبد الله الشبراوي در كتاب "الاتحاف بحبّ الاشراف"به نقل از كتاب «المهدي الموعود المنتظر» از نجم الدين العسكري مي گويد: يازدهمين امام الحسن الخالص به لقب العسكري است كه در ربيع الاول سال 232هـ در مدينه(8) متولد شد و در روز جمعه ربيع الاول سال 260 هـ. در بيست و هشت سالگي وفات يافت، همين شرف براي او كافيست كه امام مهدي منتظر فرزند اوست.
- امام محمد، "الحجة" پسر امام حسن الخالص در شب نيمه شعبان سال 255هـ. پنج سال قبل از وفات پدرش در سامراء متولد شد، پدرش او را به هنگام تولد مخفي كرد، و اين به خاطر شرايط سخت حاكم و ترس از خلفاي عباسي بود كه در آن زمان هاشميان را تعقيب و زنداني مي كردند يا به قتل مي رساندند، چون آنان كساني را كه سلطنت ظالمان را نابود مي كنند را به قتل مي رساندند، و او امام مهدي (عج) است، آنطور كه او را از خلال احاديثي كه از رسول اكرم صلّي الله عليه و آله به آنان رسيده معرفي كرده اند.
-شيخ عبد الوهاب شعراني در كتاب اليولقيت و الجواهر ص145. سال 1307 هـ. مي گويد: مهدي عليه السلام از اولاد امام حسن عسكري عليه السلام است و تولد او در شب نيمه شعبان سال دويست و پنجاه و پنج بود و او باقي خواهد بود تا آنكه با مسيح ابن مريم عليه السلام جمع شوند...
- -شيخ سلمان حنفي در ينابيع المودّة به نقل از ابن عبّاس مي گويد: شخصي يهودي به نام نعثل نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: اي محمد، از تو درباره چند چيز سؤال مي كنم كه از مدّتها پيش دلم را به اضطراب وا داشته است، بگو جانشين تو كيست؟ زيرا هيچ پيامبري نبوده مگر اينكه وصي و جانشيني داشته است و پيامبر ما موسي بن عمران يوشع بن نون را وصي خود قرار داد. پيامبر (ص) فرمود: جانشين من علي بن ابيطالب است و بعد از او، دو نوه ام حسن و حسين و بعد از آنها نه امام از صلب حسين به دنبال هم مي آيند.
آن مرد گفت:اي محمد، نامهاي آنها را به من بگو!
پيامبر (ص) فرمود: بعد از حسين، پسرش علي، و بعد پسرش محمد، و بعد پسرش جعفر، و بعد پسرش موسي، و بعد پسرش علي، و بعد پسرش محمد، و بعد پسرش علي، و بعد پسرش حسن، و بعد پسرش حجت، محمد المهدي، و اينها دوازده تن هستند... تا آخر حديث.
- مسعودي در كتاب مروج الذهب مي گويد: در سال دويست و شصت ابو محمد حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي ابن ابيطالب رضي الله عنهم در زمان خلافت معتمد در سن بيست و نه سالگي درگذشت و او پدر مهدي منتظر (عجل) است.
- ابن القيّم الجوزي در كتاب "المنار المنيف في الصحيح و الضعيف". ج1/ص289 . بعد از ذكر شماري از احاديث در مورد مهدي منتظر (عجل) مي گويد: مردي از اهل بيت نبي صلي الله عليه و آله و از فرزندان حسن بن علي در آخر الزمان خارج مي شود و در آن زمان كه زمين از ظلم و جور پر شده باشد، او آن را از عدل و داد پر مي كند و اكثر احاديث بر همين مطلب دلالت دارند...الخ. علاّمه محقق شيخ لطف الله صافي اسامي 65 تن از علماي اهل سنت را كه به ولادت مهدي تصريح نموده اند، را ذكر كرده است. (9)
- ابي الفداء در كتاب "المختصر في اخبار البشر" مي گويد: جاسوسان متوكل خبر دادند كه نزد علي الهادي كه يكي از امامان دوازده گانه اماميه و پسر محمد الجواد است، كتاب و سلاح موجود است، متوكل گروهي از تركان را به سوي او فرستاد و آنان شبانه و به ناگاه بر او هجوم آوردند و او را در خانه اي دربسته يافتند در حالي كه بر او روپوشي از جنس مو بود و رو به قبله نشسته آيات قرآن را در وعد و وعيد قيامت تلاوت مي كرد و فرشي جز رمل و سنگ زمين نداشت. او را نزد متوكل بردند. متوكل در حال نوشيدن جام شراب بود، وقتي او را ديد در چشمش بس بزرگ آمد، پس او را در كنارش نشاند و جام را به او داد: او گفت: اي امير المؤمنين، گوشت و خونم هرگز آلوده به شراب نشده، متوكل او را عفو كرد و گفت: شعري براي ما بخوان. فرمود: شعر كمي از من روايت شده، متوكل گفت: بايد بخواني پس چنين سرود: "بر بالاي كوهها خانه ساختند و مرداني زمخت از آنان نگهباني كردند، امّا اين قله ها آنان را بي نياز نساخت و بعد از آنكه در عزّت قلعه هايشان بودند در حفره هايي پنهان شدند، و چه بد جايگاههايي برگزيدند، بعد از آنكه در قبر قرار داده شوند بر آنان فرياد مي زنند، آن خانواده و تاجها و لباسهاي نيكو كجا رفت؟ قبرشان را بشكاف و ببين كه كرمها بر آن چهره ها مي لولند؛ چرا كه آنان مدّت زماني طولاني خوردند و نوشيدند و حال خورده مي شوند" آنگاه متوكل گريست و دستور داد بساط شراب را بردارند و او را با احترام به منزلش بازگردانند. او پدر حسن عسكري بن علي الزكي بن محمد الجواد بن علي بن موسي الرضا بن موسي الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علي زين العابدين بن حسين بن علي بن ابيطالب (رضي الله عنهم) و يازدهمين امام از امامان دوازده گانه است. او پدر محمد المنتظر صاحب سرداب است كه دوازدهمين امام از امامان دوازده گانه به اعتقاد شيعيان است و آنها مي گويند: او در خانه پدرش در سامراء وارد سرداب شد، در حالي كه مادرش منتظر او بود و ديگر به سوي مادرش بازنگشت و در آن زمان نه سال داشت و آن سال دويست و شصت و پنج بود.
اعتقاد به امام بقيّة الله (عج)، در طول روزگاران متوالي پيوسته از عقايد ثابت و مورد توافق علماي سنت و ديگر مذاهب بوده و اگر رأي نادري هم پيدا شده كه به انكار يا شك در آن برخاسته، علماء و محققان در مقابل آن ايستاده اند زيرا آن را انكار يكي از عقايد ثابت اسلام دانسته اند كه با احاديث متواتر از شخص پيامبر (ص) ثابت گشته است.
بهترين مثال در اين مورد بحث ابن صديق مغربي در ردّ سخن ابن خلدون در كتاب "الوهم المكنون من كلام ابن خلدون" در بيش از صد و پنجاه صفحه است كه در اين كتاب قسمت عمده اي از آراي ائمه حديث را در صحّت احاديث مهدي منتظر و تواتر آن ذكر كرده است، سپس مباحث ابن خلدون را يكي يكي با استناد بر بيست و هشت حديث معتبري كه ذكر مي كند، مردود مي سازد و احاديث مهدي عليه السلام را با صد حديث ديگر تكميل مي نمايد، هر چند كه ابن خلدون اعتقاد به امام مهدي منتظر را به طور جزم نفي ننموده ولي آن را بعيد مي شمارد و تنها با چند حديث، مورد مناقشه قرار مي دهد، علما او را از موارد نادر در تكذيب اين عقيده اسلامي مي دانند، عقيده اي كه با ذكر آن در احايث فراوان به حدّ تواتر رسيده و صحّت آن ثابت شده است. به همين سبب از او انتقاد كرده اند كه او يك مورّخ است و نه اهل تخصص در حديث، و نمي تواند در اين مورد جرح يا تعديل يا اجتهاد روا نمايد.
نمونه دوم: كتاب "مهدي ينتظر بعد الرسول خير البشر". و مؤلفش شيخ عبد الله قرشي رئيس محاكم شرعي قطر است كه در پي جنبش مسجد الحرام چاپ شد و رهبر اين جنبش محمد عبد الله قرشي ادّعا كرد كه او مهدي منتظر است. بدنبال چاپ اين كتاب علماي حجاز در مقابل عبد الله قرشي ايستادند و ادّعاي او را ردّ كردند، از جمله عالم و محدّث شيخ عبد المحسن العباد مدرس دانشگاه اسلامي مدينه منوّره كه در ضمن بحث جامعي در بيش از پنجاه صفحه به نام "الردّ علي من كذب بالاحاديث الواردة في المهديّ (عجل)" به او جواب داده است.
منابع:
(1) سنن أبي داوود: 2 / 309 حديث 4282، سنن ترمذي: 3 / 343 حديث 2331 _ 2332، الدر المنثور سيوطي: 6 / 58، كنز العمال: 14 / 264 حديث 38661..
(2) سنن أبي داوود: 2 / 310 حديث 4285، المستدرك علي الصحيحين حاكم نيشابوري: 4 / 557، البيان شافعي: 515 باب 19، الفتن ابن حمّاد: 101، و غير ذلك .
(3) المستدرك علي الصحيحين: 4 / 558، مسند أحمد: 3 / 37، مجمع الزوائد هيثمي: 7 / 313.
(4) البداية والنهاية ابن كثير: 8 / 217، الإصابة ابن حجر: 1 / 371، تاريخ دمشق: 14 / 223
(5) شرح نهج البلاغه ابن أبي الحديد: 20 / 326، تأريخ بخاري: 2 / 174، تذكرة الحفاظ ذهبي: 3 / 995.
(6) المستدرك علي الصحيحين حاكم نيشابوري: 3 / 139.
(7) مجمع الزوائد هيثمي: 9 / 136، كنز العمال متقي هندي: 13 / 192 حديث 36571 .
(8) تاريخ صحيح نزد ما ربيع الثاني است .
(9) منتخب الأثر في الإمام المهدي الثاني عشر، علامه شيخ لطف الله صافي : 327، چاپ دوم ، سال 1403 هجرية / 1983ميلادي،چاپ مؤسسه الوفاء ، بيروت/ لبنان .
ترجمه: سلام شيعه
 





Share
1 | سيد مرتضي حسيني | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٤ بهمن ١٣٨٧ |
خيلي ممنون از مقاله مختصر و بسيار مفيدتان
2 | مجيد سلماني | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٥ خرداد ١٣٨٨ |
با سلام
بهترين راه براي ايجاد وحدت بين شيعه و سني تمسك به اين آيه قرآن است كه خدا به پيامبرش ميفرمايد به نصاري بگو : " قل تعالوا الي كلمه سوائ بيننا و بينكم ان لا نشرك بالله" يعني در تمركز بر روي مشتركات
يعني در هر آنچه بين مدارك شيعه و سني مشتركا مورد قبول است متمركز شويم. در آنصورت هم حقانيت مذهب حق آشكار ميشود و هم وحدت حاصل ميشود. برخي مسائلي كه مورد اتفاق شيعه وسني است عبارتند از:
1- كرامت و جايگاه اهل بيت عليهم السلام نزد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله از جمله تفاسير دو گروه ذيل آيه تطهير و حديث ثقلين
2- جايگاه علي ابن ابيطالب نزد خدا و رسولش از جمله در احاديثي كه از پيامبر در مواضع مختلف همچون فتح خيبر يوم الدار ليله المبيت حديث: علي مع الحق و الحق مع علي
3- مقام و جايگاه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها نزد خدا و رسولش از جمله حديثي كه مورد اتفاق شيعه و سني است كه رضايت فاطمه رضايت خداست و غضبش غضب خداست و حديثي كه آنچه فاطمه را مي آزارد پيامبر را نيز مي آزارد.
4- مطلبي كه در بالا اشاره فرموديد و آن اصالت مهدويت و معرفي شخص او به نسب دقيق توسط رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم
5- احاديثي كه تعداد خلفا و جانشينان بعد از پيامبر را فقط 12 نفر اعلام ميكند و از آنجاييكه " حلال محمد حلال الي يوم القيامه و حرام محمد حرام الي يوم القيامه" و دين اسلام تا روز قيامت دين مورد رضاي خداست كه خلايق براي هدايت يافتن بايد متدين به آن باشند
و . . . احاديث ديگري كه مورد اتفاق دو گروه است و مسلما توجه به اين مشتركات و تمركز بر روي آنها هم اختلاف را از بين ميبرد و هم مذهب حق را آشكار ميكند.
در پناه خليفه رسول الله در اين عصر كه بي شك وجود نازنين امام عصر ارواحنا له الفدا است موفق و مويد باشيد.
التماس الدعا لتعجيل الفرج
3 | محمد رضا حشمت خواه | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٣ ارديبهشت ١٣٨٩ |
السلام عليک يا حجه بن الحسن العسکري
4 | محمدي | , ایران | ٠٩:٤٣ - ٠٤ مرداد ١٣٨٩ |
ضمن سلام و آروزوي سلامتي تمامي دست اندر کاران مؤسسه تحقيقاتي ولي عصر (عج) مدتي است در باره تأسيس مسجد مقدس جمکران ذهنم به تکاپو افتاده است به جاي نرسيدم ، به شما متوسل شدم براي ذهنم جواب کافي وقانع کننده بيابم لذا تمنا مي کنم در اين باره مطالب قانع کننده ارائه بدهيد. اولا: در روايت مسجد مقدس جمکران سه شخصيت مهم مطرح است: حسن ابن مثله جمکراني؛سيد ابوالحسن‌ الرضا؛حسن‌بن‌ محمد بن‌ حسن‌ قمي‌ صاحب کتاب "تاريخ قم" اين سه شخصيت نقش مهم در اسناد روايت مسجد مقدس جمکران دارد. ازنظر فهرست نويسان متقدم شيعه مانند نجاشي و طوسي ـ رحمت الله عليهماـ كه كوچك ترين رواي و مصنف شيعي از چشم تيز بينشان پنهان نمانده است. نامي از آنان نبرده اند. علاوه بر مجامع رجالي اوليه هيچ كدام از مجامع رجالي ثانويه و جوامع رجالي متاخر شيعه نيز نامي از چنين افراد ذکرو ضبط نکرده اند.لذا از نظرقواعد علم رجال اين افراد مجهولند. اعتماد به روايات شان نمي شود. دوما: اولين منابع در کتب موجود به آن استناد شده اند. کتاب مونس حزين شيخ صدوق است که موجوديت آن معلوم نيست ؛ اگر چنانچه معلوم هم باشد و بگويم که در دسترس بعضي از علماء بوده اشکال ديگر به وجود مي آيد که وفات شيخ صدوق در سال 381 ه.ق بوده در حالي که تأسيس مسجد مقدس جمکران را در سال 393 ه.ق مي دانند. و در کتب ضبط شده است. يعني 12 بعد از وفات شيخ صدوف ره بوده است. دومين کتاب به آن استناد شده تاريخ قم ،مال حسن بن محمد بن حسن قمي است .اين کتاب هم از مونس حزين صدوق نقل نموده است. چهار کتب محدث نوري يعني مستدرک ؛ نجم الثاقب ؛ جنة المأوي ؛ کلمة الطيبة هم از اين کتب فوق نقل نموده است که وجود خارجي ندارند. با وجودي که کتب محدث نوري از اعتباري روايي بر خوردار نيست چنانچه که امام خميني ره رواياتي کتب محدث نوري را ضعيف مي داند، وچنين بيان مي کند: «‌ غالب كتاب هاي روايي محدث نوري مانند مستدرك الوسايل نه فايده علمي دارد و نه فايده عملي و مملو از احاديث ضعيفي است كه علماي شيعه از آنها روي گردانند و صاحب نظران از بزرگان شيعه مانند كليني و صدوق و طوسي به آنها وقعي نمي‌نهند. و از كتاب هاي غير روايي او نپرس كه پر است از داستان‌ها و حكايات عجيب كه اكثر آنها به شوخي شبيه‌تر است. البته او ـ كه خدا رحمتش كندـ فرد صالح و محققي بود لكن علاقه‌اش به جمع آوري منقولات ضعيف و عجيب و غريب و چيزهايي كه عقل سليم و نظر صائب آنها را نمي پذيرد،بيشتر بود، تا گردآوري مطالب نافع...» انوار الهدايه في التعليقه علي الكفايه ، چاپ اول ، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 1 ، صص 244 ـ.245 سوما : آنچه كه روشن است، در سال 327 قمري غيبت کبري امام زمان عليه السلام شروع شده است.و در پي آن در حديثي فرمودند:«هر کس قبل از صيحه آسماني و خروج سفياني، اظهار ديدار مرا کند، سخن او را به کذب ملحق بدانيد.» حال اين پرسش به ذهن مي رسد که چگونه امامي که هر گونه ارتباطي با خود را در دوره غيبت کبري نفي مي کند ،در يک گردش آشکار،در سال 393 قمري يعني 66سال پس از غيبت کبري ،دستور ساخت مسجدي را مي دهد که اين مسجد قرار است براي هميشه ،ماواي ارادتمندان حضرتش باشد. اگر نظر به نمونه هايي از ديدارهاي دوران غيبت کبري بين امام عليه السلام و شيعيان را داشته ايم ،در مي يابيم که اين ديدارها مساله شخصي است نه عمومي . اگر علامه حلي امام زمان را ديده ،مساله اي بين او امام بوده و شخصي است و در اين ديدارها يک مساله عمومي را شاهد نيستيم. اما قضيه جمکران از آن جهت که مسجدي براي عموم شيعيان و علاقه مندان است ،فرق مي کند. باين حديث چه گونه جمع نماييم . اگر علماء ارادت خاص به مسجد جمکران داشته است. براي همه مساجد دارند. لذا مسجد جمکران بر ساير مساجد تقدسش چگونه توجيه نماييم. در باره چاه جمکران بماند.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1- کتب ذکر شده مربوط به ذکر راويان است و نه صالحان و اخيار ! و طبيعي است که نامي از حسن بن مثلة و امثال ايشان در اين کتب نيامده باشد !

2- تاريخ ساخت مسجد مقدس جمکران در سال 373 است ! و نه 393 و احتمالا در مصدري که به آن مراجعه کرده ايد اشکال تايپي بوده است !

3- ادعاي مشاهده ، همانطور که علما و بزرگان فرموده اند مربوط به مشاهده اختياري و هميشگي و به اصطلاح ادعاي نيابت است ! و نه هر مشاهده اي که براي آن قرائن و ادله قطعي و نيز کرامات وجود داشته باشد !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

5 | فريد | | ١٦:٢٨ - ٠٥ مرداد ١٣٨٩ |
السلام عليك يا بقيه الله
6 | محمدي | , ایران | ٠٨:٥٥ - ٠٦ مرداد ١٣٨٩ |
گروه محترم پاسح به شبهات در باره مسجد جمکران مطالب ناب و قانع کننده خواسته بودم ؟ 1- هر مسله که به امام (ع) نسبت داده شود،در کتب رجاليه آمده است حتي حکايت هاي صالحان و اخيار بيان گرديده تا توثيق و عدم آن معلوم گردد. 2- بحار مجلسي ره و نجم ثاقب محدث نوري همين تاريخ 393 را بيان نموده است به نظرم در چاپ هاي متعدد که صورت گرفته اشباه تايپي نداشته باشد. متن بحار مجلسي چنين است. في تاريخ قم تأليف الشيخ الفاضل الحسن بن محمد بن الحسن القمي من كتاب مونس الحزين في معرفة الحق و اليقين من مصنفات أبي جعفر محمد بن بابويه القمي ما لفظه بالعربية باب ذكر بناء مسجد جمكران بأمر الإمام المهدي عليه صلوات الله الرحمن و على آبائه المغفرة سبب بناء المسجد المقدس في جمكران بأمر الإمام ع على ما أخبر به الشيخ العفيف الصالح حسن بن مثلة الجمكراني قال كنت ليلة الثلاثاء السابع عشر من شهر رمضان المبارك سنة ثلاث و تسعين و ثلاثمائة نائما في بيتي فلما مضى نصف من الليل فإذا بجماعة من الناس على باب بيتي فأيقظوني و قالوا قم و أجب الإمام المهدي صاحب الزمان … بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏53 ص 230 . 3- صحيح است منظور از مشاهده همان نيابت است. نيابت هم در جهت مسائل عمومي بوده است نه شخصي، مسجد جمکران يک مسئله عمومي است که به قول شما نيابت لازم داشته است، پس ادعاي مشاهده حسن ابن مثله جمکراني نمي دانيم چه گونه توجيه نماييم.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1- همانطور که گفته شد ، اشتباه تايپي است ، اما از نوع قديمي (يعني تصحيف) در بعضي از نسخ ، تسعين است و در بعضي از نسخ ، سبعين ، و در متن تاريخ قم ، سبعين است ! وبين سبعين و تسعين ، تنها چند نقطه اختلاف است که سبب اشتباهات زيادي در امور تاريخي شده است !

2- نيابت ، يعني کسي که واسطه بين مردم و امام است ، اما حسن بن مثله هيچ گاه چنين ادعايي نداشته است !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

7 | محمدي | , ایران | ٢١:٢٩ - ١١ مرداد ١٣٨٩ |
تاريخ قم که مربوط حسن بن محمد بن حسن قمي است اصلا وجود ندارد به غير از هشت باب، که در اين هشت باب اصلا اشاره به تاسيس مسجدجمکران نشده است. يا کشف جديد نموده ايد که ما خبر نداريم. آقايون اگر جواب نداريد بهتر است که مردم را به شبهه نيندازيد. در باره نيابت مطلب روشن است که همان واسطه بين مردم و امام است، براي بيان مسايل عمومي است نه شخصي، پس مسجد جمکران آيا يک مسله شخصي است يا عمومي؟، اگر شخصي بگيريم براي ديگران اعتبار ندارد، اگر عمومي بگيريم که حسن بن مثله فقط پيام امام را به ديگران منتقل نموده يعني نيابت ،و در حکايت آن آمده است که امام ع فرموده : به مردم بگو اين مکان را گرامي بدارند.دستور به نماز داده است،آيااين کلمات واسطه ميان مردم و امام نيست. پس نيابت اگر به قول شما همان واسطه باشد ، حسن بن مثله عملکرد نيابت را انجام داده است. پس با حديث رؤيت در غيبت کبري سازگاري ندارد.

پاسخ:

!!!

8 | مهدي | , ایران | ١١:١٣ - ١٧ مرداد ١٣٨٩ |
با سلام - سوالي داشتم درمورد وبلاگ ظهور بسيار نزديك است كه در آن مطالبي در مورد شعيب ابن صالح و شباهت آن با ؟؟؟؟آورده بود و در مقاله اي به همين عنوان كه ؟؟؟؟ شعيب ابن صالح است نيز به بررسي شباهت ؟؟؟؟با شعيب داشت . كه بسياري از سايت ها و وبلاگ هاي ديگر نيز اين مطالب را كپي كرده بودند. حال سوال اينجاست كه آيا اين خود نوعي انحراف در مهدويت نيست؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

در همه ادوار كساني بوده اند كه به دنبال مصاديقي براي علائم و نشانه هاي ظهور بوده اند و كساني نيز بوده اند كه برخي از اين علائم را داشته اند ؛ ولي هيچ يك از آنها را نه مي توان تاييد و نه نفي كرد !

البته اينكه به دنبال علامت ها باشيم كار نيكي است ، اما اينكه بدون قطع و يقين گزينه‌اي را به عنوان علامت مشخص كنيم ، اشتباه است ! و بهترين كار در اين زمينه اتباع از مراجع معظم تقليد حفظهم الله تعالي است .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

9 | مهران | , آمریکا | ٢٣:٢٠ - ٠٥ مرداد ١٣٩٠ |
سلام عليکم نوشته ايد: سخن نسب شناس مشهور (ابو نصر سهل بن عبد الله بن داود بن سلمان بن ابان بن عبد الله بخاري) از علماي اعلام قرن چهارم هجري در کتابش با نام "سرّ السلسلة العلويّة" مي گويد: اماميه به اين خاطر نام پسر امام علي النقي الهادي را جعفر کذاب گذاشته اند که او ادّعا کرد ميراث برادرش حسن (امامت امام حسن عسکري) از آن اوست، نه از قائم حجت (عجل). به نظر من بزرگترين ضربات را به خاندان علي(ع) کساني وارد کردند که داعيه طرفداري و گريبان چاکي اين خانواده را داشتند . و بلاشک يکي از بزرگترين قوم که خواسته يا ناخواسته خاندان اهل البيت را به لات و هبل و عزي و منات و يعوث تبديل کرده و آنها را به الوهيت رساندند و از آن طرف گلچين کنان زيد و اسماعيل و حسن مثني و بن حنفيه و بالاخص حضرت جعفر بن علي النقي را به اسفل السافلين تقليل دادند همان اثني عشريه هستند که فرقه اي از نود ونه فرقه مذهب اهل بيت و بدترين آنهايند چون با قباحت تمام برخلاف ساير فرق رفض و ارتجاع توانستند به ساحت قدسي بزرگان و اوليا الله توهين کنند . اگر از اين ديدگاه به پيروان قرآن وسنت نگاهي کنيم مي فهميم که اين بزرگان بلا ترديد با ديد احترام و تقدس به تمام فرزندان ائمه نگاه کرده اند مخصوصا به شخص حض

پاسخ:

با سلام

جناب مهران

اگر عموي شما به دروغ ادعا كند كه پدر شما فرزندي نداشته است ، و شما ادعا كنيد من فرزند پدرم هستم ، و ده‌ها نفر نيز شما را ديده باشند ، آيا بايد منكر وجود شما شد ، يا عموي شما را دروغگو دانست ؟!

علما و بزرگان شيعه و سني اقرار به ولادت آن حضرت و رويت آن حضرت كرده‌اند !

بهتر است به جاي آنكه يكطرفه به قاضي برويد ، كمي كلام علماي اهل سنت را نيز بخوانيد !

گروه پاسخ به شبهات

10 | فرهاد | , ایران | ١٨:٠٩ - ١٩ خرداد ١٣٩٣ |
با سلام
لطفاً اگر جواب مي دهيد يا قانع کننده باشد يا اينکه به جاي ديگر ارجاع دهيد.
جواب شما به سئوال آقاي محمدي در مورد مسجد جمکران به هيچ وجه قانع کننده نبود. در باره مسجد جمکران شک و شبه بسياري بين جوان و پير وجود داردو متاسفانه هيچ کس جواب درستي نمي دهد. اينکه مرجعي بگويد صحيح است يا نه- نه جواب علمي است نه کافي است ونه قانع کنندهامروز مثل ده قرن پيش نيست که مردم بي سواد باشند يا اهل تفکر و پرس و جو نباشند . هم مردم دنبال جوابند و هم شياطين به وسايل پيشرفته مجهزند و هم سرمايه گذاري کلان مي کنند. از طرفي شريعتمداري هم مثلاً از مراجع بود چه کسي ديگر به نظريات او اهميت مي دهد جز ناسيوناليست هاي متعصب و يا دشمنان انقلاب؟
اگر اينجا جايي است براي جواب به سئولات- لطفاً جواب هاي سربالا کوتاه و يا بي سروته ندهيد.
با سپاس فراوان

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي

۱. مسجد ساختن و مسجد رفتن و نماز امام زمان خواندن يا نماز تهيت در يک مسجد خواندن هيچ کدام نياز به روايت حسن بن مثله و ديگران ندارد بلکه اولاْ مسجد است و مسجد داراي قداست خاص خود است و نماز امام زمان و نماز تحيت هم منابع و مستدرکات خود را دارد و از روايت حسن مثله گرفته نشده است و ارتباط اين مسجد به امام زمان عجل الله تعالي فرجه هم فقط بسته به آن روايت نيست بلکه ارتباط اين مسجد به ايشان از سالها در ميان مردم و علما مشهور و معمول بوده و سيره علما و متشرعين و همچنين تشرفات فراوان مردم و علما در اين مسجد يا در مورد اين مسجد به محضر امام زمان عجل الله فرجه اعتبار آن را ثابت و قطعي کرده است.

۲. حتي اگر تمام اين دلايل نباشد هم مي توان به جهت حضور و ارادت مشتاقان حضرت حجت عجل الله فرجه در اين مکان آنهم بطور خاص جهت دعا براي فرج و ندبه در فراغ ايشان مخصوصاً در ايام مرتبط با امام زمان عجل الله فرجه مانند نيمه شعبان؛ اين مکان را از اماکن منتسب به ايشان کرده که بواسطه اين انتساب؛ شرافت و قداست گرفته است.

۳. در مورد کارهاي مستحبي اينقدر روايت را سين جيم نمي کنند و طبق روايات «من بلغ» به روايات ضعيف هم اخذ مي شود لذا اشکال به آن نشان از بي اطلاعي مستشکل به مباني فقهي علماست و ما موظف به عمل بر طبق برداشت آنها به عنوان متخصصان دين هستيم.

۴. اعمال اين مسجد هم عبارت از نماز تحيت و نماز امام زمان عجل الله فرجه و تسبيحات حضرت زهرا سلام الله عليها و صلوات بر محمد و آل محمد است که هرکدام ده ها دليل و روايت دارد به طوري که اگر کسي همين عمل را در جاي ديگري به قصد رجا و قربت به جا آورد صحيح و ثواب عمل را به دست مي آورد.

۵. مسجد جمکران مساله اي است که بين علما از ابتدا تا زمان حال اختلافي نبوده و نيست و با مثالي که زديد تفاوت دارد.


در مورد سوالات و شبهات مربوط به مهدويت مي توانيد به «کتابهاي آيت الله صافي» مانند کتب ذيل مراجعه نماييد:




و...


موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
11 | سیدسعید | , ایران | ٠١:٥١ - ١٧ شهریور ١٣٩٤ |
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم .. خدا بحق اهل بیت بهتون قوت و برکت بده ؛ به کوری چشم
وهابیت بی عقل .......
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English