نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
خبر پیامبر اکرم ص، از خیانت امت بر ضد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
کد مطلب: 15648 تاریخ انتشار: 21 آبان 1402 - 15:48 تعداد بازدید: 1125
حبل المتین » عمومی
خبر پیامبر اکرم ص، از خیانت امت بر ضد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

برنامه حبل المتین21-08-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

21/08/1402

موضوع: خبر پیامبر اکرم، از خیانت امت بر ضد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این سخنرانی:

خلاصه ای از مطالب جلسات گذشته پیرامون ریشه های واقعه عاشورا

خبر پیامبر اکرم، مبنی بر خیانت امت بر ضد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

تعداد کشته های مشرکین و کفار در جنگها توسط ابوبکر، عمر و عثمان!

پاسخ «آیت الله مکارم شیرازی» به یک سئوال تاریخی!

تماس‌های بینندگان برنامه

امام زمان من، «مولوی عبدالحمید» است!!

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام السلام علیک یا بقیة الله

سلام عرض می‌کنم محضر شما دوستان عزیزم، بینندگان گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». خیلی خوش آمدید به برنامه زنده «حبل المتین» در یک یکشنبه شبی دیگر.

با افتخار در کنار شما هستیم و ان شاءالله امشب هم با دست پر آمدیم تا مباحث بسیار مهم و اساسی و کلیدی که هفته‌های گذشته مطرح می‌کردیم را ادامه بدهیم.

ابتدای برنامه جا دارد که یاد کنیم و درود بفرستیم بر شهدای مظلوم فلسطین، شهدای مظلوم غزه که همچنان در محاصره و زیر بمباران رژیم صهیونیستی قرار دارند.

باور کنید گاهی اوقات ساعاتی که اخبار را گوش می‌دهم و گاهی اوقات سر سفره مشغول غذا خوردن هستم، لقمه‌ای که از گلوی ما پایین می‌رود همه با درد و زخم و غصه است. وقتی یک لحظه خودمان را جای بچه‌های و پدر و مادرها و خانواده‌هایی که در آن شرایط زندگی می‌کنند و یک به یک پرپر می‌شوند می‌گذاریم، قلبمان به درد می‌آید.

متأسفانه همچنان عالم در خواب است، دنیا در خواب است و همه حاکمان بی غیرت عرب همچنان ساکت‌اند. طرحی که جمهوری اسلامی ایران در کنفرانسی که برگزار شد داد، کامل و جامع بود و اگر اسرائیل را تحریم می‌کردند و مواد غذایی و نفت و برخی انرژی‌های دیگر را به روی اسرائیل می‌بستند کار اسرائیل تمام بود.

متأسفانه همه آمدند و در حد یک بیانیه و یک صحبت آن را دنبال کردند و هیچ ثمره و خاصیتی نداشت. همچنان مردم مظلوم غزه زیر بمباران هستند و البته رزمندگان مقاومت محکم و قوی و استوار ایستاده‌اند که ان شاءالله خداوند حافظ و نگهدارشان باشد.

امشب هم با افتخار در کنار شما و در محضر سرور عزیز و بزرگوارمان حضرت آیت الله حسینی قزوینی هستیم. استاد سلام علیکم و رحمة الله، خوش آمدید؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

ما طبق برنامه همیشگی عرایضمان را با عرض ارادت به پیشگاه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم، باشد که ران ملخی به پیشگاه سلیمان عالم هستی حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا فداه) باشد.

فاطمه تو شرف سوره کوثر هستی * برکت ذریه آل پیمبر هستی

نه فقط بر حسن و زینب و کلثوم و حسین * فاطمه بر همه خلق تو مادر هستی

نه فقط مریم و آسیه و حوا بانو * بعد احمد و علی از همه برتر هستی

آرزوی علی این است که ببیند یک روز * بازهم در زده تو پس این در هستی

خدایا تو را به آبروی حضرت زهرای مرضیه سوگند می‌دهیم هرچه سریع‌تر لباس فرج بر اندام ملکوتی مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم بپوشان تا بیایند و انتقام این ظلم‌ها و جنایت‌ها و وحشی گری ها را بگیرند.

ان شاءالله حضرت ولی عصر آمریکا و صهیونیست و کسانی که از این وحشی گری ها حمایت می‌کنند یا کسانی که با سکوتشان صحه بر این توحش می‌گذارند را محو و نابود کنند.

امیدواریم حضرت بقیة الله الأعظم با انتقام از ظالمان و دژخیمان مرحمی بر قلب داغدیدگان و مظلومان عالم هستی به ویژه مظلومان و داغدیدگان فلسطینی بگذارد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. خدا را شکر می‌کنیم که زیر سایه بی بی جانمان حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) هستیم و همیشه ابتدای برنامه مزین است به نام نامی حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها).

دوستان اگر در خاطر شریفتان باشد ما در برنامه زنده «حبل المتین» مدت‌هاست که عوامل و ریشه‌های واقعه عاشورا را بحث می‌کنیم. استاد گفتند منشأ آنچه در سال 61 هجری در روز عاشورا رخ داد و جنایتی که توسط یزید و یزیدیان اتفاق افتاد، یک شبه و یک روزه و یک هفته نبود بلکه سال‌های سال اتفاقات و وقایعی رخ داده است که منتهی به این جنایت و شهادت سیدالشهدا شده است.

همچنین نقش بنی امیه در این جنایت مباحثی بود که در گذشته در محضر حضرت استاد داشتیم. استاد لطفاً خلاصه‌ای بفرمایید تا ان شاءالله من سؤال جدید را عرض کنم.

خلاصه ای از مطالب جلسات گذشته پیرامون ریشه های واقعه عاشورا

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله.

أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

همانطور که عزیزمان هم اشاره داشتند، قضیه شهادت سرور آزادگان و یاران باوفایش و اسارت عزیزان رسول اکرم یک شبه و یک هفته و یک ماهه نبود.

عوامل و انگیزه‌های این جنایت از زمان رسول اکرم رقم خورد و حرمت شکنی‌ها نسبت به شخص نبی اکرم انجام شد و بعد از رحلت پیغمبر اکرم دو چندان شد و بعد از روی کار آمدن بنی امیه گسترش وسیعی پیدا کرد. بنی امیه برای گرفتن انتقام از نبی گرامی اسلام که آنها را قرآن کریم مورد لعن قرار داده بود:

(وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیا الَّتِی أَرَیناک إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً کبِیرا)

ما آن رؤیایی را به تو نشان دادیم فقط برای آزمایش مردم بود، همچنین شجره ملعونه را که در قرآن ذکر کرده‌ایم، ما آنها را تخویف (و انذار) می‌کنیم اما جز بر طغیانشان افزوده نمی‌شود.

سوره اسراء (17): آیه 60

و پیغمبر اکرم آنها را بارها مورد لعن قرار داده بود و آنها را اهل جهنم و گرفتار آتش جهنم معرفی کرده بود.

حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در وصیتنامه سیاسی الهی خودشان با صراحت و بدون هیچ تقیه‌ای فرمودند: "بنی امیه که لعنت خدا و ملائکه و جمیع جن و انس بر آنان که در آتش جهنم معذب هستند."

بنی امیه با این توصیفات این انتقام را از امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه طاهره و در نتیجه از امام حسین (علیه السلام) گرفتند.

ما در جلسات گذشته اشاره کردیم که بنی امیه برای اینکه بتوانند لعنی که پیغمبر اکرم نثار معاویه و پدر و برادرش کرده را بپوشانند، روایاتی را جعل کردند. طبق این روایات رسول اکرم فرموده است: هرکسی را من مورد لعن قرار بدهم و او را ناسزا بگویم، مایه درجات او فردای قیامت خواهد بود!!

ما عرض کردیم این روایات نه با منطق قرآن سازگار است، نه با سیره نبی گرامی اسلام و نه با سنت نبوی. فراتر از اینها اینکه این روایات با عقل بشری هم تطبیق نمی‌کند، زیرا پیغمبری که قرار است شریعتش پایان بخش تمام شرایع باشد و خودش پایان بخش سلسله رسالت و نبوت باشد این چنین با خشونت با مردم برخورد کند و هرکسی را لعن و ناسزا بگوید.

این مطالب خلاصه بحثی بود که ما در جلسات گذشته به آن اشاره کردیم. من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

حضرت استاد بسیار از شما ممنونم. آنچه واقعاً ما می‌بینیم و یک واقعیت تاریخی است، این است که دشمنی معاویه با وجود نازنین حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به خاطر انتقام از بدر و احد و حنین بود. ما می‌خواهیم ببینیم در احادیث رسول گرامی اسلام به این موضوع اشاره شده و این قضیه آمده است یا خیر.

خبر پیامبر اکرم، مبنی بر خیانت امت بر ضد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما در گذشته هم به بخشی از اینها اشاره داشتیم. رسول گرامی اسلام خطاب به امیرالمؤمنین فرمودند: یا علی! کینه و عقده‌هایی در دل مردم هست که به صورت واضح بعد از من اظهار خواهند کرد.

«ابویعلی» یکی از علمای بزرگ اهل سنت متوفای 307 هجری است. ایشان در کتاب «مسند» جلد اول صفحه 427 روایت مفصلی را مطرح می‌کند. در این روایت آمده که امیرالمؤمنین می‌فرماید: در محضر نبی گرامی اسلام بودیم و از کوچه‌های مدینه عبور می‌کردیم که به باغی رسیدیم. من عرض کردم: یا رسول الله! این باغ چقدر زیباست. حضرت فرمود:

«لک فی الجنة أحسن منها»

باغی که تو در بهشت در آنجا سکونت می‌کنی، بسیار از این باغ زیباتر است.

«ثم مررنا بأخری فقلت یا رسول الله ما أحسنها من حدیقة»

سپس به باغ دیگری رسیدیم و من گفتم: یا رسول الله! چقدر این باغ زیباست.

«قال لک فی الجنة أحسن منها»

حضرت فرمود: بهتر از این باغ در بهشت نصیب تو خواهد شد.

«حتی مررنا بسبع حدائق کل ذلک أقول ما أحسنها»

ما از هفت باغ عبور کردیم و حضرت فرمود: باغی که شما در بهشت در آن هستید از اینها بهتر است.

وقتی به جایی رسیدیم که من و رسول اکرم تنها بودم، حضرت مرا بغل کرد و دست در گردن من انداختند:

«ثم أجهش باکیا»

سپس با صدای بلند گریه کرد.

«قال قلت یا رسول الله ما یبکیک»

عرضه داشتم: یا رسول الله! چرا گریه می‌کنید؟!

«قال ضغائن فی صدور أقوام لا یبدونها لک إلا من بعدی»

حضرت فرمودند: کینه‌هایی در سینه یک دست از اقوام می‌بینم که آنها بعد از من این کینه‌ها را ظاهر می‌کنند.

«قال قلت یا رسول الله فی سلامة من دینی»

امیرالمؤمنین فرمودند: آیا زمانی که این کینه‌ها را علیه من ظاهر می‌کنند، دین من سالم هست؟

ببینید پاسخ حضرت چقدر زیباست! حضرت نمی‌فرمایند که این کینه‌ها مرا می‌رنجاند، دردسر دارد، مشکل است، می‌توانم تحمل کنم یا خیر.

عزیزان دقت کنند که معمولاً افراد در میدان آزاد منم منم می‌کنند، اما وقتی مصیبتی وارد می‌شود و به بلا و بیماری گرفتار می‌شوند به مقدسات دینی پشت می‌کنند. آن‌ها تصور می‌کنند که نستجیر بالله خداوند با آنها دشمنی دارد یا دوستشان ندارد و به غضب آمده که گرفتارشان کرده است.

جمله امیرالمؤمنین پیام خوبی برای ما دارد. ما نباید تنها در خوشی‌ها خدا را عبادت کنیم و در ناخوشی‌ها از خداوند اعلان نارضایتی بکنیم. اگر خوشی باشد از خداست، اگر بدی باشد از خداست. اگر بیماری باشد خداوند داده است، اگر سلامتی باشد او داده است. هرچه هست متعلق به اوست.

بیماری‌ها و بلاها دو جنبه دارد. یک جنبه آن این است که ما گناهانی انجام دادیم و خداوند متعال به خاطر اینکه گناهان ما بخشیده شود بیماری به ما می‌دهد.

در روایت داریم هرگاه مؤمنی دچار بیماری می‌شود، این بیماری تمام گناهان او را می‌ریزد و از بین می‌برد، همانطور که باد پاییزی برگ‌های درخت را زرد می‌کند و می‌ریزاند. بیماری‌ها همانند باد پاییزی که در پاییز برگ‌ها را می‌ریزاند، گناهان را نابود می‌کند.

خداوند متعال ما را دوست دارد و نمی‌خواهد فردای قیامت گرفتار شویم. خداوند متعال نمی‌خواهد ما در شب اول قبر و در عالم برزخ گرفتار شویم.

خداوند بنده‌ای که او را دوست دارد گرفتار می‌کند. خداوند با بنده‌ای که او را دوست ندارد کاری ندارد. این بنده خوش است، از نعمت‌های خداوند برخوردار است و بهترین نعمت‌ها و بهترین سلامتی و بهترین امکانات را در اختیار دارد. در مقابل فردای قیامت وارد آتش جهنم می‌شود. این بنده به خداوند اعتراض می‌کند و می‌گوید: خدایا سهم من چه شد؟! خداوند متعال می‌فرماید:

(أَذْهَبْتُمْ طَیباتِکمْ فِی حَیاتِکمُ الدُّنْیا)

به آنها گفته می‌شود از طیبات و لذائذ در زندگی دنیای خود استفاده کردید.

سوره احقاف (46): آیه 20

خداوند متعال می‌فرماید که شما همه لذت‌های خود را در دنیا بردید و در اینجا دیگر هیچ نصیبی ندارید!!

گاهی اوقات خداوند عالم می‌خواهد به واسطه بلا و بیماری و گرفتاری مقام ما را بالا ببرد، یک مقام معنوی به ما بدهد یا درهایی از توحید را به روی ما باز کند و ارتباط خوبی میان خود و ما برقرار کند یا ارتباطی میان ما و اهلبیت برقرار کند.

گاهی اوقات خداوند عالم ما را گرفتار می‌کند و به سبب این گرفتاری مقام معنوی و کمالات ما را بالا می‌برد. بنابراین نباید به هیچ وجه از بیماری‌ها و بلاها دلخور شویم.

ما جمله امام سجاد (علیه السلام) را فراموش نکنیم که می‌فرمایند: خدایا! نمی‌دانم به واسطه سلامتی که به من دادی که به واسطه آن تو را شکر می‌کنم و عبادت می‌کنم خوشحال باشم یا بیماری که به من می‌دهی. من در بستر بیماری خوابیده‌ام، اما تمام اعمالی که من در سلامتی انجام می‌دادم را در پرونده اعمال من می‌نویسی بدون اینکه خودم عملی را انجام دهم.

در روایت داریم مؤمن برای نماز شب بیدار می‌شود و دعا و راز و نیاز می‌کند. اگر خداوند او را گرفتار بیماری کرد و به بیمارستان رفت و نتوانست نماز شب بخواند، خداوند عالم به ملکی می‌گوید کارهایی که این بنده من انجام می‌داد را امشب به جای او انجام بده. لذا بدون اینکه این بنده به زحمت بیفتد، خداوند عالم تمام آن اعمالی که در حالت سلامتی انجام می‌داد را برای او انجام می‌دهد.

بنابراین رسول اکرم به امیرالمؤمنین فرمودند: کینه‌هایی در دل‌های مردم هست که بعد از من به منصه ظهور می‌رسد. امیرالمؤمنین عرضه می‌دارند:

«یا رسول الله فی سلامة من دینی»

آیا زمانی که این کینه‌ها را علیه من ظاهر می‌کنند، دین من سالم هست؟

«قال فی سلامة من دینک»

مسند أبی یعلی، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن المثنی أبو یعلی الموصلی التمیمی، دار النشر: دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984، الطبعة: الأولی، تحقیق: حسین سلیم أسد، ج 1، ص 426، ح 565

«طبرانی» در کتاب «معجم الکبیر» جلد یازدهم صفحه 73؛ «بزار» در کتاب «البحر الزخار» جلد دوم صفحه 293 و «مجمع الزوائد» اثر «هیثمی» جلد نهم صفحه 155 این روایت را آورده و آن را توثیق کرده است.

روایت دوم روایتی است که «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» آورده است که این هم نکته ظریفی دارد. در این کتاب جلد سوم صفحه 150 روایتی از امیرالمؤمنین نقل شده است که می‌فرماید:

«إن مما عهد إلی النبی أن الأمة ستغدر بی بعده»

یکی از وصیت‌های پیغمبر به من این بود که امت اسلامی بعد از او در حق من خیانت می‌کنند.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 150، ح 4676

یعنی رسول اکرم تمام این مسائل را پیش بینی کرده بود. امیرالمؤمنین همه قضایا را می‌دانستند و حوادث بعد از نبی گرامی اسلام چیز عجیب و غریبی نبود.

«ابن حجر عسقلانی» متوفای 852 هجری در کتاب «المطالب العالیة» جلد شانزدهم صفحه 66 همین تعبیر را مطرح می‌کند.

«ابن عساکر» در کتاب «تاریخ مدینة دمشق» جلد 42 صفحه 447 با سندهای متعدد این روایت را مطرح می‌کند. در یکی از این روایات آمده است:

«فوالله لعهد إلی رسول الله أن الأمة ستغدر بی»

به خدا سوگند یکی از وصیت‌های پیغمبر اکرم به من این بود که امت اسلامی بعد از پیغمبر اکرم در حق من خیانت می‌کنند.

در روایت بعد آمده است:

«والله أنه لعهد النبی الأمی إلی أن الأمة ستغدر بک بعد»

تاریخ مدینة دمشق، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 42، ص 447

این روایات نشانگر این است که رسول گرامی اسلام این قضایا را پیش بینی کرده بودند و بیان کرده بودند که بعد از من بنی امیه انتقام مرا از علی و اهلبیتم خواهند گرفت!!

روایتی از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که نکته بسیار ظریفی دارد. در کتاب «عیون أخبار الرضا» اثر «شیخ صدوق» آمده است «حسن بن علی بن فضال» که از بنیانگذاران فتحیه بود از قول پدرش نقل می‌کند:

«سَأَلْتُهُ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ کیفَ مَالَ النَّاسُ عَنْهُ إِلَی غَیرِهِ وَ قَدْ عَرَفُوا فَضْلَهُ وَ سَابِقَتَهُ وَ مَکانَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ»

از امام رضا سؤال کردم با وجود اینکه مسلمانان می‌دانستند که امیرالمؤمنین افضل الناس بعد از پیغمبر اکرم است و سابقه و جایگاه امیرالمؤمنین را نسبت به رسول اکرم می‌دانستند، چرا از حضرت روی گرداندند و به سراغ دیگری رفتند؟!

فرمود:

«لِأَنَّهُ قَدْ کانَ قَتَلَ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أَجْدَادِهِمْ وَ إِخْوَانِهِمْ وَ أَعْمَامِهِمْ وَ أَخْوَالِهِمْ وَ أَقْرِبَائِهِمُ الْمُحَادِّینَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ عَدَداً کثِیراً»

علت این دشمنی مسلمانان با امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین به خاطر این بود که امیرالمؤمنین پدران و اجداد و نزدیکان آنها را به درک واصل کرده بود.

یزید (لعنة الله علیه) می‌گوید:

«لیت أشیاخی ببدر شهدوا جزع الخزرج فی وقع الأسل»

پدران من که در بدر کشته شدند، کجا هستند تا ببینند من چطور انتقام آنها را از فرزند رسول الله گرفتم.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 4، ص 55، فصل فیما تقاول به المؤمنون والکفار فی وقعة أحد من الاشعار

این کاملاً همان فرمایش امام رضا (علیه السلام) است. امیرالمؤمنین در حقیقت عدد زیادی از اجداد و برادران و عموها و دایی‌ها و خویشاوندان آنها را که دشمن خدا و پیغمبر اکرم بودند را به درک واصل کرده بودند.

«فَکانَ حِقْدُهُمْ عَلَیهِ لِذَلِک فِی قُلُوبِهِمْ فَلَمْ یحِبُّوا أَنْ یتَوَلَّی عَلَیهِمْ وَ لَمْ یکنْ فِی قُلُوبِهِمْ عَلَی غَیرِهِ مِثْلُ ذَلِک»

کینه امیرالمؤمنین در دل قریش بوده لذا دوست نداشتند علی بن أبی طالب بر آنها ولایت و امامت داشته باشد. آن‌ها نسبت به دیگران در قلب‌هایشان اینچنین نبودند.

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 81، ح 15

تعداد کشته های مشرکین و کفار در جنگها توسط ابوبکر، عمر و عثمان!

ملاحظه کنید نسبت به خلیفه اول و خلیفه دوم و خلیفه سوم این چنین نبودند. عزیزان اهل سنت! تاریخ را ورق بزنید. من این مطالب را نمی‌خواهم به قصد جسارت عرض کنم، بلکه واقعیت است.

در طول این بیست و سه سال هشتاد و اندی غزوه و سریه انجام شده است. به عبارتی دیگر بیش از هشتاد جنگ در زمان پیغمبر اکرم انجام شده است.

عزیزان اهل سنت روایتی بیاورید که در یکی از این جنگ‌ها ابوبکر و عمر و عثمان یک مشرک و کافر را کشته باشد. اصلاً کشتن به کنار، یک روایت بیاورید که خلفا با یکی از کفار درگیر شده باشند یا آنها را مجروح کرده باشند یا سنگی به طرفشان انداخته باشند!

اوایل دهه هشتاد در «شبکه المستقله» مناظره‌ای میان وهابی‌های عربستان نظیر «عثمان الخمیس» و «عبدالرحمن دمشقیه» با «دکتر تیجانی» و «دکتر ابوزهراء» بود.

آن‌ها تحدی کردند و گفتند: شما یک روایت بیاورید که این سه خلیفه یک نفر را کشته باشند و از بینی یک کافر و مشرک یک قطره خون جاری کرده باشند. در این مناظره غدرها و جگرپاره‌های وهابی عربستان سعودی به میدان آمده بودند، اما هرچه گشتند حتی یک مورد هم نتوانستند پیدا کنند.

ان شاءالله ما در بحث ادله عقلی خلافت و امامت عرض خواهیم کرد که حتی بزرگان اهل سنت نظیر «عضدالدین أیجی» و «ابن تیمیه» و دیگران نمی‌توانند مدرکی پیدا کنند که این سه نفر در این هشتاد جنگی که اتفاق افتاده است کاری کرده باشند!

نهایت مطلبی که «ابن تیمیه» در این زمینه آورده است که خیلی جالب است، این است که می‌نویسد: شجاعت فقط شمشیر زدن نیست. دعا کردن هم یکی از اقسام شجاعت است. اگر علی بن أبی طالب در جنگ‌ها پیروز می‌شد، به خاطر این بود که ابوبکر و عمر و عثمان دعا می‌کردند. دعای خلفا بود که باعث می‌شد علی بن أبی طالب در جنگ‌ها پیروز شود!!

عرض کردم بیان این مطالب به قصد جسارت نیست، بلکه حقیقت است. روایتی که از قول امام رضا (علیه السلام) نقل شد نه تنها روایت صحیحی است، بلکه روایت موثقی است.

به عنوان مثال در جنگ خندق رسول اکرم پرچم را به دست خلیفه اول داد. او رفت و به سپاهیان مشرکین و کفار و یهود و نصاری نگاه کرد، برگشت در حالی که هم خود ترسید و هم سپاه را ترساند. این مطالب در کتب اهل سنت نظیر کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» به صراحت آمده است. فردای آن روز پیغمبر اکرم پرچم را به دست خلیفه دوم داد. او هم رفت و دست خالی برگشت.

«عبدالکریم خطیب» یکی از علمای بزرگ دانشگاه الأزهر می‌نویسد:

«فابوبکر لم یعرف عنه انه کان ذا مکانة معروفة فی مواقع القتال»

(در تاریخ) نیامده که ابوبکر در جنگ‌ها جایگاه ویژه و شناخته شده‌ای داشته است.

عمر بن الخطاب؛ الخطیب، عبدالکریم، ط مصر، ۱۹۶۱م، ص۱۸۶

«ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنة» جلد چهارم صفحه 482 در جواب «علامه حلی» که می‌نویسد خلفا اصلاً در جنگ‌ها شرکت نداشتند، می‌نویسد:

«والقتال یکون بالدعاء کما یکون بالید»

جنگیدن به دعا کردن است، همانطور که به شمشیر زدن است.

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 482

به گفته او دعا کردن هم کار هرکسی نیست و هرکسی جرئت نمی‌کند دعا کند!!! «ابن ابی الحدید» در کتاب «شرح نهج البلاغه» از قول «اسکافی» نقل می‌کند و می‌نویسد:

«لم یرم قط بسهم و لا سل سیفا و لا أراق دما»

ابوبکر در این بیست و سه سال یک تیر نینداخت و شمشیری از غلاف درنیاورد و خونی از دماغ کسی نریخت.

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 13، ص 281، باب القول فی إسلام أبی بکر و علی و خصائص کل منهما

پاسخ «آیت الله مکارم شیرازی» به یک سئوال تاریخی!

در سایت دفتر آیت الله مکارم شیرازی آمده است که از ایشان سؤال کردند: آیا رشادت‌های خلفای سه گانه بر فداکاری‌های نوجوان ده ساله برتری دارد؟! ایشان در پاسخ می‌نویسند: "در سراسر متون تاریخی به جز ترس و فرار مطلبی دال بر وجود رشادتی خاص برای خلفا نمی‌بینیم."

ایشان در ادامه می‌نویسند: "عمر بن خطاب می‌گفت که من آرزو می‌کردم یکی از سه ویژگی علی بن أبی طالب در من بود." یکی از این ویژگی‌ها این بود که در قضیه خندق پیغمبر اکرم فرمودند: فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که کرار غیر فرار است. این پرچم نصیب امیرالمؤمنین شد و نصیب کسی دیگر نشد.

ایشان در ادامه می‌نویسد: "دلاوری و شجاعت امام علی در روز جنگ خیبر و کشتن مرحب یهودی و کندن درب آن قلعه محکم و فتح آن را نمی‌توان نادیده گرفت و ترس و فرار عمر و ابوبکر در آن ماجراها را برتر دانست.

رسول خدا پس از ترس و فرار عمر و ابوبکر از میدان جنگ با یهودیان قلعه خیبر، با حالت غضب و ناراحتی از عملکرد آنها درباره دادن پرچم جنگ به دست حضرت علی فرمود:

«لَأُعْطِینَّ الرَّایةَ رَجُلًا یحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ»

فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که هم او خدا و پیغمبر را دوست دارد و هم خدا و پیغمبر او را دوست دارد. او مردی است بسیار حمله کننده و هرگز فرار ننموده است." این هم فرمایش مرجع بزرگواری است که نهایت رعایت را در مسائل وحدت داشتند، اما واقعیت‌های تاریخی را مطرح کردند.

«ابن ابی شیبه» متوفای 235 هجری و استاد «بخاری» در کتاب «المصنف» جلد ششم صفحه 367 به نقل از امیرالمؤمنین نقل می‌کند که می فرماید:

«فإن رسول الله بعث أبا بکر فسار بالناس فانهزم حتی رجع إلیه»

رسول اکرم ابوبکر را برای جنگ فرستاد، او شکست خورد و برگشت.

«وبعث عمر فانهزم بالناس حتی انتهی إلیه»

پیغمبر اکرم عمر بن خطاب را برای جنگ فرستاد، اما او شکست خورد و برگشت.

«فقال رسول الله لأعطین الرایة رجلا یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله یفتح الله له لیس بفرار»

فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که او خدا و پیغمبر را دوست دارد و خدا و پیغمبر هم او را دوست دارد. این فتح به دست او انجام خواهد شد و هرگز فرار کننده نیست.

«فأرسل إلی فدعانی فأتیته وأنا أرمد لا أبصر شیئا فتفل فی عینی وقال اللهم أکفه الحر والبرد قال فما آذانی بعد حر ولا برد»

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 6، ص 367، ح 32080

ما از اینطور مطالب الی ماشاءالله داریم. به عنوان مثال «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم صفحه 39 با سند صحیح می‌نویسد:

«فإن رسول الله بعث أبا بکر إلی خیبر فسار بالناس وانهزم حتی رجع»

پیامبر در جنگ خیبر ابوبکر را به میدان فرستاد، اما او شکست خورد و برگشت.

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 39، ح 4338

همچنین «عضدالدین أیجی» یکی از استوانه‌های کلامی اهل سنت در کتاب «المواقف» صفحه 626 می‌نویسد:

«بعث أبا بکر وعمر إلی خیبر فرجعا منهزمین»

پیغمبر اکرم ابوبکر و عمر را به خیبر فرستاد، اما هردو شکست خورده برگشتند.

کتاب المواقف، اسم المؤلف: عضد الدین عبد الرحمن بن أحمد الإیجی، دار النشر: دار الجیل - لبنان - بیروت - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن عمیرة، ج 3، ص 626، باب العاشر

در حقیقت اصلاً جنگی صورت نگرفت و پیغمبر اکرم فردا پرچم را به دست امیرالمؤمنین دادند.

عرض کردم مرجع بزرگواری همانند آیت الله مکارم شیرازی این قضیه را نقل کرده‌اند و کسی نمی‌تواند بگوید که ایشان نستجیر بالله ضد وحدت است. همچنین «عضدالدین أیجی» که استوانه کلامی اهل سنت است و «حاکم نیشابوری» و «ابن ابی شیبه» و دیگران این قضیه را نقل کرده‌اند. ما در این زمینه ده‌ها روایت داریم.

ان شاءالله در بحث ادله عقلی بحث خواهیم کرد که یکی از شرایط حاکم اسلامی داشتن شجاعت است. در بحث ادله عقلی چند شرط برای حاکم اسلامی می‌دانند که اگر یکی از آنها را نداشته باشد، حاکم نمی‌تواند حکومت کند.

یکی از این شرایط علم است و حاکم اسلامی باید اعلم زمان خود باشد. شرط دوم این است که حاکم اسلامی باید اشجع زمان خود باشد. شرط سوم اینکه حاکم اسلامی باید اعدل زمان خود باشد. این سه شرط پایه است و اگر یکی از این سه شرط در حاکم اسلامی نباشد، این حاکم اسلامی شرایط حکومت و شرایط خلافت را ندارد.

بنابراین عرض کردیم که نبی گرامی اسلام و ائمه اطهار نقل شده است علت اینکه مسلمانان با امیرالمؤمنین مقابله کردند و آن ظلم‌ها به امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه طاهره و امام حسن و امام حسین شد، کینه‌هایی بود که از جنگ‌ها داشتند.

مجری:

بسیار خوب، خیلی ممنونم. از شجاعت مولا و آقاجانمان امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب گفتیم که واقعاً این شجاعت‌ها بسیار زیاد است.

از زمانی که امیرالمؤمنین در مکه بودند در بستر پیامبر خوابیدند یا زمان‌های مختلف که شجاعت حضرت مشخص و معین بود تا مدینه در بیش از هشتاد جنگی که اتفاق افتاد وجود نازنین مولای متقیان امیرالمؤمنین شیر عرب اسد الله الغالب در کنار پیامبر بودند.

امیرالمؤمنین گاهی برای حفظ جان پیامبر قدری از آن بزرگوار جلوتر بودند. همه عالم فدای خاک پای مولا علی!

به به، چه لذتی بردیم، چقدر حال دلمان خوب شد و چقدر جگرمان خنک شد با شنیدن مدح و منقبت و منزلت مولای متقیان امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (سلام الله علیه). واقعاً فضائل امیرالمؤمنین بی حد و اندازه است و اگر کسی راهی جز راه علی و جز مسیر امیرالمؤمنین را برود، آن مسیر باطل است.

نبی مکرم و معظم اسلام به «عمار» خطاب می‌کنند که اگر دیدی همه خلق یک سمت می‌روند و علی به سمت دیگری می‌رود، تو دنباله روی علی باش! این یعنی حق. یعنی:

«علی مع الحق، والحق مع علی»

شرح نهج البلاغة، اسم المؤلف: أبو حامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبی الحدید المدائنی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - 1418 هـ - 1998 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد عبد الکریم النمری، ج 2، ص 174، باب الثواب لقاتلی الخوارج

و:

«علی مع القرآن والقرآن مع علی»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 134، ح 4628

باید گفت:

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست * که‌تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم

اینقدر فضائل مولا امیرالمؤمنین زیاد است که واقعاً نمی‌گنجد در کتاب‌ها و در گفته‌ها و شنیده‌ها.

همانطور که طبق معمول همیشه وعده داده بودیم، بخشی از برنامه اختصاص پیدا می‌کند به تلفن مخاطبین و بینندگانی که می‌توانند روی خط ارتباطی بیایند. آقایان وهابی، علمای وهابی، گوینده‌های شبکه‌های وهابی و بیننده‌های معمولی یا عزیزان اهل سنت و علمای اهل سنت و مولوی‌ها و بینندگان اهل سنت آزاد هستند که بیایند و اگر نکته یا مطلبی دارند بیان کنند. همچنین در خدمت شیعیان هم خواهیم بود.

تماس‌های بینندگان برنامه:

آقا دانیال از تهران بیننده‌ای که هفته گذشته هم روی خط ارتباطی آمدند، الآن روی خط هستند. آقا دانیال سلام به شما، شبتان بخیر:

بیننده (آقا دانیال از تهران – اهل سنت):

سلام علیکم و رحمة الله، شب شما و آقای قزوینی هم بخیر باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

مجری:

متشکرم، بفرمایید.

امام زمان من، «مولوی عبدالحمید» است!!

بیننده:

سؤالی که امشب برای آن تماس گرفتم در مورد این است که من چندین بار دیدم آقای قزوینی می گویند: امام زمان اهل سنت کیست؟! ایشان چند حدیث از کتاب «صحیح مسلم» و «صحیح بخاری» می‌آورند که هرکسی امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. من امشب آمدم از آقای قزوینی بپرسم امام زمان شما کیست.

مجری:

آقا دانیال واقعاً امام زمان اهل سنت کیست؟!

بیننده:

من امشب آمدم این سؤال را از آقای قزوینی بپرسم.

مجری:

اول شما بگویید امام زمان اهل سنت کیست، سپس ما هم امام زمان خود را معرفی می‌کنیم.

بیننده:

از دیدگاه اهل سنت مهدویت یک بحث است، امام زمان یک بحث است و حضرت مهدی فرزند امام حسن عسکری هم یک بحث است. هرکدام از آنها توضیحات مختص به خود را دارد و از همدیگر جدا هستند.

مجری:

ما کاری با این مسائل نداریم. ما می گوییم الآن امام زمان شما کیست؟!

بیننده:

امام زمان هرکسی می‌تواند باشد. ما خودمان انتخاب می‌کنیم. امام زمان حتی می‌تواند یک پیمان سیاسی باشد. امام زمان می‌تواند یک قانون اساسی باشد.

مجری:

الآن هم مردم جمع شوند انتخابات برگزار کنند و امام زمان مشخص کنند تا زودتر کار تمام شود.

بیننده:

سؤال من این است که حاج آقا امام زمان شما کیست؟!

مجری:

شما که نگفتید، اما اشکالی ندارد ما سؤال شما را جواب می‌دهیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

امام زمان ما حضرت مهدی (علی نبینا و آله و علیه السلام) است. ما بیش از پنج هزار روایت در کتب شیعه و اهل سنت داریم و بیش از صد و پنجاه نفر از علمای اهل سنت هم بر ولادت آن بزرگوار اعتراف کرده‌اند.

حضرت صاحب الزمان الآن هم حی و حاضر هستند. همان خدایی که حضرت خضر و حضرت ادریس را بیش از سه هزار سال زنده نگه داشته است، حضرت مهدی را هم زنده نگه داشته است. الآن ما از او غایب هستیم، او در میان ما هست.

همانطور که حضرت خضر کارهای ولایی را انجام می‌دادند و برای حضرت موسی ابتدا قبول آن سخت بود و وقتی توضیح دادند حضرت موسی قبول کردند، حضرت مهدی به امر الهی به همان شکل در کره زمین هست و واسطه فیض میان خالق و خلایق است.

بیننده:

من می‌خواهم چند سؤال بپرسم. بحث ما بحث شناخت امام زمان است. شغل حضرت چیست؟! موقعیت مکانی حضرت کجاست؟! حضرت پنج وقت نماز می‌خواند یا سه وقت؟! حضرت گذرنامه کدام کشور را دارند؟!

حضرت خمس می‌گیرد؟! حضرت صیغه انجام می‌دهد؟! حضرت ازدواج کرده است؟! حضرت چند همسر دارد؟! همسران حضرت می‌دانند که شوهرشان امام زمان است یا خیر؟! حضرت فرزند دارد؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقا دانیال شما به حضرت خضر عقیده دارید یا ندارید؟! حضرت خضر الآن زنده هستند یا خیر؟!

بیننده:

حاج آقا حضرت خضر رسول و نبی است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

حضرت خضر زنده هستند یا زنده نیستند؟!

بیننده:

زنده باشند یا نباشند فرقی به حال ما ندارد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

حضرت خضر پاسپورت کدام کشور را دارد؟! چند فرزند دارد؟! چند زن گرفته است؟! کجا هست؟!

بیننده:

حضرت خضر منجی آخرالزمان نیست و بود و نبودش هم فرقی به حال من ندارد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر بود و نبودش فایده ندارد، پس خداوند عالم کار عبس انجام داده است که حضرت خضر را زنده نگه داشته است؟!

بیننده:

الله متعال کارهایی انجام می‌دهند که ما حکمت آن را نمی‌دانیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خداوند اموات شما را بیامرزد. ما هم داریم همین را می گوییم. ما معتقدیم حضرت خضر یکی از غلامان و خادمین حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است.

همان خدایی که حضرت خضر را بدون داشتن پاسپورت و اطلاع یافتن کسی از مکانش و داشتن ولایت تکوینی در میان مردم زنده نگه داشته است، این خدا هم حضرت مهدی (ارواحنا فداه) را به همین شکل زنده نگه داشته است.

حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نه احتیاج به پاسپورت دارد، نه احتیاج به کارت ملی دارد و در میان ما زندگی می‌کند. همان قدرتی که خداوند به واسطه آن حضرت خضر را حفظ کرده است، حضرت مهدی را هم حفظ کرده است.

مجری:

آقا دانیال معرفتی که در روایات شما آمده است مگر به این معناست؟!

بیننده:

حاج آقا مثال شما مع الفارق است.

مجری:

آقا دانیال معرفتی که در روایات آمده است به چه معناست؟!

بیننده:

چه معرفتی؟!

مجری:

همان که در روایات آمده است:

«من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة»

این معرفت به چه معناست؟!

بیننده:

حاج آقا من دارم می گویم حضرت مهدی شما الآن چه مؤلفه‌ای دارد که ایشان را می‌شناسید؟! شما نه می دانید همسرشان کیست، نه می دانید فرزندشان کیست، نه می دانید کجاست!!

مجری:

آقا دانیال معلوم می‌شود شما هنوز در بحث معرفت مشکل دارید و باید اول معنای معرفت را متوجه شوید سپس تلاش کنید این روایت را متوجه شوید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقا دانیال کتابی به نام «شرح مقاصد» اثر آقای «تفتازانی» یکی از علمای بزرگ شماست. «تفتازانی» یکی از بزرگترین علمای شماست و ما کمتر کسی همانند ایشان داریم. ایشان در این کتاب جلد دوم صفحه 275 می‌نویسد:

«من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة»

هرکسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

شرح المقاصد فی علم الکلام، سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله التفتازانی، سنة الولادة / سنة الوفاة 791 هـ، الناشر دار المعارف النعمانیة، سنة النشر 1401 هـ - 1981 م، مکان النشر باکستان، ج 2، ص 275، باب بسم الله الرحمن الرحیم

ما گفتیم امام زمان ما حضرت مهدی (ارواحنا فداه) است و آیت الله صافی گلپایگانی در کتاب «منتخب الأثر» پنج هزار روایت از شیعه و سنی در این زمینه آورده‌اند.

حضرتعالی به ما بفرمایید امام زمان شما کیست؟! او را می‌شناسید یا نمی‌شناسید؟! اگر امام زمان خود را می‌شناسید به ما معرفی کنید و اگر امام زمان خود را نمی‌شناسید نستجیر بالله مرگ شما مرگ جاهلی است.

بیننده:

به قول آقای اسماعیلی شما فقط از نظر معرفتی امام زمان خود را می‌شناسید، از نظر شناخت ظاهری اصلاً امام زمان خود را نمی‌شناسید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، ما از نظر معرفتی امام زمان خود را می‌شناسیم. حضرتعالی هم به ما بفرمایید روایتی که «تفتازانی» و «مسلم» از پیغمبر اکرم نقل کرده‌اند چه معنایی دارد؟! «احمد بن حنبل» در کتاب «مسند» خود جلد چهارم صفحه 96 می‌نویسد:

«من مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 4، ص 96، ح 16922

حضرتعالی به ما بفرمایید الآن که پدربزرگ و اجدادتان از دنیا رفته‌اند و خدا روحشان را شاد کند، آیا امام زمانی شناختند و رفتند یا به مرگ جاهلیت از دنیا رفتند؟!

بیننده:

حاج آقا اجدادم که خودشان می‌دانند امام زمانشان چه کسی بوده و آن به خودشان مربوط است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من! نمی‌شود شما بگویید اجداد من به خودشان مربوط می‌شود. من از شما سؤال می‌کنم که جد شما به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است یا به مرگ اسلام از دنیا رفته است؟! جنابعالی بعد از صد و بیست سال از دنیا می‌روید. امام زمان شما چه کسی است؟! شما می‌خواهید به مرگ جاهلیت از دنیا بروید یا خیر؟! حال اجدادتان به کنار، حضرتعالی تکلیفتان را روشن بفرمایید.

بیننده:

من الآن بگویم امام زمانم چه کسی است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله عزیزم.

مجری:

بفرمایید شاید ما هم به امام زمان شما ایمان آوردیم.

بیننده:

در حال حاضر بنده، شیخ الإسلام مولانا عبدالحمید را امام زمان خودم می دانم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«مولوی عبدالحمید» تنها امام زمان ایران است یا امام زمان تمام دنیاست؟!

بیننده:

هرکسی با توجه به شناختی که دارد می‌تواند ایشان را به عنوان امام زمان انتخاب کند.

مجری:

آقا دانیال «مولوی عبدالحمید» که گفته بود ما مقام معظم رهبری را امام خود می دانیم.

بیننده:

بحث آن فرق می‌کند. شما از من پرسیدید که الآن امام زمان شما کیست.

مجری:

خود ایشان گفته است که رهبر، امام ماست.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ایشان خود را امام زمان نمی‌داند و خودش را به عنوان امام زمان قبول ندارد.

مجری:

ایشان باید بگوید که من امام زمان هستم.

بیننده:

امام زمان من می‌تواند امام زمان دیگری هم داشته باشد. این را باید بروید از خودشان بپرسید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر من! مثل اینکه شما زیاد با روایات خودتان هم آشنا نیستید. کتاب «صحیح مسلم» حدیث 1853 می‌نویسد:

«إذا بُویعَ لِخَلِیفَتَینِ فَاقْتُلُوا الْآخَرَ مِنْهُمَا»

اگر برای دو خلیفه در یک زمان بیعت شود، خلیفه دوم واجب القتل است.

اگر در یک زمان با دو امام بیعت شود، امام زمان دوم مهدور الدم است و قتل او هم واجب است. نمی‌شود که شما یک امام زمان داشته باشید و او هم امام زمان دیگری داشته باشد. امام زمان دوم قتلش واجب است و باید او را بکشید!

مجری:

در ایران ممکن است اهل سنت چند امام زمان داشته باشند و در عربستان سعودی یک امام زمان دیگری داشته باشند. آیا چنین چیزی امکان پذیر است؟!

بیننده:

حاج آقا این صرفاً یک بیعت ظاهری است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیزم شما را به وجدانتان سوگند می‌دهم این مطلب را از کتاب «صحیح مسلم» نگاه کنید. در این روایت آمده است:

«قال رسول اللَّهِ إذا بُویعَ لِخَلِیفَتَینِ فَاقْتُلُوا الْآخَرَ مِنْهُمَا»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1480، ح 1853

طبق این روایت اگر کسی در یک زمان با دو امام زمان بیعت کند، امام زمان دوم مهدور الدم است. «نووی» که از او به فقیه الأمة تعبیر می‌کنند و در میان اهل سنت کم شخصیتی همانند او دارند و متوفای 676 هجری است، در کتاب «شرح صحیح مسلم» می‌گوید:

«واتفق العلماء علی أنه لا یجوز أن یعقد لخلیفتین فی عصر واحد سواء اتسعت دار الإسلام أم لا»

همه علمای اهل سنت اتفاق نظر دارند که جایز نیست برای دو خلیفه در یک عصر بیعت شود. خواه کشور اسلامی محدود باشد یا کشورهای اسلامی وسیع باشد.

صحیح مسلم بشرح النووی، اسم المؤلف: أبو زکریا یحیی بن شرف بن مری النووی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - 1392، الطبعة: الطبعة الثانیة، ج 12، ص 232، باب وجوب الوفاء ببیعة الخلیفة الأول فالأول

یعنی مسلمانان در تمام کره زمین باید یک امام زمان داشته باشند و با یک امام زمان بیعت کنند. همچنین «ابو طاهر بغدادی» متوفای 429 هجری می‌نویسد:

«لا تصلح الامامة الا لواحد فی جمیع ارض الاسلام»

امامت در تمامی کره زمین صحیح نیست، جز برای یک امام.

الفرق بین الفرق وبیان الفرقة الناجیة، اسم المؤلف: عبد القاهر بن طاهر بن محمد البغدادی أبو منصور، دار النشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت - 1977، الطبعة: الثانیة، ج 1، ص 341، الفصل الثالث

بیننده:

حاج آقا در این احادیثی که آمده است امام زمان به معنای خلیفه واحدی است که حکومت تشکیل داده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در کجا آمده که حکومت تشکیل داده است؟!

بیننده:

امام زمانی که حکومت تشکیل داده و خروج بر خلیفه محسوب می‌شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من! اصلاً نیامده که حکومت تشکیل دهد. در روایت آمده است:

«من مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً»

هرکسی بدون امام از دنیا برود به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. حال این امام حکومت تشکیل بدهد یا حکومت تشکیل ندهد.

مجری:

آقا دانیال فردی که شما معرفی کردید خودش اصلاً قبول ندارد که امام است. شما چطور می گویید که ایشان امام من است. شما بروید ویدئوها و کلیپ‌های ایشان را در گذشته ببینید که نسبت به مقام معظم رهبری چه مطالبی دارد. ایشان خود را به عنوان امام قبول ندارد. حال شما می گویید که ایشان امام زمان من است؟!

بیننده:

شما شخصاً روی ایشان زوم کردید!

مجری:

شما گفتید که ایشان امام من است. شما بروید مؤلفه‌های امام را نگاه کنید و ببینید امام باید چه مؤلفه‌هایی داشته باشد. اگر الآن شما از دنیا بروید و ایشان امام شما باشد، قضیه حل است؟!

بیننده:

حال شما روی این قضیه زوم کردید!

مجری:

قدری بیشتر فکر کنید. خودتان گفتید، ما که زوم نکردیم. ما از شما پرسیدیم و شما گفتید که «مولوی عبدالحمید» امام زمان من است.

ما از عزیزان اهل سنت درخواست می‌کنیم که روی خط بیایند. ما از هرکدام از عزیزان می‌پرسیم امام زمان شما کیست تا ببینیم یک نفر می‌گوید که «مولوی عبدالحمید» امام من هست یا خیر! من تعجب کردم که چطور شما ایشان را انتخاب کردید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر ایشان را به عنوان امام زمان انتخاب کرده باشید، ایشان طرفدار اسرائیل است و دارد از اسرائیل دفاع می‌کند نه از فلسطین. شما الآن حاضرید از اسرائیل دفاع کنید؟!

بیننده:

شما می‌خواهید یک امام دیگر انتخاب کنم؟!

مجری:

مگر می‌شود امام زمان را عوض کرد؟!

بیننده:

بله، چرا نمی‌شود!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقا دانیال عزیز قدری بیشتر مطالعه کن یا با بعضی از علمای بزرگواری که اطلاعات بیشتری دارند هماهنگ کنید تا آنها روی خط بیایند. فرمایشاتی بفرمایید و طوری باشد که هم وقت خودتان را نگیرید و هم وقت بینندگان عزیز را نگیرید.

ما برای شما احترام قائل هستیم. بنده سؤالات آقای اسماعیلی را کنسل کردم و گفتم بذارید آقا دانیال بیاید و صحبت کند، اما اگر بخواهید این چنین حرف بزنید هیچ اهل سنتی در کره زمین صحبت‌های شما را قبول ندارد. نه تنها اهل سنت کره زمین بلکه اهل سنت از زمان خلیفه اول تا الآن عقیده‌ای مثل شما را ندارند.

شما یک دفعه عقیده‌ای همانند عقیده اهل سنت بیان کنید یا یک دفعه می گویید که من می‌خواهم هرهری مذهب باشم و هرچه دلم خواست بگویم!

ما از حضرتعالی تشکر می‌کنیم. ان شاءالله در جلسات بعد قدری مطالعه بفرمایید و سؤالاتتان قدری حساب شده باشد تا هم شیعیان استفاده کنند و هم اهل سنت.

بنده عرض کردم اگر یک عزیز سنی روی خط بیاید ما ایشان را مقدم می دانیم و می گوییم که اول روی خط بیاید. حال عزیزان شیعه هم خواستند روی خط بیایند یا نیایند خیلی برای ما مهم نیست.

مجری:

آقا دانیال همین امشب نظرش عوض شد و امام زمانش را تغییر داد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیز من کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» بعد از قرآن صحیح‌ترین کتاب‌هاست. وقتی ما حرف می‌زنیم مطالب را از کتاب‌های خودمان نمی‌آوریم، بلکه از کتاب‌های خودتان می‌آوریم. شما قدری دقت بفرمایید.

در رابطه با حضرت مهدی (اروحنا فداه) ما قبلاً هم گفتیم بیش از صد و پنجاه نفر از علمای اهل سنت شهادت بر ولادت آن بزرگوار دادند. بعضی از علمای اهل سنت به محضر حضرت صاحب الزمان مشرف شدند.

چنین نیست که ما خبر نداشته باشیم. شاید من و شما خبر نداشته باشیم، اما بزرگانی مثل «مقدس اردبیلی» و «سید بن طاووس» و بعضی از بزرگان دیگر الآن هم هستند که خدمت حضرت مشرف می‌شوند و از وضع و اوضاع حضرت ولی عصر خبر دارند.

قضیه‌ای نقل شده که شاید بارها شنیده باشید و اگر هم نشنیدید امشب بشنوید. این قضیه را آیت الله خزعلی دو سه بار برای من گفتند و آیت الله هاشمی رفسنجانی در اولین سالگرد رحلت امام خمینی در اولین نماز جمعه گفتند.

روز بیست و یک بهمن امام خمینی پیامی داده بودند مبنی بر اینکه همگی بیرون بریزید. از طرف دیگر دولت «بختیار» دستور داده بود که هرکسی بیرون آمد او را بزنید.

آیت الله خزعلی نقل می‌کردند که من و آیت الله جنتی و آیت الله امامی کاشانی و آیت الله مهدوی کنی و آیت الله طالقانی خیلی دوست داشتیم که امام خمینی این بیانیه را ندهند، اما نمی‌توانستیم بیان کنیم.

ما از آیت الله طالقانی خواهش کردیم که از امام خمینی بخواهید این بیانیه را ندهند. ما در طبقه همکف مدرسه علوی تهران نشسته بودیم و امام خمینی طبقه بالا بودند.

آیت الله طالقانی گوشی را برداشتند و با امام خمینی صحبت می‌کردند. ایشان اصرار می‌کردند که این بیانیه به صلاح نیست و در این صورت آمار شهدای ما از میلیون‌ها همه فراتر می‌رود، اما امام خمینی قبول نمی‌کردند.

آیت الله خزعلی نقل می‌کردند که من با این دو گوش خود شنیدم که گفتند: یک مرتبه دیدیم تلفن از دست آیت الله طالقانی افتاد و گریه شدیدی کرد. ما ابتدا تصور کردیم که امام خمینی عبارت تندی را فرمودند.

بعد از اینکه ایشان آرام شدند، از آیت الله طالقانی پرسیدیم که امام چه فرمودند. آیت الله طالقانی گفتند: من اصرار می‌کردم شما این بیانیه را ندهید، اما امام قبول نمی‌کرد. امام خمینی در نهایت گفتند: آقای طالقانی! اگر دستور حضرت مهدی (ارواحنا فداه) هم باشد که من این بیانیه را بدهم، بازهم شما اصرار می‌کنید؟!!

حال این یک نمونه است. بنده صدها نمونه از این قضایا دارم. نه تنها در گذشته بلکه در حال حاضر هم بزرگان با حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) مرتبط هستند.

ما لیاقت دیدن حضرت صاحب الزمان را نداریم. اگر ما قدری بی تقوایی نکنیم و به واجبات عمل کنیم و از محرمات اجتناب کنیم، قطعاً ما هم خدمت حضرت ولی عصر مشرف می‌شویم و ما هم می‌توانیم از محضر آن بزرگوار استفاده کنیم.

همان بزرگواری که به امام پیام داده بود که این بیانه را بده که در حال حاضر هم در قید حیات هستند، ایشان می‌گفت: من بیش از پنج هزار روایت از زبان حضرت مهدی شنیده‌ام!!

ما خواستیم قدری توضیح بدهیم چنین نیست که اگر حضرت ولی عصر از نظرها غایب است بنابراین هیچ ارتباطی نیست. همان کاری که حضرت خضر انجام می‌دادند را حضرت مهدی انجام می‌دهند. عرض کردم حضرت خضر هم افتخار خادمی حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) را دارند.

مجری:

بسیار خوب، خیلی ممنونم. نکته‌ای که من عرض کردم بحث معرفتی که در روایت هم آمده است، به این نیست که بدانیم حضرت مهدی شناسنامه‌شان کجاست یا کد ملی حضرت چیست یا پاسپورت کدام کشور را دارد یا همسر و فرزند دارد یا خیر.

این‌ها که اصلاً خیلی خیلی ناچیز است. معرفتی که در مورد شناخت و معرفت نسبت به امام زمان (ارواحنا فداه) است، بسیار فراتر از این حرف‌هاست. همین که یقین و اعتقاد داشته باشیم حضرت مهدی زنده هستند و به ما عنایت دارند و اگر نباشند عالم و حیات و زندگی معنا ندارد و بسیاری مسائل دیگر که باید به آن توجه کنیم.

آقای فیضی از سراب روی خط ارتباطی برنامه ما هستند. آقای فیضی سلام به شما، بفرمایید:

بیننده (آقای فیضی از سراب – شیعه):

سلام عرض می‌کنم خدمت تمام کارکنان «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» و همچنین حاج آقا قزوینی و حضرتعالی.

بنده بابت فرزندانی که در غزه کشته و تکه تکه می‌شوند به تمام شیعیان و اهل سنت تسلیت عرض می‌کنم. سران مملکت‌های بزرگ مثل آمریکا فتوا به قتل می‌دهند و می گویند: بکشید و حتی به گربه هم رحم نکنید.

ما از آنها انتظاری نداریم، اما بعضی از مولوی‌هایی که می گویند اسرائیل شریک فلسطین هستند و آنها هم حقی دارند و قضاوت را به ملت‌های دنیا می‌گذاریم؛ این درست همانند این است که الآن ما برادران افغانی را در ایران جا دادیم و با ما زندگی می‌کنند. خدای ناکرده آن‌ها فردا تهران را بگیرند و بگویند شما حق دارید بروید زنجان زندگی کنید.

آقای مولوی! واقعاً این کار عادلانه است؟! چند روز پیش من در «شبکه کلمه» نگاه می‌کردم و دیدم همه دارند شماتت می‌کنند و نیروهای خودشان را هم شماتت می‌کنند.

شبکه‌های وهابی حرفی نداشتند جز اینکه می‌گفتند مولوی حرفی زده است و ما نمی‌توانیم به مولوی ایراد بگیریم. شما نمی‌توانید ایراد بگیرید زیرا سر مولوی‌تان در آخور وهابی‌هاست!!!

مجری:

آقای فیضی از شما تشکر می‌کنیم. اگر نکته یا مطلبی هم هست باید در جای دیگر مطرح شود و ما نمی‌خواهیم اینجا برخی از مباحث مطرح شود.

واقعاً اینکه کسی امروزه علناً از اسرائیل حمایت می‌کند، چه فرقی دارد با آمریکا و کشورهای اروپایی که دارند حمایت تسلیحاتی می‌کنند. شخصی هم که تریبون نماز جمعه را در اختیار دارد، به این شکل حمایت می‌کند. همه باید پاسخگو باشند.

آقای حسینی از مازندران بیننده بعدی برنامه ما هستند، آقای حسینی سلام به شما، بفرمایید:

بیننده (آقای حسینی از مازندران – شیعه):

محضر حافظین آبروی شیعیان علی بن أبی طالب عرض سلام و ادب و احترام دارم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

خیلی باهوش هستید و لذت می‌برم که پوزه وهابی‌ها را به خاک می‌مالید و قلبم جلا پیدا می‌کند. یک سؤال از محضر شما دو بزرگوار داشتم و یک نقد هم داشتم.

سؤال اول من این است که «ناصر الدین ألبانی» می‌گوید: هرکسی امام زمان خود را قبول نداشته باشد کافر است. وهابی‌ها قطعاً باید بدانند که کافر هستند و ما دلیل می‌آوریم. آقای قزوینی شما می‌توانستید به راحتی جواب آقا دانیال را بدهید. آقای وهابیون شما که قطع به یقین اعلام کردید که امام زمان شما به دنیا نیامده است، بنابراین شما به مرگ جاهلیت می‌میرید.

نقد من این است که وهابی‌ها در «شبکه نور» تم برنامه طوری است که قلب ما را به درد می‌آورند. آن‌ها توهین‌های بزرگی به علی بن أبی طالب می‌کنند. من خیلی با آنها بحث کردم و حتی به فحاشی هم کشیده است. آن‌ها دل مرا به درد آوردند، زیرا القابی به علی بن أبی طالب می‌دهند که اشک انسان درمی آید.

من می‌خواهم بگویم شما هیچ مطلبی اضافه نکنید، بلکه با تیتراژ بزرگ در تمام شبکه‌هایتان کلامی که «قرطبی» در کتاب خود جلد اول صفحه 91 آورده را بنویسید. او می‌نویسد: اگر کسی دشمن علی بن أبی طالب باشد باید در طیب ولادت خود شک کند. این شخص باید از مادر خود بپرسد که با شیطان همبستر شده است یا با پدرش! این مطلب را زوم کنید و در تمام شبکه‌هایتان بنویسید. وهابی‌ها اشک ما را درآوردند. شما را به امام حسین بنویسید و زوم کنید.

دیگر مزاحمتان نمی‌شوم. جمال شما دو نفر را می‌بوسم. شما دو نفر حافظ آبروی ما شیعیان هستید. خداوند حفظتان کند. خدانگهدار

مجری:

بزرگوارید، ممنونم، سلامت باشید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند آقای حسینی.

مجری:

افتخار ما این است که حضرت آیت الله حسینی قزوینی مدافع ولایت هستند. من که عددی نیستم. من که شخص ناچیزی در مقابل دیدگان شما هستم. ما باید قدردان نعمت علما و حضرت استاد باشیم.

آقای بهادری از کرج روی خط ارتباطی هستند. آقای بهادری از کرج سلام علیکم، شبتان بخیر؛

بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):

سلام علیکم جناب آقای اسماعیلی و حضرت آیت الله حسینی قزوینی. بنده دو سؤال دارم که یکی از آنها در رابطه با حدیث: «من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة» است که رسول گرامی اسلام فرمودند: هرکسی بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

آقا دانیال از امام زمان حاضر خود سؤال کنند که امام زمان سرکار خانم عایشه و معاویه و دیگر صحابه در آن زمان چه کسی بوده است؟!

سؤال دوم من در رابطه با صحابه است. صحابه‌ای که به گفته علمای اهل سنت تمامی صد و بیست و چهار هزار نفر آنها عادل هستند. در مقابل ما معتقد نیستیم و می گوییم صحابه‌ای به درد ما می‌خورند که رسول گرامی اسلام از آنها راضی باشند.

در کتاب «کنزالعمال» روایت 36969 آمده که «حذیفه» نقل می‌کند: وضعیت به قدری قرمز است که اگر من دست ببرم از آب نهری بخورم از فاصله شصت سانتی و در همین لحظه بگویم در باطن صحابه چه می‌گذرد، اجازه نمی‌دهند دستم به دهانم برسد.

آقای «حذیفه» صحابی پیغمبر اکرم می‌گوید: عمر بن خطاب به من گفت که آیا من در لیست منافقین هستم یا فردا به نماز فلانی می‌روی؟! اگر تو نماز نخوانی معلوم می‌شود که این شخص مرده مفافق بوده است.

عمر بن خطاب به «حذیفه» می‌گوید: در کابین تشکیلاتی من منافق هست؟! «حذیفه» می‌گوید: بله، یک نفر هست. چرا آن یک نفر را اعلام نکردند؟!

در همین کتاب «کنزالعمال» آمده است که «حذیفه» به «أبی بن کعب» گفت: اگر من تا روز جمعه زنده بمانم، اسامی این چهار نفر را افشا می‌کنم. همان کسانی که می‌خواستند به جان پیغمبر اکرم سوء قصد کنند، اما او تا روز جمعه زنده نماند.

کتاب «صحیح بخاری» هم ناخواسته به اهلبیت خدمت کرده است که آقا فرمودند: رها کنید و به مردم گفته نشود که بگویند پیامبر اسلام صحابه خود را کشت. کسانی قصد داشتند به جان پیغمبر اکرم سوء قصد کنند، اما هزار و چهارصد سال است قفل است.

حضرت استاد چرا در طول این هزار و چهارصد سال اسامی این چهارده نفری که می‌خواستند به جان پیغمبر اکرم سوء قصد کنند و صحابه هم بودند را اعلام نمی‌کنند؟! والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. آقا امین از تهران روی خط ارتباطی هستند. آقا امین از تهران سلام علیکم؛

بیننده (امین آقا از تهران – شیعه):

سلام، خسته نباشید. تشکر می‌کنم از برنامه خوبتان.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

مجری:

خواهش می‌کنم، بفرمایید:

بیننده:

من از خدمت حاج آقا دو سؤال داشتم. بنده «شبکه کلمه» را نگاه می‌کنم. آن‌ها از رو نمی‌روند و پررو هستند. هرچه ما زنگ می‌زنیم با آنها مناظره می‌کنیم یا شما جواب آنها را می‌دهید بازهم از رو نمی‌روند.

بنده چند روز پیش داشتم نگاه می‌کردم که یکی از آن‌ها می‌گفت: حضرت علی داشت از در مسجد کوفه رد می‌شد که در همان لحظه شخصی داشت از حضرت تعریف و تمجید می‌کرد. حضرت علی به آن شخص مراجعه کرد و فرمود: دفعه دیگر در جایی که ابوبکر و عمر و عثمان باشد و بیایی از من تعریف و تمجید کنی، بر تو حد افترا می‌زنم.

دومین مطلب هم در خصوص کارشناس وهابی است که خجالت هم نمی‌کشد و می‌گوید حضرت علی نسبت به اولین پسری که خداوند به او داد فرمود: من نامی بالاتر از ابوبکر صدیق نمی‌بینم که برازنده این فرزندم باشد و نام او را ابوبکر گذاشت. وقتی پسر دوم حضرت علی به دنیا آمد، فرمود: من نامی بالاتر از نام عمر نمی‌بینم که برازنده فرزندم باشد.

حضرت علی خود بر فضیلت ابوبکر و عمر و عثمان شهادت داده است و فرموده است آنها از من بالاتر هستند. آنوقت شما شیعیان دارید چیزی که علی بن أبی طالب خود نگفته است را تأیید می‌کنید. ممنون از برنامه خوبتان، دست شما درد نکند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من فقط نکته‌ای به آقا امین عزیز بگویم. شما به این آقایان بگویید امیرالمؤمنین فرمود: هرکسی بخواهد مرا بر ابوبکر و عمر تفضیل بدهد بر او حد جاری می‌کنم. حالا دقت کنید در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» اثر «حاکم نیشابوری» جلد سوم صفحه 157 و ده‌ها کتاب دیگر روایتی آمده است که از عایشه سؤال کردند: افضل الناس بعد از رسول اکرم کیست؟! او گفت: علی بن أبی طالب.

بازهم از عایشه سؤال کردند: افضل زنان بعد از پیغمبر اکرم کیست؟! او گفت: حضرت فاطمه زهرا.

با این حساب اولین کسی که باید بر او حد جاری شود عایشه است. آقایان این روایت را با سند صحیح هم نقل کرده‌اند. این بهترین راه است. مگر شما نمی‌گویید این چنین است؟! آیا آقایان حاضرند به عایشه حد زده شود، زیرا عایشه می‌گوید: افضل الناس بعد رسول الله علی بن أبی طالب است؟!

مجری:

استاد در خصوص نام گذاری هم به مطالبی اشاره کنید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما قبلاً هم اشاره کردیم که نام گذاری‌ها در زمان امیرالمؤمنین به این صورت بوده است. ما نزدیک به بیست و پنج نفر از صحابه داریم که عمر نام دارند. چند نفر از صحابه را دارم که عثمان نام دارند. چندین نفر از صحابه هم داریم که کنیه‌شان ابوبکر است.

آیا امیرالمؤمنین فرموده است که من اسم پسرم را به خاطر علاقه به ابوبکر به این نام گذاشتم؟! آیا ابوبکر این مطلب را گفته است؟! آیا صحابه این قضیه را گفته‌اند؟! این مطالب را از کجا درآوردید؟!!

حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرمایند: من پسرم را عثمان نام نهادم به خاطر علاقه به «عثمان بن مظعون». این قضیه خیلی واضح و روشن است. این‌ها حرف‌هایی است که آقایان درآورده‌اند و هیچ سندی هم ندارد و همه دروغ است.

به عنوان مثال ما در میان راویان افرادی را داریم که «شمر بن یزید» نام دارند که از اصحاب امام صادق است. حال ما بگوییم اگر این شخص «شمر» نام دارد به خاطر علاقه به شمر بن ذی الجوشن است؟!

این‌ها اسامی بوده که در آن زمان معمول و رسم بوده است. ان شاءالله در فرصتی مناسب من لیست صحابه‌ای که اسامی ابوبکر و عمر و عثمان نام داشتند و در زمان امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی و امام حسین و امام صادق بودند را می‌آورم.

این اسامی در آن زمان مرسوم بوده است. به عنوان مثال در زمان شاه اگر کسی اسم فرزند خود را «محمد رضا» می‌گذاشت، می‌گفتند که او شاه دوست و شاه پرست است؟!

همچنین در زمان «رضا خان» اگر فردی اسم فرزند خود را «رضا» می‌گذاشت، به خاطر علاقه به «رضاه شاه» بود؟! «رضا» اسم معمول بوده که در زمان «رضا خان» هم بوده و «محمد رضا» هم در زمان شاه بوده است.

این‌ها اسامی است که در میان مردم در هر عصری رسم است. بر فرض الآن شخصی در شهرهای ایران نام فرزند خود را ابوبکر بگذارد و به مدرسه برود، همه او را مسخره می‌کنند.

این قضیه در استان‌های سنی نشین خیلی زیاد مهم نیست، اما اگر در استان‌های شیعه نشین کسی این نام را روی فرزند خود بگذارد اولاً اصلاً مدرسه او را ثبت نام نمی‌کنند و ثانیاً اگر هم ثبت نام کنند این فرزند در آنجا مورد اهانت و تحقیر قرار می‌گیرد.

اصلاً عقل هم این کار را قبول نمی‌کند. عرف این چنین شده است. چند روز پیش آقای «عابدینی» کتابی به من داد که در آن نوشته بود: چرا ما شیعیان اسم فرزندان خود را ابوبکر و عمر و عایشه نمی‌گذاریم؟!!

ما از این آقا سؤال می‌کنیم که نام چند تن از فرزندان خود را عایشه گذاشتید؟! چند نفر از فرزندان شما عمر و ابوبکر نام دارند؟! مرگ فقط برای همسایه خوب است؟! آقای «عابدینی» اسامی فرزندان خود را در فضای مجازی اعلام کند تا ببینیم نام فرزندان او چیست. آیا او حاضر است این اسامی را بگذارد را خیر؟!

مجری:

حضرت استاد بسیار از شما ممنونم، سایه‌تان مستدام باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

حضرتعالی موفق و مؤید باشید و از همه عزیزان دست اندرکار هم تشکر می‌کنیم.

مجری:

دوستان عزیز ممنونم که امشب هم ما را همراهی فرمودید. در هر صورت تلفن هم داشتیم، اما دیگر فرصت نبود که در خدمت مخاطبین عزیز باشیم. ان شاءالله عمری باشد در برنامه‌های بعد در خدمتتان خواهیم بود.

در پناه حضرت حق و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی (سلام الله علیه) باشید. خدانگهدارتان

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :