2019 November 20 - چهار شنبه 29 آبان 1398
معرفي فعالان ضد شيعه 1
کد مطلب: ٥٥٨١ تاریخ انتشار: ٢١ اسفند ١٣٨٧ تعداد بازدید: 3386
سخنراني ها » عمومي
معرفي فعالان ضد شيعه 1

مذاهب فقهی و کلامی اهل سنت، حکم انکار امامت
پاسخ به شبهات 87/12/21

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 87/12/21

استاد حسيني قزويني

بحث امروز ما، بر محور كتاب هايي است كه بر ردّ شيعه از زمان هاي گذشته تا كنون نوشته اند. بررسي اين موضوع، با يك يا دو جلسه، امكان پذير نيست و فقط مي توانيم نسبت به اساسي ترين بحث هايي كه در اين زمينه شده يا مشهورترين كتاب هايي كه در اين زمينه، تأليف شده است، اشاره كنيم.

قبل از ورد به اصل بحث، اشاره اي داشته باشم بر اينكه اختلاف ميان شيعه و اهل سنت در دو محور است:

محور فقاهت و محور كلام.

محور فقاهت

در محور فقاهت، آقايان مستحضر هستند كه اهل سنت، چهار مذهب فقهي دارند:

1. فقه حنفي: تابع ابو حنيفه نعمان بن ثابت، متوفاي 150 هجري

2. فقه مالكي: تابع مالك بن أنس، متوفاي 179 هجري

3. فقه شافعي: تابع محمد بن ادريس شافعي، متوفاي 204 هجري

4. فقه حنبلي: تابع احمد بن حنبل، متوفاي 241 هجري

اختلافات فقهي، از همان وضوء، ميان ما و آنها هست در اينكه شستن دست به چه نحوي است؟ مسح سر است يا غَسل سر؟ مَسح رجلين است يا غَسل رجلين؟ در اذان، حي علي خير العمل بگوييم يا الصلاة خير من النوم؟ در نماز، حمد، بسم الله دارد يا ندارد؟ اگر دارد، آهسته بايد گفت يا بلند؟ تكتّف و دست روي دست گذاشتن، از شرائط صحت نماز هست يا نيست؟ آمين گفتن بعد از و لا الضالين، درست است يا خير؟ و از همين جا مباحث اختلافي ما شروع مي شود تا قضيه حج و جهاد و إرث و از اول طهارت تا آخر ديات، اين اختلافات ميان شيعه و اهل سنت برقرار است.

كتاب هايي كه بزرگان ما در اين زمينه نوشته اند، مانند شيخ طوسي (ره) كه كتابالخلاف را در 4 جلد نوشته است،  تمام اين مباحث اختلافي فقهي را از طهارت تا ديات شمرده  است. هم ادله آنها را آورده و هم ادله شيعه را. قبل از شيخ طوسي (ره)، مرحوم سيد مرتضي (ره) در الإنتصار، خيلي موجز نوشته بود و بعد از شيخ طوسي (ره) هم علامه حلي (ره) در كتاب التذكرة، خيلي مفصل و شايد سه چهار برابر شيخ طوسي (ره)، اين مباحث را آورده است.

ما خيلي در اين محور، مشكلات اساسي آنچناني نداريم. اين كه آيا در نماز، بعد از و لا الضالين، آمين بگويم يا نگويم، چيزي را خراب نمي كند؛ چون آنها قائل به وجوب تأمين نيستند. اين كه آيا تكتّف، موجب بطلان نماز است يا نه؟ حتي برخي از آنها، قائل به كراهت هم هستند. فرضا هم اگر گفتيم نماز باطل است، مسئله حادّي را ايجاد نمي كند و عيسي به دين خود و موسي به دين خود. من پشت سر تو نماز نمي خوانم و تو هم پشت سر من نماز نخوان. نتيجه اش اين مي شود و بالاتر از اين، نتيجه اي ندارد. همان طوري كه خود أحناف با مالكي ها در بعضي از صُوَر، اقتداء را باطل مي دانند و بين خودشان هم اختلاف است.

محور كلام

ولي آنچه كه مهم و اساسي است، اختلافات موجود در محور كلام است. يك سري از بحث ها هست كه نتيجه اش، بطلان يا صحّت نماز نيست. بحث بر سر اين است كه شما با اين عقيده كلامي، مسلمان هستي يا نه؟ ايمانت صحيح است يا كافر هستي؟ بحث بر سر كفر و ايمان است و بر سر اسلام و غير اسلام و بر سر ارتداد و غير ارتداد. لذا، اين قضايا، دقت بيشتري را مي طلبد و بررسي هاي عميق تري را نياز دارد. مقداري هم بايد سخن گفتن، با احتياط باشد. مثلا بر فرض، بعضي از بزرگان شيعه مانند شيخ مفيد (ره) فتوا مي دهد:

و اتفقت الإمامية علي أن من أنكر إمامة أحد الأئمة و جحد ما أوجبه الله تعالي من فرض الطاعة، فهو كافر، ضال، مستحق للخلود في النار.

أوائل المقالات للشيخ المفيد، ص44

مسئله كوچكي نيست. ديگر چيزي جا نماند. بساط برادري و أخوت و وحدت را بر هوا زد. شما مي آيي 50 ساعت حرف مي زني و 100 همايش وحدت مي گذاري، يك دفعه مي آيد همين عبارت شيخ مفيد (ره) راعَلَم مي كند. شبكه المستقله در ماه رمضان امسال، ـ كه مدعي هستند 50 ميليون بيننده دارند ـ اين عبارت شيخ مفيد (ره) را در تمام طول ماه رمضان زيرنويس كرده بود. البته چند ماه قبل هم اين عبارت شيخ مفيد (ره) را زيرنويس كرده بودند.

نياز است به يك دقت خيلي بيشتري كه ما در پاسخ، ناگزيريم از شيخ مفيد (ره) دفاع كنيم و نمي توانيم بگوييم كه شيخ مفيد (ره) اشتباه كرده است. ايشان يك فرد كوچكي نيست كه بگوييم اشتباه كرده است. شيخ مفيد (ره)، أسّ اساس مذهب شيعه است. اگر من شيخ مفيد (ره) را تخريب كردم، ديگر چيزي باقي نمي ماند. شيخ مفيد (ره)، استاد سيد مرتضي (ره) است و سيد مرتضي (ره) هم استاد شيخ طوسي (ره) است.

لذا ما بايد دقت بيشتري در اين زمينه داشته باشيم و اگر مي خواهيم جواب بدهيم، بايد جواب هاي حساب شده اي باشد.

از طرف آنها هم از فقهاي بزرگ شان مانند إبن عابدين و ابن نُجيم مصري و نووي ـ از علماي مشهور و برجسته أحناف است و همه مذاهب، نظر او را قبول دارند ـ مي گويد:

من أنكر خلافة أبي بكر فهو كافر.

حاشية رد المحتار لإبن عابدين ، ج1، ص605 ـ البحر الرائق لإبن نجيم المصري، ج1، ص611 ـ روضة الطالبين للنووي، جلد8، صفحه215

 

خب، ما بايد جنگ صفين جديدي را داشته باشيم و يك نفر از اين طرف، پرچم در دست بگيرد و بگويد كه شيخ مفيد (ره) اينچنين گفته است و يك نفر هم از آن طرف، پرچم در دست بگيرد و بگويد كه ابن عابدين و ابن نُجيم مصري و نَوَوي اينچنين گفته اند. اختلاف در مباحث كلامي، اختلاف عميقي است و قابل مقايسه با اختلافات حوزه فقاهت نيست. لذا اگر كسي از آنها بخواهد حرف بزند، بايد خيلي با دقت حرف بزند. از طرف ديگر هم ما معتقديم كه وحدت ميان شيعه و اهل سنت، از ضروري ترين مسائل جهان اسلام است. همه فقهاي ما هم به اين مطلب، فتوا داده اند. چون بحث وحدت، بحث قرآني است و روايت نيست كه بخواهم در سند و صدورش خدشه وارد كنم:

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا (سوره آل عمران/آيه103)

لذا از عزيزان اين انتظار را داريم كه اگر كسي بخواهد در اين زمينه وارد شود، بايد خيلي دست به عصا راه برود. اين طوري نيست كه اگر دو كتاب را مطالعه كردم، بلند شوم و بساط تدريس و گفتگو و محاوره و مناظره و كار تبليغي و رفتن داخل اهل سنت و وهابيت و عربستان سعودي و ... را انجام دهم. بايد مقداري عميق فكر كنيم و عمق مسئله را خوب دربيابيم.

براي دفاع از شيخ مفيد (ره)، بايد بگوييم كه فقهاي ما هم بر عقيده شيخ مفيد (ره) هستند. گمان نمي كنم كسي مخالف نظر شيخ مفيد (ره) حرف بزند. ولي بايد نظر شيخ مفيد (ره) را بفهميم كه چه مي گويد. مي گويد:

من أنكر إمامة أحد الأئمة و جحد ما أوجبه الله تعالي من فرض الطاعة.

أوائل المقالات للشيخ المفيد، ص44

كلمه جحد، در كجا مي آيد؟

وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ (سوره نمل/آيه14)

اگر كسي يقين داشته باشد كه بحث امامت از مباحث قرآني و از مباحث ما جاء به الرسول است و انكار كند، لا شك و لا ريب كه انكار يكي از ضروريات دين است. شيعه و سني قائل است كه منكر ضروري دين، كافر است.

كلمه جحد، اين مسئله را تا حدودي حل مي كند كه مراد از اين انكار، انكار طبيعي نيست،جحد در جايي است كه يقين باشد. اگر يك نفر كتاب و سنت را بررسي كرد و به اين نتيجه رسيد كه خلافت آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام)، ما جاء به النبي است و اين را انكار كرد، همان طوري كه همه آقايان فتوا داده اند:

من ترك الصلاة فهو كافر.

حتي ترك صلاة، موجب كُفر است. در تمام كتاب هاي فقهي اهل سنت، نوشته اند كه:

تارك الصلاة كافر.

ما هم مي گوييم:

تارك الإمامة كافر.

هيچ تفاوتي ندارد. ولي اگر كسي آمد منكر امامت شد به خاطر اينكه ادله اثبات امامت در نزد او ثابت نيست و به اين نتيجه رسيده است كه در كتاب و سنت، چيزي كه مُثْبِت امامت باشد، نيست، آيا اين هم كافر است؟ لا شك و لا ريب كه هيچ فقيهي از فقهاي شيعه، معتقد به نجاست و كفر ايشان نيست.

حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) تعبيري دارد كه خيلي تعبير رسا و زيبائي است و مي فرمايد:

الولاية بمعني الخلافة من ضروريات المذهب لا من ضروريات الدين.

كتاب الطهارة للسيد الخوئي، ج2، ص83

نكات ديگري كه در فرمايش حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) است، اين است كه ايشان صراحت دارد:

و قد أسلفنا أن انكار الضروري إنما يستتبع الكفر و النجاسة فيما إذا كان مستلزما لتكذيب النبي - ص - كما إذا كان عالما بأن ما ينكره مما ثبت من الدين بالضرورة و هذا لم يتحقق في حق أهل الخلاف لعدم ثبوت الخلافة عندهم بالضرورة.

اگر انكار امامت، به انكار نبوت برگردد، قطعا كافر است و شكي نيست. ولي اين قضيه، در اهل سنت محقق نشده است؛ زيرا، ثابت نشده است نزد آنها كه بحث خلافت، از ضروريات است.

كتاب الطهارة للسيد الخوئي، ج2، ص83

اين، ظرافت كاري است. گاهي وقت ها، رفتن روي بحث ولايت، مثل بازي كردند با شمشير دو لبْ تيز است كه همه جلو مي بُرد و هم عقب مي بُرد و مثل همان پل صراطي است كه از شمشير بُرّنده تر و از مو باريك تر است. حركت كردن روي اين قضيه، مهارت مي خواهد تا كسي خودش را در اين وسط، نيمه نكند.

وقتي ثابت نشد، توابع آن هم ثابت نيست و انكار امامت به انكار رسالت برنمي گردد. اينچنين انكاري كه مقدماتش، عدم ثبوت ادله در نزد فردي است، منكرش، نجس و كافر نيست و امامت از چيزهايي است كه با كتاب و سنت ثابت مي شود. ولي ما ثابت مي كنيم و طلب كار هم مي شويم و شما هم از ابن نُجيم مصري و ابن عابدين و نووي جواب بدهيد. چه جوابي داريد؟

ابو حنيفه هم صراحت دارد كسي كه منكر خلافت شيخين باشد، كافر است. به چه دليل؟ ما ادله شما را مي بينيم. مي گوييد كه در مورد خلافت ابوبكر، آيه اي نيامده است و چيزي از سنت هم نداريد. به قضيه نماز برمي خوريد كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي خواست از دنيا برود، امر كرد كه ابوبكر به جاي او نماز بخواند و ابوبكري كه لياقت دارد به جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز بخواند، به طريق أولي لياقت دارد كه به جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، خلافت بكند. اساسي ترين ادله آنها اين است و بيش از اين ندارند.

صحيح البخاري، ج1، ص162 ـ صحيح مسلم، ج2، ص23

خب، اگر آقاي ابوبكر يك بار جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز خواند، إبن أم مكتوم، حدود 12 بار به جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز خواند. آيا شما حاضريد بگوييد كه او هم خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است؟ جالب تر از همه اين كه عبد الرحمن بن عوف در مدينه نماز خوانده و آقايان مي گويند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمد به او اقتداء كرد. اگر كسي بگويد نماز خواندن جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، به طريق اولي، اثبات مي كند، در عبد الرحمن بن عوف كه بيشتر است. مضافا اين كه خود شما در صحيح بخاري نقل مي كنيد وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ديد كه ابوبكر به جاي او نماز مي خواند، با آن حال بد، عباس و حضرت علي (عليه السلام) را صدا كرد و دستش را گردن اينها انداخت و پايش هم بر زمين كشيده مي شد، آمد ابوبكر را كنار زد و نماز خواند و مردم هم اقتداء كردند. ابوبكر هم مكبّر بود و تكبير مي گفت.

بعضي آمدند گفتند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز مي خواند و ابوبكر به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اقتداء كرده بود و مردم هم به ابوبكر اقتداء كرده بودند. مثل اين است كه يك برق فشار قوي است و اگر بخواهد وارد خانه شود، بايد ترانس را قرار بدهند تا از فشار برق بكاهد. ببينيد! اقتداء به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ثوابش بيشتر است يا اقتداء به ابوبكر؟ قطعا اقتداء به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ثوابش بيشتر است. پس اين صحابه، مقداري دچار اشتباه شدند كه يك چيز خوب و افضل و با ارزش را كنار گذاشتند و يك چيز غير با ارزش را انتخاب كردند. اگر به خود آقايان اهل سنت بگوييم كه اگر به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اقتداء كنيد، بيشتر خوشحاليد يا به غير پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)؟ همه مي گويند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم). پس چرا صحابه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اقتداء نكردند؟

اگر دليل شما اين است، از آقاي ابن نجيم مصري سوال مي كنيم كه اگر كسي اين (خلافت ابوبكر) را انكار كند، آيا واقعا كافر است؟

اگر تمام ادله خلافت ابوبكر را پايين و بالا كنيم، ريشه تمام مباحث شان، نماز ابوبكر به جاي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. من روشم اين است كه از ادله اي كه طرف مقابل اقامه مي كند، شبهه توليد مي كنم و خودش را به دست و پا زدن مي اندازم و نتيجه هم زياد ديدم. ما يك سوال مي كنيم از اين آقايان:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

إئتوني بقلم و كتف أكتب لكم كتاب لن تضلوا بعدي.

قلم و كاغذي را بياوريد تا براي شما نامه اي را بنويسم كه گمراه نشويد.

آقايان گفتند:

إن الرجل ليهجر.

ـ نستجير بالله ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هذيان مي گويد.

چطور شد كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قلم و كاغذ خواست تا چيزي بنويسد كه گمراه نشويد، هذيان مي گفت، ولي وقتي فرمود ابوبكر برود نماز بخواند، هذيان نمي گفت؟!!! يك بام و دو هواست؟!!! فرضا هم گفته باشد و خودش هم نيامده باشد و ابوبكر نماز خوانده باشد، نتيجه اش اين مي شود:

إن الرجل ليهجر.

و هيچ ارزشي ندارد. آن وقت اگر كسي بيايد اين را انكار كند، چه مي فرماييد؟

اين رشته سر دراز دارد. هر كجا كه بخواهند دست بگذارند، به قدري بازارشان آشفته است و به قدري ادله شان بي اساس و سخن شان بي پايه است كه مثل يك پارچه پوسيده اي است كه اگر بخواهيد وصله بزنيد، باعث مي شود كه درز و پارگي بيشتري پيدا كند.

ما خواستيم اين را به عنوان مقدمه، خدمت آقايان ارائه بدهيم. ان شاء الله اگر فرصت شد، بحث تكفير را مطرح مي كنيم تا همين آقاياني كه ما را متهم به تكفير اهل سنت مي كنند و از همين كانال، حكم قتل ما را صادر مي كنند، ببينيم كه اين سخن و روش حضرات از منظر قرآن و سنت و سيره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و صحابه، چقدر مطابقت دارد؟

نكته بعدي اينكه اگر ما بخواهيم كتاب هايي را كه بر ضد شيعه نوشته شده است را بررسي كنيم، بايد برويم روي دو سه مذهب كلامي كه اينها داشتند مثل مذهب معتزله و أشاعره و ماتريديه و روي اينها كار بشود. مكتب إعتزال كه يكي از مذاهب كلامي رسمي اهل سنت است، براي مبارزه با مكتب و عقائد شيعه تأسيس شد. بحث، بحث فقاهت نيست. اختلافات كلامي، اختلافات عقيدتي است و نتيجه اش، كفر و ايمان و ارتداد و اسلام است. ما بايد مقداري روي مذهب إعتزال مطالعه كنيم و كل كتاب هايي كه علماي معتزله نوشته اند، اساس و بناي اين كتاب ها، مقابله با عقائد شيعه است. سطر سطر كتاب هاي كلامي معتزله، براي اين نوشته شد كه در حوزه اعتقادات، عقائد شيعه را زير سوال ببرند و يك مكتب كلامي جديد، تأسيس كنند. بعد از آنها، مذهب أشاعره مطرح مي شود و كتاب هايي كه اينها نوشته اند، اساسش بر اين است كه با فرهنگ شيعه مقابله كنند. الآن، حنفي مذهب هاي داخل كشورمان كه تقريبا 65٪ اهل سنت ايران هستند، در فقه، حنفي مذهب هستند و در كلام، ماتُريدي. لذا ما بايد مختصري نسبت به اين سه مكتب كلامي، اطلاعات اجمالي داشته باشيم و كتاب هاي مفصلي در اين زمينه نوشته شده است و نمي خواهيم وارد آن بحث شويم. فقط بايد در اين موارد كار كنيم:

موسس اين سه مذهب، چه كساني بودند و علماي برجسته اينها، چه كساني هستند و چه كتاب هايي را تأليف كردند؟

اگر امروز، وهابيت و مخالفان، كتاب هايي را مي نويسند، در كنار سفره يكي از اين مكاتب كلامي نشسته اند.

 

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»

 





Share
1 | ناصر | , ایران | ١٤:٠٧ - ١٧ مرداد ١٣٨٩ |
آقاي قزويني شما خيلي خودتان را زرنگ مي دانيد و فکر مي کنيد که با اين حرفهاي دو پهلو و گفتن اينکه " چون اهل سنت از روي آگاهي ، امامت را انکار نمي کنند پس کافر نيستند " مي توانيد اهل سنت را فريب دهيد . ولي زهي خيال باطل. چون که از اهل سنت هيچ کسي حرفهاي شما را باور ندارد و به استدلالهاي شما مي خندد. اهل سنت ، شيعيان را کافر مي دانند و شيعيان نيز اهل سنت را کافر مي دانند و اين اصل تا قيام قيامت ، باطل شدني نيست.
2 | علي اكبر نيك نفس | , ایران | ١١:٥٩ - ٢١ اسفند ١٣٨٩ |
با سلام.آقا ناصر.شما مي خواهيد با اين حرف هاي تفرقه انگيز بين شيعه و سني را به هم بزنيد.زهي خيال باطل.به قول علامه ي شهيد مطهري(رحمه الله)بحث هاي علمي نه اينكه تفرقه انگيز نيست بلكه ضمينه ساز وحدت است.يا علي.
3 | ماني | , ایران | ١٢:٤٤ - ٠١ شهریور ١٣٩٠ |
آقا ناصر اين جهل مرکب مبارکتان باشد.
4 | سيد علي | , ایران | ١٨:٤٠ - ٣٠ شهریور ١٣٩٠ |
با سلام و عرض ادب

خدا خيرت بده جناب آقاي دكتر حسيني

كلام شما كاملاً شفاف و عالي بود ولي براي برخي از افراد قابل فهم نيست چون نرفتند و در كتابهاي خود مطالعه نكردند و فقط از مفتي هاي خود كوركورانه اطاعت كردند .

اللهم عجل لوليك الفرج

يا علي (ع)
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English