2019 November 20 - چهار شنبه 29 آبان 1398
اخلاق اجتماعي در سيره امام حسن عسکري عليه السلام
کد مطلب: ١٢٩٥٨ تاریخ انتشار: ١٤ آبان ١٣٩٨ - ٢١:٥٤ تعداد بازدید: 71
مقالات » امامت ائمه
جدید
اخلاق اجتماعي در سيره امام حسن عسکري عليه السلام

مقدمه:

اخلاق و بررسي مولفه هاي اخلاقي در جامعه مساله اي مهم بوده و حائز اهميت است. امام حسن عسکري سلام الله عليه علي رغم سن کمي که در هنگام شهادت داشته اند، اما گنجينه هاي گرانبهاي زيادي از آن امام مظلوم بر جاي مانده است که در هر ورق از سيره و منش آن حضرت، سرمشقي نيکو براي همگان خواهد بود.

در اين نوشته به نحو اختصار به برخي از اخلاق اجتماعي که در زندگي روزمره همه ما کارايي دارد اشاره خواهد شد.

 

احسان:

بخشش و گذشت يکي از آداب مهمي است که لازم است آدمي، جداي هرگونه عقيده و يا ديني، نسبت به آن پايند باشد.

آنچه که در سيره اهل بيت عليهم السلام حائز اهميت است، احسان به فردي بايد صورت گيرد که خداشناس بوده و در مسير الهي قدم برداشته است:

وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عليهما السلام لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْيَا كُلَّهَا لُقْمَةً وَاحِدَةً- لَقَمْتُهَا مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ خَالِصاً لَرَأَيْتُ أَنِّي مُقَصِّرٌ فِي حَقِّهِ، وَ لَوْ مَنَعْتُ الْكَافِرَ مِنْهَا حَتَّى يَمُوتَ جُوعاً وَ عَطَشاً، ثُمَّ أَذَقْتُهُ شَرْبَةً مِنَ الْمَاءِ لَرَأَيْتُ أَنِّي قَدْ أَسْرَفْتُ.

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 329

اگر تمام دنيا به صورت يك لقمه در آيد و آن را به خورد بنده مخلص خدا بدهم، به نظرم در حق او كوتاهى كرده ‏ام و اگر جلوى كافر را بگيرم تا گرسنه و تشنه جان بدهد، آنگاه يك جرعه آب به او بچشانم، به نظرم اسراف نموده‏ ام‏.

 

در روايتي ديگر، امام عسکري سلام الله عليه قضيه بخشش و احسان صقر بن ابي دلف را چنين بيان کرده است:

وَ رُوِيَ عَنِ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ عليه السلام أَنَّ أَبَا دُلَفَ تَصَدَّقَ بِنَخْلَةِ تَمْرٍ ثُمَّ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ تَمْرَةٍ مِنْهَا قَرْيَةً وَ كَانَ فِيهَا ثَلَاثَةُ آلَافِ تَمْرَةٍ وَ سِتُّونَ تَمْرَةً فَأَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى بِهَا ثَلَاثَةَ آلَافِ قَرْيَةٍ وَ ستون [سِتِّينَ‏].

إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏1، ص: 110

و از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام روايت شده كه ابا دلف يك درخت خرما صدقه داد كه سه هزار و شصت دانه‏ى خرما داشت خداوند بعدد هر دانه‏ى خرما يك قريه به او عنايت فرمود كه مجموع سه هزار و شصت قريه باشد.

حضرت در اين روايت، علاوه بر اشاره به رفتار زيباي ابي دلف، اشاره فرمودند که به عدد هر دانه خرما، يک روستا به او داده شد.

 

برادري

اخوت و برادري بين مؤمنان يکي از مؤلفه هاي جامعه ايماني بوده و اهل بيت عليهم السلام بر اين مقوله تاکيد فراوان دارد در روايتي امام عسکري سلام الله عليه پيرامون رابطه برادري و ویژگی بهترين برادر فرمودند:

خَيْرُ إِخْوَانِكَ مَنْ نَسِيَ ذَنْبَكَ وَ ذَكَرَ إِحْسَانَكَ إِلَيْهِ.

أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص: 313

بهترين برادرانت کسي است که گناه [و اشتباه] تو را فراموش و خوبي تو به او را يادآوري کند.

 

در روايتي ديگر، آن حضرت بهترين ويژگي افراد را، خير رساندن به برادران ديني بيان فرمودند:

خَصْلَتَانِ لَيْسَ فَوْقَهُمَا شَيْ‏ءٌ الْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ نَفْعُ الْإِخْوَانِ.

تحف العقول، النص، ص: 489

دو ويژگي است که بالاتر از آن دو چيزي نيست: ايمان به خدا و نفع رساندن به برادران ديني.

ادب

ادب آئينه تمام نماي آدمي بوده و تبلوري از شخصيت ذاتي آدمي است که در روايتي امام عسکري سلام الله عليه فرمودند:

وَ مَنْ تَأَدَّبَ بِأَدَبِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّاهُ إِلَى الْفَلَاحِ الدَّائِمِ، وَ مَنِ اسْتَوْصَى بِوَصِيَّةِ اللَّهِ كَانَ لَهُ خَيْرُ الدَّارَيْنِ.

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 17

کسي که به ادبي الهي ملتزم باشد، به رستگاري دائمي رسيده است و کسي که به وصيت و فرامين الهي ملتزم باشد، خوبي دو دنيا به او داده شده است.

در روايتي ديگر، امام عليه السلام اظهار خوشحالي نزد فرد مصيبت زده را خلاف ادب بر شمردند:

لَيْسَ مِنَ الْأَدَبِ إِظْهَارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُونِ.

تحف العقول، النص، ص: 489

از ادب به دور است شادي کردن نزد کسي که غمگين است.

 

کمک به سادات

کمک کردن به ديگران علي الخصوص سادات و کساني که نسبا به رسول خدا صلي الله عليه و آله مي رسند، از آموزه هاي اهل بيت عليهم السلام بوده و بدان تاکيد داشته اند که داستان زيبايي در اين مورد بيان شده است:

وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عليهما السلام إِنَّ رَجُلًا جَاعَ عِيَالُهُ، فَخَرَجَ يَبْغِي لَهُمْ مَا يَأْكُلُونَ، فَكَسَبَ دِرْهَماً، فَاشْتَرَى بِهِ خُبْزاً وَ إِدَاماً، فَمَرَّ بِرَجُلٍ وَ امْرَأَةٍ مِنْ قَرَابَاتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ عليهما السلام فَوَجَدَهُمَا جَائِعَيْنِ. فَقَالَ: هَؤُلَاءِ أَحَقُّ مِنْ قَرَابَاتِي. فَأَعْطَاهُمَا إِيَّاهُ، وَ لَمْ يَدْرِ بِمَا ذَا يَحْتَجُّ فِي مَنْزِلِهِ فَجَعَلَ يَمْشِي رُوَيْداً يَتَفَكَّرُ فِيمَا يَعْتَلُّ بِهِ عِنْدَهُمْ- وَ يَقُولُ لَهُمْ مَا فَعَلَ بِالدِّرْهَمِ، إِذْ لَمْ يَجِئْهُمْ بِشَيْ‏ءٍ. فَبَيْنَا هُوَ مُتَحَيِّرٌ فِي طَرِيقِهِ إِذَا بِفَيْجٍ يَطْلُبُهُ، فَدُلَّ عَلَيْهِ، فَأَوْصَلَ إِلَيْهِ كِتَاباً مِنْ مِصْرَ، وَ خَمْسِمِائَةِ دِينَارٍ فِي صُرَّةٍ، وَ قَالَ: هَذِهِ بَقِيَّةُ [مَالِكَ‏] حَمَلْتُهُ إِلَيْكَ مِنْ مَالِ ابْنِ عَمِّكَ، مَاتَ بِمِصْرَ، وَ خَلَّفَ مِائَةَ أَلْفِ دِينَارٍ عَلَى تُجَّارِ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ، وَ عَقَاراً كَثِيراً، وَ مَالًا بِمِصْرَ بِأَضْعَافِ ذَلِكَ. فَأَخَذَ الْخَمْسَمِائَةِ دِينَارٍ وَ وَسَّعَ عَلَى عِيَالِهِ، وَ نَامَ لَيْلَتَهُ. فَرَأَى رَسُولَ اللَّهِ ص وَ عَلِيّاً ع، فَقَالا لَهُ: كَيْفَ تَرَى إِغْنَاءَنَا لَكَ- لَمَّا آثَرْتَ قَرَابَتَنَا عَلَى قَرَابَتِكَ [ثُمَ‏] لَمْ يَبْقَ بِالْمَدِينَةِ وَ لَا بِمَكَّةَ مِمَّنْ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ- مِنَ الْمِائَةِ أَلْفِ دِينَارٍ إِلَّا أَتَاهُ مُحَمَّدٌ وَ عَلَيٌّ فِي مَنَامِهِ- وَ قَالا لَهُ: إِمَّا بَكَّرْتَ بِالْغَدَاةِ عَلَى فُلَانٍ بِحَقِّهِ مِنْ مِيرَاثِ ابْنِ عَمِّهِ وَ إِلَّا بَكَّرْنَا عَلَيْكَ بِهَلَاكِكَ وَ اصْطِلَامِكَ: وَ إِزَالَةِ نِعَمِكَ، وَ إِبَانَتِكَ مِنْ حَشَمِكَ.

فَأَصْبَحُوا كُلُّهُمْ وَ حَمَلُوا إِلَى الرَّجُلِ مَا عَلَيْهِمْ- حَتَّى حَصَلَ عِنْدَهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ وَ مَا تُرِكَ أَحَدٌ بِمِصْرَ مِمَّنْ لَهُ عِنْدَهُ مَالٌ- إِلَّا وَ أَتَاهُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ عليهما السلام فِي مَنَامِهِ، وَ أَمَرَاهُ‏ أَمْرَ تَهَدُّدٍ بِتَعْجِيلِ مَالِ الرَّجُلِ أَسْرَعَ مَا يَقْدِرُ عَلَيْهِ. وَ أَتَى مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ عليهما السلام هَذَا الْمُؤْثِرَ لِقَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله فِي مَنَامِهِ فَقَالا لَهُ: كَيْفَ رَأَيْتَ صُنْعَ اللَّهِ لَكَ قَدْ أَمَرْنَا مَنْ فِي مِصْرَ أَنْ يُعَجِّلَ إِلَيْكَ مَالَكَ، أَ فَنَأْمُرُ حَاكِمَهَا بِأَنْ يَبِيعَ عَقَارَكَ وَ أَمْلَاكَكَ- وَ يُسَفْتِجَ إِلَيْكَ بِأَثْمَانِهَا لِتَشْتَرِيَ بَدَلَهَا مِنَ الْمَدِينَةِ قَالَ: بَلَى. فَأَتَى مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ عليهما السلام حَاكِمَ مِصْرَ فِي مَنَامِهِ فَأَمَرَاهُ أَنْ يَبِيعَ عَقَارَهُ، وَ السَّفْتَجَةَ بِثَمَنِهِ إِلَيْهِ، فَحَمَلَ إِلَيْهِ مِنْ تِلْكَ الْأَثْمَانِ ثَلَاثَمِائَةِ أَلْفِ دِينَارٍ، فَصَارَ أَغْنَى مَنْ بِالْمَدِينَةِ. ثُمَّ أَتَاهُ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله، فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ هَذَا جَزَاؤُكَ فِي الدُّنْيَا عَلَى إِيثَارِ قَرَابَتِي عَلَى قَرَابَتِكَ، وَ لَأُعْطِيَنَّكَ فِي الْآخِرَةِ بَدَلَ كُلِّ حَبَّةٍ مِنْ هَذَا الْمَالِ فِي الْجَنَّةِ أَلْفَ قَصْرٍ أَصْغَرُهَا أَكْبَرُ مِنَ الدُّنْيَا، مَغْرِزُ إِبْرَةٍ مِنْهَا خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا.

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 337

امام حسن عسکري عليه السلام فرمودند: مردى خانواده‏ اش دچار گرسنگى شدند، براى تهيه خوراك آنان، يك درهم به دست. آورد نان و خورش خريد که گذارش به مرد و زنى از خويشاوندان محمد و علي عليهما السلام افتاد که آن دو نيز گرسنه بودند.

گفت اينها از خانواده خودم شايسته‏ ترند، نان و خورش را به آنها داد و متحير ماند كه پيش خانواده خود چگونه عذر بخواهد. در راه فكر مي كرد چه بگويد كه يك درهم را چه كرده در همين بين كه متحير بود، پيكى به دنبال او مي گشت که او را راهنمائى كردند، نامه اى از مصر براى او با پانصد دينار آورد و گفت: اين باقيمانده مال پسر عمويت هست كه در مصر از دنيا رفته و صد هزار دينار نيز دارد كه تجار مكه و مدينه بايد بپردازند و باغ‏ها و اموال زيادى در مصر دارد چندين برابر اين است.

پانصد دينار را گرفت و صرف در خرج خانواده خود نمود آن شب پيامبر اكرم را در خواب ديد به او فرمود چگونه ما تو را بي نياز کرديم؟ [جزاي آن اين است] چون خويشاوندان مرا بر خويشاوندان خود مقدم داشتى.

هر كدام از كسانى كه در مدينه و مكه مقروض به پسر عموى او بودند، شب در خواب ديدند كه به آنها گفته شد: اگر فردا قرض فلانى را كه به ارث از پسر عمويش مى‏ برد دادى که هيچ و گر نه هلاك خواهيد شد و نعمت و شخصيت شما از بين مي رود.

 تمام بدهكاران بدهى خود که تمام صد هزار دينار بود را پرداختند و هر كس در مصر مالى در اختيارش از پسر عموى او بود، در خواب ديد كه تهديدش كردند كه هر چه زودتر مال فلانى را رد كن.

آن شخص پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و را در خواب ديد به او فرمود: ديدى خدا چه‏ كرد براى تو؟ كسانى كه در مصر بودند دستور داديم هر چه زودتر، اموال تو را تحويل دهند اگر مايلى به حاكم مصر بگوئيم باغ‏ها و املاك تو را بفروشند تا با پول آن در مدينه براى خود ملك بخرى که گفت: مايلم.

حاكم مصر، حضرت محمد و علي عليهما السلام را در خواب ديد و به او دستور دادند تا باغ‏هاى او را بفروشند و پولش را براى او حواله كنند. مبلغ سيصد هزار دينار برايش فرستاد از تمام ثروتمندان مدينه بالاتر شد.

بعد پيغمبر اكرم به خواب او آمد و فرمودند: اين پاداش دنياى تو بود كه خويشاوندان مرا بر خويشان خود مقدم داشتى، در بهشت به تو در مقابل هر دانه از مالى كه دادى، هزار قصر خواهى داشت كه كوچكترين قصرهاى آن، از [کل] دنيا بزرگتر است كه هر سر سوزن آن، بهتر از دنيا و تمام چيزهاى موجود در دنيا است.

نتيجه:

رهاورد روايات بيان شده، نشانه از اهميت رابطه اجتماعي انسان در محيط برون داشته که به برخي از موارد بر اساس روايات امام عسکري سلام الله عليه اشاره شد.

موفق باشيد

موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر

 عجل الله تعالي فرجه الشريف





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English