2022 June 26 - يکشنبه 05 تير 1401
آیا به اعتقاد علمای اهل سنت، امامت از ارکان و اصول دین است!؟
کد مطلب: ١٤٢٩٥ تاریخ انتشار: ٢٣ ارديبهشت ١٤٠٠ - ١٨:٥٢ تعداد بازدید: 632
حبل المتین » عمومی
آیا به اعتقاد علمای اهل سنت، امامت از ارکان و اصول دین است!؟

حبل المتین 1400/02/23

 
 

 

لینک دانلود

بسم الله الرحمن الرحیم

23/02/1400

موضوع: آیا به اعتقاد علمای اهل سنت، امامت از ارکان و اصول دین است!؟

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این برنامه:

دخترانی که معصومانه و مظلومانه، تکه تکه شدند!!

مروری اجمالی بر مطالب جلسه گذشته

آیا به اعتقاد علمای اهل سنت، امامت از ارکان و اصول دین است!؟

شیعه و سنی به گوش! خطر تفرقه بسیار جدی است!

فتوای تکفیر و قتل شیعیان از کجا سرچشمه می گیرد!؟

آیا علمای معاصر شیعه، منکرین امامت ائمه (علیهم السلام) را کافر می دانند!؟

تماس بینندگان برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین إنه خیر ناصر و معین السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ، وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ. السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ، وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیَّامِ وَ السَّاعَات‏

عید سعید فطر را خدمت شما بینندگان و محبان اهلبیت (علیهم السلام) تبریک عرض می‌کنیم.

این سلام‌ها و این بدرودهایی که می‌گفتیم دعای وداع امام سجاد (علیه السلام) است که فرمود: بدرود بر تو ای شهری که تمام ساعات آن بهترین ساعات بود و تمام ایام آن بهترین ایام بود و بهترین یار و یاور ما برای بندگی خداوند متعال بود.

خوشا به حال کسانی که این یک ماه را بندگی خدا کردند. خوشا به حال کسانی که طاعت خداوند را به جا آوردند و تمام روزهای ماه مبارک رمضان را پر از ثواب کردند. بدا به حال کسانی که غافل ماندند و استفاده نکردند.

بازهم شکر می‌کنیم خدا را که یک ماه رمضان دیگر به ما توفیق داد تا بندگی او را به جای بیاوریم؛ الحمدلله رب العالمین.

طبق روال شب‌های جمعه با برنامه «حبل المتین» در خدمت استاد عزیزمان حضرت آیت الله حسینی قزوینی هستیم. حاج آقا سلام علیکم، عیدتان مبارک؛

آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ عید حضرتعالی هم مبارک باشد. ما قبل از هرچیزی خدمت مولایمان و سرورمان، عصاره عالم وجود حضرت بقیة الله الأعظم صلوات و درود و سلام می‌فرستیم و این عید را به پیشگاه مقدسش تبریک عرض می‌کنیم.

همچنین خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی که در هرکجای این کره خاکی بیننده این برنامه هستند و یا تکرار برنامه را می‌بینند، خالصانه‌ترین سلاممان را همراه با آرزوی موفقیت و تبریک عید سعید فطر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و روزه‌ها و دعاها و آرزوی موفقیت بیش از پیش تقدیم می‌کنیم.

از خداوند می‌خواهیم بندگان آنچه را که با نخوردن و نیاشامیدن و ترک محرمات در این ماه مبارک رمضان توشه گرفته‌اند، مورد قبول درگاه حق قرار بگیرد.

ان شاءالله بعد از ماه مبارک رمضان هم زبان به دروغ و گناه گشوده نشود و چشم و دست و پا هم به گناه آلوده نشود.

ما طبق روال همیشگی برنامه، قبل از شروع، یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می‌کنیم تا خودمان و شبکه و دست اندرکاران و بینندگان را بیمه آن بزرگوار کنیم.

گمگشته محبت ما در مدینه است

سعی و صفا به مکه، صفا در مدینه است

گر در مدینه است حبیب و حبیبه‌اش

بیت خدا به مکه، خدا در مدینه است

سرفصل کتاب آفرینش زهراست

روح ادب و کمال بینش زهراست

روزی که گشایند در باغ بهشت

مسئول گزینش و پذیرش زهراست

یا مولاتی یا فاطمة الزهراء أغیثینی

بنده از تلاش‌های یک ماهه عزیزم آقای یعقوبی و دیگر دست اندرکاران عزیز تشکر می‌کنم و لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم.

دخترانی که معصومانه و مظلومانه، تکه تکه شدند!!

نکته اول قضیه افغانستان و به خاک و خون کشیده شدن اطفال معصوم و بی گناه است. داعشی های تکفیری از مقابله با پدران این اطفال و نوجوانان فاطمیون که در سوریه افتخار آفریدند، عاجزند.

آن‌ها ضرب شستی به داعش نشان دادند که تا ابد جاودان ماند و به طوری حماسه آفریدند که برای همیشه نسل داعش را در سوریه ریشه کن کردند.

در حقیقت داعش انتقام لشکر فاطمیون که در سوریه افتخار آفریدند را از فرزندان آن‌ها می‌گیرند، اما تاریخ ثبت خواهد کرد که این نشانه زبونی و بیچارگی آنهاست.

نکته دوم این است که وقتی مدرسه‌ای به نام سیدالشهداء ثبت می‌شود، عزیزانی که در مدرسه‌ای به نام سرور آزادگان مشغول دانش آموختن می‌شوند باید همانند حضرت سیدالشهدا و فرزندان او با ایثار خونشان دشمنان دین و قرآن و بشریت را رسوا کنند.

تاریخ این قضیه را هم ثبت خواهد کرد، اما عربستان سعودی و اربابانشان بدانند با کشتن این دختران معصوم، نه تنها کار به جایی نمی‌برند بلکه بر طبل رسوایی خودشان بیشتر می‌نوازند و خودشان را در ملأ عام و منظر جهانیان مفتضح می‌کنند.

ما تأسف می‌خوریم از اینکه می‌بینیم سلبریتی هایی که برای کشته شدگان کاباره‌ها یا محل تفریح فرانسه نشینان شمع روشن می‌کنند و تسلیت می گویند یا برای چند کشته در فلان کشور اروپایی عزا می‌گیرند، اما برای این دختران معصوم عزا نگرفتند.

سلبریتی ها برای این دختران معصوم شمع روشن نکردند و تسلیت نگفتند یا اگر هم تسلیت گفتند دیرهنگام گفتند. تاریخ این را هم ثبت خواهد کرد.

نکته سوم این است که خدا را شاکریم که مردم مظلوم فلسطین به پا خواستند. کسانی که دیروز با سنگ و کلوخ به پادگان تروریستی صهیونیستی حمله می‌کردند، الحمدلله امروزه با موشک و پهباد، زندگی را بر صهیونیست‌ها تیره و تار کردند.

صهیونیستها راه دیگری غیر از اینکه فلسطین اشغالی را رها کنند و پا به فرار بگذارند و جان سالم به در ببرند، ندارند.

ما خدا را شاکریم که الحمدلله مقاومت هر روز رشد بیشتری می‌کند و حماسه‌های دیگری می‌آفریند.

خدا را به آبروی حضرت ولی عصر سوگند می‌دهیم عزیزان فلسطینی و عزیزان یمنی ما در هرکجا هستند موفق باشند و حضرت صاحب الزمان یار و یاورشان باشد. ما دعا می‌کنیم و از همه بینندگان عزیز تقاضا می‌کنیم برای پیروزی نهایی آنها دعا کنند.

ان شاءالله این اتفاقات مقدمه‌ای برای آمدن مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) باشد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم.

هرکسی شیعه علی باشد

عاقبت روسفید خواهد شد

دانش آموز سیدالشهداء

زنگ آخر شهید خواهد شد

ان شاءالله عاقبت همه ما ختم بخیر و ختم به شهادت شود. یقیناً این دختران معصوم در کنار حضرت سیدالشهداء محشور و مأنوس هستند و ان شاءالله برای ما زمینیان دعا کنند.

موضوع برنامه و بحث ولایت امیرالمؤمنین مطرح بود که هفته گذشته به طور مفصل در این زمینه صحبت شد.

بنابر صلاحدید حضرتعالی و به جهت اینکه از این قضیه استقبال شد، به سمتی رفت که آداب گفتگو و آداب سیاست و آداب روابط اجتماعی را در تاریخ مرور کردیم و به خودمان بالیدیم که نمونه‌های تاریخی خوب و نابی داریم.

از طرفی افسوس می‌خوریم که چرا از این نمونه‌های تاریخی استفاده نمی‌کنیم و بهره نمی‌بریم.

سؤالی که در مورد بحث ولایت امیرالمؤمنین مطرح می‌شود این است که آیا در بین علمای اهل سنت کسانی هستند که امامت را جزو اصول دین بدانند یا خیر؟!

مروری اجمالی بر مطالب جلسه گذشته

آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

ما در یکی دو جلسه گذشته در رابطه با اهمیت امامت و ولایت صحبت کردیم و نکاتی را مطرح کردیم. ما حدیث افتراق امت به هفتاد و سه فرقه را بیان کردیم که رسول گرامی اسلام فرمودند: تنها یک فرقه اهل نجات هستند و هفتاد و دو فرقه به هلاکت می‌رسند.

این زنگ خطری برای ماست تا ببینیم نبی گرامی اسلام که این چنین اعلان خطر کرده‌اند، نشانه‌های فرقه ناجیه و فرقه هالکه را هم بیان کرده‌اند یا خیر!؟ همچنین حدیث شریف:

«من مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 4، ص 96، ح 16922

زنگ خطر دیگری است. به فرموده این روایت، هرکسی بدون اعتقاد به امامت امامی از دنیا برود، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

ما باید ببینیم طبق آنچه از قرآن و سنت استفاده می‌کنیم، امام زمان ما کیست و با چه کسی بیعت کرده‌ایم یا اینکه می‌خواهیم بدون بیعت و به مرگ جاهلی از دنیا برویم.

ما در ادامه گفتیم که اگر بخواهیم به قرآن ورود پیدا کنیم و فرقه ناجیه و امام مفترض الطاعة را از قرآن به دست بیاوریم، به چند مسئله نیاز داریم.

مسئله اول این است که بحث شأن نزول در این قضیه نقش اساسی دارد. مسئله دوم این است که سنت پیغمبر اکرم و نقش سنت رسول الله در تبیین قرآن مورد بررسی قرار می‌گیرد. همانطور که آیه چهل و چهارم از سوره مبارکه نحل می‌فرماید:

(وَ أَنْزَلْنا إِلَیک الذِّکرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِم)

و ما این ذکر (قرآن) را بر تو نازل کردیم تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها تبیین کنی.

سوره نحل (16): آیه 44

پیغمبر اکرم مبین آیات قرآن کریم است. ما در ادامه این روایات را هم نقل کردیم که آمده است:

«من ثقات الشامیین کان جبریل ینزل علی النبی بالسنة کما ینزل علیه بالقرآن»

از ثقات شامیین این است که جبرئیل سنت را برای پیغمبر اکرم نازل می‌کرد، همانطور که قرآن را نازل می‌کرد.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 13، ص 291، باب قوله باب ما کان النبی یسأل مما لم ینزل علیه الوحی

مجری:

درواقع نتیجه این شد که هردو اینها در عرض هم هستند، نه در طول یکدیگر.

آیت الله حسینی قزوینی:

بله؛ ما بحث‌هایی از این قبیل مطرح کردیم.

آیا به اعتقاد علمای اهل سنت، امامت از ارکان و اصول دین است!؟

یکی از اشکالاتی که معمولاً وهابی‌ها در شبکه‌هایشان مطرح می‌کنند، اشکالی است که بعضاً می‌بینیم بینندگان عزیز ما اعم از شیعه و اهل سنت مطرح می‌کنند و می گویند امامت از اصول دین هست یا خیر!؟

آن‌ها ادعا می‌کنند که اگر امامت از اصول دین است، چرا در قرآن کریم نیامده است حال آنکه اصول دین باید در قرآن کریم بیاید.

ما در این زمینه پاسخ‌های زیادی مطرح کردیم. یکی از پاسخ‌ها این است که کدام آیه فرموده است اصول دین باید در قرآن کریم بیاید. ما باید آیه‌ای داشته باشیم که به صراحت فرموده باشد اصول دین باید در قرآن کریم ذکر شود.

حال سؤال اینجاست که آیا این مسئله‌ای هست که شما در ذهنتان می‌آورید یا نبی گرامی اسلام روایتی فرموده است که اصول دین باید در قرآن کریم ذکر شده باشد.

ملاک ما یا قرآن کریم است و یا سنت!! آقایانی که ادعا می‌کنند اگر امامت از اصول دین است چرا در قرآن کریم نیامده است، اصلاً این مبنا را از کجا آورده‌اند که اصول دین باید در قرآن کریم ذکر شده باشد؟!

بعضی از عزیزان می‌آیند و در رابطه با بحث توحید یا صفات خداوند عالم صحبت می‌کنند. حال سؤال اینجاست صفات خداوند عالم که قدیم یا جدید است و مربوط به اصول دین است، در کجای قرآن کریم آمده است؟!

لازم به ذکر است که این قضیه فتنه‌های زیادی در تاریخ درست کرده و سبب کشت و کشتار فراوانی شده است.

اصلاً این قضیه که قرآن کریم قدیم است یا جدید است و مخلوق هست یا غیر مخلوق که سبب کشت و کشتار فراوانی در تاریخ شده است به طوری که علمای بزرگ اهل سنت به سبب آن شلاق خوردند و زندان رفتند، در کجای قرآن کریم آمده است؟!

چرا قرآن کریم در یک آیه نفرموده است که من مخلوق هستم یا غیر مخلوق هستم؟! این مسائل یک سری وسوسه‌های شیطانی است.

این افراد در راهی که می‌روند به جای آنکه به سؤالات پاسخ بدهند و به نصوص متعدد و متواتری که در رابطه با امامت الهی و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین در قرآن هست و سنت بیان کرده است پاسخ بدهند، این چنین مسائلی را مطرح می‌کنند.

ما کاری به شیعه نداریم که امامت را جزو اصول دین می‌داند یا نمی‌داند، بلکه به سراغ علمای اهل سنت می‌رویم. آقایان پاسخ بدهند علمای اهل سنت که امامت را از اصول دین آورده‌اند، از کجای قرآن کریم استفاده کرده‌اند.

جناب آقای «شمس الدین اصفهانی» که یکی از علمای بزرگ اهل سنت است، کتاب «المنهاج الوصول إلى علم الأصول» اثر «بیضاوی» را در علم اصول شرح داده است. ایشان در رابطه با بحث اقامه و تسمیه که از فروع است یا فروع نیست، می‌نویسد که اینها به خلاف امامت است:

«بخلاف الإمامة فإنها من الأصول»

امامت از اصول دین است.

آقایان وهابی به ما جواب بدهند این آقا که می‌نویسد امامت از اصول دین هست، از کدام آیه و حدیث استفاده کرده است؟!

آقای «ابو النور زهیر» یکی از اساتید بزرگ دانشگاه الأزهر کتابی به نام «أصول الفقه» دارد که دانشگاه الأزهر آن را به چاپ رسانده است. ایشان هم در صفحه 107 می‌نویسد:

«بخلاف الامامة فإنها من اصول الدین و المخالفة فی‌ها فتنة و بدعة»

این‌ها نظر علمای معاصر است. همچنین آقای «بیضاوی» متوفای 685 هجری در رابطه با بحث شیعه مسائلی را مطرح می‌کند.

ایشان می‌نویسد: دو مسئله اقامه و تسمیه در نماز و معجزات از فروع هستند و کفر و بدعتی در مخالفتشان نیست، به خلاف امامت که مخالفتش کفر و بدعت است.

«علامه جاربردی» متوفای 746 هجری در کتاب «السراج الوهاج» جلد دوم صفحه 730 در رابطه با بحث اقامه می‌نویسد که مخالفتش کفر و بدعت نیست، به خلاف امامت که مخالفتش بدعت و کفر است.

آقای «سبکی» متوفای 756 هجری که از او به «شیخ الإسلام» تعبیر می‌کنند، در کتاب «الابهاج فی شرح المنهاج» می‌نویسد:

«بخلاف الإمامة فإنها من الأصول ومخالفتها بدعة ومؤثرة فی الفتن»

الإبهاج فی شرح المنهاج ((منهاج الوصول إلی علم الأصول للقاضی البیضاوی المتوفی سنه 785 هـ))، المؤلف: تقی الدین أبو الحسن علی بن عبد الکافی بن علی بن تمام بن حامد بن یحیی السبکی وولده تاج الدین أبو نصر عبد الوهاب، الناشر: دار الکتب العلمیة –بیروت، عام النشر: 1416 هـ - 1995 م، ج 2، ص 296، الفصل الثانی فیما علم کذبه

این مطالب کاملاً نشانگر این است که امامت از اصول است. یک دسته از آقایان گفته‌اند که امامت یکی از ارکان دین و پایه دین است.

این بدان معناست که اگر امامت نباشد، دین پایه ندارد و ویران می‌شود. به عنوان مثال در این استودیو اگر دیوارها نباشد، سقف فرو می‌ریزد.

آقای «قرطبی» متوفای 671 هجری در کتاب «تفسیر» خود جلد اول صفحه 265 در رابطه با اینکه ابوبکر خلیفه دوم را به عنوان امام انتخاب کرد، می‌نویسد:

«وأنها رکن من أرکان الدین الذی به قوام المسلمین»

به جهت اینکه امامت رکنی از ارکان دین است و قوام مسلمین به آن است.

الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 1، ص 265، باب البقرة: (30) وإذ قال ربک... ..

حال ما می‌خواهیم از این بزرگوار سؤالی بپرسیم. آقای «قرطبی» شما که می‌فرمایید امامت رکن دین و قوام مسلمین است، چطور نبی گرامی اسلام از این مهم غافل ماند و برای بعد از خود امام معین و اعلام نکرد؟!!

شما که ادعا می‌کنید پیغمبر اکرم بعد از خود امام معین نکرد، به این معناست که علم و دقت و آینده نگری ابوبکر از رسول گرامی اسلام بالاتر بود!! آیا این حرف شما توهین به رسول اکرم نیست؟!

آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد نهم صفحه 151 از «مطیع بن أسود» از قول خلیفه دوم نقل می‌کند و می‌نویسد: اگر خلیفه معین کنم به ابوبکر اقتدا کرده‌ام و اگر انتخاب خلیفه را ترک کنم به پیغمبر اکرم اقتدا کرده‌ام. سپس می‌نویسد:

«فإنه رکن من أرکان الدین»

زیرا امامت رکنی از ارکان دین است.

«رواه الطبرانی وإسناده حسن»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 151، باب مناقب الزبیر بن العوام رضی الله عنه

مجری:

خیلی متشکرم. میان برنامه‌ای می‌بینیم و سپس در خدمت عزیزان خواهیم بود.

جهانیان همه دانید از صغیر و کبیر

فقط علی است پس از مصطفی به خلق امیر

فرمایشات حضرت استاد این بود. ما شیعیان اعتقاد داریم که امامت جزو اصول دین است. اهل سنت هم در کتبشان آورده‌اند که امامت جزو اصول دین است و حتی در کتاب‌هایشان آورده‌اند که امامت جزو ارکان دین است. حضرت استاد ادامه بفرمایید.

آیت الله حسینی قزوینی:

بنده عرض کردم که آقای «قرطبی» در کتاب «تفسیر» خود جلد اول صفحه 291 می‌نویسد که امامت رکنی از ارکان دین است و قوام مسلمین به آن هست. روی این جهت ابوبکر هم خلیفه دوم را به عنوان امام معین کرد.

حال سؤال ما در اینجا این بود که چرا پیغمبر اکرم چنین کاری نکرد!؟ همچنین آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد نهم صفحه 151 از قول خلیفه دوم نقل می‌کند که من باید خلیفه‌ای برای بعد از خود معین کنم، زیرا امامت رکنی از ارکان دین است.

همچنین آقای «ابن عبدالبر» متوفای 463 هجری که یکی از استوانه‌های علمی اهل سنت است، در کتاب «الاستیعاب» که مخصوص اصحاب است در جلد سوم می‌نویسد:

«والخلافة رکن من أرکان الدین»

الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، اسم المؤلف: یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد آلبر، دار النشر: دار الجیل - بیروت - 1412، الطبعة: الأولی، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج 3، ص 969، ح 1633

دقت داشته باشید ایشان واژه امامت را هم نیاورده است بلکه واژه «الخلافة» را به کار می‌برد.

آقای «عبدالقاهر بغدادی» که یکی از متکلمین نامی اهل سنت است، در کتاب «الفرق بین الفرق» در رابطه با اصول و ارکان دین می‌نویسد: رکن دوازدهم اسلام خلافت و امامت است.

آقای «شنقیطی» متوفای 1293 هجری که یکی از وهابی‌های معاصر است و حرف‌های ایشان برای وهابی‌ها و سلفی‌ها بسیار مورد احترام است، در کتاب «اضواء البیان» جلد اول می‌نویسد:

«وأنها رکن من أرکان الدین»

ایشان در ادامه می‌نویسد:

«ولم یخالف فی هذا إلا من لا یعتد به»

کسی با این قضیه مخالفت نکرده است، مگر افرادی که حرف‌هایشان ارزشی ندارد.

أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، محمد الأمین بن محمد بن المختار الجکنی الشنقیطی، سنة الولادة / سنة الوفاة 1393 هـ، تحقیق مکتب البحوث والدراسات، الناشر دار الفکر للطباعة والنشر، سنة النشر 1415 هـ - 1995 م، مکان النشر بیروت، ج 1، ص 22، باب البقرة: (30) وإذ قال ربک... .

آقای «نویری» در کتاب «نهایة الأرب» مفصل این قضیه را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

«والخلافة رکن من أرکان الدین»

نهایة الأرب فی فنون الأدب، اسم المؤلف: شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب النویری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - 1424هـ - 2004م، الطبعة: الأولى، تحقیق: مفید قمحیة وجماعة، ج 19، ص 14، ذکر ما ورد من أن رسول الله استخلف أبا بکر على أمته من بعده

آقای «ابن مسعود خزاعی» متوفای 789 هجری در کتاب «تخریج الدلالات» می‌نویسد:

«والخلافة رکن من أرکان الدین»

تخریج الدلالات السمعیة علی ما کان فی عهد رسول الله من الحرف والصنائع والعمالات الشرعیة، المؤلف: علی بن محمد بن أحمد بن موسی ابن مسعود، أبو الحسن ابن ذی الوزارتین، الخزاعی (المتوفی: 789 هـ)، المحقق: د. إحسان عباس، الناشر: دار الغرب الإسلامی – بیروت، الطبعة: الثانیة، 1419 هـ، ص 44، الفصل الخامس فی ما جاء عن رسول الله صلی الله علیه وسلم مما یحتجّ به علی صحّة استخلافه وصحة إمامته

این موارد زیاد است، بنده نمونه‌هایی از آن را آوردم. اگر بخواهیم در خصوص اقوال این موارد بحث کنیم، باید یکی دو ساعت در این خصوص صحبت کنیم که امامت از اصول و ارکان دین است.

حال آقایان آقایان وهابی به ما جواب بدهند که در کجای قرآن کریم آمده است امامت از اصول و ارکان دین هست.

همچنین اگر امامت از اصول و ارکان دین است، آیا نبی گرامی اسلام نستجیر بالله تا این اندازه بی اطلاع بودند که از چیزی که اصول و رکن دین بوده غفلت کردند؟!!

بنده بارها به دوستان می گویم پاسخ به شبهات زمانی ارزش پیدا می‌کند که از پاسخ برای طرف مقابل شبهه تولید کنید. این بدان معناست که جواب شما هم جواب باشد و هم شبهه باشد به طوری که تاروپود فکری طرف مقابل را به هم بریزد.

ما این مطالب را به زبان ساده می گوییم. بزرگان شما از قول خلیفه اول و خلیفه دوم با سند معتبر نقل کرده‌اند که امامت و خلافت رکنی از ارکان دین است.

حال به ما بفرمایید این قول بزرگان شما در کجای قرآن کریم آمده است؟! چرا نبی گرامی اسلام به این مسئله اهتمام نورزیدند و رکنی از ارکان دین را انجام ندادند؟! آیا این مسئله با آیه شریفه:

(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِینا)

امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم.

سوره مائده (5): آیه 3

تنافی ندارد؟! قرآن کریم می‌فرماید: من دین را برای شما کامل کردم. اگر خداوند متعال دین را کامل کرده است، وقتی رکنی از ارکان دین توسط نبی گرامی اسلام و قرآن کریم و سنت بیان نشده است این چه اکمال دینی است؟! به ما جواب بدهید.

مجری:

در اینجا درواقع چند سؤال مطرح می‌شود. سؤال اول اینکه اصلاً بگوییم یا خلفا و مقدسات شما بهتر می‌فهمیدند و یا پیغمبر اکرم بهتر می‌فهمیدند. اگر پیغمبر اکرم بهتر می‌فهمیدند، چرا این قضیه را بیان نکردند؟!

همچنین اگر خلفای شما بهتر می‌فهمیدند، این اهانت به نبی گرامی اسلام است. این قضیه چرا در قرآن کریم نیامده است؟!

سؤال دوم اینکه سندهایی که حضرتعالی به نمایش گذاشتید از مقدسات اهل سنت بود، از قرن اولیه بود و حتی در میان معاصرین هم بود. آقایان نمی‌توانند بگویند این مطالب مربوط به قرون اولیه است و الآن نظرات تغییر کرده است.

علمای معاصر اهل سنت هم درواقع همین نظر را دارند و معتقدند که خلافت و امامت جزو ارکان دین و اصول دین است.

نکته‌ای در اینجا وجود دارد. اکثر اهل سنت اعتقاد ندارند که امامت جزو اصول دین هست. سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که انکار امامت به عنوان اصلی از اصول دین و رکنی از ارکان دین در اینجا چه حکمی دارد؟!

شیعه و سنی به گوش! خطر تفرقه بسیار جدی است!

آیت الله حسینی قزوینی:

در اینجا ما باید چند نکته را در نظر بگیریم، سپس مسئله را روشن کنیم. نکته اول این است یکی از شبهاتی که وهابیت مرتب مطرح می‌کنند و کتاب‌های مفصلی هم در عربستان و مصر نوشته شده حول این مطلب است.

همچنین بعضی از سلفی‌ها و اهل سنت در داخل کشور گلایه می‌کنند که شما شیعیان معتقدید اگر کسی منکر خلافت علی بن أبی طالب یا امامت آن حضرت باشد کافر است. شما با این کار تمامی مسلمانان جهان را تکفیر می‌کنید.

بنده هیچ قضاوتی نمی‌کنم، تنها یک سری مدارکی را عرض می‌کنم. ان شاءالله ما باید وقتی بگذاریم و روی این قضیه بحث کنیم که اصلاً اصل قضیه تکفیر چیست، از کجا نشأت گرفته است، عوامل آن چه بوده و چه کسانی پرچمدار تکفیر در تاریخ بودند!؟

ما اصلاً نمی‌خواهیم بحث تکفیر شیعه را مطرح کنیم. اصلاً شیعه را کنار می‌گذاریم و هرچه می‌خواهید اعم از مشرک بودن یا کافر بودن به شیعه نسبت بدهید کاری نداریم.

حال مشاهده کنید چهار مذهب فرق اهل سنت چقدر همدیگر را تکفیر کردند. یکی از صاحبان فرق می گویند:

«مَن لم یکن حنبلیاً فلیس بمسلم»

هرکسی حنبلی نباشد مسلم نیست.

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 29، ص 304، ح 4 أحمد بن الحسین بن محمد

شخص دیگری می‌گوید: اگر حکومت دست من باشد بر شافعی‌ها جزیه معین می‌کنم. این بدان معناست که شافعی‌ها را اهل کتاب می‌دانند.

در قرن پنجم و ششم کشت و کشتار زیادی بین اهل سنت اتفاق افتاده است. ایران آن زمان که اکثریت با اهل سنت بودند، در نیشابور و بغداد و اصفهان خانه‌های همدیگر را خراب کردند و بازار و مغازه‌های یکدیگر را به آتش کشیدند.

من از عزیزان تقاضا می‌کنم که قدری به این مسائل دقت کنید. اولاً نبش قبر نکنیم، زیرا اگر قرار باشد نبش قبر صورت بگیرد در قبور شما بیشتر از قبور شیعه مرده است. تکفیر در میان اهل سنت بسیار بیشتر از تکفیر شیعه نسبت به اهل سنت است.

نکته دوم این است که ما باید دقت کنیم کسانی که عوامل تکفیر بوده و بازار تکفیر را میان مذاهب اسلامی اعم از شیعه و اهل سنت یا میان شیعیان یا میان اهل سنت داغ می‌کردند، چه کسانی بودند!؟

یک سری حکومت‌ها می‌خواستند به حکومتشان ادامه بدهند. آن‌ها به جهت اینکه علما نیایند در برابر ظلم و ستم حاکمان سخنرانی کنند یا کتاب و مقاله بنویسند، یک روز بحث خلق قرآن را مطرح می‌کردند و می‌گفتند:

«فمن زعم أن القران مخلوق فهو کافر»

سیرة الامام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: لأبی الفضل صالح أحمد بن حنبل، دار النشر: دار الدعوة - الاسکندریة - 1404هـ ، الطبعة: الثانیة، تحقیق: الدکتور فؤاد عبد المنعم أحمد ج 1، ص 52

حاکمان به این واسطه علما را مشغول هم می‌کردند و مسلمانان را به جان هم می‌انداختند تا خودشان حکومت کنند.

حاکمان یک زمانی شعارهایی از قبیل "هرکسی حنبلی نباشد کافر است" یا "هرکسی شافعی نباشد کافر است" یا "هرکسی مالکی نباشد کافر است" را راه می‌انداختند تا مسلمانان را مشغول خود کنند و خودشان حکومت کنند.

همچنین اگر زمانی می‌دیدند شیعه و سنی برادرانه زندگی می‌کنند، شروع به تفرقه افکنی می‌کردند.

به عنوان مثال در زمان حاضر در داخل ایران خانواده‌های زیادی داریم که از میان زن و شوهر یکی شیعه و دیگری سنی است. همچنین می‌بینیم از میان فرزندان آنها دو تن شیعه و دو تن دیگر سنی هستند که با صفا و صمیمیت با همدیگر زندگی می‌کنند.

وقتی حاکمان می‌دیدند میان شیعه و سنی صفا و صمیمیت برقرار است، با القاء تکفیر ایجاد تفرقه می‌کردند. به عنوان مثال ادعا می‌کردند که فلان عالم شیعه گفته است شما کافرید یا فلان عالم سنی گفته است شما کافرید و آنها را به جان هم می‌انداختند.

برادران عزیز! ما باید دقت کنیم و آگاه باشیم. بنده خطاب به شیعیان می گویم کسانی که تحت تأثیر بعضی از شبکه‌های تکفیری شیعه هستند یا تحت تأثیر شبکه‌های تشیع انگلیسی یا لس آنجلسی به دنبال تکفیر اهل سنت هستند می گویم که آگاه باشند.

در مقابل، شبکه‌های ماهواره‌ای وهابی هستند که در بعضی از کشورهای همسایه یا عربستان سعودی به دنبال تکفیر شیعیان هستند.

مقام معظم رهبری در این زمینه فرمودند: کسانی که شیعه را تکفیر می‌کنند یا سنی را تکفیر می‌کنند جزو اسلام نیستند و بودجه آنها از یک جا می‌آید. هیچ فرقی نمی‌کند و سنی آمریکایی و شیعه انگلیسی از یک آبشخور آب می‌خورند.

ما این قضیه را بارها گفتیم و عرض هم خواهیم کرد. بنده بارها گفتم هرکسی بخواهد جمله‌ای بیان کند و مطالبی بگوید که شیعه و سنی را به جان همدیگر بیندازد، گناه او نابخشودنی است.

امروز تمام هم و غم آمریکا و صهیونیسم و عربستان سعودی و انگلیس این است که میان شیعه و اهل سنت اختلاف ایجاد کند.

یک عالم شیعه که از همه جا بی خبر است، دو روایت می‌بیند و تصور می‌کند که این روایت وحی منزل است. عالم شیعه این روایت را ملاک قرار می‌دهد و شروع به تبلیغ می‌کند.

بنده بارها گفته‌ام مدرک زنده دارم که از عربستان سعودی برای بعضی از هیئت‌ها در استان‌های همجوار قم پول می‌دادند تا در آن هیئت به عمر و ابوبکر و عایشه توهین کنند و فیلم بگیرند برای آنها ارسال کنند!!

استاد «شیخ اللهیاری» در لس آنجلس رسماً برای من نقل کرد که «اللهیاری» گفته است از سازمان اف بی آی یک چمدان دلار برای من آورده‌اند و روی میز من گذاشتند و دستور داده‌اند که علیه شیعه و علیه جمهوری اسلامی تبلیغ کنم.

استادش می‌گفت که وقتی من این قضیه را فاش کردم، «اللهیاری» گفت: یک چمدان نبود، بلکه یک پاکت پر از دلار بود!!

ظاهراً دلارها برای او کم بود، به همین خاطر او عمامه را کنار گذاشت و کراواتی با رنگ پرچم آمریکا می زند. ایشان هرچه سازمان اف بی آی و سازمان سیا می‌خواهد را انجام می‌دهد.

بنده در سال 1384 جلسه‌ای در برج الأبراج داشتم که نزدیک به هفتاد طبقه است. در این جلسه حدود هشت تن از اساتید برجسته دانشگاه أم القری بودند.

یکی از افراد حاضر در جلسه «دکتر ابو عمر» مستشار عالی قضایی خاندان آل سعود بود. ایشان برای من نقل می‌کرد که ما رفت و آمد خانوادگی با «ملک فهد» داریم، به طوری که اسم همسران و فرزندان و عروس‌های ایشان را هم برای ما می‌گفت.

ما جلسه سه ساعت و نیمه با این افراد داشتیم. بنده در این جلسه گفتم که در ایران شیعیان و اهل سنت زندگی مسالمت آمیزی با همدیگر دارند، به طوری که اهل سنت نماز جمعه و جماعت دارند و در دانشگاه تدریس دارند.

آن‌ها اصلاً حرف‌های بنده را باور نمی‌کردند و می‌گفتند: شما یک بهشت موعودی را تصور می‌کنید که تا خودمان نبینیم، اصلاً نمی‌توانیم باور کنیم.

اصلاً برای آنها قابل باور نبود که در ایران اهل سنت نماز جمعه و جماعت دارند یا یک اهل سنت در دانشگاه تدریس می‌کند و می‌گفتند که اصلاً چنین چیزی امکان پذیر نیست.

آن‌ها در نهایت التماس می‌کردند که دولت ایران از وزارت علوم عربستان بخواهد که ما خودمان این مسائل را ببینیم، سپس بیاییم و برای دانشجوهایمان مطرح کنیم.

بنده تمامی صحبت‌های این جلسه را ضبط کردم و فایل آن را در اختیار دارم. بنده همچنین در آن زمان یک گزارش اجمالی خدمت آیت الله ری شهری که در آن زمان مسئول بعثه مقام معظم رهبری بود، دادم و مدارک آن را هم در اختیار دارم.

دوستان عزیز ما باید دقت کنیم تکفیرهایی که از قرون اول آغاز شد، از کجا نشأت گرفت. امیرالمؤمنین را ابتدا تکفیر کردند سپس شهید کردند.

همچنین در خصوص عثمان موارد متعددی داریم که می گویند: ابتدا کفر و بدعت عثمان را ثابت کردیم سپس او را کشتیم!!

آیا مردم امام حسین را به عنوان اینکه فرزند پیغمبر اکرم و یک مسلمان هست کشتند یا مردم امام حسین را به عنوان اینکه در برابر یزید قیام کرده و از دین برگشته است شهید کردند!؟

مرحوم استادمان آیت الله شاه آبادی بارها می‌گفت: در آخرین لحظه‌ای که حضرت سیدالشهدا در گودی قتلگاه افتاده بود، سپاهیان یزید بر بدن بی رمق حمله کردند و با نیت تقرب به خداوند با شمشیر و نیزه و سنگ به بدن حضرت می‌زدند.

فتوای تکفیر و قتل شیعیان از کجا سرچشمه می گیرد!؟

در رابطه با سؤال حضرتعالی بنده از همه عزیزان اهل سنت پوزش می‌طلبم، اما به جهت اینکه سؤال پرسیده شد و در حال حاضر هم در شبکه‌های وهابی مطرح می‌شود ناگزیر هستیم آنچه در کتب شیعه آمده و آنچه در کتب اهل سنت آمده است را بیان کنیم.

باید این مطالب مطرح شود و پرونده بسته شود و در حقیقت بیان حقایق بدون جسارت انجام شود.

مشاهده کنید یکی از علمای اهل سنت به نام «سیواسی» متوفای 861 هجری در کتاب «شرح فتح القدیر» جلد اول می‌نویسد:

«وإن أنکر خلافة الصدیق أو عمر رضی الله عنهما فهو کافر»

هرکسی خلافت ابوبکر و عمر را انکار کند، کافر است.

شرح فتح القدیر، کمال الدین محمد بن عبد الواحد السیواسی، سنة الولادة / سنة الوفاة 681 هـ، الناشر دار الفکر، مکان النشر بیروت، ج 1، ص 350، باب فإن قوله جهر تتوجه النفس إلی طلب علته

علمای اهل سنت از یک طرف گفتند امامت از اصول و ارکان دین است و از طرف دیگر می گویند انکار کننده آن کافر است. با این حساب آیا در حال حاضر که حدود ششصد میلیون شیعه در کره زمین است، همگی کافر هستند؟!

آیا اقدامات داعش که امروز در مدرسه‌ای به نام حضرت سید الشهدا هشتاد و اندی دختر معصوم را به خاک و خون می‌کشد، زمینه ساز نیست؟! آقای «سبکی شافعی» در کتاب «فتاوی السبکی» جلد دوم می‌نویسد:

«وَفِیمَنْ أَنْکرَ إمَامَةَ أَبِی بَکرٍ وَعُمَرَ أَنَّ الصَّحِیحَ أَنَّهُ یکفَّرُ»

قول صحیح است که هرکسی امامت ابوبکر و عمر را انکار کند کافر است.

فتاوی السبکی، المؤلف: أبو الحسن تقی الدین علی بن عبد الکافی السبکی (المتوفی: 756 هـ)، الناشر: دار المعارف، ج 2، ص 576، فصل سب النبی

مجری:

چرا تنها نام این دو نفر را آورده است؟!

آیت الله حسینی قزوینی:

مسئله سر همین است! این در مقابل روایتی است که می‌فرماید: هرکس خلافت علی بن أبی طالب را انکار کند کافر است.

این در حالی است که حتی تا زمان «احمد بن حنبل» متوفای 241 هجری کسی جرئت نمی‌کرد بگوید علی بن أبی طالب خلیفه بوده است. این بدعت را «احمد بن حنبل» برداشت و گفت:

«من لم یربع بعلی فی الخلافة فهو أضل من حمار أهله»

هرکسی علی را به عنوان خلیفه چهارم نشمارد، از الاغ طویله‌اش گمراه‌تر است.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 402، فصل قال الرافضی مع أن رسول الله لعن معاویة الطلیق بن الطلیق اللعین بن اللعین

ما موارد متعددی در این زمینه داریم. «عبدالله» پسر «احمد بن حنبل» می‌گوید: در حال حاضر افراد بسیاری علی بن أبی طالب را به عنوان خلیفه قبول ندارند. چکار کنیم!!

مردم آن زمان تا سال 241 هجری مصادف با قرن سوم اصلاً علی بن أبی طالب را خلیفه نمی‌دانستند. همچنین آقای «ابن نجیم حنفی» یکی از فقهای بزرگ مصر در کتاب «البحر الرائق» می‌نویسد:

«وَالرَّافِضِی إنْ فَضَّلَ عَلِیا عَلَی غَیرِهِ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ»

اگر رافضی‌ها علی بن أبی طالب را بر دیگران تفضیل بدهند، بدعت گذار هستند.

«وَإِنْ أَنْکرَ خِلَافَةَ الصِّدِّیقِ فَهُوَ کافِرٌ وَمَنْ أَنْکرَ الْإِسْرَاءَ مِنْ مَکةَ إلَی بَیتِ الْمَقْدِسِ فَهُوَ کافِرٌ وَمَنْ أَنْکرَ الْمِعْرَاجَ مِنْ بَیتِ الْمَقْدِسِ فَلَیسَ بِکافِرٍ»

البحر الرائق شرح کنز الدقائق، المؤلف: زین الدین بن إبراهیم بن نجیم، المعروف بابن نجیم المصری (المتوفی: 970 هـ)، ج 3، ص 399، باب قَوْلُهُ وَکرِهَ إمَامَةُ الْعَبْدِ وَالْأَعْرَابِی وَالْفَاسِقِ وَالْمُبْتَدِعِ وَالْأَعْمَی وَوَلَدِ الزِّنَا

آقای «ابن عابدین» متوفای 1252 هجری هم مطلبی در این زمینه آورده است. در حال حاضر کتاب‌های ایشان در حوزه‌های علمیه اهل سنت در داخل کشور ما مورد عنایت قرار می‌گیرد. ایشان در کتاب «رد المحتار» جلد اول می‌نویسد:

«وَمَنْ أَنْکرَ خِلَافَةَ الصِّدِّیقِ أَوْ عُمَرَ فَهُوَ کافِرٌ»

رد المحتار علی الدر المختار، المؤلف: ابن عابدین، محمد أمین بن عمر بن عبد العزیز عابدین الدمشقی الحنفی (المتوفی: 1252 هـ(، الناشر: دار الفکر-بیروت، الطبعة: الثانیة، 1412 هـ - 1992 م، ج 1، ص 561، باب الإمامة

جناب آقای «طحطاوی» یکی از علمای معاصرین متوفای 1231 هجری در کتاب خود صفحه 303 می‌نویسد:

«وإن أنکر خلافة الصدیق کفر کمن أنکر الإسراء لا المعراج»

هرکسی خلافت ابوبکر را انکار کند کافر است، همانطور که هرکسی معراج پیغمبر اکرم را انکار کند کافر است.

حاشیة الطحطاوی علی مراقی الفلاح شرح نور الإیضاح، المؤلف: أحمد بن محمد بن إسماعیل الطحطاوی الحنفی - توفی 1231 هـ، المحقق: محمد عبد العزیز الخالدی، الناشر: دار الکتب العلمیة بیروت – لبنان، الطبعة: الطبعة الأولی 1418 هـ - 1997 م، ص 303، فصل فی بیان الأحق بالإمامة

همچنین در کتاب «فتاوی الهندیة» که دسته‌ای از علمای بزرگ هند به صورت لجنه ای آن را نوشته‌اند، آمده است:

«مَنْ أَنْکرَ إمَامَةَ أَبِی بَکرٍ الصِّدِّیقِ - رَضِی اللَّهُ عَنْهُ -، فَهُوَ کافِرٌ»

الفتاوی الهندیة، المؤلف: لجنة علماء برئاسة نظام الدین البلخی، الناشر: دار الفکر، الطبعة: الثانیة، 1310 هـ، ج 2، ص 264، باب مطلب فِی مُوجِبَاتُ الْکفْرِ أَنْوَاعٌ مِنْهَا مَا یتَعَلَّقُ بِالْإِیمَانِ وَالْإِسْلَامِ

امامت از کجای قرآن کریم آمده است؟! آیا پیغمبر اکرم فرموده است که ابوبکر امام بعد از من است؟! آیا قرآن کریم فرموده است: «ان أبابکر امام کل مؤمن و مؤمنة»؟!

مشاهده کنید در روایات قبل آمده بود امامت از ارکان و اصول دین است و در اینجا هم آمده است که انکار کننده آن کافر است. بنده در این زمینه به قدری مدرک جمع کرده‌ام که می‌توانم ساعت‌ها آنها را بیان کنم.

وقتی ما با این افراد مناظره می‌کردیم، از کتاب «بحارالانوار» و کتاب «سید نعمت الله جزائری» مطالبی می‌آوردند و می‌گفتند که آقایان معتقدند هرکسی امامت علی بن أبی طالب را انکار کند کافر است.

بنده در جواب می‌گفتم: این هم مطالبی است که در کتب شما آمده است. شما چه دلیلی دارید؟! اگر ایشان چنین حرفی را گفته است، صد روایت از پیغمبر اکرم و چندین آیه از قرآن کریم آورده است. شما چه دلیلی برای حرف خود آوردید؟!

فرضاً ایشان اجتهاد کرده باشد و در اجتهاد خود خطا کرده است. این در حالی است که شما معتقدید؛

«وَ مَنِ اجْتَهَدَ فَأَخْطَأَ فَلَهُ أَجْر»

مفردات ألفاظ القرآن، نویسنده: راغب اصفهانی، حسین بن محمد، محقق / مصحح: داوودی، صفوان عدنان، ص 495، باب صوب

بازهم جناب آقای «سبکی» در کتاب «فتاوی السبکی» جلد دوم می‌نویسد:

«وَفِیمَنْ أَنْکرَ إمَامَةَ أَبِی بَکرٍ وَعُمَرَ أَنَّ الصَّحِیحَ أَنَّهُ یکفَّرُ»

قول صحیح است که هرکسی امامت ابوبکر و عمر را انکار کند کافر است.

فتاوی السبکی، المؤلف: أبو الحسن تقی الدین علی بن عبد الکافی السبکی (المتوفی: 756 هـ)، الناشر: دار المعارف، ج 2، ص 576، فصل سب النبی

«ذهبی» در کتاب «لسان المیزان» تعبیری دارد که آقای «طبری» گفته است:

«من قال ان أبا بکر وعمر لیسا بامامی هدی یقتل یقتل»

اگر کسی معتقد نباشد ابوبکر و عمر امام هدایت هستند، کافر است و باید کشته شود.

لسان المیزان، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت - 1406 - 1986، الطبعة: الثالثة، تحقیق: دائرة المعرف النظامیة - الهند -، ج 5، ص 101، ح 344

وقتی داعش این جنایات را انجام می‌دهد به طوری که طفل شیرخواره را داخل روغن سرخ می‌کند و روی غذا می‌گذارد و پدر و مادر را با تهدید مجبور به خوردن طفل خود می‌کنند، زمینه سازش این روایات است.

همین فتاوی سبب می‌شود که داعش دختر را جلوی پدر و مادرش سر ببرند، خون او را داخل غذای پدر و مادرش بریزند و آنها را مجبور به خوردن خون دخترشان کنند!!

مفتی اعظم عربستان سعودی یا بعضی آقایان دیگر امثال «فوزان» و «بن جبرین» معتقدند که شیعه به چهار دلیل کافر است و باید کشته شود. آن‌ها به ادله اربعه کفر شیعه را ثابت می‌کنند. ما باید قدری جلوی این فتاوی را بگیریم.

وقتی داعش برای کشتن شیعه می‌آید، شخص سنی که در کنار او هست و با شیعه رفت و آمد دارد و از او دفاع می‌کند را هم می‌کشد. برای او هیچ فرقی ندارد.

رئیس جمهوری اسبق عراق می‌گفت: داعشی ها در عراق هفتاد درصد از اهل سنت را کشتند و سی درصد از شیعیان را کشتند. در هفته اول که داعش موصل را تصرف کرد، نزدیک به پنج تن از ائمه جمعه و جماعت را در ملأ عام اعدام کردند.

وقتی این افراد روی کار بیایند، برایشان فرقی نمی‌کند چه کسی را بکشند. وقتی دین نیست، مذهب نیست، خدا نیست، وجدان نیست شروع به انجام چنین جنایاتی می‌شوند. من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

سلامت باشید، بسیار استفاده کردیم. بنابر آنچه اهل سنت نقل می‌کنند خلاصه کلام این شد که ما اثبات کردیم خلافت و امامت از اصول دین و ارکان دین است.

در ادامه این هم بیان شد که از دیدگاه علمای اهل سنت هرکسی اصول دین و امامت و خلافت را انکار کند، انگار مرتکب کفر شده است و خود او کافر است.

بخش کوتاهی می‌بینیم، برمی گردیم و سؤالی در خصوص بحث شیعیان مطرح می‌کنیم.

مولای ما نمونه دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

بازهم عید سعید فطر را خدمت شما محبین اهلبیت و مسلمانان عالم و شیفتگان آل الله تبریک عرض می‌کنیم. ان شاءالله عیدی پر از خیر و برکت برایتان باشد.

حاج آقا ما این مسائل را از طرف اهل سنت بررسی کردیم، به این معنا که از ابتدا ریشه‌ای بررسی کردیم که اصلاً اصول دین چیست و با انکار آن چه اتفاقی می افتد. حال می‌خواهیم این قضیه از جهت شیعه هم بررسی شود تا بحث کامل شود.

فقهای معاصر و علمای شیعه در مورد بحث امامت چه نظری دارند؟! آیا آنها معتقدند که امامت جزو اصول دین هست یا خیر؟! این قضیه را تشریح بفرمایید تا ببینیم چه قضیه‌ای مطرح می‌شود.

آیا علمای معاصر شیعه، منکرین امامت ائمه (علیهم السلام) را کافر می دانند!؟

آیت الله حسینی قزوینی:

سؤال زیبایی است. یکی از ویژگی‌های مذهب شیعه این است که تقلید از میت را حرام می‌دانند.

به عنوان مثال «شیخ مفید» فرمایشی مطرح کرده است و برای مقلدین عصر خودش حجت بوده است. «شیخ صدوق»، «علامه حلی» و «علامه مجلسی» فتوایی صادر کرده است.

شیعه تقلید از علمای گذشته را حرام می‌داند و این تفاوت اساسی میان شیعه و اهل سنت است. در حال حاضر اهل سنت مقلد «امام ابوحنیفه» متوفای 150 هجری نزدیک به هزار و سیصد سال قبل هستند.

همچنین عده‌ای از آنها مقلد «امام شافعی» متوفای 204 هجری یا مقلد «امام مالک» متوفای 179 هجری یا مقلد «احمد بن حنبل» متوفای 241 هجری هستند.

در مقابل شیعه چنین نیست. یکی از جواب‌های ما در برابر شبهات وهابیت که از «علامه مجلسی» و «سید نعمت الله جزائری» و علمای دیگر مطلب نقل می‌کنند همین است.

در حال حاضر شیعه مقلد مراجع عظام تقلید هستند و می‌بینند مراجع فعلی چه نظری دارند و این برای شیعه ملاک است.

بنده می‌خواهم نظر دو تن از استوانه‌های فقهی شیعه را مستند بگویم. شاید قبلاً به این مطلب اشاره داشتم، اما برای اولین بار است که مفصل این مطالب را بیان می‌کنم.

در «کتاب الطهارة» اثر فقیه محقق آیت الله العظمی امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) مطلبی در این زمینه آورده است. این کتاب بلاتشبیه همانند کتاب‌هایی است که عربستان سعودی به امر «ملک فهد» چاپ می‌کند.

بنابراین کتاب قطعاً متعلق به امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) است. عزیزان دقت کنید در جلد سوم صفحه 437 آمده است:

«وأنّ ما أُخذ فی ماهیة الإسلام لیس إلَّا الشهادة بالوحدانیة، والرسالة، والاعتقاد بالمعاد»

آنچه می‌تواند یک انسان را مسلمان کند و ماهیت اسلامی را در یک فرد متبلور کند، اعتقاد به وحدانیت خدا و رسالت نبی گرامی اسلام و اعتقاد به معاد است.

مجری:

توحید، نبوت، معاد.

آیت الله حسینی قزوینی:

بله. امام خمینی سپس می‌نویسد:

«فالإمامة من أُصول المذهب، لا الدین»

امامت از اصول مذهب است، از اصول دین نیست.

کتاب الطهارة، نویسنده: السید الخمینی، ج 3، ص 437، باب وقد استفاضت الروایات فی إطلاق

این فتوای امام خمینی است که همه دنیا آن بزرگوار را می‌شناسند. ایشان بازهم در صفحه 441 می‌نویسد:

«أنّ الإمامة بالمعنی الذی عند الإمامیة، لیست من ضروریات الدین»

امامت به آن معنایی که در نزد شیعه امامیه هست، از ضروریات دین نیست.

«نعم هی من أُصول المذهب، ومنکرها خارج عنه، لا عن الإسلام»

بله، امامت از اصول مذهب است و اگر کسی منکر امامت شد از مذهب شیعه بیرون می‌رود، نه از اسلام.

کتاب الطهارة، نویسنده: السید الخمینی، ج 3، ص 441، باب وأمّا الأخبار فصرّح فی جملة منها بالناصب لنا أهلَ البیت

آیا از این واضح‌تر و روشن‌تر بیان کنیم؟!

شما فتوای امام خمینی را کنار فتوای «شنقیطی» یا «ابن عابدین» یا «سبکی» یا «قرطبی» بگذارید و ببینید چقدر با همدیگر تفاوت دارند.

نکته دوم فتوای آیت الله العظمی خوئی است. در کتاب «التنقیح فی شرح العروة الوثقی» اثر آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی جلد سوم صفحه 80 مطلبی آمده است که چنین است:

«وقد أسلفنا أنّ إنکار الضروری إنما یستتبع الکفر والنجاسة فیما إذا کان مستلزماً لتکذیب النبی (صلَّی الله علیه وآله وسلم)»

ما قبلاً هم گفتیم ضروری که موجب باشد انکار آن کفر به دنبال بیاورد، جایی است که مستلزم تکذیب پیغمبر اکرم باشد.

اگر من یک ضروری از ضروریات دین را انکار کنم، به طوری که این انکار من نستجیر بالله به تکذیب پیغمبر اکرم برگردد کفر است. آیت الله العظمی خوئی در ادامه می‌نویسد:

«نعم، الولایة بمعنی الخلافة من ضروریات المذهب لا من ضروریات الدین»

بله، ولایت به معنای خلافت از ضروریات مذهب است، از ضروریات دین نیست.

شرح العروة الوثقی - الطهارة (موسوعة الإمام الخوئی)، نویسنده: تقریر بحث السید الخوئی للغروی، ج 3، ص 80، مسأله 3

آیا از این واضح‌تر بیان کنیم؟! شیعیان مقلد این بزرگواران هستند. البته من فرمایشات آیت الله العظمی فاضل لنکرانی، آیت الله العظمی شبیری زنجانی، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و آیت الله العظمی وحید خراسانی را دارم.

آن بزرگواران هم در اصل معتقدند که انکار امامت کفر نیست و ما قائل به کفر احدی نیستیم. آیت الله العظمی وحید خراسانی می‌فرمایند که اگر حتی دیگران هم شما را تکفیر کردند، شما حق تکفیر دیگران را ندارید. آیا از این بهتر و واضح‌تر بیان کنند؟!

مجری:

مراجع حتی فتوا می‌دهند که ازدواج با اهل سنت اشکال ندارد، به این معنا که معتقد به کفر اهل سنت نیستند.

آیت الله حسینی قزوینی:

بله. مراجع عظام تقلید معتقدند که ذبیحه اهل سنت حلال است. آیت الله العظمی خوئی می‌فرمایند:

«وعلیه فلا یعتبر فی الإسلام غیر الشهادتین»

شرح العروة الوثقی - الطهارة (موسوعة الإمام الخوئی)، نویسنده: تقریر بحث السید الخوئی للغروی، ج 3، ص 78، مسأله 3

ایشان حتی معاد را هم حذف می‌کند و می‌فرماید که با شهادت به وحدانیت خدا و رسالت نبی گرامی اسلام شخص مسلمان می‌شود. چنین شخصی پاک است، ازدواج با او اشکالی ندارد و استفاده از ذبیحه او هم اشکالی ندارد.

آیت الله العظمی خوئی بازهم در کتاب «شرح عروة الوثقی» جلد سوم صفحه 79 می‌نویسد:

«أن أهل الخلاف منکرون لما ثبت بالضرورة من الدین»

آنچه اهل خلاف منکر او هستند، ضرورتی نیست که موجب کفر باشد.

«لأن الضروری من الولایة إنما هی الولایة بمعنی الحب والولاء»

آنچه از ضروریات دین است ولایت به معنای حب است، اگر کسی منکر وجوب حب اهلبیت باشد.

شرح العروة الوثقی - الطهارة (موسوعة الإمام الخوئی)، نویسنده: تقریر بحث السید الخوئی للغروی، ج 3، ص 79، مسأله 3

این بدان معناست که اگر کسی آیه شریفه:

(قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی)

بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌کنم جز دوست داشتن نزدیکانم.

سوره شوری (42): آیه 23

را منکر باشد، کافر است.

مجری:

درواقع منکر آیات الهی شده است.

آیت الله حسینی قزوینی:

بله. اگر شخصی معتقد باشد که محبت اهلبیت از واجبات نیست، در حقیقت منکر قرآن کریم است. به دلیل اینکه این مطلب به صراحت در قرآن کریم آمده است از ضروریات دین است، اما مابقی خیر.

ایشان در ادامه می‌نویسد که آقایان اهل سنت به خاطر تقلید از علما یا به جهت تقلید از پدرانشان به این نتیجه رسیده‌اند که امامت امیرالمؤمنین جزو «ما جاء به النبی» نیست. بنابراین ما به هیچ وجه به کفر و نجاست و دیگر مسائل فتوایی نمی‌دهیم.

آیت الله العظمی خوئی در ادامه می‌نویسد: سیره متشرعه از زمان ائمه اطهار (علیهم السلام) تا الآن تعامل مسلم با اهل سنت بوده است، نه اینکه نستجیر بالله تعامل کفار با اهل ذمه باشد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکریم. «الحمدلله الذی خلق علی»؛ خدا را شکر می‌کنیم که امیرالمؤمنین را برای ما خلق کرد تا جزو محبان اهلبیت و شیفتگان امیرالمؤمنین و شیعیان حضرت باشیم.

حاج آقا اگر خاطرتان باشد در دو سه جلسه گذشته مبحثی مطرح شد و آن بحث نوگلان و غنچه‌های ولایت و کسانی بود که ارادت خاصی به اهلبیت دارند. در این راستا مسابقه‌ای مطرح شد و پنج سؤال مطرح کردید.

امشب اولین بیننده و اولین کسی که به اهلبیت (علیهم السلام) ارادت دارد، پشت خط هست و قرار است به سؤالات شما پاسخ بفرماید.

تماس بینندگان برنامه:

آقا محمد حسین متولی ده ساله از قزوین سلام علیکم، بفرمایید:

بیننده (محمد حسین متولی از قزوین – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم. من می‌خواستم سه سؤالاتی که حضرت استاد مطرح کرده‌اند را خدمت شما و بینندگان پاسخ بدهم و دو سؤال بعدی را در جلسه بعد پاسخ بدهم.

مجری:

ان شاءالله.

بیننده:

سؤال اول اینکه چرا باید در مورد مذهب تحقیق کنیم؟! خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

(فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَه)

بنا بر این بندگان مرا بشارت ده، کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند.

(أُولئِک الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِک هُمْ أُولُوا الْأَلْباب)

آن‌ها کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.

سوره زمر (39): آیات 17 و 18

سؤال دوم انتخاب فرقه ناجیه از میان گروه‌های باطل است. این روایت با سند معتبر در کتب شیعه و اهل سنت آمده است.

در کتاب «سنن ترمذی» جلد چهارم صفحه 135 آمده است که پیغمبر اکرم فرمودند: امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهند شد. هفتاد و دو فرقه در آتش جهنم و یک فرقه در بهشت هستند.

«کلینی» در کتاب «کافی» جلد 8 صفحه 224 از علمای بزرگ شیعه از قول امام باقر نقل کرده است که فرموده‌اند: امت بعد از پیغمبر اکرم به هفتاد و سه فرقه تقسیم شده است. هفتاد و دو فرقه در آتش جهنم و یک فرقه در بهشت خواهند بود.

از این روی بر ما لازم است که راجع به مذهب صحیح و فرقه ناجیه در کلام رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بحث و تحقیق کنیم تا بتوانیم بهترین فرقه و گروه را انتخاب کنیم و از آن پیروی کنیم.

مجری:

ان شاءالله، حاج آقا اگر صحبتی دارید بفرمایید.

آیت الله حسینی قزوینی:

احسنتم، بارک الله. خداوند ان شاءالله هم شما و هم پدر و مادرتان را که اینطور فرزندان خوب تربیت کرده‌اند حفظ کند. ما از شما تشکر می‌کنیم.

مجری:

ایشان سه سؤال را مطرح کردند و پاسخ دادند و گفتند در خصوص دو سؤال بعدی در جلسات بعد تماس می‌گیریم و پاسخ می‌دهیم.

آیت الله حسینی قزوینی:

ایرادی ندارد. ان شاءالله اگر ایشان در جلسه بعد که شب دوشنبه هست به سؤالات پاسخ بدهند، ما شماره حساب از پدرشان می‌گیریم و مبلغی که گفته بودیم را به شماره حسابشان واریز می‌کنیم.

مجری:

چقدر انسان لذت می‌برد از اینکه یک کودک ده ساله از بسیاری از آقایانی که ادعا دارند بهتر پاسخ بدهد و بسیار زیبا از روایات و سندهای تاریخی مطالبی را مطرح کند.

آقا محمد حسین دست شما درد نکند. ان شاءالله شب دوشنبه هم در خدمت شما خواهیم بود. دو سؤال باقی مانده به فرموده حضرت استاد از شما پرسیده می‌شود و به آنها هم پاسخ بفرمایید. حاج آقا اگر نظری دارید بفرمایید.

آیت الله حسینی قزوینی:

بنده واقعاً بسیار لذت بردم. برادر بزرگتر از ایشان هم قبلاً در مسابقه غنچه‌های ولایت بودند. البته بعضی از دوستان تقاضا داشتند نام این مسابقه را غنچه‌های مهدویت بگذارید، زیرا شبکه به نام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) است.

امیدواریم در آینده از شهرهای مختلف داخل کشور یا خارج از کشور در این مسابقه شرکت کنند. ما گفتیم اگر بچه‌های زیر چهارده سال حتی در دو جلسه به این پنج سؤال پاسخ دهند، به پنج نفر اول نفری یک میلیون تومان تقدیم می‌کنیم.

مجری:

بسیار عالی. همین امر خود مقدمه‌ای می‌شود تا این بچه‌ها میان فامیل بنشینند و سخنرانی کنند.

آیت الله حسینی قزوینی:

من دیدم شما می‌خندید و با خود گفتم شاید آرزو می‌کنید به زیر چهارده سال برگردید.

مجری:

بسیار لذت بردم، بسیار عالی بود.

آیت الله حسینی قزوینی:

بنده که دیدم برایتان بسیار جذاب است، گفتم شاید آقای یعقوبی هم آرزو دارند به سن زیر چهارده سال برگردند.

مجری:

کاش در آن زمان این برنامه‌ها بود و ما هم استفاده می‌کردیم.

آیت الله حسینی قزوینی:

خدایا به آبروی حضرت صدیقه طاهره تو را سوگند می‌دهیم بر مسلمانان و بشریت و خلائق و مظلومیت منت بگذار و فرج مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم منجی عالم بشریت را نزدیک بگردان و ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکاب حضرت قرار بده.

خدایا رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بنما. خدایا گرفتاری گرفتاران مورد نظر را به حق حضرت محمد و آل محمد و به حق حضرت صدیقه طاهره را برطرف نما.

خدایا به آبروی حضرت صدیقه طاهره حوائج همگان مخصوصاً حوائج ما و حوائج بینندگان عزیز را برآورده نما. خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

دست شما درد نکند. خیلی ممنون و متشکریم از اینکه تشریف آوردید و بر سر ما منت گذاشتید.

همچنین از شما بینندگان عزیز کمال تشکر و قدردانی داریم که تا پایان بیننده برنامه خودتان برنامه «حبل المتین» بودید. واقعاً لذت می‌بریم از اینکه کسانی بیایند در این سن و سال چنین از فرقه ناجیه و مذهب حقه شیعه دفاع کنند.

انصافاً روح انسان جلا پیدا می‌کند و آرامش خاصی به انسان دست می‌دهد و با خود می‌گوید: الحمدلله این‌ها ذخیره‌های الهی هستند و قرار است از مکتب حقه شیعه دفاع کنند.

از آن زمان که شنیدم فمن یمت یرنی

نفس به سینه نمانده دلم مسافر توست

ان شاءالله با رفتن ویروس منحوس کرونا از نزدیک به خاندان اهلبیت (علیهم السلام) عرض ارادت کنیم. تا جلسه بعدی که در خدمت شما عزیزان باشیم خدا یار و نگهدارتان، یا علی مدد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 
 


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها