2024 June 22 - شنبه 02 تير 1403
مقام علمی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و عداوت عجیب «ابن تیمیه»!
کد مطلب: ١٥٥٦٠ تاریخ انتشار: ٢٤ ارديبهشت ١٤٠٢ - ١٨:٥٥ تعداد بازدید: 1274
حبل المتین » عمومی
مقام علمی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و عداوت عجیب «ابن تیمیه»!

برنامه حبل المتین24-02-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

24/02/1402

موضوع: مقام علمی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و عداوت عجیب «ابن تیمیه»!

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این برنامه:

شب معراج؛ و سه امتحان سنگین برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

خلاصه‌ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

نمونه ای از عداوت عجیب «ابن تیمیه» نسبت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

شاهکار علامه اهل سنت در تمجید از مقام علمی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

علمای اهل سنت به این ادعای عجیب ابوهریره چه جوابی دارند!؟

فرق آشکار بین امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و خلیفه اول و دوم!

تماس‌های بینندگان برنامه

نقدی بر دیدگاه عجیب «صدیقه وسمقی» درباره حجاب!

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام السلام علیک یا بقیة الله

دوستان عزیز بیننده، همراهان گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر»، دوستان خوب و همراه برنامه زنده «حبل المتین» سلام علیکم و رحمة الله، وقت شما بخیر باشد.

عزیزانی که در بخشی از کره زمین هستند و شب را دارند تجربه می‌کنند، خدمت شما شب بخیر عرض می‌کنم. وقت بخیر می گویم خدمت عزیزانی که شاید بازپخش برنامه را می‌بینند یا در ساعاتی دیگر از شبانه روز در این کره خاکی هستند.

در هر صورت آرزو می‌کنم هرجایی که هستید خداوند بهترین‌ها را برای شما رقم بزند و دلتان و وجودتان به نور حضرت محمد و آل محمد منور باشد و ان شاءالله آرامش سراسر زندگی شما را بگیرد.

بهترین دعایی که می‌توانم برای شما کنم، این است که از خداوند متعال طلب عافیت و عاقبت بخیری برایتان دارم.

خیلی خوشحالیم که خداوند بازهم در یک یکشنبه شبی دیگر به ما نفس داد و توفیق داد تا خدمت شما رسیدیم. همانطور که می دانید از هفته گذشته ساعت برنامه «حبل المتین» تغییر کرده است. ما از ساعت 20:30 تا 22 خدمت شما می‌رسیم.

جدول برنامه‌های شبکه به این شکل است که برنامه پایانی ما همیشه از ساعت 20:30 شروع می‌شود تا 22 ادامه دارد. این را عرض کردم برای دوستانی که شاید تازه «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» را باز کردند و برنامه‌های ما را دنبال می‌کنند. ان شاءالله برنامه ریزی بفرمایید که برنامه‌های زمان دوم یا سوم ما از ساعت 20:30 هست که برنامه «حبل المتین» هم جزو همان برنامه‌هاست.

ما طبق معمول ابتدا مباحثی را داریم و بعد از آن ان شاءالله اگر فرصتی شود در خدمت مخاطبین و بینندگان عزیز و نازنینمان هستیم و این فرصت را به آن‌ها می‌دهیم.

ما همین جا عرض می‌کنیم تفاوتی نمی‌کند مخاطبی که با «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» تماس می‌گیرد، آقایان حتی گویندگان وهابی باشد یا کسی که با این تفکر و اندیشه هست یا عزیزان اهل سنت و عزیزان شیعه ما باشد. هرکسی که تماس بگیرد و سؤال یا شبهه‌ای داشته باشد و می‌خواهد گفتگو و مناظره کند، ما در خدمت همه عزیزانمان هستیم.

امشب هم توفیق داریم در محضر سید معظم استاد گرانقدر حضرت آیت الله حسینی قزوینی هستیم. حاج آقا سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت روزافزون برای همه گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

ما طبق برنامه همیشگی مطلع عرایضمان را با یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم، باشد که سیدة نساء العالمین گوشه چشمی به ما کنند و دنیا و آخرت و دین و ایمان و همه امور ما را آباد کنند.

شب معراج؛ و سه امتحان سنگین برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

در کتاب «کامل الزیارات» اثر «ابن قولویه» روایتی در خصوص حضرت فاطمه نقل شده است. بعضی از بزرگان نظیر آیت الله خوئی می‌فرماید که تمام روات این کتاب ثقه هستند و روایات آن صحیح است. در این کتاب روایت مفصلی آمده که مربوط به معراج است:

«لَمَّا أُسْرِی بِالنَّبِی إِلَی السَّمَاءِ قِیلَ لَهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی یخْتَبِرُک فِی ثَلَاثٍ لِینْظُرَ کیفَ صَبْرُک»

شبی که پیامبر را به آسمان بردند، به حضرت گفته شد: خداوند تبارک و تعالی تو را در سه چیز می‌آزماید تا شکیبایی‌ات را ببیند.

«قَالَ أُسَلِّمُ لِأَمْرِک یا رَبِّ وَ لَا قُوَّةَ لِی عَلَی الصَّبْرِ إِلَّا بِک فَمَا هُنَّ»

پیغمبر فرمود: خدایا من در برابر امرت تسلیم هستم و جز به نیروی تو مرا صبری نیست. آن‌ها چیستند؟!

«قِیلَ لَهُ أَوَّلُهُنَّ الْجُوعُ وَ الْأَثَرَةُ عَلَی نَفْسِک وَ عَلَی أَهْلِک لِأَهْلِ الْحَاجَة قَالَ قَبِلْتُ یا رَبِّ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْک التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ»

وحی شد: نخستین آنها گرسنگی و مقدم داشتن نیازمندان بر خود و خانواده‌ات است. پیغمبر فرمود: ای خدای من! پذیرفتم و راضی و تسلیم شدم و توفیق و صبر از آن توست.

«وَ أَمَّا الثَّانِیةُ فَالتَّکذِیبُ وَ الْخَوْفُ الشَّدِیدُ وَ بَذْلُک مُهْجَتَک فِی مُحَارَبَةِ أَهْلِ الْکفْرِ بِمَالِک وَ نَفْسِک وَ الصَّبْرُ عَلَی مَا یصِیبُک مِنْهُمْ مِنَ الْأَذَی وَ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ الْأَلَمِ فِی الْحَرْبِ وَ الْجِرَاحِ»

دومین چیز که باید بر آن صبر کنی تکذیب شدن و هراس شدید و جانبازی‌ات در جنگ با مال و جان در برابر کافران است و نیز صبر بر آزاری است که از کافران و منافقان به تو می‌رسد و نیز درد و زخم جنگ.

«قَالَ قَبِلْتُ یا رَبِّ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْک التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْر»

پیغمبر فرمود: ای خدای من! پذیرفتم و راضی و تسلیم شدم و توفیق و صبر از توست.

«وَ أَمَّا الثَّالِثَةُ فَمَا یلْقَی أَهْلُ بَیتِک مِنْ بَعْدِک مِنَ الْقَتْلِ أَمَّا أَخُوک عَلِی فَیلْقَی مِنْ أُمَّتِک الشَّتْمَ وَ التَّعْنِیفَ وَ التَّوْبِیخَ وَ الْحِرْمَانَ وَ الْجَحْدَ [وَ الْجُهْدَ] وَ الظُّلْمَ وَ آخِرُ ذَلِک الْقَتْلُ»

سومین چیز صبر بر کشتارهایی است که خاندانت پس از تو با آن روبرو می‌شوند. برادرت علی از امتت دشنام و زورگویی و سرزنش و ناکامی و انکار و ستم می‌بیند و در پایان هم کشته می‌شود.

«فَقَالَ یا رَبِّ قَبِلْتُ وَ رَضِیتُ وَ مِنْک التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ»

پیغمبر فرمود: ای خدای من! پذیرفتم و خوشنود شدم و توفیق و صبر از توست.

«وَ أَمَّا ابْنَتُک فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ یؤْخَذُ حقّها غَصْباً الَّذِی تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِی حَامِلٌ وَ یدْخَلُ عَلَیهَا وَ عَلَی حَرِیمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَیرِ إِذْنٍ ثُمَّ یمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لَا تَجِدُ مَانِعاً وَ تَطْرَحُ مَا فِی بَطْنِهَا مِنَ الضَّرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِک الضَّرْبِ»

و اما به دخترت ستم می‌شود و محروم می‌گردد از حقی که تو برایش قرار داده‌ای. حق او را غاصبانه می‌گیرند و او را در حال بارداری می‌زنند و بر او و حریم و خانه‌اش بدون اجازه درمی آیند و سستی و تحقیر و خواری به او می‌رسد و مدافعی نمی‌یابد و بر اثر کتک خوردن جنینش سقط می‌شود و از همان زدن نیز از دنیا می‌رود.

«قُلْتُ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ قَبِلْتُ یا رَبِّ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْک التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ»

فرمود: ما از خدا هستیم و به سوی او باز می‌گردیم. ای خدای من پذیرفتم و تسلیم شدن و توفیق و صبر از توست.

کامل الزیارات، نویسنده: ابن قولویه، جعفر بن محمد، محقق / مصحح: امینی، عبد الحسین، ص 332، ح 11

تعبیری که حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) در روز عاشورا داشتند، این بود: رضایت تو رضایت ماست. حضرت نمی‌فرمایند ما راضی به رضای تو هستیم. عبارت خیلی پیام دارد و خیلی سنگین است. حضرت می‌فرمایند: خدایا! هرچه تو بپسندی، ما هم همان را می‌پسندیم. این همه مسائل برای رسول اکرم پیش آمد. قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّک یضِیقُ صَدْرُک بِما یقُولُون)

ما می‌دانیم سینه تو از آنچه آنها می‌گویند تنگ می‌شود (و تو را سخت ناراحت می‌کنند).

سوره حجر (15): آیه 97

خیلی عبارت سنگینی است. نسبت به حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) اهانت‌هایی می‌شود که حضرت می‌فرمایند:

«فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَی تُرَاثِی نَهْبا»

به همین دلیل شکیبایی پیشه کردم در حالی که گویی در چشمم خاشاک بود و استخوان راه گلویم را گرفته بود، زیرا با چشم خود می‌دیدم میراثم به غارت می‌رود.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 48، خ 3

همچنین نسبت به حضرت صدیقه طاهره مصائب زیادی به وجود آمد. ما در روایات شیعه و سنی یک مورد هم نداریم که حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) زبان به گلایه و شکوه بگشایند.

در تمام این مسائل رضای خداوند عالم برای اهلبیت عصمت و طهارت ملاک بوده است. با وجود آنکه خداوند عالم ولایت تکوین و تشریع به اهلبیت داده است، اما از ولایتشان استفاده نکردند. به تعبیر حضرت آیت الله خوئی (رضوان الله تعالی علیه) ائمه اطهار از ولایت تکوین و تشریع خود استفاده نکردند تا برای مردم الگو باشد.

اگر قرار بود ائمه اطهار (علیهم السلام) از ولایتشان در مشکلات و مصائب استفاده کنند و دشمنانشان را با ولایت تکوینی از بین ببرند، دیگر نمی‌توانستند برای مردم الگو باشند. آیت الله خوئی و آیت الله شیخ جواد تبریزی تعبیر زیبایی دارند و می‌فرمایند: اگر قرار بود ائمه اطهار (علیهم السلام) با ولایت تکوینی مشکلات خود را برطرف کنند، برای مردم شبهه ربوبیت و الوهیت پیش می‌آمد. همانطور که مردم نسبت به حضرت عیسی (علیه السلام) غلو کردند و ادعای ربوبیت کردند، نسبت به ائمه اطهار هم ادعای ربوبیت کنند.

در مقابل یک نکته قطعی و سنت لایتغیر الهی است و آن اینکه آنچه ظلم کردند در دفتر ثبت الهی نوشته شده است. روزی فرا خواهد رسید که فرزند حضرت صدیقه طاهره حضرت حجة بن الحسن العسکری (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) خواهد آمد و انتقام تمام مظلومان عالم از حضرت هابیل تا قیامش را خواهند گرفت مخصوصاً کسانی که در حق حضرت صدیقه طاهره ستم کردند.

خدا را به قلب شکسته حضرت صدیقه طاهره و به خون دل و اشک‌های جانسوز امیرالمؤمنین در دل شب سوگند می‌دهیم فرج حضرت ولی عصر را هرچه سریع‌تر نزدیک کند و ما را در صف دوستان و یاران آن بزرگوار قرار بدهد.

مجری:

ان شاءالله، خیلی ممنون و متشکرم. ان شاءالله که خداوند این توفیق را به همه ما بدهد. البته باید تلاش و کوشش و مجاهدت کنیم تا ان شاءالله جزو اعوان و انصار و یاران حضرت باشیم. تلاش کنیم در عصر غیبت جزو منتظران حقیقی و واقعی حضرت باشیم و به هر شکلی تلاش کنیم تا نام امام زمان در عالم جاودانه شود و شرایط برای ظهور حضرت مهیا شود.

اگر دوستان عزیز بیننده در خاطر شریفشان باشد، موضوع بحث و گفتگوی ما در یکشنبه شب‌ها درس‌هایی از امامت و ولایت بود و محوریت گفتگوی ما حدیث شریف ثقلین بود. ما با این حدیث مطالب بسیار زیبا و شنیدنی از محضر حضرت استاد شنیدیم.

به جهت اینکه ذهن دوستان برای ادامه مباحث آماده شود، از حضرت استاد درخواست می‌کنم مختصری از مباحث گذشته بفرمایند تا بحث جدید را عرض کنم.

خلاصه‌ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

ما در گذشته پیرامون حدیث شریف ثقلین مطالب متعددی را مطرح کردیم. در جلسه گذشته عرضمان به اینجا رسید که اهلبیت عدل قرآن قرار گرفتند.

ما عرض کردیم یکی از پیام‌های حدیث ثقلین این است همانطور که قرآن کریم «تِبْیانُ کلِّ شَی‌ء» و بیانگر هرچیزی است، اهلبیت (علیهم السلام) هم بیانگر همه چیز هستند. قرآن کریم پاسخگوی مسائل اخلاقی، مسائل اقتصادی و مسائل اعتقادی هست. ائمه اطهار (علیهم السلام) هم همانند قرآن کریم «تِبْیانُ کلِّ شَی‌ء» هستند.

ما روایات متعددی را از منابع اهل سنت با سندهای صحیح آوردیم مبنی بر اینکه تنها کسی که در طول عمرش فرمود:

«سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»

از من سؤال کنید قبل از آنکه از میان شما بروم.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 280، خ 189

امیرالمؤمنین به صراحت فرمودند: هرچه می‌خواهید از گذشته، از آینده، از حال، از بهشت، از جهنم، از هرچه که دلتان می‌خواهد از من سؤال کنید. غیر از امیرالمؤمنین احدی چنین ادعایی نکرده است و اگر هم ادعا کرده است، همانند «ابو الفرج ابن جوزی» در همان جلسه رسوا شدند. این نشانگر آن است که اهلبیت (علیهم السلام) همانند قرآن کریم «تِبْیانُ کلِّ شَی‌ء» هستند.

هرچه ما از معارف دینی، دنیایی، آخرتی، اعتقادی، اخلاقی بخواهیم باید به سراغ اهلبیت عصمت و طهارت برویم. غیر از در این خانه، خانه دیگری نیست. امام صادق (علیه السلام) به «عتبه» و «سلمة بن کهیل» فرمودند:

«شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِیحاً إِلَّا شَیئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَیت»

اگر شرق و غرب عالم را زیر پا بگذارید، علم صحیح را غیر از دودمان ما از هیچ جا نمی‌توانید پیدا کنید.

کافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 399، ح 3

این خلاصه‌ای از بحث گذشته ما بود. اقوال بزرگان و صحابه و امیرالمؤمنین و امام صادق مفصل در این زمینه تقدیم شد. ما در خدمت حضرتعالی هستیم.

مجری:

بسیار ممنون و متشکرم. با توجه به این توضیحاتی که حضرت استاد دادند و مفصل گفتیم علم بی حد و اندازه امیرالمؤمنین به شکلی بود که هیچکسی جرئت نکرد همانند امیرالمؤمنین چنین ادعایی کند.

نکته اینجاست که مردم قدر علم بی کران حضرت را ندانستند. امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرمودند: من به راه‌های آسمان آشناتر هستم تا راه‌های زمین. مردم می‌آمدند سؤالاتی می‌پرسیدند که ارزش نداشت. البته بودند افراد بسیار خاص و ویژه و تعداد انگشت شماری که از صحابه خاص امیرالمؤمنین بودند و فیض و بهره بردند.

استاد برای ما جای سؤال است و شاید جالب است که ببینیم نظر وهابی‌ها نسبت به علم مولا امیرالمؤمنین چیست؟!

نمونه ای از عداوت عجیب «ابن تیمیه» نسبت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

قرآن کریم می‌فرماید:

(خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیم)

خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده، و بر چشمهای آن‌ها پرده افکنده شده، و عذاب بزرگی در انتظار آنها است.

سوره بقره (2): آیه 7

ما این همه از بزرگان اهل سنت و صحابه نظیر «ابن عباس» و «عبدالله بن مسعود» و «عطا» و دیگران در رابطه با علم حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) مطالبی گفتیم.

«علامه حلی» می گوید تمام فقها به علم امیرالمؤمنین مراجعه می‌کردند. ما نمونه این قضایا را در جلسات گذشته عرض کردیم. «ابن تیمیه حرانی» بزرگ نظریه پرداز وهابیت در کتاب «منهاج السنة» در خصوص این فرمایش «علامه حلی» می‌نویسد:

«هذا کذب بین فلیس فی الأئمة الأربعة و لا غیرهم من أئمة الفقهاء من یرجع إلیه فی فقهه»

این دروغ آشکار است. ائمه اربعه ما و غیر از آنها هیچکدام در فقه به علی بن أبی طالب مراجعه نکردند.

«أما مالک فان علمه عن أهل المدینة و أهل المدینة لا یکادون یأخذون بقول علی»

مالک رهبر مالکی‌ها علم خود را از فقهای مدینه گرفته است. مردم مدینه که اصلاً کاری به حدیث علی بن أبی طالب نداشتند.

این در حالی است که خلیفه دوم می‌گوید:

«لولا علی لهلک عمر»

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 6، ص 41

بدبختانه ایشان خود این روایت را نقل کرده است!! او در ادامه می‌نویسد:

«أما الشافعی فانه تفقه أولا علی المکیین أصحاب ابن جریج کسعید بن سالم القداح و مسلم بن خالد الزنجی و ابن جریج اخذ ذلک عن أصحاب ابن عباس کعطاء و غیره»

این در حالی است که ما در جلسه گذشته مطلبی از قول «ابن عباس» نقل کردیم که می‌گفت: من هرچه در علم تفسیر دارم از علی بن أبی طالب فراگرفتم.

«و ابن عباس کان مجتهدا مستقلاً و کان إذا أفتی بقول الصحابة أفتی بقول أبی بکر و عمر لا بقول علی»

این جمله باید با طلا نوشته شود و از بیت الله الحرام آویزان شود تا مردم به عقل و معرفت و شعور «ابن تیمیه» بخندند!!

«و کان ینکر علی علی أشیاء»

اصلاً ابن عباس بسیاری از مطالب را به علی بن أبی طالب اعتراض می‌کرد.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 529 و 530، فصل قال الرافضی و فی الفقه الفقهاء یرجعون إلیه

من نمی‌دانم این اعتراض‌ها کجاست!! نمی‌دانم این اعتراض‌ها را شیاطین به «ابن تیمیه» وحی کردند. همانطور که قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِم)

و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا می‌کنند.

سوره انعام (6): آیه 121

یا اجنه به ایشان گفتند. یک روایت ضعیف یا جعلی بیاورید که شیطان از پسر شیطان نقل کرده باشد که «ابن عباس» نسبت به یک فتوای امیرالمؤمنین اعتراض کرده است. ما الآن نظر «ابن عباس» را عرض می‌کنیم که می‌گوید: اگر علی بن أبی طالب فتوایی می‌داد، فتوای حضرت فصل الخطاب بود و صحابه به هیچ وجه به کسی دیگر مراجعه نمی‌کردند.

مطلبی نقل شده که در تاریخ به کرات اتفاق افتاده است. نقل می‌کنند خلیفه دوم از صحابه مشورت می‌گرفت و امیرالمؤمنین ساکت نشسته بود. خلیفه دوم خطاب به حضرت عرضه داشت: شما ساکت نشسته‌اید. شما هم نظر بدهید. وقتی حضرت نظر می‌داد، خلیفه دوم نظر همه صحابه را کنار می‌زد و نظر امیرالمؤمنین را انتخاب می‌کرد. «ابن تیمیه» در صفحه بعد می‌نویسد:

«موطأ مالک لیس فیه عنه»

موطأ مالک از علی بن أبی طالب هیچ روایتی ندارد.

اگر «مالک» از امیرالمؤمنین روایتی ندارد، در حقیقت ضعف «مالک» را می‌رساند که از امیرالمؤمنین روایتی ندارد. این امتیازی محسوب نمی‌شود. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«أنا مدینة العلم وعلی بابها فمن أراد العلم فلیأت الباب»

من شهر علم هستم و علی بن أبی طالب هم در این شهر است. اگر کسی بخواهد وارد این شهر شود باید از در وارد شود.

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوی، دار النشر: المکتبة التجاریة الکبری - مصر - 1356 هـ، الطبعة: الأولی، ج 3، ص 46، باب أنا دار الحکمة

این روایت از روایات متواتر است، به طوری که هجده تن از بزرگان اهل سنت بر صحت این روایت تصریح کرده‌اند. در روایت دیگر آمده است:

«أنا دار الحکمة وعلی بابها»

من خانه حکمت الهی هستم و علی بن أبی طالب در خانه است.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 634، ح 1081

«ابن تیمیه» در ادامه می‌نویسد:

«و لم یرو مالک عن أحد من ذریته إلا عن جعفر»

سپس می‌نویسد:

«و کذلک الأحادیث آلتی فی الصحاح و السنن و المساند منها قلیل عن ولده»

در کتب صحاح و سنن از اولاد علی بن أبی طالب روایات بسیار کمی داریم.

این مایه ضعف این افراد است که از امیرالمؤمنین یا از فرزندان آن بزرگوار و امام صادق (علیه السلام) روایت ندارند. این دلیل بر مزیت این افراد نیست.

«فان أبا حنیفة من أقران جعفر الصادق توفی الصادق و ما یعرف أن أبا حنیفة اخذ عن جعفر الصادق»

اصلاً ابوحنیفه همتای امام جعفر صادق بوده است. اصلاً سابقه ندارد که ابوحنیفه از امام صادق استفاده کرده باشد.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 531 -532، فصل قال الرافضی أما المالکیة فاخذوا علمهم عنه و عن أولاده

من نمی‌دانم چه بگوییم!! ایشان بازهم در جلد هشتم می گوید: «ابن عباس» در تفسیر روایات زیادی دارد. حتی یک مورد هم نداریم که «ابن عباس» از علی بن أبی طالب روایت نقل کرده باشد. به گفته او «ابن عباس» از عمر بن خطاب و «ابوهریره» و «عبدالرحمن بن عوف» روایت نقل کرده است، اما از علی بن أبی طالب روایت نقل نکرده است!!

ایشان در ادامه می‌نویسد:

«من الصحابة الذین لم یأخذوا عن علی شیئا»

صحابه هم از علی بن أبی طالب روایتی نقل نکرده‌اند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 8، ص 43، فصل قال الرافضی وعلم التفسیر إلیه یعزی لأن ابن عباس

ایشان در جلد 8 صفحه 281 می‌نویسد:

«وقد جمع الشافعی ومحمد بن نصر المروزی کتابا کثیرا فیما لم یأخذ به المسلمون من قول علی لکون قول غیره من الصحابة أتبع للکتاب والسنة»

شافعی و محمد بن نصر مروزی کتاب بزرگی نوشته اند که مسلمانان از کلام علی بن أبی طالب هیچ استفاده‌ای نکردند. زیرا غیر از علی بن أبی طالب روایات صحابه نسبت به کتاب و سنت متابع تر بود.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 8، ص 281

واقعاً انسان نمی‌داند به عقل «ابن تیمیه» و پیروانش بخندد یا به بدبختی و بیچارگی آنها گریه کند!! «ابن تیمیه» یک سری مطالب نادرست و دروغ و افترا در کتاب خود آورده است که نشانگر نصب و عداوت او نسبت به امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا و امام حسین (علیهم السلام) است. «ابن تیمیه» حتی از «ابن ملجم» قاتل امیرالمؤمنین تجلیل کرده است.

در مقابل امروز می‌بینیم بعضی افراد در بعضی از رسانه‌ها یا بعضی افراد فریب خورده از «ابن تیمیه» با (رضی الله عنه) یاد می‌کنند. من نمی‌دانم این افراد برای فردای قیامتشان هم پاسخی دارند یا خیر؟! اگر شب اول قبر سر پل صراط از این افراد سؤال کنند، با این همه عداوتی که «ابن تیمیه» با امیرالمؤمنین و اهلبیت داشت چه پاسخی برای (رضی الله عنه) گفتن خود دارند!!

دوستان حرف‌های امروز ما را با عبارت‌هایی که در جلسات قبل از اهل سنت و صحابه نقل کردیم مقایسه کنند، آن‌ها را در یک کفه بگذارند و گفته‌های «ابن تیمیه» را هم در کفه دیگر بگذارند و ببینند حرف‌های «ابن تیمیه» چقدر ارزش و واقعیت دارد.

مجری:

بسیار خوب، خیلی ممنون و متشکرم. استاد نظر «ابن عباس» را آماده دارید که نمایش بدهید؟! به جهت اینکه این افراد چنین ادعایی کردند، حداقل ما واقعیت قضیه را هم در بین روایاتی که رسیده است نشان بدهیم.

شاهکار علامه اهل سنت در تمجید از مقام علمی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در کتاب «فتح الباری» اثر «ابن حجر عسقلانی» آمده است:

«روى بن سعد بإسناد صحیح عن بن عباس قال إذا حدثنا ثقة عن علی بفتیا لم نتجاوزها»

ابن سعد با سند صحیح از ابن عباس نقل کرده است که گفته: اگر یک راوی ثقه از علی بن أبی طالب یک فتوایی نقل می‌کرد، اصلاً دیگر از او تجاوز نمی‌کردیم و همانجا متوقف می‌شدیم.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 7، ص 73، ح 3504

از این بهتر؟! از این واضح‌تر؟! در ادامه مطلبی هم از آقای «حرالی» بگویم. بنده ابتدا «حرالی» را به بینندگان عزیز معرفی کنم. در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد بیست و سوم آمده است که «ذهبی» در رابطه با «حرالی» می‌گوید:

«هو العلامة المتفنن أبو الحسن علی بن أحمد بن حسن التجیبی الأندلسی»

علامه صاحب فنون مختلف ابو الحسن علی بن أحمد بن حسن الأندلسی.

«وممن یعظمه شیخنا شرف الدین ابن البارزی»

شیخ و استاد ما شرف الدین بن بارزی او را با عظمت یاد می‌کرد.

«قاضی حماة فمن شاء فلینظر فی توالیفه فإن فیها العظائم»

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 23، ص 47، باب 33 الحرالی

همچنین «ذهبی» در کتاب «تاریخ الإسلام» وقتی به «حرالی» می‌رسد، می‌نویسد:

«علی بن أحمد بن الحسن بن إبراهیم التجیبی. الإمام، أبو الحسن، الحرالی الأندلسی»

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 46، ص 336، ح 4

علمای اهل سنت کلمه «الإمام» را در حق هرکسی به کار نمی‌برند. واژه «الإمام» در میان اهل سنت همانند واژه "مرجع تقلید جهان تشیع" در میان شیعیان است. «ذهبی» می‌گوید: اگر واژه «الإمام» در حق هر عالمی استعمال شد، دیگر ما هیچ ضعفی درباره او قبول نمی‌کنیم و اگر کسی سخنی علیه او نقل کند از او قبول نمی‌کنیم.

حال ببینید آقای «حرالی» چه مطلبی نقل کرده است. در کتاب «فیض القدیر» اثر «مناوی» جلد سوم از قول پیامبر اکرم نقل شده که حضرت فرمودند:

«قسمت الحکمة عشرة أجزاء فأعطی علی تسعة أجزاء والناس جزءا واحدا»

حکمت به ده جزء تقسیم شد و نه قسم به علی بن ابی طالب داده شد و یک قسم باقیمانده به سایر مردم داده شد.

سپس می‌نویسد:

«عهد إلی علی کرم الله وجهه سبعین عهدا لم یعهده إلی غیره»

پیغمبر هفتاد نوع علم در اختیار علی گذاشت که هیچ احدی از آنها اطلاعی ندارد.

در ادامه می‌نویسد:

«وقد شهد له بالأعلمیة الموافق والمخالف والمعادی والمحالف»

بر اعلمیت علی بن أبی طالب همه مخالفین و موافقین شهادت داده‌اند. حتی دشمنان حضرت و اهل کتاب هم بر اعلمیت حضرت شهادت دادند.

ایشان در ادامه از قول «حرالی» نقل می‌کند که او گفته است:

«قد علم الأولون والآخرون أن فهم کتاب الله منحصر إلی علم علی»

تمام گذشتگان و تمام آیندگان می دانند که فهمیدن کتاب خدا منحصر به علم علی است.

«ومن جهل ذلک فقد ضل عن الباب الذی من ورائه یرفع الله عن القلوب الحجاب»

هرکس جاهل باشد راه گمراهی را پیموده است.

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوی، دار النشر: المکتبة التجاریة الکبری - مصر - 1356 هـ، الطبعة: الأولی، ج 3، ص 46، باب أنا دار الحکمة

بنده گمان می‌کنم اگر ما هیچ جوابی به یاوه گویی ابن تیمیه ندهیم غیر از مطلبی که «حرالی» نقل کرده است، برای ما کفایت می‌کند. «ذهبی» از «حرالی» به عنوان امام و صاحب علوم متعدد و متفنن نقل می‌کند. من نمی‌دانم آقایان به دنبال چه هستند؟!

علمای اهل سنت به این ادعای عجیب ابوهریره چه جوابی دارند!؟

«ابن تیمیه» می‌گوید: صحابه علم خود را از علی بن أبی طالب نگرفتند. ما کاری با «ابن تیمیه» نداریم، زیرا از دنیا رفته است. من از افرادی که طرفدار «ابن تیمیه» هستند سؤالی می‌پرسم و تقاضا دارم به من جواب بدهند. سؤال من از کتاب «صحیح بخاری» است. در این کتاب روایتی از «ابوهریره» نقل شده است، کسی که حدود پنج هزار و هفتصد روایت از رسول اکرم نقل کرده است. او تنها هجده ماه با پیغمبر اکرم بود.

«ایوهریره» سال ششم بعد از فتح خیبر مسلمان شد و بعد از یک سال و نیم به بحرین رفت و بعد از رحلت پیغمبر اکرم به مدینه بازگشت. حال شما به ما بگویید «ابوهریره» این تعداد روایت را از کجا شنیده است!!

در مقابل «ابن عباس»، «عبدالله بن عمر»، «ابو سعید خدری» و خلیفه اول از دوران طفولیت با پیغمبر اکرم بودند اما هیچکدام این تعداد روایت از پیغمبر اکرم نقل نکرده است. عایشه هم از شش سالگی با پیغمبر اکرم بوده است، اما دو هزار و دویست و ده روایت از او نقل کرده‌اند.

«بخاری» از قول «ابوهریره» می‌نویسد:

«أَنَّ أَبَا هُرَیرَةَ یکثِرُ الحدیث علی رسول اللَّهِ وَاللَّهُ الْمَوْعِدُ»

شما پشت سر من حرف می‌زنید و می گویید که ابوهریره چقدر روایت از پیغمبر اکرم نقل کرده است. من فردا به خداوند شکایت می‌کنم.

«إنی کنت امْرَأً مِسْکینًا أَلْزَمُ رَسُولَ اللَّهِ علی مِلْءِ بَطْنِی»

من فرد مسکینی بودم که ملازم پیغمبر بودم و کنار سفره پیغمبر می‌نشستم.

«وکان الْمُهَاجِرُونَ یشْغَلُهُمْ الصَّفْقُ بِالْأَسْوَاقِ وَکانَتْ الْأَنْصَارُ یشْغَلُهُمْ الْقِیامُ علی أَمْوَالِهِمْ »

مهاجرین که در بازار مشغول خرید و فروش بودند و انصار هم در بیابان‌ها مشغول کشاورزی بودند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 6، ص 2677، ح 6921

او ادعا می‌کند که من ملازم پیغمبر اکرم بودم و از حضرت روایت می‌شنیدم. آقایان وهابی! ایشان ادعا می‌کند که اصلاً مهاجرین و انصار کاری با پیغمبر اکرم نداشتند. یک عده در بازار بودند و عده دیگری هم در بیابان بودند.

«ابن تیمیه» که می‌گوید: مهاجرین اعلم از علی بن أبی طالب بودند، طرفداران او به این روایت از کتاب «صحیح بخاری» جواب بدهند. بازهم در حدیث دیگری آمده است:

«وَیقُولُونَ ما لِلْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ لَا یحَدِّثُونَ مِثْلَ أَحَادِیثِهِ»

بعضی افراد می گویند چرا مهاجرین و انصار همانند «ابوهریره» روایت نقل نمی‌کنند.

«وَإِنَّ إِخْوَتِی من الْمُهَاجِرِینَ کان یشْغَلُهُمْ الصَّفْقُ بِالْأَسْوَاقِ وَإِنَّ أخوتی من الْأَنْصَارِ کان یشْغَلُهُمْ عَمَلُ أَمْوَالِهِمْ وَکنْتُ امْرَأً مِسْکینًا أَلْزَمُ رَسُولَ اللَّهِ علی مِلْءِ بَطْنِی»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 2، ص 827، ح 2223

ایشان جرئت نمی‌کند نسبت به علی بن أبی طالب حرفی بزند. تقریباً می‌توان گفت بعد از «ابوهریره» بیشترین روایت را آقایان از عایشه نقل کرده‌اند. آنچه در ذهن دارم «ابن حزم أندلسی» دو هزار و دویست و ده روایت از عایشه نقل کرده است.

در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» اثر «حاکم نیشابوری» روایتی در این زمینه آمده است. امیدوارم ان شاءالله بحث ما به گوش طرفداران «ابن تیمیه» برسد و جوابی به ما بدهند. «ابوهریره» گفت: عده‌ای از مهاجرین و انصار در بازار بودند و عده دیگری هم در بیابان بودند و اصلاً کاری با پیغمبر اکرم نداشتند. در روایت آمده است:

«عن عائشة أنها دعت أبا هریرة فقالت له یا أبا هریرة ما هذه الأحادیث آلتی تبلغنا إنک تحدث بها عن النبی»

عایشه همسر پیغمبر ابوهریره را به منزلش دعوت کرد و گفت: روایاتی که به ما می‌رسد و از پیغمبر اکرم نقل می‌کنی چیست؟!

«هل سمعت إلا ما سمعنا وهل رأیت إلا ما رأینا»

آیا غیر از سخنرانی‌های پیغمبر که ما دیدیم و حرف‌هایی که ما شنیدیم، تو مطلب دیگری شنیدی؟!

«قال یا أماه إنه کان یشغلک عن رسول الله المرآة والمکحلة والتصنع لرسول الله وإنی والله ما کان یشغلنی عنه شیء»

ابوهریره گفت: ای مادر! تو مشغول آرایش و معاشقه و تصنع برای رسول خدا بودی، اما به خدا سوگند من سراغ آینه و سرمه دان نبودم.

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 582، ح 6160

این در حالی است که پیغمبر اکرم نٌه همسر داشت و از نُه شب یک شب نوبت به عایشه می‌رسید!! اصلاً این تعبیر، تعبیر بسیار وقیحی است.

«ابوهریره» مهاجرین و انصار را شست و کنار گذاشت، به عایشه هم می‌گوید که تو مشغول عشوه و عشق و عاشقی با پیغمبر اکرم بودی!! آقای «ابن تیمیه» که این افاضات را فرمودند که اصحاب هیچکدام از علی بن أبی طالب روایت نقل نکردند، به این روایات پاسخ بدهند. شما معتقدید که پیغمبر اکرم فرمودند:

«خذوا شطر دینکم عن الحمیراء»

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 3، ص 129، فصل موت خدیجة بنت خویلد

به قول «ابوهریره» عایشه هم مشغول آرایش و سرمه داده بوده است!! «مرحوم شیخ طوسی» و «مرحوم طبرسی» و دیگران وقتی به عایشه به می‌رسند، می‌فرمایند: عقیده شیعه نسبت به همسران تمام انبیاء این است که همه آنها پاک هستند. این افتخار شیعه است که بر این عقیده است که همسران تمامی انبیاء الهی از هرگونه فساد اخلاقی مبرا هستند.

«آلوسی» متوفای 1270 هجری در کتاب «تفسیر» خود می‌نویسد: بعضی از سنی‌های تندرو می گویند شیعیان به عایشه نسبت‌های ناروا می‌دهند. من تمام کتاب‌های شیعیان را خواندم. در کتاب‌های معتبر شیعه کوچکترین جمله توهینی به عایشه ندیدم. یکی از آن عبارات همین عبارت است. ببینید در تمام کتاب‌های شیعه چنین تعبیر زشتی نسبت به عایشه به کار نرفته است. این روایت را «حاکم نیشابوری» با سند صحیح نقل کرده است.

فرق آشکار بین امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و خلیفه اول و دوم!

اگر قرار باشد از امیرالمؤمنین هم روایت نگیرند، از کجا می‌خواهند روایت بگیرند؟! آقایان تعبیری از خلیفه اول و خلیفه دوم نقل می‌کنند که ما روی آن خط می‌کشیم.

«عبدالله مسعود» مفسر عالیقدر عصر نبوت بوده است. «احمد بن حنبل» رئیس حنابله در کتاب «مسند» خود جلد هفتم با سند صحیح نقل کرده که مسئله‌ای در رابطه با میراث زنی که شوهرش مرده است برای صحابه پیش آمده بود. آن‌ها یک ماه یا بیشتر نزد «عبدالله بن مسعود» می‌رفتند و حکم شرعی می‌پرسیدند. «عبدالله بن مسعود» گفت: من نه از پیغمبر اکرم و نه کسی دیگر مطلبی در این زمینه نشنیدم. صحابه گفتند: تو که صحابی پیغمبر اکرم بودی. اگر تو ندانی، ما چکار کنیم؟!!

فرق بین علی بن أبی طالب و «عبدالله بن مسعود» این است که علی بن أبی طالب بالای منبر می‌رود و می‌فرماید:

«سلونی فوالله لا تسألونی عن شیء یکون إلی یوم القیامة إلا حدثتکم به»

هرچه می‌خواهید از من سؤال کنید. به خدا سوگند تا قیام قیامت از هر چیزی می‌خواهید از من سؤال بپرسید تا به شما جواب دهم.

تفسیر القرآن، اسم المؤلف: عبد الرزاق بن همام الصنعانی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1410، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. مصطفی مسلم محمد، ج 3، ص 241، باب الذاریات: (1 - 4) والذاریات ذروا

ولی «عبدالله بن مسعود» که به قول شما افضل و اعلم صحابه است، در یک مسئله فقهی کوچک بعد از یک ماه فکر کردن نمی‌تواند جواب بدهد. یا این عبارت که می گوید:

«فَإِنْ یک صَوَاباً فَمِنَ اللَّهِ عز وجل وان یکنْ خَطَأً فمنی وَمِنَ الشَّیطَانِ وَاللَّهُ عز وجل وَرَسُولُهُ بَرِیئَانِ»

اگر این فتوای من درست بود خدا به من اعلام کرده و اگر فتوای من خطا بود مال من و مال شیطان است و خداوند عزوجل و رسولش از این فتوا بیزار است.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 447، ح 4276

شما این روایت را در یک کفه بگذارید و روایاتی که از امیرالمؤمنین نقل کردیم را هم در کفه دیگر بگذارید. حال «ابن تیمیه» ادعا می‌کند که صحابه روایات خود را از علی بن أبی طالب نگرفته‌اند و هرچه فتوا دارند از ابوبکر و عمر بن خطاب است!!

دروغ گفتن حدی دارد و «ابن تیمیه» دروغگویی را از حد گذرانده است. گاهی اوقات دروغ‌های افراد به قدری شاخ دار است که خودشان هم باور می‌کنند شاید دروغ‌هایشان درست باشد. «ابن تیمیه» نسبت به اهلبیت (علیهم السلام) حرفی می زند و اگر هم کسی از او سؤال کند، در پاسخ عاجز می‌ماند. به «علامه حلی» گفتند: چرا جواب «ابن تیمیه» را نمی‌دهید؟! ایشان گفت: اگر می‌دانستم که ایشان می‌فهمد، جواب می‌دادم!!

روزی «علامه حلی» در کنار بیت الله الحرام با «ابن تیمیه» در صف جماعت بودند و «ابن تیمیه» ایشان را نشناخت. او چند سؤال در مسائل فقهی و اعتقادی و تفسیری پرسید و «علامه حلی» جواب داد. «ابن تیمیه» گفت: تو کیستی که دریایی از علم هستی؟! «علامه حلی» در پاسخ گفت: من همان کسی هستم که در کتاب‌هایت از من به «ابن المنجس» یاد می‌کنی!!

«علامه حلی» فرزند «ابن المطهر» است. «ابن تیمیه» به جای «ابن المطهر» در چند جا ایشان را «ابن المنجس» خطاب کرده است. «ابن حجر» این قضیه را نقل می‌کند و قدری معطل می‌ماند که چکار کند «ابن تیمیه» خراب نشود، اصل ملاقات را زیر سؤال می‌برد. من در خدمت شما هستم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. دیدیم و شنیدیم رفتار کسانی که بغض و کینه و عداوت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را دارند و نصب اهلبیت از رفتار و کردارشان مشخص است. آن‌ها سعی می‌کنند به هر شکلی و به هر نوعی که ممکن است فضائل امیرالمؤمنین را انکار و تضعیف کند یا به نوعی این فضائل را سلب کنند، اما این فضائل اینقدر بی حد و اندازه و بی کران هست که کسی نمی‌تواند منکر فضائل امیرالمؤمنین شود.

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

که‌تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم

السلام علیک یا أمین الله فی أرضه و حجته علی عباده السلام علیک یا أمیرالمؤمنین

ان شاءالله این عشق و این ارادت و این محبتی که در دل‌های شما می‌جوشد و لبریز از محبت و ولایت مولاست، همچنان پایدار باشد و تا قیام قیامت پای عهدمان بمانیم. ان شاءالله کنار حوض کوثر از دستان باکفایت و نورانی و بامحبت مولا و آقاجانمان حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) سیراب شویم.

همانطور که قول داده بودیم بخشی از برنامه در خدمت مخاطبین و بینندگان عزیز و گرانقدر هست تا اگر می‌خواهند تماس بگیرند و سؤال و شبهه‌ای دارند با ما در میان بگذارند. عزیزان شیعه یا عزیزان اهل سنت یا آقایان وهابی برای ما فرقی نمی‌کند. هر مخاطبی که همراه «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» هست، این فرصت را برای تماس و ارتباط در اختیار دارد.

تماس‌های بینندگان برنامه:

آقای مرادی از کرج بیننده بزرگوارمان روی خط ارتباطی هستند. آقای مرادی خدمت شما سلام عرض می‌کنم، شبتان بخیر:

بیننده (آقای مرادی از کرج – شیعه):

سلام خدمت شما، استاد و همه بینندگان. پیشاپیش شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) را تسلیت عرض می‌کنم.

چند هفته پیش شبکه‌های «اینترنشنال» و «بی بی سی» در خصوص حجاب از خانم «صدیقه وسمقی» که ایشان را فقیه می‌خواندند، مطلبی خواندند و روی این خبر خیلی مانور می‌دادند.

آن‌ها نقل می‌کردند که ایشان گفته است حجاب برای یک فرد مسلمان ضرورتی ندارد و می‌گفتند که ایشان با استناد به قرآن کریم این حرف را زده است. من می‌خواستم استاد در مورد این مسئله یک توضیحی بدهند.

سؤال دوم من این بود که چرا امام جعفر صادق را مؤسس مذهب شیعه می دانیم. مگر ائمه قبل از امام صادق شیعه نبودند؟!

مجری:

آقای مرادی از کرج خیلی از شما متشکریم، خدا نگهدارتان باشد. محمد آقا از مازندران بیننده بعدی ما هستند. آقای محمد سلام علیکم، شبتان بخیر:

بیننده (آقای محمد از مازندران – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم. خدمت مجری محترم و استاد عزیز و دوست داشتنی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم.

مولا امیرالمؤمنین در چند مورد گریه می‌کردند. یک گریه از شوق و علاقه نسبت به خداوند بود، تا آنجا که حضرت از شدت گریه بیهوش می‌شدند. یک گریه از روی ترس از روز قیامت بود. اصحاب عرضه می‌داشتند: شما با این همه عبادت چرا گریه می‌کنید؟! حضرت می‌فرمودند: روز قیامت خیلی سخت است.

امیرالمؤمنین یک گریه برای مردم می‌کردند. حضرت در بازار راه می‌رفتند و با صدای بلند شروع به گریه کردن کردند. اصحاب عرضه داشتند: چه اتفاقی افتاده است. فرمود: شما در روز مشغول کار کردن هستید و شب‌ها هم مشغول تفریح و استراحت هستید. پس چه زمان به فکر آخرت هستید؟!

امیرالمؤمنین گریه دیگری هم به خاطر فراق از دوستان می‌کردند، تا آنجا که به پهنای صورت اشک می‌ریخت و می‌فرمود: «أین عمار»، «أین ذو شهادتین». به خدا سوگند آنها خدا را ملاقات کردند و خداوند پاداش آنها را داد.

امیرالمؤمنین گریه دیگری هم برای فرزندان یتیم می‌کردند. راوی نقل می‌کند که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) کودک یتیمی را بر دوش خود سوار کرد و صدای بزغاله درآورد. من گفتم: یا امیرالمؤمنین! این چه کاری است؟! شما خلیفه مسلمین هستید. حضرت فرمود: هرکاری کردم که بخندم نخندید، اما وقتی این کار را کردم خندید.

همه این گریه‌ها به کنار، اما حضرت گریه مخصوصی هم برای حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) دارند.

مجری:

خیلی متشکرم، ممنونم از شما آقای محمد از مازندران. جناب آقای بهادری عزیز از کرج روی خط ارتباطی هستند. سلام علیکم، بفرمایید:

بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام عرض می‌کنم خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی و جناب آقای اسماعیلی.

در کتاب «سنن أبی داود» خبر 3574 و «سنن ابن ماجه» خبر 2314 و «سنن دارقطنی» خبر 514 و «بخاری» در چندین جا آورده است که دلیل مشروعیت خلافت ابوبکر نص رسول خدا بوده است، زمانی که پیغمبر اکرم در بستر بیماری بودند.

در کتاب «سنن ترمذی» خبر 3672 از قول عایشه نقل شده که پیغمبر به من فرمودند:

«مُرُوا أَبَا بَکرٍ فَلْیصَلِّ بِالنَّاسِ»

به ابوبکر بگویید که برود و نماز بخواند.

الجامع الصحیح سنن الترمذی، اسم المؤلف: محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت --، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ج 5، ص 613، ح 3672

به خاطر اینکه پیغمبر اکرم فرموده است ابوبکر نماز بخواند، بنابراین این دلیل بر حجیت جانشینی ایشان بعد از پیغمبر است.

سؤالی که ما می‌خواهیم از آقایان وهابی بپرسیم این است که اگر پیغمبر اکرم در حال بیماری بفرمایند که بعد از من علی بن أبی طالب امام و جانشین من است، می گویند:

«إن الرجل لیهجر»

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 6، ص 19

اگر پیغمبر اکرم بفرمایند: قلم و دواتی بیاورید تا چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید، می گویند پیغمبر اکرم هذیان می‌گوید. سؤال من این است که چرا امر پیامبر گرامی اسلام در حال تب هذیان است، اما در این موارد هذیان نیست؟!

در کتاب «شرح ابن ابی الحدید» جلد 12 صفحه 81 آورده‌اند که خانم عایشه گفت رسول خدا فرمودند: ابوبکر برود و نماز بخواند. من گفتم: یا رسول الله! پدرم رئوف القلب است و سر نماز به گریه می افتد. مردم نمی‌توانند نماز خواندن بلند پدرم را بشنوند. من پیشنهاد می‌کنم عمر بن خطاب پیش نماز شوند. پیغمبر فرمودند: خیر، فقط ابوبکر پیش نماز شود.

من می‌خواهم بگویم که در صدر اسلام در یک جا می‌نویسند: عمر بن خطاب گفته است به خاطر اینکه پیغمبر اکرم در حال تب هستند، قولش حجت نیست. بازهم در همان جا می‌نویسند که نصب امامت از طرف پیغمبر اکرم برای ابوبکر حجت بوده است. آقایان وهابی نسبت به این تناقض گویی چه جوابی دارند؟! ما منتظر جواب ایشان هستیم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

سلامت باشید، آقای بهادری عزیز و بزرگوار بسیار از شما ممنون و متشکرم. جناب استاد آقای مرادی از کرج ابتدا سؤال کردند که قضیه‌ای را مطرح کردند که در شبکه‌های ضد نظام اسلامی هم برخی مطالب مطرح می‌شود.

نقدی بر دیدگاه عجیب «صدیقه وسمقی» درباره حجاب!

«صدیقه وسمقی» در جایی گفته است که در قرآن و روایات سندی بر پوشش اجباری وجود ندارد. من نمی‌دانم آنها واژه "حجاب اجباری" را از کجا آوردند و به این شکل بیان می‌کنند. آقای مرادی درخواست کردند که پاسخی بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«وسمقی» از شاگردان «برقعی» و از طرفداران و هم فکران «مصطفی طباطبایی» است. آیت الله سبحانی می‌فرمایند: من شبهه‌ای در ناصبی بودن «طباطبایی» ندارم.

من قبلاً هم گفتم که شاید بیست روز قبل از رحلت آیت الله فاضل لنکرانی خدمت ایشان بودیم و به عیادت ایشان رفتیم. در همان جلسه هم صحبتی از «طباطبایی» شد و آیت الله سبحانی در همان جلسه هم فرمودند: با توجه به شناختی که دارم، در ناصبی بودن «طباطبایی» شبهه ندارم.

مشخص است کسانی که هم پیاله «طباطبایی» و «برقعی» و «شریعت سنگلجی» و امثال این افراد هستند، می‌خواهند آیات قرآن کریم را زیر سؤال ببرند. اگر نسبت به آیه 31 سوره نور از یک کودک دبستانی هم سؤال کنند، می‌تواند پاسخ بدهد که آیه مربوط به حجاب است. قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ)

و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فرو گیرند.

همانطور که نگاه کردن مرد به زن نامحرم حرام است، نگاه کردن زن به مرد نامحرم هم حرام است.

(وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها)

و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند.

(وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ)

و روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود).

(وَ لا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکتْ أَیمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ ما یخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعاً أَیهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُون)

و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان یا بردگانشان (کنیزانشان) یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند، آن‌ها هنگام راه رفتن پای‌های خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود. (و صدای خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگی به سوی خدا بازگردید ای مؤمنان تا رستگار شوید.

سوره نور (24): آیه 31

من از این افراد سؤال می‌کنم (وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ) چه پیامی دارد؟! (وَ لا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ) چه پیامی دارد؟! آیا وقتی قرآن کریم می‌فرماید که زنان طوری روسری را بر خود بپوشانند که حتی سینه‌هایشان را هم بپوشاند، معنای آن چیست؟!

قرآن کریم می‌فرماید: اگر دکمه پیراهن زنان باز است، سینه‌شان نشان داده نشود. آیا باید آیه‌ای واضح‌تر از این در قرآن کریم داشته باشیم؟! قرآن کریم با لام تأکید می‌فرمایند:

(وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ)

حتماً باید خانم‌ها روسری خود را طوری به سینه‌هایشان بچسبانند که زیر گلو و سینه‌شان برای نامحرم دیده نشود. آنوقت این افراد ادعا می‌کنند که حجاب اجباری نیست. می‌ترسیم فردا این افراد بگویند دزدی هم گناه نیست و مراد از:

(وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیدِیهُما جَزاءً بِما کسَبا نَکالاً مِنَ اللَّه)

دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر عملی که انجام داده‌اند به عنوان یک مجازات الهی قطع کنید.

سوره مائده (5): آیه 38

این است که به دزدان به قدری پول و امکانات بدهید تا سیر شوند و دیگر دزدی نکنند!! وقتی توجیه آزاد شد همه چیز آزاد می‌شود.

(الزَّانِیةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَة)

زن و مرد زناکار را هر یک، صد تازیانه بزنید.

سوره نور (24): آیه 2

مراد از این آیات این است که اگر چنین کاری کنید، چنین مجازاتی را هم در پی خواهد داشت. ما روی این قضایا تأکید کنیم همانند آیه شریفه:

(وَ اللاَّتِی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُن)

و (اما) آن دسته از زنان را که از طغیان و مخالفتشان بیم دارید پند و اندرز دهید و (اگر مؤثر واقع نشد) در بستر از آنها دوری نمائید و (اگر آنهم مؤثر نشد و هیچ راهی برای وادار کردن آنها به انجام وظائفشان جز شدت عمل نبود) آن‌ها را تنبیه کنید.

سوره نساء (4): آیه 34

مراد از (وَ اضْرِبُوهُن) به این معناست که این افراد را تهدید کنید یا به آنها تشر بزنید. اگر قرار شد امروز حجاب را زیر سؤال ببریم و فردا دزدی را زیر سؤال ببریم و روز دیگر مسائل عفت را زیر سؤال ببریم، دیگر چیزی از اسلام باقی نمی‌ماند.

حداقل اگر اهلبیت را قبول ندارید، نسبت به زنان پیغمبر اکرم نباید ایراد بگیرید. قرآن کریم به صراحت به رسول اکرم می‌فرماید: بگو به زنانت و زنان مؤمنین و مؤمنات که خودشان را از نامحرم بپوشانند. زنان وقتی حرف می‌زنند، طوری حرف نزنند که صدای نازک آنها باعث شود بعضی افراد که افکار مریضی دارند به فساد بیفتند. از این واضح‌تر؟!

مجری:

استاد الآن نماز هم جزو واجبات است، روزه هم جزو واجبات است و دستور قرآنی هم داریم. آیا باید بگوییم نماز اجباری یا روزه اجباری؟!

به عنوان مثال قانون راهنمایی و رانندگی این است که کمربند ایمنی باید بسته شود. اگر کسی کمربند ایمنی را نبندد یا سرعت غیر مجاز حرکت کند جریمه می‌شود. وقتی واژه "اجبار" را کنار چیزی می‌گذارند، صورت درستی ندارد. هر چیزی محدودیت‌هایی دارد و آن محدودیت‌ها براساس قانون یا شرع و آیات و روایات است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، همینطور آیه شریفه:

(یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِک وَ بَناتِک وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِک أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیما)

ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابها (روسری‌های بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه (از کنیزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و (اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده) خداوند همواره غفور و رحیم است.

سوره احزاب (33): آیه 59

را هم داریم. (یدْنِینَ) به چه معناست؟! قرآن کریم نمی‌فرماید «یلقین علیهن». اگر قرآن کریم فرموده بود «یلقین علیهن من جلابیبهن» به این معنا بود که چادر یا روسری را سر کنند. بعضی از بدحجاب‌ها چیزی سر می‌کنند و موهایشان هم بیرون است.

(یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ)

مراد از فرمایش قرآن کریم این است که کاری کنید روسری به بدنتان بچسبد. مراد از فرمایش این آیه این است که زنان طوری حجاب را رعایت کنند که وقتی از کنار مردان رد می‌شوند نشناسد این دختر یا زن چه کسی است. حجاب باید این چنین باشد!

(یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِک وَ بَناتِک وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِک أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیما)

من نمی‌دانم این افراد به دنبال چه هستند. آن‌ها برای اینکه شبکه‌های ضد نظام حرف‌های آنها را مطرح کند، قداست شکنی می‌کنند. بعضی دیگر در ماه مبارک رمضان زنان بی حجاب را در مسجد راه می‌دهند.

همین دو سه ماه قبل نزدیک به دویست نفر از آقایان اهل سنت عروسی گرفته بودند. معمولاً در تمام عروسی‌هایی که می‌گیریم، عروس و داماد کنار هم هستند. ملاحظه کنید در مسجد مکی یک عروس بود؟! در آن زمان به یک عروس اجازه ندادند به مسجد بیاید و در کنار آقا داماد باشد تا معلوم شود عروس است.

در مقابل خانمی که به مسجد مکی رفته بود می‌گفت ما هرکجای دنیا به کشورهای اسلامی رفتیم اجازه ندادند بی حجاب وارد مسجد شویم، اما اینجا به ما اجازه دادند. من نمی‌دانم این مذمت است یا مدح است!!

یکی از علمای اهل سنت به «مولوی عبدالحمید» گفته بود: مشهور شدن به چه قیمتی؟! ما بارها گفتیم بحث «مولوی عبدالحمید» بحث شیعه و سنی نیست، بلکه بحث اپوزیسیون و مخالفت با نظام و مقام معظم رهبری هست. البته خداوند عالم جای حق نشسته است.

(إِنَّ رَبَّک لَبِالْمِرْصاد)

مسلماً پروردگار تو در کمینگاه است.

سوره فجر (89): آیه 14

قضایایی که در روز عید پیش آمد، تمام کسانی که امکانات رؤیت داشتند گفتند که اصلاً روز پنج شنبه امکان رؤیت ماه وجود ندارد. «مولوی عبدالحمید» روز جمعه را عید اعلام کرد و آقای «عبدالرحمن سربازی» که رفیق غار ایشان هست، کاملاً با این قضیه مخالفت کرد. به نظر من این قضیه یک چوب الهی برای ایشان بود.

«عبدالرحمن سربازی» می‌گوید: من تا نیمه شب با ایشان تلفنی صحبت می‌کردم و حرف‌های ایشان مرا قانع نکرد. حرف ایشان با فقه حنفی تطبیق نمی‌کند. دارالإفتاء پاکستان رسماً اعلام کرد که نظر ایشان با فقه احناف مخالف است!!

حال ایشان شروع به دفاع کردن از اسرائیل کرده است. سخنگوی فلسطین رسماً در تمام شبکه‌ها اعلام کرد که من حاضرم با ایشان مناظره کنم، گرچه می دانم ایشان جاهل هست و علمیتی برای مناظره ندارد. به نظر من این قضایا چوب خداست. خداوند دارد از این طریق گوش ایشان را می‌کشد که حواس خود را جمع کند.

قضایای اخیر را در سطح بین الملل هرکسی شنیده است، این کار ایشان را تنبیه کردند. خانم «وسمقی» و امثال او که حرف‌هایی مطرح می‌کنند، در حقیقت آبرو و حیثیت خودشان را دارند می‌برند.

مجری:

ممنون و متشکرم. آقای رضایی از خاش روی خط ارتباطی هستند. آقای رضایی سلام علیکم، بفرمایید:

بیننده (آقای رضایی از خاش – اهل سنت):

علیکم السلام خدمت شما و حاج آقا قزوینی و بینندگان محترم شبکه.

حاج آقا من صبح شبکه‌ای را نگاه می‌کردم که یکی از آخوندهای شیعه افغانستان رساله‌ای را خواند و در حقیقت من به فکر فرورفتم. مسئله‌ای بود که خواهر خانم به داماد محرم است. چطور باید شود که داماد به خواهر زن محرم شود؟!

داماد باید یک دختر شیرخواره‌ای را عقد کند و مهریه هم برایش تعیین شود، سپس خواهر خانم به این دختر شیر بدهد تا مادر خانم رضاعی این داماد شود. در این صورت محرم می‌شود. آیا چنین چیزی هست؟! من تا به حال نشنیدم.

مجری:

ما که نمی‌دانیم این بنده خدا چه کسی بوده و چه چیزی گفته است، اما اگر سؤالی دارید بفرمایید.

بیننده:

این مسئله‌ای بود که این آخوند از رساله امام خمینی آن را خواند. سؤال دیگرم در مورد رؤیت هلال ماه بود. روز شنبه که ماه رؤیت شد، همه با چشم بصیرت آن را دیدند.

مجری:

چشم بصیرت چه چشمی است؟!

بیننده:

یعنی با هر چشم ضعیفی قابل مشاهده بود.

مجری:

شما چشم بصیرت گفتید.

بیننده:

گاهی اوقات بین دو عالم اختلاف به وجود می‌آید، شما نمی‌خواهد اینقدر داغ کنید. چرا وقتی ایشان نامه «از چابهار تا قم» را نوشتند، آقای قزوینی خیلی به ایشان توپید حال از ایشان دفاع می‌کند.

مجری:

آقای رضایی اصلاً آن شب که ماه دیده نشده است و اصلاً با تلسکوپ هم نمی‌توانستند ببینند.

بیننده:

همه عید اعلام کردند و تنها کسانی که نتوانستند ماه را ببینند عید اعلام نکردند. وارد این مسائل سیاسی نشوید.

مجری:

بحث سیاسی نیست، بحث فقهی است.

بیننده:

ماه را ببینید. روز شنبه همه ماه را دیدند.

مجری:

شما ماه را دیدید؟!

بیننده:

بله که دیدم.

مجری:

بنابراین فکر کنم «مولوی عبدالحمید» از شما الگو گرفته است.

بیننده:

دیگر این حرف‌های بچه گانه را نزنید. شما یک مجری هستید.

مجری:

شما دارید می گویید ماه را دیدم. چه زمانی ماه را دیدید؟!

بیننده:

روز شنبه یک بچه کوچک هم ماه را می‌دید.

مجری:

ما هم همین را گفتیم. همه ماه را دیدند و عید اعلام کردند.

بیننده:

حال این وسط نگویید که «مولوی چابهاری» این کار را کرده است یا آن کار را کرده است. اختلافی نبوده است. اجتهاد بوده است و یک عالم دیده و عالم دیگر ندیده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جناب آقای رضایی عزیز تمام کسانی که قوی‌ترین رصدخانه را دارند، با هواپیما بالای ابرها رفتند تا بتوانند با دوربین‌های پیشرفته ماه را ببینند اما نتوانستند ببینند.

چطور این افراد با این امکانات پیشرفته و علم پیشرفته نتوانستند ماه را ببینند، اما چند نفر در زاهدان چشمشان از دوربین‌های پیشرفته هم قوی‌تر است!!

آقای رضایی یک حرفی بزنیم که حداقل زن و بچه‌مان به ما نخندند. نه تنها «عبدالرحمن سربازی» بلکه پاکستان که از ما جلوتر هستند و راحت‌تر می‌توانند ببینند.

تمام دارالإفتاء و مفتیان پاکستان اعلام کردند که روز پنج شنبه امکان رؤیت ماه نیست. اگر ما روز جمعه دیدیم که ماه درشت شده است، درشت بودن ماه دلیل بر این نیست که این ماه دو شبه بوده است. هم شیعه بر این قائل است و هم سنی بر این قائل است.

همانطور که شما هم فرمودید، این قضیه یک قضیه سیاسی بود. من معتقدم تمام کسانی که روز جمعه روزه خوردند، کفاره‌شان به عهده «مولوی عبدالحمید» است. روز پنج شنبه اصلاً امکان رؤیت ماه نبود.

مسئولین رصد بیت مقام معظم رهبری سه چهار روز قبل از عید گفتند: ما از الآن اعلام می‌کنیم که روز پنج شنبه امکان رؤیت ماه در خاورمیانه وجود ندارد.

مجری:

آقای رضایی بسیار از شما ممنون و متشکرم. شما خودتان هم اعتراف کردید که ماه شب شنبه دیده شد. شب شنبه که سی روز پر شده بود و دیدن ماه اصلاً مهم نبود. فقه شیعه و اهل سنت بر این عقیده است که وقتی ماه قمری سی روز پر شد، دیگر اصلاً شب بعد کسی به دنبال ماه نمی‌رود تا ببیند.

قضیه‌ای که ایشان گفتند در رساله امام خمینی آمده است را هم ما متوجه نشدیم. باید به ما می‌گفتند که حکم شرعی چه بوده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای رضایی اول شما این قضیه را برای ما حل کنید که خواهران خانم عایشه به جوانان نامحرم شیر می‌دادند!! ابتدا قضیه رضاع کبیر را برای ما حل کنید که به چه صورت بوده است.

چطور ممکن است که یک مرد چهل ساله از یک خانم بیست و پنج ساله شیر بخورد و به او محرم شود و به این واسطه پسر خواهر عایشه شود تا با خانم عایشه گفتگویی داشته باشد!!

علاوه بر این بحث رضاع صغیره در کتب شما هم آمده است، اما الآن فرصت بیان آنها نیست. اگر حضرتعالی هفته آینده روی خط بیایید، من تمام مصادر اهل سنت را نشان می‌دهم که آمده است حتی یک دختر دو ماهه را هم می‌شود عقد کرد.

ما حتی مدرکی می‌آوریم که یک دختر دو ساعته هم قابل عقد خواندن است و محرم می‌شود. غیر از نزدیکی کردن که باید بعد از نُه سالگی باشد، استفاده‌های دیگر از این قضیه هیچ اشکالی ندارد و فقهای شما هم به این قضیه فتوا دادند.

اگر در رساله امام خمینی مسئله‌ای بود، شما می‌خواهید این قضیه را ایراد بگیرید؟! کسی که خانه‌ای از شیشه دارد، نمی‌آید به خانه دیگران سنگ پرت کند. این سنگ برمی گردد و خانه شیشه‌ای‌اش فرو می‌ریزد.

ان شاءالله هفته بعد شما دنبال این برنامه را بگیرید، قبل از اینکه سؤالات طرح شود جناب آقای اسماعیلی این قضیه را مطرح کنند تا من فتاوی اهل سنت را در خصوص عقد بر طفل صغیر مطرح کنم.

مجری:

بسیار ممنون و متشکرم. یک سؤال آقای مرادی هم باقی ماند. احتمالاً فرداشب و پس فرداشب که به مناسبت شهادت امام صادق ویژه برنامه‌های مختلفی هم در «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» پخش می‌شود، به این سؤال هم پاسخ داده خواهد شد.

استاد از شما ممنونم، خداوند به شما سلامتی بدهد و سایه شما مستدام باشد. تشکر می‌کنم از تک تک شما دوستان عزیز مخاطب و همراهان گرانقدری که امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» را همراهی فرمودید.

در پناه حضرت حق و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی (سلام الله علیه) باشید. خدانگهدار

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها