2024 June 22 - شنبه 02 تير 1403
اعتبار «حدیث ثقلین» به تصریح منابع معتبر اهل سنت!
کد مطلب: ١٥٥٧٧ تاریخ انتشار: ١٤ خرداد ١٤٠٢ - ١٨:٠١ تعداد بازدید: 1937
حبل المتین » عمومی
اعتبار «حدیث ثقلین» به تصریح منابع معتبر اهل سنت!

برنامه حبل المتین14-03-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

14/03/1402

موضوع: اعتبار «حدیث ثقلین» به تصریح منابع معتبر اهل سنت!

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این برنامه:

اشاره ای مختصر بر شخصیت علمی و عملی امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه)

خلاصه‌ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

برخورد دوگانه و متناقض «ابن تیمیه» درباره حدیث ثقلین!

برگی از رسوایی های «ابن تیمیه» در بازی متفاوت با صحیحین!

اعتبار «حدیث ثقلین» به تصریح منابع معتبر اهل سنت!

جناب آقای آلوسی! لطفا کمی درباره این حرف خود فکر کنید!

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام و درود و ارادت و تحیت خدمت تک تک شما دوستان عزیز بیننده و همراهان گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». خیلی خوش آمدید به برنامه زنده «حبل المتین».

ابتدای کلام سلام می‌دهیم به ساحت نورانی و ملکوتی آقاجانمان، مولایمان، نور چشممان، اماممان حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عرضه می‌داریم:

السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام السلام علیک یا بقیة الله

دوستان عزیز خیلی خوشحالیم که خداوند متعال بازهم توفیق داد تا در یک یکشنبه شبی دیگر برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضور شما کنیم و با تمام وجود از ولایت مولایمان امیرالمؤمنین و ائمه معصومین (علیهم السلام) دفاع کنیم.

روزی که پشت سر گذاشتیم، چهاردهم خرداد سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) بود. خدمت همه محبان و ارادتمندان حضرت روح الله عرض تسلیت داریم.

از غم دوست در این میکده فریاد کشم * دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

سال‌ها می‌گذرد حادثه‌ها می‌آید * انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

مثل چنین روزی در سال 1368 امام راحل عظیم الشأن جان به جان آفرین تسلیم کردند و دل‌های خیلی مشتاقان عالم را داغدار کردند. امسال هم سی و چهارمین سالگرد رحلت ایشان است. خدمت همه محبان و ارادتمندان به امام تسلیت عرض می‌کنم.

چه تلاش‌ها و چه کوشش‌هایی که ایشان برای اصل اسلام و برای بقای اسلام انجام دادند و از امامت و ولایت دفاع کردند. ان شاءالله روحشان مهمان ارواح طیبه و نورانی اهلبیت عصمت و طهارت هست.

طبق معمول برنامه زنده «حبل المتین» تقدیم حضور شما می‌شود. موضوع برنامه ما درس‌هایی از امامت و ولایت است و محوریت بحث حدیث شریف ثقلین است. هفته‌های گذشته هم در مورد حدیث ثقلین صحبت کردیم و حضرت استاد مطالب خوبی را ارائه دادند.

این نکته را عرض کنم بینندگان عزیز و نازنین با دقت برنامه امشب را ملاحظه کنند، زیرا از بین فرمایشات حضرت استاد یک سؤال مطرح خواهد شد و در کانال‌های شبکه قرار داده خواهد شد. شما تا پنج شنبه فرصت دارید پاسخ سؤالی که از برنامه امشب طراحی می‌شود را بدهید. ان شاءالله دوستان من قرعه کشی خواهند کرد و به سه نفر هدایایی تقدیم خواهد شد.

اگر می‌خواهید عضو کانال «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» شوید، عدد 313 را به شماره پیامکی «3000151515» ارسال کنید تا به صورت اتوماتیک عضو کانال «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» می‌شوید.

سؤال برنامه آنجا بارگذاری می‌شود و تا پنج شنبه فرصت دارید که در مسابقه شرکت کنید. طرح سؤال و طرح مسابقه بهانه‌ای است تا هدیه‌ای تقدیم حضور شما دوستان عزیز شود.

طبق معمول یکشنبه شب‌های فاطمی، امشب هم توفیق داریم در محضر سرور عزیز و گرانقدر صدیق معظم حضرت آیت الله حسینی قزوینی باشیم. حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت روزافزون برای همه گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیة) را هم به همه علاقه مندان به اسلام و قرآن و اهلبیت و مدافعین نظام جمهوری اسلامی تسلیت عرض می‌کنم.

خدا را به آبروی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) سوگند می‌دهیم تمام کسانی که در اعتلای پرچم پرافتخار اهلبیت عصمت و طهارت تلاش کردند درجات عالی‌شان را متعالی بگرداند و بهترین‌های لقاء الله را به آنها عنایت کند.

ما طبق رسم همیشگی یادی از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می‌کنیم و اشعاری را تقدیم حضرت می‌کنیم.

ای ز دست سینه و بازوی تو حیدر خجل * هم غلاف تیغ، هم مسمار در، هم در خجل

همسرم را پیش چشم دخترم زینب زدند * مردم از بس گشتم از آن نازنین دختر خجل

گاه گاهی مرد خجلت می‌کشد از همسرش * مثل من هرگز نگردد مردی از همسر خجل

خواست زینب را بغل گیرد ولی ممکن نشد * مادر از دختر خجل شد، دختر از مادر خجل

بانگ «یا فضه خذینی» تا به گوش خود شنید * از کنیز خویش هم شد فاتح خیبر خجل

خدایا به حق حضرت فاطمه زهرا فرج فرزندش را نزدیک کن و قلب نازنینش را با ظهورش مسرور بگردان. ان شاءالله حضرت ولی عصر بیاید و انتقام خون مظلومان عالم و ظلم ستم دیدگان را از ستم پیشگان و قاتلین بگیرد و قلب حضرت صدیقه طاهره را خوشحال کند و ما را هم از یاران خاص و سربازان فداکار آن بزرگوار قرار بدهد.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنونم. با توجه به اینکه در سالگرد رحلت حضرت امام خمینی قرار داریم، اگر صلاح بدانیم مطالب کوتاهی در خصوص شخصیت ایشان و مباحثی حول این محور بفرمایید تا به سراغ بحث همیشگی برویم.

اشاره ای مختصر بر شخصیت علمی و عملی امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با حضرت امام خمینی من معتقدم در این چهل و چهار سال حق مطلب نسبت به ایشان آنگونه که زیبنده است ادا نشده است.

در صحبت‌های امروز مقام معظم رهبری بعضی از نکاتی بود که خیلی زیبا و جالب بود و پیام خوبی هم برای ما داشت. ایمان به هدف و تلاش برای ایمان به هدف خیلی مهم است. امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در دایره خیلی وسیعی ایمان به هدف و تلاش برای هدف داشتند. اگر ما در زندگی از این قضیه الهام بگیریم و به هدفی که داریم ایمان داشته باشیم و برای آن هدف تلاش کنیم، موفق خواهیم شد.

(إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکم)

اگر خدا را یاری کنید شما را یاری می‌کند.

سوره محمد (47): آیه 7

کسی که خدا را یاری کند، خدا هم او را یاری می‌کند. شاید برای افراد زیادی باور کردنی نبود که روزی یک مرجعی قیام کند و یک حکومتی با سابقه دو هزار و پانصد ساله را سرنگون کند.

حکومتی که غرب با تمام توان از او حمایت می‌کرد را از بین برد و حکومتی برخواسته از فقه و مکتب اهلبیت (سلام الله علیهم اجمعین) را جایگزین کند.

من خودم شخصاً بر این عقیده هستم توفیقی که امام خمینی در تشکیل حکومت و تسخیر قلوب مردم داشتند، نتیجه چیزی نبود جز مبانی معرفتی امام خمینی به توحید و اهلبیت (علیهم السلام).

بنده در ذهن دارم تقریباً صد و هفتاد و یک عنوان از آثار امام خمینی به دست مرکز تحقیقات و علوم کامپیوتری به صورت نرم افزار در سیصد و چهل جلد درآمده است.

در زمینه کارهای فقهی و اصولی دیگر مراجع هم کار کرده‌اند، اما در حوزه معرفتی اعم از معرفتی توحیدی و مقامات اهلبیت (علیهم السلام) شاید بتوان ادعا کرد در طول این چهارده قرن کسی همانند امام خمینی کار نکرده است. غیر از امام خمینی کسی اینطور بی محابا و بدون ترس و وحشت از برچسب‌هایی که بعضی از دگراندیشان خودی می‌زدند مطالب را بی پروا مطرح نکرده است.

اگر شما کتاب «مصباح الهدایة» اثر امام خمینی را مطالعه کنید، می‌بینید آن بزرگوار مطالبی نسبت به مقام اهلبیت (علیهم السلام) آورده است که شاید اگر افراد عادی می‌آوردند متهم به غلو می‌شدند یا به آنها برچسب‌های دیگری می‌زدند.

این بزرگ مرد مطالب و نکاتی در این کتاب یا کتاب‌های نظیر «چهل حدیث» و «سرّ الصلاة» و «آداب الصلاة» و «شرح حدیث جنود عقل و جهل» آورده است که انسان احساس می‌کند مطالب بکر و جدید و تکان دهنده است.

من بارها به همه دوستان توصیه کردم و بازهم توصیه می‌کنم بعضی از آثار امام خمینی نظیر کتاب «آداب الصلاة» برای عموم نوشته شده است. درست است این کتاب برای آداب نماز و حضور قلب در نماز است، اما محتوای آن حاوی توحید، پیغمبر شناسی، امام شناسی، معاد شناسی و راه‌های رسیدن به کمالات انسانی است.

بنده خودم ملتزم هستم هر روز چند صفحه‌ای این کتاب را مطالعه می‌کنم. خدا را شاهد می‌گیرم هرگاه این کتاب را مطالعه می‌کنم، احساس می‌کنم آن مرتبه ایمانم به خداوند عالم و اهلبیت چند درجه بالاتر رفته است و نورانیت در دلم ایجاد می‌شود.

من از دوستان تقاضا می‌کنم این کتاب را دانلود کنند و در گوشی‌شان داشته باشند، قبل از نماز چند دقیقه این کتاب را مطالعه کنند و بعد ببینند نمازی که ما می‌خوانیم با آنچه که امام خمینی مطرح کرده‌اند چقدر تفاوت دارد. نماز أس اساس مکتب است.

«فإن قبلت قبل ما سواها و إن ردت رد ما سواها»

الأمالی، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ص 641، باب المجلس الثالث و التسعون

اگر نماز را درست کردیم، دیگر مسائل ما هم قطعاً درست است. من نکته‌ای را از «شهید شاهرخ ضرغام» عرض کنم که شاید بینندگان عزیز ما با اسم ایشان آشنا باشند. تعبیر ایشان این است که می گویند:

"من زمانی آخرهای شب با دوستانم به میدان شوش می‌رفتم و جلوی کامیون‌ها را می‌گرفتم و آنها را تهدید می‌کردم و از آنها باج و حق حساب می‌گرفتم، سپس با آن پول‌ها زهرماری می‌خریدم و می‌خوردم. زندگی ما در لجن بود، اما خداوند دست ما را گرفت و امام خمینی را فرستاد تا ما را آدم کند. البته بعداً هرچه پول درآوردم به جای آن پول‌ها صدقه دادم."

ببینید فردی که به قول خودش در لجن بوده است، با ندای امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) از لجن بیرون آمده است قدر امام را می‌شناسد و می‌فهمد امام چه خدمتی کرده است. حال بعضی افراد برای بعضی از مسائل نظیر حجاب و عفاف مطالبی را مطرح می‌کنند و تصور می‌کنند که دارند شاهکار می‌کنند.

بنده امروز دیدم در فضای مجازی منتشر شده است که همسر «بایدن» با حجاب به مسجد الأزهر رفته است. «احمد طیب» هم در آن مسجد حضور داشته و برای آنها صحبت کرده است.

مشاهده کنید رئیس جمهور آمریکا با آن وضع خود می‌فهمد که مسجد یک قداستی دارد و باید با حجاب در این مکان ظاهر شد، اما بعضی از خودی‌های ما با بی حجاب راه دادن به مسجد و نشستن با آنها و عکس گرفتن با آنها را برای خود افتخار می‌داند!!

ببینید تفاوت از کجا تا کجاست! امثال «شاهرخ‌ها» به ندای امام خمینی لبیک گفتند و عاقبت هم خداوند عالم شهادت نصیبتشان کرد. افراد زیادی بودند که می‌خواستند شهادت نصیبشان شود.

من فراموش نمی‌کنم «خالد بن ولید» کسی بود که در جنگ احد باعث قتل حضرت حمزه سیدالشهدا و هفتاد و یک نفر از عزیزان پیغمبر اکرم شد. همچنین در حمله به خانه حضرت فاطمه زهرا و کتک زدن به حضرت نقش اول را داشت.

زمانی که او از دنیا می‌رفت، می‌گفت: من در جنگ‌های مختلف شرکت کردم و زخم‌های زیادی برداشتم، اما تأسف می‌خورم شهادت نصیب من نشد و امروز دارم در بستر با مرگ طبیعی از دنیا می‌روم.

در مقابل ببینید امثال «شاهرخ‌ها» که در لجن زندگی می‌کردند، به خاطر برکت نظام جمهوری اسلامی و فرمایشات امام خمینی به جایی می‌رسند که افتخار می‌کنند که از این لجن زار نجات پیدا کرده و به مسیر تقوا رسیده و عاقبت شهادت نصیبش شده است.

امیدواریم ما قدری دقت کنیم و قدر جمهوری اسلامی و ره آوردهای جمهوری اسلامی که به برکت نفس پاک امام خمینی انجام شد را بدانیم.

بحث ما هم پیرامون حدیث ثقلین است. امام خمینی در وصیبتنامه سیاسی – الهی‌شان چنین تعبیر دارند:

"قال رسول الله: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهلبیتی فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض"

آنچه امام خمینی را موفق کرد این ولایت بود، این عشق به اهلبیت بود. امام خمینی از روز اول دم از اهلبیت زد و آخرین لحظه هم با عشق به اهلبیت چشم از این جهان بربست. تعبیر ایشان در ادامه چنین است:

"اینجانب مناسب می دانم شمه‌ای کوتاه و قاصر درباره ثقلین تذکر دهم، نه از حیث مقامات غیبی و معنوی و عرفانی که قلم مثل منی عاجز است از جسارت در مرتبه‌ای که عرفان آن بر تمام دایره وجود از ملک تا ملکوت اعلی و از آنجا تا لاهوت و آنچه در فهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت.

اگر نگویم ممتنع است و نه از آنچه بر بشریت گذشته است، از مهجور بودن از حقایق مقام والای «ثقل اکبر» و «ثقل اصغر» که از هر چیز اکبر است جز ثقل اکبر که اکبر مطلق است و نه از آنچه گذشته است بر این دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتیان بازیگر."

ببینید امام خمینی با صراحت و زیبایی مطالب خود را بیان کردند. ایشان در ادامه می‌نویسند:

"ستمی که از طاغوتیان بر این دو ودیعه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گذشته، بر امت مسلمان بلکه بر بشریت گذشته است که قلم از آن عاجز است.

و ذکر این نکته لازم است که حدیث ثقلین متواتر بین جمیع مسلمین است و در کتب اهل سنت از صحاح ششگانه تا کتب دیگر آنان، با الفاظ مختلفه و موارد مکرره از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به طور متواتر نقل شده است.

این حدیث شریف حجت قاطع است بر جمیع بشر بویژه مسلمانان مذاهب مختلف و باید همه مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند و اگر عذری برای جاهلان بی خیر باشد برای علمای مذاهب نیست."

امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در ادامه می‌نویسند:

"ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالی بوده و امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب این بنده رها شده از تمام قیود، مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگی‌ها است."

آن بزرگوار نسبت به تبری می‌نویسد:

"لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه (لعنة الله علیهم) با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده‌اند."

این جملاتی است که امام خمینی در وصیتنامه شان می‌آورند. آن بزرگوار به زیبایی هم از ولایت و هم از برائت سخن می گویند. ایمان و خداشناسی به این می گویند.

این همان مفهوم «لا إله إلا الله» است. تا «لا إله» نباشد، «إلا الله» معنا پیدا نمی‌کند. یکی از مراجع بزرگوار عظام تقلید می‌گفت: تا تبری نباشد، تولی معنا پیدا نمی‌کند و محقق نمی‌شود.

امیدواریم خداوند عالم ما را به همان راهی رهنمون کند که بزرگان عالم نظیر امام راحل را رهنمون کرده است.

من بازهم به دوستان توصیه می‌کنم نسبت به مسائل معرفتی امام خمینی که زیربنای اعتقاداتی امام بوده است و آنچه که در خارج محقق شد تأثیر آن مبانی اعتقادی و معرفتی امام خمینی از توحید تا امامت و معاد بوده است توجه داشته باشند.

ان شاءالله ما هم پیرو این مسیر و ناشر این مسیر باشیم. من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

حضرت استاد بسیار از شما ممنون و متشکرم. امیدوارم که همه ما مورد دعای امام راحل عظیم الشأن باشیم. شخصیت بزرگی که عالم را زنده کرد، مستضعفین عالم را زنده کرد و اسلام را زنده کرد.

گفتگوی ما در یکشنبه شب‌های برنامه زنده «حبل المتین» درس‌هایی از امامت و ولایت با محوریت حدیث ثقلین بود. حضرت استاد فرمودند که در ابتدای وصیتنامه امام خمینی حدیث ثقلین آمده است و شاید افراد بسیاری این قضیه را نمی‌دانستند.

معمولاً در رسانه‌ها به بخش‌هایی از وصیتنامه امام خمینی پرداخته می‌شود، نکاتی که امام خمینی در مورد نظام و انقلاب فرمودند. بخش اول وصیتنامه امام خمینی یکی از بخش‌های مظلوم وصیتنامه است که استاد خیلی خوب به آن اشاره کردند.

خلاصه‌ای از برنامه گذشته را ببینیم، برگردیم و سؤالات جدید را محضر استاد عرض می‌کنیم.

خلاصه‌ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

آیا ائمه اطهار (علیهم السلام) از اعمال باطنی افراد خبر دادند یا خبر ندادند، ما در تاریخ موارد زیادی داریم. یک مورد دو مورد نیست. «مرحوم اربلی» در کتاب «کشف الغمة» جلد دوم روایتی دارد که اخطاری به همه ماست.

«ابوالصباح کنانی» یکی از اصحاب بسیار خوب و مایه خوشحالی امام باقر (علیه السلام) بودند. ظاهراً ایشان امام صادق (علیه السلام) را هم درک کرده‌اند و روایات زیادی هم از ائمه اطهار نقل کرده‌اند. ایشان نقل می‌کند که خدمت امام باقر رسیدم، در زدم و کنیز جلوی در آمد. هوا تاریک بود و من دستم را به بدن این کنیز زدم. امام باقر در حالی که در اتاق نشسته بودند و در هم بسته بود، از داخل خانه صدا زدند:

«ادْخُلْ لَا أُمَّ لَک فَدَخَلْتُ فَقُلْتُ یا مَوْلَای مَا قَصَدْتُ رِیبَةً وَ لَا أَرَدْتُ إِلَّا زِیادَةَ مَا فِی نَفْسِی»

بی مادر شوی، داخل شو! من داخل شدم و گفتم: من نمی‌خواستم به کنیز شما دست بزنم، بلکه می‌خواستم ببینم آیا شما در اتاق از این کار باخبر شدید؟!!

«فَقَالَ صَدَقْتَ لَئِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ هَذِهِ الْجُدْرَانَ تَحْجُبُ أَبْصَارَنَا کمَا تَحْجُبُ أَبْصَارَکمْ إِذَنْ فَلَا فَرْقَ بَینَنَا وَ بَینَکمْ»

حضرت فرمود: تو راست می گویی. اگر شما بر این باور هستید که این دیوارها مانع دیدن ماست همانطور که مانع دیدن شماست، فرق میان ما و شما چیست!!

کشف الغمة فی معرفة الأئمة، نویسنده: اربلی، علی بن عیسی، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ج 2، ص 141، ح 5

همچنین در کتاب «آداب الصلاة» آمده است:

"به حسب روایات اهل بیت عصمت علیهم السلام، که معادن وحی و تمام فرمایشاتشان و علومشان از وحی الهی و کشف محمّدی صلی اللَّه علیه و آله و سلَّم است"

آداب نماز، نویسنده: السید الخمینی، ص 41، فصل دهم در دعوت به تحصیل حضور قلب

ببینید امام خمینی چقدر زیبا و کوتاه و مختصر و مفید نوشته‌اند که تمام فرمایشات ائمه اطهار از وحی الهی و کشف محمدی است. یعنی اگر ائمه اطهار چیزی می‌فرمایند، متصل به وحی است.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم از همکاران که این بخش برنامه گذشته را آماده کردند. یادآوری می‌کنم دوستان عزیز بحث امشب را با دقت ملاحظه کنید، ببینید، بشنوید. ان شاءالله سؤالی از مباحث امشب مطرح خواهد شد و در فضای مجازی و کانال شبکه بارگذاری می‌شود. هر عزیزی که پاسخ صحیح بدهد، روز پنج شنبه در برنامه‌ای که دوستان محضر حضرت استاد هستند قرعه کشی خواهد شد و سه نفر به قید قرعه هدایایی تقدیم خواهد شد.

اگر می‌خواهید عضو کانال شبکه شوید، عدد 313 را به «3000151515» پیامک کنید تا به صورت اتوماتیک وار عضو کانال این شبکه شوید و از مباحث مختلفی که در شبکه طرح می‌شود استفاده کنید.

استاد به سراغ ادامه مباحث برویم. به هر صورت دشمنان اهلبیت هم سعی کردند به نوعی خودشان را نشان بدهند و بغض و کینه‌ای که نسبت به اهلبیت و حدیث ثقلین که از محوری‌ترین احادیث هست نشان بدهند.

حال به سراغ سردمدار و سردسته وهابیت «ابن تیمیه» برویم. می‌خواهیم ببینیم ایشان نسبت به حدیث ثقلین شبهه‌ای هم مطرح کرده است یا خیر؟!

برخورد دوگانه و متناقض «ابن تیمیه» درباره حدیث ثقلین!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

ابن تیمیه در جاهای مختلف نسبت به حدیث ثقلین مطالبی را مطرح کرده است و بعد از آن هم افرادی که پیرو «ابن تیمیه» بودند، همان حرف‌های «ابن تیمیه» را تکرار کردند. ایشان در کتاب «منهاج السنة» جلد هفتم صفحه 394 در رد عبارت مرحوم «علامه حلی» می‌نویسد:

«وأما قوله وعترتی أهل بیتی وأنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض ... فهذا رواه الترمذی وقد سئل عنه أحمد بن حنبل فضعفه وضعفه غیر واحد من أهل العلم وقالوا لا یصح»

این روایت را از احمد بن حنبل سؤال کردند و او آن را تضعیف کرد. افراد زیادی از اهل علم گفتند که این روایت ضعیف است و گفتند روایت صحیح نیست.

«وقد أجاب عنه طائفة بما یدل علی أن أهل بیته کلهم لا یجتمعون علی ضلالة»

جواب این است که اهلبیت اجتماع بر ضلالت نمی‌کنند و ما هم همین را قبول داریم.

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 394

مراد از «أهل بیته کلهم» رسول اکرم و اهلبیت (علیهم السلام) و تمامی بنی هاشم و همسران پیغمبر اکرم را شامل می‌شود!

در کتاب «الانتصار للصحب و الآل» اثر «دکتر ابراهیم بن عامر الرحیلی» که ردی بر کتاب «ثم أهتدیت» اثر «تیجانی» نوشته شد است، عین همان تعبیر «ابن تیمیه» آمده است و چیز جدیدی نداشتند. ایشان می‌نویسد:

«وأما قوله (وعترتی أهل بیتی) وأنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض، فهذا رواه الترمذی، وقد سئل عنه أحمد بن حنبل فضعفه، وضعفه غیر واحد من أهل العلم، وقالوا: لا یصح، وقد أجاب عنه طائفة بما یدل علی أن أهل بیته کلهم لا یجتمعون علی ضلالة»

الانتصار للصحب والآل من افتراءات السماوی الضال، المؤلف: إبراهیم بن عامر بن علی الرّحیلی، الناشر: مکتبة العلوم والحکم، المدینة المنورة، الطبعة: الثالثة، 1423 هـ - 2003 م، ج 1، ص 394، باب استدلال الرافضی بحدیث: (الثقلین) والرد علیه فی ذلک

«ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنة» جلد هفتم صفحه 318 مطلب جالبی آورده است. من از عزیزان تقاضا می‌کنم به این عبارت خوب دقت کنند.

«والذی رواه مسلم انه بغدیر خم قال إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله فذکر کتاب الله وحض علیه ثم قال وعثرتی أهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی ثلاثا»

این در حالی است که در روایت قبل می‌گفت «احمد بن حنبل» و غیر واحدی از علما حدیث ثقلین را تضعیف کرده است!! ایشان در ادامه می‌نویسد:

«وهذا مما انفرد به مسلم ولم یروه البخاری»

این روایت را مسلم به تنهایی نقل کرده و بخاری این روایت را نقل نکرده است.

«وقد رواه الترمذی وزاد فیه وانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وقد طعن غیر واحد من الحفاظ فی هذه الزیادة»

ترمذی این روایت را نقل کرده و عبارت «وانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» را افزوده در حالیکه عده ای معتقدند این جزو حدیث نیست و بعداً اضافه شده.

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 318

واقعاً وقتی انسان این مطالب را می‌بیند، نمی‌داند به عقل پیروان «ابن تیمیه» بخندد یا به بیچارگی و فلک زدگی آنها گریه کند!!

کسی که خودش در یک جلد حرف‌های متناقض مطرح می‌کند و برای اینکه حدیث ثقلین را زیر سؤال ببرد کتاب «صحیح مسلم» را هم زیر سؤال می‌برد چه انتظاری هست؟!!

البته حرف‌های زیادی در این زمینه هست، اما به جهت آنکه فرصت چندانی نیست من به همین اندازه اکتفا می‌کنم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. استاد سخن «ابن تیمیه» زیر سؤال بردن کتب صحیحین نیست؟! او خود عملاً یک طرف را می‌گیرد و طرف دیگر را رها می‌کند. از سخنان او چنین چیزی برداشت می‌شود.

برگی از رسوایی های «ابن تیمیه» در بازی متفاوت با صحیحین!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اتفاقاً سؤال زیبایی است. من از عزیزان تقاضا دارم به این نکته خوب دقت کنند. ایشان در بسیاری از موارد ادعا می‌کند که این روایت را صحیحین نقل نکرده‌اند. من از آقایان وهابی و کسانی که اسم «ابن تیمیه» را در نمازهای جمعه و سخنرانی خود می‌برند و او را با صفت (رحمه الله) یاد می‌کنند، سؤالی دارم.

سؤال من در رابطه با یکی از اصول اساسی عقاید وهابیت و اهل سنت است یعنی حدیث عشره مبشره است. پیغمبر اکرم به ده نفر از صحابه بشارت بهشت داده است. این حدیث در تمام کتاب‌های اهل سنت نقل شده است. «ابن تیمیه» هم در چند جا این حدیث را آورده است و با آب و تاب آن را نقل کرده است. دیگران هم این حدیث را آورده‌اند. گویندگان شبکه‌های وهابی هم نقل می‌کنند که پیغمبر اکرم به ده نفر از صحابه بشارت بهشت داده است.

حال به ما بگویید حدیث عشره مبشره در کجای کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» است؟! حدیث افتراق امت کجای کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» است که این همه سروصدا ایجاد کردید؟! ده‌ها روایت دیگر هم در این زمینه آمده است.

حال بنده می‌خواهم با استفاده از حرف «ابن تیمیه» سخن او را ابطال کنم. «ابن تیمیه» در کتاب «قاعدة جلیلة فی التوسل و الوسیلة» در صفحه 189 می‌نویسد:

«ولکن جمهور متون الصحیحین متفق علیها بین أئمة الحدیث»

تمام متون صحیح بخاری و صحیح مسلم بین امامان حدیث متفق علیه است.

ایشان در کتاب «منهاج السنة» می‌گفت که غیر واحد من علما این روایت را تضعیف کرده‌اند و اگر «صحیح مسلم» هم آورده است، «صحیح بخاری» این روایت را نیاورده و ارزش ندارد. حال در اینجا می‌گوید متن «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» متفق علیه بین ائمة الحدیث است!!

«تلقوها بالقبول وأجمعوا علیها وهم یعلمون علماً قطعیاً أن النبی صلی الله علیه وسلم قالها»

ائمه اهل سنت همگی اجماع کرده‌اند که تمام روایات کتب صحیحین صحیح است. همه علمای اهل سنت علم قطعی دارند که پیغمبر این روایات را بیان کرده است.

قاعدة جلیلة فی التوسل والوسیلة، المؤلف: تقی الدین أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی الحنبلی الدمشقی (المتوفی: 728 هـ)، المحقق: ربیع بن هادی عمیر المدخلی، الناشر: مکتبة الفرقان – عجمان، الطبعة: الأولی 1422ه، ص 189

نمی‌دانیم این علم قطعی از کجا آمده است!! این همه مطالب در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» نسبت به رسول اکرم و دیگران آمده است. حال ما نمی‌خواهیم در آن وادی وارد شویم. در کتاب «مجموعة الفتاوی» جلد بیستم صفحه 320 آمده است:

«لیس بعد القرآن کتاب أصح من صحیح البخاری ومسلم»

بعد از قرآن کریم کتابی صحیح‌تر از صحیح بخاری و صحیح مسلم نیست.

«وإنما کان هذان الکتابان کذلک لأنه جرد فیهما الحدیث الصحیح المسند ولم یکن القصد بتصنیفهما ذکر آثار الصحابة والتابعین ولا سائر الحدیث من الحسن والمرسل وشبه ذلک ولا ریب ان ما جرد فیه الحدیث الصحیح المسند عن رسول الله فهو اصح الکتب لأنه اصح منقولا عن المعصوم من الکتب المصنفة»

کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد العاصمی النجدی، ج 20، ص 320

آقای «ابن تیمیه»! شما از یک طرف ادعا می‌کنید «صحیح مسلم» حدیث ثقلین را آورده است، اما «صحیح بخاری» آن را نیاورده است و می‌خواهید حدیث ثقلین را زیر سؤال ببرید. از طرفی ادعا می‌کنید بعد از قرآن کتابی صحیح‌تر از «بخاری» و «مسلم» نیست.

وقتی صحیح‌تر از کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» ندارید و «مسلم» حدیث ثقلین را مطرح کرده است و این حدیث را زیر سؤال بردید، بنابراین دیگر قرآن کریم را هم زیر سؤال می‌برید. در این صورت دیگر چیزی برای شما باقی می‌ماند؟!

«نووی» که از او به «فقیه الأمة» تعبیر می‌کنند، کتابی در «شرح صحیح مسلم» نوشته است. ایشان هم در جلد اول می‌نویسد:

«اتفق العلماء رحمهم الله علی أن أصح الکتب بعد القرآن العزیز الصحیحان البخاری ومسلم وتلقتهما الامة بالقبول»

تمامی علمای اهل سنت اتفاق نظر دارد بر اینکه صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن عزیز، کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم است و همه امت این نظر را قبول دارند.

صحیح مسلم بشرح النووی، اسم المؤلف: أبو زکریا یحیی بن شرف بن مری النووی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - 1392، الطبعة: الطبعة الثانیة، ج 1، ص 14، فصل اتفق العلماء رحمهم الله علی أن أصح الکتب بعد القرآن العزیز الصحیحان

یعنی هم علما و هم امت اسلامی این قول را قبول دارند. آقای «ابن تیمیه» شما که نظری را که علمای اسلامی و امت اسلامی اتفاق نظر دارند را زیر سؤال می‌برید، چه پاسخی دارید؟!

«ابن حجر عسقلانی» هم در خصوص این نظریه می‌نویسد:

«وکتاباهما أصح الکتب بعد کتاب الله العزیز»

کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن کریم است.

هدی الساری مقدمة فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت - 1379، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی , محب الدین الخطیب؛ ج1، ص 10

من در این زمینه حرف خیلی زیاد دارم. اگر من بخواهم اقوال بزرگان و شخصیت‌های بزرگ اهل سنت نظیر «ابن حجر» و «نووی» و «ابن تیمیه» را در این زمینه بیان کنم خیلی زیاد است. این افراد همگی گفته‌اند که «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» بعد از قرآن کریم رتبه اول را در نزد کتب دارد.

«ابن نجار» متوفای 972 هجری به صراحت می‌نویسد:

«لِأَنَّهُمَا أَصَحُّ الْکُتُبِ بَعْدَ الْقُرْآنِ، لِاتِّفَاقِ الْأُمَّةِ عَلَى تَلَقِّیهِمَا بِالْقَبُولِ»

ایشان در ادامه می‌نویسد «ابن تیمیه»، «ابن صلاح» و «استاد ابو اسحاق» گفته‌اند:

«إنَّ مَا فِیهِمَا مَقْطُوعٌ بِصِحَّتِهِ»

هرچه در کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم است قطعاً صحیح است.

شرح الکوکب المنیر، اسم المؤلف: محمد بن أحمد الفتوحی الحنبلی المعروف بابن النجار، دار النشر: جامعة أم القرى - معهد البحوث العلمیة - 1413 هـ، الطبعة: الثانیة، تحقیق: د. محمد الزحیلی، د. نزیه حماد؛ ج 4، ص 651

«ابن حجر هیتمی» در کتاب «الصواعق المحرقه» می‌نویسد:

«روی الشیخان البخاری ومسلم فی صحیحیهما اللذین هما أصح الکتب بعد القرآن بإجماع من یعتد به»

به اجماع تمام علمایی که نظرشان قابل احترام است، کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم اصح الکتب بعد از قرآن کریم است.

الصواعق المحرقة، اسم المؤلف: أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 1، ص 31

«ملأ علی قاری» متوفای 1014 در کتاب «مرقاة المفاتیح» جلد اول همین نظر را دارد و می‌نویسد:

«ثم اتفقت العلماء علی الصحیحین بالقبول وأنهما أصح الکتب المؤلف، ثم الجمهور علی أن صحیح البخاری أرجحهما وأصحهما»

مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، اسم المؤلف: علی بن سلطان محمد القاری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422 هـ - 2001 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: جمال عیتانی، ج 1، ص 62

ما در این زمینه الی ماشاءالله روایت داریم. «ابن تیمیه» حرف دیگری هم در کتاب «منهاج السنة» در رابطه با حدیث افتراق امت دارد.

پیغمبر اکرم فرمود: بعد از من امت من به هفتاد و دو فرقه تقسیم می‌شوند. هفتاد و یک فرقه اهل هلاکت است و یک فرقه اهل نجات است. «ابن تیمیه» می‌نویسد:

«أن حدیث الثنتین والسبعین فرقة لیس فی الصحیحین وقد ضعفه ابن حزم وغیره لکن حسنه غیره أو صححه کما صححه الحاکم وغیره وقد رواه أهل السنن وروی من طرق»

حدیث افتراق امت در کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم نیست. ابن حزم أندلسی و دیگران آن را تضعیف کرده اما دیگران نظیر حاکم نیشابوری این روایت را تصحیح کرده‌اند. این روایت با سندهای متعدد نقل شده است.

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 5، ص 249

آیا این مطالب جز هذیان گویی چیز دیگری هست؟! آیا به این اظهارنظرها جز عداوت با اهلبیت اسم دیگری می‌توان گذاشت؟!

او خود می‌گوید که کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن کریم است. او نسبت به حدیث افتراق امت می‌نویسد که گرچه صحیحین این روایت را نقل نکرده‌اند، اما اشکالی ندارد. اگر دیگران هم این روایت را تضعیف کرده باشند اشکالی ندارد، زیرا «حاکم نیشابوری» و دیگران این روایت را تصحیح کرده است.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. واقعاً همین است. وقتی بغض و عداوت و کینه و دشمنی با اهلبیت عصمت و طهارت باشد و تمام وجود آدمی مثل «ابن تیمیه» را فراگرفته باشد و او را از درون بسوزاند، سبب این اظهارنظرها می‌شود.

کار به جایی می‌رساند که معتبرترین کتاب‌های خودشان را هم زیر سؤال می‌برد و تضعیف می‌کند یا برای آنها مشکل ایجاد می‌کند تنها به خاطر آن بغض و کینه و دشمنی!

ای افرادی که همانند «ابن تیمیه» هستید، مگر شما می‌توانید با خورشید عالم تاب و نوری که همه عالم را روشن کرده است بجنگید؟! وقتی همه عالم می گویند روز است، شما می‌خواهید تضعیف کنید و اشکالی وارد کنید؟!

قطعاً نمی‌توانید این چراغ و این خورشید عالم تاب را خاموش کنید. عشق و محبت اهلبیت در دل همه مسلمانان هست، چه شیعه و چه اهل سنت. شیعیان و محبان عیارشان بالاست و ولایت مولا امیرالمؤمنین را دارند و بعضی از مسلمانان دیگر که غالب اهل سنت هم هستند اهلبیت را با تمام وجودشان دوست دارند.

این لحظات را متبرک کنیم به نام نامی مولا و آقاجانمان حضرت امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب، برمی گردیم و گفتگویمان را ادامه می‌دهیم.

جانم علی

الهی شکر، الحمدلله رب العالمین. وقتی نام امیرالمؤمنین را می‌شنویم، تمام وجودمان سراسر نور و شادی و سرور می‌شود. وقتی «لا إله إلا الله» و «محمد رسول الله» می گوییم، براساس آیه اکمال وقتی دین تکمیل می‌شود که ولایت مولا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) باشد. ان شاءالله خداوند وجودتان را سرشار از این عشق و ارادت و محبت و ولایت کند و تا آخرین لحظه در وجود ما باشد.

با برنامه زنده «حبل المتین» از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» همچنان در محضر حضرت استاد حسینی قزوینی هستیم. موضوع بحث ما حدیث شریف ثقلین بود که مطالب خیلی خوبی هم مطرح شد.

شبهه‌ای که «ابن تیمیه» در خصوص حدیث شریف ثقلین مطرح کرده است را حضرت استاد بیان کردند و مطرح کردند که این سخن باعث زیر سؤال بردن کتاب معتبر اهل سنت «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» است.

حال می‌خواهیم ببینیم که آیا بزرگان اهل سنت با صراحت حدیث ثقلین را تصریح کرده‌اند یا خیر؟!

اعتبار «حدیث ثقلین» به تصریح منابع معتبر اهل سنت!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«ابن تیمیه» متوفای 728 هجری و متعلق به قرن هشتم است. ما به دوران قبل از «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» برمی گردیم، یعنی قبل از اینکه این کتاب نوشته شود و نویسنده‌هایشان هم بوده باشند.

«ابن ابی شیبه» متوفای 235 هجری کتابی به نام «مسند» دارد. ایشان در جلد اول صفحه 108 این روایت را می‌آورد:

«إنی ترکت فیکم الخلیفتین کاملتین: کتاب الله، وعترتی، وإنهما لن یتفرقا حتی یرِدا علی الحوض»

مسند ابن أبی شیبة، اسم المؤلف: أبی بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة، دار النشر: دار الوطن - الریاض - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل بن یوسف العزازی و أحمد بن فرید المزیدی، ج 1، ص 108، ح 135

محقق می‌نویسد: سند روایت ضعیف است، اما روایت صحیح است!! معنای این نظر این است که قطعاً این روایت از پیغمبر اکرم صادر شده است، گرچه نسبت به راویانی که به حدیث رسیده‌اند حرف داریم. روایت قطعی الصدور از پیغمبر اکرم است.

ایشان در ادامه می‌نویسد: «هیثمی» روایت را آورده و گفته است که سند روایت خوب است. من هم می گویم روایت صحیح است. «ألبانی» هم در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» گفته است که روایت صحیح است.

«احمد بن حنبل» متوفای 241 هجری در کتاب «مسند» در جلد 5 صفحه 181 این روایت را آورده است:

«انی تَارِک فِیکمْ خَلِیفَتَینِ کتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ ما بین السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أو ما بین السَّمَاءِ إلی الأَرْضِ وعترتی أَهْلُ بیتی وَإِنَّهُمَا لَنْ یتَفَرَّقَا حتی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 181، ح 21618

ایشان می‌نویسد: سند روایت حسن است. در مورد روایت حسن آمده است:

«والحسن کالصحیح فی الاحتجاج»

روایت حسن با روایت صحیح از نظر احتجاج هیچ تفاوتی ندارد.

أضواء علی السنة المحمدیة، نویسنده: محمود أبو ریة، وفات: 1385، رده: مصادر حدیث سنی – عام، خطی: خیر، چاپ: الخامسة، ص 282، باب الحسن

شیعه و اهل سنت بر این عقیده هستند. حتی وهابی‌ها هم می گویند: روایت حسن قابل استناد است. بنابراین «ابن ابی شیبه» متوفای 235 هجری و «احمد بن حنبل» متوفای 241 هجری این روایت را آورده‌اند.

«ابن ابی عاصم» متوفای 287 هجری در کتاب «السنة» جلد دوم این روایت را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

«إِنِّی قَدْ تَرَکتُ فِیکمُ الْخَلِیفَتَینِ بَعْدِی: کتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی، إِنَّهُمَا لَنْ یتَفَرَّقَا حَتَّی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ»

السنة، المؤلف: أبو بکر بن أبی عاصم وهو أحمد بن عمرو بن الضحاک بن مخلد الشیبانی (المتوفی: 287 هـ)، المحقق: محمد ناصر الدین الألبانی، الناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعة: الأولی، 1400، ج 2، ص 642، ح 1548

«البانی» گفته است: سند روایت صحیح است. «البانی» در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» این روایت را تصحیح کرده است. آقای «حاکم نیشابوری» متوفای 405 هجری هم حدیث ثقلین را در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» نقل کرده است.

«ابن تیمیه» در حدیث افتراق امت نوشته بود: گرچه «بخاری» و «مسلم» حدیث افتراق امت را نیاورده بودند و «ابن حزم» هم آن را تضعیف کرده است، اما «حاکم نیشابوری» این روایت را تصحیح کرده است و ما آن را قبول داریم. «حاکم نیشابوری» می‌نویسد:

«إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وأهل بیتی وإنهما لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»

ایشان در مورد سند روایت می‌نویسد:

«هذا حدیث صحیح الإسناد علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 160، ح 4711

آقای «ابن تیمیه»! شما در حدیث افتراق امت گفتید «ابن حزم» و دیگران آن را تضعیف کرده‌اند و به خاطر اینکه «حاکم نیشابوری» آن را تصحیح کرده است، روایت را قبول داریم. بفرمائید ایشان حدیث ثقلین را تصحیح کرده‌اند.

«هیثمی» متوفای 807 هجری در کتاب «مجمع الزوائد» جلد اول روایت را می‌آورد:

«إنی ترکت فیکم خلیفتین کتاب الله وأهل بیتی وإنهما لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»

یکی از شبهاتی که وهابیت مطرح کرده‌اند که بعداً هم به آنها خواهیم رسید، این است که می گویند: اگر پیغمبر اکرم گفته است من در میان شما دو امانت می‌گذارم و می‌روم، خلیفه قرآن چه کسی است؟! شیعه معتقدند اهلبیت خلیفه پیغمبر اکرم بودند!!

طبق این روایت هم قرآن کریم خلیفة النبی هست و هم عترت خلیفة النبی هستند. «لن» دلالت بر نفی ابد است، به این معنا که این دو هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند تا کنار حوض کوثر نزد من آیند. ایشان در مورد سند روایت می‌نویسد:

«رواه الطبرانی فی الکبیر ورجاله ثقات»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 1، ص 170، باب فی العمل بالکتاب والسنة

آقای «ابن تیمیه» چه پاسخی می‌فرمایید؟! آقای «سیوطی» در کتاب «الجامع الصغیر» جلد اول صفحه 4222 می‌نویسد:

«إِنِّی تارِک فِیکمْ خَلِیفَتَینِ: کتابَ الله حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَینَ السَّماءِ والأرْضِ وعِتْرَتِی أهلَ بیتی وإنهما لن یتَفَرَّقا حَتَّی یرِدَا عَلَی الحَوْضَ»

صحیح وضعیف الجامع الصغیر وزیادته، المؤلف: عبد الرحمن بن أبی بکر، جلال الدین السیوطی (المتوفی: 911 هـ)، مع الکتاب: أحکام محمد ناصر الدین الألبانی، ج 1، ص 4222، ح 4222

«البانی» در ذیل روایت می‌نویسد: روایت صحیح است. «احمد بن حنبل» این روایت را نقل کرده است و «طبرانی» هم از قول «زید بن ثابت» این روایت را نقل کرده است. در روایت بعد هم آمده است:

«إِنِّی تارِک فِیکمْ مَا إِن تَمَسَّکتُمْ بهِ لنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أحَدُهُما أعْظَمُ مِنَ الآخَرِ کتابُ الله حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّماءِ إِلَی الأرْضِ وعِتْرَتِی أهْلُ بَیتِی ولَنْ یتَفَرَّقا حَتَّی یرِدَا عَلَی الحَوْضَ»

حضرت در ادامه می‌فرمایند:

«فانْظُرُوا کیفَ تَخْلُفُونِی فِیهِما»

ببینید چطور با آنها برخورد می‌کنید.

آقای «البانی» بازهم می‌نویسد:

«صحیح»

صحیح وضعیف الجامع الصغیر وزیادته، المؤلف: عبد الرحمن بن أبی بکر، جلال الدین السیوطی (المتوفی: 911 هـ)، مع الکتاب: أحکام محمد ناصر الدین الألبانی، ج 1، ص 4223، ح 4223

آقای «ناصرالدین ألبانی» کتابی به نام «سلسلة الأحادیث الصحیحة» دارد. ایشان در این کتاب هرچه روایت صحیح در کتب اهل سنت بوده را جمع کرده است. ایشان دو سری کتاب نوشته است. یک سری «سلسلة الأحادیث الضعیفة» که حدود دوازده جلد است و دیگری «سلسلة الأحادیث الصحیحة» نام دارد که حدود 7 جلد است.

«البانی» تمام روایات صحیح اهل سنت را تحت عنوان «سلسلة الأحادیث الصحیحة» در یک جا جمع کرده است. ایشان در جلد چهارم صفحه 356 از کتاب «صحیح مسلم» نقل می‌کند:

«وأنا تارک فیکم ثقلین، أولهما کتاب الله، فیه الهدی والنور فخذوا بکتاب الله، واستمسکوا به - فحث علی کتاب الله ورغب فیه، ثم قال: - وأهل بیتی، أذکرکم الله فی أهل بیتی، أذکرکم الله فی أهل بیتی، أذکرکم الله فی أهل بیتی»

من در میان شما دو چیز به امانت می‌گذارم. اولین آن کتاب خداست که در آن هدایت و نور است.

ایشان در ادامه می‌نویسد:

«أخرجه مسلم (7 / 122 - 123) والطحاوی فی مشکل الآثار " (4 / 368) وأحمد (4 / 366 - 367) وابن أبی عاصم فی "السنة " (1550 و 1551) والطبرانی (5026) من طریق یزید بن حیان التمیمی عنهثم أخرج أحمد (4 / 371) والطبرانی (5040) والطحاوی من طریق علی بن ربیعة»

در انتهاء می‌نویسد:

«وإسناده صحیح، رجاله رجال الصحیح»

سند احمد بن حنبل صحیح است و رجال آن هم رجال صحیحین است.

سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقهها وفوائدها، المؤلف: محمد ناصر الدین بن الحاج الأشقودری الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، الناشر: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، الریاض، الطبعة: الأولی، ج 4، ص 356، ح 1761

دیگر بهتر از این می‌خواهید؟! آقای «محمود شکری آلوسی» که ناصبی است و نسبت به علمای شیعه هم عبارات وقیحی دارد، کتابی به نام «مختصر تحفه اثنی عشریه» دارد. «تحفه اثنی عشریه» یکی از کتاب‌هایی است که علیه شیعه نوشته شده است و «میر حامد حسین» در کتاب «عبقات» به این کتاب جواب داده است.

کتاب «عبقات» بصورت خلاصه در ده یا بیست جلد هم به چاپ رسیده است. به دستور مقام معظم رهبری آستان قدس رضوی اصل نسخه خطی را از هند آورده‌اند و دارند برای چاپ آماده می‌کنند. این کتاب شاید حدود پنجاه جلد باشد.

کتاب «عبقات الأنوار» یکی از کتاب‌هایی است که تا به حال کسی جرئت نکرده یک صفحه در رد این کتاب بنویسد. وقتی کتاب «عبقات الأنوار» درآمد نخست وزیر هند عصبانی شد، علمای اهل سنت را جمع کرد و گفت باید برای این کتاب جواب بنویسید.

آن‌ها گفتند: ما احتیاج به امکانات داریم. نخست وزیر هند گفت: هرچه می‌خواهید به شما می‌دهیم. اگر ساختمان می‌خواهید، وسیله نقلیه می‌خواهید یا حقوق خوب می‌خواهید به شما می‌دهم اما به شرط آنکه برای من وقت معین کنید. نخست وزیر هند دستور داد که باید برای من وقت معین کنید و سر آن مدت جواب را به من تحویل بدهید.

علمای اهل سنت گفتند: ما در عرض پنج سال به این کتاب جواب می‌دهیم، اما یکی دو ماه مانده به موعد مقرر با نخست وزیر هند ملاقات کردند و گفتند: یا اعدام کنید، یا اعلام کنید!! نخست وزیر هند گفت: معنای حرف شما چیست؟!

علمای اهل سنت گفتند: ما در این مدت که کتاب «عبقات الأنوار» اثر «میر حامد حسین» را مطالعه کردیم، دیدیم هرچه از کتاب‌های ما در اثبات حقانیت شیعه نقل کرده است همگی درست است. تمام این روایات در کتاب‌های ما هست.

اگر ما بخواهیم به این کتاب جواب بدهیم، باید تمام کتاب‌هایمان را نابود کنیم. دستور بدهید هرچه کتاب از شیعه در کتابخانه‌ها هست، نابود کنند. راه دیگر این است که اعلام کنیم و بگوییم حرف «میر حامد حسین» حق است.

«علامه امینی» (رضوان الله تعالی علیه) می‌فرماید: اگر کتاب «عبقات الآنوار» نبود، نمی‌توانستم کتاب «الغدیر» را بنویسم. در حقیقت تابش اولیه کتاب «الغدیر» از کتاب «عبقات الآنوار» اثر «میر حامد حسین» است.

جناب آقای آلوسی! لطفا کمی درباره این حرف خود فکر کنید!

آقای «آلوسی» کتاب «تحفه اثنی عشریه» را اولاً به عربی برگرداند و ثانیاً این کتاب را مختصر کرد. در این کتاب عبارت زیبایی آمده است که خیلی عجیب است.

فضیلت آن است که دشمن در کتابی که بر ضد شیعه نوشته شده است، بر حقانیت مذهب شیعه شهادت بدهد. ایشان می‌نویسد:

«وههنا فائدة جلیلة لها مناسبة مع هذا المقام، وهی أن رسول الله - صلی الله علیه وسلم - قال «إنی تارک فیکم الثقلین، فإن تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی أحدهما أعظم من الآخر: کتاب الله وعترتی أهل بیتی»

سپس می‌نویسد:

«وهذا الحدیث ثابت عند الفریقین أهل السنة والشیعة»

این روایت در نزد شیعه و اهل سنت ثابت و قطعی است.

«وقد علم منه أن رسول الله - صلی الله علیه وسلم - أمرنا فی المقدمات الدینیة والأحکام الشرعیة بالتمسک بهذین العظیمی والقدر والرجوع إلیهما فی کل أمر »

ما از این روایت علم داریم که پیغمبر اکرم به ما امر کرده است تا در مقدمات دینی و احکام شرعی خودمان به این دو آثار گرانقدر رسول اکرم تمسک کنیم و باید در تمام امورات خود به کتاب و اهلبیت مراجعه کنیم.

«فمن کان مذهبه مخالفا لهما فی الأمور الشرعیة اعتقادا وعملا فهو ضال ومذهبه باطل وفاسد لا یعبأ به»

هرکسی مذهبش در امور شرعیه و اعتقادی و عملی مخالف کتاب و اهلبیت باشد، انسان گمراهی است. مذهب این شخص باطل و فاسد است و برای مذهب او ارزشی قائل نیستیم.

«ومن جحد بهما فقد غوی ووقع فی مهاوی الردی »

هرکسی منکر کتاب و اهلبیت باشد، انسان گمراهی است. این شخص در پست‌ترین مراتب سقوط قرار گرفته است.

جالب این است که ایشان در ادامه می‌نویسد:

«ولیس المتمسک بهذین الحبلین المتینین إلا أهل السنة لأن کتاب الله ساقط عند الشیعة عن درجة الاعتبار »

جز اهل سنت کسی به کتاب و اهلبیت تمسک نکرده است. شیعه که اصلاً قرآن را هم قبول ندارد.

مختصر التحفة الاثنی عشریة، ألّف أصله باللغة الفارسیة: علامة الهند شاه عبد العزیز غلام حکیم الدهلوی، نقله من الفارسیة إلی العربیة: (سنة 1227 هـ) الشیخ الحافظ غلام محمد بن محیی الدین بن عمر الأسلمی، اختصره وهذبه: (سنة 1301 هـ) علامة العراق محمود شکری الألوسی، حققه وعلق حواشیه: محب الدین الخطیب، الناشر: المطبعة السلفیة، القاهرة، عام النشر: 1373 هـ، ج 1، ص 52

او ادعا می‌کند که شیعه به اهلبیت هم کاری ندارد. مذهبی که کتاب و اهلبیت برایش مهم است، ما اهل سنت هستیم!!

آقای «آلوسی» و طرفداران «آلوسی»! کارشناسان شبکه‌های وهابی! به من جواب بدهید. همین کتاب «صحیح بخاری» از اهلبیت چقدر روایت نقل کرده است؟!

تمام روایاتی که از امیرالمؤمنین در کتاب «صحیح بخاری» نقل شده است، بیست و نُه روایت است. همچنین از امام حسن و امام حسین یک روایت هم نیاورده است. کتاب «صحیح بخاری» از حضرت فاطمه زهرا یک روایت آورده است.

آقای «آلوسی» که ادعا می‌کنید ما اهل سنت به کتاب و سنت عمل می‌کنیم، آیا با آوردن بیست و نُه روایت از امیرالمؤمنین و چهارصد و هشتاد روایت از «ابوهریره» آن را اثبات می‌کنید؟!

واقعاً نمی‌دانیم این افراد برای حرف‌هایی که می‌زنند چه دلیلی دارند!! من گاهی اوقات که مطالب این افراد را می‌بینم، واقعاً نمی‌دانم به حرف‌های این افراد بخندم یا به بدبختی این افراد گریه کنم!!

در کتاب «شرح صحیح بخاری» اثر «ابن حجر عسقلانی» تعداد روایاتی که از علی بن أبی طالب نقل شده است را چنین آورده است:

«علی بن أبی طالب بن عبد المطلب الهاشمی تسعة وعشرون حدیثا»

مقدمة فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر، شهاب الدین، العسقلانی الشافعی، جلد 1، ص 472

در مجموع تمام کتب اهل سنت از امیرالمؤمنین پانصد و سی و هفت روایت نقل کرده است. حال از «ابوهریره» در کتاب «فتح الباری» آمده است:

«أبو هریرة الدوسی أربعمائة وستة وأربعون حدیثا»

مقدمة فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر، شهاب الدین، العسقلانی الشافعی، جلد 1، ص 473

در تمامی کتب اهل سنت از «ابوهریره» پنج هزار و سیصد و هفتاد و چهار روایت نقل شده است. جالب این است که در ابتدای کتاب «صحیح بخاری» از قول «ابن سیرین» نقل می‌کند:

«فَکانَ بن سِیرِینَ یرَی أَنَّ عَامَّةَ ما یروی عن عَلِی الْکذِبُ»

رأی ابن سیرین این است: عموم احادیثی که از علی بن أبی طالب نقل می‌شود دروغ است.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1359، ح 3504

یعنی همین چند روایت را هم زیر سؤال می‌برند! حال «آلوسی» ادعا می‌کند که تنها ما اهل سنت به حدیث ثقلین عمل کردیم!!

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون و متشکرم، خیلی استفاده کردیم و بهره بردیم. خداوند ان شاءالله سایه شما را مستدام بدارد و دوستان عزیز بیننده بتوانند از شما بهره ببرند و استفاده کنند.

بنده از محضر دوستان عذرخواهی می‌کنم. چند تن از مخاطبین روی خط ارتباطی آمده بودند، منتها امشب فرصت برنامه محدودتر بود و نشد که خدمت شما باشیم. ان شاءالله اگر عمری باشد حتماً در برنامه‌های بعدی در خدمت دوستان عزیز بیننده خواهیم بود.

تشکر می‌کنم که امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» را همراهی فرمودید. ان شاءالله که در پناه حبل المتین و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی باشید.

خدانگهدار

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها